تیوال علیرضا ظریف | دیوار
S3 : 21:53:06
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
علیرضا ظریف
درباره نمایش صد درصد i
در مورد کار باید بگویم که واقعا لذت بردم و همه چیز عالی بود. اما در مورد سالن و فروش بلیط باید بگویم که همیشه از سوی مسئولین توقع رفتار حرفه ای از تماشاگر وجود دارد اما ما به عنوان تماشاگر رفتار حرفه ای از برگزار کنندگان و مسئولین سالنهای نمایش نمی بینیم.
قبل از شروع نمایش در حالی که نیم ساعت از ساعت شروع گذشته و همچنان تماشاگر با تشکچه وارد سالن میشود، آقایی بدون اشاره به تاخیر ایجاد شده، با تاکید فراوان درخواست می کند که موبایلها حتما خاموش باشند و برای خروج اضطراری و به قول ایشان اورژانسی از دربهای پشت جایگاه تماشاچی استفاده شود. و این در حالیست که به خاطر بلیط فروشی بیش از ظرفیت، تمام مسیرهای عبور و مرور بین صندلیها و حتی دو سه ردیف جلوی جایگاه، نفراتی با یک تشکچه ی کوچک نشسته‌اند و هیچگونه مسیر قابل عبوری برای خروج وجود ندارد. واقعا اگر ... دیدن ادامه » شرایط اورژانسی برای کسی پیش بیاید یا خدایی نکرده اتفاقی در سالن بیفتد چه خواهد شد؟؟؟؟
متاسفانه این نمایش برای من چندان جذاب نبود. سینک نبودن صدا در بعضی مواقع آزاردهنده بود. موسیقی‌ها گاهی بدون ارتباط به هم بدون وقفه و پشت سرهم Play می‌شدند. در چند صحنه نورپردازی برای تماشاگر آزار دهنده بود. دیالوگهای کلیشه‌ای مثل "یک زن رو اگه هزار بار ترک کنی ..." به شدت توی ذوق میزد و اصلا روی نمایش ننشسته بود. زمان طولانی نمایش، ریتم کند و تکراری شدن میزانسنها در قسمتهای پایانی، باعث ایجاد خستگی و عدم تمرکز برای تماشاگر می شد.

از نقاط قوت نمایش میشه به تصاویر خلاقانه ای اشاره کرد که گروه بازیگران دارای صورتک برای تماشاگر ایجاد می کردند که البته بازی و حرکات اونها هم در قسمتهای پایانی دچار ملال‌زدگی کل نمایش شد.
عاطفه گندم آبادی، نیلوفر، مریم زارعی و Samira این را خواندند
م ح خ و ویدا قدس طینت این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علیرضا ظریف
درباره نمایش اگه بمیری i
از دیدن این نمایش واقعا لذت بردم. بازیها و فضاسازی نمایش عالی بود. هماهنگی خیلی خوبی بین تمام اجزاء وجود داشت که تجربه‌ی تماشای این اثر رو لذتبخش می کرد.

فقط در مورد سالن نمایش باید بگم که نمی دونم چه اصراری هست که تمام سالنها نزدیک تئاتر شهر باشن. حتی اگر مشکلات رفت و آمد و جای پارک رو کنار بذاریم، این انتظار از یک سالن تئاتر وجود داره که حداقل امکانات رفاهی رو برای تماشاگر فراهم کرده باشه. وجود 2 تا سرویس بهداشتی (که البته روزی که من اونجا بودم فاقد مایع دستشویی بودند!!!!!) برای اون تعداد تماشاچی قطعا مشکلات زیادی ایجاد می کند. اگر این دیدگاه وجود داشته باشه که ارائه‌ی یک کار فرهنگی مثل کار نمایش شامل تمام جزئیات از جمله امکانات سالن تئاتر، امکانات سالن انتظار، پارکینگ، زمانبندی، ارائه ی اطلاعات کافی در مورد نمایش قبل از ورود به سالن در قالب ... دیدن ادامه » پوستر و بروشور و در نهایت خود نمایش و اجرای اون هست، مطمئنا تماشاگر تجربه ی لذتبخش تری رو خواهد داشت. اون موقع شاید شکایت از سالنهای خالی تئاتر قابل قبول‌تر باشه.

حالا در مورد فروش بیش از ظرفیت سالن چیزی نمیگم که متاسفانه توی سالنهای نمایش عادی شده!
کاملا موافقم دقیقا همینطوره. ای کاش توی این سالن‌های جدید به تماشاچی احترام بیشتری بذارن.
۰۵ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب این شانس را داشتم که اجرای اول این نمایش را ببینم. اگر بخواهم صادق باشم با کلی بدبینی و قضاوت به دیدن نمایش رفتم. بدبینی از این لحاظ که کار مونولوگ در یک صحنه به بزرگی سالن اصلی تئاتر شهر به سختی بتواند کار قابل قبولی بشود. البته این پیش قضاوت بی دلیل نبود. تجربیات بد گذشته و کارهایی که فقط به خاطر فروش بیشتر به سالن اصلی آمده بودند این بدبینی را در من به وجود آورده اند. حتا در لحظات اولیه ی نمایش وقتی لحن و اجرای بازیگر را دیدم، این حس بدبینی کم کم داشت پیروز می شد. هر چند طراحی صحنه و دیدن یک گروه موسیقی سه نفره کمی از شدت قضاوتهای زود هنگامم کم کرد. در مورد کارهای جلال تهرانی و نوع اجراها و لحن بازیگرها پیش زمینه ی فکری داشتم. زبانی که او در کارهایش به کار می برد منحصر به فرد است و شاید درک کردن آن و فهمیدن مفاهیم نهفته در پشت کلمه های به ظاهر ... دیدن ادامه » ساده ای که بازیگر با لحن خشک و سرد بیان میکند کار سختی باشد، اما همیشه می توان از همان معانی ظاهری، و بازی با نور و صدا در کارهایش لذت برد. به هر حال با تمام این فکرها نمایش شروع شد و پس از گذشت چند دقیقه تمام آن بدبینی ها و شک و تردیدها کنار رفتند. طراحی صحنه، موسیقی منطبق با نمایش و البته دلنشین و حرفه ای و بازی خوب خانم بهنوش طباطبایی و مهم تر از همه متنی که روایت می شد کاری کرد که در تمام طول نمایش حتا یک لحظه کمبود چیزی را حس کنم. نمایش با همان یک بازیگر کامل بود.
داستان نمایش، روایت زنی است که خودش را گم کرده است. شخصی به نام موسی وجود دارد که زمانی در بچگی عاشقش بوده است و دختر عمویی به نام نسرین که او را وقتی برای تحصیل به دانشگاه تهران می رود گم می کند. بعدها وقتی نسرین را پیدا می کند، خانواده اش را گم می کند. این تنها خلاصه ای از متن است و من قصد ندارم مفاهیم پشت کلمات را بشکافم که مطمئنن برداشتها متفاوت خواهد بود. اما باید اشاره کنم که او از همان ابتدا در هنگام توصیف شرایطش به گنگ بودن کلمات اعتراض می کند و می گوید که چرا باید هر چه می گوییم هزار معنی داشته باشد. اشاره ای که به درستی شرایط متن را به تماشاگر متذکر می شود. چرا که در این نمایش باید به دنبال نشانه ها و اشاراتی باشیم که رموز متن را برایمان بازگشایی نمایند.
من همیشه هنگام تماشای نمایش از خودم می پرسم آیا اگر تنها صدای نمایش را بشنوم، چیزی از دست داده ام؟ در مورد این کار، باید بگویم که در دقایق اولیه ی شروع نمایش، جوابم به این سوال، منفی بود. یعنی به این نتیجه رسیده بودم که اگر تنها صدای نمایش را می شنیدم چیزی از دست نداده بودم. اما در پایان اجرا، نظرم کاملا تغییر کرده بود. بازی با نور و حرکات بازیگر روی صحنه تماما در ذهنم مانده و در فهم نمایش تاثیر زیادی داشته است. توصیه ام به کسانی که به تماشای این کار می روند این است که به تغییرات نور و مفاهیمی که از این طریق منتقل می شوند توجه کنند.

به آقای جلال تهرانی و خانم بهنوش طباطبایی و گروه سه نفره ی موسیقی و دیگر عوامل این نمایش خسته نباشید می گویم و از اینکه لذت تماشای یک نمایش خوب را به من هدیه دادند تشکر می کنم.
دیشب این اجرا رو دیدم و واقعا لذت بردم. به رضا بهبودی عزیز خسته نباشید میگم.

فقط برای کسانی که تصمیم دارند به سالن موج نو مراجعه کنند و راحت‌تر اونجا رو پیدا کنند این نکته رو بگم که این سالن پلاک 57 هست و در کمال تعجب توی خیابون رودبار شرقی-شمالی پلاک 57 بعد از پلاک 63 قرار داره!!
ظاهرا از وسط خیابون ترتیب شماره پلاک ها بر عکس میشن !
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
دقیقا ..20 دقیقه ای مشغول بودیم با این داستان پلاکا
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
آخ آخ منم اولین بار کلی دنبال سالن گشتم
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به دوستان

از اجراهای جشنواره، کدوم کارها رو پسندیدید و پیشنهاد می کنید؟ من سعی کردم از نوشته‌های اینجا بفهمم ولی بدتر گیج شدم :D
آیدا طاهرزاده این را خواند
والا من هم دقیقا بخاطر غیر قابل پیش بینی بودن نمایشهای تازه، فقط از بخش مرور خرید کردم. ولی گویا از میان نمایشهای خارجی، کار گروه آلمان بسیار مورد پسند قرار گرفته بوده.
۰۶ بهمن ۱۳۹۳
آره فکر میکنم الان دیگه زیاد حق انتخاب ندارم. ممنون آقای ظلی.
۰۷ بهمن ۱۳۹۳
خواهش میکنم. نمیدونم امشب وقت دارید یا نه ولی نمایش "اولیور توییست" برای دو اجرای امشب هنوز کلی صندلی خالی داره. خودم کار رو ندیدم ولی تعریفش رو از دوستان شنیدم.
۰۷ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید