تیوال | علی اژدری درباره نمایش در انتظار گودو: همین روزها، در یک گوشه دیگری از دنیا که برادوی می نامندش،
S2 : 16:03:58
همین روزها، در یک گوشه دیگری از دنیا که برادوی می نامندش، "در انتظار گودو" دیگری دارد اجرا می شود که انقدرها سرش دعوا نیست. یک عدد ایان مک کلن تویش بازی می کند و یک دانه پاتریک استوارت. این را ببینید گمانم بد نیست:

http://www.youtube.com/watch?v=MUXtzkLTABI

http://www.4shared.com/video/zoWlVmFjba/A_first_look_at_WAITING_FOR_GO.html?

شما را نمی دانم ولی من که با همین یک دقیقه عاشق این "گوگو" و "دی دی" شدم.

این یکی هم یک گفتگو با این دو بازیگر است و کارگردان نمایش (شان ماتیاس). عجیب دیدن دارد. حالا اگر هم فرصت یا حوصله نکردید همه اش را از سر تا ته ببینید دست کم دقیقه 14:38 تا 17:11 را از دست ندهید. جایی که سوزان هاسکینز از امید و خوشبینی در "در انتظار گودو" میپرسد. جواب هایشان دیدنی (خواندنی؟شنیدنی؟) است.

http://www.youtube.com/watch?v=-5t4C7p3dqg

http://www.4shared.com/video/t3BGbt0Tba/Theater_Talk_No_Mans_Land__Wai.html?

اینهم یک ترجمه دست و پا شکسته و علیل و مریض از یکی ازین پاسخ ها، برای آنهایی که نمی بینند.

«توی ... دیدن ادامه » زندگی اغلب افراد گاهی رسوندن روزی به روز دیگه، یا گذران یه بعداز ظهر، یا یه ساعت، یا حتی یه دقیقه یه چالش مهیبه. همه ما گاهی چنین حسی رو تجربه کردیم. چیزی که من در خصوص این نمایش درک کردم اینه که در آخر نمایش این آدمها همچنان دارن ادامه میدن. درسته، درباره خودکشی دو بار در طول نمایش حرف به میون میاد، ولی در نهایت این اتفاق هیچوقت نمی افته و اونا همچنان ادامه میدن. و این اشتیاق برای بقا، برای زنده موندن و ادامه دادن، با قدرت هر چه تمام تر در این نمایش جاریه.»

به زبان الکن من اما اعتنا نکنید که شنیدن همین عبارات از زبان پاتریک استوارت، وقتی که با تمام بدن، با همه وجودش از Urge to Hold on، از امید به بقا حرف می زند، چیز دیگری است. بعدش هم البته پاسخ یان مک کلن است که آن هم فراوان شنیدن دارد.

فکر می کنم اگه بحث مقایسه باشه یک اجرای درخشان ایرانی هم سالها پیش از درانتظار گودو وجود دارد..نمی دونم فیلمی ازش هست یا مثل خیلی از شاهکارهای اجرایی توی این سالها اثری ازش باقی نمانده؟
در انتظار گودو کار وحید رهبانی با بازی های درخشان و حیرت انگیز رضا ... دیدن ادامه » مولایی،محمدرضا جوزی و بجستانی و...در سال77 ...فکر نمی کنم همیشه بایدبه اجراهای خارجی توسل کرد ما پتانسیل های بزرگی تو این مملکت داریم که همیشه ازشون استفاده نمیشه.....در تایید مجدد حرفام باید از ماندگاری لذت دیدن 2بار اجرایی رهبانی یاد کنم که تو اجرای اخیر ازش بی بهره ماندم....
۲۷ بهمن ۱۳۹۲
من هم اصلا" قصدم برتری دادن یکی به دیگری نبود جناب ابرشیر. صرفا" به نظرم جالب بود که لحظاتی از یک اجرای خارجی هم با بازی دو بازیگر قدر مثل یان مک کلن و پاتریک استوارت دیده بشه. وگرنه من نه اجرای فعلی در انتظار گودو رو دیدم و نه اجرای جناب رهبانی رو. تنها سالها ... دیدن ادامه » پیش اجرای جناب علیزاد رو از در انتظار گودو در تالار مولوی دیدم که توش حسن معجونی، رضا بهبودی و سعید چنگیزیان بازی میکردن.
۲۷ بهمن ۱۳۹۲
آقای اژدری عزیز
ممنون از لینکهای خوبتون
کار آقای علیزاد چه جور بود. با توجه به اینکه ایشون ترجمه کارو هم منتشر کردن. و آقای بهبودی هم در اون اجرا نقش ایفا می کرد ( پوتزو اگر اشتباه نکنم)
۲۷ بهمن ۱۳۹۲
بسیار ممنون بابت اشتراک گذاشتن
۲۷ بهمن ۱۳۹۲
طراحی لباس و صحنه و چهره پردازیِ این در انتظار گودو خیلی بهتره فکر میکنم.
۲۷ بهمن ۱۳۹۲
اقاى اژدرى اخبار برادوى رو از کجا میشه دنبال کرد؟سایت فارسی که ندیدم ولی انگلیسی کدومو میشناسین؟مثلا براى اینکه بفهمم کدوم اجرا از یه کار خاص(مثلا کاراى نیل سایمون،چخوف یا..) مطرح تر بوده، از کدام فیلم تهیه شده؟(و اکه شده باشه میتونیم از وارز یا مشابهش ... دیدن ادامه » دانلود کنیم)
۲۷ بهمن ۱۳۹۲
اقاى اژدرى اخبار برادوى رو از کجا میشه دنبال کرد؟سایت فارسی که ندیدم ولی انگلیسی کدومو میشناسین؟مثلا براى اینکه بفهمم کدوم اجرا از یه کار خاص(مثلا کاراى نیل سایمون،چخوف یا..) مطرح تر بوده، از کدام فیلم تهیه شده؟(و اکه شده باشه میتونیم از وارز یا مشابهش ... دیدن ادامه » دانلود کنیم)
۲۷ بهمن ۱۳۹۲
بانو مهرک عزیز: من اجرای جناب علیزاد رو حدودا" 10 سال پیش دیدم(سال 83 یا 84 بود گمانم)، برای همین جزئیات کار خیلی در ذهنم نیست. ولی اون چیزهایی که یادم است اینهاست:
توی اجرای جناب علیزاد حسن معجونی نقش ولادمیر رو داشت، سعید چنگیزیان استراگون، و رضا بهبودی ... دیدن ادامه » پوزو. بازیگر نقش لاکی رو خاطرم نیست الان. اون موقع خب همه این بازیگرا 10 سال جوان تر بودن و به مراتب کم تجربه تر. ولی بازی ها یادمه که خیلی خوب و کم نقص بود. هر چند که تصوری که من از آدمای نمایش بکت-غیر از لاکی-دارم همیشه آدمای پا به سن گذاشته و جا افتاده ای هستن (مثلا همین مک کلن و استوارت) و استفاده از بازیگران جوان رو زیاد دوست ندارم و به نظرم به نمایشنامه نمی خورن.
اجرای اون سال-با توجه به نوشته های اینجا-نسبت به اجرای غنی زاده زمان به مراتب کمتری داشت (چیزی نزدیک به دو ساعت فکر میکنم)، ریتم قابل قبول بود و نمایش (دست کم برای من) اصلا" خسته کننده نبود. یادم نمیاد کسی در طول نمایش از سالن خارج شده باشه. البته اینم باید در نظر گرفت که اون اجرا توی مولوی بود که بیشتر پاتوق بچه های تئاتربین و حرفه ای تر بود، از چهره های مشهوری مثل پیمان معادی هم توش خبری نبود و در نتیجه کسانی که به دیدن اجرا اومده بودن کمی با بکت آشناتر بودن.
از لحاظ اجرایی هم جناب علیزاد کمی دخل و تصرف توی متن بکت انجام داده بودن، مثلا" درخت به جای اینکه جزئی از صحنه پردازی باشه در ابتدای هر پرده توسط دی دی و گوگو توی یک گلدون به صحنه آورده می شد و یکجور آکسسوار بود. از طرف دیگه توی صحنه پردازی و لباس هم اگر اشتباه نکنم-مثل این نمایش-تماما" از رنگ سفید استفاده شده بود.
دو سه تا نکته دیگه هم که خاطرم میاد یکی استفاده از نمادهای مدرنیته (مثل تلویزیون و کلاه بیسبالی برای شخصیتها) در طول نمایش بود، و دیگری حذف شخصیت پسربچه (که من دلیلش رو هیچوقت نفهمیدم). مطمئنا" اگر بکت میدید که یکی از شخصیتهای نمایشنامه اش اینجوری حذف شده همونجا وسط مولوی دست به خودسوزی میزد. دیگه هم اینکه بار کمدی کار-با تأکید بر دیالوگ های پینگ پونگی معجونی-چنگیزیان- و جنب و جوشی که در سراسر کار حاکم بود، کمی بر بار تراژدی کار می چربید. این وسط یک کلاه قرمز هم یادمه (فکر میکنم کلاه لاکی بود) که تضاد قشنگی رو با صحنه سفید ایجاد کرده بود.
در کل نمایشی بود که اون زمان من خیـــــــلی دوستش داشتم.

انگار بیشتر از اونچیزی که فکر میکردم یادم بود!. ببخشید طولانی شد بانو:)
۲۷ بهمن ۱۳۹۲
خانم کیان نازنین: خواهش میکنم. فقط من نفهمیدم درست، طراحی صحنه و لباس و گریم توی کدوم اجرا بهتر بود؟ اجرای غنی زاده یا برادوی؟
۲۷ بهمن ۱۳۹۲
جناب دانش عزیز، سوال شما دو بخش داره. یکی اینکه اخبار برادوی رو از کجا میشه دنبال کرد. که بهترین مرجع خود سایت برادوی هستش که نمایش های روی پرده رو اعلام میکنه و اینم آدرسشه:
http://www.broadway.com/shows/tickets/?category=play
فقط یادتون باشه که سمت راست روی Plays کلیک کنید تا نمایشها رو نشون بده، چون در حالت عادی بیشتر نمایشهای موزیکال رو تبلیغ میکنه.

ولی اگر مرجعی واسه ریویو و تحلیل میخواین به نظرم یکی از بهترین منابع (نه فقط واسه تئاتر، که واسه هنر و ادبیات به طور کلی) نشریه نیویورکر هستش. گهگداری سری به اینجا
http://www.newyorker.com/arts/events/theatr
و بطور کلی اینجا
http://www.newyorker.com/arts
بزنید بد نیست.

... دیدن ادامه » ولی اینکه از کجا "میتونین بفهمین کدوم اجرا از یه کار خاص(مثلا کاراى نیل سایمون،چخوف یا..) مطرح تر بوده، از کدام فیلم تهیه شده؟" را من بی اطلاعم. شاید بهترین راه واسه چنین کاری مراجعه به آرشیو برندگان یا نامزدهای جوایز معتبر تئاتری مثل:
Tony Award
Evening Standard Awards
Laurence Olivier Award
London Critics Circle Award
New York Critics Circle Award
Drama Desk Award
و...باشه.
اما اونجوری که من فهمیدم شما به دنبال چیزی مثل IMDB یاRottenTomatoes یا وبسایت های مشابه برای تئاتر هستین که من متأسفانه از وجود چنین وبسایتی بی اطلاعم (و فکر نمیکنم چنین چیزی موجود باشه). اگر که پیدا کردید من رو هم در جریان بگذارید.
۲۸ بهمن ۱۳۹۲
ممنون از پاسختون. و چه خوب که کوتاه نبود. همانطور که مطلب رو می خوندم لذتی رو از دیدن نمایش برده بودین رو حس می کردم.خیلی عالیه.
من ایشا.. چند روز دیگه می تونم برم برای دیدن این اجرا . اجرای غنی زاده اولین اجرایی که من از در انتظار گودو خواهم دید. تعمدا اجرای ... دیدن ادامه » والتر.دی.اسموس رو که روی یوتویب هست رو هم ندیدم.
کنجکاو نیستین که این اجرا رو ببینین؟ بهتون نمی خوره آدمی باشین که اگه از اجرا خوشتون نیاد بگین حیف از پول و وقتش.
۲۸ بهمن ۱۳۹۲
اجرایِ برادوی منظورم بود علی جان :)
۲۸ بهمن ۱۳۹۲
سپاس فراوان از لینکان(کی گفته که لینک رو با ان نمیشه جمع بست!!!)راهگشاتون
۲۸ بهمن ۱۳۹۲
مهرک جان: خوشحالم که بدتون نیومد. برای خود من هم یادآوری جالبی بود بعد از اینهمه سال (الان احساس پیری کردم با عبارت "اینهمه سال"!). کار بسیار خوبی کردید که اجرای اسموس رو ندیدید، همیشه اولین مواجهه آدم با این متنها که گاهی بارها خونده شدن تجربه جالبی میتونه ... دیدن ادامه » از آب در بیاد. امیدوارم که نهایت لذت رو ببرید. اما در خصوص خودم: اول از همه تمام قد ممنونم از حسن نظر شما. من اینجا دارم از شدت کنجکاوی هلاک میشم و با تمام وجود دوست دارم اجرا رو از نزدیک ببینم (خصوصا" که کارهای قبلی غنی زاده رو اکثرا" دوست داشتم) اما متأسفانه مدتیه به خاطر یکسری گرفتاری مسخره امکانش میسر نیست برام. در هر حال شما جای من به تماشا بنشینید و لذت ببرید. منتظر شنیدن نظر شما بعد از اجرا میمونم:)

فرناز بانو: آهان! یک دنیا ممنونم از ابهام زدایی تون بانو. ظاهرا" توی اجرای برادوی نگاه رئالیستی تری به نمایشنامه شده (از لحاظ صحنه آرایی، لباس، گریم، بازیگری و...) تا اجرای جناب غنی زاده. اونچیزی که من از اجرای غنی زاده-با توجه به عکس ها-درک کردم اینه که یکجور حال و هوای سوررئال و آخرزمانی بر کار حاکمه. و نمیدونم که کدوم یکی از این نگاه ها، نگاه درست تر یا بهتریه، هر چند که نظر خود بکت (با توجه به میزانسن های شخصی و یادداشت های کارگردانی خودش) بیشتر دم از یک اجرای نسبتا" رئال و ناتورالیستی داره. البته که لزوما نگاه بکت-و کلا" هر نمایشنامه نویسی-نگاه درست تری به نمایشنامه نیست به نظرم و همیشه خلاقیت میتونه جنبه هایی از نمایشنامه رو که حتی برای خود نویسنده هم نامکشوف مونده به بیننده نشون بده. من متأسفانه کلا" عادت به درازگویی دارم، اینه که در جواب شما که میشد تنها به یک "آهان!" یا "ممنون" اکتفا کرد اینهمه اراجیف نوشتم. هواداران مینیمالیسم گریبان ها دریده اند لابد. پوزشخواهم بانو:)

جناب دانش عزیز: خواهش میکنم. در ضمن خیلی هم خوب، بر وزن "لینچان" هم هست تازه و این خودش کلی خوب است. امیدوارم که اندکی مفید بوده باشن قربان:)

۲۸ بهمن ۱۳۹۲
این از خوشبختیِ منه که شما بسیار کامل و عالی توضیح دادید
بله شاید نمیشه گفت کدوم یک درست تر یا بهتره
وقتی اجرای برادوی رو که اشتراک گذاشتید دیدم فکر کردم که این نگاه رئالیستی رو من انتظار داشتم و دوست داشتم...
بی نهایت ممنونم علیِ مهربان :)
۲۹ بهمن ۱۳۹۲
پر مهرید بانو، خوب باشید:)
۳۰ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید