تیوال sara | دیوار
S3 : 06:25:33
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
sara
درباره نمایش سیزیف i
I've got you under my skin
I have got you, deep in the heart of me
So deep in my heart that you're really a part of me
I've got you under my skin

I'd tried so, not to give in
And I said to myself this affair it never will go so well
But why should I try to resist when baby I know so well 
That I've got you under my skin



دیشب یه خواب دیدم..
یادم نیست چه خوابی بود..
نمیدونم رویا بود یا کابوس..
فقط مطمئنم که تو، توش بودی......
من خیلی زود پیر شدم
ترس از دو چیز من رو زود پیر کرد
یکی خرگوش های دس اخوس چشم قرمز
و دیگری
همین.....سقوط


# دستورالعمل های پرواز برای خدمه و خلبان
sara
درباره نمایش لولیتا i
- بدون پلک چطوری میخوابی?

- نمیخوابم...
فقط گاهی خیال میبافم

******
پاداش اول، بی حسیه
پاداش دوم، فراموشی
لحظه شماری میکنم برای چاپ این نمایشنامه
۰۸ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
sara
درباره نمایش پسران تاریخ i
چندی پیش در دیوارنوشته ی تیوال مطلبی از جناب اردشیر خواندم که تحت عنوان "فاجعه ی عکاسان" نگاشته شده بود.مطلبی بسیار تامل برانگیز که امروز به نحو دیگری آن را تجربه کردم و مایلم از آن به عنوان "فاجعه ی فیلمبرداران" یاد کنم.
از آنجا که از دیدن نمایش پسران تاریخ حظ وافری برده بودم،امروز برای دومین بار به تماشای این نمایش نشستم،اما در بدو ورود به سالن،در کمال تعجب،متوجه شدم که صندلی جلوی بنده(صندلی شماره ی 6 ردیف سوم) توسط یک فیلمبردار و دوربین فیلمبرداری بزرگ ایشان اشغال شده،و گویا گروه اجرایی برای فیلمبرداری از اجرای امشب برنامه ریزی کرده اند.
کاملا متوجه هستم که تهیه ی فیلم تئاتر از چنین نمایش بینظیری،برای کسانی که تماشای آن را از دست داده و یا به هر دلیل خواستار دیدن مجدد آن هستند،تا چه میزان مهم است،اما گمان میکنم حداقل احترامی که ... دیدن ادامه » میتوانست به تماشاگران گذاشته شود، این بود که از قبل و در هنگام بلیت فروشی ذکر میشد که با انتخاب این جایگاه خاص،جایگاه شما دقیقا مقابل اسکرین دوربین فیلمبرداری خواهد بود و در طی دو ساعت به جای تماشای نمایش مورد علاقه تان، شاهد نور اسکرین دوربین فیلمبرداری و اکتهای فیلمبردار خواهید بود،که در این صورت بعید میدانم کسی حاضر به انتخاب این جایگاه خاص میشد.در هر حال با وجود تمام مصائبی که حین دیدن این نمایش متحمل شدم،باز هم از تماشای ان لذت وافری بردم و از تمامی عوامل این نمایش سپاسگذارم.
پ.ن.1:در مورد نگارش این مطلب تردید بسیاری داشتم،از انجا که از دیدن هر دوبار این نمایش لذت فراوانی بردم،حقیقتا مایل نبودم مطلبی منفی در صفحه ی این نمایش به تحریر دراورم،اما شاید اشاره به این مطلب سبب شود که در آینده شاهد بروز چنین مواردی نباشیم و لذت تماشای نمایش به کام تماشاگر تلخ نشود.
پ.ن.2: به نظر بنده ی حقیر علاوه بر هشتگ #با گوشی خاموش تئاتر ببینیم باید هشتگی تحت عنوان # محض رضای خدا بگذارید بدون حضور عکاسان و فیلمبرداران تئاتر ببینیم، نیز ایجاد شود.
خانم سارای گرامی ...حس بدی که طی اجرا داشتید را درک می کنم واقعا اعصاب به هم می ریزد...صبوریتان قابل تقدیر بوده است
واقعا با پیشنهادتون موافقم ...با هشتگی تحت عنوان # محض رضای خدا بگذارید بدون حضور عکاسان و فیلمبرداران تئاتر ببینیم.
همه مخاطبان جدی و حرفه ... دیدن ادامه » ای تاتر البته با همکاری خود اهالی تاتر باید بر سر این معضل تدبیری جدی و عملی بیاندیشند.
شخصا حداقل دوبار در هفته تاتر می بینم و روند حضور بی وقفه و آزاردهنده عکاسان و ... در برخی موارد به قیمت از دست رفتن تمرکز بر اجرا و هدر رفتن پول و زمانی است که می گذارم . این شیوه بی برنامه و آزاررسان است وباید اصلاح شود.
حضور بی برنامه و مزاحم عکاسان و ... واقعا تضییع کننده حقوق مخاطبان تاتر و دیگر برنامه های فرهنگی و فکری ست ...
۰۷ شهریور ۱۳۹۶
هشتگ محض رضای خودمون بهتره ها:)
بهشت جای دوری نیست همانجاست که همه به حقوق یکدیگر در هر مکان و هر زمان احترام میگذارند.
برای مخاطب تئاتر هم حقوقی چون :سر وقت شروع شدن نمایش،دیدن در آرامش ، ایمنی و راحتی سالن و ... وجود دارد که چون حقوق دست اندرکاران نمایش ... دیدن ادامه » واجب الرعایه است
۰۷ شهریور ۱۳۹۶
پرندیس گرامی سپاس از توجهتان:)
اما تاکنون که محض رضای تماشاگر، اقدامی انجام نشده بنابراین امیدوار هستم بلکه محض رضای خدا،کاری صورت دهند.
۰۷ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
sara
درباره نمایش مفیستو i
My eyes could not see
What I wanted to love me
The earth and the flowers
Are forever above me
The bell tolled for me
"And the wind whispered, "Never
But you I have loved
And I'll bless you forever

Last of all Sundays
.
.
.
عالی،عالی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
sara
درباره نمایش آشپزخانه i
Round,like a circle in spiral
Like a wheel within a wheel
Never ending or beginning on an ever spinning reel
Like a snowball down a mountain or a carnival balloon
Like a carousel that's turning running rings around the moon
Like a clock whose hands are sweeping past the minutes of it's face
And the world is like an apple whirling silently in space
Like the circles that you find in the windmills of your mind
دیدن این نمایش بسیار لذت بخش بود،کارگردانی عالی اقای معجونی عزیز،بازی های تقریبا یکدست،به شخصه از بازیه اقای نوری (پیش از این نیز در نمایش بر اساس دوشس ملفی از بازیشون لذت برده بودم) ,اقای حسینیان و همینطور اقای مازیار سیدی لذت بردم.
ایده ی هایلایت برخی مکالمات و اتفاقات در شلوغی و هیاهوی اشپزخانه بسیار عالی بود به طوریکه در بخشی از ان تنهایی و درد یکی از کاراکترها در شلوغترین و پرفشارترین ساعت کار به خوبی حس میشد. هماهنگی این تعداد بازیگر، طراحی و کارگردانی خاصی رو میطلبید که اقای معجونی عزیز به خوبی اون ... دیدن ادامه » رو به نمایش دراوردند. و در نهایت از شنیدن ترانه ی windmills of your mind نیز حظ وافری بردم.