تیوال علی ژیان | دیوار
S3 : 23:05:01
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
علی ژیان
درباره نمایش در بارانداز i
یادداشتی بر نمایش در بارانداز
به نویسنده و کارگردانی امیر کاوه آهنین جان
تالار حافظ ساعت ۱٨:٣۰
مجید قربانی

این خون آشام های آشنا

یافتن زبان ارتباط بین هنرمند و مخاطب همواره جزء دغدغه های هنرمندان تمامی رشته های هنری است و هنر نمایش هم از این قاعده مستثنا نیست.
بحث کلی بر روی این موضوع است که برای برقراری ارتباط بین اثر هنری و مخاطب آیا این هنرمند است که باید اثر خود را تا سطح فهم مخاطب خود پایین بیاورد یا این مخاطب است که باید خود را تا سطح درک اثر هنری بالا بکشد؟
ایستادن هر کدام از طرفهای این بحث بر جای خود باعث به وجود آمدن دو نوع اثر هنری می شود، از سویی آثار هنری خاص که معمولا مخاطبان آن یا خود هنرمندان هستند یا قشر خاص و محدود که امکان برقراری ارتباط با آن اثر خاص را دارند و از سوی دیگر منجر به تولید آثار دم دستی ، نازل و سطحی می شود که مخاطب گسترده تری را در بر می گیرد.
البته شیوه سومی هم وجود دارد که هنرمند تلاش می کند تا کمی خود را به زبان ارتباطی مخاطب نزدیک کند و از آن سو مخاطب هم در تلاش است تا خود را با زبان اثر آشنا کند تا وفاقی ایده آل صورت گیرد.
نمایش در بارانداز در این تقسیم بندی تقریبا به گونه اول نزدیک است. چرا که از طرفی با تمامی ویژگی های خاص نمایشنامه و شیوه خاص اجرایی، نمایش در درون خود یک قصه دارد که این عنصر، خود از فاکتور های اصلی برقراری ارتباط با تماشاگر عام است که البته این قصه به شکل کلیشه ای روایت نمی شود و از طرفی سبک بازی بازیگران و کارگردانی و همچنین طراحی صحنه ، لباس ، گریم و موسیقی نیز به طور کامل از فضای ریالیسم فاصله می گیرد و به شیوه ای غیر واقعه گرایانه ارایه می شود.
همین سبک غیرواقعه گرایانه نیاز به شناخت و تجربه از سوی مخاطب دارد تا ارتباط کامل بین او و اثر برقرار شود. گرچه اجرای نمایش با این سبک و سیاق بسیار مخاطره آمیز است و نیاز به تمرینات مستمر و پر فشار دارد اما خروجی مثبت آن هم بستگی به عوامل مختلفی دارد.
(امیر کاوه آهنین جان به عنوان نویسنده و کارگردان نمایش توانسته با گروهی بازیگر جوان اثری یک دست را به روی صحنه ببرد)

همانطور ... دیدن ادامه » که از نام نمایش پیداست نمایش در بارانداز قصه آدمهایی است که بر روی یک بارانداز کار می کنند. باراندازی در ناکجا آباد یا نیویورک یا لندن دهه 60 میلادی یا هر جای دیگر، آنها از سوی شخصی به نام جانی تحت سلطه و استعمار هستند . به اصطلاح کسی بدون اجازه جانی که در قواره یک خون آشام ظاهر می شود اجازه نفس کشیدن ندارد ، رابطه بین آدم ها بی روح و در فضایی سرشار از بی اعتمادی قرار دارد و کوچک ترین عمل هر شخص تحت نظارت جانی و آدم های خون آشامش است . در این بین روکا یکی از اهالی این بارانداز به دلایل مختلف و از جمله بخاطر رسیدن به معشوقه اش مقابل جانی قرار می گیرد و این رویارویی منجر به یک فاجعه می شود.
امیر کاوه آهنین جان به عنوان نویسنده و کارگردان نمایش توانسته با گروهی بازیگر جوان اثری یک دست را به روی صحنه ببرد و از آسیب های معمول این گونه نمایش ها که معمولا دچارعدم توانایی در برقراری ارتباط و چند دستگی در سبک اجرایی در عناصر مختلف می شوند گریخته است.
(اجرای نمایش در بارانداز کار سختی است و از عهده هر بازیگر ، کارگردان و گروه اجرایی ساخته نیست)
به طور کلی می توان گفت نمایش در بارانداز نمایش معمول این روزهای تئاتر کشور نیست و نمایش متفاوتی است.
نمایش با هجوم حدود سی بازیگر در شمایل سی خون آشام بر روی صحنه که مدام در حال دویدن و حرکت های آکروباتیک و پر تنش هستند و موسیقی تند غربی و نور پردازی پر تحرکی آنها را همراهی می کند آغاز می شود و بعد از چند لحظه ، این فعل و انفعالات صحنه را به یک میدان مشت زنی تبدیل می کند.
تمامی بازیگران نمایش از آمادگی بدنی فوق العاده ای برخوردارند که نشان از تمرینات سخت و مستمر گروه تئاتر سولو دارد و تاییدی بر اشاره کارگردان در بروشور نمایش دارد که یاآور می شود که از حدود 15 ماه پیش عزم این سفر را کرده و تشکیل گروه سولو دغدغه یک دهه زندگی اوست.
به بیانی دیگر اجرای نمایش در بارانداز کار سختی است و از عهده هر بازیگر ، کارگردان و گروه اجرایی ساخته نیست و مستلزم توانایی های ویژه ای است اما در پایان باز به بحث آغازین اشاره می شود که عنصر ارتباط و بهره بردن مخاطب در این نمایش چه وضعیتی دارد؟ و تماشاگر این نمایش هنگام خروج از سالن به خوبی با نمایش ارتباط برقرار کرده و آیا تمایل دارد دوباره به دیدن این نمایش بنشیند یا دیدن این نمایش را به کسی پیشنهاد کند یا نه؟ گرچه پیش از این هم اشاره شد که پاسخ این سوال بستگی به سطح اطلاع و دانسته ها و علایق تماشاگر برمی گردد اما تصور می شود کاوه آهنین جان توانسته به بخش زیادی از این سوال ها پاسخ مثبت بدهد و سربلند بیرون بیاید اما همچنان این دغدغه باقیست که چگونه می توان مخاطب عام جامعه را هم از این نمایش بهرمند کرد که البته کار دشوار و بعیدی است و در پایان به این باور قدیمی می رسیم که شاید براستی هنر تئاتر مختص مخاطب خاص است و تلاش برای رسیدن به شعارهایی مانند تئاتر برای همه در حد همان شعار باقی می ماند.
ممنون از اینکه این نقد رو اینجا گذاشتید. بسیار آموزنده و دقیق و موشکافانه بود. ای کاش باز هم از این دست مطالب بگذارید. من سوالات زیادی در مورد این نمایش دارم که بخشی از جواب هایم رو توی همین نوشته پیدا کردم. دستتون درد نکنه
۱۵ دی ۱۳۹۴
علی جان نوشته هاتم مث خودت خاصه داداش!
۱۶ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی ژیان
درباره نمایش در بارانداز i
حسین پاکدل بعد از دیدن نمایش "در بارانداز"

"پر باز می‌کنند کبوتران جان‌داده در بارانداز"

تقریباً کمتر کسی هست که فیلم "در بارانداز" را ندیده یا حداقل در باره‌اش چیزی نشنیده باشد. جان‌مایه داستان فیلم محصول تأثیرات روانی، اجتماعی و سیاسی رکودِ فراگیر اقتصادی اوایل قرن بیستم است. "الیاکازان" کارگردان شهیر سینما بر مبنای فیلم‌نامه درخشان "باد شولنبرگ" و بازی فراموش نشدنی "مارلون براندو" به نقش تری مالون و بازیگران توانای آن روزگار، این قصه را در قد و قامت یک شاهکار ابدی بر پرده سینما جاودانه کرد؛ آن‌هم درست در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم که باز رکود اقتصادی فراگیر شده بود. میانه دهه شصت قرن قبل فیلم در ده رشته کاندید اسکار شد و هشت تندیس اسکار را به خود اختصاص داد؛ از جمله اولین اسکار برای اسطوره بازیگری، ... دیدن ادامه » مارلون براندو. از آن تاریخ این فیلم در اغلب دانشکده‌های معتبر سینمایی و در تمام رشته‌های مرتبط با سینما و کلاً هنر نمایش جزو آثار کلاسیک و شاخص و بخشی از مواد درسی است. قصه در بارانداز ظاهرِ ساده- و به قول قدما، جان اشتاین بکی- ولی جوهره‌ای عمیق و تراژیک از جنس ادبیات معترض غیر شعاری دارد. تری، یک بوکسور سرخورده‌ی سابق بنا به شرایط و تشویق برادرش چارلی که مطیع و مزدور مورد وثوق جانی، رئیس اتحادیه کارگرانِ بندرگاه نیویورک است به خدمت این تشکیلاتِ آرام‌آرام مافیایی شده در می‌آید. جمع کارگران به علت فقر و فلاکت، تبدیل به موجوداتی کر و لال و گنگ شده‌اند. در آن ایام به دست آوردن یک ژتون کار روزانه یعنی تداوم حیاتی موقت با تحقیر دائمی. ابتدا یکی از کارگران معترض با ترفندی به قتل می‌رسد و پس از آن سلسله اتفاقات که تلفیقی از عشق و خشونت، خیانت و فداکاری، بزدلی و شهامت است تری مالون را به قهرمانی بدقلق و عاصی بدل می‌کند که در بطن فراز و نشیبی پرهزینه ولی واقعی، سرنوشت بارانداز و اتحادیه کارگران و کلاً نیویورک را متحول می‌کند. چنان ظرافت‌های انسانی و عاطفی در دل داستان وجود دارد که هربار دیدن فیلم دریچه‌های تازه‌ای به روی مخاطب می‌گشاید. شاید به حسب ظاهر زمان و مکان وقوع داستان، هشت دهه قرن قبل در شهر هزارتوی نیویورک است ولی برای همیشه و همه جا امکان تعمیم پذیری دارد. اکنون دیگر مثل هزاران اثر نمایشی جاودانه، این داستان هم متعلق به بشریت در گستره خاک و همه انسان‌هاست.

حالا امیرکاوه آهنین‌جان هنرمند جدی، سخت‌کوش و با سابقه تئاتر روایتی دیگر از این تراژدی جهانی را نوشته و به شکلی مدرن، جذاب و بدیع با همراهی هنرجویانش پس از نزدیک به یک‌سال و اندی تمرین جانفرسا بر صحنه جان داده است. او بر مبنای درام "در بارانداز" جهانی دوطبقه را ترسیم کرده است؛ جهانی آرمانی بر سطح با بزکِ صلح و آرامش و رفاه، و در زیر جهان فقر و فلاکت و وحشت که تنها راه ادامه حیات، گرگ، کفتار و زالو شدن و دریدن و مکیدن شیره همنوع است. به تعبیری زامبی‌های مدرن سرگردانی که تحت سیطره جانی، رئیس قبیله وحشت و نماینده تمدن مدرن و مصرف که حتی فرصت و حوصله شمردن پول ندارد و به اراده‌اش هر اراده ناهمراه را می‌درند. نوعی استحاله و بردگی نو که اگر آرمانشهری در بالا بر صحنه نمایش است ماحصل مناسبات کثیف شهری در قهقراست. دیگر انسانیت رنگ باخته تا امپراطوری سود و سرمایه سوار بر امواج خوف و خفت، بقایش تضمین شود. امیرکاوه با طراحی ویژه‌ی خود ما تماشاگران را مشرف بر حادثه قرار می‌دهد و هر دو شهر را زیر نگاه و تیررس ذهن ما بازسازی و بازنمایی می‌کند. در کارش دقیق است. حرکت و صحنه و کلامی اضافی ندارد. بی‌مقدمه و پرهیز از مطول‌گویی یکراست ما را به سراغ جانِ قصه می‌برد. بخود می‌آییم می‌بینیم قلبمان در تپش است و نگران سرنوشت شکننده تری مالون- که در اثر امیرکاره شده‌است روکا- هستیم و عشقی که او را از سقوط قطعی و منجلاب به بلندا بالا می‌کشد. ما هم همراه روکا نگران می‌شویم که بر سر برادرش چارلی– این‌جا اینکا- چه می‌آید.

اثر امیرکاوه اجرایی نفس گیر، بی وقفه، دقیق و در اغلب مواقع پر تاب و تپش است. لحظه‌ای درنگ ندارد. با کمترین امکانات، با جابجای‌های حساب شده، طراحی و اجرای گریم کاربردی و لباس‌های مناسب، موسیقی و افکت‌های دراماتیک، فضاسازی می‌کند؛ از جمله صحنه‌های زیبای گورستان، بارانداز، کلیسا، مخروبه‌های ناامن شهری، مقر سرخپوستان و قلمرو فراخ و جادویی جانی. از بدن ورزیده و تا حد مقدور از بیان بازیگرانش نهایت استفاده را برای انتقال حس و اتمسفر درام به مخاطب بهره می‌برد. بدن‌ها به شدت تربیت شده‌اند. رزم زندگی، جدال بر سر شرف، شأن انسانی و تقابل با این ارزش‌ها به شکلی موازی بر صحنه پا به پای ثانیه‎های عبور در جنب و جوش است. اثر سه بعدی اجرا می‌شود ولی چیزی از کف نمی‌رود؛ هرگوشه و در هر ارتفاع باشی، همراهی. قطعاً طی سال‌های آتی هرکدام از بازیگران جدی و سخت‌جانِ آهنین‌جان بر صحنه‌ها خواهند درخشید. دیر یا زود خواهید دید. زحمات او و همسر و همراه گرامی‌اش نادیا حسام در خلق این درام جذاب و پرفورمنس زیبا قابل ستایش است. چه "در بارانداز" الیاکازان را دیده باشید چه نه، این اجرا حرف برای گفتن و تصاویر مفهومی برای نشان دادنِ معنی بسیار دارد. تبریک بی‌پایان برای این همه زحمت و پایداری به گروه عظیم و پرتعداد نمایش "در بارانداز" که قطعاً تألیفی نو و اثرگذار از امیرکاوه است.

دهم آذر نود و چهار
حسین پاکدل
فیلم دز بارانداز محصول سال 1954 میباشد یعنی اواسط دهه پنجاه میلادی که در متن به اشتباه دهه شصت قید شده. در ضمن متن خوبی بود و مستفیض شدیم.
۱۲ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق ... عشق ... عشق...

یکی از فیلم های خوبی که تا به امروز تو جشنواره دیدم... عالی بود

خسته نباشی آقای خانواده دوست ...
به نظر من هم فیلم خیلــــــــــــــــــی خوبی بود...
۲۰ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


سینماهای نمایش دهنده ی «بی خود و بی جهت» در تهران و شهرستان ها مشخص شدند.

دوستان عزیز با توجه به اهمیت سینمای سرگروه از شما تقاضا می شود که در صورت امکان برای تماشای «بی خود و بی جهت» به سینما «عصر جدید» مراجعه کنید. از آنجا که فروشِ یک فیلم در هفته اول از اهمیت بالایی برخوردار بوده و به نوعی سرنوشت اکران را مشخص می کند خواهشمندیم که تماشای این فیلم را به تاخیر ننداخته و دوستان خود را هم به دیدنِ آن ترغیب کنید چراکه در وضعیت موجود تبلیغات دهان به دهان یکی از راه های اکرانِ موفق می باشد. با تشکر

لیست سینماهای نمایش دهنده در تهران:

عصر جدید (سرگروه) _ خیابان طالقانی‌، تقاطع خیابان وصال. 8896844, 88951550, 88962550

پردیس ملت _ بزرگراه نیایش، روبروی کردستان. 23162

پردیس زندگی _ بزرگراه آیت الله کاشانی، بلوار اباذر، روبروی بیمارستان پیامبران. 44004800

پردیس تماشا _ یافت آباد، میدان معلم. 66656122

پردیس ... دیدن ادامه » راگا _ شهرری، اتوبان شهید آوینی، خ کریم شیرازی. 55904040

پردیس کیان _ اتوبان نواب. 55861000

اریکه ایرانیان _ شهرک غرب، بلوار فرخزادی. 2-22370001

مرکزی _ جنوب غربی میدان انقلاب. 66928686

پارس _ جنوب غربی میدان انقلاب. 66926953

کارون _ خیابان رودکی. 66885047

حافظ _ خیابان جمهوری، بعد از خیابان سعدی. 33901074

جوان _ شریعتی، بالاتر از پل صدر، مجتمع چمران. ۲۲۲۰۳۰۳۱

ایران _ خیابان شریعتی، روبروی پمپ بنزین. 77538711

فرهنگسرای اشراق _ فلکه دوم تهرانپارس، انتهای خیابان جشنواره. 77327683

موزه سینما _ تجریش، باغ فردوس. 22723535

ماندانا _ تهران نو، سی متری نارمک. 774109802

شکوفه _ میدان شهدا، ضلع جنوب غربی . 33512701

ناهید _ خیابان ١٧شهریور، دروازه دولاب. 33356809


سینماهای نمایش دهنده در شهرستان ها

مشهد: هویزه، آفریقا، سیمرغ

اصفهان: ساحل

شیراز: پرسیا

یزد: تک

تبریز: فلسطین

رشت: 22 بهمن

قزوین: مهتاب

انزلی: هلال

لنگرود: آزادی

اهواز: هلال ( به زودی)

منبع: صفحه رسمی فیلم بی خود و بی جهت - And without unduly
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید