تیوال امین مهدوی | دیوار
S2 : 23:10:23
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یوهان جایی گفت: من می‌خوام بی‌مسئولیت باشم، دیگه خسته شدم!
این انفجار درونی شاید در اثر انباشت تدریجی سرکوب‌ خواسته‌ها و زندگی‌های نزیسته است..
شاید نباید هر کششی رو فدای حفظ وضعیت موجود بکنیم..
شاید باید بپذیریم که ما توان ثابت نگه داشتن چیزی رو در این دنیا نداریم..
شاید گاهی لازمه فرصت‌های کوتاهی رو از دست ندیم تا به انفجاری منجر نشده..

شاید بشود گفت مهاجرتی مهم از بیرون به درون!
نسخه در حال اکران، چیزی بی سر و ته، گنگ و نامفهوم..
سوژه فیلم بر خلاف ساختار آن بسیار مهم و قابل توجه است. اما متاسفانه در عمل چندان توفیقی نداشته و رسالت خود را آن‌طور که باید به سرانجام نرسانده است.
بازی‌ها قابل قبول است ولی شخصیت پردازیِ برخی، از بیخ و بن دارای مشکل است. تصویری که از نگاه سنتی خانواده داماد در این زمان داده می‌شود، افراطی، غیرواقعی و تنفربرانگیز است که باعث می‌شود چالش مورد انتظار اتفاق نیفتد.
از طرفی دیگر واکنش نگاه امروزی که نماینده‌اش سمیراست، هم بسیار پرت و پلا به نظر می‌رسد. خودکشی آخه؟؟ (البته شاید)
حیف که موضوعی به این مهمی این‌چنین بیان شد..
نیلوفر ثانی، صدف اسمعیل پور و مهدی حسین مردی این را خواندند
مریم زارعی و نیلوفر این را دوست دارند
نگاه خانواده داماد اصلا اوراق شده نیست...درسته که در بعضی خانواده ها حساسین روی این موضوع کم شده اما هنوز هم تعداد پر شماری هستند که به همون شدت روی این موضوع حساسیت دارند و اصلا پیاز داغ ماجرا زیاد نشده ...اما اگر نسخه جشنواره رو دیده باشین و دلیل اصلی ... دیدن ادامه » فرار دختر رو از معاینه بدونین ، خودکشی اصلا عجیب نیست و اگر تنها چاره کار نبوده باشه یکی از معدود راههای در پیش روی اون آدم با اون شرایط بوده
۲۷ مهر ۱۳۹۶
من البته لزوما منظورم این نبود.
حرف منِ مخاطب عادی سینما این هست که اگر فیلمی میخواهد یک مسئله اجتماعی رو مطرح بکنه و چالشی ایجاد بکنه، باید تصویر درست از مشکل ارائه بده.
یعنی حالتی ایجاد بکنه که من بتونم خودم رو جای تک تک شخصیت ها بگذارم و باور بکنم.
که این اتفاق برای من نیفتاد در مورد این فیلم.
البته که در ژانرهای دیگه این باید رو نمیشه داشت.
از اینها هم بگذریم، تکلیف کدهای اشتباه و بی جواب فیلم چیه؟
ارتباط پنهانی خواهر سمیرا با دوستای سمیرا چه کمکی به داستان میکنه؟
دلیل تمایل بهداد برای ادامه رابطه با خانوده سمیرا چیه؟
اینکه سمیرا تو ماشین میگه ما نامحرمیم و نمیتونم دستتو بگیرم یعنی چی؟ چیو میخواد بگه به من؟
و ... دیدن ادامه » ...
تنها حدسی که میتونم بزنم و تا کمی سوال هارو جواب میده اینه که خب پدر خانواده رابطه ای با سمیرا داشته و این رو بهداد میدونسته. برای همین میخواسته از تکرار اون برای خواهر کوچکتر جلوگیری کنه. در این بین هم تفکر خود سمیرا واقعا اون چیزی هست که تو ماشین میگه و صرفا قربانی طمع پدر شده. (پس نمیشه گفت نماینده نگاه مدرن هست)
با این حدس بخش از مشکلات حل میشه، اما باز مشکلات دیگری به وجود میاد :)
خلاصه که بهتره قبول کنیم میتونست این موضوع به نحوه خیلی بهتری بهش پرداخته بشه.
۰۲ آبان ۱۳۹۶
با آقامحمدرضا موافقم کاملا.
۰۲ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش جذابی بود.
دمتون گرم!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صبح که از خونه راه افتادم به سمت ونک، با این که می‌دونستم راهی دور و طولانی در پیش داریم خوشحال بودم. ما به دیدن کسی می‌رفتیم که هر چی از خوبی‌هاش بگم کمه!
پنج‌وخرده‌ای اینا بود که راه افتادیم به طرفِ جاده‌ی چالوس. هوا روشن شد که رسیدیم به رستوران توچال. صبحونه رو بر بدن زدیم و خوش و بشی با همسفرا کردیم و راه افتادیم. با گذر از جاده پر پیچ چالوس به مقصد نزدیک شدیم و از یه راه فرعی به سمت «ولشت» حرکت کردیم. دریاچه از بین تپه‌ها به ما چشمک می‌زد. رسیدیم و چرخی زدیم تا عمو خشایار از راه برسه و برای ما از عشق بگه... .
عمو که رسید، همسفرا دورش جمع شدن و چاق سلامتی گرمی کردن. دور دریاچه جای مناسبی برای نشستن پیدا نکردیم پس تو هتلی همون دور‌ و ورا نشستیم و برنامه رو ادامه دادیم.
ناهار خوردیم و عمو خشایار گپ و گفت را شروع کرد. ازونجایی که عمو عادت به خوندن ... دیدن ادامه » کتاب‌های خودش تو جمع نداره برنامه‌ی پرسش‌و پاسخ راه افتاد.. یکی از تجربه های عمو پرسید، یکی از جان همیشه شیرینش پرسید که از کجا این حال خوب رو میاره، یکی از اوضاع ترجمه جویا شد و ... و این عمو بود که از عشق گفت، از عشق به کاری که انجام میده، از توقعی که از هیچ کس نداره، از اینکه بهای عشق رو هم باید پرداخت، از اینکه نباید ترسید و نوشت و گفت آنچه نوشتنی‌ست و گفتنی... عمو گفت تا الان یک روز هم از کشورم خارج نشده‌م و نخواهم شد... .
جمع مست از حرف‌هایِ عمو محوِ تماشای مردی بود که مناعتِ‌طبع و خضوع و عشق در او موج می‌زد. عمو جان‌ِمان را به وجد آورده بود و با همان روحیه ما را راهیِ تهران کرد.
چندتا عکس یادگاری در کنار هم گرفتیم و عمو رو سپردیم به خدای خاطره ها.
10:15 که رسیدیم تهران، هنوز مزه هم‌صحبتی با عمو تو دلمون زنده بود... .
گیله بوم رو هم قاطی نوشته ت کردیااااا!
۳۱ خرداد ۱۳۹۵
سلام
بله خیلی
هم خود مجموعه و هم میزبانان مهربانش با غذاهای خوشمزه
۲۱ آذر ۱۳۹۶
دم شما گرم
تو برنامم هست که برم حتما......
۲۱ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی بی ادعا، ملموس و بامزه‌ای بود
ببینیدو حمایت کنید :)
Mahshid Badrnia، سارا حدادی و لیلى شجاعى این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تورآیینی و عرفانی
عارفان کوه نشین

کلاردشت تا مازی چال

31 امرداد تا 1 شهریور 92

خواهید دید و شنید:

- سیری در اندیشه ها و آرا عارفان شمال ایران (شیخ
زاهد گیلانی، سید محمد کلاردشتی، قصاب آملی و...)
- نوای دف و تنبور
- موسیقی گیلکی و کردی، شناخت فرهنگ پیروان آیین
- یاری و آشنایی با آداب و رسوم متنوع مردم منطقه
- گشتی در جنگل های رویایی مازیچال
-گشت ... دیدن ادامه » نیمروزه در طبیعت زیبای منطقه رودبارک و کلاردشت
- بازدید از جاده شگفت انگیز عباس آباد به کلاردشت
- دیداری از ساحل دریای کاسپین

با همراهی استاد برجسته فرهنگ و تاریخ ایران زمین

برای اطلاعت بیشتر با شماره های 88109412 و 09391207603 تماس بگیرید.
امین مهدوی
https://www.eliteseir.com
https://www.sarzaminemahoor.com
اگر من مطلع میشدم زودتر حتما بهتون میپیوستم.
۰۳ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید