تیوال ابراهیم عزیزی | دیوار
S2 : 00:43:22
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سلام بر دوستان تیوالی عزیز و همراه
خیلی مخلصیم
خوشحالمون می کنید و کیف می کنیم ببینیمتون و اگه نظر، نقد و پیشنهاداتون رو صادقانه بعد از دیدن اجرای کاناپه روی دیوار برامون بنویسید، هم بیشتر کیف می کنیم، هم لذتش براموم باقی می مونه.
دمتون گرم که ما و تئاتر رو حمایت می کنید. خیلی عزیزید و به امید دیدار.
عاطفه جنابی این را خواند
پرند محمدی، علیرضا، امیرمسعود فدائی و پریسا اکبری این را دوست دارند
موفق باشید و خوش بدرخشید...
۱۷ آذر ۱۳۹۵
متشکرم از انرژی خوبتون
۱۸ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همگی عزیزان
گروه کابوس شب نیمه تابستان هم، تمایل و علاقه داره که اجرا رو ادامه بده و استقبال بسیار خوبی هم از نمایش شده، و متشکریم که ما و تئاتر رو حمایت می کنید و پیگیر تمدید هستید. اما متاسفانه سالن این امکان رو برای گروه فراهم نمی کنه. ما امیدواریم توو فرصت بهتر و در سالنی مناسب تر که در شان تماشاگر تئاتر باشه اجرای نمایش رو مجدد آغاز کنیم. متشکریم و به امید دیدار
نمایش چشم بر هم زدن نمایشیست پر از فراز و فرود.پر از انرژی .با بازیهایی عالی و صحنه پردازیهایی محشر.فضاسازیهایی پر از رنگ و نور و خلاقیت.نمایشی که تماشاگر در یک چشم بر هم زدن عاشقش میشود و خود را هزار بار لعنت نمی کند که چرا برای تماشای تاتر پول و وقت گذاشته.این نمایش قطعا حاصل زحمات یک گروه همفکر و همدل است. خوشحالم که سعادت تماشای این نمایش را داشتم. خوشحالم که در این سرزمین تاتر نفس میکشد.
دوستان نازنینی که قصد تماشای یک نمایش پر فراز و نشیب؛ خلاق؛ شریف و ایرانی را دارید پیشنهاد میکنم تماشای این‌نمایش دلچسب را از دست ندهید.
بیایید دم خود را با این دم نمایش همراه کنیم که نمایش با دم تماشاگر زنده است.
دم شما گرم.
""نادر نادر پور""
کارگردان تئاتر
چشم بر هم زدن- نمایش حیرت انگیزی است.. تمام ایده نخ نما شده نوستالژی بازی دهه شصت را ضایع می کند.. گذشته در این نمایش، همان زمان حال است. نه اینکه بخواهد با ارجاع به گذشته ، موقعیت حال را بازسازی کند. بلکه به مخاطب حقنه میکند کابوس لعنتی زمان را که چطور دارد مچاله میکند همه را و مخاطب را ویران می کند.. متن دقیق و کار گردانی زیرکانه و البته بازیی هایی که مو لای درزش نمی رود..
باقر سروش
کارگردان، نویسنده
متن جناب حسین پاکدل عزیز
"چشم بر هم زدن"
این نسل آدم را شگفت زده مى کنند.
تمام آنچه بر آنها رفته را با زبان و بیان ویژه خودشان روى صحنه بازگو مى کنند.
هرکار بکنى نسلها روایت خود را از پدیده ها دارند.
اسباب حیرت اند. آدم از آنها جا مى ماند.
ما حوادث دهه شصت را با گوشت و پوست و استخوان دیدیم و لمس کردیم، این نسل یا از دور چیزهایى شنیدند و یا خواندند ولى هیچکدام به آن اندازه که لازم است در بطن حوادث نزیستند. ولى زبان هنر این حرف ها را
گوش نمى کند، کارى به کار روایت غالب و رسمى ندارد، راه خودش را مى رود و تحلیل خودش را دارد.
موقع تماشاى نمایش"چشم بر هم زدن" گروه اجرایى مرا و ما را مثل آب خوردن بردند به سى سال پیش و به راحتى به خود نشانمان دادند آنهم با چه جسارتى.
اثر پر زحمت و سخت است. دقیق است. سیال است و بین دو و چند زمان و مکان جریان دارد. این سیالى ما را نرم کرده و همچون موم مذاب به درون هزار توى قصه اى با نمک ولى تراژیک به سفر مى برد.
چه جدیت، هماهنگى و پشتکارى دارند گروه.
به تک تک آنها تبریک مى گویم.
به نویسنده اثر، محمد زارعى که آن را بر اساس رمانى از فرهاد بابایى نوشته است.
به طراح و کارگردان جوان و با دانش محمدحسین زیکسارى و دوستان بازیگر که هرکدام درجاى خود مکمل روند درام بودند و همه در این عکس هستند:
ابراهیم عزیزى، سرور عرب پور، على پویاقاسمى، آندیا عبدالرسول، مهرداد مصطفوى، سجاد تابش، سروش شاکر، ارغوان پورصفر، پرهام یدالهى، هانیه نجفى، بهنوش ناصرپور، رعنا قادرى، شروین عقیلى و مهسا محب اهرى.
این ... دیدن ادامه » اسم ها را و این چهره ها را به خاطر بسپارید، اینان چهره هاى جدى و بنام آینده نمایش اند.
محل اجرا: سالن ارغنون واقع در خیابان نوفل لوشاتو، بعد از تقاطع رازى، بن بست زیبا، پلاک ١
ساعت اجرا هرشب ساعت ٩
خیالتان راحت، جاى پارک ماشین هم دارد.
شاید... نمی دونم ...شاید باید بچه جنوب شهر باشی تا اجرای چشم برهم زدن رو بیشتر از بقیه درک کنی، باید بابات بیکار شده باشه و اندازه پول یه ساندویچ هم نداشته باشه تا این اجرا رو بفهمی، باید بابات جبهه رفته باشه و نباشه خونه و وقتی آژیر می کشن مادرت ندونه چه کنه تا اجرا رو بفهمی، باید پدر بزرگ ات تو حیاط خونه برات تاب ساخته باشه، اصلا باید خونتون حوض داشته باشه تا اجرا رو بفهمی، باید عاشق دختر همسایتون یا اولین معلم زنِ اول دبستان ات شده باشی تا اجرا رو بفهمی، باید واسه یه عکس "فون باسن " از بچه ها ی محل سر عکس بازی کلی کتک خورده باشی، باید بدونی کباب کوبیده شب جمعه یعنی چی، وقتی خونه رو بوی برنجِ دم کشیده برداشته یعنی چی، باید فامیلتون خونه اش بمب خورده باشه و تو دیده باشی که تکه پاهاشون رو می ریختن تو کیسه گره می زدن، باید عاشق دختر مهد کودک بوده ... دیدن ادامه » باشی و یه روز بیای ببینی رفتن از اون محل باید، مسجد محل واست فیلم "بروسلی" گذاشته باشه، باید فیلم فارسی زیاد دیده باشی، باید گریه رو بفهمی، خنده رو بفهمی و چشم برهم زدن رو...
نوشته دوستی از همین نزدیکی ها
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از میدون تجریش با مینی بوسی میرفتیم که کرایه اش یه اسکناس بیست تومنی آبی بود .میرفتیم پاستور واکسن بزنیم و یه بسته هانیسمک درد سوزن واکسن رو واسمون کم میکرد.... بعد با یه مینی بوس دیگه میرفتیم کرج خونه ی مامان بزرگم دور بخاری نفتی میتشستیم حرف میزدیم غذاهای خوشمزه میخوردیم و از رادیو آمریکا آهنگ داروغه ی مرتضی رو با کیفیت خیلی بد پر میکردیم رو نوار...از اون موقع ها سکوت اش یادم مونده سکوتی خالی از صدای دزدگیر ماشیانا و صدای اسمارت فونها و... سکوت روی تصویر شیشه ی لاجورد مامان بزرگم که گاهی باهاش رخت میشست میاد جلوی چشمم... سکوتی که تو یه چشم برهم زدن تموم شد و رفت و رسید به سر و صدای حالا...
اگه میخواید این سکوت زیبارو توی یه سالن تیاتر تجربه کنید به تماشای نمایش " چشم برهم زدن" بشینید
میلاد اخگر
بازیگر و کارگردان تئاتر
چهارده تا قلب روی صحنه نمایش چشم برهم زدن هر روز می تپه تا برای شما و ما زنده بمونه. باشید تا روبروی هم نفس بکشیم و لذت ببریم از هر نفسی که میره و میاد. باشید حتی اگه "چهره ای " بین ما چهارده تا قلب نباشه. تئاتر و صحنه به قلب نیاز داره. به قلب شما و ما.
چهارده تا قلب که نبض داره تقدیم به شما که همراه مایید.
امروز همه کنار هم می ایستیم و دستامون رو می گیریم جلو و کف دستمون رو باز می کنیم، قلبامون رو میذاریم کف دستمون و می بوسیم و می فرستیم برای بانو هُما روستا که دیدم قلبش دو بالِ کوچولوی سفید درآورد و پر زد رفت.
سلام
نمی دونید چقدر حال همگی ما خوبه و چشمامون از شوق دیدن شماها برق می زنه وقتی در آخر اجرا چشم توو چشم شما می شیم. من به شخصه از طرف گروه نمایش باغ وحش شیشه ای ممنونم و متشکر و خوشحال که شماها رو داریم که نفستون به کاراکتر ها جون میده و به ما انرژی. دوست داشتیم این اجرا حالا حالاها رو صحنه باشه، اما زمان کم و نمایش رو به اتمام. هر چه در توان داریم میذاریم تا نمایشی آبرومند، در خور شما و نمایشنامه نویس این اثر تنسی ولیامز اجرا کنیم. متشکرم از تمام حمایت های شما. به امید دیدار در روزهای پایانی. دوستتون داریم بسیار.
ارادت
ابراهیم عزیزی
جناب سیامک قلی زاده عزیز خیلی خیلی ممنونم که اشتباه تایپی من رو یادآور شدید. متشکرم
۱۱ آذر ۱۳۹۳
آقای عزیزی خواهش میکنم و خوشحالم که اینجا حضور دارید.
امیدوارم بتونم بیام و اجراتون رو از یه متن دوست داشتنی ببینم.
در ضمن اقدام هوشمندانه ای بود.
۱۱ آذر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خداد عزیزی( نسبتی هم نداره گویا متاسفانه با من) مهاجم اسبق تیم ملی فوتبال ایران در بخشی از صحبت هایش خاطره جالب و البته خنده داری نقل کرد و گفت: خیابانی در بازی ایران -استرالیا به من لقب غزال تیزپای ایران داد. مدتی بعد به سرعین رفتیم و یک پیرمرد به سختی خود را به ما رساند و تاکید کرده بود باید مرا ببیند. وقتی به ما رسید با صدای بلند گفت "درود بر شغال تیزپای ایران.
به همین مناسبت نمایش ایران- استرالیا به کارگردانی سجاد افشاریان در فرهنگسرای ارسباران ساعت 8 شب اجرا می شود.
نمایش رو که دیدم اون روزا برام زنده شد.از وقتی روی صندلی سالن نشستم و نور صحنه اومد تا وقتی با صدای بهزاد عمرانی ( بمرانی ها) نور صحنه گرفته شد لبخند اون روزا رو لبام بود.این اجرا رو بازم می بینم و ببینید چه کسایی که با اون روزا چه فوتبالیش چه غیر فوتبالیش خاطره بازی می کنن و چه کسایی ... دیدن ادامه » که اصلن یادشون نمیاد اون روزا. شادی ای که توی ذهن همه مون حتی بچه های آینده که هنوز به دنیا نیومدن نقش بست و می بنده. شب قبل از بازی توی پیاده رو همه شمع روشن کرده بودند و شب بعد از بازی همه همه جا بودن غیر از خونه هاشون.همه رو هوا بودن. نه از اون هواهاااا، اشتباه نشه از همین هواهای خودمون که قدیم می خوندیم : یه توپ دارم قل قلیه می زنم زمین هوا میره نمی دونی تا کجا میره. از اونا. و همه فهمیدیم بالاخره اون توپ کجا رفت.
نمایش ایران- استرالیا هر شب فرهنگسرای ارسباران ساعت 8 شب




کیمیا TAV این را خواند
سجاد افشاریان، sanaz m.barin و آیدا خمان این را دوست دارند
ای قربون تو ابراهیم :-*
۲۴ مرداد ۱۳۹۳
خیلی عزیزی سجاد
۲۴ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسمِ الله لبخند 
حرکتــ شروع شده .. ملتی که جمع می شوند تا به اعدام ، خشونت و این هرج و مرج ِ بی پایان نه بگویند .. تویِ این دوشبی که از اجرای مجدد نمایش احساس آبی مرگ در تماشاخانه یِ سنگلج می گذره .. سیل مردمی که برای اولین بارها اومدن تئاتر ببینن حال امو خوب و اشکمو جاری کرد .. مردمی که برای داشتن نقشی اساسی به عنوان یک شهروند در جهت کاهش خشونت اونجا حضور پیدا می کنند .. با شروع مجدد اجراها من بیشتر از پیش از زندگی و بودن ام احساس رضایت می کنم .. از کارم و از نمایشی که دغدغه یِ جامعه یِ به روز خود رادارد بدون اینکه سفارش جایی یا اُرگانی باشد ..خوشحالم که در مکانی اجرا می رویم که تمام آدم هایی که دوست داشتیم از شمال وُ جنوب وُ بالا وُ پایینِ این شهر این نمایش را ببینند فرصت دیدنش را دوباره به دست آورده اند ..در پایان ، شروع حرکتــ را یاد آور می شوم .. ابتدایِ ... دیدن ادامه » راهی که تمامی ماها در آغاز آن ایستاده ایم و تئاتر اجتماعی و کاربردی شکل نمی گیرد مگر با کمک و توجه تمامی شما مردم تئاتر بین و هنر دوست این مرز وُ بوم .. و خواهش من این است که ار این نمایش را ندیده اید ، دیدنش را از دست ندهید .. نه به خاطر نمایشنامه یا کارگردانی و یا بازی ها بلکه به خاطر رویا رویی با جهانی از دغدغه که می تواند فردای بهتری را برای تمامی فرزندان این ملت رقم بزند
..با احترام سجـاد افشاریان
من این تئاتر رو دیدم و نمایش اثر گذار و خوبیه. اما واقعا ارزش دو بار دیدن در یک سال رو نداره! :(
۲۴ آذر ۱۳۹۲
مرسی آقای عزیزی...منظورم این بود که اگر میذاشتید حداقل یکسال ازش میگذشت حتما برای بار دوم هم میومدم و خیلیها هم مثل من میشدن. اما الان همه تئاتر رو یادمه!! :))
به هر حال کسانی که ندیدن براشون فرصت خوبیه...مرسی از توضیحاتتون
۲۵ آذر ۱۳۹۲
به نظر من همه این نمایش ترجمان بزرگی و شرف بود مخصوصا این دعوت ها، متن آخر نمایش که خواستید این کار را به دوستانمان پیشنهاد کنیم و البته این متن زیبا، تلاش برای چیزی ورای خود!
سپاس
۰۶ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما، تک تک ما یک سال و چند ماهی هست که داریم با این آدم ها زندگی می کنیم. وقت هایی شده است که از شماره های نا شناس با ما تماس گرفته اند و گوشی را که بر داشته ایم یا سمیه پشت خط بوده است یا مائده یا سمیرا یا محمد سالار یا یکی از همین بچه هایی که ما این همه وقت است که داریم زندگی اشان را روی صحنه بازی و می کنیم و این همه سختمان بوده است.
حالا باز یک بار دیگر وقت آن رسید که این حال و این حرف های مگو و روزهای با هم بودن های به بهانه ی یک نمایش اما در اصلش زندگی کردنمان را با شما قسمت کنیم.
این بی قراری شروع اجراها حال عجیبی است. باز زمان آن رسید که از بیستم آذر ماه بدانیم که هر شبی راس یک ساعتی قرارمان به جمع شدن است و به دیدار تک تک شمایی که می آیید و در تاریکی می نشینید و صدای نفس هاتان تمام مدت با ما همراه است تا در انتها نور که بیاید چشممان به هم بیافتد و شاید ... دیدن ادامه » که سکوت کنیم و شاید یک چیزکی بهم بگوییم و شما بروید و برای ما باز فردا شب همان ماجرا ادامه داشته باشد.
حالا اگر دوست داشتید که زندگی این بچه ها را، همین سمیرا و سمیه، امید، صابر، محمد سالار و مائده را بشنوید(همین بچه هایی که آدم کشته اند به غفلت یا به تصادف یا حماقت کرده اند و یا...). یا اگر آن یکی اجرا را دیده اید و حالا مایلید بدانید ماجرای پرونده هایشان به کجا رسیده است، یک روزی از همین روزهای اواخر آذر یا دی ماه بلند شوید، شال و کلاه کنید بیایید به سالن سنگلج و بدانید که هر شب ما چشم انتظارتان هستیم و به شنیدن صدای نفس هاتان، تک تک اتان، دلگرم می شویم. با احترام گلبو فیوضی بازیگر احساس آبی مرگ
جناب عزیزی گرامی فرمودید ...و حالا "مایلید بدانید ماجرای پرونده هایشان به کجا رسیده" یعنی این اجرا با اجرای ارسباران تفاوت داره یا همون اجراست؟
۱۹ آذر ۱۳۹۲
سلام به شما بزرگوار. بله حتما به دیدن اجرای زیباتون خواهیم آمد و ممنونم از پاسخگوییتون.
۱۹ آذر ۱۳۹۲
دوان دوان می آییم...
۱۹ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"احساس آبی مرگ" نمایش مستندی از نوجوانانی که مرتکب قتل شده‌اند
امین میری در گفتگو با شبکه رادیویی ایران صدا.
فایل صوتی گفتگو را از همین لینک بشنوید
http://www.iranseda.ir/FullNews/?g=1130293&s
محیا سلطانی و گلی صفری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نشست خبری اجرای مجدد نمایش احساس آبی مرگ 18 آذر 1392
گزارش ایسنا از نشست خبری "نمایش مستند احساس آبی مرگ"
http://isna.ir/fa/news/92091812766/-احساس-آبی-مرگ-را-این-بار-در-سنگلج-تجربه
گلی صفری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش مستند "احساس آبی مرگ" در نوبت دوم اجرای عمومی خود در تهران ؛ از بیستم و یک آذرماه ؛هر روز هفته به جز شنبه ها ؛ساعت 19.30در تالار سنگلج تهران به روی صحنه می رود. اگر این نمایش مستند را که موضوعش پرونده های واقعی نوجوانانی است که مرتکب قتل شده اند در اجرای عمومی فرهنگسرای ارسباران ندیده اید؛حالا این فرصت فراهم شده است. ضمن آنکه تمامی تغییراتی که در پرونده این نوجوانان در طول این چند ماه پدید آمده است در اجرای مجدد نمایش؛ لحاظ شده است.بنابراین حتی اگر پیش از این نمایش را دیده اید و کنجکاوید بدانید در این مدت؛ پرونده این نوجوانان چه تغییراتی کرده است ؛ با تماشای این اجرا پاسخ سوالاتتان را خواهید گرفت.

روابط عمومی نمایش احساس آبی مرگ
در ارسباران از دیدن این نمایش لذت بردم.
۱۴ آذر ۱۳۹۲
پیوستن من به تیوال به واسطه این نمایش بود. میخواستم اجراهایی را که درآمد آن به نفع این پرونده ها هزینه میشد ببینم اما متاسفانه کمی دیر شده بود. من ماندم و تیوال! به هر حال خوشحالم که دوباره اجرا میشه موفق باشید.
۱۴ آذر ۱۳۹۲
خانم کهربائیان به امید دیدار.ممنون از شما
۱۵ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اطلاعیه بسیار مهم روابط عمومی احساس آبی مرگ:

1- تنها پنج شب از اجرای احساس آبی مرگ باقی مانده است. دوشنبه 24 تیر تا جمعه 28 تیر تنها اجراهای مانده از این نمایش است وقت زیادی نمانده و زمان بیرحم و بسیار سریع می گذرد، با توجه به حجم بالای رزروهای تلفنی برای این چند شب (حتا از همین الآن) توصیه می شود زودتر برای رزرو بلیط نمایش اقدام کنید تا هم صندلی مناسب تری داشته باشید هم خدای ناکرده ما شرمنده ی دوستانی نشویم که بیایند و بلیط نمانده باشد.

2- دوستان عزیز، اجرای احساس آبی مرگ در روز یکشنبه 23 تیرماه، به دلیل برنامه های فرهنگسرای ارسباران کنسل شد. این نه خواست و نه ترجیح گروه بوده اما بازهم وظیفه داریم پیشاپیش از تمام دوستانی که برنامه ریزی کرده بودند کار را یکشنبه ببینند عذرخواهی کنیم.

با مهر و سپاس
آرزومند و عیسی سلمانی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام عزیزان جان
خواستم چند مورد رو یاد اور شم....

1.اجرای احساس ابی مرگ از روز سه شنبه .92/4/18 فقط و فقط در ساعت 19/30 اجرا خواهد شد و این اجرا تا پایان تیر ماه تمدید شد.

2.دوستان عزیزی که روز جمعه14 تیر ماه بلیت خریدند اما متاسفانه موفق نشدند اجرا رو ببینند.لطفا یک روز قبل از اومدنشون با شماره رزرو اجرا 09359423136 تماس بگیرند تا من بتونم از خجالتشون در بیام و جای مناسبی براشون رزرو کنم.

3.عزیزانی که از طریق سایت تیوال بلیت رزرو می کنند.حتما حتما لطف کنند نهایتا 45 دقیقه قبل از شروع اجرا در فرهنگسرای ارسباران برای تحویل بلیت حضور بهم رسانند.حتما.

ممنون از توجهتون

آنالی شکوری روابط عمومی احساس آبی مرگ
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این هم خبری که همه منتظرش بودیم :

بسم اللهِ لبخند
دوستان ، رفقا ، هنرمندان ، تمامیِ مردم ناب این خاک
دمِ همه یِ شما گرم ، ادبیات از پس سپاسِ شما بر نمی آید و عاشقانه بر خاک کفش تمامیِ شما بوسه می زنم ... به لطف ِ حضور وُ شرف تمامی شما تمامِ مبلغ مورد نظر حاصل شد ، حتی مقداری بیشتر که آن را صرف جوان هایِ بعدی می کنیم ...
تنها یک خواهش از تمامی دوستان و اهالی رسانه صادقانه و عاجزانه از تمامی شما خواهش می کنم تا رسیدن خبر های خوش هیچ گونه بازتاب رسانه ای خود سرانه و غیر خود سرانه ای انجام ندهید و با کسی تماسی نگیرید .. چون خیلی از اتفاقات و شعارهای ِ حاشیه ای به ضرر این بچه هاست ...
با همکاری وکلا و دوستان در حالِ مذاکرات نهایی و طیِ شدن مراحل قانونی هستیم ...
اندکی صبر و صبر و صبر روزهایِ لبخند نزدیک است .

با جانِ دل
سجاد افشاریان
| لطفا هر جا که شد به اشتراک ... دیدن ادامه » بگذارید |
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستایِ نازنینم که در قلب ما جای گرفتید
سلام
دیشب تمامیِ ما به راستی دریافتیم که هنوز زنده ایم .. هنوز عاشقیم و هنوز بر ایرانی بودن خود می بالیم .. دیشب تمامی ما از حضور ناب مردممان لبریز شدیم مردمی که تنها با دانستن یک نام خودشان را از جای جای ایران به یاری ما رساندند .. دست هایشان را بوسه می زنم و قدم هاشان را بر چشم ..
روز جمعه در اجرای خیریه فرهنگسرای ارسباران مبلغ شصت و یک میلیون وُ چهارصد وُ پونزده هزار تومان به صورت نقدی به همراه هزار دلار و یک ربع سکه و دست بند هایی که یک کودک دوازده ساله برای فروش و کمک به خیریه بافته بود جمع شد و تا به حال با کمک های نقدی که به حساب واریز شده این مبلغ به نود میلیون رسیده .. با تلاش تمامی دوستان و هنرمندان و صحبت هایی که شده به یاری تنها خدای همراه تا شب تمامی این مبلغ تهیه می شود ..
تا کنون این اجرا شروعی از گروه ... دیدن ادامه » احساس آبی مرگ بود و حالا که این نمایش تا پایان تیر ماه به حیات خود ادامه می دهد متعلق به تمامیِ شماست ..
من امید دارم به شروع روزهای خوب و ایمان به نفس کشیدن انسانیت و مهر و عاشقانه های نابی که دیشب اتفاق افتاد ، عاشقانه هایی که فکر کردن به آنها ادامه زندگی را آسان تر می کند..
این روزها بر صحنه چشمانمان از دیگر لحظه های حضور بر صحنه شاد تر است ، چرا که تمامی ِ ما بر ضرورت ساخت یک تاتر آگاه تر شده ایم .
خدا می دونه چقدر حالم خوبه که ایرانی ام و این حالِ خوب ما از تمامی ِ ماست که یکدیگر را می بینیم و چه ناب و چه ناب و چه نابـــ

با جانِ دل
سجاد افشاریان
شنبه پانزدهم تیرماه هزاروُ سیصد وُ نود وُ دو
واقعا، دست مریزاد.
۱۵ تیر ۱۳۹۲
Salam man baraye yekshanbe belit kharidam ama mikham ke mablaghesh be nafe on pesare zendani bashe mishe plz?
۱۵ تیر ۱۳۹۲
خانم برخورداری سلام. لطفا با شماره رزرو تماس بگیرید.ممنون از مهر شما
۱۶ تیر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


خبرگزاری ایلنا: نمایش «احساس آبی مرگ» نوشته سجاد افشاریان و کارگردانی امین میری اجرای امروز (جمعه ۱۴تیرماه) خود را برای هدفی خیر در نظر گرفته و قصد دارد عواید حاصل از اجرای اثر را به نوجوانان کانون اصلاح و تربیت اختصاص دهد. این گروه همچنین قصد دارد از طریق برقراری ارتباط بین نوجوانان کانون و تاثیر هنر نمایش بر آن‌ها موجبات کاهش خشونت را فراهم کند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، امین میری کارگردان نمایش «احساس آبی مرگ» در ارتباط با شکل‌گیری متن نمایش اظهار کرد: داستان از زمانی آغاز شد که سال گذشته دنبال سوژه‌ای مناسب برای خلق نمایش بودم و در همین زمان به یاد دوست دیگری افتادم که زمانی مستندی درباره بچه‌های کانون اصلاح و تربیت کارگردانی کرده بود. همین موضوع را با سجاد افشاریان درمیان گذاشتم و قرار شد کار تحقیق و نوشتن نمایش‌نامه آغاز شود.
وی ادامه ... دیدن ادامه » داد: به لطف حمایت مدیرکل مرکزهنرهای نمایشی تمام مجوزهای لازم رادریافت کردیم و توانستیم با مسئولان کانون ارتباط برقرار کنیم. آقای آشنا به محض اطلاع از محتوای اثر موافقت کرد و معتقد بود این یک واقعیت اجتماعی است که گرچه برای مخاطب بسیار تلخ به نظر می‌رسد اما باید مطرح شود.
میری همچنین به مسیری که برای نگارش نمایش‌نامه طی شد اشاره کرد و اظهار داشت: در طول یک‌سال گذشته مصاحبه‌های گوناگونی با خانواده‌های مقتولان، بچه‌های کانون اصلاح و تربیت، مدیران و مربیان این محل و همچنین خانواده‌های افرادی که به عنوان محکوم در کانون مراقبت و نگهداری می‌شوند داشتیم که حاصل آن چیزی حدود ۷۰۰صفحه گفتگو شد و متن اثر به همت سجاد افشاریان از دل همین صحبت‌ها بیرون آمد.
وی سپس به اجراهای گذشته نمایش «احساس آبی مرگ» و تغییرات پس از آن اشاره کرد و افزود: اولین اجرای کار به دعوت جشنواره تئا‌تر شمسه میسر شد که در حوزه هنری روی صحنه رفتیم و کار با استقبال مخاطبان مواجه شد. پس از این اجرا در کار بازنگری کردیم چون یکی از روان‌شناسان همراه گروه تاکید کرد مغز انسان توانایی پذیرش مدت زمان زیاد فشار نکات منفی و تلخی را ندارد و در نتیجه مخاطب بعد از مدتی با اثر همراهی نمی‌کند. بر این اساس پرگویی‌ها حذف شد و در زمان اجرای نمایش هم تغییراتی به وجود آمد.
این کارگردان جوان تصریح کرد: مدتی بعد از سوی مسئولان تالار مولوی برای اجرا دعوت شدیم و سپس هم که به فرهنگسرای ارسباران آمدیم. تقریبا می‌توان گفت تا امروز تنها در این سالن حدود ۲۰۰۰تماشاگر را پذیرا بودیم که با مشاهده ابراز احساسات آن‌ها هنگام اجرای اثر و پس از آن می‌توانم بگویم نمایش توانسته تاثیر خود را بگذارد.
میری با بیان خاطره‌ای از واکنش تماشاگران اضافه کرد: در اجرای جشنواره شمسه پسری بیست و یکی دو ساله بعد از اجرای کار پیش من آمد و گفت اجرای بعدی نمایش شما چه زمانی است؟ به او پاسخ دادم از طریق رسانه‌ها مطلع می‌شوید. سپس عنوان کرد نمایش شما به من شباهت زیادی دارد چون می‌خواستم پدرم را بکشم اما بعد از دیدن نمایش از فکری که داشتم پشیمان شدم. من الان احساس می‌کنم چقدر خوشبخت هستم که در چنین شرایط سختی قرار ندارم.
کارگردان نمایش «احساس آبی مرگ» ضمن اشاره به اجرای خیریه اثر خود در روز جمعه اظهار کرد: اجرای امروز به نوجوانان و جوانانی اختصاص دارد که برای رهایی نیازمند کمک مالی هستند و ما اگر بتوانیم مبالغ مورد نیاز را جمع آوری کنیم سریع‌تر آزاد خواهند شد.
وی در پایان ضمن طلب یاری ازهموطنان عزیز به داستانی که یکی از خیرین گفته بود اشاره کرد و اظهار کرد: روزی مردم برای خرید یوسف پیامبر و آزادی او پول جمع‌آوری می‌کردند، پیرزنی نزدیک شد و گفت من هم دوکی دارم که برای خرید او به شما می‌دهم، یکی از جمع عنوان کرد که‌ ای پیرزن تو انتظار داری با این دوک به آزادی عزیز مصر کمک کنی؟ پیرزن پاسخ داد: مهم نیست، تنها می‌خواهم نام من هم در میان اسامی خریداران و کمک کنندگان باشد. امیدوارم هموطنان جمعه (۱۴تیرماه) به کمک ما بیایند تا به امید خدا روز یکشنبه خبر خوشی بشنویم.

این خیریه ساعت21 امروز جمعه (14 تیرماه) با حضور جمعی از هنرمندان تئاتر و سینما به همراهی ورزشکاران و هموطنان نوع‌دوست در فرهنگسرای ارسباران واقع در سیدخندان - ضلع شمال غربی - خ. ارسباران (جلفا) برگزار خواهد شد.
سوالی دارم.اول تشکر میکنم و خسته نباشید میگم به همه شما عزیزان. بعد اینکه این خیریه برای کمک به صابر مگه نیس؟اگه هست که تاریخ حکم اعدام 16 هست. ولی نمایش اجرایی 16 و 17 تیر هست.پس چجوری میشه کمک کرد.چون برای ما که تهرانی نیستیم گفتن با خرید بلیط میشه کمک کرد ... دیدن ادامه »
۱۴ تیر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید