تیوال علی اسدالهی | دیوار
S3 : 17:30:32
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سلام و خسته نباشید به همه دوستان، گروه همیاری، و همه عوامل سایت تیوال
فقط خواستم تشکر کنم
موفق ترین باشید :)
خیلی خوشحال شدم با دیدن اسمت در دیوار علی جان
همیشه شاد باشی و موفق
۲۵ مرداد ۱۳۹۴
:-)
۲۵ مرداد ۱۳۹۴
حامد آقای گل و محمد عزیز ارادتمندم فراوان.
مشتاق دیدارتونم به شدت. :)
۲۷ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همه دوستان تیوالی و مخصوصا گروه همیاری عزیز
بعد از مدت ها به تیوال سر زدم. همچنان یکی از بهترین مرجع ها برای اطلاع از نمایش هاست.
خسته نباشید به همه عوامل :)

رعنا جمالی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی اسدالهی
درباره نمایش مرده ریگ i
از یه طرف به لحاظ فنی شاهد یه کار خوب هستیم:
بازی ها، نورپردازی، صداگذاری، دکور...خیلی خوب بود.

از طرف دیگه به لحاظ سلیقه ای و احساسی باید گفت:
وقتی یه داستان ساده و مستقیم و بدون پیچیدگی، اون قدر خوب اجرا میشه که بعد از دیدن نمایش هنوز درگیر کاری...
وقتی نسیم ادبی رو می بینی که بعد از پایان نمایش هنوز از نقش خودش بیرون نیومده...
وقتی تو راه برگشت با دوستات در مورد کار حرف میزنی...
وقتی میای خونه و تو تنهایی خودت به نمایش فکر میکنی...
اینا نشونه ی اینه که یه کار خوب دیدی...

چند تا انتقاد کوچولو: گریم نسیم ادبی کمی اغراق شده بود.
چیدمان دکور به گونه ای بود که تماشاگرانی که در طرفین سالن نشسته بودن در بخش هایی از نمایش بازیگران رو نمی دیدن.
ای کاش این نمایش تو یه سالن با ظرفیت بیشتر و فضای مناسب تری اجرا میشد.
فکر میکنم بازی ها خوب بودن اما سادگی بیش از حد نمایش نامه رو دوست نداشتم .
۱۲ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدن این نمایش به عنوان آخرین کاری که قبل از جشنواره دیدم خیلی خیلی خیلی بهم چسبید. خیلی. واقعا عالی بود. خوشحالم که این نمایش رو از دست ندادم. :) یه خسته نباشید جانانه به همه گروه.
فکر کنم تو کافه بهتونم یه بار پیشنهاد دادم!!!
۰۲ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام تیوال جشنواره تئاتر فجر. خوبی؟
ولی چه کمرنگ...آخه چرا؟ کاش یه خلاصه ای از تئاترهای خارجی...یا یه پیشینه ای از کارگرداناش...یا هر نوع اطلاعات دیگه ای که مفید باشه در مورد نمایش ها داده میشد. مثل سال های قبل...حداقل راجع به تئاترهای خارجی...
الان این تئاترهای خارجی شده هندونه سر بسته...
من به صورت کاملا شانسی و فقط از روی اسم کشورها دو تا کار ایتالیا ...کار استرالیا و کار کره جنوبی رو رزرو کردم.
کار لبنان...ارمنستان... آذربایجان...مجارستان و یه کار مشترک ایران و سوئیس رو رزرو نکردم چون هیچ اطلاعاتی درباره شون ندارم. ...

سپاس.
منم کار استرالیا و کار کره جنوبی رو گرفتم.
۲۶ دی ۱۳۹۱
من فقط کار هادی مرزبان و گرفتم .... به وودی الن و مادام بواری نرسیدم تکمیل شد :(((((
۲۶ دی ۱۳۹۱
هدی جان استرالیا دزدمونا و کره هتل باشکوه
۲۷ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عزیزم شما که اجرای 17:30 رو کنسل میکنی یه اطلاع قبلی بده. خیلی ممنونم که واسه وقت دیگران ارزش قائل هستی. مرسی. آفرین.
متاسفم.
مرسی. آفرین. احسنت. باریکلا ...
۱۹ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی اسدالهی
درباره نمایش ترن i
جمعه گذشته این نمایش رو دیدم. عالی بود.
فقط ای کاش به موسیقی این کار اهمیت بیشتری داده میشد.
صدای سوت قطار که با دهان زده میشد خیلی مصنوعی بود.
به نظرم تو موسیقی این نمایش جای فلوت خالیه.

اما این نمایش رو نباید از دست داد.
یکی از بهترین های سالن اصلی که تا الآن دیدم.
علی اسدالهی
درباره نمایش برهان i
درود بر دوستان

هرچند خیلی غیر منطقی
اما
گاهی ممکنه به جز خود نمایش
یک اتفاق
مثلِ

"پی بردن به شخصیت والای یکی از بازیگران یک نمایش"

باعث بشه که تماشای اون نمایش رو به دوستان خودتون پیشنهاد بدید.
این اتفاق امشب در مورد این نمایش برای من افتاد.
جریان چیه میشه بگی؟
۲۵ آذر ۱۳۹۱
@رعنا:
نمیدونم.
البته اینم بگم که اون شب که نمایش رو دیدم این اتفاق نیفتاد. شب بعد دیدن نمایش بود.
حالا برید ببینید شاید برای شما هم اتفاق بیفته. ؛-)
۲۵ آذر ۱۳۹۱
امیدوارم برای من هم این اتفاق بیفته ...
۲۵ آذر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی اسدالهی
درباره نمایش زمستان i
امروز باز هم یه کارِ خوب دیگه تو تالار مولوی دیدم.

"زمستان"

شهروز دل افکار نشون داد که تندیس بازیگری مرد جشنواره دانشجویی رو به حق دریافت کرده.
آفرین و خسته نباشید به کل گروه.

پیشنهاد می کنم حتما این کارو تماشا کنید.

امیدوارم فردا شب هم از تماشای "برهان" به همین اندازه لذت ببرم. :)
سلام علی جان
صد درصدباشما موافقم
اجرای شهروز دل افکارمعرکه بود و حرف نداشت
واقعابهترین اجرایی بودکه تو این هفته دیدم
خسته نباشید میگم به همه ی عوامل اجرا
۲۲ آذر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و چه تأتر خوبیه این پچ‌پچه‌های پشت خط نبرد ... پر از حرف... بدون پیچیدگی های تأترهای به اصطلاح فلسفی و روشنفکرانه و ظاهرا هنری که هیچ کس از پیام تأتر سر در نمیاره جز ( شاید) خود نویسنده و (شاید) خود کارگردان.
یه متن خوب...
و چه بازی های خوبی...
و نورپردازی هنرمندانه....
و چه پیامی...
آفرین و خسته نباشید.

و البته بی نقص هم نبود... در بخش هایی از نمایش صدای بازیگرها (مخصوصا در ابتدای نمایش) به زحمت شنیده می شد...


بعد از مدت ها یه نمایشِ طولانیِ خوب دیدم که نه تنها بعد از بیشتر از دو ساعت نشستن روی صندلی خسته نشدم بلکه انرژی گرفتم زیاد :)
کاملا موافقم
۱۵ آذر ۱۳۹۱
علی آقا

خوب بود

ببین

خوب بود

:-*
۱۵ آذر ۱۳۹۱
آرش جان من دقیقا این لحن رو میشناسم فراوان...

خوب بود...آرش....ببین...خوب بود...
۱۵ آذر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی اسدالهی
درباره نمایش برهان i
درود
خسته نباشید

به نظرم حق دوستانی که این نمایش رو برای 19 آذر رزرو کردن هست که زودتر بدونن که نمایش در این روز اجرا نمیشه...
من خودم این نمایش رو برای روز بیست و سوم رزرو کردم اما وظیفه خودم دونستم که این خبر رو اطلاع بدم که این دوستان زودتر برای یک روز دیگه برنامه ریزی کنند.



این خبر و راهکارهای درنظر گرفته شده برای عزیزان ثبت نام کننده برای این روز پیش از این به ایمیل ایشان فرستاده شده است.

سپاس از توجه شما.
۰۹ آذر ۱۳۹۱
چه عرض کنم... بهم خوردن برنامه زمانی تماشاچی رو چگونه میشه جبران کرد؟ اصلا مهمه؟
۱۰ آذر ۱۳۹۱
بانو شایگانی
این ایمیل برای شما به نشانی lar*****08@yahoo.com (حذف حرف‌های میانی برای پرهیز از فاش سازی) فرستاده شده است. اگر هنوز آن را دریافت ننموده اید لطفا به نشانی support@tiwall.com ایمیل بزنید.
۱۰ آذر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی اسدالهی
درباره نمایش برهان i
سلام و تشکر. مخصوصا برای امکان انتخاب شماره و ردیف صندلی.
رزرو کردم با موفقیت. فقط امیدوارم تاریخ مورد نظر که مراجعه می کنیم به گیشه برای تهیه بلیط شاهد از اون دست ناهماهنگی ها (که کم هم نبوده) نباشیم. شماره ردیف و صندلی هم یادداشت کردم. یعنی واقعا همون صندلی رو به من میدن؟ ببینیم و تعریف کنیم :-)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی اسدالهی
درباره نمایش برهان i
لطفا سعی کنید تأتر خوبی باشه... دلم براش تنگ شده... تأتر خوب رو میگم.
من فردا دارم اسکیسو میرم.. شنیدم کار خوبیه،آخرین اجراشم هست. شما دیدینش؟
۳۰ آبان ۱۳۹۱
از جاجیم خریدم بلیطو، یه ساعت زودتر میرم ببینم کجارو بهم میده، اگه زمین نده خوبه! توی مولوی معمولن جای خوب بهم نمیرسه! ببینم فردا چی میشه:)
مخسی بکو از توصیه ات:)
۳۰ آبان ۱۳۹۱
ژو وو زان پری مَدمَزل :)
۳۰ آبان ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک پیشنهاد:

"کمدی وحشت سه‌شنبه ۱۶بهمن ساعت ۱۲:۱۸ بامداد"

برای شاد شدن و نیز تفکر کردن و همچنین لذت از بازی های خوب و قوی.

از ما گفتن بود.
?
۰۶ آبان ۱۳۹۱
هر کاری ارزش یکبار دیدن دارد...خلاص
۱۵ آبان ۱۳۹۱
کهبد عزیز منظور من هم از این پست دقیقا همین بود.
سید جان حرف دل مارو کهبد زد.
۱۶ آبان ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی اسدالهی
درباره نمایش دکلره i
با تشکر از توضیحات خانم نازنین یاری اما همچنان سوال من بی پاسخ ماند.
به عنوان یک تماشاچی عام حداقل(به صورت خیلی خیلی ساده شده) این را میدانم که یک تأتر یا نمایش متشکل شده از عوامل مختلفی مثل: نمایشنامه، کارگردان، بازیگر(بیان و بدن)، موسیقی، صحنه، لباس، نور، گریم، وسایل صحنه و...
استفاده از بدن بازیگر، صحنه، لباس، نور، گریم، وسایل صحنه در "دکلره" به همان گونه بود که در نمایشنامه خوانی ها شاهد هستیم و چه بسا در بعضی از نمایشنامه خوانی ها شاهد این هستیم که از این عوامل بسیار مناسبتر از آنچه در "دکلره" دیدیم، بهره می برند. گاهی بعضی نمایشنامه خوانی ها به گونه ای اجرا میشوند که تا مرز "اجرا" هم پیش می روند اما با این حال هنوز هم یک "نمایشنامه خوانی" تلقی میشوند. هرچند تعریف مشخص وجامعی از نمایشنامه خوانی وجود ندارد اما یکی از تعاریفی که برای نمایشنامه ... دیدن ادامه » خوانی وجود دارد این است که(به نقل از علی قبچاق شاهی- کارشناس ارشد تاتر):
"نمایشنامه خوانی در رایجترین شکل خود شیوه ایست در خوانش متن توسط نقش خوانها به این صورت که چند نفر نشسته در پشت میزی _ شاید نشسته بر زمین _ و از روی متنهای گرفته شده در دست اقدام به خواندن دیالوگهای نمایشنامه میکنند."
حالا به من حق می دید که بپرسم: چه فرقی بین اجرای "دکلره" و یک نمایشنامه خوانی وجود دارد؟
و سوال دیگه اینکه:
شما در کدام نمایش دیدید که بازیگران از روی متن های گرفته شده در دستشان دیالوگ ها را بخوانند؟

درود بر علی عزیز

یادمه توی یکی از اولین پست هایی که رو دیوار گذاشته بودی ، سوالی در مورد نمایش " تراس " کردی که ، من جسارت کردم و جوابت رو دادم . اینجا هم اجازه میخوام جواب این سوالت رو بدم ؛
یکی از اولین مولفه های یک نمایش که تماشاگر ( والبته قبل از آن کارگردان و بازیگر ) با آن مواجه می شود ، مکان یا بهتر بگویم " رویدادگاه " ِ آن نمایش ، یعنی جایی که وقایع و رویداد های نمایش در آن رخ می دهد ، است . در نمایش دکلره ، رویدادگاه ، ظاهرا جایی مثل اتاق بازجویی آگاهی است . جایی که معمولا متهم پشت میزی می نشیند و توضیحاتی می دهد و احتمالا اعتراف می کند یا نمی کند و ورقه هایی را پر می کند .
حالا چیزی که باعث شده ما در دکلره با احیانا شباهت هایی با نمایشنامه خوانی های رایج روبرو شویم همین رویدادگاه دکلره و خود رویداد نمایش است .
پس وقتی ما قبول کنیم که نمایش در مورد چند نفر است که در حال اعتراف کردن در اتاق بازجویی آگاهی هستند ، طبیعتا باید بپذیریم، مواردی که تو به آنها اشاره کردی مثل : بدن بازیگر، لباس، نور، گریم، وسایل صحنه همان هایی ست که در نمایش می بینیم.
اما نکته ی بسیار مهمی که باید به آن توجه کرد این است که بازیگر ها از روی متن های گرفته شده در دستشان " مونولوگ " هایشان را نمی خوانند ( لااقل در اجرای دیشب که من شاهد آن بودم این طور نبود ) بلکه ورقه ها ، ظاهرا ورقه های مخصوص اعتراف شخصیت های نمایش است .
اما از همه ی مواردی که به آنها اشاره کردی ، با صحنه موافقم. طراحی صحنه شاید ضعیف ترین یا به نوعی قابل بحث ترین عنصر نمایش است . میز بلندی که در آن واحد هر سه متهم و حتی آخرین قربانی پشت آن نشسته اند ( و اتفاقا بیشترین بار ذهنیت ِ شباهت دکلره با نمایشنامه خوانی به گردن آن است ) نشانه ی چیست ؟
چرا کارگردان و طراح صحنه از 4 میز ، بعلاوه ی امکان فوکوس نوری روی بازیگری که مونولوگ می گوید استفاده نکردند ؟
علت ... دیدن ادامه » شاید به ساختار و نحوه ی گفتن مونولوگ ها بازمیگردد . ساختار درهم تنیده ی مونولوگ ها که همان اعترافات متهمین پرونده است ( که البته ایده ی تکراری است که بارها و بارها در فیلم ها و سریال ها شاهد آن بوده ایم ) و سیری که طی می کنند تا به گره گشایی پایان نمایش و مشخص شدن جرم ختم میشود ، شاید باعث استفاده از این صحنه شده است .
از سوی دیگر ، شاید کارگردان متهمین و قربانی را پشت یک میز نشانده تا بگوید ، متهمین خود به نوعی قربانی هستند . قربانی شرایطی که جامعه به آنها تحمیل کرده است .
در کل دکلره به نظرم چیز خاصی نداشت که اگر داشت یک پست مستقل به نقد آن اختصاص می دادم . البته که من از تئاتر مستند چیز خاصی نمی دونم . اما امیدوارم بعد از گذشت یک نسل ، ما هم افتخار فهم زیبایی شناسی های دکلره را داشته باشیم .
راستی میخواستم بگم : مرضیه برومند یه دونست . عمرش دراز باد
۲۸ شهریور ۱۳۹۱
سید جان ممنونم. با دقت تمام توضیحاتت رو خوندم. به این میگن یه جواب خوب. حرف حساب جواب نداره. تا حد زیادی به جواب سوالم رسیدم. همیشه از نظراتت استفاده کردم همچنین از نظرات احسان طهماسبی عزیز. اینکه بدون توهین و قصد و غرض بشه در مورد مشکلات یه کار صحبت کرد ... دیدن ادامه » یک هنره که شما خوب بلدید.
مقایسه یک کار نمایشی با نمایشنامه خوانی دلیل بر کوچک کردن کار نیست چرا که اصلا نمایشنامه خوانی کار کوچکی نیست بلکه کاریست با ارزش و پر اهمیت.
اما دلیل اینکه این سوال مطرح شد همان ضعف هایی بود که سید عزیز خیلی خوب به اونها اشاره کرد. و شاید اگه این سوال رو نمی پرسیدم به نقاط قوت کار هم کمتر پی می بردم. به نظرم یکی از نقاط قوت دکلره متن خوبش بود. من متن رو دوست داشتم.
موفق ترین باشی سید بزرگوار.
۲۸ شهریور ۱۳۹۱
@ احسان طهماسبی : زنده باشی احسان جان . لطف داری تو . دست بوسم
@ علی اسدالهی : عزیزی علی جان . فدای تو
۲۹ شهریور ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به به مبارکه.
من امروز مطلع شدم که تیوال راه اندازی شده.
خیلی هم خوب.
موفق ترین باشید.

از: علی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"سوال":

چرا بعد از این همه مدت که از راه اندازی این سایت میگذره هنوز امکان "جستجو"، که از حداقل امکانات هر سایتی (ساده ترین سایت ها و حتی وبلاگهای شخصی) است، در دیوار تئاترشهر وجود نداره؟


این سوال قبلا (حدود یک سال پیش) به صورت یک تقاضا از مدیران فنی سایت مطرح شده بود: "لطفا امکان جستجو در سایت را فراهم کنید."

فکر میکنم اون "تقاضا" کم کم جای خودشو به "اعتراض" خواهد داد. :(

منم اعتراض دارم!
۱۴ مرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک دیالوگ زیبا:

آقای مجری: واسه چی در ُ باز گذاشتی؟

فامیل دور: واسه بهار. از در بسته دزد رد می‌شه ولی از در باز رد نمی‌شه. وقتی یه در ُ باز بذاری که دزد نمیاد توش. فکر می‌کنه یکی هست که در ُباز گذاشتی دیگه. ولی وقتی در بسته باشه، فکر می‌کنه کسی نیست ُ یه عالمه چیز خوب اون ‌تو هست ُ می‌ره سراغ‌شون دیگه. در باز ُ کسی نمی‌زنه. ولی در بسته رو همه می‌زنند. خود شما به خاطر این‌که بدونی توی این پسته دربسته چیه، می‌شکنیدش. شکسته می‌شه اون در. دل آدم هم مثل همین پسته می‌مونه. یه سری از دل‌ها درشون بازه. می‌فهمی تو دلش چیه. ولی یه سری از دل‌ها هست که درش بسته ‌اس. این‌قدر بسته نگهش می‌دارند که بالاخره یه روز مجبور می‌شند بشکنند و همه‌چی خراب می‌شه.

آقای مجری: در دل آدم چه‌جوری باز می‌شه؟
فامیل دور: در دل آدم با درد دله که باز می‌شه .

از: برنامه ... دیدن ادامه » نوروزی کلاه قرمزی
علی آقای اسدالهی
میگن حرف راست رو باید از دهن بچه شنید
مرسی از انتخابت واقعا گل گفته
۳۱ تیر ۱۳۹۱
@یلدا:
:)
۰۲ مرداد ۱۳۹۱
لایک!
۱۷ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مستند باد صبا

مدت زمان فیلم :۷۰ دقیفه

کارگردان:آلبرت لاموریس سال ۱۹۷۸

فیلمی فرانسوی درباره ایران قدیم ! از دستش ندید.

فیلم باد صبا اثری از آلبرت لاموریس کارگردان و مستند ساز فرانسوی می باشد که در اواخر دهه ۴۰ شمسی به سفارش وزارت فرهنگ و هنر وقت تهیه گردید.آلبرت لاموریس فیلم باد صبا که یکی از زیباترین و ارزشمندترین فیلم های مستند با موضوع ایران می باشد تاکنون چند بار از تلویزیون ایران در سالهای اخیر پخش گردیده است. فیلم که تماماً از هلیکوپتر فیلمبرداری شده است روایت یک باد (باد صبا) می باشد که اقدام به گشتن در ایران می کند تا دلنشین ترین مکان را برای زندگی پیدا کند. و این حکایت دلنشین، بیننده را به سفری رویایی به سراسر ایران میبرد و بدین ترتیب به اثری به یاد ماندی و البته اثری با ارزش از لحاظ ثبت بسیاری از آثار باستانی و تاریخی ایران (که اکنون تخریب و یا دچار تغییرات شدیدی گردیده است) تبدیل شده است.

این فیلم در سال ۱۹۷۹ کاندیدای اسکار بهترین فیلم مستند گردید.

کارگردان فیلم به تقاضای وزارت فرهنگ و هنر وقت مبنی بر اضافه کردن نماهایی از ایران صنعتی بار دیگر به ایران برگشت و این بار در یک حادثه تلخ به همراه فیلمبردارش هنگام گرفتن نمایی از سد کرج به علت نقص فنی هلیکوپتر به داخل سد کرج سقوط کرده و جان خود را از دست دادند.
از نکات بارز فیلم، انتخاب موسیقی بسیار مناسب آن می باشد. موسیقی فیلم اثری است ازاستاد حسین دهلوی که با انتخاب بسیار زیرکانه و استادانه موسیقی دستگاهی و مقامی ایران و نیز اسفاده از ریتم های بسیار متنوع والبته متناسب با صحنه های فیلم، کمک بسیاری در دلنشین تر و زیباتر کردن اثر داشته است. شناخت درست از حال و هوای مناطق مختلف ایران و موسیقی هر منطقه باعث گردید تا موسیقی فیلم از نقاط قوت و جزء لاینفک فیلم گردد.

لینک ... دیدن ادامه » دانلود: http://ubu.artmob.ca/video/flash/bidoun/Lamorisse_Albert_Baadeh%20Sabah_Farsi_1970.flv
حجم: بیش از 300 مگابایت
سپاس علی جان
۱۷ تیر ۱۳۹۱
ممنون فیلم جالبی بود:)
۱۸ تیر ۱۳۹۱
@معصومه:
خواهش میکنم. خوشحالم که خوشتون اومد. :)
۲۰ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

یه ملوان هرگز نمی پرسه دشمن چند نفره؟ بلکه می پرسه دشمن کجاست؟...
...ما می تونستیم پیروز بشیم اگه دشمنو پیدا می کردیم.


از: چی شد که من مار خوردم؟! (گلبرگ ابوترابیان)
داستان جالبی داره
ممنون
۲۸ خرداد ۱۳۹۱
خواهش می کنم کامبیز جان :)
این نمایش حرف نداره ولی کلی حرف داره.
۲۸ خرداد ۱۳۹۱
انتخاب خوبی بود علی عزیز

ممنون
۲۸ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید