همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق چت آنلاین و ایمیل در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال | علی عبداللهی: Reverie of a fine cigar While walking on a boardwalk Eyes
S3 : 08:18:10
Reverie of a fine cigar
While walking on a boardwalk
Eyes floating at a distance in the beach horizon
The wind softly breezes into your hair
Shell-shocked by the colorful landscape
Only seen by the kid, deep down your instincts
Joyous breaths, surfing through your body
Weightless, dauntless, ambitious
Feet floating in the air
Mind drowning in ecstasy
Musical catharsis rules
Clouds gathering
Watching your performance
Dreams in control
Nothing in distress
Paintings ... دیدن ادامه » glow on the wall
Walls flying across the room
Morning shine never leaves
Dots and traces
Thoughts equalizer
Dreams prevail
Sentiment’s empire
Secure reclusion
Speechless moments
Reflecting on bitter poems
مختار بایزیدی، دایِه*، رضا بولو و مارال عظیمی این را امتیاز داده‌اند
با جناب بامداد عزیز بسیار موافقم،هزارتا ستاره هم کمه...
بسیار زیبا بود جناب عبدالهی عزیز،دوست خوش ذوق من
۱۲ خرداد ۱۳۹۸
بامداد جانم، عزییییییزمی :) :***
خجل شدم رفت :) همون استیکر میمونه
شما لب تر کن، من با سر :) :چشمک


آقای بایزیدی جان، عزیز دل من :) لطفتون همییییشه شامل حال منه :)
۱۲ خرداد ۱۳۹۸
برداشتم شمارتو بامداد جان..می‌تونی پاکش کنی اگه خواستی :))

چشم حتما پیام رو روانه می‌کنم به سمتت :)
:**
۱۲ خرداد ۱۳۹۸
درود جناب بامداد عزیز،ارادتمندم دوست بزرگوارم
من بیصبرانه منتظر شنیدن اون آهنگ ها و همکاری بی‌نظیر شما دوعزیز هستم
۱۲ خرداد ۱۳۹۸
علی جان چی‌ها بلد بودی و نمی‌دونستیم :)))))

خدا کنه تا شب من همه برگ‌های دیکشنری‌مو پیدا کنم... زوارش دیگه در رفته مثل خودم..
۱۳ خرداد ۱۳۹۸
رضا جان کلا چی دیدی و چی شنیدییییی؟؟ هنوز کلی‍ش موندههههه :))))
بلد کجا بود رضا جان؟؟ :) یه چیزی برای خودم بلغوریدم :)

دیکشنری‌ت سالمه؟ چون یه ورژن از اینی که خوندی رو برای بامداد جانم شعر"تر"ش کردم و قافیه‌گذاری..خواستی اونم هست :))
۱۸ خرداد ۱۳۹۸
هر برگ جدید رو کن :))))) کو؟ می‌خوامش.
۱۸ خرداد ۱۳۹۸
:)) چشم چشم الان :)
۱۹ خرداد ۱۳۹۸
Reverie of a fine cigar
While walking on the boardwalk
Eyes floating from afar
On the horizon, seeming to stalk
Shell-shocked by the colorful landscape
Deep down your instincts under a drape
Peeking a kid with joyous breaths
Surfing through your body,
Ambitious
Wind ... دیدن ادامه » softly breezing into your hair,
Dauntless
Your feet floating in the air,
Weightless
Mind drowning in ecstasy
Musical catharsis rules
Clouds gathering in privacy
Watching your performance
Dreams are monstrous
Nothing in distress
Paintings glow on the wall
Morning shine never leaves
Walls flying across the room
Dots and traces
Thoughts equalizer derail
Dreams fiercely prevail
Sentiment’s empire
Pure sensation
Speechless moments
Rejoice nation
Resentful poems
Damned in seclusion
۱۹ خرداد ۱۳۹۸
گویا روحی تازه دمیدی توش، نه؟
۱۹ خرداد ۱۳۹۸
روحی تازه رو نمی‌دونم ولی می‌گم شعرتر شده با قافیه‌گذاری :) [به خواست بامداد جان :)] و البته کلمه تازه و اینام اضافه شده
خودم اولی رو بیشتر دوس دارم مثلا
۱۹ خرداد ۱۳۹۸
بامداد جونم که استاد ماست.... ایشون خواسته باشه، خواسته کل آحاد جامعه‌ست...


۱۹ خرداد ۱۳۹۸
صد در صدددد
شمام که استاد مایی :) ما به شاگردی شهره‌ایم :))
۱۹ خرداد ۱۳۹۸
تلمیذ مکتب شما و بامداد جان هستم ...
۱۹ خرداد ۱۳۹۸
قطعااا هرچی شما بگی همونه :)
انصااااافا قربون شماااا عزییییز دل :) :*

رضا جان که من یه عمر هست شاگردشم ولی از این استاد خاکیاس یادش می‌ره هی :)
:))
۲۰ خرداد ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید