تیوال علی خزائی | دیوار
S2 : 06:02:06
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست؟

من هنوز هستم.....
نوشتارو بعد سهراب به درد من نمی خورد...


دلم به یک بغل خوش است....


نگاه لحظه های من ....
مجتبی مهدی زاده، سید فرشید جاهد و علی خزائی این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رفتی و ندیدی که بی تو شکسته بال و خسته ام
رفتی و ندیدی که بی تو چگونه پر شکسته ام
رفتی و نهادی چه آسان دل مرا زیر پا
رفتی و خیالت زمانی نمی کند مرا رها



رفت...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کارم شده التماس کردن از ماهی قرمز کوچک که اعدامش در آن حوض بی آب تفسیر شد...
ودر کنار آن حوض تهی به تو فکر می کنم و کمی بعد با چهره ی ماهی قرمز کوچک بر خورد می کنم .

من در خیالم همیشه تو را در آن حوض پر آب تماشا می کنم ...
و همیشه برایم آشنا بوده ای ...بر عکس تو.......
من فراموش کرده بودم که ماهی قرمز کوچک فراموش کار است .البته من تو و ماهی قرمز کوچک را یکی نمی دانستم...
من به عمرم ماهی قرمز را لمس نکرده بودم ...
من نمی دانستم اگر ماهی قرمز را در دست بگیری خواهد مرد ....
ولی ماهی قرمز کوچک خوب می داند که در فراقش به یلدا نخواهم رسید.

من طعم تن ماهی قرمز را نچشیده ام....

من همیشه از لمس کردن ماهی ها در گریز بوده ام ولی این ماهی قرمز کوچک عجیــــــــب مرا به سمت خود می خواند ....

و این ماهی قرمز کوچک است که مرا به زوال می کشد و در قهقهه ی مستانه اش به من دروغ می گوید.

من ... دیدن ادامه » ماهی ها را می دیدم ولی همیشه برای لمس نکردنشان سماجت داشتم ...
خوب می دانم که آن هم یک ماهی است که در تنگ بلورینش دلربایی می کند و در نور چقدر زیباست.
و من این ماهی قرمز کوچک را هیچ وقت فراموش نمی کنم ...و تا ابد ماهی قرمز دیگری را لمس نخواهم کرد...
.

.

.

یلدا آمد ....
و ماهی قرمز که زمانی کوچک بود اکنون بزرگ شده است...
وهنوز در تنگ بلور دل من است .....
ولی دیگر اثری از من نیست .و من با ماهی درونم از میان انسان های روی زمین می روم و ماهی را با خودم می برم که دیگر کسی او را نبیند ...

که مبادا او را لمس کنند و من دوباره قالب تهی کنم...

ماهی قرمز کوچک فراموش شدنی نیست .........
۲۹ شهریور ۱۳۹۴
جهانِ نوشته های شما زیباست و با ارزش..مرسی
۲۹ شهریور ۱۳۹۴
ماهی قرمز کوچک فراموش شدنی نیست ...
۳۰ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی به تو فکر میکنم تمام اندیشه هایم گنگ می شود ..

و تو آن ماهی قرمز کوچک زیبایی که از دریا گریزانی ...


تو....همان ماهی قرمز کوچک تنگ افکار منی که با تمام حجم کوچکت درون ذهن من جا نمی شوی...


به ناچار باید به خانه ی دلم روی که وسعتش به قدر یک مشت بسته ام و گاه به وسعت تمام عشق تو زیاد می شود ...


برای ماهی قرمز کوچک
۲۸ شهریور ۱۳۹۴
زیباست
۲۹ شهریور ۱۳۹۴
به وسعت تمام عشق تو...
ممنون
زیباست
۳۰ شهریور ۱۳۹۴
زیباست...
۳۰ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شده ام سوژه ی داغ شاعر ها .....





دیوانه ندیده اند ..سوژه ام کرده اند ...


برای ماهی قرمز کوچک
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شهریور هم رفتارش عاشقانه است...!
فقط ادعا میکند گرم است...،،
ولی...،، دیدی چند شب، چه کرد...؟
گرد و خاک کرد ...!
بعد هم بُغض کرد ...و بُغضش ترکید...!
گوشَت را بیاور جلو ... بین خودمان باشد ...،،،
گمان کنم عاشق بهار شده است...!!
دلش گیر بهار است...!
دلم نمیاید به او بگویم ،وقتی به بهار میرسی تمام شده ای...!!!
یعنی انگار قسمت عاشقی همین است....
کاش میشد تمام نشد و رسید ....
کاش میشد ...!!!



کاش میشد به ماهی قرمز کوچک رسید...
من دیوانه شدم ...



دیوانه ی یک دیوانه .....


دیوانه ی یک رسوا.....



رسوای تو دیوانه......



از ... دیدن ادامه » :....



برای ماهی قرمز کوچک
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید