تیوال امیر مساوات | دیوار
S3 : 17:35:08
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
در آغازین لحظه ى متلاشى ،
در آغازین لحظه ى جهش

در نقطه ی ثقل ِ سرکوب

در زمان ِ صفر
که روح را درون گرایى مفرط از هم پاشید

و جهان

بى هیچ نشانى از صورت بندى ِ ایده آل ِ خویش
غایت ِ زیباى محال ِ خویش ،

از رحم ِ داغ و حجیم ِ تاریکى

چون ... دیدن ادامه » قطرات ِ خون
چون سرتاسر میل ِ سقوط کرده از زنده گى

فوران کرد


در هنگامه ى تهى از این ناگهان جنبش ِ گدازه آلود


یک آن چشمان ات را اگر گشوده بودى

-چشمان ات ، سرزمین هاى سیاه ِ موازى-

اکنون

آسمان ِ آبى همزادى دگر مى داشت

و ماهى هاى مرده مماس بر امواج دریا

دمرو خوابیده

نیمى خیره به انتهاى دریا
نیمى خیره به پرواز ِ مرغان ِ خاکسترى ِ ماهى خوار

نمى ماندند....

یک آسمان

متعلق به آتش بازى ِ بمب افکن ها بود
جنگنده ها
و ضد هوایى هاى پرنده کش

آسمانى دگر

از آن ِ کودکانى که فراز بر خلیج فارس

براى تسکین دریا

اسم ِ مرغان دریایى را
بر روى ناو هاى جنگى مى گذاشتند ...



...
..
.
در زمان ِ صفر
که روح را درون گرایى مفرط از هم پاشید
۲۳ بهمن ۱۳۹۱
امیر جان
حتما اشعار یدالله رویایی را بخوان

بسیار زیبا و آموختنی بود
۲۳ بهمن ۱۳۹۱
آسمان ِ آبى همزادى دگر مى داشت...

بسیار زیبا بود.

۲۸ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صداى زنگ موبایل تنها عنصرى بود که از دنیایى خارج از دنیاى زن و مرد اتفاق مى افتاد، دنیایى که نمایانگر واقعیت و زندگى بدون نقش و بازى بود...در واقع یه تلنگر به تماشاگر که این جا زیر لایه ى نقش ها و ماسک ها واقعیت جریان داره ، تماس واقعیت داره و نمیشه انکارش کرد حتى اگر زن و مرد تظاهر به بى اهمیت بودنش بکنند...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باید از یک جایی شروع کرد

نگاه کن

دونده های سیاه را با کمر های تا شده
دنده های بر آمده
و چهره های تکیده در پشت خطى سپید

نگاه کن که چگونه رنگی بیگانه

آنان را در هول و ولای دویدن و هی دویدن و تا همیشه دویدن
چون مجسمه های مطلقْ آرزو ،
به خصلت ِ سنگین ِ سنگ در آورده است

نگاه کن

پیکر ... دیدن ادامه » هاى یک دست و یک رنگ را

لب ِ خط سپید
و لحظه ایی بعد که متلاشی شده از یکدیگر وا می افتند

دور مى افتند
جدا مى افتند

چرا که به آن ها آموخته اند

نان معنای دیگرِ رسیدن است
و رسیدن سهم آن کسی ست

که تمام دنیای خویش را پشت ِ سر جا می گذارد...

باید از یک جایی شروع کرد

ما از شروع ترس بر ِمان داشت
اما تکیه گاه مان دیوار بود

ما می آموختیم ،

تخته سیاه مان دیوار بود

و روزهای تیره ی آسمان ِ ابری
تنها دلخوشی مان
تماشای خطوط ِ خراشیده شده بر تن اش
که نشان ِ قد کشیدن مان بود

به ریزش رگبار ِ تند ِ باران شسته می شدند

و ما دوباره کودک می شدیم

یک بار در تمام ِ روز های دلتنگ ِ آسمان ِ ابری...

در این سرزمین ِ تا برهوت کشانده شده
ما سال به سال
در پای دیوار آب می ریختیم

و خود جوانه می زدیم...

آری

باید از یک جایی شروع کرد

یک دست بر روی دیوار خواهم گذاشت
دست دیگر ام را تو بگیر
دست هاى مان هزار حلقه خواهند شد

تا نهایت

تا بی نهایت

من با دستان ِ تو خواهم رسید

چرا که آموخته ایم
یکی شدن معنای دیگر ِ رسیدن است...

آه هرگز افسوس

پشت هیچ دونده ی همیشه نا گزیر از دویدن و تازیانه

به دیوار نبوده است

ما اما پشت مان گرم بود
ما
پشت مان به دیوار بود





...

..

.
آری

باید از یک جایی شروع کرد
۲۸ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خورشید
از دور دست ِ هر سیاره ی جهان یک بار طلوع می کرد
آخرین شب ِ هفده ساله گی ِ
کودکی را
که دار می زدند...



...
..
.
تعدادی زیادی از اندیشمندان معاصر ایرانی از جمله شاعر و نویسنده در رشته حقوق تحصیل کرده اند...کلا رشته عجیبیه...
۲۳ دی ۱۳۹۱
آتوسا جان با شما موافقم ..

رشته ی حقوق یکی از رشته های علوم انسانیه و علوم انسانی هم یکی از بهترین رشته ها در دنیاست .

خیلی از موسیقیدان ها هم اول در رشته ی حقوق تحصیل کردند و این جالبه !!!
۲۳ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید