تیوال | علی اژدری درباره فیلم معراجی ها: [این سطرها در دسته گفتگو آورده شده اما شما به چشم درد
S3 : 17:14:59
[این سطرها در دسته گفتگو آورده شده اما شما به چشم درد دل بخوانیدش]

***
متأسفانه مد شده که اینجا، در این صفحه و چند صفحه دیگر تیوال، و در مرتبه بالاتر در دیگر مراکز "شبه" فرهنگی-هنری، یک عده که در خیال خود از سطح فرهنگی بالایی-چیزی در اندازه آندره مالرو یا سوازان سانتاگ مثلا-برخوردارند راه به راه می‌روند و می‌آیند و برای این و آن اظهار تأسف می‌کنند، فهم و شعور جماعتی را به سخره می‌گیرند، دم از توهین می‌زنند و نوای "وا اسفا" سر می‌دهند.

مسعود ده‌نمکی بد است؟ خب بد است.
بلد نیست فیلم بسازد؟ بلد نیست.
فیلم‌هایش ارزش هنری ندارند؟ قبول

ولی باور کنی یا نه، یک عده‌ای هم بین تماشاگران همین فیلم‌ها هستند که اتفاقا" شعورشان هم شاید آنقدرها که فکر می‌کنی پایین نباشد. اینها شاید مثل شما تاریخ هنر گامبریج را نخوانده ... دیدن ادامه » باشند، شاید نام عیاری به گوششان سنگینی کند و از ارزش‌های پایین هنری و رانت‌های پشت پرده بی‌خبر باشند. یا باخبرند حتی اما تفریحشان به هزار و یک دلیل شاید همین سینما رفتن است و ساعتی را خندیدن. شما به "آپارتمان" می‌خندی و با "آنی‌هال" ریسه می‌روی؟ بگذار یک عده هم به اخراجی‌ها لبخند بزنند. به ولای علی همین اصغر فرهادی که انقدر سنگش را به سینه می‌زنی در پلان به پلان فیلم‌هایش فریاد زد- نه! التماس کرد-تا تو راضیه‌ها و حجت‌های جامعه را قضاوت نکنی، برچسب نزنی، حقیر نخوانی...یک‌بار هم اینجوری به قصه نگاه کن، جای دوری نمی‌رود: شاید همین جک‌های تصویری را نگاه کردن، شاید همین اکبر عبدی را روی پرده دیدن دل خانواده‌ای را شاد کند که سال‌هاست لبخند فراموششان شده، شاید همین 2 ساعت توی تاریکیِ سالن پرده‌ی روشن را نگاه کردن ذهنشان را از کجی‌های پرشمار زندگی منحرف کند. شاید اینها چند ساعتی را می‌خواهند که تویش اخم نباشد، اشک نباشد، نگاه سنگین این و آن نباشد. گیرم که این چند ساعت اسمش فیلم نباشد، فاصله که هست. یک فاصله کوتاه تا واقعیت عبوس زندگی. شاید برای اینها ده‌نمکی خوب باشد. بگذارید ده‌نمکی دست کم برای این آدم‌ها فیلم بسازد، بگذارید به بهانه ارزش‌های هنری، جای لبخند عده‌ای، اخمِ خانه‌نشینی‌های گسِ جمعه غروب ننشیند.

حالا هم شما جناب برگمان‌! بانو دبوار! نواده محترم مارسل پروست! منتقد عالی‌قدر کایه‌دو‌سینما! شما به خلایق کار نداشته باش، شعورشان را متر نزن، قضاوتت را بگذار روی تاقچه خانه‌ات کنار "در جستجو..." و فیلم‌های گلستان‌ات خاک بخورد و جای اینکه پا روی پا بیاندازی و توی دنجی گرم خانه‌ات شوپن گوش دهی و شور و شعور جماعتی را حقیر بخوانی، بلند شو و تا جنوب شهر نه، تا آن‌یکی شهر کوچک در فلان استان دورافتاده هم نه، تا نزدیک‌ترین سینما، تا همین میدان انقلاب و ولیعصر خودمان قدمی بزن، جلوی سینماها پا شل کن و جای فلان کتاب نخوانده جامعه‌شناسی‌ات این آدم‌های ساده را که دارند با لبخند از سالن سینما بیرون می‌آیند تورقی کن. هنوز هم همانقدر کم‌شعورند اینها؟

بگذارید چند نفر آدم معمولیِ معمولی مثل من ساعتی فارغ از دغدغه روی صندلی‌های ناراحت سینماهای شما یله شوند، به خنده‌های خانواده لبخند بزنند و نگران فرداهای بی‌لبخندِ پردغدغه نباشند.
جناب اژدری شما با توجه به ارجاعاتی که در متنتان هست و نوشته های پیشینتان آنچنان معمولی معمولی هم نیستید و خطر زمانی هست که افراد غیر معمولی درباره کارهای معمولی بخواهند غیر معمولی بنویسند :) این سخره گرفتن می تواند دوطرفه باشد و متن شما فکر می کنم از آن ... دیدن ادامه » طرف بوم افتاده است هر چند بسیار شیوا و روان نگاشته شده است .
۱۴ فروردین ۱۳۹۳
سعید عزیز اول از همه ممنونم بابت لطفتان که چندان مستحقش نیستم. دوم اینکه چندان متوجه این عبارت شما نشدم که البته مشکل از درک من است: «خطر زمانی هست که افراد غیر معمولی درباره کارهای معمولی بخواهند غیر معمولی بنویسند». چه خطری؟ بزرگواری می‌کنید اگر روشنم ... دیدن ادامه » کنید.
در خصوص «از آن طرف بوم افتادن» هم این فرمایش متین شما یکجورهایی همان بحث قدیمی قدیمی است که یکجورهایی به فلسفه اخلاق مربوط می‌شود: "آیا ما حق داریم افرادی را که قضاوت می‌کنند، قضاوت کنیم؟". با احترام به نظر شما و همه آنهای دیگری که با من هم‌نظر نیستند، جواب من به سوال فوق مثبت است.
۱۴ فروردین ۱۳۹۳
و البته خلاصه اینهمه پریشان‌گویی‌های من این جمله است که پیشتر نوشتم و حذفش کردم: "روی صحبت من با برخی قضاوت‌هاست. و من به احترام تمام انسان‌های والایی که بر اساس سلایق و علایق خود-و بدون کوچک‌ترین شناخت از فرد دیگر- فهم و شعور دیگران را به سخره نمی‌گیرند ... دیدن ادامه » از همین حالا تا انتهای تاریخ تمام قد ایستاده‌ام."
۱۴ فروردین ۱۳۹۳
منظور بنده این است که افرادی که به تماشای این فیلم می نشینند ، سواد و توانایی تحلیل و نقد شما را ندارند ، نمی شود جای آنها نشست و به دفاع از آنها برخاست و نهایتا آن چیزی که شما می فرمایید از آب در نمی آید . می شود ملغمه ای از ایدئولوژی سازنده در ذهن تماشاگر ... دیدن ادامه » که با آنکه طنز است ولی حتما کلمه ای ، جمله ای ، ایده ای پشتش است که برای تماشای عمومیش اینطور دست و پا می زند . مطمئن باشید که اگر برای بسیاری از فیلمایی که تصور می شود در گیشه موفق نیستند رانتهایی اینچنینی باشد آنها هم موفق می شوند .
۱۴ فروردین ۱۳۹۳
سعید جان بحث من همه و همه در "قضاوت نکردن و کم‌شعور و فاقد درک نخواندن آنهایی است که به دیدن فیلم می‌روند". من چون از این قشر آدم‌ها نزدیکم هست کمی می‌توانم انگیزه‌های بعضی‌هایشان را از دیدن این فیلم درک کنم. دیده‌ام پدری را که 100 برابر من (من که چیزی ... دیدن ادامه » حالیم نیست) به بی‌ارزشی این فیلم‌ها واقف است اما برای دل زن و بچه‌اش که ناچار تن به تماشای این فیلم می‌دهد. یا آن یکی که خب، دلش می‌خواهد بخندد، خیلی هم کاری با ارزش‌های هنری و غیره و غیره ندارد. چرا باید برای اینها متأسف بود؟ چرا باید شعور و درکشان را به سخره گرفت؟ می‌شناسیمشان که اینطور قضاوت می‌کنیم بر مبنای یک تصمیم برای دیدن یا ندیدن یک فیلم؟

وگرنه من هم در هیچ جای متنم از ارزش‌های نداشته این فیلم‌ها و توانایی فیلم‌سازی نداشته ده‌نمکی حرفی نزدم.
۱۴ فروردین ۱۳۹۳
علی جان حرف شما درست است :) ولی به امید روزی که برای خنداندن مردم جنگ ، موضوع کار نباشد . زندگی باشد و زندگی باشد و زندگی.
۱۴ فروردین ۱۳۹۳
یک دنیا امید به این آرزوی قشنگتان :)
۱۴ فروردین ۱۳۹۳
ایرادی که من میگیرم فقط به ده نمکی نیست به اینه که چرا ما کاری میکنیم تا ده نمکی ها و چماق به دست ها بیان و در این سینما برای خودشان اسم و پول بر هم بزنند..
گیرم در اخراجی های 1 ،‌2 و حتی 3 همین طرز فکر شما را داشتیم اما آیا اینگونه فکر کردن چیزی جز اینکه جیب ... دیدن ادامه » این آقا هر روز پر پول تر بشه و قدرتش بیشتر و کسانی هم که دنباله رو سبک فیلم ایشون میرن بیشتر و سطح سلیقه مردم در طول زمان تنزل پیدا کنه داره؟؟ 2 ساعت خندیدن به چه بهایی؟؟‌ مردم برای تماشای صحنه اعدام یک نوجوان هم صف میبندن پس ما باید مسئولان رو به خاطر این عمل ناشایست تشویق کنیم و بگیم بگذارید مردم چند دقیقه سرگرم باشند؟؟ به شخصه فکر میکنم نمایش فیلم های ده نمکی هم چیزی کم تر از نگاه کردن به کشته شدن یک نوجوان نیست چون با نمایش این فیلم ها به خیلی خواسته ها تن میدهیم..
فقط چند سوال چرا فیلم های ایشون همیشه در عید اکران میشه؟
فیلم هاشون حتی وقتی آماده هم نیست به صورت یک دی وی دی در روز آخر به جشنواره میاد و با کیفیت افتضاح صدا و تصویر پخش میشه؟
صدا و سیما در ساخت فیلم کمکشون میکنه و تبلیغات وسیع محیطی و تیزرهای فراوان در اختیارشون قرار میگیره؟
ممیزی صد راه ایشون قرار نمیگیره؟
و چرا قدرت ایشون به حدی هست که کاری ندارن در کدام دولت دارند فیلم میسازند خاتمی احمدی نژاد یا روحانی فرقی نمیکنه ایشون با خیال راحت کارشون و انجام میدن(!)
ما نباید به قوی تر شدن اینها کمک کنیم.../.
۱۴ فروردین ۱۳۹۳
این جمله شما که " بگذار یک عده هم به اخراجی‌ها لبخند بزنندو شما به خلایق کار نداشته باش" خوب برادر من نمیتوان به آنها بی تفاوت بود و به حال خودشان رهایشان کرد ما همه مردم یک جامعه ایم ، آنهایی که با "انتخابهای دم دستی و سهل انگارانه شان" به این اندیشه نمی ... دیدن ادامه » کنند که چه بلایی سر سینما ممکن است بیاورند، اگر چه به خیال خود فکر کنیم که چون در زمینه هنر هفتم شکل می گیرد و ایرادی ندارد و بی خطر است (شاید)، اما با بی تفاوتی به این انتخابها، آیا این فرهنگ را در جامعه رواج نمی دهیم ؟؟؟ از آنجا که تعداد این انتخابهای خام و انتخابگرانشان کم هم نیست در مراحل بالاتر و مهمتر نمی تواند بلاخیز جامعه باشد؟؟

و برخلاف شما مهجور نماندن سینمای شهرستانها با معراجی ها را نقطه روشن که نه ، نقطه تاریک میبینم و به این امر معتقدم که هدف وسیله را توجیه نمی کند حتی اگر برای خاطر لحظه ایی خندیدن یا خنداندن باشد
۱۴ فروردین ۱۳۹۳
آقای اژدری عزیز سلام سال نوی شما مبارک زیاد وقت تون رو نمی گیرم در مورد صحبت هاتون چند جمله میگم و میگذرم:

1. به نظر من بد نیست ما ها گاهی ژست روشنفکری بگیریم. دست بر قضا من فکر می کنم دیدگاه شما باعث میشه روشنفکر ها دچار خود سانسوری بشن و به خاطر جمله ی ... دیدن ادامه » بی معنای احترام به عقاید دیگران نظر خودشون رو نگن! بله! به نظر من مسخره ترین چیز اینه که شما به عقیده ی من احترام بذاری. شما باید برای خود من به عنوان یک انسان احترام قائل بشید اما مجبور نیستید هر عقیده ای که از من می شنوید رو بهش احترام بگذارید وگرنه خاصیت بحث و گفت و گو از بین میره. به قولی اگه یک میلیارد نفر هم به یک چیز احمقانه باور داشته باشند اون چیز همچنان احمقانه است. اگه تمام مردم ایران هم به طور مثال رسوایی رو عاشقانه دوست داشته باشند من باز هم قاطعانه میگم این فیلم آشغاله.
2. چرا فکر می کنید پولی که چرخه ی سینمای ده نمکی ایجاد می کنه در نهایت فضا و امکان رو برای فیلم ساختن تقوایی ها و بیضایی ها باز می کنه. ببخشید صریح حرف می زنم ولی یاد اون جمله ی معروف می افتم که میگفت: غم قفس به کنار، چیزی که عقاب رو پیر می کنه پرواز کلاغ بی سر و پاست! از فرد مطلعی شنیدم که در همین دولت گذشته یکی از مسئولین سینمایی ارشاد در دولت نهم وقتی بهرام بیضایی برای کسب مجوز ساخت فیلمی به ارشاد مراجعه می کنه بهش میگه: شما رزومه کاری تون رو هم برای ما بیارید تا تصمیم گیری کنیم! چند ساله که تقوایی فیلم نساخته؟ تقوایی یه فیلمانه داره به اسم چای تلخ. از روی اون فیلمنامه و با اندکی تغییرات فیلم روز سوم ساخته میشه و جوایز جشنواره رو درو می کنه و کسی اسمی از ناصر تقوایی نمی بره. مرکزی که نام سینمای مستند و تجربی رو یدک می کشه به جای سرمایه گذاری روی فیلمسازان تجربی و جوان تهیه کننده ی اخراجی ها میشه. به نظر شما تو این فضا قراره ناخدا خورشید دیگه ای ببینیم؟! شما ببینید اگه خوب و بد کنار هم باشه مردم کدوم رو انتخاب می کنند. دست بر قضا اون کسی که به خاطر رقص اکبر عبدی شیشه ی سینما قدس رو خرد می کرد خودش الان کارگردان شده و مطمئنیم کسی بابت دیدن معراجی ها قرار نیست کتک بخوره. ولی این که حق حرف زدن هم نداشته باشیم دیگه ظلمه آقای اژدری. اگه آقای ده نمکی کار خودش رو بکنه و مشتری خودش رو داشته باشه من مشکلی ندارم مشکل این جاست که امثال ایشون دقیقا علت خشک شدن ریشه ی سینمای ایران هستند. فکر نکنید پولی که اکران اخراجی ها و معراجی ها و غیره در میارن خرج سینمای مملکت میشه. این وسط تنها چیزی که ارزش نداره هنر و سینماست. این پول فقط ده نمکی های بیشتر تربیت می کنه. من به شخصه مخاطبان فیلم ها رو قضاوت نمی کنم ولی در حد توان خودم کاری می کنم که اون دسته از مخاطبان سینمایی از نوع دیگر رو هم ببینند و اون وقت امکان مقایسه داشته باشند. لزوما نباید برگمان یا لینچ باشی که از ده نمکی متنفر باشی. به اون مخاطب میگم برو طلای سرخ پناهی، هامون و اجاره نشین های مهرجویی، سگ کشی بیضایی، یا فیلم هایی از کارگردانان جوان مثل مصطفی کیایی و امیر حسین ثقفی و محسن امیر یوسفی رو ببین که بدونی میشه بدون پیچیدگی های عجیب و غریب فلسفی هم فیلم ساخت که هم مخاطب رو راضی کنه و هم مخاطب با یک سینمای واقعی روبرو شده باشه.

ممنون از دغدغه ی انسانی و ارزشمندتون ولی دیدگاه شما دست آخر تنها کارکردش ساکت کردن منتقدانیه که مزه ی فیلم خوب و چشیدند و حالا از دیدن این غذای تهوع آور اختیار از کف دادند.
۱۴ فروردین ۱۳۹۳
انگار که من در بیان مفهوم موردنظرم دچار شکست غریبی شده‌ام. دوستان خوبم، من هیچ‌جای مطلبم از سینمای ده‌نمکی دفاع نکردم؛ ارزش‌های نداشته‌اش را بر نشمردم؛ از رانت‌خواری‌ها، سبقه سیاه و شخصیت دو رویش هم باخبرم. شنیدن اسم ده‌نمکی و خواندن حرف‌ها و مصاحبه‌هایش ... دیدن ادامه » همیشه برای من همراه با گره کردن مشت‌ها و دندان به دندان سابیدن‌ها بوده...اینها را گفتم تا شائبه‌ای اگر-به دلیل ضعف بیانم در این نوشته-برای خاطر نازنینتان پیش آمده مرتفع گردد. اینها را خاصه در جواب جناب قجری گفتم که برداشتشان از مطلب من-به دلیل ادبیات ناقصم-چندان با مفهوم مدنظر من همخوانی ندارد. و فقط یک سوال: شما مردمی که به تماشای فیلم و به سینما می‌روند را با "کسانی که به دیدن مراسم اعدام یک نوجوان می‌روند یکی می‌دانی؟ :| من دیگر حرفی ندارم.

همه حرف من این است که در چند کامنت بالاتر در جواب "سعید د" عزیز آورده‌ام. همه حرف من در "قضاوت نکردن و کم‌شعور و فاقد درک نخواندن آنهایی است که به دیدن فیلم می‌روند"...باقی‌اش را بخوانید اگر دوست داشتید.
در جواب شما شاهین عزیز: من کجای مطلبم گفتم حق حرف زدن ندارند؟ کجای حرفم بوی سانسور می‌داد؟!!! حرف من این است که شما می‌خواهی نقد کنی نقد کن. چرا توهین می‌کنی به خلایق؟ چرا شعورشان را ندیده و نشناخته به سخره می‌گیری آخر؟ من می‌گویم شما هرچه می‌خواهی به ده‌نمکی و فیلم‌هایش فحش بده و به صلابه‌شان بکش. بزن و نابودشان کن در نقد و نوشته‌ات اصلا". اما شما حق نداری مردمی که به هزار و یک دلیل تصمیم به دیدن این فیلم‌ها گرفته‌اند را کم‌شعور و فاقد درک و...بدانی. بحث اظهار نظر هم با توهین کاملا" متفاوت است. شما حق قضاوت آنها را نداری، آنهم وقتی نمی‌شناسی‌شان، آنهم وقتی مبنای قضاوتت تنها و تنها تصمیم آنها برای دیدن یا ندیدن یک فیلم است. چرا فکر می‌کنی تمام آنها که به دیدن فیلم رفته‌اند سطح درک و شعور هنری‌شان از شما پایین‌تر است؟ از کدام مرجع صلاحیت گرفته‌ای که اینچنین به قضاوت می‌نشینی؟ (شاهین جان اینجا روی صحبتم با شخص شما نیست، سوبرداشت نشود خدای نکرده). اصلا" تمام حرف من را خود شما خیلی فصیح‌تر زدی: "من به شخصه مخاطبان فیلم ها رو قضاوت نمی کنم ولی در حد توان خودم کاری می کنم که اون دسته از مخاطبان سینمایی از نوع دیگر رو هم ببینند و اون وقت امکان مقایسه داشته باشند. لزوما نباید برگمان یا لینچ باشی که از ده نمکی متنفر باشی.". وه که چه خوب گفتی! رویت را می‌بوسم.

به گمانم تمام این شائبه‌ها از پاراگراف دوم مطلبم نشأت می‌گیرد که اصولا دغدغه این نوشته نیست و اینجا آوردنش هم شاید با کلیت مطلب من همحخوانی ندارد، ولی در هر حال آورده شده. حرف من ساده است اینجا: من می‌گویم ده‌نمکی و سینمایش-از دید سینمایی و نه اجتماعی و انسانی-یک و تنها یک فایده برای سینمای ما داشته‌اند و آن هم رونق‌بخشی به گیشه سینماهایی بوده که تا پیش از آن روزگارشان به سختی می‌گذشت (و چه بسا همین حالا هم می‌گذرد). فروش این فیلم‌ها دست کم این خوبی را داشت که چند صباحی قامت نحیف این سینماها را اندکی صاف‌تر کند. و من راستش نمی‌دانم با این پارادوکس چه کنم.
و همین‌جا می‌خواهم بگویم که با فرمایشت مونا جان در عبارت "مهجور نماندن سینمای شهرستانها با معراجی ها را نقطه روشن که نه، نقطه تاریک میبینم" با تمام مهر و احترام، از عمق جانم مخالفم. برای من روی پا ماندن سینما همیشه خوب است. بیا اینجوری نگاه کنیم: اگر سینما ورشکست شود، اگر سینما نباشد فردا جای آن پاساژی علم می‌شود و یک عضو از بدنه سینما برای همیشه می‌میرد. ولی اگر به بهانه همین فیلم‌ها این سینما روی پا باقی بماند، فردا که اخراجی‌ها و معراجی‌ها رفتند، نوبت به فیلم‌های دیگری می‌رسد که شاید (تأکید می‌کنم، شاید) انقدرها بد نباشند. شاید فردا جای اخراجی‌ها همین سینماها جدایی‌ها را نشان دادند.
۱۴ فروردین ۱۳۹۳
امیرحسین ضیایی عزیز: بزرگواری رفیق:)
شاهین جان: سال نو شما هم مبارک:)
۱۴ فروردین ۱۳۹۳
:| من دیگه حرفی ندارم
۱۴ فروردین ۱۳۹۳
علی تماشای سینما ده نمکی رو مقایسه کردم نه رفتن به سینما را..
دلیلش هم گفتم علی جان کمک به قوی تر شدن این مرد کثیف با رکورد شکنی فروش فیلمش و پر شدن جیبش و استفاده ابزاری اش از سینما و پایین آوردن سطح کیفی سینما ایران و کمک به روند نزول سطح سلیقه مردم و... ... دیدن ادامه » وقتی همه اینها رو در نظر بگیریم و اثرات بلند مدتش رو میبینی که من و امثال من که به تماشای فیلم های ده نمکی میریم در اصل به تماشای اعدام سینما میریم و با خنده ها و تشویق مردم برای دیدن این فیلم ها روی جسد این سینما پای کوبی میکنیم سینمایی که با خانه نشین کردن بزرگان و مجوز اکران ندادن به فیلم اولی ها و پدیده ها و مطرح کردن ده نمکی ها به جسد مثال زدمش پس مانوری روی این کلمه و مثال نرید مثل قبل..(!)
۱۴ فروردین ۱۳۹۳
@ مونا؟ چرا ":|"؟ چرا دیگه حرفی نداری؟!

@ امیرحسین قجری: مثالتون خیلی خیلی اکستریمه، من خیلی نمی‌تونم درکش کنم راستش. ولی علاقه و حساسیت شما به سینما رو می‌تونم درک کنم و واسم کاملا" قابل احترامه و ستایشه. تا حدی زیادی هم باتون موافقم ولی به هر حال من از ... دیدن ادامه » جنبه دیگه‌ای دارم به قصه نگاه می‌کنم.
۱۵ فروردین ۱۳۹۳
ببخشید من هم سال نو رو با تاخیر تبریک عرض می کنم علی عزیز

خب پس اگه سر اون جمله یعنی قضاوت نکردن مخاطب به تفاهم رسیدیم مساله ی بعدی اون حرف شماست که می فرمایید: ده نمکی به رونق سینما کمک کرده. کدوم کمک علی جان؟ سینما وقتی رونق پیدا می کنه که سرمایه گذار ... دیدن ادامه » خصوصی وارد گود بشه و دغدغه ی برگشت پولش رو داشته باشه. اصلا ده نمکی به کنار. فیلم رستاخیز با اون بودجه ی عظیم ساخته شد. اگه فردا هزار تومن هم فروش نکنه چه اتفاقی برای تهیه کننده ش میفته؟ هیچ! یه بودجه ای بوده که قرار بوده صرف امور فرهنگی بشه و شده. یه عده هم از این رهگذر سر کاری بودند و پولی دریافت کردند. نه این که احمد رضا درویش دلش برای فیلمش نسوخته باشه. ولی این فیلم در هر حال شکست تجاری نخواهد خورد چون اصلا به گیشه فکر نکرده. راه آبی ابریشم رو یادته؟ با بهرام رادان و رضا کیانیان و کلی بازیگر معروف و جلوه های ویژه و فلان و بهمان تو سینما ها بین ده فیلم پر فروش سال هم نبود. آیا کک تهیه کننده گزید؟! نه! امثال ده نمکی هم شامل همین قانون هستند. یه آدمی به یه جایی وصله و بالاسریش ازش میخواد فیلم بسازه. فروش ده نمکی برای یک جریان سیاسی کشور یه مساله ی حیثیتیه برای همینه که مدارس و ارگان ها اتوبوس اتوبوس به دیدن این فیلم فرستاده میشن و ادارات دولتی بلیط نیم بها می گیرند. کارگردان هایی مثل تینا پاکروان و نرگس آبیار سینمای مورد علاقه ی من رو نمی سازند اما بار ها به امثال ده نمکی ترجیح شون میدم. اما جهانگیر الماسی و مسعود ده نمکی طفیلی های سینمای کشور هستند که سینما رو دربست در خدمت یک نهاد وابسته ی حکومتی قرار دادند. حتی قدرت الله صلح میرزایی زوج علیخانی - فرح بخش با طنز های سخیف و به درد نخورشون بار ها به ده نمکی شرف دارند و بیشتر به چرخه ی سینما کمک می کنند. امیر حسین درست میگه علی جان. اون چیزی که از نظر شما رونق سینماست از نظر من اعدام سینماست چون جریان فروش منحصر شده به یک گروه سیاسی خاص. بودجه ای که می تونه چندین و چند فیلمساز با استعداد پرورش بده صرف آدمی میشه که ادعا می کنه با خوندن یک کتاب فیلمساز شده. اون چیزی که مهمه فقط رقم فروش نیست. حرف شما وقتی درست بود که فروش فیلم های ده نمکی به کل بدنه ی سینما تزریق می شد. فرضا اگه مرکز سینمای مستند و تجربی از در آمد حاصل از اکران فیلم های ده نمکی چند جوان با استعداد رو وارد سینما می کرد من حرفی نداشتم اما متاسفانه این طور نیست.
۱۵ فروردین ۱۳۹۳
شاهین عزیز حرف اصل و اساس من و همه دغدغه من هنگام نوشتن متن همین قضاوت نکردن‌ها بود، باقی مسائل (همونجور که از حجم اختصاص پیدا کرده به اونها توی نوشته مشخصه) فرع هستن و اینجا محل بحث من نبودن. حالا هم به خاطر اینکه دوست ندارم چندان وارد حاشیه‌ها بشیم و ... دیدن ادامه » از حرف اصلی من (همون حقیر نخواندن شعور جماعت بر اساس دیدن/ندیدن یک فیلم) فاصله بگیریم، و البته به خاطر اینکه تبادل نظر به صورت کامنت اینجا چندان راحت نیست، به شما (و به هر کدوم از دوستان دیگه که تمایل به ادامه گفتگو در این خصوص رو دارن: مونای عزیز، امیرحسین گرامی و...) پیشنهاد میکنم این بحث سینمای ده‌نمکی: مضرات و مزایا (!) رو اینجا درز بگیریم و ادامه‌اش رو بگذاریم واسه یه مدیوم خصوصی‌تر و جایی که ارتباط کلامی راحت‌تر میسر باشه، مثل ایمیل. عجالتا" این ایمیل منه:

ali.ajdari0@gmail.com

اگر تمایل به ادامه گفتگو به اینصورت داشتید من خوشحال میشم با دوست فرهیخته‌ای مثل تو همکلام بشم، اگر هم موافق نیستید امر بفرمایید تا من دست ‌به‌سینه همینجا پاسخگو باشم:)
۱۵ فروردین ۱۳۹۳
خوبی تیوال هم همینه که میتونیم با دیدگاه های مختلف آشنا شیم و بحث کنیم در موردش
۱۵ فروردین ۱۳۹۳
@ علی عزیز : نگم بهتره + میترسم برداشتم ازت عوض بشه :)
@ شاهین نصیری عزیز : بحث کردین تو ایمیل ریپلای تو آل کنید منم بخونم مرسی
۱۵ فروردین ۱۳۹۳
@ امیرحسین بزرگوار: حتما همینطوره امیرحسین جان:)
@ مونای عزیز: هر جور راجتی:) اما به نظرم اگر که بر اساس حرفهای اینجا قراره برداشتت از من عوض بشه-خوب یا بد-بهتره عوض بشه تا اینکه به یه برداشت شاید غلط ادامه بدی
۱۵ فروردین ۱۳۹۳
راستش به شخصه فکر می کنم همین فضا برای بحث کردن خوبه و مشکلی نداره. ضمن این که به دلیل این که ما اختلاف دیدگاه ریشه ای با هم نداریم فکر نمی کنم خیلی چالشی بین مون وجود داشته باشه. من همیشه از بحث استقبال می کنم اما فکر می کنم همین جا صحبت بشه با توجه به جو ... دیدن ادامه » و فضای دوستانه ای که در تیوال همیشه بین مون بوده مشکلی پیش نخواهد اومد. شما خیلی لطف دارید دوست عزیز. من الان همون طور که گفتم بیشتر صحبتم سر اینه که سینمای ده نمکی به اون دلایلی که گفتم موجب رونق اقتصادی سینمای ما هم نخواهد شد. اگر نظری خلاف بر این دارید میشه بحث رو از این نقطه ادامه داد.
۱۵ فروردین ۱۳۹۳
باعث افتخاره شاهین جان
ببین من حرف شما رو در خصوص معایب سینمای ده‌نمکی قبول دارم و تأییدش می‌کنم. شما دغدغه صنعت سینمای کشور رو داری و سینماگران رو. من هم دارم. ولی من دارم از چند جنبه دیگه به این قصه نگاه میکنم:
1. من میگم یه جنبه مثبتی هم این فروش فیلم‌های ... دیدن ادامه » ده‌نمکی برای صنعت سینما داره. همونطور که میدونی درصدی از فروش بلیت‌های هر فیلم به طور مستقیم به صندوق سینماهای نمایش‌دهنده فیلم و سینمادارها واریز میشه. حالا شما سینماهایی رو در نظرت بیار که در آستانه ورشکستگین و صاحبشون بنا داره تا تغییر کاربری بده. حالا فیلمی مثل اخراجی‌ها یا معراجی‌ها میاد و با فروش بالاش (به هر دلیل-گیرم با اتوبوس کرایه کردن و دولتی کردن و چه و چه) باعث میشه تا سودی نصیب این سینمادار بشه و این سینما چند وقت دیگه به حیاتش ادامه بده. این نکته مثبت نیست؟ همین دلیل باعث میشه که یه عضو از بدنه ناقص صنعت سینمای ما که می‌دونی تا چه حد از تعداد محدود سینماها (خاصه در شهرستان‌ها) رنج می‌بره به حیاتش ادامه بده. این به نظر من نکته مثبته.

2. من راستش نمیدونم با این پارادوکس چه کنم: از یه طرف دلم میخواد که کیفیت این فیلمها و به تبع اون سطح سلیقه مردم بالا بره. اما از طرف دیگه نمیدونم با خنده‌ها و لبخندهای آدمهایی که از این فیلم‌ها لذت می‌برن چه کنم.

3. بحث دیگه هم اینجاست شاهین جان: قبلا" که ده‌نمکی نبود اوضاع سینما چقدر بهتر از این بود؟ به نظرت اگر این بودجه‌ها به ده‌نمکی داده نشه، به امثال عیاری و مهرجویی و کارخانی داده میشه؟ نه! کمااینکه قبلا که ده‌نمکی هم نبود این بندگان خدا دستشون از این بودجه@ها کوتاه بود. اگه ده‌نمکی نباشه همه اینا بودجه میشه واسه فیلمهای مثلا فاخری که هیچکس نمیبینه و هیچ فروشی هم نمیکنن، مثل همین فیلمهایی که خودت مثال زدی: راه آبی ابریشم و... . این فیلمها بودجه رو میخورن و هیچ عایدی نه واسه مردم و نه واسه سینما ندارن. ولی مزیت فیلمهای ده نمکی نسبت به این فیلمها اینه که حداقل به سودآوری سینماها (بند اول نوشته ام) کمک میکنن، و دل جماعتی رو شاد میکنن (بند دوم). و این بارها و بارها ارزشمندتر از فیلمهای بی بو و خاصیتی هست که با همون بودجه ها و چه بسا بیشتر ساخته میشن و این دو خاصیتم ندارن.
۱۵ فروردین ۱۳۹۳
علی جان ممنون از پاسخت. در مورد اولی که گفتی تا حدی زیادی می تونم استدلال شما رو بپذیرم. اما این روند سیکل معیوبی رو به دنبال خواهد داشت. یعنی سینما گر ما به این نتیجه می رسه که این مدل فیلم سازی سود تجاری به همراه خواهد داشت. یعنی سینما گر جوان سعی می کنه ... دیدن ادامه » خودش رو وصل کنه به یه بنگاه یا نهاد صاحب قدرت و به دستور اون ها بسازه و حقوقش رو بگیره. این یعنی فاتحه ی سینمای مستقل. این مساله ای که شما گفتی به شبکه ی توزیع کمک می کنه که سر پا بمونه یعنی نقطه ی آخر شبکه ی سینمایی کشور. اما نیروی مولد چه بلایی سرش میاد؟ اتفاقی که می افته همون دلسرد شدن کارگردانان با استعداد و روی آوردنشون به سفارشی سازیه. مثلا منوچهر هادی تو فیلم یکی میخواد باهات حرف بزنه نشون داد قابلیت های خوبی در داستان گویی و ساختن فیلم شسته و رفته داره. اما الان کجاست؟ برای صدا و سیما سریالی می سازه پر از شعار های خنده دار و گل درشت در مورد نگرفتن یارانه! محسن امیر یوسفی گرچه از مستقل ترین کارگردانان ایران محسوب میشه اما او هم نتونست بی خیال وسوسه ی ساختن سریال برای تلویزیون بشه. همین طور مصطفی کیایی. اینجاست که هنرمند مستقل میگه: بذار یه بار براشون کار بسازم و پولی به دست بیارم تا خرج سینمای مستقل کنم غافل از این که این نون و نمک آدم رو پاگیر هم می کنه!

اما در مورد سطح سلیقه: یه زمانی تو این مملکت فیلم وسترن تو سینما ها اکران می شد و فروشش از فیلم های ایرانی خیلی هم بیشتر بود. یه زمانی فیلم های رزمی خیلی خوب می فروخت. یه زمانی پاراجانف و تارکوفسکی سینما های مملکت رو تسخیر کردند. یه موقعی فیلم های کافه ای و بزن بزن، یه زمانی داستان گودزیلا، یه موقعی فیلم های سیاسی تحت تاثیر تیر ماه 78، شما بین این ژانر ها و گونه های مختلف سینمایی اصلا وجه تشابهی می بینی؟ سلیقه ی مردم تا حد زیادی بستگی به خوراکیه که بهشون ارائه میشه. سلیقه رو میشه مدیریت کرد. ده نمکی بر آمده از یک ضرورت نیست. یه جریان سیاسی تصمیم گرفته در سینما رخنه کنه بنابراین به یک نفر از بدنه ی خودش اجازه داده خیلی از خط قرمز ها رو رد کنه. یه زمانی تو این مملکت مردم قرار دید و بازدید عید رو با زمان پخش جومونگ تنظیم می کردند! الان کی حوصله ی سریال کره ای دیدن داره. سریال های کلمبیایی رو یادتونه؟ الان کی دیگه این سریال ها رو می بینه؟ سلیقه ی مردم رو به عنوان یک عامل جدی در نظر نگیرید. شما همون طور که اون فردی که این فیلم ها رو می بینه و ازش لذت می بره رو قضاوت نمی کنی در عین حال تفکیکی جدی بین سلیقه ی خودت و سلیقه ی اون فرد ایجاد کن. بذار این جماعت خوش باشند. اگه من هم به جز علف چیزی برای خوردن نداشته باشم با ولع اون علف رو خواهم خورد. ولی الان با یه اینترنت نامحدود مخابرات و ماهی دوازده تومن دارم تمام شاهکار های سینمای جهان از دهه بیست میلادی به بعد رو دانلود می کنم و می بینم و آرشیو می کنم و لذت می برم. وقتی بریکینگ بد رو دیدم و ازش لذت بردم نمی تونم ستایش رو تماشا کنم. هر کسی هم که خواست ستایش ببینه بهش می گم یه قسمت از فلان سریال رو هم ببین بعدش اگه خواستی برو بازم ستایش نگاه کن! جان کلام این که سلیقه عامل خیلی تعیین کننده ای نیست. با کمی هوشیاری از سوی افراد بالا دستی قابل مدیریته مساله این جاست که نفر بالایی نمیخواد تغییری در این سلیقه ایجاد شه. حالا که اون نمیخواد ما مجبور نیستیم به خواسته ی اون گردن بگذاریم.

اما در مورد بحث آخر: حق داری شما. ده نمکی نباشه یکی دیگه این بودجه رو می خوره. من هم تمام بدبختی ها رو از چشم ده نمکی نمی بینم و قبول دارم ده نمکی فقط نوک این کوه یخ شلم شوربای سینمای وابسته در ایرانه اما دلیل نمیشه بخوام تبرئه اش کنم (البته میدونم شما هم تبرئه اش نمی کنید). نمیدونم کتاب نون و القلم آل احمد رو خوندید یا نه؟ تو اون کتاب شخصیت اصلی کتاب یعنی میرزا اسدالله به رفیقش میگه: درسته که مملکت میر غضب هم احتیاج داره، اما اگه هر کسی با این استدلال که «فلان بابا که خون کرده و باید کشته بشه، چه فرقی داره من این کارو بکنم یا کس دیگه» بره و شغل میر غضبی رو قبول کنه این میشه توجیه واسه لقمه گرفتن از خون مردم! حالا این مثال رو زدم که بگم دید من هم در مورد ده نمکی چیزی شبیه به همین مثال آل احمده و البته که در مثل مناقشه نیست. کما این که در پرونده ی ده نمکی موضوعاتی هست که شاید همین اتهام میر غضبی هم بهش بچسبه.

ممنون از پاسخ کامل و جامع تون ببخشید که پر چونگی کردم
۱۶ فروردین ۱۳۹۳
من هم ممنونم از وقتی که واسه پاسخگویی گذاشتی. تا اونجا که من فهمیدم چندان بحث مهمی بین من و شما نمی‌مونه چون غالب دیدگاه‌های من و شما در نگاه به این قضیه مشترکه. فقط چند نکته راجع به پاسخ ات بگم و بگذرم چون حیفم میاد اینهمه وقتی که روی جواب دادن گذاشتی ... دیدن ادامه » بی جواب بمونه:
من نظرم اینه که دلیل رفتن بعضی از سینماگرها به سمت تلویزیون ده‌نمکی نیست، چون ده‌نمکی باشه یا نه به این بندگان خدا بودجه نمی‌رسه. و از اونجا که اینها از طریق فتوسنتر تغذیه نمی‌کنن و به هر حال نیاز به منبع درآمدی دارن به سفارشی سازی روی میارن تا به قول تو بودجه فیلم بعدشون رو جور کنن و... این رویه سفارشی فیلم تلویزونی ساختن و دستمزدهای کلان به عوامل این فیلمهای تلویزونی پرداخت کردن از ابداعات ضرغامی بود و چندان ارتباطی به ده‌نمکی نداره. اینه که من اینجا چندان ده‌نمکی رو نمی‌تونم مقصر قلمداد کنم.
دوم هم بحثت در خصوص سلیقه دربست درست (هرچند من خیلی خاطرم نمیاد که روزی پاراجانف و تارکوفسکی سلیقه مردم رو تشکیل داده باشن!). من هم هیچوقت نمیگم گردن بگذاریم، کمااینکه من هم هیچوقت خودم اینها رو نخواهم دید.
سومی هم اینکه تنها تفاوت من با شما فکر میکنم این باشه که من میگم در انتخاب بین اخراجی‌ها و راه آبی ابریشم من-به همون دو دلیلی که توی کامنت قبلم اشاره کردم بهشون-اخراجی ها رو انتخاب می‌کنم. هر چند که اذعان دارم این کار مصداق بارز انتخاب بین بد و بدتره.
۱۶ فروردین ۱۳۹۳
علی جان باز هم ممنون از پاسخ گویی سریعت. همون طو که گفتی خیلی بین مون چالش و بحثی پیش نیومد و من ناراحتم یه قرار بذار بریم بیرون کتک کاری کنیم :)) جدای از شوخی من فکر می کنم شاید ده نمکی در سفارشی سازی مقصر نباشه اما همون طور که بهت گفتم اگه امکان ورود سرمایه ... دیدن ادامه » گذار کاملا مستقل و خصوصی که حرص پولش رو بزنه و برای هر ریالش حساب و کتاب داشته باشه به سینما باز بشه این جوری سینما گر می فهمه راه دیگه ای به جز سر ساییدن به آستان قدرت هم هست! راهی که هم شرافت هنریش رو حفظ کنه هم وقت و سرمایه اش به ثمر بنشینه. سیستم سینمای دولتی و حکومتی یه نهاد ویرانگره و ده نمکی فقط شاخص و نماد این جریان. این که ما ده نمکی رو می کوبیم دلیل بر این نیست که کل این سیستم رو ندیده باشیم.

در مورد پاراجانف هم، یه دوره ای بود که من به شخصه خودم یادم نمیاد و از پدرم شنیدم. این که سینمای بعد از انقلاب به ویژه در سال های جنگ با رکود عجیب و غریبی روبرو شده بود. نبود تولیدات کافی برای سر پا نگه داشتن سینما (سوای تولیدات جنگی) و در عین حال فرهنگ مدیران در زمینه دوری از امریکا موجب شد تا سینما ها به فیلم های خیلی قدیمی اروپای شرقی رو بیارن. یه دوره ای تارکوفسکی و پاراجانف در سینما های کشور خیلی زیاد اکران می شد. شاید همین فضای فلسفی که در بین سینما رو ها ایجاد شد باعث شد تا در پایان جنگ فیلمی مثل هامون در گیشه هم موفق باشه. فیلمی که به خاطر فضای خاصش امروز بین عوام خریداری نداره.

در مورد آخری هم خیلی راحت میشه گفت چه احتیاجی به انتخاب بین بد و بدتر هست؟ هر ددو یه جور به بدنه ی سینما ضرر می زنند. راه آبی ابریشم به دلیل حیف و میل بودجه به سینما ضربه می زنه، و اخراجی ها به دلیل ایجاد یک سیکل معیوب در سینما.

در مجموع بحث با شما گپ لذت بخشی بود علی جان. خیلی فضای صحبت هامون رو دوست داشتم. همین که تا حدود زیادی به نقاط مشترکی رسیدیم، من نظرات شما رو درک کردم و پذیرفتم و شما هم بخشی از صحبت های من رو مورد عنایت قرار دادی خیلی برام لذت داشت. ممنون از لطف و محبتت.
۱۶ فروردین ۱۳۹۳
آقا شما یه قرار بذار من می استم شما منو بزن اصلا، فکر کن داری ده نمکی رو میزنی:)))

اینکه من هم گفتم شاید ایمیل بستر مناسبتری باشه بخاطر این بود که فکر میکردم الان از این بحثا میشه که من جواب میدم شما فردا جواب میدی بعد من 3 روز بعدش و...ولی اینجوری خیلی خوب ... دیدن ادامه » بود:)

بعد هم که چقدر دلم خواست توی اون دوره میبودم. فکر کن بری سینماهای انقلاب رو قدم بزنی و پوستر آینه و سولاریس و رنگ انارها رو ببینی روی پرده ها!

ما ارادت داریم شاهین جان. اصلا اگر بحث نتیجه دار نبود من تعجب میکردم با توجه به کمالات شما:) من هم لذت بردم، برقرار باشی سالار:)
۱۶ فروردین ۱۳۹۳
قربونت برم مرسی! البته نباید فکر کنم شما ده نمکی هستی چون واقعیتش وضع مالیم خوب نیست پول دیه ندارم بدم :D

من زیاد تو تیوال می چرخم اگه با کس دیگه ای بحث می کردی باید دست کم چند ساعتی منتظر جواب می بودی :)

منم باهات موافقم. حتی فیلمی مثل 1984 هم اون زمان اکران ... دیدن ادامه » شده بود. بزرگ ترین حسرت من هم ندیدن این شاهکار ها رو پرده ی نقره ایه. حس می کنم رو پرده ی بزرگ دیدن یه شاهکار حتما متفاوت از دیدن فیلم تو لپ تاپه.

ممنون از لطف و محبتت. امیدوارم تو همین قرار های تیوالی به زودی ببینمتون. باعث افتخار بود صحبت با شما
۱۶ فروردین ۱۳۹۳
خب فک کن فامیل ده‌نمکی اینام!
حس ات راجع به پرده نقره ای شاهکار که حتما درسته، شک نکن!
افتخار همه از آنِ من بود شاهین جان، خوب باشی:)
۱۶ فروردین ۱۳۹۳
آقای اژدری...با کلیت نظر شما یعنی مفید بودن این فیلمها برای نجات سینمای بحران زده ما و اینکه ما حق نداریم تماشاگرای این فیلم رو قضاوت کنیم و بدیده تحقیر بشون نگاه کنیم و خودمون رو برتر بدونیم...، موافقم...اما لحنتون کمی تند بود...بعضی ازین منتقدین خاطرات ... دیدن ادامه » خیلی تلخی از گذشته کارگردان دارن و این حاشیه شدیدا متن رو تحت تاثیر قرار میده و گر نه فیلمی با همین کیفیت رو کسی دیگه ساخته بود و بخش بزرگی از جامعه چنان استقبالی میکردن کسی اعتراضی نداشت(یعده هم که سنشون به اون دوران نمیرسه با اتکا به شنیده ها موضع میگیرن که معمولا این گروه از دسته اصلی خیلی تندتر هستن!) و قبول کنین سخت هست در مورد کسی که تبلور بیعدالتی هست، منصفانه نظر داد... اما نکته مهم دیگه که در مخالفتها موثر هست ،امکانات نابرابری هست که به اکران فیلمهاش اختصاص میدن...تیزرهای فراوان زیر قیمت مصوب...اجبار دانش آموزان با بلیط نیم بها و اختصاص سالنای بیشتر و...(که البته اصلا قصد ندارم مثل بعضیا این ها رو بعنوان دلایل پرفروش شدن فیلمهاش عنوان کنم چون در سانس عصر سینماهایی مثل ملت و میلاد هم سالناش پر میشن، اما شاید تا بیست و پنج درصد فروشش رو مدیون این قبیل ذحمایتهاست)...
اما نکته مهم و مغفول مانده این هست که مدل مخالفتها و نقدها و جبهه گرفتن های ما با وجود مطالبی که گفتم و تاثر انگیز هم هستن، نباید شبیه اونچه باشه که در سایتها و روزنامه های اونوری شاهدش هستیم...الان طوری شده که اگه یه نفر بتونه از گذشته به حال بیاد و طبعا هیچ با مرزبندیها و جناح بندیها آشنا نباشه،از مدل صحبت کردن و حمله و کوبیدن و ..و.. نمیتونه تشخیص بده ما رو از اونها(تندروهایی که مثلا سینما رو عامل فساد میدونن) و این اصلا شایسته نیست
۱۷ فروردین ۱۳۹۳
محمدرضا جان اول اینکه ممنونم از نظرت و وقتی که بابت خوندن نوشته من و نوشتن درباره‌اش گذاشتی.
اول اینکه من در خصوص تند بودن مطلبم با شما هم‌عقیده نیستم و به نظرم چندان تند نمیاد. البته ابتدا به ساکن قسمت دیگری در پاراگراف اول نوشته‌ام موجود بود و چون ... دیدن ادامه » فکر کردم که شاید کمی تند باشه خودم حذفش کردم. اما نوشته فعلی به نظرم-با در نظر گرفتن اینکه اصولا قصد این نوشته مخالفت با بعضی افراد و نظراتشون بوده-چندان تند نیست.
بعد هم حرفت رو کاملا قبول دارم که اصولا خود شخصیت ده‌نمکی باعث بسیاری از این جهت‌گیری‌هاست. من هم خودم اصولا از این شخصیت دل خوشی ندارم و دلیل این بغض رو درک می‌کنم. و البته به رانت‌های خورده شده و بی‌عدالتی‌ها و...هم کاملا واقفم. ولی من می‌گم برادر من شما که دلت از ده‌نمکی پره خب به همون ده‌نمکی گیر بده (البته با ادبیات درست)، دیگه چکار با آدمهایی که به دیدن فیلم‌هاش می‌رند داری آخه؟ اون بندگان خدا چه گناهی کردن این وسط آخه؟ من هم در کامنت‌ها (به خصوص در جواب به شاهین عزیز) عرض کردم که: "حرف من این است که شما می‌خواهی نقد کنی نقد کن. چرا توهین می‌کنی به خلایق؟ چرا شعورشان را ندیده و نشناخته به سخره می‌گیری آخر؟ من می‌گویم شما هرچه می‌خواهی به ده‌نمکی و فیلم‌هایش فحش بده و به صلابه‌شان بکش. بزن و نابودشان کن در نقد و نوشته‌ات اصلا". اما شما حق نداری مردمی که به هزار و یک دلیل تصمیم به دیدن این فیلم‌ها گرفته‌اند را کم‌شعور و فاقد درک و...بدانی"
۱۸ فروردین ۱۳۹۳
با نظر شما کاملا موافقم آقای اژدری و چند نکته رو می خوام بگم
1.درسته ما حق زیر سال بردن افراد رو برای دیدن یک فیلم نداریم شما گفتید دلایل مختلف ( که بیشترش ناچاری بود) من میگم حتی اگر انتخاب آدمها این فیلم باشه ..... اگه یادتون باشه دو سال قبل تو برنامه پارک ملت یه نظرسنجی برگزار شد بهترین فیلم سینمای ایران و مردم به اخراجی ها (فکنم با اختلاف زیاد با درباره الی) رای داده بودن اونجا حتی میشد تاسفو تو چهره آقای شهیدی فرد دید مقایسه کند با نظرسنجی اخیر در مورد فیلم های سینمای ایران تو تیوال باید بپذیریم که این فیلم یا این سری فیلم ها (فعلا مور توجه مردم اند و بپذیریم که نباید به سلیقه مردم توهین کنیم تنها می تونیم نظر و سلیقه خودمون ابراز کنیم

2. این فیلمها صرفا به دلیل خندوندن مخاطب مورد توجه نیستن که اگر این طور بود چرا سایر فیلم هایی در همین درجه کیفی یا پایین تر مورد توجه نیستن. حتی مقوله جنگ و پرداخت کمدی به این مقوله هم مطرح نیست چون فیلمی مث ضد گلوله نتونست این اقبالو داشته باشه ..... دلیلی دارد

3. این که با بگیم اگه به کارگردان های بزرگ سینما بودجه و امکانات داده شود فیلمشان در کنار این فیلم قرار بگیره اون ها هم می فروشند شاید کمی دور از واقع بینی باشه یعنی واقعا فیلم های ما به دلیل عدم امکانات تکنیکی و امکانات مالی با شکست تو گیشه مواجهه ....... فکنم باید بپذیریم که کمی دنیای مردم عادی جامعه ما با دنیای بزرگان سینما متفاوت است از دنیای بهرام بیضایی و مهرجویی و تقوایی تا دنیای مجیدی .... باید بگم که خیلی فیلم ها هستند که مردم باهاش ارتباط بر قرار نمی کنند در همین تئاتر هم تئاتری مثل در انتظار گدو به قول دوستان شاهکار رو مردم باهاش ارتباط بر قرار نکردند بعد گفته شد شما که سواد ابزرد ندارید نرید ببنید خوب پس مرد چه ببینند اگر قرار باشه فیلم ها و تئاتر ها همه از این دست باشند :)

4. به نظرم نگوییم فلان کس اگر فیلم نسازد سینمای بهتری داشتیم ما قبل ده نمکی هم سینمای چندان دلچسبی نداشتیم و از طرفی خیلی از فیلم هایی که به عنوان فیلم خوب ازش نام می برید هم در همین دوران آقای ده نمکی ساخته شدند

5. ... دیدن ادامه » به نظر شما همین نقد های منفی و همین جهت گیری ها و جنجال ها اخراجی ها و سری فیلم های این فرد رو پر مخاطب نکرده ؟؟

در اخر هم سال نو همه مبارک :)


 
۱۸ فروردین ۱۳۹۳
به بهانه اعلام موضع برادر اژدری بحث خوبی آغاز شد


البته چند روز پیش نظرمو درباره نوشته ایشون اینجا گذاشتم که مثل اینکه کمی تند بود و تیوال پاکش کرد که من واقعا بهش حق میدم


حالا نظر پاستوریزه شده خودمو اعلام میکنم


... دیدن ادامه » برادر اژدری تمام حرف شما این بود که برای مردم تصمیم نگیرید، به شعور مودم توهین نکنید(هر چند اخراجی ها نمونه بارز توهین به شعور مردمه و شما از دیده شدن این فیلم حمایت کردید)


خوب من نمیتونم بشینم و ببینم که مردم مملکتم تو انتخابشون اشتباه کنن و ساکت بمونم

اگه نوشته من بتونه حتی یک نفر رو از دیدن ابن فیلم منصرف کنه من به هدفم رسیدم


موضع من درباره مردمم موضع افلاطون تو نمایش سقراط درباره انتخاب کردن.


دیدن اخراجی ها تنها دیدن یک فیلم نیست بحث فراتر از این حرفهاست


به نظر من اکران اخراجی ها بزنگاه امتحان سطح شعور فرهنگی و سیاسی مملکت ماست و کمی ساده انگاری که اونو به عنوان سرگرمی برای قشر معمولی جامعه در نظر بگیریم اگه این طور بود این همه دوستان در مورد مطلب شما نظر نمی دادن


مطمئنم سالها بعد کسانی که این فیلمو دیدن از انتخابشون خجالت خواهند کشید حالا چه استاد دانشگاه و چه دخترک کبریت فروش

در ضمن برادر اژدری من خیلی از فیلمها و کتابهایی که نام بردبد رو ندیدم ونخوندم لذا انگ ژست روشنفکری ارتباطی با بنده نداره
۱۸ فروردین ۱۳۹۳
کدوم ارزش؟ به نظر شما توی کار جدید ایشون به شهدا و مفهوم شهادت ارج گذاشته شده؟!
۱۸ فروردین ۱۳۹۳
با این که سطح سلیقه مردم اومده پایین و این که ما نباید ساکت بشینیم و نگاه کنیم موافقم ولی مخالفت تحریم و اینگونه بر خورد ها تنها تبلیغیه برای سری فیلم های این شخص بهتر نیست به جای این که تا فیلمی از ایشون اکران میشه دادمون در بیاد سعی کنیم در طول زمان سطح ... دیدن ادامه » سلیقه مردمو بالا ببریم

و یه سوال چرا به فیلم های سطحی و مبتذلی چندین ساله بدنه سینمای ایران رو پر کردن اعتراضی نمی کنیم ؟؟؟؟
۱۸ فروردین ۱۳۹۳
منم با نطر جناب اژدی موافقم..این همه فیلم بی محتوا سالانه تولید میشه ...معراجی ها هم میتونه یکی از اوناباشه....بی انصافیست اگر بگیم هیچ خط فکری و محتوایی در فیلم نبود حداقلش اینکه بازسازی عملیات ها به خوبی صورت
گرفته بود
۱۹ فروردین ۱۳۹۳
در همین تیوال یه فوتبالیست یه تئاتر بازی کرد (در نظر بگیرید با پولی که در تئاتر وجود داره و مقایسه اش با پول سینما) این جا خیلی از بچه های تئاتری صداشون در اومد (و البته حق هم داشتن) که بودن این آقا به معنای نبودن کلی بچه ی با استعداد دیگه اس. بله حق با شماست ... دیدن ادامه » فیلم مبتذل زیاده ولی چند تاشون این امکان رو دارن که اتوبوس اتوبوس دانش آموزان مدارس رو ببرن واسه تماشای فیلم. عبدالله علیخانی و حسین فرحبخش نماد فیلم های سخیف شونه تخم مرغی هستند. ولی بهشون خرده نمی گیرم چون از سرمایه ی شخصی در سینما خرج می کنند. شکست و موفقیت تجاری کارشون پای خودشونه. ملت هر چیزی که دوست دارن برن نگاه کنن. ولی مرکز سینمای مستند و تجربی حق نداره پولی که باید صرف پرورش شهرام مکری ها، محسن امیر یوسفی ها، ابراهیم شیبانی ها، نیما جاویدی ها و کلی کارگردان جوان دیگه بشه رو صرف کارگردانی کنه که کوچکترین سواد هنری نداره. خانم فاطمه من معراجی ها رو ندیدم و در موردش هم نظر نخواهم داد اما سه فیلمی که از آقای ده نمکی دیدم بهم ثابت کرده ایشون کوچکترین استعداد هنری در کارگردانی ندارند. مساله این نیست که خط فکری و محتوایی در اثر هنری هست یا نیست. هزاران کتاب فلسفی در دنیا وجود دارند که هر خط شون سرشار از مفاهیم متعالیه اما اثر هنری محسوب نمیشن. ایشون در فرم در اون سه فیلمی که من دیدم یه فاجعه روی پرده ایجاد کرد. به عنوان مثال: سکانس حمله ی مجید با دشنه به تانک، صحنه ی پاره کردن برگه های اقامت در عراق و دهل زدن و سرود ای ایران، صحنه ی رد شدن اکبر عبدی به عنوان آخوند معتمد محل در بازار، به عنوان سه صحنه ی افتضاح و مشمئز کننده ی تاریخ سینما در ذهن من باقی خواهد موند. کدوم ظرافت هنری در این صحنه ها رعایت شده؟ اصلا مگه میشه یه پیام رو با این گل درشتی به مخاطب ارائه داد؟ میتونم تا صبح کلی مثال از فیلم های موفق دنیا بزنم که چه طور در لفافه مفهومشون رو به مخاطب می رسونند و آقای ده نمکی چون اساسا سینما رو نمیشناسه در این امر موفق نیست.

بله! من قاطعانه میگم ده نمکی نماد رانت در سینماست. در عین حال که نباید کلیت سیستم مشکل دار سینما رو فراموش کرد، و نباید ده نمکی رو مقصر اول و آخر سیستم دونست اما نمیشه از ایرادات او هم چشم پوشی کرد.
۱۹ فروردین ۱۳۹۳
بانو مودتی عزیز: یک دنیا ممنونم یابت خوندن عرایضم و بیشتر از اون برای فرمایشات متین‌تون. با شما کاملا" موافقم که تنها تعدد سینماها و سانس‌های نمایش و تبلیغات تلویزونی دلایل فروش بالای چنین فیلم هایی نیست و بهترین مثال را خود شمازدید. خوش داشته باشیم ... دیدن ادامه » یا نه این فیلم‌ها از استقبال چشم‌گیر مردم برخوردارند که طبعا" من هم جوابی برای چرایی این ماجرا ندارم و به گمانم شناخت دلایل این استقبال و موفقیت چنین فیلم‌های نیاز به یک تحقیق جامعه‌شناسی اساسی داره که در سطح سواد من نمی‌گنجه. باز هم سپاسگزارم:)

جناب حسام گرامی: اینکه شما نسبت به سینمای ایران تا این اندازه حساسیت دارید شایسته احترامه. البته شما حق دارید برای اون چیزی که صحیح می‌دونید تبلیغ (یا در اینجا ضد تلبیغ) کنید. میتونید از دلایل ضعف سینمای ده‌نمکی و اینکه چرا به نظرتون کسانی که این فیلمها رو میبین فردا شرمزده خواهند بود و چه و چه بنویسید و بکوشید تا هر اندازه که در توانتون هست از تماشاگران این کار-البته با نقد و تحلیل و نوشته‌های منطقی-کم کنید. اما حق توهین به کسانی که به هر دلیل با شما موافق نیستند و این فیلمها رو برای تماشا انتخاب میکنن ندارید. نمیدونم پست قبلیتون در همین صفحه در خصوص این فیلم رو خودتون حذف کردید یا اون هم توسط همیاری حذف شده، اما اون پست شما مهم‌ترین دلیل نوشتن این مطلب از سوی من بود. اونچه که من توی پست شما دیدم توهین به شعور خلایق بود و اونچه که ندیدم دلایل منطقی برای مذموم شمردن تماشای این فیلم. باز هم میگم، حساسیت شما برای من شایان احترامه و قابل درک اما روشی که در بیان منظور خود برگزیدید-جداقل در پست پیشین‌تون-نه. من اگر انگی زده باشم اول از همه به خودم زدم که از این کارها نام بردم، اما در خصوص فیلم‌ها و کتاب‌ها...به دیده پیشنهاد فقط: ببینید و بخونید، کارهای خوبی هستند.

بانو فاطمه نازنین: موافقت شما موجب امتنان منه

جناب میرباقری عزیز: من متوجه نشدم خطاب شما به چه کسیه راستش، اگر خطابتون به منه که من هیچ جا از ارزش‌های فیلم (چه به لحاظ هنری و چه از منظر معنوی) حرفی نزدم.

شاهین عزیز: ما که سنگهامون را واکنده‌ایم، فلذا من فقط لبخند می‌زنم:)
۱۹ فروردین ۱۳۹۳
ممنون علی جان. من بحثم با خانم فاطمه فقط ناظر به اون بخشی بود که در مورد ارزش های هنری و معنوی صحبت کرده بودند و در مورد نظر خانم مودتی هم تفاوت ده نمکی رو با بقیه ی مبتذل سازان توضیح دادم. وگرنه مواضع من تغییری نکرده :) من هم چنان موافقت اصولی خودم رو با ... دیدن ادامه » مواضع شما اعلام و با آرمان هات بیعت می کنم :))
۱۹ فروردین ۱۳۹۳
ای جان:))
۱۹ فروردین ۱۳۹۳
جناب نصیری عزیز من ارزش های هنری ومعنوی خاصی درفیلم ندیدم...یه سری دیالوگ های پوسیده وبی معنی که شاید لبخندی برگروه سنی الف بنشاند...دراین موارد با شما موافقم....تنها نکته فیلم بازسازی عملیات های جنگی بود نسبت به فیلم هایی که در این دهه ساخته شده بود.....وگرنه ... دیدن ادامه » کلیت این فیلم هم مثل دیگر آثار ده نمکی خالی از هرگونه محتواییت....ولی نباید مردم را منع کرد از ندیدنش..همان طور که من به خاطر خواهر کوچکترم به تماشای آن نشستم.........
۱۹ فروردین ۱۳۹۳
خب واقعیتش وقتی در مورد ارزش محتوایی صحبت می کنید ذهن من بیشتر به سمت معنای فیلم میره. در مورد بازسازی صحنه های جنگی اون یه بحث تکنیکیه. طبیعیه که پیشرفت فنی در هر دهه نسبت به دهه ی قبلی وجود داشته باشه. به طور مثال صحنه ی برخورد هلی کوپتر ها در فیلم طوفان ... دیدن ادامه » شن جواد شمقدری رو با صحنه ی سقوط هلی کوپتر در فیلم چ مقایسه کنید. در صحنه ی فیلم شمقدری به وضوح از اسباب بازی استفاده شده بود!!! به قول یک شاعر معروف طنزپرداز:

آن فیلم که از هنر بری بود / طوفان شن شمقدری بود :)

حالا هم سینما به لحاظ فنی پیشرفت کرده و طراح جلوه های ویژه بهترین امکانات خودش رو در اختیار کارگردان قرار میده اما آیا نما هایی که کارگردان می گیره، نظارتش بر تدوین، میزانسنی که طراحی می کنه و تمامی این عوامل باعث شده که این نما و این فناوری به خوبی دیده بشه؟! همون طور که گفتم من معراجی ها رو ندیدم شاید روزی این فیلم رو دیدم و اون زمان نظر شما رو تایید یا رد کردم. به هر حال تا به امروز چیزی از ده نمکی ندیدم که موید فرمایش شما باشه و احاطه ی ایشون رو به مسائل تکنیکی نشون بده. به طور خلاصه من معتقدم همون صحنه هایی که شما می فرمایید به لطف پیشرفت فناوری و حضور دستیار کاربلد جلوه های ویژه صورت گرفته. به شخصه اگه جای شما بودم من هم نظرم رو به خواهرم تحمیل نمی کردم اما متناسب با سن و سلیقه اش یه فیلم خوب بهش پیشنهاد می دادم و می گفتم معراجی ها رو دیدی این رو هم ببین. مطمئن باشید اگه به ذهن خوراک خوب داده بشه دیگه خوراک بد براش جذابیتی نخواهد داشت.
۱۹ فروردین ۱۳۹۳
جناب اژدری. همین که دیدم صحبت از ده نمکی و معراجی ها شد خون جلوی چشمم رو گرفت :) جمله های نوشته تون رو کامل نمی خوندم و تموم نمی کردم. گمون کردم یکی دو باری که از کلمه ی ارزش استفاده کرده اید، در دفاع از ارزش ها ی اسلامی و ارزش های کار ایشون بوده. لذا اون طوری ... دیدن ادامه » نوشتم. معذرت :)
۱۹ فروردین ۱۳۹۳
در کل گمون می کنم خود جناب ده نمکی هم واقفند که کارهاشون در چه سطح و حدی است. آن چنان که صرفا قصد کشاندن مردم به سالن سینما را دارند. و در تبلیغات تلویزیونی فیلم جدیدشون هم از ترکیب: پر مخاطب ترین فیلم های... یاد می کنند. نه بیشتر.
۱۹ فروردین ۱۳۹۳
نوشته های آقای حسام مرتب پاک میشه آگاهی میاد بعد میبینی هیچی نیست :دی
۱۹ فروردین ۱۳۹۳
خدا هیچ کسو ستاره دار نکنه
۱۹ فروردین ۱۳۹۳
تست کامنت :دی
۱۹ فروردین ۱۳۹۳
متاسفانه حق مطلب ادا نشد
به خدا بحث من در مورد این فیلم هنری نیست که بعضی ها مخصوصا خانمها مقایسه میکنن با فیلمهای بی کیفیت دیگه .
بحث من چیز دیگست که متاسفانه نمیتونم اینجا مطرح کنم
بعید میدونم که کسی ار پشت پرده این فیلم و این کارگردان مطلع باشه و از اون دفاع کنه
مثلا خانم فاطمه اگه از داستان خبر داشت اصلا درباره ارزش هنری بحث نمی کرد
به من نگید که به ماچه که این شخص چی کاره بوده ما میریم سینما فیلم ببینیم
خوب اگه من به شما بگم فرصت اخراجیها پاداش همون کارهاست باز هم به نگاه سرگرمی به این فیلم نگاه می کنید؟
واما دوست من علی آقای اژدری
اول این که مطلب من پاک شد و من حذف نکردم
دوما ... دیدن ادامه » مطمئن باشید اگه من شدید الحن حرفمو نمی زدم اثری نشد
و سوما توروخدا شما و همه دوستان به این اثر از دیدگاه هنری نگاه نکنید
چهارما من اگه بخوام دلایلمو برای مضموم شمردن این فیلم بگم تیوال فیلتر میشه
۱۹ فروردین ۱۳۹۳
امروز به اجبار به تماشای این فیلم روی صندلی های سخت سینما لم دادم.
همین...
۱۹ فروردین ۱۳۹۳
@ جناب میرباقری: خواهش می‌کنم سید جان. به هر حال این هم از عوارض از کوره در رفتنه دیگه برادر من:) من هم امیدوارم لااقل خودش به این قضیه واقف باشند وگرنه که مثالش میشه مثال آنکس که نداند و نداند که نداند...

@ جناب حسام: از اونجایی که شما ظاهرا در خصوص هیچیک ... دیدن ادامه » از مسائل به دلیل پاره‌ای مصالح نمی‌تونید صحبت کنید من هم حرفی ندارم.امااگر یکبار دیگه نوشته و کامنت‌های من رو مرور کنید خواهید دید که من هم هیچگاه از دید هنری به اثر نگاه نکردم.

@ بانو کیمیا: متأسفم که چنین ناگزیرانه رنج بردید
۲۰ فروردین ۱۳۹۳
سپاس دوست عزیز.
ما هم جزء همان مظلومانی بودیم که گروه گروه از طرف مدارس به سینما میبردند.
برای یک ساعت خوش بودن،زجرمان دادند.
البته ناگفته نماند که دوستان من همچین هم زجر نکشیدند و سر آخر برای این فیلم پرمحتوا دست هم زدند!!!
۲۰ فروردین ۱۳۹۳
متفاوت بودن با دیگران همیشه عذاب‌آوره کیمیا جان. به هر حال امیدوام که دیگه از این لحظات عذاب‌آور تحمل نکنید:)
۲۲ فروردین ۱۳۹۳
سپاس جناب اژدری عزیز.
۲۲ فروردین ۱۳۹۳
این متن عالی بود جناب اژدری...عالی
۲۶ فروردین ۱۳۹۳
مهربانی می‌کنید بانو، سپاسگزارم:)
۲۶ فروردین ۱۳۹۳
جناب اژدری عزیز
حرف شما درست و متین...
من هم اخراجی یک را دیدم ، دلم شکست برای مجیدی که جانش را برای منی گذاشت که امروز به علایقم برسم...
اما سواستفاده از احساسات من با سطحی ترین لایه اش ، هنر میشود!
این آشیست که این فرد(به ظاهر کارگردان) درست کرد و هر روز آب را درآش ریخت که بیشتر مهمان دعوت کند تا همان حرف اول را بزند.(بازیگر خوب آورد! ، هزینه کرد و .... نوش جانش، میتوانست انجام داد)
سوژه های دهه ءچهل در فیلمهای دههء شصتی، با اکران دهه های هشتاد و نود !!!!
در تمام فیلمها...
حتی روی دیالوگها کار نشده انگاری فی البداهه و از شنیده هاست ، نه از چشیدن طعمها ...
اما اگر شما حضور این اشخاص(کارگردان) در سینما را پیروزی و اهلی کردن(چماق بدستان ) میدانید،
من ... دیدن ادامه » را یاد مبصر کردن ِ فرد شرور کلاس در کلاس ادب و هنر و ....می اندازد.
آواز خواندن(نتایج فیلم) این نوع افراد ِ اشتباهی ، به مثابه عربده دیده میشود.
فکر میکنید ، عربده در ردیف موسیقایی ِ ذهن و گوش و چشم شما میگنجد.
حتما شما دیدید و شنیدید در جای جای حضورشان با تفکراتشان ، پوشش رفتاری کسی را برای جذب به قول خودشان از جبهه مقابل، عوض میکنند و طرفند میدانند.
حرف از جنگ نیست، اما آنها جبهه بندی میکنند ، حرف از دسته بندی است که خودشان درست کردند.
ما(تماشاگران) فقط مهره هایش را نظاره میکنیم و اگر حرفی دوستان میزنند از حضور اشتباهی کسی در این جایگاه است، شما تیپیک روشنفکری(با تعاریف خودتان) نپندارید...
و بدانید که میدانیم ، حضور کسی در عرصه ایی حداقل در این قشر را نمیشود ممیزی کرد.
میخواهند و هستند...
نقد ِ مرسوم ( گفتن ضعفها )تاثیری به نبود آنها حتی در این عرصه نمیگذارد...
اگر همیشه اینان (بی هنران ِ هنرمند ) در فیلمهای هالیودی دنبال ِتئوری توطئه ها بودند ،ما (مخالفان تفکراتشان و از جانب آنها تماشاگران در خواب ) چیزی گفتیم!!!
بحث قضاوت نیست ، بحث تماشاگریست که خاطره هایش همیشه یادش می ماند. ما که نمیخواهیم دست صهیونیست را از سینما قطع کنیم، وقتی کسی که خودش لگد میزد ، میخواهد نازمان کند ،از خاطرات و داغی گرمای حضورش(بخاری) میگوییم .
لبخند به لودگی خیابانی را چرا با تفکر در تکان دادن لب و دهان و چرایی و چگونگی کلمات،مقایسه میکنید!
من به عنوان یکی از عوام که نه تایید میکنم نه رد(که کار اشتباهی هم میکنم) ،اما بودن این نوع فیلمها را زیاد هم بد نمیدانم.
اما منزجر از عوامل تشکیل دهنده فیلمی میشوم که کشته شدن به خاطر سهل انگاری(فاجعه اخیر) را ستاره ایی اعطا شده از خدا میدانند برای برکت فروش فیلم...
حالا من میگویم ، تا کی میخواهیم نسبی به موضوعی نگاه کنیم،
هم به میخ بزنیم هم به نعل...
هم بخواهیم راضی نباشیم ، هم بگویم ، چیزی نگویم سنگین تریم ،
نکند من را تافته جدا بافته بدانند و به من گوشزد کنند(شما) که : آنچنان هم میدانی ، نمیدانی ، بنشین کافکا و هدایت و ....بخوان و به قول شما شوپنت را گوش بده.
و به دیگران که نظرشان را میگویند، بگویید:
تو همانی که کلکسیونی را جمع میکنی که نمیفهمی و فقط برای اینکه چیزی برای ارایه داشته باشی از آنها یاد میکنی ....
جرا نمیخواهیم قبول کنیم ، حس ها صفر و یک نیست!
اگر کسی برای حسش ، نظرش توضیحی میاورد صرفا سیاه و سفید نیست ،شاید خاکستری میبیند که دوست دارد بگوید:
من از فلان شخص و آثارش بدم میاید بدین دلیل و بدان دلیل...
چه لزومی دارد به او گوشزد کنیم که حست قطعیت ندارد!!!
چرا میگویم مردم، "بی فکر"، میخواهند بخندند!!!خسته اند ، درد کشیده اند ، بعد نخواهیم بدانیم چه کسانی خسته اشان کرده اند و درد را به آنها جرعه جرعه نوشاندند.
چرا میخواهیم جایگزین هایمان از بدترین باشد تا بدها ...
بله هر سه این فیلم با این هزینه و تبلیغات زرد ، از نظر کسانی که دوست ندارند(مثل نظر خودم) ، بدترین هست.
حالا یک لحظه کسی بیاید به من میانه روی را گوش زد کند !!! حالا او چه شخصی هست! از نظرشما من با لباس ابریشمی جلوی سینمای شخصی ام می نشینم و فقط درد مرفهان بی درد، دردم است!!!
و خنده ء مردم ِ خسته را نمیفهمم!!!!؟
شما صحبتتان مثل ِ کسی ایست که وجود چاقوکش را برای جامعه مفید میدانید چون اگر چاقو بخوریم خوب است ، چون در غیر اینصورت لذت چاقو نخوردن را نمیدانیم!!!!
آخر این هم شد دلیل به بودن چاقوکش در جامعه!؟
این نوع نسبی نگاه کردن را معتدل بودن میدانید و این را گوشزد میکنید؟
این دو جمله اخیر را بخاطر این جملاتتان که تایید کردید گفتم ، فرمودید:
"مسعود ده‌نمکی بد است؟ خب بد است.
بلد نیست فیلم بسازد؟ بلد نیست.
فیلم‌هایش ارزش هنری ندارند؟ قبول"
اما اینان که این را گفتند به سبک خودشان ، سرزنش میکنید!!!

من هم میدانم شما میخواهید وزنه های یک جامعه را در این مقوله ، واقعی پندارید، دو کفه ترازو را میزان نگه دارید.
باشد ، قبول ، اما با کلمات پر از کنایه و تشر نگوید.
بدانید همه به ادبیات پارسی که پر از ابهام و ایهام و طعنه و تشر هست ، واقفیم ...
میتوانیم هر کدام از آن برای بیان نظرمان استفاده کنیم.
موضوع مشخص است ، فیلم معراجی هاست ، هر کسی نسبت به آن نظر دارد، میگوید.حتی در ندیدن این فیلم.
دیگر نسبت به نقد و نظر ِ یکدیگر برای چه برچسبهای تمسخر آمیز میگذاریم؟
بدین گونه عمل کنیم که نمیتوانیم با خیال راحت با دوستان صحبتی بکنیم و بخاطر اینکه جز دسته اقلیت و اکثریت شما قرار نگیرند، میگوییم: نکند من اینبار صحبتی بکنم در دسته بندی جناب آقای اژدری جزء همان شوپن گوش کن ها ، با پیپ و چشمی تنگ کرده و تمسخری در کلام بشوم ...
جناب اژدری حداقل شما هم درد دل من را بشنوید، بر یکدیگر برجسب در جایگاه تماشاگر نگذاریم، اینگونه محدود میکنیم یکدیگر را ،برای بیان نظر ....
شما نیز در دسته بندی خودتان برگمان میشوید، متنتان را دوبار سه بار بخوانید ، کاری که من کردم....
نویسنده ، بیشتر خودش را تافته جدا بافته میداند که همه را میداند و دیگران نمیدانند و باید بدانند...
حالا من متنم را دوباره میخوانم میبینم من هم همان چیزی را به آقای اژدری می گویم که ایشان گفتند... واین تسلسل برچسب گذاری کلا از یادمان میبرد،موضوع معراجی ها و سازندگان فیلم است...
مگر حاشیه ها چگونه درست میشود...
به قول کسی ، در ایران تنها چیزی که بررسی نمیشود خود فیلم است....
نکنیم این کار را ...
بحث روانشناختی تماشاگران را بگذاریم در جای دیگر،حیف است دور شویم تا نزدیک....
متشکر
موفق باشید .
۲۸ فروردین ۱۳۹۳
البته بگم ، قدرت نوشتار شیوای شما جناب اژدری مشخص هست و من دوست دارم ...
برای همین ، چندین بار نوشته هایتان را میخوانم ....
خلاصه عفو بفرمایید ، اظهار نظر بنده زیر درد و دل شما
۲۸ فروردین ۱۳۹۳
شکیبای عزیز،
یک دنیا ممنون از ابراز لطف و مهربانی فراوانت. این خط‌خطی‌های من همان یک بار خواندنشان هم بس است و بیشتر خواندشان تنها اتلاف وقت گرانبهاست و کم سویی چشمان نازنین.
اجازه می‌خواهم اندکی مقدمه برای شما که این متن را دیر خواندید بنویسم شاید که کمی بیشتر به نگاه و اندیشه من وقتِ نوشتن این واژه‌ها نزدیک شدید.
چندی پیش چند پست توسط چند تن از دوستانمان در تیوال بر روی دیوار این فیلم نوشته شد به این مضمون: "متأسفم برای مردمی که انقدر شعور ندارن که این فیلم رو نکاه نکنن..." یا "برای هر کس که این فیلم رو ببینه متأسفم" یا...
خواندن این پست‌ها جرقه نوشتن این پست شد و من هم-آنچنان که بارها و بارها در نظرات بالاتر توضیح دادم (که کاش می‌خواندینشان)-مخاطبم در این پست تنها و تنها همین دوستانی بودند که بی شناخت، درک و شعور عده‌ای را به سخره می‌گیرند و حقیر می‌خوانند. من جناب شکیبا آدمها برایم محترم‌اند. و نمی‌توان تاب بیاورم تحقیرشان را تنها به جرم "دیدن یا ندیدن یک فیلم".
به گمانم اگر که نظرات من زیر همین پست در جواب دوستان را بخوانید بیشتر متوجه منظور من-که به دلیل نقص گفتارم در متن قادر به ارائه آن نشدم-خواهید شد. اگر هم که زمان ندارید چند گوشه از این نظرات را صرفا" جهت تأکید بیشتر اینجا می‌نویسم:
-"روی صحبت من با برخی قضاوت‌هاست. و من به احترام تمام انسان‌های والایی که بر اساس سلایق و علایق خود-و بدون کوچک‌ترین شناخت از فرد دیگر- فهم و شعور دیگران را به سخره نمی‌گیرند از همین حالا تا انتهای تاریخ تمام قد ایستاده‌ام."
-"همه و همه در قضاوت نکردن و کم‌شعور و فاقد درک نخواندن آنهایی است که به دیدن فیلم می‌روند. چرا باید برای اینها متأسف بود؟ چرا باید شعور و درکشان را به سخره گرفت؟ می‌شناسیمشان که اینطور قضاوت می‌کنیم بر مبنای یک تصمیم برای دیدن یا ندیدن یک فیلم؟"
-"من می‌گویم شما هرچه می‌خواهی به ده‌نمکی و فیلم‌هایش فحش بده و به صلابه‌شان بکش. بزن و نابودشان کن در نقد و نوشته‌ات اصلا". اما شما حق نداری مردمی که به هزار و یک دلیل تصمیم به دیدن این فیلم‌ها گرفته‌اند را کم‌شعور و فاقد درک و...بدانی. بحث اظهار نظر هم با توهین کاملا" متفاوت است. شما حق قضاوت آنها را نداری، آنهم وقتی نمی‌شناسی‌شان، آنهم وقتی مبنای قضاوتت تنها و تنها تصمیم آنها برای دیدن یا ندیدن یک فیلم است. چرا فکر می‌کنی تمام آنها که به دیدن فیلم رفته‌اند سطح درک و شعور هنری‌شان از شما پایین‌تر است؟ از کدام مرجع صلاحیت گرفته‌ای که اینچنین به قضاوت می‌نشینی؟"
-"شما ... دیدن ادامه » حق دارید برای اون چیزی که صحیح می‌دونید تبلیغ (یا در اینجا ضد تلبیغ) کنید. میتونید از دلایل ضعف سینمای ده‌نمکی و اینکه چرا به نظرتون کسانی که این فیلمها رو میبین فردا شرمزده خواهند بود و چه و چه بنویسید و بکوشید تا هر اندازه که در توانتون هست از تماشاگران این کار-البته با نقد و تحلیل و نوشته‌های منطقی-کم کنید. اما حق توهین به کسانی که به هر دلیل با شما موافق نیستند و این فیلمها رو برای تماشا انتخاب میکنن ندارید."
.
.
.
خلاصه کنم (کمی دیر شده برای خلاصه کردن نه؟!)...من تمام حرفهایم از پاراگراف سوم به بعد (از "و باور کنی یا نه..." به بعد) تماما خطاب به همین کسانی است که فهم و شعور مردم را به سخره می‌گیرند. حالا یک بار دیگر نوشته ام را با این نگاه بخوانید اگر دوست داشتید.
پاراگراف قبلی و آن سه سوال کذا هم تنها برای این آوردم که بگویم "دوستان! سینمای ده نمکی در کنار تمامی مضراتش، یک یا دو نکته مصبت هم دارد" (بروید گفتگوی من و جناب "شاهین نصیری" عزیز را چند نظر بالاتر از نظر خودتان بخوانید اگر پا داد).

فقط راستش من هر چه کردم نفهمیدم که کدام واژه از کدام جمله در کجای نوشته من شما را به این نتیجه رساند که من "...حضور این اشخاص(کارگردان) در سینما را پیروزی و اهلی کردن(چماق بدستان ) میدانیم". باور کنید 4 بار متنم را خواندم و هر بار دست خالی تر بازگشتم.
۲۹ فروردین ۱۳۹۳
و یک دنیا ممنونم شکیبای جان (که انصافا چه برزانده است این نام بر قامتتان) بخاطر اینکه قابل دانستید و نوشته دغدغه‌مند و پربارتان را پای خط خطی‌های مغشوش این حقیر نگاشتید. الحق که این نوشته شما باید در پستی جداگانه انتشار می‌یافت تا دوستان بیشتری مثل ... دیدن ادامه » من از آن همه وقتی که پای نوشتنش گذاشته شده و آنهمه دغدغه‌ای که وقت نوشتنش سد گلویتان بوده استفاده کنند.
۲۹ فروردین ۱۳۹۳
الحق که که عزیزید...
جناب اژدری راست گفتید من آن نوشته ها را چون در نظرات میانی بود نخوانده بودم(یا ندیدم اگر جای دیگر جداگانه نگاشته بودید)
کاملا حرفهاتون درست و نظر خود بنده نیز هست.
حرف شما و من در یک جا کاملا مشترک است ، احترام به علایق دیگری...
و متاسفانه من احساسم بر این بود که شما با واقعی بودن اینان(چماق بدست ِ رنگ عوض کرده) ، توجیه بر عملکردشان میکنید با کلمات منحصر به فردتان بازی میکنید ، تا اگر کسی که قبلا چوب بر سر جوان میزد اکنون که کارگردان است را اهلی شدن بدانیم به فال نیک بگیریم...
پس برداشت من اشتباه بود.

به قول کسی (یادم نیست نویسنده اش را ) :
یادم میاید وقتی که در صف جشنواره به عشق سینما و هنر در سرما می ایستادیم و حدمان را بخاطر تفاوت نظرها میبایست حفظ کنیم و نگاه های تحقیر آمیزو تذکرات شخصی به اسم ده نمکی را روی ذهنمان تحمل کنیم ، که اکنون فیلم ساخته اند و توقع دارند همان گونه ....

من ... دیدن ادامه » نوشته ها رو حتما در اولین فرصت میخوانم جناب اژدری ...
مثل اینکه من نمیباست همان یک نوشتار را میدیدم...
عذر میخوام و متشکرم از این همه لطفی که نسبت به من داشتید...
سعی میکنم مقداری از فامیلم را در خواندن نوشته ایی بیشتر لحاظ کنم ...
بی نهایت سپاس...
موفق باشید
۲۹ فروردین ۱۳۹۳
بزرگوارید جناب شکیبای عزیز. تقصیر همه بر گردن قلم نحیف و ادبیات فقیر بنده است که انقدر ناتوان است از رساندن پیام، ورنه شما نگاهتان دقیق است و صواب:)
نقل قول زیبایی آورده بودید که بدبختانه به غایت درست است و حرف دل بسیاری از ماست.
افتخاری است برای من که ... دیدن ادامه » زمان عزیزتان را حرام خواندن نظرات من می‌کنید. اگر خواندید و موافق بودید یا مخالف با حرفهایم، نظراتتان برایم بسیار عزیز است و خواندنی، بزرگواری می‌کنید با من در میانشان بگذارید.

و بی‌نهایت ممنونم از شما جناب شکیبا که انقدر خوبید و مهربان و دوست:)
۲۹ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید