تیوال آدنا | دیوار
S3 : 12:38:00
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
آدنا
درباره نمایش لانچر ۵ i
و نکاتی در مورد مدیریت سالن و دوستان تماشاگر (که یک گلایه کلی است و فقط نمایش خوب لانچر۵ رو نشانه نمی‌رود)
امان از این خنده‌های مستانه و آزاردهنده دوستان. چنان مصنوعی و بلند می‌خندیدند که من بخشی از دیالوگها رو نمی‌شنیدم. و سوالم اینجاست که بازیگران با این خنده‌های عجیب (خنده عادی منظورم نیست) مشکلی ندارند! درهرصورت کمی تمرکز رو به هم میزنه. از بس عجیب غیرعادیه!!!
و انقدر از این ماجرای خارج از ظرفیت نالیده‌ایم که والله خود من روم نمیشه دیگر غر بزنم. ولی واقعا آزاردهنده است. و نکته جالب اینکه صندلی های خالی هم تعدادی بودند که نصیب برخی دوستان خارج از ظرفیتی شدند!!!! حالا نمی‌دانم صاحبان صندلی از دیدن نمایش پشیمان شده بودند و نیامده بودند یا تحریم کرده بودند یا ... . دوستان هم که همه می‌خوان همون ردیف‌های جلو بشینند در حالیکه عقبتر سالن روی پله ... دیدن ادامه » ها جا بود (که در این سالن کوچک چندان دور از صحنه هم نیست) ولی همه همان جلو روی سروکله هم نشسته بودند. واقعا جای تاسف داره که حتی یکی از کامنت‌گذاران هم که ظاهرا دانشجوی تئاتره با افتخار گفتند که من برام خارج از ظرفیت نشستن جذابه چون به صحنه نزدیکم! والله اگر فردا بگن وسط صحنه بشینید لابد عده ای می گن وای من خارج از ظرفیت نشستن برام جذابه چون خیلی دوست دارم جزو آکسسوار صحنه باشم!!!!! من در میانه دهه پنجم زندگیم هستم. سالهای اوج دیدن نمایش برای من سالهای پایانی دهه ۶۰ و کل دهه ۷۰ بود که نوجوان و بعدتر جوان و دانشجو بودم و بی‌دغدغه. درست است جمعیت کم بود ولی مگر چند سالن در تهران بود؟ اینترنت و سایت فروش بلیط نبود که کمابیش راحت پشت میز بشه بلیط تهیه کرد. من و چند نفر از دوستانم که همه عاشق نمایش بودیم ساعت ها در صف فروش بلیط نمایش‌های اساتیدی مثل قطب‌الدین صادقی، بهرام بیضایی، علی رفیعی، حمید سمندریان و ... در سرما و گرما ایستاده‌ایم و آخر هم بلیط گیرمان نیامده! اون هم در زمانه ای که نه مترویی در کار بود و نه تاکسی اینترنتی و غیره. من نمی‌فهمم این داستان خارج از ظرفیت رو. نگویید کسانی هستند که از دیدن نمایش جامانده اند و مشتاقند. ظاهراً به هر دلیلی مثل ارزانتر بودن یا نزدیک بودن به صحنه عده ای فقط طالب این نوع بلیط ها هستند! این کار غیر استاندارده و متاسفانه انگار یکی دو حادثه باید رخ بدهد تا شاید! شاید! جمعش کنند.
چقدر زیاد موافق بودم با این متن
حرف دل همه مون بود
۰۲ شهریور
دقیقا سپهر جان. همه چیز در صرفهٔ اقتصادی خلاصه شده. کلاً همه چیز فقط به پول داره ختم میشه و هنری که هدفش فقط درامدزایی باشه سرنوشت خوبی نداره متاسفانه.
۰۲ شهریور
امان از این خنده هاى هیستریک اعصاب خرد کن که در همه نمایشها و سالنها هم هستند
امان از این خارج از ظرفیتها که حتى نفس کشیدن هم دشوار میشود، در نمایشى کسى که ردیفهاى اخر نشسته بود و به دلیلى میخواست اواسط نمایش سالن را ترک کند ، مجبور بود از سر و کله ملت ... دیدن ادامه » بالا برود و پاها و دستهایشان را له کند، تا راهى پیدا کند.
۰۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش لانچر ۵ i
خب به قول معروف، «عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگوی». از حاشیه‌های آزاردهندهٔ خرید بلیط و مدیریت ظرفیت سالن و ... شکایت کرده بودم ولی بدون هیچ شک و تردیدی و البته از نظر من، لانچر ۵ یکی از بهترین نمایش‌هایی بود که در سال‌های اخیر دیدم. دیشب به همراه دو نفر دیگر به تماشای کار آمدیم و واقعاً دلم می‌خواد یک خسته‌نباشید جانانه بگویم به تک تک گروه نمایش. جناب سعیدی و جناب صرامی برای نویسندگی و کارگردانی کار و امیر نوروزی بی‌نظیر برای ایفای نقش شایگان که حقیقتاً عالی بود و تک‌تک بازیگران که حتی در کوتاهترین نقششان هم عالی بودند. دمتون گرم و امیدوارم در آینده بیشتر بر روی صحنه ببینیمتان، البته با همین کیفیت، بلکه بهتر و خوشحالم که در اینجا و در خلال کامنت‌ها نوید اجرای مجدد کار در آینده‌ای نزدیک در سالنی بزرگتر را داده‌اند. امیدوارم کل این ماجراها ... دیدن ادامه » و حاشیه‌ها با اجرایی در سالنی بهتر و درخور این نمایش از یادمان برود.
با اجازه کمی از عیب می هم بگویم، حالا عیب که نه ولی چند نظر انتقادی (چون خود آقای سعیدی گفتند برایمان بنویسید). البته من تخصصی در زمینه نمایش ندارم و نظراتم را بگذارید به پای یک تماشاگر میانسال عادی و صرفاً علاقه‌مند! از نظر من بهتر بود که کار کمی شاید در حد یک ربع کوتاهتر می‌شد. البته انقدر کار من رو جذب کرده بود که این زمان اضافه آنقدر در برخی کارها اذیت شدم آزارم نداد. و دیگر اینکه صدای بازیگران گاهی خوب شنیده نمی‌شد. ما ردیف چهار بودیم ولی سالن که چندان بزرگ نیست و حتی ردیف آخر هم فاصله‌ای ندارد با صحنه ندارد. گاهی در شنیدن برخی دیالوگ‌ها حتی دیالوگ‌های آقای نوروزی من و همراهانم مشکل داشتیم (که دیدم یکی از دوستان هم اینجا اشاره ای به این موضوع کرده بودند). ریتم کار کمی در یک سوم پایانی کار افت داره. البته کمی. و انتهای نمایش به نظر من می‌تونست تکان‌دهنده‌تر باشه. وقتی آخرین سرباز میاد و اطلاعاتی رو عنوان می‌کنه که حقیقت ماجرا دوباره برای همه ما زیر سوال میره. الان که فکر می‌کنم حس می‌کنم می تونست سیلی محکم‌تری به همه ما بزنه.
ولی در نهایت عالی بود. یک گروه جوان و از دل یک کار دانشجویی جز تحسین و رضایت قابل توجه برای من چیزی به یادگار نمی‌ماند. پاینده باشید.
آدنا
درباره نمایش دریم لند i
سلام. احتمال تمدید شدن این نمایش وجود داره؟
آوا تدین این را خواند
سلام، احتمالا تا ۸ شهریور
۳۰ مرداد
ممنون خانم تدین.
۳۱ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش لانچر ۵ i
بعدازظهر روز دوشنبه که تعطیل بود و جناب سعیدی نوید باز شدن فروش بلیط رو از روز قبلتر داده بودند، پشت کامپیوترم مشغول کار بودم و هر از گاهی هم یک ریفرشی از سر ناامیدی می کردم که بخت یارم شد و دیدم گزینه خرید بلیط فعال شده و ظاهراً اون روز دوستان که حق هم داشتند، از انتظار خسته شده بودند و طبعاً صفحه رو ترک کرده بودند. این شد که یک بار ما شانس آوردیم و توانستیم بلیط تهیه کنیم. حقیقتا با اینکه بلیط رو تهیه کردم ولی با دوستانی که انقدر برای تهیه اذیت شدند و احساس توهین شدن بهشون دست داده عمیقاً هم دردم. به رغم اینکه جناب سعیدی پوزش خواستند از نحوه باز شدن بلیط، ولی باز هم انگار آنکه در این باره دستی بر آتش دارد ، وقعی ننهاد و کار خودش را کرد!
حناب سعیدی من بشخصه به خاطر قولی که شما دادید که در اجراهای تمدیدی وضعیت تهویه سالن بهتر خواهد بود و خبری از بلیط ... دیدن ادامه » های خارج از ظرفیت نخواهد بود بلیط گرفتم. راستش با این وضعیتی که پیش آمده کمی نگران شدم و امیدوارم آن وضعیت ناراحت و عذاب آوری که ظاهرا برخی اجراها داشته رخ ندهد. با عرض احترام و ارادت به شما ولی جان هرکس که دوست می‌دارید حداقل سر این قولتان بمانید. البته در نیت قلبی شما شکی ندارم و میدانم که شما و همکارانتان نیز احتمالا به نوعی قربانی هستید. متاسفانه در این موقعیت‌ها عجیب یاد قانون آنتروپی می افتم:‌ آنتروپی موجود در یک سیستم بسته، همواره در حال افزایش خواهد بود!
شما باید یک بار هم خودتون رو بذارید جای ما
من روزی صدتا پیام دریافت می‌کنم که «ما بلیت نتونستیم تهیه کنیم و لطفا خارج از ظرفیت بفروشید»
ما باید چه تصمیمی بگیریم؟
همین‌جوریش هم در مظان اتهامیم که بلیت‌ها رو احتکار می‌کنیم
من واقعا دیگه نمی‌دونم به ... دیدن ادامه » چه شکلی و با چه واژگانی عذرخواهی کنم و توضیح بدم شرایط رو
اتفاقی که افتاده از کنترل ما خارج شده
۲۳ مرداد
کاملا باهاتون موافقم آنا جان من واقعا نمیتونم خودم رو جای جناب سعیدی بزارم چون من هم انتخابم با ایشون قطعا متفاوت بود!!!
۲۳ مرداد
فقط امیدوارم تمام این ماجراها حداقل برای ایشون که از اهالی تئاتر هستند یه تجربه بشه و بتونن منشأ اثری باشند در این وضعیت کلی بلیط فروشی ها و ... . ما که مخاطبیم و متاسفانه دستمان کوتاه و خرما بر نخیل. غر می‌زنیم، عصبانی می‌شیم و با هم بحث می‌کنیم ولی از ... دیدن ادامه » سر علاقه ای که داریم به دیدن نمایش، در نهایت این جوری که کشیدیم یادمون میره و چند وقت بعد سر یه نمایش دیگه روز از نو و روزی از نو. همین داستانها تکرار میشه! (دور از جان همه ولی) بیچاره این مخاطب! حکایت تماشاچی عاشق نمایش هم حکایت این شعره: رشته‌ای بر گردنم افکنده دوست / می‌برد هرجا که خاطرخواه اوست!
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قطعا الزامی نیست که یک بازیگر تئاتر (خواه جوان و نوپا و خواه قدیمی و باتجربه) عضو قدیمی تیوال باشد، یا حتی اصلاً عضو باشد. حالا اگر باشد قطعاً خیلی بهتر است و اگر تعامل هم داشته باشد با مخاطبان که چه بهتر. ولی اینکه فقط و فقط به نمایشی که خودش درش بازی کرده امتیاز بدهد، آن هم حداکثر امتیاز به نظر من کمی عجیب است. تازه آن هم از نمایشی که برخلاف انتظار از نام کارگردان و بازیگرانش، انتقاد فراوانی به آن شده است. خب شکی نیست که به قول معروف هیچ بقالی نمیگه ماست من ترشه! (مثال بود و در مثل نیز مناقشه نیست). ولی به نظرم بهتر است امتیاز رو دیگران بدهند، حتی اگر ممنوعیتی برای امتیاز دادن صاحب اثر یا مشارکت‌کنندگان آن نباشد. ولی اینکه ما خیلی خوبیم را علناً جایی ثبت کنیم، آن هم با تمام انتقادات وارده، امیدوارم که از سر جوانی و بی‌تجربگی باشد (که خوشبختانه این ... دیدن ادامه » را می‌شود امید به اصلاحش داشت) وگرنه... !
آدنا
درباره نمایش این یک اعتراف است i
شکی نیست که کار خوبی روی صحنه است. فرزین محدث کسیه که به اعتبارش میشه رفت و با خیال نسبتا راحتی انتظار نمایش خوبی رو داشت و خیلی خوشحال کننده است این اتفاقات در دنیای نمایش این روزهای ما. ولی باز سوالی که این چند وقت ذهنم رو درگیر کرده که چرا قیمت کار بلیط ردیف جلو باید ۴۵ تومن باشه. این رو من باب اعتراض نمی پرسم. داستان چیه؟ کاری که یک بازیگر داره و دکور و طراحی لباس و ... هم پرخرج نیست و سالن هم نوفل لوشاتوئه، نه مثلا وحدت. حدود یک ساعت هم بیشتر نیست! حقیقتا برای من کمی عجیبه.
درود بر شما
بحث مربوط به بهای بلیت قبلا در برگه نمایش مطرح شده است و از سوی گروه محترم اجرایی توضیحات کاملی ارائه شده است.
نوشته مورد نظر: https://www.tiwall.com/wall/post/211163
با سپاس از همراهی شما
۱۲ مرداد
ممنون از لینک توضیحاتی که گذاشتید. البته ای کاش لینک توضیحاتی که جناب رزمجو ذیل نظر خانم حدیث ارائه دادند رو می گذاشتید. اون توضیحات با جزئیات بیشتر و به‌تبع راه‌گشاتر و کمک‌کننده‌تر و البته خواندنش توام با آرامش بیشتری بود. سعی می کنم حتما این نمایش ... دیدن ادامه » رو از دست ندهم. آرزوی موفقیت دارم برای تک تک عوامل این نمایش.
۱۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش مارلون براندو i
۵۰ تومن؟ چرا اونوقت؟
آدنا
درباره فیلم سرخپوست i
فیلم سرخپوست به معنای واقعی کلمه «دیدنی» است. منظورم از دیدنی معنایی که ابتدا در ذهن همه متبادر می‌شود نیست. بلکه مراد من از این واژه این است که تصاویر فیلم از بیشتر ویژگی های دیگر فیلم یک سر و گردن بالاتر است. ضعف در فیلمنامه (متاسفانه مشکل اصلی اغلب فیلم های این سالها) ، شخصیت پردازی، و منطق داستان، جدی و قابل اعتناست اما تصاویر زیبا با جزئیات و قاب‌بندی های استثنایی آن، اتفاقی است که کمتر در پرده سینمایمان این روزها شاهدش هستیم، از این رو، با تمام مشکلاتی که دارد دیدنش بر پرده سینما فرصتی است مغتنم که برای نوازش چشمانتان به‌شدت توصیه می‌شود.
دوستان کسی نویسنده این نمایش رو می شناسه؟ من اسم ایشون رو با همون عنوانی که در شناسنامه کار اومده (دکتر محسن اسماعیلی) جستجو می کنم به یکی از حقوق دان‌های عضو شورای نگهبان می رسم! نوشته‌اند که کار یک سایکودرام است، با توجه به اینکه ترجمه نیست و در ادبیات نمایشی ما، چندان این ژانر نمایش رو نداریم دوست دارم اطلاعات بیشتری از نویسنده این کار داشته باشم.
روزی که من برای اجرا رفتم نویسنده کار هم اومده بودن که البته کارگردان اعلام کردند که کمی متن ایشون رو تغییر دادند.من هم ایشون رو نمی شناختم.اما این نمایش ارزش دیدن رو داره.پیشنهاد می کنم.
۲۳ اردیبهشت
ممنون شیرین عزیز. :)))
۲۴ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان تئآتربین حرفه‌ای عزیز کسی این نمایش «داستان‌های پزشک محبوب من» رو دیده؟ چطوره؟ توصیه می کنید به دیدنش؟
فرزاد این را خواند
سلام دوست عزیز
البته نظرات ممکنه قطعا متفاوت باشه اما من اولین روز اجرا دیدم. بسیار بی نظم بود و احساس میکردم بیشتر تو جلسه تمرین نشستم. آقای کارگردان همش تو مسیر بیرون رفتن و داخل سالن شدن بودن و البته بماند که حدود بیست دقیقه از اجرا گذشته بود و هنوز ... دیدن ادامه » هم در سالن باز بود و همچنان افرادی در حال ورود به سالن بودن.... اما داستان ها جالب بودن.
۲۴ فروردین
ممنون زهره جان. متاسفم که در مجموع راضی نبودید. امان از این بی نظمی ها. هدف دیدن نمایش و یه اجرای قابل قبوله وگرنه که داستان ها رو میشه خوند. کاری هست روی صحنه که دیدنش رو توصیه کنید (البته به جز ملاقات)؟
۲۵ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان علاقه مندی که می خواهید شانستان برای خرید رو دوباره امتحان کنید، طبق خبرگزاری ایسنا، کنسرت برای روزهای ۲۵ و ۳۱ فروردین تمدید شده و ظاهراً امکان خرید بلیط روزهای جدید فردا چهارشنبه ۲۱ فروردین مهیا می شه. البته احتمالا گروه همیاری اطلاع دقیق میده اینجا. هرکس رفت جای من رو خالی کنه. :)
ملیکا یزدانی فرد و زهره مقدم این را خواندند
سپیده پورمرعشی، FARZIN و پیمان علیزاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش ملاقات i
ای داد بیداد! بلیط خارج از ظرفیت به تئاتر شهر هم رسید!!!! دلمون خوش بود یکی دو تا سالن از این آفت مصون مونده! گروه‌های اجرایی، دمتون گرم که هرچه بیشتر اعتراض می کنیم، کمتر وقعی می‌نهید!!!!
تاسف تاسف تاسف
۱۸ اسفند ۱۳۹۷
ای داد بیداد
۱۸ اسفند ۱۳۹۷
چیز جدیدی نیست، قبلا هم بوده در تئاتر شهر. اما در کل اتفاق جالبی نیست.
۲۰ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پروردگارا، ما را از شر صدای شاتر دوربین عکاسان و خنده‌های مستانه تماشاگران مصون بدار! آمین!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش خانه برناردا آلبا i
دیدن نمایشی مثل این نمایش با بازی‌های خوب بازیگرانی مثل خانم تیموریان و مریم سعادت و سارا رسول‌زاده و کارگردانی دکتر رفیعی و نمایشی از لورکا فرصت مغتتمی است که همیشه تکرار نمی‌شود و به قول معروف «بیش باد». اما چند نکته انتقادی به ذهنم رسید که نمی دونم چقدر وارده چون من هیچ تخصصی در زمینه تئاتر ندارم. صرفا گاهی که فرصتی دست به دهد نمایش می‌بینم:
۱. از نظر من ایراد اصلی همان ریتم کار بود که به نظرم یه جاهایی به شدت کند و کشدار بود. به خصوص قسمت‌هایی که خواهرها در اطاق‌هایشان هستند می توانست کوتاه تر باشد ولی در عوض پایان‌بندی آن بسیار شتابزده و سریع درآمده بود. از جایی که حادثه آخر رخ می‌دهد و دیالوگ‌های پایانی مادر خانواده ریتم بسیار تند می‌شود و به نظر من ناگهان نمایش تمام می‌شود. با پایان ناگهانی مشکلی ندارم ولی وقتی یه جاهایی انقدر ریتم ... دیدن ادامه » نمایش کند است که تماشاگر خسته می‌شود انتظار می‌رود قسمت پایانی کمی مفصل‌تر باشد.
۲. علت عمق صحنه را نفمیدم. اینکه تخت‌ها مدام به عقب و جلو می‌رفتند برای من روشن نبود. یکی از دوستان هم اشاره کرده بودند که نه تتها چندان کارکردی نداشت بلکه برخی تماشاگران را در شنیدن دیالوگ‌ها با مشکل هم روبه رو می‌کرد.
۳. و ایراد دیگر به دکور نمایش است. من از ردیف دوم کار را دیدم ولی کسانی که در همین ردیف جلو گوشه ها نشسته بودند ـ بسته به اینکه سمت چپ بودند یا راست ـ وقتی تخت‌ها در انتهای صحنه بود، دو تخت اول از هر طرف را نمی‌دیدند. و به تبع بازی بازیگران را . فکر می‌کنم وقتی دکور طراحی و اجرا می‌شود باید از تمام صندلی‌ها کنترل شود که صحنه کاملا دیده شود. حالا دور یا نزدیک بودن به سن و واضح دیدن آن داستان دیگری است که به دکور ربطی ندارد. اما اینکه از برخی صندلی ها ،آن هم ردیف‌ها جلویی ، کاملا قسمتی از صحنه دیده نشود و نقطه کور وجود داشته باشد ایراد اصلی دکور کار است.
و البته دم خانم تیموریان گرم که در فرصت عوض شدن یک صحنه با صحنه بعد که نور کم شد، به جلوی سن آمد و باصدای بلند و خاص خودش گفت: خانم! اون گوشیت رو خاموش کن! تذکرشون با اون صدای محکم و پرقدرت عجیب چسبید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان تیوالی عزیز، آیا کسی اطلاع دارد که نمایشنامه «زبان تمشک‌های وحشی» که خانم ثمینی نوشته‌اند چاپ شده است یا نه؟ دنبال متن اصلی نمایشنامه می‌گردم.
فرزاد این را خواند
امیررضا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش خرده نان i
و اما نکته ای برای بعد از نمایش. من این کار را روز پنجشنبه و در نوبت اول اجرا دیدم. بماند که با ترافیک قفل‌شدهٔ تهران با چه دردسری رسیدیم. طوری که مجبور شدیم برای سر وقت رسیدن بعد از پارک ماشین، مسیری را بدویم و با یک ربع تاخیر رسیدیم که البته خوشبختانه نمایش هم کمی دیرتر شروع شد. طبق معمول آقای سلیمانی با روی خوش و محترمانه خواهش کردند که گوشی ها خاموش باشد. ده دقیقه ای نگذشته بود که صدای دینگ نوتیفیکیشن پیامک یا تلگرام گوشی کسی در فضای کوچک سالن بلند شد و آقای بهبودی با اعتراض آمیخته به تعجب و چشمهای گردشده به سمت صدا برگشتند. بماند که صاحب گوشی، یکی از مهمانان نمایش بودند، چون درست جلوی من نشسته بودند و یکی از عوامل سالن هم که روی صندلی نشسته بود به ایشان به آرامی تذکر داد که گوشی‌شان را خاموش کنند و اگر بیشتر نشانه بدهم آقای سلیمانی متوجه می‌شوند ... دیدن ادامه » چه کسی بودند!!!! :))))) اما همین باعث شد جناب بهبودی عزیز بعد از اتمام نمایش و تعظیمشان به تماشاگران خواهش کردند دوباره بشینیم و کسی فیلم نگیرد تا صحبتی بکنند. ابتدا با عصبانیت کنترل‌شده و آرام و سپس کمی برافروخته تر شاکی شدند از اینکه چرا نمی تونیم برای یک ساعت در جایی که هستیم از این گوشی فاصله بگیریم و احساس مسئولیتی در قبال بازیگر و دیگر تماشاگران نداریم که وقت می‌گذارن و میان. می گفتند مردم انتظار دارن ما در هر شرایطی تمرکز داشته باشیم. وظیفه مونه (که ظاهرا بعد از ماجرای پارسال و نمایش گفت‌وگوی برجای ماندگان ایشون کامنت‌های طلبکارانه زیادی دریافت کرده‌اند و داغ دلشان هنوز تازه است). من با اینکه نقشی نداشتم اما بسیار شرمنده شدم. حق دارند. این اتفاق برای ما یک شب و دوشب است. برای بازیگران تقریبا هر شب تکرار می‌شود. همونطور که من تماشاگر وظیفه بازیگر و کارگردان و مسئول سالن می‌دانم که کارش را درست انجام دهد تا نمایش رو در بهترین شکلش ببینم من تماشاگر هم در قبال بازیگر وظیفه دارم که تماشاگر خوبی باشم. نمایش که فیلم سینمایی نیست. بازیگر نفس به نفس تماشاگر در سالن بازی می‌کند و کار می‌کند. متاسفانه آخر هم ایشان کمی عصبانی از سالن خارج شدند و قطعا خستگی کار به تنشان ماند. والله من که گناهی نداشتم کلی خجالت کشیدم. هرچند بعید میدونم اون فرد موردنظر به اندازه من خجالت کشیده باشه!!!!
نمی دونم والله. متاسفانه با پدیده عجیبی روبه رو هستیم که دیگر بیشعوری نیست. بلکه «اصرار به بیشعوری» است. و این از اولی بدتر است.
دقیقا منم تو سالن بودم در شب موردنظر .
لحظه ایی که آقای بهبودی گفتن دوباره بشینیم بغض اومد سراغم و از خجالت اصلا نمیتونستم نگاه کنم بهشون .
همه حس خوب نمایش از بین رفت کلا :(
۱۵ دی ۱۳۹۷
می فهمم حستون رو. به امید روزی که همه مون آداب تماشای تئاتر رو یاد بگیریم.
۱۵ دی ۱۳۹۷
پیام خصوصی نداشتید...
من نقدم را اصلاح کردم...
خوشحال می شوم بخوانید و نظرتان را بگویید...
۱۶ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش خرده نان i
سلام. درمجموع نمایش خوبی بود و از دیدنش راضی ام. قبول دارم که کار ساده‌ای بود و به قول دوستان شبیه نمایش‌های رادیویی ولی من مشکلی با مختصر و مفید بودنش نداشتم چون به رغم پوسته و ظاهر ساده‌اش (البته بسته به احوالات و دغدغه‌های شخصی تماشاگر) قابلیت زدن تلنگر و به فکر واداشتن رو داشت. به خصوص برای من که در حال عبور از سالهای جوانی و ورود به سال‌های میانسالی هستم. حسرتهای زوج نمایش و یادآوری روزهای جوانی و آنچه می‌توانست بشود و نشده بود برای من بسیار قابل درک و لمس بود. ممنون از آقای سلیمانی برای کارگردانی کار و همچنین آقای بهبودی عزیز که یکی از بهترین‌ها هستند در صحنه نمایش و به طور قطع مطمئنم این کار اگر بازیگر دیگری با توانایی‌هایی کمتر از آقای بهبودی داشت اصلا این طور درنمی‌آمد. و همینطور خانم اقبال‌نژاد که در برخی از لحظات بسیار خوش نشسته ... دیدن ادامه » بودند کنار آقای بهبودی.
تعریف‌ها به کنار عمدهٔ انتقادات من به عنوان تماشاگر عام این بود: ۱. انتظارم دکور و طراحی صحنه ای بود که درعین سادگی بهتر باشد. ۲. من هم مثل بسیاری از دوستان ترجیح میدادم چهره آقای بهبودی را ،هنگام زدن پیانو و خواندن نت‌های آواز که شاید نمادی از یکی از بزرگترین حسرت‌های کاراکتر اصلی و همچنین به نظرم یکی از تاثیرگذارترین صحنه‌های نمایش بود، ببینم. آنهم با توانایی های آقای بهبودی. ۳. قسمت دوم نمایش یعنی جایی که با اتفاقات خانه همسایه آرامش این زوج خدشه دار می‌شود و درنتیجه زندگی یکنواخت این همه سال زندگی مشترک زیر سوال می‌رود، جای کار بیشتری داشت. فکر می کنم ظرفیت این را داشت که حتی طوفان بزرگتری را بین آنها ببینیم. (البته من متن اصلی رو نخوندم و نمی دونم متن اصلی چه طور بوده که این وظیفه من هست که اگر انتقادی دارم متن اصلی رو هم بخونم).
و دیگر انتقادات به جایی که دوستان پیشتر گفته‌آند و تکرار مکررات است.
در انتها یک خسته نباشید از بن جان به جناب سلیمانی عزیز و گرامی و آقای بهبودی نازنین و خانم اقبال‌نژاد. سلامت باشید و برقرار و پرکار بر صحنه نمایش.
سلام خانم آدنای گرامی ... ممنون... بسیاری از دریافت های شما درست بوده و به نکات خوبی اشاره کردید ما هم خوشحالیم که تماشاگران علاقمندی چون شما راضی هستید از دیدن نمایش ...

در مورد سوال ها شما را هم به پاسخی که به خانم بنی هاشمی داده ام در همین صفحه ارجاع ... دیدن ادامه » می دهم ...

و نکته ی آخر اینکه باید عرض کنم راستش من با سالها تحصیل و کار در تئاتر هنوز متوجه این نقدی که فرمودید دوستان کرده اند _ البته در این صفحه ندیدم _ و نمایش را رادیویی! دانسته اند نمی شوم. نه فقط درباره ی کار خودم بلکه اساسا این عبارت بسیار دم دستی شباهت به نمایش رادیویی را نمی فهمم ...

بازهم ممنونم از حضورتان و اینکه با لطف و صادقانه برای ما نوشتید ... پاینده باشید ...
۱۵ دی ۱۳۹۷
سلام ویژه خدمت شما جناب سلیمانی گرامی و خسته نباشید حسابی برای نمایش خوبتان. بله. من هم با شما موافقم درمورد اون نمایش رادیویی. اگر اشتباه نکنم یکی از دوستان در یکی از کامنتها گفته بودند «برای نمایش رادیویی مناسبتره» که درواقع من هم منظورم از نوشتن اینکه ... دیدن ادامه » «به قول دوستان شبیه نمایش رادیویی» این بود که با اینکه ظاهر متن یه نمایشنامه ساده با کاراکترهای کم داشت و بیشتر گفتگومحور بود اما برای من تاثیرگذار بود و بازی ها هم که عالی. قصور از من بود که بد نوشتم و سؤتفاهم ایجاد شد. شرمنده. وگرنه مگر می‌شود نمایشی را که بازیگر در صحنه انجام می‌دهد با آنهمه حسی که از حالت چهره و بدن و ... به من تماشاگر القا می‌شود، در کنار دکور و طراحی نور و لباس و ... به رادیویی تشبیه کرد.
سلامت باشید و پاینده.
۱۵ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش خرده نان i
سلام به همه و به خصوص آقای سلیمانی عزیز. آیا در این نمایش هم خدای نکرده!‌ سیستم فروش بلیط خارج از ظرفیت وجود داره؟ البته خوشبختانه در قسمت فروش بلیط چیزی ندیدم. بنده که مصمم شدم نمایش هایی که از این سیستم در فروششون استفاده می‌کنند رو نبینم، از بس آزار دیدم از این روال نابه هنجار. امیدوارم این نمایش این سیستم رو نداشته باشه و بتونم آخر هفته با خیال راحت بلیط بخرم و به تماشای این کار بیام.
در شبی که بنده کار رو دیدم خارج از ظرفیت نداشت.
۰۸ دی ۱۳۹۷
سلام آقای سلیمانی عزیز و گرامی. اول از همه بسیار ممنونم از توجه و پاسخگوییتون که مثل همیشه نشانه شخصیت بالا و مثال زدنی شماست. حقیقتش این داستان بلیط خارج از ظرفیت سر درازی دارد و به قول یکی از دوستان تیوالی، چاهی است که تهش معلوم نیست. ولی بعضی از سالن ... دیدن ادامه » های نمایش بسیار فاجعه بار این داستان رو مدیریت می کنند، به خصوص وقتی نمایشی به دلایل مختلف پربیننده می‌شود. (من بدترین تجربه رو در نمایش پچ‌پچه‌های پشت خط نبرد داشتم در سالن شهرزاد) . بپذیریم که حق کسی که وقت گذاشته و سر فرصت با پیگیری چند روزه یک بلیط مناسب تهیه کرده است ضایع می‌شود. حالا از اون مهمتر تصور کنید خطرات یک حادثه در سالنی که تمام راهروها و فضاهای خالی اش رو جمعیت پر کرده باشه.من از اواخر دهه ۶۰ و ۷۰ مخاطب تئاتر هستم. در سنین جوانی! وقت بیشتری داشتم و بیشتر نمایش میدیدم. با هزار دردسر باید یک بلیط تهیه می‌شد. سالن های محدود و فروشی که فقط از گیشه بود و باید برای نمایش های پربیننده مثل کارهای دکتر صادقی و دکتر رفیعی و آقای بیضایی صف های طولانی تحمل میشد و گاه بلیط هم به دست نمی آمد. الان که کار خیلی راحت شده. فروش های آنلاین و سالنهای متعدد که در پربیننده ترین کارها هم اگر وقت گذاشته بشه بلیط به دست می آد. بپذیریم که کوتاهی و کم لطفی و تنبلی از خودمان (ما بیننده ها) هم هست. انتظار من از سیستم سالن های نمایش است که قانون درست رو اجرا کنند وگرنه هر ارائه خدماتی ، ولو غیر استاندارد، طالب و طرفدار خودش رو داره. باور کنید حتی اگر یک خط هوایی علاوه بر صندلی های هواپیما، تعدادی مسافر رو اضافه بر ظرفیت سوار کنه و بگه روی زمین بشینند، باز عده ای حاضر میشن این بلیط رو بخرند. آیا خرید اونها دلیل بر ادامه این روش فروش بلیط هست؟
بگذریم. با توجه به توضیح شما در مورد سالن سایه و دقت شما در حفظ آرامش تماشاگران، حتما به دیدن نمایشتون میام و مطمئنم بسیار لذت خواهم برد از دیدنش. موفق باشید و برقرار.
۰۹ دی ۱۳۹۷
سلام دوباره ... با فرمایش شما در مجموع موافقم و امیدوارم شرایط بهتر بشه برای علاقمندان و تماشاگران فهیم تئاتری چون شما ... پاینده باشید ...
۱۰ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش خانه برناردا آلبا i
دوستان کسی اطلاع داره حدوداً تا چه تاریخی این نمایش روی صحنه است؟
علی عبداللهی و زهره مقدم این را خواندند
سلام تا ۱۵ دی قطعا هست
۰۲ دی ۱۳۹۷
تا ۲۶ دی تمدید شد
۱۰ دی ۱۳۹۷
ممنون خانم حدادی. دیشب به دیدن این نمایش آمدم و لذت بردم.
۱۱ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش برای کلاه آهنی‌ها i
من سال گذشته به تماشای این نمایش رفتم و به نظر من فوق العاده بود. توصیه اکید می کنم که هرکس می تواند به تماشایش برود. یکی از اتفاقهای خیلی خوب تئاتر است این نمایش. از دستش ندهید.