تیوال علیرضا | دیوار
S3 : 21:54:29
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
با سلام،
الیزابت باتوری
قطع به یقین همچنین اتفاق و نوشته ایی بار دراماتیک غنی ایی در خودش دارد که قابل بسط و گسترش و کار زیادی است.
ولی خب به عنوان نکته اول خود شخصیت الیزابت در تیاتر کاملا گم شده بودو بیشتر در مورد کاردینال و کلیسا بود تا خود شخصیت!
و البته کاردینال به دراکولا نزدیکتر بود تا یک آدم مقدس مآب.
نکته قابل بیان عدم درک قدرت بیان و داد بود!
ما بیان قدرتمندی ندیدیم و بیشتر داد زده میشد که واقعا یک جاهایی رنج آور و غیر قابل تحمل بود که البته از نقاط مختلف قابل بررسی است،نوع کار ،انتخاب سالن،میزانسن کار و .... و همچنین بیان هم کاملا رادیویی و صداسازی شده بود.و یک دستی در کار دیده نمیشد!
راهبه ها (همسرایان) نیز به جز در اول کار نقش موثری در روند کار نداشتند و یا اجازه کار نداشتند.
بازی ها اکثرا متوسط رو به پایین و انگاری که کار در مراحل آخر ... دیدن ادامه » تمرین خود بود تا اجرای چندم!
در مورد طراحی صحنه و یا لباس ها هم به جز راهبه ها ،اگر کار را رئال در نظر بگیریم ،عدم تطابق زمانی کاملا مشهود بود!
یکی از بزرگترین مشکلات ایرانیزه کردن کار ها،بسنده کردن و محدود کردن معنا در شرایط کنونی است که این مسئله با توجه به مقتضیات کنونی کشور کاملا در این تئاتر مشهود بود.
در کل بلاتکلیفی محسوسی در کار دیده میشد
در ضمن به شخصه از علاقه مندن آقای طباطبایی هستم ولی سومین کار مشابهی هست که از ایشون میبینم و البته استفاده گریمور از استایل ایشان و صلیب پشت گردن ایشان همانکاری بود که در کار مسعود طیبی با جای کف دست خونی انجام شده بود!!!!
و البته تم کمدی کار را هم من متوجه نشدم!!!
به هر حال انتظار من از این کار خیلی بیشتر بود.
رضا بهکام، فرزانه و مهیا این را خواندند
محسن جوانی، شکوه حدادی و Maral این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جنایات و مکافات واسه یکشنبه ۹۸/۴/۱۶
با تخفیف دانشجویی ردیف ۶
اگه کسی میخواد زیر همین پست بگه
سپاس
علیرضا کارت دانشجویی باید ارائه بدن دم سالن، نه!؟؟
۱۶ تیر
با صفایی!!
میسر شود دیدارتان به زودی زود دریک نگاشت هنری
پذیرا باش بهترین ها را از یک دوست تیوالی پرمدعا و زیاده گو
۲۷ تیر
با کمال میل و با افتخار و به امید دیدار در یکی از نمایشهای پیش رو
۲۸ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علیرضا
درباره نمایش عزازیل i
از تئاتر باید حمایت کرد!
پنج شنبه شب ما ۱۰ نفر بودیم که به قطع چند نفر میهمان بودن!
و چقدر ناراحت شدم
اما بگذریم اینکه خطوط مختلف اجتماع رو در یک بستر همسو کنیم شاید موضوع وسوسه انگیزی باشد از دانشجوی دکتری با خانواده ایی که گفته شد و چه کافه داری پایین شهر که وجه اشتراک قمار آنها را در سرنوشت ،به یک نقطه «مرگ» رسانده بود!
اول اینکه بازی ها خوب بود و صحنه تداعی کننده مکان اتفاق بود
از تکنیک های صدایی با اشیا برای تحریک بیننده استفاده شده بود.
و بعد اینکه
داستان قوام نیافته بود ،بازی ایی انجام شد که نصفه و نیمه بود و چون محوریت داستان بازی بود یا اینکه کلا حذف میشد و دغدغه ذهنی تماشاچی که بازی چه بود!؟ و یا بازی کامل انجام میشد!
هرچند که در آخر توصیف بازی و شروط انجام شده گفته شد.
اگر بنا به گفتن بود که نمایش نامه را می خواندیم و تمام!
من به تئاتر ... دیدن ادامه » می آیم که ببینم در اول و بعد بشنوم!
اینکه از در پشت صحنه استفاده میکردند ،برای من تداعی کننده تمرین جنرال یا پلاتویی بود!
ولی درمورد بازیگر ها اکثرا قابل قبول و باور پذیر
جدای مسئله موضع گیری سیاسی، شقاوت رایش سوم،واپسزدگی کمنیسم و یا شور و اشتیاق سوسیالیستی و ده ها خط فکری و سیاسی، و اینکه الهیات آدم کوتوله باشه یا ماتریالیست،
به واقع تصویری از یک تئاتر موفق دیدیم،با کارگردانی موفق در سالنی مهجور و دور از شوآف های تبلیغاتی،
صحنه ایی جذاب که توانایی بصری در تئاتر امروزی را برای بیننده هایی عام چون من ارتقا می داد،
اکت های به جا کرنوگرافی قابل قبول چه ایستا و چه در حرکت
کنش های متعارف و استاندارد و جلوگیری از از اگزجره شدن یا فوکس کشیدن و....
شاید نکته قابل تامل همسرایان بودند که البته من نتوانستم ارتباط مکفی را برقرار کنم و شاید پس زمینه ذهنه ایی من همسرایان در «فهرست» رضا ثروتی همچنان پر رنگ بوده است.
خط روایی منسجم و مدون که علیرغم طولانی بودن اجرا ،مخاطب را برای ادامه زنده نگه میداشت.
با اینکه از موزیک بنا ... دیدن ادامه » به حجم کار انتظار تاثیر گذار تری می رفت اما به نسبت کمتر و درونی تر بود و به نظر من در حرکات بازیگران این نقیصه جبران شده بود.
نورپردازی لذت بخش کار
که معنا رو به کمال به مخاطب می رساند.
آقای محمد رضایی راد خسته نباشید
علیرضا
درباره نمایش کرونوس i
Mad Max Fury Road
علیرضا
درباره نمایش نان i
با سلام
تیاتر -پرفورمنس نان به نسبت خیل عظیمی از کارهایی که الان اکران میشه قابل قبول تره،ایده کلی جالب و ایده اجرایی که قابل تامل بود.
طراحی ها خوب و آکساسواری که به صورت تکنیکی ارزشمند بود،آشنایی زدایی ها،ایماژ،کنش جسمانی و ....
در کنار این همه نکات مثبت ،اجرای صحنه ضعیف بود،هماهنگی لازم در اکت ها نبود،هرز روی فضا زیاد بود،بازیگر ها هنوز با ابعاد میزانسن ارتباط برقرار نکرده بودن،ایده تمساح جالب بود ولی بی ظرافت،کسی که پاهای بازیگرارو میکشید کاملا از دهان تمساح قابل دیدن بود!!!!!
تک بازیگر مرد هم خیلی فوکس کشی میکرد و حرکات اضافه هم زیاد بود
سلام و چند نکته
1. ایماژ ؟ چرا از واژه هایی که می دانیم مثل انگاره یا تصویر ذهنی استفاده نکردی؟
من این واژه را سرچ کردم تا معنی اش آمد
2. منظورت از کنش جسمانی چیست؟
3. اجرای صحنه ضعیف بود یعنی چه؟ به کدام قسمت از تئاتر اجرای صحنه می گویند؟
4. اکت را به ... دیدن ادامه » این شکل بنویس که درست خوانده شود Act
5. میزانسن را می دونم یعنی چی ولی ابعاد میزانسن را نمی دونم، این واژه را ازکجا اختراع کردی...
ابعاد یعنی سایز میزانسن؟
6. فوکس کشی؟ به نظرم منظورتان فوکوس کشی هست در عکاسی یادم هست افزایش عمق میدان دید
معنی می داد ولی بازیگر مرد عمق میدان دید می کرد؟
۲۸ تیر
با سلام خدمت دوست بزرگوار و پیگیر و با دقت
۱.ایماژ!نکته اول اینکه من ادامه رو حداد عامل و فرهنگستان زبان فارسی نیستم و این نظریه برای من محتمل تر است که هر واژه برگردان یا ترجمه شده حق مطلب را ادا نمیکند!
همینکه به فرهنگ لغت مراجعه کردید کوچک ترین دست آورد آوردن این کلمه در متن بالاس!
۲. کنش جسمانی: اضافه کردن جذابییت به انجام عمل بازیگر گفته می شود( ای مطلب را هم در کتاب های ترجمه شده گرتوفسکی می توانید با همین عنوان با ذکر مثال هاش مطالعه بفرمایید تا متوجه عرض بنده بشوید)
۳. چون در همین مطلب به مورد تمساح و فردی که بازیگر ها رو می کشید اشاره کرده بودم فقط من باب جدا کردن این دو مقوله از این واژه استفاده کردم!
۴. تا جایی که من در تیوال نظرات را میبینم اکت،اکت است و با توجه به کاربردی بودن آن من هم act ننوشتم.
*پی نوشت: فوکوس هم همان focus است؟!
۶. کنار هم گذاشتن دو کلمه برای بیان مطلب قاعدتا اختراع واژه نیست و شاید به عنوان بیان بهتر مطلب باشد!
اظاهرا صحنه تئاتر به میزانسن و آوانسن و.. تقسیم می شود؟!
خب ... دیدن ادامه » حضرتعالی برای تفکیک صحنه اجرایی تئاتر از صحنه سالن چه لغتی استفاده می فرمایید؟!
۷.ظاهرا فونوتیک به صورت فوکِس خوانده می شود!
و من هم بر پایه آن نوشتم
خیر بین تماشاچی های عامه از جمله بنده حقیر به معنای تلاش یک بازیگر برای جلب توجه(عمق میدان) است!
۲۸ تیر
سلام مجدد
1. ایماژ را توضیح بده چرا که گویا معادل فارسی انگاره بیانگر معنی ایماژ نبوده..
2. نمی دانم کدام واژه را کنش جسمانی ترجمه کرده... باید بخوانم... بعد هم
گرتوفسکی به نظرم لهستانی بود نمی دانم واژه لهستانی اش را این ترجمه کردند
یا معادل انگلیسی هم دارد...
3. تقسیم بندی می شود ولی قراردادی است... // ممکن است اصلاً آوانسن نداشته باشیم...
خودت را درگیر واژه ها می کنی و از نقد دور می شود....
یک مثال واقعی: مدرس دروس حقوق می گفت: زمان قرارداد مثل ناموس قرارداد می مونه
گفت قراردادی که زمان درونش قید نشده باشه .. من گفتم: بی ناموسه ، بچه ها خندیدن...
یاد ... دیدن ادامه » جداسازی تان افتادم.../// طبیعتاً قرارداد بی ناموس نداریم...
درنهایت می گویی از روی ضعف بازیگری نتوانستند روی خطوط فرضی ترسیمی شان ( خط نور)
حرکت کنند...// بعد هم میزانسن تعریف خیلی بزرگ تری از ضعف بازیگری است...
برای ادای مطلب هم بهتر نبود بدلایلی که گفتم...
4. در مورد فوکس یک کسره گذاشتید دقیق تر خوانده شد...
در مورد اکت هم گفتم حال میل شماست...
کتاب گرتوفسکی را یادم می آید یک چیزی بود به نظرم به اسم تئاتر به سمت هیچ یک همچین چیزایی بود
ولی خب این تئاتر سبک گرتوفسکی به نظرم نبود تا اونجایی که یادمه، دانش مان هم مثل خودمان پیر شده .. اینقدر هم درگیر کارهایی جز نمایش شدیم... اسم کتابش را بنویس همان که کنش جسمانی بود
بگو چه واژه ای را کنش جسمانی ترجمه کرده... از روی جلد کتاب هم عکس بگیر... تهیه اش کنم و بخوانم
سرانه مطالعه کشور بالا می رود و به چین و چروک های دانش مان هم بوتاکس تزریق می شود.
سپاس از مکالمه نوشتاری تان
محمد حسن موسوی


۲۸ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ذهن و دنیای همه هنرمند ها و هنر دوست ها و حتی آدم های دور از هنر ،سرشار از ایده ها و حرف هایی است که اکثر مجال مطرح کردن آن را پیدا نمیکنند،
و یا اگر موقعیتی پیدا کنند ،تمام دغدغه ها و ایده ها را یک جا به خورد کار می دهند،این تیاتر هم از این قضیه مستثنی نیست،سرشار از ایده هایی که به بار ننشسته،
سایکودرام!!!
در تیاتر دیشب به قول خود بازیگر تیاتر نبود،یعنی درامی وجود نداشت
یک ضد نمایشنامه بود.
و اینکه هرجایی خون و قتلی اتفاق می افتد دلیل به سایکو بودن آن نیست،همچنان که پختگی متن احساس نمیشود که منتهی به قتل شود.
من به شخصه آقای کوشکی را دوست دارم ولی ای کاش،اپیدمی سینما به تیاتر سرایت نکند و برای یک ژانر یا تیپ خاص شخصیتی،بازیگر ها در یک نقش تکرار نشوند.
حمیدرضا مرادی، زهره مقدم و جهان این را خواندند
نسیبه متاجی و محسن جوانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علیرضا
درباره نمایش تابستان i
پرفورمنس آرت
زمان مفید:۳۰ دقیقه
بازی ها خوب بود
ایده طرح،ایده محبوب هالیوودی بود با درونگرایی ایرانیزه شده
در مجموع کار قابل دیدن و قابل تاملی بود،
هرچند که درام ضعیف بود و اجرا در حد پرفورمنس بود،نه تیاتر
من یک بلیط ردیف ۲ برای روز چهارشنبه ۱۰/۱۲ دارم
که به علت تقارن با کلاسی که دارم،نمیتونم برم
در صورت تمایل به واتس آپ ۰۹۳۷۳۴۶۱۰۵۰ تکست بدید
Mindfulness این را خواند
حیف شد، متأسفانه من هم اون تاریخ نمیتونم برم
۱۰ دی ۱۳۹۷
منم نیستم
۱۱ دی ۱۳۹۷
بنده نیز عدم حضور خود را در آن تاریخ اعلام میکنم.
۱۱ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاری به غایت ضعیف،خط داستانی دغدغه هایی ذهنی بود که بیشتر مناسب یک داستان کوتاه بود نه تیاتر،بازی های نادرست بدون شخصیت پردازی، موزیک متاسفانه با بد استفاده کردن آن در کار به شکل بسیار بدی تو ذوق می زد!
مجموعا ارزش بلیط ۲۵۰۰۰ تومنی رو حتی با ۳۰٪ تخفیف هم نداشت.
ای کاش شورای ارزیابی چه از لحاظ مالی و چه از لحاظ کیفی نظارت بیشتری داشته باشه که حداقل گروه های تیاتری رو مجبور به تلاش بیشتر برای رسیدن به حداقل استاندارد های اجرا برسونه
امیر امیری، مختار بایزیدی و Negin Fooladi این را خواندند
سعید رستمی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی در تیاتر
اول از همه این که یک نمایش هرچند پر استقبال و درخواست بلیط زیاد داشته باشد،برای احترام به تماشاگرانی که بلیط را از قبل تهیه کردن و همچنین تهویه سالن هم،سابن را تا خرخره پر کردن صحیح نیست،مضاف بر اینکه صحنه هایی از تیاتر برای منی که ردیف دوم نشسته بودم قابل دیدن نبود،
و حالا تمرکز و فضای حرکتی و دکور پیشکش!
شاید دیدن دو کار سیزیف و زندگی در تیاتر ،این دو کار را در ذهن من شبیه هم قرار داده بود از تشابه اکت های آقای گرجی و آقای صیاد برهانی و چه طراحی دکور و فضای حاکم بر کار نحوه بیان کار....
و همیشه در چنین توالی معمولا کار اول بهتر به نظر می آید.
*بازی آقای مولوی قطعا در خاطرم خواهد ماند علیرغم اینکه حرکت به سمت پیری در یکجایی سرعت گرفت و از ریتم خود تیاتر جلو زد،تا حد زیادی با بازی آقای مولوی بالانس شد.
و تنها مشکل من با خیلی از تیاتر ... دیدن ادامه » های قابل تامل امروزی این مسئله است،که از رسالت اصلی تیاتر فاصله گرفته اند و حداقل آنچه ما میبینیم یه شوی زنده که سرشار از حرکت و موزیک های پلی بک با شوخی های دم دستی است که حوصله مخاطب در طول تیاتر سر نرود،به جای ضربه ها و نقاط عطف دراماتیک.
و همین موضوع را می توان در چهره مخاطب دید،که به جای اینکه در انتهای تیاتر به فکر فرو رود و یا در پی حل معما و معنا باشد فقط از اکت و یا صحنه ها صحبت می کند،انگاری که یا مسابقه بوکس را به تماشا نشسته و یا فیلمی در ژانر اکشن دیده!و البته شروع تیاتر هم با ضرب پا کرفتن و هد زدن شروع می شود.

واااای که چقدددد خوب که نوشتید..من انقددددد اینارو نوشتم دیگه واقعا روم نمیشه و نا ندارم بنویسم

حالمونو بهم زدن رفت یعنی با این ستاپی که فراهم کردن..منم ردیف 2 بودم ولی واقعا انگار ردیف 5 بودیم

اون از تاخیر 45 دقیقه ایش!
بعد 3 ردیف و کنار دیوار و تو دست و پای بازیگرا و زیر میز گریم و غیره اضافه ظرفیت ها
بعد تهویه فاجعه که خفه شدیم از دود و بی اکسیژنی
بعد خنده های ... مردم
دست زدن در میان نمایش، اونم 3 بار

خدایا ... دیدن ادامه » خودت منو بکش
۲۲ آذر ۱۳۹۷
سحر خانم خیلیییی موافقم
۲۲ آذر ۱۳۹۷
هر بار از صدای خنده‌های بلند و دست زدن های بیجا، حداقل یه قسمت از دیالوگ شنیده نمیشد :(
۲۲ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آسد علی
درباره نمایش تحت تاثیر i
تا زمانی که کد داده نشود و یا براساس چیدن وقایع در داستان پایان قابل نتیجه گیری نیاشد ،نمی توان از پایان داستان خبر داشت
آزاده چه کرده بود که نمیخواست طلاق بگیرد؟!
شاید دادن یه کد مثل «فیلم ازت داره» که آن هم در هاله ای از ابهام است،پاسخ مناسبی برای اتمام تیاتر نباشد
کمدی ایی که در عین دوری از بعضی شوخی های سخیف و جنسی ایی که امروزه در سینا و تیاتر بورس شده است به خوبی با مخاطب برقرار میکند.
جی گذاری های مختلف،تغییر بازیگر های یک نقش،به مقداری زمان لازم دارند تا مخاطب آنها را تمییز دهد و تازه پای نمایش بنشیند.
اینکه با داشتن سگ یا تتو«خالکوبی» بخواهیم وجه تمایزی از ساختار زندگی شخصی در تهران با شهرستان ها هم نشان دهیم ،یک مقدار بی رحمی به خرج داده ایم.و در آخر ای کاش بتوانیم روی عربده کشی و فحاشی بی مورد در جاهایی از سینما و تیاترمان خط بکشیم.
شاید ... دیدن ادامه » یک زندگی معمولی با دیالوگ های معمولی
با میزانسنی خوب با بازی هایی متوسط
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همین که در طول نمایش به ساعتم نگاه نکردم حاکی از جذابیت به شخصه برای من بود،
بازی ها روان و منسجم بود اما در خصوص متن ،احساس کردم یه جاهایی سریع رو به جلو میرفت و یه جاهایی بی مورد سرعت اجرا پایین می آمد.
از لحاظ بصری خوب بود
نورپردازی صحنه حین ماشین سواری یا کاباره و....
و البته مث اغلب تئاتر ها یه سری دیالوگ تلویزیونی و یا هجو بی مورد هم تویه کار گنجونده شده بود.
با اینحال قطعا ارزش دیدن رو داره
چون حال و هواش با خیلی از تیاترهای اکران شده امروز متفاوته
چقدر خوب؟!
یا چقدر خوب.
حد و مرضی که با علامت نشان داده میشه
سوالی یا خبری؟!
من نفد و نظر های خیلی از دوستان رو خوندم،باید این تیاتر رو دید،به دلیل های مختلف
به خاطر بازیه خوب
به خاطر نوشته خوب ولی نامنسجم،یه جاهاییش وصله پینه شده بود!
به خاطر دوار بودن موضوع
به خاطر یاد گرفتن
به خاطر یاد دادن
این مهمه که بدونیم ۱ ساعت وقت میزاریم که از تعدادی اتفاقات هولناک به تعبری که دور و ورمون اتفاق میوفته رو تصویری با سانسور بصری ببینیم
به خاطر اینکه کسی که این متن رو نوشته چه ذهن خلاقی داشته و چقد خوب نوشته
و باز بخاطر اجرای فوق العاده آقای هاشمی،که خوب اجرا کرد و خوب فید بک میگرفت!
روایت مونولوگ کار سخت و پر زحمتیه
که به نظر من دیدن و تجربه کردن این کار لذت بخشه!
تنها ... دیدن ادامه » چیزی که تو ذوق میخورد صندلی های خالیه
ای کاش با یک سری فیلتر دیگه خود تیم اجرایی زمینه پر کردن سالن رو فراهم کنن،تخفیف بیشتر برای قشر دانشجو و ... که شاید توان مالی کافی رو ندارن یا سعی میکنن هزینه تیاتر هایی بکنن که سوپر استار داره!
که البته سوپر استار اون کسیه که تو کارش موفقِ
و شما موفق بودید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آسد علی
درباره نمایش چسب هایش i
کلا به این معتقدم که کارهای مختلف و اجراهای مختلف رو باید دید و در قید و بند متن و درماتوژ و کارگردان شاخص نبود،
اما انتظار من به عنوان یه تماشاچی نیمه حرفه ایی تیاتر که سعی بر مطالعه و شناخت هم داره اینه که خود کارگردان یا دراماتوژ نسبت به اجراهای خودشون سخت گیر تر باشن!
یه مشکلی که برای همه تجربه است ،اینه که اون چیزی که در ذهن ما وجود داره با چیزی که به وجود میاریم خیلی تفاوت داره!
و حس من هم نسبت به این تیاتر همین بود!
در نیومده بود...
من بنا داشتم در هفته آتی برم
۱۰ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خارج شدن از جو زدگی انتلکتی و تیاتر به مثابه نمایش روشنفکری،
بازخورد دیشب صندلی های خالی ،فارغ از چهره های گیشه پر کن!
روایت ساده و کوتاه از جمالزاده،داستانی از ادبیات در حال فراموشی
بازی ها ی چشم نواز،نگارشی قوی و نمایشنامه ایی هرچند رو به فارسی اما متمایل به همان ادبیات مرصع عربی، طبع همان سال هاست.....
ماسک ها و دکور هرچند ساده اما دل انگیز و چشم ربا
تنها ایراداتی که می توان گرفت
صدای آمبیانسی که برتری داشت به صدای بازیگران
و گهگاه اشتباهات فردی در نظم اجرا بود
شاهکار هرچند شاهکاری به کمال نبود ولی ساعتی را خارج از دغدغه های روزمرگی مخاطب را به عالم خوا ب و خیال سوق می داد
دم شما گرم

چقدر دوست دارم این کار رو دوباره ببینم
۱۲ آبان ۱۳۹۷
واقعا شاهکار بود
دکور خوب
خط روایی خوب
۱۳ آبان ۱۳۹۷
کاملا موافقم عجیب کار خوبی بود. اتفاقا چند روز پیش کار گربه ها و آقاها رو دیدم و یک بازی درخشان دیدم در اون کار که الان متوجه شدم کارگردان این کار همون بازیگر بودن
۲۴ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آسد علی
درباره نمایش ریچارد i
با خدا صلح کن!
حامد کمیلی و صلح با خدا حاصل جمع تیاتر ریچارد بود!
شاید بزرگترین مشکل تیاترهای اقتباسی امروز ،ایرانیزه کردن کردن آنها،ترکیبی از اصالت و مدرنیته ناقص و به کار بردن شوخی های دست دوم برای راضی کردن تماشاچی است.
نمایشنامه که به قاعده معرف حضور فرهنگ دوستان هست ، اما قطع به یقین در زمان شکسپیر درکی از ساد و مازوخیسم نبوده است و حداقل در عصر کنونی هم در حد و اندازه شکسپیر کسی نیامده که در نمایشنامه ها دست ببرد لیکن عنوان برداشتی از ریچارد برای لحظه لحظه آن مناسب تر بود.
طراحی صحنه پویا و نورپردازی زیبایی را در طول کار میدیدیم ولی پرفورمنس و حرکات موزون تناسبی حداقل از لحاظ بصری با نمایشنامه نداشت!
موزیک کلاسیک میتوانست تأثیر گذاری بهتری داشته باشد
تأمل برانگیز ترین بخش نمایشنامه اجرای مسلط و چشم نواز حامد کمیلی بود،با صلابت با فیگوری ... دیدن ادامه » سخت و صدایی گیرا حتی برای تالار وحدت....
نکته قابل اشاره این می تواند که شاید حداقل در تیاتر امروز اگر قرار به انتقاد و رساندن پیام مردم به دولت یا بقیه جامعه مد نظر است،جدا از لودگی ها و شوخی های دسته چندمی باشد که به وفور در سینما شاهد آن هستیم.شاید وقت آن رسیده تیاتر با زبان سیال خود راه های جدی تر و کنایه های تیز تر و خنده های تلخ تری برای مخاطب خود در نظر بگیرد
با شما موافقم. حرکات موزون فقط بود که بوده باشد. در این حجم هیچ نیازی به این همه تکرار با رنگ های متفاوت نبود. اصلا نیازی به اینهمه پرده عوض کردن نبود. و حامد کمیلی اگر کمی بهتر میلنگید بی نقص بود..
۲۸ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای دوار
شروع و پایان منسجم
بازی های چشم نواز
دیالوگ هایی روزمره اما با چینش مناسب
نورپردازی و طراحی صحنه خوب
اینکه هر وقت پیچشی میبینیم شگف انگیز میشویم و به تعریف و تمجید می پردازیم،در حالیکه اگر با خودمان خلوت کنیم ،متوجه میشویم که هیچی نفهمیده ایم،حال دوگانگی این مطلب که ایا اصلا پیچیدگی هدفمند در کار بوده است یا فقط چینش غیر متعارفی بوده است خود جای سوال دارد.
بی تابستان یک اتفاق ساده و دراماتیک بود،با دیالوگ های ساده و طراحی مناسب
ممنون آقای کوهستانی که سادگی را به ما یادآوری کردی
وقتی در مورد تیاتر صحبت میکنیم،منتظریم یک اتفاق زنده در جریان باشد،روح بازیگران در وجودمان حلول کند و احساسات ما همراه شود،
جدا از ستایش بازیگران ،کارگردانی ،طراحی صحنه و موزیکی که در تیاتر جریان داشت
یک درام مستحکم و یک داستان سیال دیده شد،که شاید ۸۰‎٪ ما با یکی از کارکترهای آن هم ذات پنداری کردیم.
شاید در این چند ماه گذشته،تیاتری به روان بودن و همبستگی ندیده بودم
حرکت سیال بازیگر ها،دیالوگ های تاثیر گذار،و پایانی تراژیک.
شاید تنها اشکال ناهمخوانی بازیگر خانوم با بقیه بود ،البتهدیالوگ های ایشون از لحاظ نگارشی هم متفاوت و عامیانه تر بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زبان تمشک های وحشی
زبان اکنون تمام ناملایمت های روزمره و روزانه امان است
زبان شک و تردید های ناتمام
بد بینی های ممتد
خواستن های ناخواه شده و آرزوهای ریخته شده
زبان تمشک های وحشی زبان بابلی و داود و دانیال و دنیا نیست،
همه اشان است.
شاید همانجا که داود دره را به دنیا نشان داد همه امان دره را دیدیم،یعنی دیده ایم
چه همانند دانیال در رویای آمدن امان
چه داود وار تفکر هر روزمان.
اما تمام این ها در دنیا اتفاق افتاد و می افتد
رنگ می گیرد و جان می بازد...
در دنیا
در زن
در خلأ و در هیچ و در اشتباهمان.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید