تیوال امیر همتی | دیوار
S2 : 19:48:01
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یه فیلم شعاری نصفه و نیمه
نوبادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیر همتی
درباره نمایش ولپن i
اینقدر در فرم اجرا و طراحی صحنه و میزانسن خلاقیت وجود داشت که بیشترین تاثیر رو تماشاگر به نظرم از این ایتم ها می گرفت.شوخی های موجود در متن و حرکات به نظرم یک کمدی کلاسیک بود.ریتم نمایش بالانس نبود.اول نمایش ریتم کند و در پایان بندی ریتم سرعتی می گرفت که با شکل داستان گویی و ریتم اولیه نمایش تناسب نداشت.من فکر میکنم داستان و دیالوگها هم میتونستن بازنویسی بهتری داشته باشن.با این حال خلاقیت نمایش در فرم چیزی بود که باعث میشه دیدنشو به بقیه توصیه کنم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکسری شوخی جنسی معمول در مهمانی های دوستان نزدیک، یک داستان نخ نما از آدمهایی که بهرحال هرکدام در زندگی رازهایی دارند، افشاگری بی هدف در داستان و پایان سردرگم.انتظار بیشتری از این نمایش داشتم.به نظرم هیچیک از آقایان و خانمها در حد و اندازه ی خودشان نبودند.خانم ادبی با آن توانایی مسحور کننده، پژمان جمشیدی با مهارتی که در کشیدن تماشاگر برای دیدن واکنشهای بعدی اش دارد و... محسن کیایی هم که گویی به خنده دچار بود و گاهی نرمال میشد و اصولن خنده به نظر بازی نمی آمد!
اما به نظرم اصل نقص ماجرا از داستانی است که نه هدف و پیام مشخصی دارد و نه سرگرم کننده است.هرچند موقعیت های کمیکی را تا حدی می آفریند...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تلخ و گزنده و تکان دهنده.خوبه که فیلم آدمو به فکر وادرا کنه.فکر به زندگی و چیزهایی که شاید سعی می کنیم فراموششان کنیم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیر همتی
درباره نمایش برلین i
موضوع زنان و مردان نیستند، موضوع دروغ است.برای موضوع دروغ داستان و تقابل مناسبی انتخاب نشده است. طیف بودن مسئله جنسیت و آنچه در رابطه زن و مرد هست، اجازه بحث درست در زمینه دروغ را نمیدهد.
نمایش تبدیل به یک بحث(دربهترین حالت بحثی در جمع دوستانه ) میشود که احتمال دارد یک طوفان فکری برای حضار ایجاد کند و محدودیت های مشارکت در نمایش چه فیزیکی و چه معنوی، باعث میشود نمایش به آنچه که ادعا دارد نرسد.
ممنون از توجه، حضور و نظرتون ... البته که موضوع، دروغ در روابط انسانی است و ارتباط زن و مرد در زندگی زناشویی هم برای ما موقعیتی انسانی ست! که تصمیم به دروغ گفتن و یا بیان واقعیت آن را دچار چالش و بحران کرده است ...
بله بحث و گفت و گوی چالش برانگیز خوبی شکل ... دیدن ادامه » گرفت اما ما ادعای رسیدن به جا یا چیز خاصی را نداشته و نداریم ...
و از نظر ما اتفاقن بیان موضوعات مختلف و پیرامون یک رابطه توسط مخاطب به بهانه ی موضوع دروغ بسیار ارزشمند است و ارزشمند تر از همه نظری که شما برای ما نوشتید
همبستگی مان پایدار و به امید دیدار
۱۶ فروردین ۱۳۹۶
آقای رضایی عزیز
سپاسگزارم از توجه و اظهار لطف جنابعالی.عرض من نه از بابت مدعی بودن گروه اجرایی بلکه از بابت هدف اجرای نمایش بود.حسن برخورد شما در نمایش و سعی در ایجاد مشارکت درست قطعن از چشم تماشاگران پوشیده نماند.واقعیتی که نتوانستم در نمایش در مورد ... دیدن ادامه » آن با شما حرف بزنم این بود که دروغ در رابطه بین زن و مرد چالش مناسبی برای فلسفه راست و دروغ ایجاد نمیکند.همانطور که خود شما ملاحظه فرمودین موضوع جنسیت و فرهنگ غالب بر آن در جامعه ما بر موضوع غلبه پیدا کرد و...
منم به امید دیدن کارهای آتی شما هستم
۱۶ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا اینقدر بلیتش گرونه؟
هیلدا، شهرام هورشید و پوریا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیر همتی
درباره نمایش مافیا i
هم دوست داشتم این نمایش را و هم دوست نداشتم.دوست داشتم چون به شکلی واقع گرایانه وارد برشی از زندگی فردی و روابط بین آدمها شدم که همیشه جذابیت دارد.بازیهای خوب وطراحی هوشمندانه صحنه به این جذابیت اضافه می کرد.اینکه درونیات آدمها گاهی خیلی از آنچه در ظاهر بروز می کند متفاوت است و شاید آدمها در مقاطعی وادار به برون ریزی و نشان دادن واقعیت درونشان می شوند.اینکه آدمها همیشه برای خوب بودن رفتاری در گذشته شان توجیهاتی دارند و نیازمند در معرض قضاوت قرار گرفتن هستند تا شاید به آرامشی موقتی دست پیدا کنند...ضمن اینکه مافیا خود بازی ای روانشناسانه است که بر تحلیل رفتار ناخودآگاه پیش می رود و آدمها گویی بر اساس شناختی که از دیگران به دست آورده اند، همان شناخت را در معرض آزمون قرار میدهند و این وجه تسمیه در نمایش بسیار جذاب است.
دوست نداشتم چون داستان بسیار ... دیدن ادامه » سرسری گرفته شده بود.کجای این داستان به آدم فروشی بر می گردد؟اصولن این جنس رفتار متقابل که در نمایش بیان شد، لزومن آدم فروشی است؟ عذاب وجدان در حد فروپاشی موقتی ذهنی ایجاد می کند؟ سوالات جمعی در یک جمع وابسته بهم، ایجاد می کند؟ با وجودی که تماشاگر میداند با مقطع بسیار کوچکی از زندگی این جمع آشنا می شود اما داستان سوالاتی را در ذهن ایجاد می کند که لذت غرق شدن در آنرا را به شدت کاهش میدهد.واکنشهای بازیگران در لحظه، تو را وارد دنیای واقعی می کند ، اما فکر کردن به داستان و بهانه خودافشایی ها، به باور تو آسیب می رساند.
نسبت به نمایش بهمن، برون ریزی ها، بر اساس دغدغه ی عمومیت یافته تر و ملموس تری برای همه افراد جامعه است اما داستان این نمایش بر منطق محکمی استوار نشده است.
امیر عزیز
سپاس از حضورتون
و درج نظرتون
۱۷ اسفند ۱۳۹۵
سپاسگزارم خانم رودبارانی عزیز
۱۷ اسفند ۱۳۹۵
سلام .
با احترام خدمت شما تماشاگر عزیز
به اطلاعتون میرسونم شما میتوانید یا تخفیف وفاداری که به این نمایش (مافیا) مربوط شده است از نمایش "صبحانه در غروب کاری از گلچهر دامغانی دیدن فرمایید . با تشکر

لینک خرید : https://goo.gl/HPggUg
۰۹ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیر همتی
درباره فیلم نقش نگار i
داستان خوبی بود و سعی داشت از کلیشه های رایج در پایان داستان دور باشه. اما کمی گنگ بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پایان بندی افتضاح، داستان حیف و حروم شد.شخصیت پردازی متوسط به پایین...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب این نمایش را دیدم.راستش خسته از سالن بیرون آمدم.خسته از ریتم کشدار نمایش، ضعف قصه، سعی در نشان دادن مفاهیم و مشکلات بخشی از جامعه که گویی بروز آوری نشده اند.بازیهای نه چندان قوی و دلچسب.میزانسن های گنگ و گیج کننده...
اصرار بر نماد سازی وقتی که قصه خاک خورده قدیمی حرف جدیدی برای گفتن ندارد ، چه فایده ای دارد؟ کاش به جای شخصیت پردازی ناقص و مبهم برای هریک از این پنج دختر، داستان قوام بیشتری میگرفت و بر یک مشکل واحد از جامعه زنان به طور خاص تاکید داشت
نیلوفر ثانی، ابرشیر، مهرداد کیا، شکوه حدادی و عالیا این را خواندند
رضا تهوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه فیلمی مثل اخراجیها.مزخرف و سواستفاده چی از موقعیت جامعه
محمد لهاک این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیر همتی
درباره فیلم کلاشینکف i
فیلم از این ابلهانه تر هم میشه؟ فیلمفارسی های قدیمی شرف داره دیدنش
الهه الف این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خیلی خوبی بود از دیدنش و موضوعاتی که به فراست درش مطرح شده بود لذت بردم.استفاده از طنازی هایی که هم همه پسند هستند و هم موثر و باردار به جذابیت تاتر کمک می کرد.بازیها عالی بود و کارگردانی هم بسیار موفق بود.به همه دوستان دیدن این نمایش را توصیه می کنم.
وحید مقدم این را خواند
رضا قاسم پور این را دوست دارد
سپاس از حضور و همراهی شما
۲۸ دی ۱۳۹۵
آقای ایمانیان ممنونم از جنابعالی.آرزوی موفقیت روزافزون دارم.
۲۸ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش زیبایی بود.بازیها همه یکدست و خوب بودند بجز نقش فرشته مرگ و شیطان که بازیشان دلچسب نبود .حکایت بود و نبود گوی را نیز خیلی متوجه نشدم.کارکرد نمادینش هم خیلی کمکی به داستان نمی کرد.ایده های جالبی در طراحی صحنه وجود داشت که لذت بخش بود اما اصرار کارگردان را به استفاده از جملات انگلیسی خیلی متوجه نشدم.گاهی میزانسن طوری بود که بازیگری از دید تماشاگران مخفی می ماند و صعوبت عبور از راهروها هم با این طراحی صحنه خلاقانه به نظر نمی رسید.از متن و طراحی لباس ها لذت بردم و فقط هدف و کارکرد لباس شیطان را خیلی نفهمیدم! در مورد حرکات هماهنگ هم به نظر میشد با کار بیشتر هماهنگی بیشتری در گروه ایجاد کرد اما رویهم رفته خوب و لذت بخش بود.مفاهیم موجز و اثرگذاری که به خصوص راجع به مقوله مرگ و واکنش آدمیان به آن در نمایش بود قابل توجه بود:
«-مرگ چیه؟
-بدترین اتفاقی ... دیدن ادامه » که میتونه در مورد این سوال بیفته اینه که بهش جواب بدی»
هانیه شکری و مهرناز این را خواندند
سارا حدادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان بسیار خوبی بود و به نظرم برای طرح موضوعات این چنینی همچنان باید کار کرد تا دید عمومی نسبت به قربانیان جامعه تغییر کند و موجب پیشرفت مردم در مواجهه با قربانیان جامعه و همچنین پیشگیری از ایجاد قربانی در جامعه شود.اما به نظرم نمایش خیلی با عجله روی صحنه آورده شده بود.بازیگرانی که سطح بازی آنها یکسان نیست، بازیگرانی که در مواردی اوصولن مناسب چنین نقشی نیستند، طراحی لباس سرسری و طراحی صحنه به نظر من بد! نورپردازی بسیار بد در صحنه و میزانسن هایی که بیشتر تماشاگر را کلافه میکرد تا توجه او را جلب کند.به دلیل جسارت کارگردان و نویسنده از طرح بعضی موضوعات و تعدادی از نمادهای به کارگرفته شده و بازی بعضی از بازیگران خیلی ناراضی از سالن خارج نشدم اما یک ایکاش در ذهنم داشتم که: ...برای به صحنه آوردن چنین نمایشی امکانات بیشتری فراهم میشد و وقت و دقت بیشتری ... دیدن ادامه » صرف میشد...
بابک متین این را خواند
نرگس این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با یک اثر نمایشی ناب طرفید! از همان لحظه که چراغهای صحنه خاموش میشود و آن سایه کم نور از طراحی معبد در صحنه، مثل سازه ای در دوردست به چشم می خورد تا لحظه روشن شدن دوباره چراغها، مقهور قدرت قصه نمایش هستید.به نظرم اینقدر نمایشنامه خانم ثمینی جذاب است که جلوتر از تصویری که از نمایش در ذهن تماشاگر نقش میبندد، در ذهن او حرکت می کند.نمیدانم چطور، اما داستانی به این سادگی و سرراستی، داستانی که حتی آفرینش و زمینی شدن انسان را بر اساس آن بارها و بارها توصیف کرده اند، چنان جذاب و پرقدرت است که تماشاگر را کاملن با خود همراه می کند.تعلیق این نمایش فقط در لحظات پایانی است وقتی که گویی تماشاگر هم چون قهرمانان نمایش پی میبرد که عشق چگونه چیزی است و قرار است در این دنیا چه بکند.عشق همان چیزی است که اگر باشد و بدرستی جاری شود، نیازی به معبد و بودا و راهب و کاهن نیست.که ... دیدن ادامه » این افسونگریها راه را اشتباه رفته اند که باید بودا را کشت، شاگرد بودا را کشت، خود را کشت و کشته ی خویش را هم، تا به عشق رسید و این عشق همانست که با ما یکی ست با طبیعت ما یکیست.همانست که در نور مهتاب و تابش خورشید و بال پروانه است...افسون معبدها کاری می کند که عشقبازی با خود خود عشق را هم فراموش می کنیم...
در طول مدت نمایش مسحور طراحی صحنه زیبا و گویای این نمایش بودم.بازی خانم پانته آ بهرام مثل همیشه عالی و بی نظیر بود.اما در طول نمایش و بعد از آن، فکر کردم کاش بازیگر دیگری جای آقای آذرنگ این نقش را بازی می کرد.نمیتوانم به شکل منطقی به این موضوع بپردازم ودلایلم را بگویم، اما انگار این نقش مال این آدم نبود.جا نیفتاده بودند در این نقش.مثلن در صحنه های دویدن های ناگهانی یا نشستنهای زن وار و... شاید هم این حس شخصی من به این موضوع باشد اما به نظرم بازی درخشان همیشگی شان را تکرار نکرده اند. مهدی پاکدل هم با وجود تسلط بسیار بر نقش اما انگار اسیر مطلق تفکرات کارگردان هستند و این موضوع در صحنه های پایانی البته، نمود کمتری دارد.ضمنن گریم آقای پاکدل را نپسندیدم.البته فکر کردم شاید دلیل آن عشقی بود که به آفریننده خود به عنوان مادر، پیدا کرده بود ، اما از آن سمت شکل نرینه ای نبود که وسوسه وصالش معبد را به خاکستر تبدیل کند...
در زمانهایی از نمایش ریتم کند می شود و کارگردان به تکرار دچار می شود اما دوباره نمایش به روند دلچسب خود می افتد.شاید اگر کمی در مورد شخصیت پردازیها در نمایشی کردن اثر اولیه تغییرات بیشتری اعمال میشد ، هم از پتانسیل نمایشنامه استفاده بهتری میشد و هم تکرار در نمایش اتفاق نمیفتاد...
در هر صورت دیدن این اثر ناب را اولن به خاطر داستان زیبایش و بعد از آن بخاطر کارگردانی عالی نمایش، به دوستان علاقه مند به نمایش توصیه می کنم.
از دیدن نمایش لذت بردم.بازیها، ایده داستان و میزانسن بسیار خوب بود.از آقای کیانی انتظار بیشتری در زمینه شخصیت پردازی داشتم . خیلی از شخصیت ها ناقص معرفی شدند و گاهی صحنه ها تکراری میشد. در مورد داستان به نظرم راه رفتن روی لبه تیغ بود. به نظرم اینکه هرکسی از ظن خود یار داستان شده وبعضی ضد مذهب و بعضی دیگر در طرفداری آن از داستان نتیجه گیری می کنند نقطه قوت نمایش کیانی است. اماازآن مهمتر نشان دادن جهل واثرات آنست که با موفقیت تمام به نمایش درآمده
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کدام یک از ما در ذهن دیگری هستیم؟شاید این جمله رمز موفقیت بازنویسی حمید امجد از یک نمایش کلاسیکی بود که داستان اصلی اش امروز آنقدرها هم جذاب نیست و به لطف بازنویسی استادانه آقای امجد می تواند سه ساعت تماشاگر را در سالن نگه دارد.هرچند که در بخش اول ریتم کند کار و دیالوگهای اضافی کمی کسل کننده و گاهی زائد به نظر می رسید اما بخش دوم به شدت لذت بخش بود و گذر زمان را در هنگام تماشا حس نکردم.بازی عالی آقای هاشمی مونولوگ های طولانی را قابل پذیرش کرده بود و اتفاقن به نظرم بیشترین اثر را در فهم داستان همین تک گویی ها داشت. بعضی از شخصیت پردازی ها کامل نبودند از جمله همسر آندره با بازی بهنوش بختیاری و پدر همسرش با بازی جمشید جهانزاده.نقش همسر آندره حتی می توانست به تک گویی های آقای هاشمی اضافه شود و حذف بازی یکنواخت و مثل همیشه اش، تاثیری در روند نمایش نداشت.اضافه ... دیدن ادامه » شدن ارواح ژنرال و پدر فیروز به داستان از نقاط درخشان نمایش بود هرچند که ابهاماتی را در ذهن تماشاگر ایجاد وآنها را حل نمیکرد.ازجمله صحنه تقسیم ارث وصحنه باد و طوفان که من در موردشان هنوز هم با ابهام مواجهم.طراحی لباس به نظرم از نقاط قوت نمایش بود اما در مورد طراحی صحنه به نظرم ایجاد چشم اندازی از فضای باغ که تاکید زیادی در داستان بر آن شده بود و تغییر در میزانسن بازیگران بخصوص در صحنه هایی که سه خواهر هر سه در صحنه حضور داشتند می توانست کمک بیشتری به نمایش بکند.
آقای امجد با هوشمندی تماشاگر را به یک بازی ذهنی دعوت و در همان حال او را با واقعیاتی که هنوز در فرهنگ ما هست روبرو می کنند.
رضا یوسف دوست و amdgh این را خواندند
نیلوفر ثانی، عسل معزی و رضا آزادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
امیدوارم باعث دلگیری کسی نشم اما واقعن اینقدر تماشاگر باید دست کم گرفته بشه؟ کارگردان بعد از اینهمه شب اجرا یه فکری برای میزانسن ها نباید بکنه؟ آقای ژوله من خواهش میکنم از شما نهایتن به همون استند آپ بپردازید و تو تخصص خودتون که نوشتن کارهای کمیک هست پیشرفت کنید چون در بازی اونم به شکل زنده فاجعه اید!!! خیلی متاسفم که وقت مردم و پول مردم اینقدر برای گروهی از تاتریها بی ارزش شده.واقعن این شکل بازی کردن و بازی گرفتن از بازیگرها هنرمندی محسوب میشه؟ نمایشنامه ی به این زیبایی حیف شد. یعنی اینقدر ارزش نداشت که با بلیت به این قیمت یه آدم خوش صدا و با حس و حال درست جای همفری بزرگ حرف بزنه؟!!
به نظرم دیشب شاهد یک افتضاح تمام عیار بودم.نه بازیها خوب بود نه موسیقی نه میزانسن و نه کارگردانی.حتی طراحی صحنه هم سرسری بود.حیف وقت، حیف پول...
عباس ستایش و یاسمن این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیر همتی
درباره فیلم مرگ ماهی i
فیلم عجیبی است.فیلبرداری و قاب عکس هایی که کلاری تحویل می دهد، بی نظیرند اما اثری از شخصیت پردازی نیست.انگار نه انگار که قرار است یک اثر هنری منسجم ببینی .حتی اثرات کارگردانی بر بازیگران متفاوت است.بعضی نقشها اصولن به بعضی از بازیگرها نمی آید و یا نتوانسته اند آنرا پیاده کنند.ضعیفترین شکلی که از نیکی کریمی در سینما به خاطر دارم در این فیلم نمود پیدا می کند.طناز طباطبایی به تکرار ضعیف خود دچار است.به بابک کریمی گفته اند کمی از بازپرسی اش را در جدایی نادر از سیمین تکرار کند.به نظرم مصفا تا حدی در نقش می گنجد آنهم نقشی که نمیدانی خوب آخرش که چه؟!! راستی کارگردان چه می خواهد بگوید؟ هدف چیست؟ این کلاف سردرگم با وجودیکه تو را همراه می کند چرا باز نمی شود.سوال روی سوال و بی هدف...
واقعا موافقم با نظرتتون. به نظرم خانم طباطبایی باید فکر اساسی در نوع بازی و انتخاب نقش هاشون بکنند. چون واقعا نوع بازی و انتخاب نقش هاشون کسل کننده و شدیدا تکراری شده است.
در ادامه عرض کنم شخصیت پردازی فیلم بسیار ضعیف بود.
و دیدن این فیلم جز اتلاف وقت ... دیدن ادامه » , هزینه ,افسردگی از حس کردن بوی کافور !!و سردرگمی از چراهای زیادی که در انتها ذهن ادم رو در بر میگیره چیزی در پی ندارد.
۰۸ خرداد ۱۳۹۵
بله درسته به نظرم داستان و شخصیت پردازی سردرگم هستند.بعد از همراه شده با فیلم و اینهمه دقت برای پیچیدگیهایی که ایجاد شده آخر چیزی از دیدن فیلم به دست نمی آید.
۰۹ خرداد ۱۳۹۵
در مورد خانم کریمی نظر من کاملا متفاوت هستش با شما....یکی از معدود نقشهایی بود که خانم کریمی توش اون حالت سرد و بی تفاوت همیشگی رو نداشتند!!...زجه می زدند، داد می زدند!
۳۱ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید