تیوال آدنا | دیوار
S3 : 17:02:30
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
آدنا
درباره نمایش ملاقات i
ای داد بیداد! بلیط خارج از ظرفیت به تئاتر شهر هم رسید!!!! دلمون خوش بود یکی دو تا سالن از این آفت مصون مونده! گروه‌های اجرایی، دمتون گرم که هرچه بیشتر اعتراض می کنیم، کمتر وقعی می‌نهید!!!!
تاسف تاسف تاسف
۱۸ اسفند
ای داد بیداد
۱۸ اسفند
چیز جدیدی نیست، قبلا هم بوده در تئاتر شهر. اما در کل اتفاق جالبی نیست.
۲۰ اسفند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پروردگارا، ما را از شر صدای شاتر دوربین عکاسان و خنده‌های مستانه تماشاگران مصون بدار! آمین!
آدنا
درباره نمایش خانه برناردا آلبا i
دیدن نمایشی مثل این نمایش با بازی‌های خوب بازیگرانی مثل خانم تیموریان و مریم سعادت و سارا رسول‌زاده و کارگردانی دکتر رفیعی و نمایشی از لورکا فرصت مغتتمی است که همیشه تکرار نمی‌شود و به قول معروف «بیش باد». اما چند نکته انتقادی به ذهنم رسید که نمی دونم چقدر وارده چون من هیچ تخصصی در زمینه تئاتر ندارم. صرفا گاهی که فرصتی دست به دهد نمایش می‌بینم:
۱. از نظر من ایراد اصلی همان ریتم کار بود که به نظرم یه جاهایی به شدت کند و کشدار بود. به خصوص قسمت‌هایی که خواهرها در اطاق‌هایشان هستند می توانست کوتاه تر باشد ولی در عوض پایان‌بندی آن بسیار شتابزده و سریع درآمده بود. از جایی که حادثه آخر رخ می‌دهد و دیالوگ‌های پایانی مادر خانواده ریتم بسیار تند می‌شود و به نظر من ناگهان نمایش تمام می‌شود. با پایان ناگهانی مشکلی ندارم ولی وقتی یه جاهایی انقدر ریتم ... دیدن ادامه » نمایش کند است که تماشاگر خسته می‌شود انتظار می‌رود قسمت پایانی کمی مفصل‌تر باشد.
۲. علت عمق صحنه را نفمیدم. اینکه تخت‌ها مدام به عقب و جلو می‌رفتند برای من روشن نبود. یکی از دوستان هم اشاره کرده بودند که نه تتها چندان کارکردی نداشت بلکه برخی تماشاگران را در شنیدن دیالوگ‌ها با مشکل هم روبه رو می‌کرد.
۳. و ایراد دیگر به دکور نمایش است. من از ردیف دوم کار را دیدم ولی کسانی که در همین ردیف جلو گوشه ها نشسته بودند ـ بسته به اینکه سمت چپ بودند یا راست ـ وقتی تخت‌ها در انتهای صحنه بود، دو تخت اول از هر طرف را نمی‌دیدند. و به تبع بازی بازیگران را . فکر می‌کنم وقتی دکور طراحی و اجرا می‌شود باید از تمام صندلی‌ها کنترل شود که صحنه کاملا دیده شود. حالا دور یا نزدیک بودن به سن و واضح دیدن آن داستان دیگری است که به دکور ربطی ندارد. اما اینکه از برخی صندلی ها ،آن هم ردیف‌ها جلویی ، کاملا قسمتی از صحنه دیده نشود و نقطه کور وجود داشته باشد ایراد اصلی دکور کار است.
و البته دم خانم تیموریان گرم که در فرصت عوض شدن یک صحنه با صحنه بعد که نور کم شد، به جلوی سن آمد و باصدای بلند و خاص خودش گفت: خانم! اون گوشیت رو خاموش کن! تذکرشون با اون صدای محکم و پرقدرت عجیب چسبید.
دوستان تیوالی عزیز، آیا کسی اطلاع دارد که نمایشنامه «زبان تمشک‌های وحشی» که خانم ثمینی نوشته‌اند چاپ شده است یا نه؟ دنبال متن اصلی نمایشنامه می‌گردم.
فرزاد و سید حامد حسینیان این را خواندند
امیررضا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش خرده نان i
و اما نکته ای برای بعد از نمایش. من این کار را روز پنجشنبه و در نوبت اول اجرا دیدم. بماند که با ترافیک قفل‌شدهٔ تهران با چه دردسری رسیدیم. طوری که مجبور شدیم برای سر وقت رسیدن بعد از پارک ماشین، مسیری را بدویم و با یک ربع تاخیر رسیدیم که البته خوشبختانه نمایش هم کمی دیرتر شروع شد. طبق معمول آقای سلیمانی با روی خوش و محترمانه خواهش کردند که گوشی ها خاموش باشد. ده دقیقه ای نگذشته بود که صدای دینگ نوتیفیکیشن پیامک یا تلگرام گوشی کسی در فضای کوچک سالن بلند شد و آقای بهبودی با اعتراض آمیخته به تعجب و چشمهای گردشده به سمت صدا برگشتند. بماند که صاحب گوشی، یکی از مهمانان نمایش بودند، چون درست جلوی من نشسته بودند و یکی از عوامل سالن هم که روی صندلی نشسته بود به ایشان به آرامی تذکر داد که گوشی‌شان را خاموش کنند و اگر بیشتر نشانه بدهم آقای سلیمانی متوجه می‌شوند ... دیدن ادامه » چه کسی بودند!!!! :))))) اما همین باعث شد جناب بهبودی عزیز بعد از اتمام نمایش و تعظیمشان به تماشاگران خواهش کردند دوباره بشینیم و کسی فیلم نگیرد تا صحبتی بکنند. ابتدا با عصبانیت کنترل‌شده و آرام و سپس کمی برافروخته تر شاکی شدند از اینکه چرا نمی تونیم برای یک ساعت در جایی که هستیم از این گوشی فاصله بگیریم و احساس مسئولیتی در قبال بازیگر و دیگر تماشاگران نداریم که وقت می‌گذارن و میان. می گفتند مردم انتظار دارن ما در هر شرایطی تمرکز داشته باشیم. وظیفه مونه (که ظاهرا بعد از ماجرای پارسال و نمایش گفت‌وگوی برجای ماندگان ایشون کامنت‌های طلبکارانه زیادی دریافت کرده‌اند و داغ دلشان هنوز تازه است). من با اینکه نقشی نداشتم اما بسیار شرمنده شدم. حق دارند. این اتفاق برای ما یک شب و دوشب است. برای بازیگران تقریبا هر شب تکرار می‌شود. همونطور که من تماشاگر وظیفه بازیگر و کارگردان و مسئول سالن می‌دانم که کارش را درست انجام دهد تا نمایش رو در بهترین شکلش ببینم من تماشاگر هم در قبال بازیگر وظیفه دارم که تماشاگر خوبی باشم. نمایش که فیلم سینمایی نیست. بازیگر نفس به نفس تماشاگر در سالن بازی می‌کند و کار می‌کند. متاسفانه آخر هم ایشان کمی عصبانی از سالن خارج شدند و قطعا خستگی کار به تنشان ماند. والله من که گناهی نداشتم کلی خجالت کشیدم. هرچند بعید میدونم اون فرد موردنظر به اندازه من خجالت کشیده باشه!!!!
نمی دونم والله. متاسفانه با پدیده عجیبی روبه رو هستیم که دیگر بیشعوری نیست. بلکه «اصرار به بیشعوری» است. و این از اولی بدتر است.
دقیقا منم تو سالن بودم در شب موردنظر .
لحظه ایی که آقای بهبودی گفتن دوباره بشینیم بغض اومد سراغم و از خجالت اصلا نمیتونستم نگاه کنم بهشون .
همه حس خوب نمایش از بین رفت کلا :(
۱۵ دی
می فهمم حستون رو. به امید روزی که همه مون آداب تماشای تئاتر رو یاد بگیریم.
۱۵ دی
پیام خصوصی نداشتید...
من نقدم را اصلاح کردم...
خوشحال می شوم بخوانید و نظرتان را بگویید...
۱۶ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش خرده نان i
سلام. درمجموع نمایش خوبی بود و از دیدنش راضی ام. قبول دارم که کار ساده‌ای بود و به قول دوستان شبیه نمایش‌های رادیویی ولی من مشکلی با مختصر و مفید بودنش نداشتم چون به رغم پوسته و ظاهر ساده‌اش (البته بسته به احوالات و دغدغه‌های شخصی تماشاگر) قابلیت زدن تلنگر و به فکر واداشتن رو داشت. به خصوص برای من که در حال عبور از سالهای جوانی و ورود به سال‌های میانسالی هستم. حسرتهای زوج نمایش و یادآوری روزهای جوانی و آنچه می‌توانست بشود و نشده بود برای من بسیار قابل درک و لمس بود. ممنون از آقای سلیمانی برای کارگردانی کار و همچنین آقای بهبودی عزیز که یکی از بهترین‌ها هستند در صحنه نمایش و به طور قطع مطمئنم این کار اگر بازیگر دیگری با توانایی‌هایی کمتر از آقای بهبودی داشت اصلا این طور درنمی‌آمد. و همینطور خانم اقبال‌نژاد که در برخی از لحظات بسیار خوش نشسته ... دیدن ادامه » بودند کنار آقای بهبودی.
تعریف‌ها به کنار عمدهٔ انتقادات من به عنوان تماشاگر عام این بود: ۱. انتظارم دکور و طراحی صحنه ای بود که درعین سادگی بهتر باشد. ۲. من هم مثل بسیاری از دوستان ترجیح میدادم چهره آقای بهبودی را ،هنگام زدن پیانو و خواندن نت‌های آواز که شاید نمادی از یکی از بزرگترین حسرت‌های کاراکتر اصلی و همچنین به نظرم یکی از تاثیرگذارترین صحنه‌های نمایش بود، ببینم. آنهم با توانایی های آقای بهبودی. ۳. قسمت دوم نمایش یعنی جایی که با اتفاقات خانه همسایه آرامش این زوج خدشه دار می‌شود و درنتیجه زندگی یکنواخت این همه سال زندگی مشترک زیر سوال می‌رود، جای کار بیشتری داشت. فکر می کنم ظرفیت این را داشت که حتی طوفان بزرگتری را بین آنها ببینیم. (البته من متن اصلی رو نخوندم و نمی دونم متن اصلی چه طور بوده که این وظیفه من هست که اگر انتقادی دارم متن اصلی رو هم بخونم).
و دیگر انتقادات به جایی که دوستان پیشتر گفته‌آند و تکرار مکررات است.
در انتها یک خسته نباشید از بن جان به جناب سلیمانی عزیز و گرامی و آقای بهبودی نازنین و خانم اقبال‌نژاد. سلامت باشید و برقرار و پرکار بر صحنه نمایش.
سلام خانم آدنای گرامی ... ممنون... بسیاری از دریافت های شما درست بوده و به نکات خوبی اشاره کردید ما هم خوشحالیم که تماشاگران علاقمندی چون شما راضی هستید از دیدن نمایش ...

در مورد سوال ها شما را هم به پاسخی که به خانم بنی هاشمی داده ام در همین صفحه ارجاع ... دیدن ادامه » می دهم ...

و نکته ی آخر اینکه باید عرض کنم راستش من با سالها تحصیل و کار در تئاتر هنوز متوجه این نقدی که فرمودید دوستان کرده اند _ البته در این صفحه ندیدم _ و نمایش را رادیویی! دانسته اند نمی شوم. نه فقط درباره ی کار خودم بلکه اساسا این عبارت بسیار دم دستی شباهت به نمایش رادیویی را نمی فهمم ...

بازهم ممنونم از حضورتان و اینکه با لطف و صادقانه برای ما نوشتید ... پاینده باشید ...
۱۵ دی
سلام ویژه خدمت شما جناب سلیمانی گرامی و خسته نباشید حسابی برای نمایش خوبتان. بله. من هم با شما موافقم درمورد اون نمایش رادیویی. اگر اشتباه نکنم یکی از دوستان در یکی از کامنتها گفته بودند «برای نمایش رادیویی مناسبتره» که درواقع من هم منظورم از نوشتن اینکه ... دیدن ادامه » «به قول دوستان شبیه نمایش رادیویی» این بود که با اینکه ظاهر متن یه نمایشنامه ساده با کاراکترهای کم داشت و بیشتر گفتگومحور بود اما برای من تاثیرگذار بود و بازی ها هم که عالی. قصور از من بود که بد نوشتم و سؤتفاهم ایجاد شد. شرمنده. وگرنه مگر می‌شود نمایشی را که بازیگر در صحنه انجام می‌دهد با آنهمه حسی که از حالت چهره و بدن و ... به من تماشاگر القا می‌شود، در کنار دکور و طراحی نور و لباس و ... به رادیویی تشبیه کرد.
سلامت باشید و پاینده.
۱۵ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش خرده نان i
سلام به همه و به خصوص آقای سلیمانی عزیز. آیا در این نمایش هم خدای نکرده!‌ سیستم فروش بلیط خارج از ظرفیت وجود داره؟ البته خوشبختانه در قسمت فروش بلیط چیزی ندیدم. بنده که مصمم شدم نمایش هایی که از این سیستم در فروششون استفاده می‌کنند رو نبینم، از بس آزار دیدم از این روال نابه هنجار. امیدوارم این نمایش این سیستم رو نداشته باشه و بتونم آخر هفته با خیال راحت بلیط بخرم و به تماشای این کار بیام.
در شبی که بنده کار رو دیدم خارج از ظرفیت نداشت.
۰۸ دی
سلام آقای سلیمانی عزیز و گرامی. اول از همه بسیار ممنونم از توجه و پاسخگوییتون که مثل همیشه نشانه شخصیت بالا و مثال زدنی شماست. حقیقتش این داستان بلیط خارج از ظرفیت سر درازی دارد و به قول یکی از دوستان تیوالی، چاهی است که تهش معلوم نیست. ولی بعضی از سالن ... دیدن ادامه » های نمایش بسیار فاجعه بار این داستان رو مدیریت می کنند، به خصوص وقتی نمایشی به دلایل مختلف پربیننده می‌شود. (من بدترین تجربه رو در نمایش پچ‌پچه‌های پشت خط نبرد داشتم در سالن شهرزاد) . بپذیریم که حق کسی که وقت گذاشته و سر فرصت با پیگیری چند روزه یک بلیط مناسب تهیه کرده است ضایع می‌شود. حالا از اون مهمتر تصور کنید خطرات یک حادثه در سالنی که تمام راهروها و فضاهای خالی اش رو جمعیت پر کرده باشه.من از اواخر دهه ۶۰ و ۷۰ مخاطب تئاتر هستم. در سنین جوانی! وقت بیشتری داشتم و بیشتر نمایش میدیدم. با هزار دردسر باید یک بلیط تهیه می‌شد. سالن های محدود و فروشی که فقط از گیشه بود و باید برای نمایش های پربیننده مثل کارهای دکتر صادقی و دکتر رفیعی و آقای بیضایی صف های طولانی تحمل میشد و گاه بلیط هم به دست نمی آمد. الان که کار خیلی راحت شده. فروش های آنلاین و سالنهای متعدد که در پربیننده ترین کارها هم اگر وقت گذاشته بشه بلیط به دست می آد. بپذیریم که کوتاهی و کم لطفی و تنبلی از خودمان (ما بیننده ها) هم هست. انتظار من از سیستم سالن های نمایش است که قانون درست رو اجرا کنند وگرنه هر ارائه خدماتی ، ولو غیر استاندارد، طالب و طرفدار خودش رو داره. باور کنید حتی اگر یک خط هوایی علاوه بر صندلی های هواپیما، تعدادی مسافر رو اضافه بر ظرفیت سوار کنه و بگه روی زمین بشینند، باز عده ای حاضر میشن این بلیط رو بخرند. آیا خرید اونها دلیل بر ادامه این روش فروش بلیط هست؟
بگذریم. با توجه به توضیح شما در مورد سالن سایه و دقت شما در حفظ آرامش تماشاگران، حتما به دیدن نمایشتون میام و مطمئنم بسیار لذت خواهم برد از دیدنش. موفق باشید و برقرار.
۰۹ دی
سلام دوباره ... با فرمایش شما در مجموع موافقم و امیدوارم شرایط بهتر بشه برای علاقمندان و تماشاگران فهیم تئاتری چون شما ... پاینده باشید ...
۱۰ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش خانه برناردا آلبا i
دوستان کسی اطلاع داره حدوداً تا چه تاریخی این نمایش روی صحنه است؟
علی عبداللهی و زهره مقدم این را خواندند
سلام تا ۱۵ دی قطعا هست
۰۲ دی
تا ۲۶ دی تمدید شد
۱۰ دی
ممنون خانم حدادی. دیشب به دیدن این نمایش آمدم و لذت بردم.
۱۱ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش برای کلاه آهنی‌ها i
من سال گذشته به تماشای این نمایش رفتم و به نظر من فوق العاده بود. توصیه اکید می کنم که هرکس می تواند به تماشایش برود. یکی از اتفاقهای خیلی خوب تئاتر است این نمایش. از دستش ندهید.
گروه همیاری عزیز امکان خرید بلیط برای روزهای جدید (۱۶ مهر به بعد) رو چه زمانی اعلام می کنید؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش بی پدر i
دیروز نمایش را دیدم و الحق که کار بسیار خوبی بود. آفرین به آقای مساوات و گروه بازیگران و دیگر همکارانشان. واقعا خسته نباشید. پیشتر، دوستان فرهیخته مانند آقایان رحمانی و فتحیان و خانم پرندیس با نقدهای دقیق و موشکافانه‌شان به این کار ارزشمند پرداخته‌اند که خواندش بعد از دیدن کار لطف آن را دوچندان کرد برایم و دوست دارم از همه دوستانی که اینجا وقت می‌گذارند و نظرات کارشناسانه‌شان را مرقوم می‌کنند تشکر کنم.
چقدر تمام جزئیات کار حساب‌شده بود و تاثیر‌گذار مثلا همین نوای سوت گرگک (از فیلم بیل را بکش) تا قبل از خودبزپنداریش، موتیف‌های موسیقی بازی ماریو و منطق صفر و یکی بازی‌های کامپیوتری و ... که دوستان اشاره کرده بودند تا کلیت کار. بی‌هویتی و خودخوری و ... . همه چیز عالی بود. البته برای من که تا حدی تماشاگر عام تئاتر هستم نیز صحنه‌های آخر کمی طولانی ... دیدن ادامه » بودند و به نظرم می شد کمی کوتاهتر باشند. به هر حال واقعا از دیدن کار لذت بردم. دست مریزاد آقای مساوات.
و باز هم گلایه همیشگی از برخی تماشاگران همیشه در صحنه که روشن بودن گوشی های موبایلشان این بار در برابر قهقهه‌های گوشخراش چند نفر، آن هم در نیمه پایانی نمایش که خشونت آن هر لحظه پررنگ‌تر می‌شد، اصلا مهم نبود. از همان شروع نمایش و سکوت حساب‌شده آن که جزو نمایش بود عده ای شروع کردند به خندیدن!!! و فردی در پشت سر من از سر طنازی خنک و بی مزه ای مدام می گفت:‌ «بی پدر! شروع بشو دیگه» و هارهار خنده!!! تا قهقهه‌های مستانه بعضی ها. منکر نمی‌شوم که خودم نیز در لحظاتی خنده‌ام گرفت اما آرام و بی‌صدا. شعور اجتماعی حکم می کند که در محیط‌های عمومی صدایمان را کنترل کنیم. من می توانم در محیط شخصی خودم با دیدن هر اثر خنده‌داری چنان خنده سر دهم که دیوار بلرزد!!! ولی در محیط عمومی چقدر باید خودخواه باشم و شعورم پایین که نفهمم شاید کسی از صدای بلند من آزرده شود. متاسفم که قبل از یاد گرفتن فرهنگ هر چیزی اصرار بر تجربه‌اش داریم. تئاتر دیدن آدابی دارد. مانند آدم بودن.
وحید عمرانی این را خواند
امیرمسعود فدائی، امیر، علی و پرندیس این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش برای کلاه آهنی‌ها i
انتقادی هم از تئاتر باران دارم. علت اینکه بعد از شروع نمایش در سالن باز شد و چند نفری سریع وارد شده و نشستند را نفهمیدم. با رد شدن از جلوی پای من و همراهانم . آن هم به سختی و در تاریکی کمی من و همراهانم در ابتدای اجرا عصبانی شدیم. در تئاتر تماشاگر اگر دیر هم برسد حق ورود به سالن را ندارد و این کار اصلا حرفه ای نیست و قطعا گروه نمایش هم آن را نمی‌پسندد. ظاهرا در شبهای قبل هم این اتفاق افتاده است. خواهش می کنم جلوی این حرکت را در شب‌های بعد بگیرید. سالن کوچک است و ورود حتی یک نفر هم بعد از شروع اجرا مزاحمت ایجاد می کند و کمی توهین به من تماشاگری است که وقت گذاشته‌ام و به موقع به سالن رسیده‌ام. امیدوارم تماشاگران شب‌های بعد شاهد این اتفاق نباشند.
آدنا
درباره نمایش برای کلاه آهنی‌ها i
کلاه‌آهنی های نازنین، ممنون که بعد از عید نوروز هم به اجرا ادامه دادید تا حسرت دیدن این نمایش به دلم نماند. دیروز نمایشتان را دیدم و بسیار دوست داشتم و راضی از سالن خارج شدم. این روزها این حس رضایت بعد از دیدن یک نمایش خوب متاسفانه کم اتفاق می افتد. ممنونم برای اجرای خوبتان. نمایشنامهٔ خوب، بازی ها روان، طنز به‌جایی که به مرز لودگی نرسید و در عین حال تلخی جنگ و پوچی آن را به خوبی برای تماشاگر برجسته می‌کرد. تک تک چهار بازیگر نمایش خوب بودند. بازی‌های خوب و نتیجتاً این اجرای مطبوع تقریبا به طور مساوی بین ۴ بازیگر تقسیم شده بود. حقیقتا نمی‌توانم با اختلاف قابل توجهی بگویم که کدام یک بهتر بودند. همه خوب بودید. آقای عبدی در انتهای نمایش گفتند کار بدون هیچ حامی مالی و تهیه کننده‌ای روی صحنه رفته است و معلوم است از جان و دل مایه گذاشته‌اید و به قول ... دیدن ادامه » معروف:‌ «آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.»
دمتان گرم. امیدوارم کارهای ارزشمند دیگری از شما را به تماشا بنشینم.
سپاس ادنا ی مهربان.
دو نمایش دیگه هم داره اجرا میره
(مافیا) که جناب عبدی دستیار و آقای زارع بازیگر این نمایش هستند.
(سیزیف و کمدی )مرگ که من یکی از بازیگران اون نمایش هستم.
۱۹ فروردین ۱۳۹۶
جناب آقای حسینعلی‌پور گرامی
ممنون از لطف شما. حتما به دیدن نمایش‌هایتان می‌آیم. پاینده باشید و برقرار.
۲۰ فروردین ۱۳۹۶
"کلاه آهنی‌ها به صحنه باز می‌گردند"
سلام:
بی‌شک شما دوست فرهیخته آگاهید که در روزگار مدرن امروز، هیچ محصول و اندیشه‌ای بدون پشتوانه‌ی مردمی، نمی‌تواند به بقای خود ادامه دهد. تئاتر نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ برای مخاطبش آفریده می‌شود و تئاتر ... دیدن ادامه » بی‌مخاطب هرگز وجود نداشته است. به عبارت دیگر، تماشاگر تئاتر فقط مصرف کننده نیست؛ بى تردید یکى از ارکان اصلى آن است.
گروه نمایش "برای کلاه آهنی‌ها" به خود می‌بالد که موفق شده در اجراهای پیشین نمایش خود، بهترین، مهربان‌ترین و دلسوز‌ترین تماشاگران را پذیرا باشد. باور این مهم را، شما و دیگر عزیزان دوستدار تئاتر با یادداشت‌های پرمهر و حمایت‌های بی‌دریغ‌تان به ما ارزانی داشته‌اید.
حال، ما سرخوش و دل‌گرم به حضور شما و دوستان‌تان، دوباره از روز ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ (برای آخرین بار) و فقط به مدت ۱۵ شب به صحنه بازخواهیم گشت، تا دیگربار لذت وصف‌ناپذیر هم‌نفسی با تماشاگران‌مان را تکرار کنیم.
به امید آن‌که بار دیگر ما را لایق حمایت مهربانانه‌ی خود بدانید.
کوچک شما
پژمان عبدی
۰۹ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش برای کلاه آهنی‌ها i
در برنامه ام بود که این نمایش رو با این همه نظرات مثبت ببینم ولی متاسفانه به خاطر مشغله آخر سال امکان دیدنش برام مهیا نیست. امکانش هست که در سال پیش رو این نمایش مجددا روی صحنه برود؟ لطفاً!
آدنا عزیز
متاسفانه این نمایش امکان تمدید ندارد
و تنها تا ۲۶ اسفند روی صحنه می ماند
۲۳ اسفند ۱۳۹۵
ممنون آقای پارسافر از اطلاع‌رسانیتان. امیدوارم فرصت دست بده و بتونم در روزهایی که گفتید به تماشای این نمایش دیدنی بنشینم
۲۷ اسفند ۱۳۹۵
ممنون که اجرای آخر هفته گذاشتید. برای پنجشنبه بلیط گرفتیم و به دیدن نمایش می‌آییم.
۱۴ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش را پنجشنبه شب دیدم و برای من قابل قبول بود و لذت بردم. بحث کارشناسی نمی‌کنم چون کارشناس نیستم و دوستان مطلع با نظرات مختلف پیشتر همین جا بحث کرده‌اند. من می‌خواهم کمی دردودل کنم درباب آداب دیدن نمایش.
پیش از آنکه خود به تماشای این نمایش بروم بین نظرات دوستان در اینجا به این اعتراض برخورده بودم که آقای پسیانی برخوردشان با حضار درباره خاموش بودن گوشی‌های همراهشان خوب نیست و خیلی کنجکاو بودم که ببینم چه برخوردی دارند. اولین تذکرشان در خارج از سالن و قبل از ورود افراد به سالن بود که محترمانه خواهش کردند با گوشی خاموش وارد شویم. حتی نه در حالت پرواز، خاموش. سپس هنگام ورود به سالن باز خوش‌آمد گفتند. حین نشستن افراد هم اگر کسی گوشی‌اش روشن بود باز خواهش می کردند که خاموش کنند. بعد از نشستن کامل افراد باز توضیح دادند که خاموش بودن گوشی همراه ... دیدن ادامه » آداب دیدن تئاتر است. مثل رفتن به نمازخانه بدون کفش و ... خواهش کردند که با هم ۸۰ دقیقه زندگی بدون موبایل رو تجربه کنیم. با این حال افراد هنوز گوشی روشن داشتند طوری که در نیمه نمایش خودشون خیلی آرام طوری که مزاحمتی برای دیگران نباشد به کسی که چند ردیف پشت سر من نشسته بود و لابد ال سی دی روشنش را دیده بودند تذکر دادند و تا آخر هم همانجا روی پله ها نشستند. بماند در ردیف یک روبه روی من وسط نمایش گوشی خانمی زنگ خورد. شانس آورد که زنگش کم بود و آقای پسیانی نشنید و با خنده ریز یواشکی زنگ رو خاموش کرد!!! و البته رفتار عجیبی هم داشت. به همراه آقای بغل‌دستی‌اش در تمام قسمت نمایش که رومئو و ژولیت در حال جان دادند به حالت مسخره می‌خندیدند.
مفصل نوشتم برای این که بگویم به تماشای کاری رفته ایم که کارگردان کار از ما چند بار خواهش می کند گوشی‌مان را خاموش کنیم. هیچ احترامی برای حرف ایشان قائل نیستیم و این کار را نمی کنیم. چرا؟ نمی‌دانم. قانون‌گریزیم یا این یواشکی روشن بودن را به پای زرنگی‌مان می‌گذاریم یا آدم بسیار بسیار مهمی هستیم مثل پزشکی که همین الان مریضش را عمل قلب باز کرده و آن‌کال است یا رئیس جمهوریم که اگر ۸۰ دقیقه گوشی‌مان را خاموش کنیم یک جای کار دنیا لنگ می‌شود؟؟؟
اساساً ما فقط منتظریم تا کسی کاری کند و به ما بربخورد. ولی فکر نمی‌کنیم کار ما چقدر می‌تواند کسی را برنجاند! تذکر آقای پسیانی بعضی‌ها را می‌رنجاند ولی ایشان حق ندارد از گوش ندادن دیگران به خواهشش برنجد!!! کمی فکر کنیم!
امیدوارم کسی از نوشته‌ام نرنجد!
فقط میتوانم بگویم متاسفم! و از این نوع رفتارهای حقیقتا زشت، نه تنها افراد بی مسیولیت که همه چیز را به سخره نادانیشان میگیرند، که متاسفانه در تماشاگران تقریبا تیاتری هم به کرات دیده ام. از خنده های بیچهت تا پچ پچ های نه چندان در گوشی گرفته تا لگد زدن به ... دیدن ادامه » نفر جلویی به بهانه ناراجتی صندلی، که گویا فقط مختص صندلی آن جنابان همیشه ناراحت است! موبایلها که داستان پایان ناپذیری است..! به نظرم بی تاثیر از عوامانه شدن محیط تیاتر نیست که بازهم جلوتر از فرهنگش حرکت کرده است. پس دوست عزیز آدنا! نگران رنجیدن عده ای که خودخواهیشان بر فرهنگشان میچربد نباشید! باید مکرر تذکر داد و فرهنگسازی کرد. هیچ چیز بدتر از آن نیست که حین نمایش درگیر چنین افرادی شوید که نمیخواهند بپذیرند هر محیطی آدابی دارد. وقتش است که یاد بگیرند تکروی را کنار بگذارند و احترام پیشه کنند حتی اجباری! ار صبر و یاد آوری آقای پسیانی، هنرمند محترم سپاس!
۲۵ دی ۱۳۹۵
آدنای عزیز بابت طرح این مسئله و همچنین ترویج فرهنگ تعامل درعین تفاوت در کامنتی دیگر محظوظم و از شما متشکر. وجود همتیوالیان عزیز و فهیمی چون شما را ارج می نهم.
امیدوارم بیشتر شاهد حضور فرخنده تان باشیم.
۲۹ دی ۱۳۹۵
کیان عزیز
ممنونم از لطفی که به دو نوشتهٔ من یا به عبارت دیگر درد و دل من داشتید. مایه افتخار من است. من همیشه خواننده خاموش نظرات دوستان در تیوال بوده ام و همواره یکی از بهترین و موشکافانه ترین نقدها که برای من بسیار راهگشا و مفید بوده است نظرات شما و چند ... دیدن ادامه » نفر از عزیزان دیگر بوده است. من هم امیدوارم پذیرش ما در مواجهه با تفاوت‌ها بیشتر شود. ایام به کام.
۳۰ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا اطلاع رسانی کنید که چه روزی و در چه ساعتی امکان خرید بلیط روزهای جدید فراهم می شود
جواد طباطبایی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید