کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال Ali | دیوار
S3 : 16:16:47 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
خرم آن روز کز این منزل ویران بروم
راحت جان طلبم و از پی جانان بروم

گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریب
من به بوی سر آن زلف پریشان بروم

دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت
رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم

چون صبا با تن بیمار و دل بی‌طاقت
به هواداری آن سرو خرامان بروم

در ره او چو قلم گر به سرم باید رفت
با دل زخم کش ... دیدن ادامه ›› و دیده گریان بروم

نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا در میکده شادان و غزل خوان بروم

به هواداری او ذره صفت رقص کنان
تا لب چشمه خورشید درخشان بروم

تازیان را غم احوال گران باران نیست
پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم

ور چو حافظ ز بیابان نبرم ره بیرون
همره کوکبه آصف دوران بروم

گاهی اوقات فکر می کنم اگر حافظی نبود شاید لذت بیشتری از ادبیات می بردم . ناخوداگاه هر شعری که میخونم با اشعار او مقایسه می کنم و چه مقایسه نا عادلانه ای ... برای همینه که نمیتونم با شعر معاصر ارتباطی برقرار کنم ...

شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است ...
سپهر، میم سردلی و جعفر میراحمدی این را خواندند
امپرسیونیست این را دوست دارد
با درود قطعا همینطوره که میفرمایید . در مورد من واقعا هر شعری میخونم نا خوداگاه با او مقایسه میکنم ... و باید بگم به نظر من ( که قطعا ممکنه مخالفانی داشته باشه ) در مضامینی که حافظ سروده تا اونجایی که من خوندم و البته به سلیقه من کسی حتی به گرد پای او چه به لحاط لفظ و چه معنا نرسیده مگر مضمونی سروده باشه که او نسروده ... البته این نظر و سلیقه منه ... حافظ برای من شاعری فیلسوف و فیلسوفی شاعر است ... امیدوارم روزگار ما هم به خلاقیت و بینش و قدرت افرینش زیبایی همچو او پیدا بشه ...
۶ روز پیش، یکشنبه
Ali
با درود قطعا همینطوره که میفرمایید . در مورد من واقعا هر شعری میخونم نا خوداگاه با او مقایسه میکنم ... و باید بگم به نظر من ( که قطعا ممکنه مخالفانی داشته باشه ) در مضامینی که حافظ سروده تا ...
علی عزیز، انگار نظر من پاک شده ( یعنی انگار دست من به اشتباه روی “زدودن” رفته). عذر می‌خوام
۶ روز پیش، یکشنبه
میم سردلی
علی عزیز، انگار نظر من پاک شده ( یعنی انگار دست من به اشتباه روی “زدودن” رفته). عذر می‌خوام
خواهش میکنم ممنون از اینکه نظرتون را گفتید.
۶ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
Ali
درباره کتاب استبداد در ایران i
ادامه
۳
فصل اول توجیه حکومت استبدادی
-تباه کار دانستن مردم
-مقابله با هرج و مرج
-تقدیس پادشاهان
-تفوق اخلاق بر سیاست

در خلاصه ترین تعریف ، حکومت استبدادی عبارتست از حاکمیت بی قانونی که مبتنی است بر رابطه خدایگان -بنده و یا شبان - رمه...

اقتدار و فرمانروایی مطلق ... دیدن ادامه ›› بی انکه هیچ مسئولیت مشخص و نهادینه شده ای در برابر مردم داشته باشد ...

چه پیش و چه پس از اسلام توجیه چنین حکومتی و یا ضروری جلوه دادن آن با پیش فرض تبه کاری مردم رایج بوده است ...

چند نمونه از چنین توجیهی در متون کهن ...

تنسر در جواب آذرگشسب که به خشونت شدید شاه اعتراض دارد می گوید :
اما انچه بزرگ می آید در چشم تو از عقوبت های شاهنشاه و اسرافی که در سفک دما می فرماید ...چون فساد بسیار شد ، و مردم از طاعت دین و عقل و سلطان بیرون شدند و حساب از میان برخاست ، ابروی چنین ملک جر به خون ریختن با دید نیاید .

در اثار پس از اسلام
مروج الذهب مسعودی :
چیزی که مردم این روزگار وادار کرد پادشاهی بیارند و رئیسی نصب کنند این بود که دیدند بیشتر مردم به دشمنی و حسد و ستم و تعدی خو کرده اند و مردم شرور را جز بیم، به صلاح نیارد ...


میم سردلی این را خواند
محمد مجللی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
Ali
درباره کتاب استبداد در ایران i
ادامه

به جای مقدمه :

حیرت به پرسش در آمده موجب بصیرت می شود ؛ اما حیرت زمانی که به پرسش درنیاید یعنی از طریق پرسش نفی نشود ، به جهل و لاابالیگری فکری می انجامد ...
تکرار حیرت ، تداوم روند شناخت انسانی است . آن که در ارتباط با جهان ، به طور مکرر با حیرت نوین و باز تولید شده مواجه نمی شود در روندشناخت جهان جایگاهی ندارد .

انسان با پرسشگری و پاسخی که به پرسش خود می دهد با جهان و با خود یگانه می شود. انسان در جهان به پرسش در نیامده، بیگانه است .

هر پرسش راستینی ، در اساس ... دیدن ادامه ›› ، پرسشگر را نیز در بر می گیرد ؛ او را از گمشدگی ، بیگانگی و بی پناهی می رهاند و به سمت هویت یافتن سوق میدهد. از این جاست که حتی هویت فردی ، متکی به پرسشگری انسان است .

پرسش فلسفی در پاسخ، رد و نفی نمی شود ؛ بلکه پاسخ پرسش را به سطحی بالاتر منتقل می کند و این حرکت در فلسفه هرگز پایان نمی یابد .

پرسشی که بر تخریب رابطه موجود انسان با موضوع پرسش استوار نگردد ، راستین نیست .

برخی موانع پرسشگری در جامعه ما :
نحستین رویکرد فکری مکتوب ایرانیان نسبت به جهان و خود ، آمیخته به پرسشگری بوده است گاتاهای زرتشت ، بازتاب برجسته و اصیل چنین رویکردی است ...

اما ذهن در طلب دانستن ایرانیان ، به مرور ، خصلت پرسشگری خود را از دست می دهد آنچنان که با گذشت چند قرن اوستا به وندیداد می رسد . وندیداد را می توان تحقق و بروز شریعت ایجابی در آیین زرتشتی داتست.

در قلمرو سیاست ،حکومت استبدادی ، مهمترین عامل به بن بست کشاندن و محال گردانیدن پرسشگری است. کافی است گفته شود ؛ پرسشگری تقلای ذهنی انسان برای نظارت بر جهان و جامعه انسانی است و حکومت استبدادی ، به عنوان حاکمیت خودکامگی ، با هر نوع نظارتی از سوی مردم در تضاد است.استبداد حکومت مطلقه است ...

پرسیدن اسطوره زدایی از امریست که به پرسش در می آید. هر آنچه به پرسش در آید عینیت می یابد .و استبداد ، غلبه ی تصور و ذهنیت اسطوره پردازی شده از واقعیت اجتماعی و سیاسی است . حکومت راز پردازی و ابهام سازیست .
پرسشگری در روابط انسانی ، حتی رابطه حکومت گران و مردمان ، نوعی برابری مدنی میان پرسشگر و مخاطب پرسش ایجاد می کند و استبدا ، حکومت نابرابری است.

در شیوه زندگی، ادغام در زندگی روزینه از مهمترین موانع پرسشگری است...

باور از نظر فکری و عادت از نظر عملی محصول عدم پرسشن اند ، ناپرسش گرانه اند...

مدرنیته عصر خطر کردن است ، از جمله از این رو است که هر چند مدرنیته پاسخ های بسیاری برای انسان فراهم می آوزد، اما اعتبار مدرنیته به پرسشهایی است که طرح کرده است ...

پایان بخش به جای مقدمه .

پ ن : نویسنده بخش به جای مقدمه را بخشی مستقل دانسته و می توان از آن چشمپوشی کرد . ولی من دریغم امد مختصری از این بخش نگذارم .

گاتها یا گاتاها قدیمترین بخش اوستا و تنها بخشی است که توسط زرتشت سروده شده شامل تعدادی سروده (اگر اشتباه نکنم ۱۷ سرود ) است که حجم بسیار کمی داره .پیشنهاد میکنم نگاهی بیاندازید وقتی نمیگیره در عوض با جهانبینی شگرف او که یکسر نگاهی به انسان و طبیعت داره و نه اسمان اشنا شوید.
ابرشیر و عالیا این را خواندند
میم سردلی و محمد لهاک این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
Ali
درباره کتاب استبداد در ایران i
با تشکر از نیلوفر خانم که برگه کتاب را ساختند .

کتاب استبداد در ایران نوشته حسن قاضی مرادی چاپ سوم 1387

به جای مقدمه :
انسان به عنوان ذهن شناسنده [ = سوژه ] در گذار دایمی از نادانستگی به دانستگی متحقق می شود .گذاری که بر امده ی پرسشگری انسان و پاسخهای او به این پرسش ها و نیز باز تولید این پرسش ها و پاسخ ها در روند بی پایان پرسشگری ... دیدن ادامه ›› است ...

پزسشگری مستلزم دو احساس انسانی حیرت و تردید است...

آگاهی از نادانستگی، نقطه آغاز فلسفه بود . پرسشگری عمدتا بر محور حیرت ممکن شد . افلاطون از زبان سقراط گفته است که حیرت آغاز فلسفه است...

با ارسطو تبین فلسفه جهان مادی اهمیت عمده ای یافت و همین تبیین ، در تلفیق با غایت مداری کلام مسیحی ، فلسفه ای را بر بنیان پاسخهای دینی برای دوران قرون وسطی رقم زد . در این دوران فلسفه با محور قرار دادن پاسخ های کلامی ، با موجودیت خود که پرسشگری بود در تضاد قرارگرفت...

دکارت به نفی این فلسفه از طریق به پرسش در آوردن آن ، مبتنی بر شک و تردید اقدام کرد . در این نفی او قطعیتی جز این نیافت که : من می اندیشم پس هستم ...

شک کردن در همه چیز و به پرسش در آوردن هر موضوعی ، بنیان پیشرفت و تعالی انسان است.

حیرت به پرسش در آمده، اغاز شناخت است . پرسش آشنایی زداست و انسان را به شناخت واقعی رهنمون می گردد.

ادامه خواهد داشت...

پ .ن : سعی کردم خلاصه به گونه ای باشد که انسجام مطالب حفظ شود بلکه اگر علاقه مندی شرایط خواندن کتاب را نداشت ، بهره ای از این خلاصه ببرد
بخشی از کتاب دن کیشوت از زبان کشیش ؛
ولی نظر من اینست که نمایشنامه های خوب نیز میتوانند هدف سرگرم کننده مردم را تامین کنند ، زیرا تماشاگر علاوه بر درک نکات سرگرم کننده از مطالب جدی آن بسیار خواهد آموخت . از رویدادهای آن دچار شگفتی خواهد شد . زبان فصیح آن گویش او را اصلاح می کند. نیرنگهای آن او را آگاه می سازد . الگوهایش به او عبرت می آموزد و فضیلتها و درایتهایش او را دلبسته می کند .یک نمایشنامه خوب باید چنین احساساتی را در تماشاگر هرچه نآدان و ناآگاه باشد برانگیزاند .
عالی بود، از اشتراک این مطلب با ما سپاسگزارم ازتون.
۲۱ اردیبهشت
درود بر شما
شاید برای شما جالب باشد که از طریق بخش ساختن (که دکمه آن در نوار بالا وجود دارد) می‌توانید کتاب‌هایی که دوست دارید را در تیوال بسازید تا درباره‌ آن‌ها بهتر بتوان گفتگو و آن‌ها را پیشنهاد کرد.
۲۲ اردیبهشت
ممنون همیاری
۲۲ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
نوجوانی ناتوان به خاک افتاده بود .جنگجویی استوار برای تمام عمر از زمین برخاست .
برادران کارامازوف
ابرشیر، سیدمهدی، سپهر و میم سردلی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
دور فلک درنگ ندارد شتاب کن

زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
ما را ز جام باده گلگون خراب کن

خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد
گر برگ عیش می‌طلبی ترک خواب کن

روزی که چرخ از گل ما کوزه‌ها کند
زنهار کاسه سر ما پرشراب کن

ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم
با ما به جام باده صافی خطاب کن

کار صواب باده پرستیست حافظا
برخیز و عزم جزم به کار صواب کن

رفقا جام وجودتون هر صبح پر از باده ی امید و شور و شوق به زندگی باشه ...
سلامت باشی علی جان ❤
۲۴ فروردین
یه شعر ناب از حافظ شیرازی ❤

اینجوری هر صبح و شروع کنیم عالیه و به امید خدا کرونا رو از شهرمون می اندازیم بیرون

:))))))))))
۲۹ فروردین
به امید اون روز . ممنون از نظرتون
۲۹ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
در این زمان و زمانه گفتم دعایی در حق دوستان تیوالی بکنم دیدم چه دعایی بهتر و زیباتر از این که حضرت حافظ فرموده است ...

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد

سلامت همه آفاق در سلامت توست
به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد

جمال صورت و معنی ز امن صحت توست
که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد

در این چمن چو درآید خزان به یغمایی
رهش به سرو سهی قامت بلند مباد

در آن بساط ... دیدن ادامه ›› که حسن تو جلوه آغازد
مجال طعنه بدبین و بدپسند مباد

هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند
بر آتش تو به جز جان او سپند مباد

شفا ز گفته شکرفشان حافظ جوی
که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد
سال نو مبارک علی جان ❤

پ.ن: اون مجال رو هی مجللی میخوندم و میگفتم ای وای
چرا مجللی طعنه بدبین اخه :)
۰۱ فروردین
سال نوی شما هم مبارک مجللی جان خیلی خیلی مواظب خودت باش رفیق .
شما گل گل گلی .
۰۱ فروردین
چاکرم اقا :)
خیلییی عزیزین
۰۲ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
به انکه حقیقت را یافته است اعتماد نکن ،حقیقت خاکستریست .
اندره ژید
Ali
درباره مستند بزم رزم i
یک بار دیگه دیدم
هر بار میبینم بیشتر به زحمتی که برای این کار کشیده شده و تدوین فوق العاده ای که داره پی میبرم
دم هر کس که برای کارش ارزش قائله و کم کاری نمیکنه گرم .
چطور میتونم انلاین ببینم علی جان؟
تو هاشور پیداش نکردم...
۲۱ بهمن ۱۳۹۸
من به لطف کامنت یکی از دوستان، دی‌وی‌دی رو از اینجا اینترنتی تهیه کردم
https://nivaar.ir/%D8%A8%D8%B2%D9%85-%D8%B1%D8%B2%D9%85
۲۲ بهمن ۱۳۹۸
چقدر عالی شاهین جان
۲۲ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
Ali
درباره نمایش مشق شب i
ای اهل ایران اگر تو از نشئه آزادیت وحقوق انسانیت خبر دار می بودی به اینگونه عبودیت و به اینگونه رذالت متحمل نمیگشتی طالب علم شده مجمعها بنا مینمودی وسایل اتفاق را دریافت میکردی، تو در عدد و استطاعت به مراتب از دیسپوت زیادتری ، برای تو فقط یکدلی و یک جهتی لازم است ، اگر این حالت یعنی اتفاق به تو میسر می شد برای خود فکری میکردی و خود را از عقاید پوچ و ظلم دیسپوت نجات میدادی .( میرزا فتحعلی اخوند زاده ، مگتوبات ، حدود ۱۸۰ سال پیش )
نمیدونم چرا وقتی اجرا رو دیدم یاد این مطلب افتادم ، دریغا که هنوز بعد از ۱۸۰ سال ...
ای رنج نازنین
زندگی من بی تو
همچون صحنه ی با شکوهیست که هیچ معنایی ندارد!
هر سیسصدو شصت پنج روز زمین یک یار به دور خورشید میچرخد که ان را یک سال نامیدند و هر سال اغازی و پایانی دارد که در فرهنگ ها و ملتهای مختلف این اغاز در زمانی مشخص است و چه خوب و زیبا که چنین اغازی با جشنی همراه باشد که علاوه بر شور رو نشاط انسان رو به نو شدن به تفکز و اندیشه رهنمون باشد و چه زیباتر و مایه مباهات که نوروز ما بر اساس یک پدیده نجومی ( اعتدلال بهاری ) است و وابستگی به هیچ پدیده قومی و مذهبی و...ندارد و همراه و همگام با طبیعت سال ما هم نو میشود که تا اونجا که من اطلاع دارم باقی ملتها از این موهبت برخوردار نیستند و سال نو انها اغلب با مذهب و قومیت شان گره خورده است .

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو ... دیدن ادامه ›› دراندازیم

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد

من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم

شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم

نسیم عطرگردان را شِکَر در مجمر اندازیم

چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش

که دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم

صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز

بود کان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم

یکی از عقل می‌لافد یکی طامات می‌بافد

بیا کاین داوری‌ها را به پیش داور اندازیم

بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه

که از پای خمت روزی به حوض کوثر اندازیم

سخندانیّ و خوشخوانی نمی‌ورزند در شیراز

بیا حافظ که تا خود را به ملکی دیگر اندازیم