تیوال البرز ملک پور | دیوار
S3 : 07:09:21
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به بهانه نمایش من هانری کارتیه برسون نیستم اثر البرز ملک پور در خانه عکاسان تهران:
شاید دو پهلو بودن این نام "من هانری کارتیه برسون نیستم"چندان به کار این تک عکس البرز ملک پور نمی آید.مگر اینکه ملک پور خواسته با انتخاب این نام توجه بیننده را به عکس خود جلب کند که این بحث دیگری دارد.
ولی جدا از این نام، عکس البرز ملک پور در نگاه اول ما را به فضای نمایش یک تئاتر می برد که آدمهایش در یک پرده از نمایش با پس زمینه سیاه در حال اجرا هستند. بخصوص عکس در لحظه ای ثبت شده است که به لحاظه فیزیکی و حرکت به آدم ها فرم تئاتری داده است تا اینکه یک عکس اجتماعی در فضای رئالیستی. بیننده با دیدن این عکس حتی می تواند قصه ای را تصور کند. قصه آدم هایی که در دور باطل زندگی جا مانده اند. این عکس می تواند نگاه تاثیر پذیر البرز ملک پور بعد از سال ها فعالیت در زمینه طراحی صحنه ... دیدن ادامه » فیلم در سینما باشد.
مهرشادکارخانی
امیرمسعود فدائی و البرز ملک پور این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

مروری بر روند تعزیه در ایران؛ از صفویه تا به امروز
موضوعات و مضامین تعزیه با گسترش تعزیه خوانی دچار دگرگونی بسیار شد، موضوع کربلا و شهادت امام حسین دارای نقش محوری یافت و این موضوع برای تعزیه خوانی مقدم بود و هست
گروه تاریخ مشرق- بعد از ورود اسلام به ایران و تحکیم تشیع در دوره صفویه مبانی و اصول تشیع نیز گسترش یافت. از آنجا که حادثه جان گداز کربلا و شهادت امام حسین(ع) برای جهان تشیع در همه ادوار داغی تازه بوده است، شیعیان همیشه سعی در زنده نگه داشتن این مصیبت بزرگ داشتند. یکی از این تلاش‌ها برای نشان دادن فاجعه عظیم کربلا نمایش مذهبی به نام تعزیه است. از دوران صفویه و بعد از آن سلسله های بعد ( زندیه، قاجار، پهلوی) همواره در ایام محرم تعزیه اجرا می شد. ولی با گذشت زمان تغییراتی در نسخ خطی ایجاد شد و گاهی تعزیه رنگ تشریفاتی به خود گرفت . اما همیشه این یادآوری حادثه کربلا کم یا زیاد، ساده یا با تکلف بوده و هست و ادامه دارد.

*نمایش مذهبی (تعزیه)

هنر نمایش یا تئاتر در ایران بعد از اسلام به علت منع مذهبی و مخالفت افکار عمومی جامعه دینی ایران با بسیاری از امور ذوقی و هنری تا اواخر قرن چهارم هجری به کلی منسوخ و متروک بود. این نمایش مذهبی را برای اولین بار معذالدوله دیلمی (احمد پسر بویه) شاهنشاه دیلمی ایران (356-334 ه.ق) پس از تسلط بربغداد، مرکز خلافت عباسی علی رغم احساسات مذهبی خلیفه و فقهای اهل سنت، دستور داد تا در آن شهر مجالس تعزیه سیدالشهدا در دهه اول محرم برپا شود بازارها بسته شد و مردم به علامت عزا لباس سیاه پوشیدند و از آن پس، این مراسم در اغلب شهرستان های ایران مخصوصا ایالات ساحلی دریای خزر؛ رد و آذربایجان معمول گردید.(شمیم، علی اصغر، 1374، ص 414-413)

نمایش مذهبی که نتیجه آن غم انگیز و یا به اصطلاح فن تئاتر از نوع تراژدی بوده که، بوسیله دسته های مخصوص در ماه محرم و صفر و گاهی در روزهای آخر ذی الحجه در دهات و شهرها اجرا می‌شد و همیشه دو تیپ خوب و بد در این نمایش بازی می کردند. بازیگران عموما مرد بودند و اجرای نقش حضرت زینب نیز در این نمایش بازیگران مرد اجرا می شد.کارگردانان نمایش سعی داشتند که تا برای اجرای نقش زنان حتی الامکان از مردانی که صدای نازک داشتند استفاده کنند. محل نمایش غالبا در یکی از میدان های شهر یا دهکده بودو گفتارها منظوم با آهنگ و گاهی بدون آهنگ به صورت گفتگوی معمولی بود؛ اجرا می شد.( همان،ص 414) البته در گذر زمان تعزیه نامه ها دچار تغییراتی شد از جمله کاهش آوازها و کلام یک نفر و کاسته شدن از گفت و گوهای طولانی و ملال آور.( شهیدی ، عنایت ، 1380، ص 562-561)

تیپ های خوب و بد در تعزیه هم عبارت بودند از: تیپ حسین بن علی (ع) ، فرزندان،بستگان و یاران آن حضرت و تیپ بد؛ یزید بن معاویه خلیفه اموی و سرداران او و سران لشکر که با شید الشهدا وارد جنگ شدند. در تیپ خوب مهمترین نقش با حسین بن علی (ع)، عباس(ع) و زینب (ع) و در تیپ بد هم شمر و عبیدالله و یزید بودند.(شمیم، علی اصغر، 1387، ص 414)

موضوعات و مضامین تعزیه با گسترش تعزیه خوانی دچار دگرگونی بسیار شد، موضوع کربلا و شهادت امام حسین دارای نقش محوری یافت و این موضوع برای تعزیه خوانی مقدم بود و هست، اینکه درباره جنگ امام تا شهادت آن بزرگوار و یارانش به طور کامل در برمی گیرید. البته پیرامون این موضوع: موضوعاتی مانند؛ رحلت پیامبر و به اسارت گرفتن اهل بیت در روزه عاشورا را هم شامل می شود .( هنوی ، ویلیام، 1367، ص258)

در ... دیدن ادامه » طول زمان تعزیه دارای یک پایگاه اجتماعی شد و موضوعات جدید به آن اضافه گردید. موضوعات عبارت بود از:

الف: واقعه، تعزیه نامه‌هایی که به شهادت رسیدن به خصوص امام حسین (ع)و یارانش در صحرای کربلا مربوط می شد. مثل تعزیه نامه هفتاد و دو تن.

ب:پیش واقعه، تعزیه نامه فرعی که درباره یک واقعه نوشته می شد مانند تعزیه، عباس هندو که معمولا پیش از واقعه شهادت حضرت عباس اجرا می شد. ج: گوشه ، بیشتر جنبه داستانی و غیر مذهبی حتی غیر مرتبط با کربلا و عاشورا را اجرا می کردند. مانند، شست بستن دیو.(بیضایی، بهرام، 1340، ص83)

اجرا مداوم و مستمر تعزیه سبب نسخه برداری ها مکرر از متون تعزیه نامه شده است ، به گونه ای که رونوشت بسیاری از آنها به شکل دست نویس در بعضی از کتاب خانه ها موجود است.(منزوی، 1382، ص302) مثلا مجموعه کتابخانه واتیکان . حتی در برخی از این تعزیه نامه ها به زبانهای فرانسه ؛انگلیس ، آلمانی و ایتالیای هم ترجمه شده است.( ملک پور، جمشید، 1360، ص230)

*تعزیه در دوره صفویه و زندیه

همان طور که قبلا گفته شد تعزیه خوانی از دوره ال بویه آغاز شد و این مراسم مذهبی به مرور زمان از صورت ساده و بی تکلفی اولیه بیرون آمد پس از حمله مغول و ترکتاز تیمور با استقرار حکومت مقتدر صفویه در ایران رونق و جلوه خاصی یافت و در دوره قاجاریه علاوه بر اجرا تعزیه ، مجالس روضه خوانی و سینه زنی همراه با نمایش های مذهبی معمول گردید.( شمیم ، علی اصغر، 1374، ص414) سرودن نخستین اشعار تعزیه ظاهرا با اجرای اولین تعزیه در ایران همزمان بوده است. بسیاری از مردم براین باورند که تعزیه ریشه در باورهای مذهبی پیش از اسلام داشته است.که در دوران صفویه دارای حیات شده است.( بیضایی، بهرام، 1340، صص 31-30) از نوشته جهانگردانی که در دوره صفویه از ایران دیدن کردند؛ موید این معناست که : حکومت صفویه در ایجاد و تحول تعزیه نقش بسیار مهمی را ایفا کرد.(ملک پور، جمشید، 1363، ص 229) تعزیه خوانی و اجرای آن پس از دولت صفویه در دوره زندیه به حد تکامل می رسد (مسعودیه، محمد تقی ، 1367، ص10) ظاهرا کهن ترین تعزیه نامه که در حال حاضر موجود است مربوط به عصر کریم خان زند است .( محجوب ، محمد جعفر ، 1367، صص 188-187) تعزیه در اوایل فقط در روزه های تاسوا و عاشورا اجرا می شد ، ولی از زمان سلسله زندیه مرسوم شد که از روز اول محرم تا عاشورا و برخی ایام مذهبی مثل ؛ اربعین امام حسین (ع)و یا شهادت امام علی (ع) به اجرا در می آمد.( شهیدی، عنایت ،1380، ص74)

صادق همایونی به نقل از کتاب « تاریخ اجتماعی کاشان »‌ به برگزاری تعزیه در عهد کریم خان زند اشاره می کند:
«از عهد کریم خان زند که تعزیه خوانی و شبیه سازی باب شد این کار اگر به صورت مجلسی بود که در تکیه یا هر محوطه وسیعی در زیر چادر برزگی بر پا می گردید و تعزیه خوان ها با صدای طبل و شیپور مردم را دعوت و شروع به کار می کردند و یا آن که در ایام عاشورا همراه دسته های عزادارن، تعزیه خوان ها هم سواره و پیاده در حرکت بودند و صحنه سازی های این گونه تعزیه های سیار به قدری پر طول و تفصیل بود که گاهی عبور آن ها از بازار شهر بیش از شش ساعت به طول می انجامید و در این مدت فتنه و فساد و زد و خورد و حتی خون ریزی و کشتار هم اتفاق می افتاد ... .» ( همایونی، صادق، 1352 ،صص 40-41 )

*قاجاریه

دوره ی اوج تعزیه و اهمیت و ارج نهادن آن دوران قاجاریه است. در این دوره است که بزرگان حکومتی و رجال درباری به بر پایی تعزیه به نحوی با شکوه می پردازند و از فراهم آوردن امکانات برای این نمایش مذهبی جهان اسلام کوتاهی نمی کنند.
« تعزیه خوانی در آغاز دوره ی سلطنت قاجارها به صورت یک نمایش آیینی – مذهبی جلوه گربود و روند تحول و تکامل را پیمود . فتحعلی شاه مردی مذهبی یا به ظاهر مذهبی بود، به تعزیه و تعزیه خوانی علاقه نشان می داد و این سنت مذهبی را هم در میان مردم و جامعه همگانی کردن آن ، کما بیش نقش مهم و موثری داشت. او سرپرستی و نظارت بر امور مربوط به مراسم عزاداری و تعزیه خوانی دربار و دولت را در ماه محرم به بزرگان و رجال دربار خود می سپرده و در بعضی مجالس تعزیه، بخصوص مجالس روز تاسوعا و عاشورا، که کارگزاران دربار بر پا می کردند حاضر می شده است. رجال درباری و اعیان و بزرگان به علت تعصبات مذهبی به سنت آبا و اجدادی خود تمام تلاش برای برگزاری این مراسم به نحو احسن را می کردند، که هر یک به نوبه ی خود در دهه ی اول محرم در تکیه ها یا حیاط های بزرگ خانه هایشان، مجالس سوگ و تعزیه خوانی بر پا می کردند، انگیزه ی این گروه در تعزیه داری یکسان نبود، بعضی به نیت ادای دین مذهبی یا به جا آوردن نذر و نیاز و سبک کردن بار معصیت و تلطیف روح دست به این کار می زند، از جمله میرزا ابوالحسن خان ایلچی وزیر امور خارجه فتحعلی شاه که بخاطر شفا یافتن پسرش از یک بیماری 14 یا 15 روز بساط تعزیه بر پا کرد.»(درباره تعزیه و تئاتر ایران، تقیان ،1374،صص22-23 )

« بعضی ها تعزیه داری را وسیله تظاهر به اشرافیت و حفظ ظاهر و بدست‌‌ آوردن اعتبار اجتماعی و تحکیم و تقویت نفوذ مذهبی در میان عامه و خود نمایی قرار داده بودند و بعضی دیگر به قصد رقابت و هم چشمی با رقیبان و به نمایش گذاشتن ثروت و مکنت خود و نیز دسته ای دیگر به منظور سرگرمی به این کار دست می زدند.» (دکترتاجبخش،احمد،1387،ص242 ) فاضل قمی، فقیه بزرگ امامیه در دوره ی قاجار بود، که با فتوای شایسته خود باعث ارتقای نمایش تعزیه و به اوج رسیدن آن شد و شوق و علاقه ی همه ی اقشار جامعه را به تعزیه ی حسین بن علی (ع) برانگیخت.(مقاله تعزیه در ایران ، جعفری،1385،ص22)

در دوره سلطنت ناصرالدین شاه ،نمایش مذهبی یا شبیه خوانینیز وسیله اظهار تجمل ،شکوه و جلال سلطنتی گردید و نقارخانه دولتی نیز در کار نمایش وارد شد و در اواخر عهد ناصری تجمل و تفریح نمایش مذهبی بیش از جنبه عزاداری و سوگواری آن گردید.،حتی قصه ها و داستان هایی مانند: داستان درة الصدف ، تعزیه امیرتیمور،تعزیه حضرت یوسف و عروسی دختر قریش، که هیچ ارتباطی با فاجعه کربلا نداشت در این هنر نمایشی وارد شد و بدین ترتیب ، نمایش مذهبی به صورت یک صنعت و هنر خاص در آمد.( شمیم ،علی اصغر ، 1374،ص 415) و اما ببینیم امیر کبیر که وزیری مصلح و آباد کننده است برای تعزیه چه می اندیشد و اوضاع تعزیه پس از او چگونه است؟
« از جمله نخبگان قاجاریه میرزا تقی خان امیر کبیر است که توجهی خاص به تعزیه داشت. یکی از شعرا به نام شهاب را وادار کرد تا اشعاری برای تعزیه بسراید اما پس ازامیر کبیر و قتل ناصرالدین شاه توسط میرزا رضای کرمانی تکیه دولت و تعزیه داری در آن از جلوه افتاد و در پی فتوای برخی فقها و اعلام مخالفت خود با برپایی مراسم تعزیه به تدریج از حوزه ی کارهای عمومی و دولتی کنار رفت و عزاداری به حرکت دسته ها محدود گردید تا این که در اواخر دوران قاجار ( خلع محمد علی شاه ) استفاده از تکیه‌ی دولت برای تعزیه خوانی به کلی موقوف گردید ، تکیه متروک شد و رو به ویرانی نهاد.» (از مرثیه تا تعزیه ، گلی زواره ،1387،ص47)
دلبستگی به موسیقی و عشق به شنیدن آهنگها و الحان روح پرور یک امر فطری و طبیعی است و هیچ عاملی نمی تواند آن را از میان بردارد لیکن موسیقی نیز مانند سایر امور ذوقی و هنری تابع تحولات اجتماعی و سیاسی نیز تابع وضع اقتصادی است. در هر زمان که زندگی مردم قرین رفاه و آسایش بوده ،در برابر موانع و مشکلات اجتماعی و سیاسی ،موسیقی هم دچار تحول گردید و به هر تقدیر به صورتی خاص جلوه کرده است . چنان که در دوره قاجار یه که جامعه ایرانی ،یک جامعه مذهبی بود موسیقی نیز رنگ و جلوه مذهبی به خود گرفت و آهنگ های موسیقی ایرانی از دستگاه های مختلف با عبارت منظوم مذهبی توام گردید و بوسیله بازیگران (شبیه خوانان) نمایش مذهبی (شبیه خوانی) که اکثر دارای صورت خوش و دلنشین بودند اجرا می شد و بدین ترتیب آهنگ ها و ترانه های غم انگیز مذهبی گوش به گوش و سینه به سینه نقل و بوسیله اطفال و جوانان در کوچه و بازار خوانده می شدو در برابر آهنگ ها و ترانه های شور انگیز و نشاط آور محلی که از دیر باز در میان ایلات و عشایر و مردم روستانشین نواحی مختلف ایران رواج داشته موسیقی جدیدی بوجود آمد که آن را می توان موسیقی مذهبی نامید.(همان،ص 420)
نمایش مذهبی یا شبیه خوانی از نوع نمایش های منظوم آهنگ دار بود و کارگردانان نمایش در کار خود مهارت کامل داشتند و چون شبیه خوانی مورد توجه و علاقه خاص ناصرالدین شاه واقع شد و رنگ اشرافیت و تجمل به خود گرفت ، رهبران نمایش درباری (کارگران و رهبرتعزیه و شبیه خوانی را معین البکاء و معاون او را ناظم البکاء می خواندند)علاوه بر اصلاح نسخه های شبیه خوانی در انتخاب گفتارهای منظوم و آهنگ های متناسب با پرسناژهاکوشش وسلیقه زیادی به کار بردند. نقارخانه دولتی که وارد دستگاه نمایش شدند و برای هر یک از پرسناژ ها آهنگ خاصی از یکی از دستگاه های موسیقی ایران انتخاب گردید.مثلا برای حضرت عباس (ع) آهنگ چهارگاه و برای دیگر آهنگ عراق و حجاز ؛برای حضرت زینب (ع) آهنگ کبری. هنگام مکالمه منظوم سیدالشهدا (ع) با عباس (ع) اگر سیدالشهدا آهنگ شور می خواند عباس (ع) با همان آهنگ جواب می داد. (همان)
تعزیه خوانی هرچند در دوره قاجار جنبه مذهبی و سوگواری داشت ،خود موجب حفظ نغمات ملیرو ردیف ها و گوشه ها دستگاه های موسیقی ایرانی گردید.، چون خواننده خوش صدا بهتر می توانست در دل تماشاچیان تعزیه و عزاداران رخنه کند، کارگردانان ،تعزیه خوانانی را که صدای گرم و خوش آهنگی داشتند را برای نقش های تعزیه انتخاب می کردند و این جوانان مدتی نزد تعزیه خوانان استاد ماهر که به موسیقی ایرانی کاملا آشنا بودند طرز صحیح خواندن را فرا می گرفتند و تمرین می کردند و بدین ترتیب مکتب تعزیه و شبیه خوانی ، خوانندگانی را پرورش داد که در فن آواز خوانی به تبحر و در مقام موسیقی ایرانی به مقام هنری رسیدند.( شمیم ، علی اصغر، 1374، ص420)
استاد هنرمند رو الله خالقی سعی فراوانی برای جمع آوری نام خوانندگان هنری که در دوره قاجار در مکتب شبیه خوانی پرورش یافته اند بکار برده و نام عده ای را در تالیف نفیس خود آورده است ، از جمله این هنرمندان یکی سید احمد خان است که در تعزیه نقش "عباس (ع)" و" حربن یزید ریاحی" را ایفا می کرده و نخستین خواننده ای است که آواز او در صفحات موسیقی مخصوص گرامافون ضبط شده است ." قلی خان شاهی "هم که به علت داشتن صدای نازک نقش حضرت زینب (ع) را بازی می کرده و آواز دشتی را بسیار خوب می خوانده و علاوه برشرکت در تعزیه ، خواننده مجلسی هم بوده و آهنگ های ضربی و تصنیف میخواند که چند صفحه از کارهای وی باقی مانده است.(همان، صص 421-420)

*پس از قاجاریه تا امروز

دوره ی پهلوی، دوره افول تعزیه است، تعزیه رو به زوال می گذرد و انگیزه ای برای دسته های تعزیه خوانی باقی نمی ماند که به این کار مداومت ورزند.
«‌ در دوره ی پهلوی دیگر از تکیه ی دولت یادگار دوران شکوه تعزیه دوره قاجاری دیگر خبری نیست، تعزیه به همان سرعت که به وجود آمده بود رو به زوال گذاشت و دسته های بازیگران برای تأمین معاش مجذوب ارزش تجاری شدند، دسته ها برای بدست آوردن بهترین جا ها برای نمایش با هم در نزاع بودند. افرادی که هزینه های تعزیه را متقبل می شدند کم و کمتر شدند ، بنابراین هنگام اجرای تعزیه بازیگران به جمع آوری پول از تماشاچیان می پرداختند، در حساس ترین موقع، تعزیه قطع می شد. هم چشمی میان دسته های حرفه ای یا نسبتاً تجاری و کارهای آنان از جمله دزدیدن نسخ خطی از یکدیگر و افزوده شدن تعزیه خوانان روی تعزیه تاثیر بدی گذاشت.» (صادق، همایونی ، 1380 :صص 148و149 )
«با روی کار آمدن رضا خان اجرای تعزیه و مراسم سوگواری مشابه آن ممنوع گردید و از سال 1312 هجری شمسی در اثر جلوگیری از تعزیه خوانی ، دست اندر کاران این نمایش، شهرها را رها کرده و روانه ی روستاها و نقاط دور افتاده ی کشور شدند، به کارهایی مانند دست بردن در نسخه های اصیل ، دگرگون نمودن متن تعزیه ها و ایجاد تحریف در برخی صحنه ها به منظور تأمین اهداف خوانین و حکمرانان محلی پرداختند. گرچه تعزیه از شهرها دور شد و از فرهنگ شاهی و سنت های درباری مصون ماند ولی در روستا ها گرفتار مطالب موهوم و فرهنگ های عامیانه گردید. پس از سقوط رضا خان در سال 1320 ه.ش و روی کار آمدن محمد رضا، تعزیه با قوت بیشتر و تجدید حیات گذشته و جلوه های هنری بازمانده از دهه های قبل، حضور خود را در برخی محافل شهری نشان داد ولی به دوران اوج خود یعنی عهد ناصری بازگشت، هم چنان به صورت موروثی و عادات مذهبی با شیوه های ابتدایی و با امکانات ساده اجرا می گردید و اثری از نضج مجدد ، تنوع و بازسازی متون نسخ در آن مشاهده نگردید.در این دوره ( پهلوی ) با به اجرا درآمدن مجلس تعزیه ی عبدالله عفیف در سال 1344 ه.ش درتهران و نیز برگزاری چند تعزیه در شیراز ، تعزیه در شهرهای بزرگ دیگر متداول گردید اما هرگز به رونقی که شایسته باشد دست نیافت. با پیروزی انقلاب شکوه مند اسلامی و بر اثر تأکید های مکرر رهبر فرزانه حضرت امام خمینی(ره) ، مبنی بر اجرای عزاداری سنتی با شکوه، تعزیه خوانی رواج رو به رشدی یافت. اما تعزیه بر همان روش قبل و روال آفت زای خود برگزار گردید و حتی پاره ای از مرکز فرهنگی به انتشار متن های مخدوش آن روی آورده اند و به بهانه‌ی نشر میراث ملی و هنرهای مردمی و حمایت از سوگواری های سنتی و بومی در این راستا به تلاش های پرداختند.»(از مرثیه تا تعزیه ، گلی زواره ، 1382 :صص 48و49 )
گرونده آورندگان: سیده نجمه دهقانی، سمیه نیک نیا
با همکاری: میثم کرمیان
منابع و ماخذ:
-بیضایی،بهرام، گوشه ای از تاریخ در نمایش در ایران،آرش،تهران، 1349
-تاجبخش، احمد، تاریخ و تمدن فرهنگ ایران اسلامی در دوره قاجار، انتشارات نویدشیراز، 1382.
-تقیان، مقاله تعزیه تئاتر در ایران ،1374.
-جعفری، مقاله تعزیه درایران،1385.
-شمیم، علی اصغر، تاریخ تحولات دوره قاجاریه، مهارت، تهران،1375.
-شهیدی، عنایت، پژوهشی در تعزیه و تعزیه خوانی ، تهران، 1380.
-زواره، گلی،از مرثیه تا تعزیه، تهران، 1387.
- ملک پور، جمشید، ادبیات نمایش ایران، تهران، 1363.
-مسعودیه ، محمدتقی، موسیقی مذهبی ایران، تهران ،1367.
-محجوب، محمد جعفر، تاثیر تئاتر اروپایی و نفوذ روشهای نمایش آن در تعزیه ، تعزیه هنربومی و پیشرو ، ترجمه داوود حاتمی ،تهران،1367.
-همایونی، صادق، سیر تکامل تعزیه ایرانی، انتشارات کاوه، تهران، 1352.
-هنوی، ویلیام، صورت خیالی قالبی در تعزیه ، ترجمه داوود حاتمی ،تهران،1367.
مجتبی مهدی زاده این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طراحی صحنه - مسیر ایرانی طراح صحنه خالق اصلی فضای بصری فیلم یا نمایش و مسئول و ناظر ساخت و اجرای دکور و همچنین تهیه لباس بر اساس طرح های از پیش تهیه شده است.

هنر طراحی صحنه اشاره تیز بینانه ای به واقعیت های بدون چون و چرای زندگی هر جامعه دارد و می تواند با هنرمندی و خلاقیت طراح، تمام داستان نمایش را چه در سینما و تئاتر و چه در هر نمایش دیگری، در صحنه های بی شمار و بدون ابراز کلمه و سخنی و بدون طول و تفصیلی با وضوح تمام و تنها با یک نگاه درست، برای بیننده طرح و تعریف کند. طراحی صحنه در تولید انواع فیلم های تلویزیونی و سینمایی، برنامه های تلویزیونی، تئاترها و کنسرت ها از کلیدی ترین عوامل می باشد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش رم REM
فرهنگسرای نیاوران سالن اصلی( خلیج فارس ) ساعت ۸:۳۰ از ۱۰ آبان تا ۱۸ آذر
رزرو تلفنی ۰۹۱۹۴۹۴۵۰۷۰
خرید اینترنتی www.tiwall.com
نشانی:خیابان پاسداران بالاتر از سه راه اقدسیه ضلع جنوب غربی پارک نیاوران خیابان فرهنگسرا

نویسنده، طراح و کارگردان: محسن میرزاخانی

بازیگران( به ترتیب حروف الفبا ): دانیال چاووشی، سمیرا حسینی، سجاد شهرابی، امیر قاسمی، حسین کشفی اصل، مهشاد مخبری، نیکی مظفری، مهراد میراکبری، محسن میرزاخانی، مهدی واثقی، سارا والیانی.

تهیه کنندگان : بهنام رزاقی، محسن میرزاخانی

طراح گریم: سارا اسکندری
اجرای گریم: بهمن صنیعی، محمد غلامی، آیدا آسترکی، فائزه سلطانی
دستیار گریم: روشنک علیپور
ساخت ... دیدن ادامه » قطعه و ماکت سر: بهمن صنیعی
بافت مو: پژمان بنفشه خواه
با سپاس از علی اعرابی

طراح لباس: الهام شعبانی
دستیار لباس: شیما لطیفی
خیاط: زهره سلیمی پناه

موسیقی : علیرضا خسروی
همسرایان: آرزو فتحی، نسترن قاضیانی
پیانو: اشکان آبرون

دستیار یک و برنامه ریز: سارا والیانی
دستیار کارگردان: دانیال چاووشی
دستیار فنی کارگردان: اردلان سلیم زاده
مدیر صحنه: پوریا مهدوی
گروه صحنه: مهشید سلطانی، معین معینی، یاسین مقدس نژاد

طراح صحنه: محسن میرزاخانی
سرپرست ساخت و اجرای دکور: البرز ملک پور
گروه دکور: اردلان سلیم زاده، اکبر چاردولی، دانیال چاووشی، محمدعلی شبک، آورد فتحی، امیر حسین علیزاده

مدیر اجرایی: احسان تارخ
عکاس پشت صحنه: یاسین مقدس نژاد
طراح پوستر و بروشور: علی فرجی
رزرو بلیط: یاسین مقدس نژاد
ببخشبد این عنوان نمایش ، منظور همون مرحله خوابی هست که فرد توش رویا می بینه؟
۰۴ آبان ۱۳۹۴
محمد مهدی فتحیان
ببخشبد این عنوان نمایش ، منظور همون مرحله خوابی هست که فرد توش رویا می بینه؟

بله(درسته)
۱۳ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

طراحی صحنه - مسیر ایرانیطراح صحنه خالق اصلی فضای بصری فیلم یا نمایش و مسئول و ناظر ساخت و اجرای دکور و همچنین تهیه لباس بر اساس طرح های از پیش تهیه شده است.

هنر طراحی صحنه اشاره تیز بینانه ای به واقعیت های بدون چون و چرای زندگی هر جامعه دارد و می تواند با هنرمندی و خلاقیت طراح، تمام داستان نمایش را چه در سینما و تئاتر و چه در هر نمایش دیگری، در صحنه های بی شمار و بدون ابراز کلمه و سخنی و بدون طول و تفصیلی با وضوح تمام و تنها با یک نگاه درست، برای بیننده طرح و تعریف کند. طراحی صحنه در تولید انواع فیلم های تلویزیونی و سینمایی، برنامه های تلویزیونی، تئاترها و کنسرت ها از کلیدی ترین عوامل می باشد.

هر نوع فیلم یا نمایش با هر زمینه، محتوا و قالبی، زبان خاص خود را می‌طلبد و از همین رو به طراحی صحنه خاص خود نیز نیاز دارد. طراح صحنه برای تبدیل و در واقع برگردان متنی ادبی و مکتوب ـ که همان فیلمنامه یا نمایشنامه است - به تصویر، باید شیوه‌های خاص خود را با هر نوع فیلم یا نمایش و مختصات آن منطبق کرده و سعی کند از مرحله طراحی‌های اولیه تا رسیدن به مرحله نهایی کار، روشی ویژه را برای خلق فضای مناسب بیابد.‌ البته در تمام این مراحل حساس، ضمن تحقیق مداوم باید متن فیلمنامه یا نمایشنامه، مفاهیم آشکار و نهان آن و فکرها و نظرهای کارگردان را نیز به عنوان کلید راهنما و دستمایه اصلی در نظر داشته باشد تا از مفهوم اصلی دور نشود.

طراح صحنه همواره سعی می‌کند طبق نظر کارگردان فیلم و یا نمایش، طراحی صحنه و لباس را انجام دهد چون مولف هر اثر در نهایت کارگردان است و طراحی‌ها و نقشه‌های اولیه حتما باید به تایید او برسد. بیشتر اوقات ، طراح صحنه پس از خواندن متن (فیلمنامه،نمایشنامه یا برنامه) و انجام تحقیقات لازم و صحبت های مقدماتی با کارگردان ، طرح صحنه ( شاید به شکل طرح های کشیده شده روی کاغذ ) را تهیه نموده و ‌به صورت طرح اولیه به کارگردان عرضه می‌کند. پس از بررسی های کارگردان، طراح صحنه با او برای طرح نهایی به توافق می رسد. البته برخی اوقات تغییراتی در حین کار هم پیش می آید که طراح صحنه باید انعطاف کافی در این موارد داشته باشد.

طراح صحنه نمی‌تواند مانند یک نقاش یا نویسنده به تنهایی کار کند. او عملکردش به طور مداوم تحت تاثیر فشارهای زمانی، مشکلات مالی،‌ تغییر عقیده‌ها، محدودیت های ساخت و اجرای فیزیکی و نقادی‌های خود و کارگردان قرار دارد. طراح صحنه در خلال فیلمبرداری بطور مداوم حرکات دوربین، توصیه‌ها و سفارشات کارگردان و فیلمبردار، تهیه کننده، حسابدار فیلم و سایر عوامل را بررسی می‌کند.

در کشور ما معمولا در بسیاری از فیلم ها و نمایش ها، طراح صحنه مسئولیت طراحی و تهیه لباس بازیگران را نیز برعهده دارد و از او با عنوان طراح صحنه و لباس یاد می شود. در طراحی لباس ها نیز او با کمک متن و مشورت با کارگردان، گریمور و برخی دیگر از عوامل فیلم، مناسب ترین مدل ها، طرح ها و حتی پارچه ها را برای لباس های بازیگران انتخاب کرده و آنها را تهیه می کند.

در پروژه های بزرگ یک گروه از جمله سازنده دکور صحنه، دستیار و مسئول لباس زیر نظر طراح صحنه فعالیت می کنند. ولی در پروژه های کوچک معمولا خود طراح صحنه عمده کارها را انجام می دهد.

در ... دیدن ادامه » سال های اخیر مساله طراحی صحنه در کنسرت ها نیز مورد توجه قرار گرفته و وارد حوزه حرفه ای شده است. این خود زمینه کاری خوبی برای طراحان صحنه می باشد.

طراح صحنه باید مهارت عالی در طراحی و توان خوبی در سازماندهی، تحمل فشار کاری و انجام به موقع کارها داشته باشد. همچنین داشتن خلاقیت و شم هنری در این کار بسیار مهم است.

این شغل ساعت کاری مشخص و تعیین شده ای ندارد. بنا به پروژه ای که طراح صحنه و لباس در آن کار می کند، ساعت های کاری می تواند گاهی بسیار فشرده و زیاد باشد. طراح صحنه طراحی های اولیه این کار و هماهنگی های لازم برای تجهیزات و لوازم مورد نیاز را معمولا در دفترکار انجام می دهد و در محل اجرای پروژه به پیاده سازی آنها می پردازد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


طراحی صحنه یعنی فضاسازی برای یک نمایش که در آن فضای فیزیکی به کمک خط، سطح و حجم و فضای احساسی به وسیله رنگ و نور روی صحنه خلق می­شود
عمو فرهاد قصه ها این را خواند
بهنام بیگی، setayesh و سروناز یکتا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی درباره طراحی صحنه صحبت می کنم، اشاره ام به اثاثیه داخل اتاق یا چیزهایی نیست که از دیوار آویزان است. منظورم این است که چطور نویسنده هر صحنه را در فیلم نامه ساختاربندی می کند. خصوصاً در باره طول این صحنه ها حرف دارم که با شروع صحنه و پایان آن تعیین می شود.
معمولاً فیلم نامه نویس تازه کار صحنه هایی می نویسد که بسیار طولانی و ناکارآمد هستند. این مشکلی فراگیر است زیرا فیلم نامه نویسی کارآمدترین فرم روایی است. هر واژه باید در تمام لحظات فیلم نامه اهمیت داشته باشد. تازه کارها معمولاً همیشه صحنه هایشان را قبل از آن که باید، شروع می کنند و بیش از حدی که لازم است آن را کش می دهند.

صحنه از کجا باید آغاز شود؟

فیلم نامه به صورت بخش بخش و صحنه به صحنه نوشته می شود. به همین علت، دشوار بتوان درباره هر صحنه ای خارج از زمینه کلی آن صحبت کرد. به هر حال رعایت اصول طراحی صحنه کارآمد، بخشی از مهارت فیلم نامه نویسی است.
یک صحنه در فیلم نامه باید تا جایی که ممکن است دیر آغاز شود. منظور چیست؟
بگذارید مثالی بزنم.
زن و شوهری از هم جدا شده اند. شوهر، شخصیت اصلی داستان است. او و زنش برای ناهار با هم قرار می گذارند تا راجع به آینده شان صحبت کنند. زن قصد دارد به شوهرش بگوید که می خواهد طلاق بگیرد.
اغلب تازه کارها وقت زیادی صرف می کنند تا شوهر را به این قرار ملاقات برسانند. شاید قدری وقت بگذرانند تا او تصمیم بگیرد که چه می خواهد بپوشد. شاید او در راه وقت تلف کند، پس به موقع نمی رسد و به نظر مضطرب می آید. شاید یکی دو لیوان نوشیدنی بخورد. بالاخره به رستوران می رسد و پیشخدمت او را به طرف قسمتی هدایت می کند که همسرش منتظر است. آن ها قدری صحبت می کنند. به گارسون سفارش نوشیدنی می دهند، باز هم صحبت می کنند. به گارسون سفارش ناهار می دهند، باز هم گفت و گو می کنند.
بالاخره به جایی می رسند که صحبت به زندگی زناشویی کشیده می شود و در این هنگام زن به شوهرش می گوید که می خواهد طلاق بگیرد.
گرچه زمینه های دراماتیکی وجود دارد در پیشبرد آهسته داستان می تواند مؤثر باشد. (به دنباله مقاله نگاه کنید) در اغلب موارد، این صحنه ممکن است بسیار کند و آهسته از کار در بیاید و دقایق زاید فراوانی داشته باشد. در این صحنه نکته چیست؟ خبر طلاق. پس فیلم نامه نویسی که مهارت بیشتری دارد صحنه را درست پیش از فرا رسیدن این لحظه آغاز می کند. چنان که زن و شوهر قبلاً سر میز ناهار نشسته اند، آن ها در سکوت غذا می خورند، ناگهان زن تصمیم خود را برای شوهرش می گوید.
البته در بعضی موارد، نسخه کندتر، قوی تر از نسخه کارآمد است. این طور بگویم که وقتی شوهر می خواهد آماده شود، تفنگی بر می دارد، آن را پر و مخفی می کند. حالا به جای پیشرفت کند و لحظات اضافی، تنش به وجود می آید زیرا ما محکم روی صندلی هایمان نشسته ایم و نمی دانیم که شوهر می خواهد با تفنگ چه کار کند. بنابراین هرچه بیشتر منتظر باشیم، تنش داستان افزایش می یابد.
به عبارتی دیگر برای آن که صحنه های کشدار، مؤثر از کار در بیاید، لازم است عنصری وجود داشته باشد تا سرعت آن ها را توجیه کند. به طور کلی، هرچه صحنه ضرباهنگ تندتری داشته باشد، بهتر است.
صحنه چه زمانی باید پایان یابد؟
نظرتان ... دیدن ادامه » راجع به بررسی این صحنه چیست؟
در نسخه اول که تفنگی در کار نیست، تازه کاران طوری صحنه را می نویسند که زن تصمیمش را به شوهر می گوید و طبعاً کار به بحث می کشد. شاید قبلاً بارها درباره این نوع بحث ها شنیده باشید. شاید این بحث چندین صفحه را شامل شود حتی اگر به هیچ چیز تازه ای راجع به آن پی نبریم.
شاید فیلم نامه نویسی که مهارت بیشتری دارد، طوری بنویسد که خبر تصمیم زن آخرین جمله صحنه باشد، سپس یک نمای سریع از واکنش شوهر و قطع: شاید به نمایی که در آن شوهر با دوستش حرف می زند یا در نوشگاهی مشغول نوشیدن است.
بار دیگر وجود تفنگ همه چیز را تغییر می دهد. زیرا یک عنصر جدید و پویا به ترکیب دراماتیک اثر می افزاید. زن تصمیمش را به شوهر می گوید. شاید فیلم نامه نویس تازه کار بنویسد که شوهر تفنگش را در می آورد و به او شلیک می کند. نتیجه کار به هرج و مرج می انجامد. مشتریان رستوران، شوهر را به زمین می زنند. او نمی تواند خودش را خلاص کند.
فیلم نامه نویسی که مهارت بیشتری دارد، ما را غافلگیر می کند: شوهر تفنگش را بیرون می آورد و روی شقیقه اش می گذارد. آیا او واقعاً شلیک می کند؟ ظاهر زن طوری به نظر می رسد که انگار در حال سکته است. شوهر ماشه را می کشد. هیچ اتفاقی نمی افتد. او می گوید: «می خواستم بهت شلیک کنم ولی جا زدم. گلوله ها رو در آوردم. خوش باشی.» سپس آن جا را ترک می کند.
فیلم نامه نویسان هالیوود در طراحی صحنه خوب، استاد هستند و حتی فیلم های نه چندان مطرح هالیوود معمولاً صحنه های کارآمدی دارند. البته فیلم های خوب از طراحی صحنه خوب برای ایجاد تأثیر دراماتیک بهتر استفاده می کنند. من در کلاس های دانشگاهی آموزش فیلم نامه نویسی، فیلم نامه قفس پرنده را به عنوان نمونه ای خوب از داستان گویی در سینما با طراحی صحنه کارآمد، مورد استفاده قرار می دهم.

مثال هایی از فیلم نامه «قفس پرنده»

بیایید دو مورد از انتقال صحنه در قفس پرنده را بررسی کنیم.
در اولین مورد، آرماند سعی کرده تا به آلبرت یاد بدهد که چگونه مثل یک آدم درست و حسابی قدم بزند. وقتی آلبرت تصادفاً در پاسیو با یک مشتری برخورد می کند، آرماند مثل یک قهرمان جاهل مسلک می خواهد از او دفاع کند. بقیه داستان از این قرار است:
مرد (تمام قد می ایستد): به من گفتی الاغ؟
آرماند: نه راستش، با الاغی بودم که پشت سرته.

داخلی - آپارتمان آرماند - روز

آرماند روی کاناپه لم داده است. آلبرت روی سرش کمپرس سرد می گذارد.
آلبرت: می بینی؟ ورمش خوابیده. تو فوق العاده بودی. حرف نداشتی. خیلی مردونه عمل کردی. من خیلی بهت افتخار می کنم. وقتی اون مرتیکه احمق گنده خودش رو روی تو انداخت و سرت رو به زمین کوبید، مایه خنده شد. اون حتی نمی دونست چطوری مشت بزنه.
این انتقال صحنه را با دقت بررسی کنید. زیرا نمایان گر روش طراحی صحنه کارآمد است. آن چه نشان داده نمی شود، مهم است، شاید مهم تر از آن چه که نشان داده می شود. دقت کنید چیزی که نشان داده نشده، برخورد فیزیکی است و توصیفات بعدی آلبرت از این دعوا خیلی مضحک تر از تماشای خود دعواست. فیلم نامه نویس تازه کار یکی دو صفحه برای نشان دادن این انتقال صرف می کند. دعوا را تماشا می کنیم و سپس می بینیم که آلبرت به آرماند کمک می کند تا به خانه برسد و بعد می بینیم که آلبرت، آرماند را به طرف کاناپه می برد و فوری دست به کار می شود تا کمپرس سرد آماده کند. ولی تمام این جزییات در زمینه داستان نامربوط است.
داستان همیشه به خودی خود تعیین می کند که چه جزییاتی را باید نشان دهیم. زیرا این جزییات، داستان را تقویت می کنند و آن را پیش می برند. جزییات «زاید»، آن هایی هستند که داستان را پیش نمی برند.
نمونه دیگر: آرماند به سرش زده که شاید مادر وال بتواند به آن ها کمک کند که ادای خانواده ای درست و حسابی را در بیاورند. ادامه کار از این قرار است:
وال: تو واقعاً فکر می کنی بتونه؟ واه! مادر من ...

داخلی - دفتر کاترین آرچر

کاتری (پشت تلفن): اوه، خدای من! آرماند! باورم نمی شه! یه صد سالی می گذره. کجایی؟
باز هم این انتقال به شکل بسیار کارآمدی انجام شده است و تمام جزییات غیر ضروری که شاید فیلم نامه نویس تازه کار اضافه می کرد، حذف شده است: آرماند به طرف تلفن می رود که تماس بگیرد، منشی دفتر کاترین به تلفن جواب می دهد و غیره.
طراحی صحنه خوب، شامل انتقال صحنه ها به صورتی فشرده و دراماتیک است؛ پایان بردن صحنه در جایی که نکته، مطرح شده است و آغاز صحنه بعدی از وسط رویداد، جایی که داستان مجدداً پیش می رود.

راهنمایی ها

البته همیشه زمینه خاص داستان، تعیین می کند که طراحی صحنه چگونه باید باشد. با وجود این، اصولی وجود دارد که به شما کمک می کند تا بتوانید صحنه های پر کشش تری بنویسید. فکر کنید که صحنه را با نوعی «شاه بیت» (punch line) یا لحظه ای تمام کنید که در آن پرسشی مطرح می شود. طبعاً هریک از این موارد منجر به چیزی تازه، در صحنه بعدی می شود.
باید اعتراف کرد که عوامل دیگری هم وجود دارد که پیشبرد صحنه بدون شتاب را توجیه می کند، مانند ضرباهنگ و تعلیق. اگر ببینیم که یک قاتل زنجیره ای در کمد دیواری پنهان شده و هم زمان خانمی به آپارتمانش می آید، این آگاهی ما را به نوشتن صحنه ای طولانی تر وامی دارد. در صورتی که اگر آپارتمان خالی بود، تداوم آن چندان توجیهی نداشت. ما دایماً فکر می کنیم: «بیرون می آد؟»
ولی به طور کلی مشکل تازه کاران، گنجاندن جزییات فراوان در یک صحنه است که خیلی زود آغاز می شود و بسیار دیر به پایان می رسد. اگر بخواهید حین بازنویسی شروع و پایان هر صحنه، از سر و ته آن بزنید، باید بیاموزید که صحنه های فشرده، پر کشش و متمرکزی بنویسید که لحظات خسته کننده و زاید ندارند.
منبع:فیلم نگار، شماره --چارلز دیمز6
البرز ملک پور این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طراحی صحنه بخش مهمی از هر کار نمایشی محسوب می شود. معمولا طراح صحنه پس از خواندن متن برنامه و انجام صحبتهای مقدماتی با کارگردان ، طرح صحنه ( شاید به شکل طرحهای کشیده شده روی کاغذ ) و وسایل مربوط به آن تهیه نموده و ‌به صورت طرح اولیه به کارگردان عرضه می‌کند

ما همیشه نمای ظاهری هر برنامه را می بینیم، در حالی که در پشت صحنه تلاش ها و فعالیت های زیادی توسط طراحان صحنه برای ایجاد این نما صورت گرفته است
البرز ملک پور، سروناز یکتا و اوا.ت این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم نامه به صورت بخش بخش و صحنه به صحنه نوشته می شود. به همین علت، دشوار بتوان درباره هر صحنه ای خارج از زمینه کلی آن صحبت کرد. به هر حال رعایت اصول طراحی صحنه کارآمد، بخشی از مهارت فیلم نامه نویسی است.
یک صحنه در فیلم نامه باید تا جایی که ممکن است دیر آغاز شود. منظور چیست؟
بگذارید مثالی بزنم.
زن و شوهری از هم جدا شده اند. شوهر، شخصیت اصلی داستان است. او و زنش برای ناهار با هم قرار می گذارند تا راجع به آینده شان صحبت کنند. زن قصد دارد به شوهرش بگوید که می خواهد طلاق بگیرد.
اغلب تازه کارها وقت زیادی صرف می کنند تا شوهر را به این قرار ملاقات برسانند. شاید قدری وقت بگذرانند تا او تصمیم بگیرد که چه می خواهد بپوشد. شاید او در راه وقت تلف کند، پس به موقع نمی رسد و به نظر مضطرب می آید. شاید یکی دو لیوان نوشیدنی بخورد. بالاخره به رستوران می رسد و پیشخدمت او را ... دیدن ادامه » به طرف قسمتی هدایت می کند که همسرش منتظر است. آن ها قدری صحبت می کنند. به گارسون سفارش نوشیدنی می دهند، باز هم صحبت می کنند. به گارسون سفارش ناهار می دهند، باز هم گفت و گو می کنند.
بالاخره به جایی می رسند که صحبت به زندگی زناشویی کشیده می شود و در این هنگام زن به شوهرش می گوید که می خواهد طلاق بگیرد.
گرچه زمینه های دراماتیکی وجود دارد در پیشبرد آهسته داستان می تواند مؤثر باشد. (به دنباله مقاله نگاه کنید) در اغلب موارد، این صحنه ممکن است بسیار کند و آهسته از کار در بیاید و دقایق زاید فراوانی داشته باشد. در این صحنه نکته چیست؟ خبر طلاق. پس فیلم نامه نویسی که مهارت بیشتری دارد صحنه را درست پیش از فرا رسیدن این لحظه آغاز می کند. چنان که زن و شوهر قبلاً سر میز ناهار نشسته اند، آن ها در سکوت غذا می خورند، ناگهان زن تصمیم خود را برای شوهرش می گوید.
البته در بعضی موارد، نسخه کندتر، قوی تر از نسخه کارآمد است. این طور بگویم که وقتی شوهر می خواهد آماده شود، تفنگی بر می دارد، آن را پر و مخفی می کند. حالا به جای پیشرفت کند و لحظات اضافی، تنش به وجود می آید زیرا ما محکم روی صندلی هایمان نشسته ایم و نمی دانیم که شوهر می خواهد با تفنگ چه کار کند. بنابراین هرچه بیشتر منتظر باشیم، تنش داستان افزایش می یابد.
به عبارتی دیگر برای آن که صحنه های کشدار، مؤثر از کار در بیاید، لازم است عنصری وجود داشته باشد تا سرعت آن ها را توجیه کند. به طور کلی، هرچه صحنه ضرباهنگ تندتری داشته باشد، بهتر است.
صحنه چه زمانی باید پایان یابد؟
نظرتان راجع به بررسی این صحنه چیست؟
در نسخه اول که تفنگی در کار نیست، تازه کاران طوری صحنه را می نویسند که زن تصمیمش را به شوهر می گوید و طبعاً کار به بحث می کشد. شاید قبلاً بارها درباره این نوع بحث ها شنیده باشید. شاید این بحث چندین صفحه را شامل شود حتی اگر به هیچ چیز تازه ای راجع به آن پی نبریم.
شاید فیلم نامه نویسی که مهارت بیشتری دارد، طوری بنویسد که خبر تصمیم زن آخرین جمله صحنه باشد، سپس یک نمای سریع از واکنش شوهر و قطع: شاید به نمایی که در آن شوهر با دوستش حرف می زند یا در نوشگاهی مشغول نوشیدن است.
بار دیگر وجود تفنگ همه چیز را تغییر می دهد. زیرا یک عنصر جدید و پویا به ترکیب دراماتیک اثر می افزاید. زن تصمیمش را به شوهر می گوید. شاید فیلم نامه نویس تازه کار بنویسد که شوهر تفنگش را در می آورد و به او شلیک می کند. نتیجه کار به هرج و مرج می انجامد. مشتریان رستوران، شوهر را به زمین می زنند. او نمی تواند خودش را خلاص کند.
فیلم نامه نویسی که مهارت بیشتری دارد، ما را غافلگیر می کند: شوهر تفنگش را بیرون می آورد و روی شقیقه اش می گذارد. آیا او واقعاً شلیک می کند؟ ظاهر زن طوری به نظر می رسد که انگار در حال سکته است. شوهر ماشه را می کشد. هیچ اتفاقی نمی افتد. او می گوید: «می خواستم بهت شلیک کنم ولی جا زدم. گلوله ها رو در آوردم. خوش باشی.» سپس آن جا را ترک می کند.
فیلم نامه نویسان هالیوود در طراحی صحنه خوب، استاد هستند و حتی فیلم های نه چندان مطرح هالیوود معمولاً صحنه های کارآمدی دارند. البته فیلم های خوب از طراحی صحنه خوب برای ایجاد تأثیر دراماتیک بهتر استفاده می کنند.
سروناز یکتا و اوا.ت این را خواندند
البرز ملک پور این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید