تیوال آرش فصیح | دیوار
S2 : 01:08:40
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
آرش فصیح
درباره نمایش اوبو i
یادداشت محمدرضا میرحسینی
بازیگر،مدرس دانشگاه و طراح رشته بازیگری در دانشگاه علمی کاربردی
درباره ی نمایش " اوبو "

این روزها به مدد سالن های خصوصی در شهر تهران ، تاتر های فاخری روی صحنه درحال اجرا هستند. اما تاتر اوبو به نویسندگی: آلفرد ژاری و کارگردانی علیرضا دریابیگی نظرم را جلب کرد و بنده را بر آن داشت تا مطلبی هرچند کوتاه راجع به این کار بنویسم .

همینطور که میدانیم آلفرد ژاری از نویسندگانی است که در سن جوانی به عنوان یک نخبه شناخته شده و منتقدین سبک نویسندگی وی را به مکتب دادائیسم ،سمبلیسم و فراواقع گرا نزدیک میدانند و حتی میتوان گفت نمایشنامه نویسان بزرگی چون ساموئل بکت و اوژن یونسکو تحت تاثیر وی قرار گرفتند .‌
اوبو شاه که از بهترین آثار این شاعر و نویسنده فرانسوی است یکی از خلاقانه ترین و عجیب ترین نمایشنامه های جهان نیز میباشد که بخاطر برهم زدن،وارونه جلوه دادن و کُمیک انگاشتن قواعد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و همچنین به سخره گرفتن قدرتی که از حرص و آز بدست میاید، بازتاب متفاوتی در جهان داشته است.

چند شبی است دکتر علیرضا دریابیگی این نمایش را در سالن حافظ به روی صحنه آورده.
از مهمترین عناصری که در کارگردانی این کار به چشم می خورد و خود را از تاتر های دیگر متمایز می نماید، تصویری کردن و تبدیل متن و دیالوگ به حرکت، رنگ و عمل نمایشی است.
استفاده زیبایی شناسانه از نور وصدا ، استفاده هوشمندانه از ابزار مدرن ارتباطی ،همچون ویدئو پروژکشن در سقف سالن ، استفاده خلاقانه از رادیو به جای آوردن بازیگران و جمعیت روی صحنه ، موسیقی بسیار قدرتمند ، لباس های عجیب و غریب و بازی بازیگران به شکلی هماهنگ با دکور، متن و شیوه اجرا .
از نکات قابل توجه در مورد بازیگری میتوان به استفاده از فانتزی ها و کاریکاتور ها در بیان ،بدن و بازی بازیگران که مسخره ،سطحی، سبک و یا حتی بی مغز بودن شخصیت های اصلی درام را به درستی به تصویر میکشیدند، اشاره کرد.
مکانیکی بودن یا ماشینی بودن حرکات بازیگران مقابل شخصیت اوبو، ابزار بودن این آدمها به دست قدرت را به شکلی کاملا تئاتری نشان می دهد.
حتی استفاده از همسرایان بسیار هوشمندانه اعمال شده .‌آدمهایی که مانند طوطی فقط حرفهایی را تکرار میکنند که به آنها تلقین شده و آن چیزی نیست به جز تایید طلبی و مجیزگویی و ستایشگری توخالی اریکه قدرت .
... دیدن ادامه » در پانزده دقیقه اول نمایش شاید کندی ریتم ،کمبود هیجان در بازی بازیگران و بلندی صدای موسیقی، کمی مخاطب را سردرگم میکرد و این سوال را به وجود میاورد که چرا نمایش اینقدر کند و بی انرژی به جلو حرکت میکند ! انگار همگی در حال دیدن یک خواب طولانی و بی سروته هستیم.
اما از نیمه های راه به بعد شاهد شاهکارهای تصویری اعم از استفاده از گوشه های سالن و دیوارهای کناری(هم به وسیله بازیگرانی که به صورت غافلگیر کننده ای شروع به بازی می کردند و هم تصاویری که به درستی و درجهت مفاهیم متن،روی دیوارهای سالن به نمایش در آمدند) ،استفاده از اعمال جسمانی نمادین برای تصویری کردن زیرمتن در لحظات مختلف ، واقعا دیدنی بود . به عنوان مثال: صحنه قتل پادشاه به وسیله پاره کردن طنابی که به صورت دایره روی زمین پهن شده بود ویا صحنه خلع قدرت مسئولین و عالی رتبه گان کشوری ، که با عروسک هایی به شکل نیم تنه اجرا و به درون گودالی که در کف سالن تعبیه شده بود پرتاب می شدند.
همچنین وجود بازیگرانی که در کنار تماشاگران سالن با اوبو صحبت میکردند، القاء کننده مفهوم بی ارتباطی یا گنگ بودن ارتباط قدرت با توده مردم بود.
از نقاط قوت کارگردانی می توان به استفاده درست از امکانات صحنه (کف سالن ، سقف و دیوارها) در جهت به تصویر کشیدن متن اشاره کرد. تمامی میزانسن ها بر اساس حالت نعل اسبی سالن طراحی شده و ابزار های اجرایی استفاده شده در صحنه به نحوی باعث تصویر سازی در ذهن تماشاگر می شدند و اینکه تماشاگر می تواند خود و یا کشور خود را در آن موقعیت دیده و چالش مطرح شده را منحصر به منطقه ای دور از سرزمین خویش ندانسته و به راحتی با آن همزاد پنداری کند.
در هر صورت به علیرضا دریابیگی عزیز و تیم اجراییش بسیار تبریک میگویم . امیدوارم بازهم در آینده ای نچندان دور شاهد کارهای قدرتمند و قابل دفاعی از این کارگردان باشیم .
به همه شما عزیزان مخصوصا دانشجویان عزیزم توصیه میکنم حتما این کار خلاقانه و جسورانه را ببینند.
محمدرضا میرحسینی
بازیگر،مدرس دانشگاه و طراح رشته بازیگری در دانشگاه علمی کاربردی
نظر آقای #امیر_پوریا ی عزیز درباره نمایش #تناسخ_سه_تا_سی_و_پنج_تومن
خودم باورم نمی شود که از دوران حضور #امیرعلی_نبویان در کلاس هایم ده سال می گذرد. یادم است متنی نوشته بود که وقتی خواند، گفتم خب این را از دل یک نوشته ی #علی_حاتمی برداشته ای که تصادفن من نخوانده و ندیده ام. اما با تجربه در نوع نثر حاتمی به ویژه در آثار مرتبط با #قاجاریه و تاثیرپذیری از او، خودش شیطنت کرده و نوشته بود.میان تمام کارها و نوشته ها و موفقیت و ایده های به بار نشسته ی مختلف او، #تئاتر قبلی اش را ندیدم اما در اپیزود اول #نمایش تازه ای که حالا بر صحنه داردو نام طنزآمیزش #تناسخ_سه_تا_سی_و_پنج_تومن است، باز تجربه ای ازآن دست را دنبال کرده و روراست بگویم، برخلاف تصورم #هومن_حاجی_عبداللهی در اجرای فراز و فرود آن بسیار قدر کلمات را می داند و لحن ها را ماهرانه اجرا می کند. منهای ویژگی، ... دیدن ادامه » نمایش چه در شیوه ی #روایت و چه #خیالپردازی گسترده و عجیب اش، غافلگیر و گاهی روده برتان می کند و تمام که می شود، تلخی اش با طنین شدیدی به جا می ماند. موقعیت مردی که چاپار #ناصرالدین_شاه است و نیمه شب در حمامی خواب می رود و صبح می بیند گرمابه، زنانه شده و موقعیت گاوی که ناخواسته و ندانسته، دستگاه گوارش اش ماده ی گرانبهای موسوم به #اسکاندیوم تولید می کند و بابت همین، خوردن و ...ن اش مهم و پولساز می شود، در همین حدهم کنجکاوی برانگیز است. چه رسد به این که هر کدام از این شرایط، برروی #تناسخ بعدی شان اثر بگذارد!
اجرای نمایش در #تماشاخانه_پالیز ساعت هشت شب هر روز است
یکی دو شب پیش این پست آقای پوریا رو خوندم و با وجود اون‌که تصمیمی برای تماشا نداشتم راغب شدم برای تهیه بلیت. چیزی که این رغبت رو در من ایجاد کرد همون یکی دو کرشمه‌ای از کلیت اجرا بود که تو نوشته ایشون بود احتمالا همین‌ها برای دوستان دیگه‌ای که قصد تماشا ... دیدن ادامه » دارن مشمول قضیه اسپویل و لو‌دادگی بشه. اگه دوست داشتین اون برچسب رو فعال کنید.
۱۰ مرداد ۱۳۹۷
آقای رضا بولو
ممنون از دلگرمی و لطفتون و سپاس بابت پیشنهاد خوبتون
موفق و پیروز باشید
۱۰ مرداد ۱۳۹۷
ممنون از شما.
۱۰ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیرعلی نبویان از اجرای نمایش «تناسخ ۳ تا ۳۵ تومن» که داستانی درباره ارواح دارد در تماشاخانه پالیز خبر داد.

امیرعلی نبویان که نمایش «تناسخ ۳ تا ۳۵ تومن» با نویسنده و کارگردانی وی آماده اجرا می شود به خبرنگار مهر گفت: در حال حاضر روزهای پایانی تمرین نمایش «تناسخ ۳ تا ۳۵ تومن» را سپری می کنیم و قرار است اجرای عمومی خود را از ۲۷ تیرماه در تماشاخانه پالیز آغاز کنیم.

وی درباره نام نمایش توضیح داد: «تناسخ ۳ تا ۳۵ تومن» نمایشی است درباره تناسخ، در سه پرده با قیمت بلیت ۳۵ هزار تومان. هومن حاجی عبدالهی و بهار نوروزپور نیز ۲ بازیگر این اثر نمایشی هستند. نمایش سه داستان مرتبط با هم درباره تناسخ را به تصویر می کشد و درباره یک شرکت پیمانکاری ارواح با نام «تناسخ گستران شرق» است که به ارواح قالب جدیدی برای زندگی معرفی و پیشنهاد می کند. ارواح با مراجعه به این ... دیدن ادامه » شرکت در قالب اجسام مختلف فرو می روند.

نبویان ادامه داد: در این نمایش با یک روح طرف هستیم که هر بار یک زندگی را از سر گذرانده و مجددا برای قرار گرفتن در قالبی جدید به این شرکت مراجعه می کند. هومن حاجی عبدالهی در نقش روح و بهار نوروزپور در نقش مدیر شرکت ایفای نقش می کنند.

این نویسنده در پایان درباره ویژگی های اجرا بیان کرد: این اثر نمایشی از مونولوگ های طولانی برخوردار است و هومن حاجی عبدالهی در نقش یک روح، مونولوگ های طولانی دارد اما یک کاراکتر دیگر نیز حلقه وصل اتفاقات نمایش و پارتنر هدایت کننده بازیگر اصلی است که باعث می شود نمایش به عنوان یک اثر مونولوگ معرفی نشود.

عوامل این اثر نمایشی عبارتند از نویسنده و کارگردان: امیرعلی نبویان، بازیگران: هومن حاجی عبداللهی، بهار نوروزپور، تهیه کننده: بهار نوروزپور، با همراهی صدای (به ترتیب ایفای نقش): هدایت هاشمی، کمند امیرسلیمانی، رویا میرعلمی، بهارکاتوزی، بهاره رهنما، بهادر مالکی، بهرام افشاری، طراح صحنه و لباس: بهار نوروزپور، دستیاراول کارگردان و برنامه ریز: آرش فصیح، منشی صحنه: ارنواز صفری، عکس: مصطفی قاهری، ویدئو آرتیست: مهدی قدیانی، پویا رئیسی، طراح پوستر: بابک خسروزاده، ساخت تیزر: مریم دیهول، گروه کارگردانی: زهراسلطانی، فاطمه ده نمک، ساخت دکور: قاسم غضنفری، رضا تحقیقی، مدیرصحنه: قاسم غضنفری، طراح نوز: رضا تحقیقی، دوخت لباس: تکتم رضایی، دوخت کفش: تندیس رضایی، گریم: نیلوفر حیدری، طراحی صدا: احمد میرمعصومی، استودیو نغمه سازان.

در خلاصه داستان نمایش آمده است: خداوند فرموده که هر موجودی فقط یک بار حق زندگی دارد و تناسخ خیالبافیست. با اجازه حضرت باریتعالی می خواهیم حدود یک ساعت خیال ببافیم.

آروین موذن زاده
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرش فصیح
درباره نمایش آکواریوم i
اجرایی دراماتیک و هنرمندانه / نگاهی به نمایش "آکواریوم" به کارگردانی سیامک احصایی

حسن پارسائی: نمایش "آکواریوم" سیامک احصایی در همه حوزه‌های متن و داده‌ها و داشته‌های اجرایی، از طراحی صحنه و بازیگری گرفته تا کاربری نور، موسیقی و دکور، اجرایی تأویل‌آمیز به شمار می‌رود و برای تماشاگران فهیم تئاتر اثری دیدنی است.
اجرایی دراماتیک و هنرمندانه / نگاهی به نمایش "آکواریوم" به کارگردانی سیامک احصایی

سرویس تئاتر هنرآنلاین: چگونگی روایت غیرخطی، هنرمندانه و ساختارمند یک متن نمایشی، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های نمایشنامه است، زیرا سبب می‌شود تأثیرات حوادث و نحوه حضور پرسوناژها و نیز ارتباط تنگاتنگ آن‌ها با همدیگر، سطحی و گذرا جلوه نکند و بسیار تعلیق‌زا از کار درآید؛ در چنین شرایطی تماشاگران هرگز نمی‌توانند در ابتدا یا نیمه و حتی در یک چهارم پایانی نمایش، نوع و چگونگی پایان‌گیری داستان نمایش را حدس بزنند؛ به عبارتی، چنین متونی اغلب پازل‌گونه به نظر می‌رسند و "رفت و برگشت‌های موضوعی" ناگهانی، اما مرتبط که در مواردی عملا عنصر "زمان" را می‌شکند، ذهن تماشاگران را فقط و عمده‌تا در پایان اجرا، به "تجمیع ذهنی" و تحلیل نهایی "رخدادها و موقعیت‌ها وامی‌دارد. این ویژگی سبب می‌شود غایت‌مندی‌ها و اهداف اجتماعی، سیاسی و نیز داشته‌های عاطفی نمایش برای تماشاگر "تجربه شدنی" باشد. معمولا ارائه داده‌ها به این شیوه، بسیار گیرا و جذاب از کار در می‌آید و ذهن و عواطف تماشاگر را تا آخر نمایش با خود همراه می‌کند؛ اگر موضوع هم نو یا بسیار چالش‌زا باشد، در آن صورت کشمکش‌های عاطفی و ذهنی چنین تجربه‌ای اغلب مضاعف و پر دامنه خواهد بود.

نمایش "آکواریوم" به نویسندگی سیامک احصایی و مهرک قزوینی و کارگردانی خود سیامک احصایی که هم اکنون در سالن چهارسو مجموعه تئاتر شهر اجرا می‌شود، شاخصه‌های معینی دارد که در وهله نخست، شیوه روایت موضوع، محوریت قابل توجهی پیدا کرده است. موضوع متن نمایش بسیار ساده است، اما شیوه روایت تا حد قابل توجهی آن را دارای فراز و فرود و پیچیدگی نسبی کرده که عملا به تعلیق‌زایی هرچه بیشتر موضوع و موقعیت منجر شده است؛ متن به یک موقعیت، یک حادثه اصلی و یک حادثه فرعی می‌پردازد که به علت شیوه هنرمندانه روایت، هر کدام از موضوع‌های اصلی و فرعی به نوبت جای همدیگر را می‌گیرند و هم عرض و هم سوی با هم همانند دو جریان موازی پیش می‌روند و نهایتا با یکی شدن آن‌ها غایت‌مندی متن به شکل یک نتیجه‌گیری قابل قیاس و تأویل‌دار خود را آشکار می‌کند.

ابتکار نویسندگان متن (سیامک احصایی و مهرک قزوینی) آن است که همه چیز را به شکل "رفت و برگشت‌های موضوعی" پیش می‌برند و گرچه نتیجه نهایی این درام، عملا تلخ است، اما تأویلاتی بسیار معنادار شکل می‌گیرد؛ مرد و زنی که ابتدا از طریق پنجره‌های اتاق‌هایشان همدیگر را زیر نظر دارند و کم کم عاشق هم می‌شوند، در پایان وقتی به اجبار از هم جدا می‌شوند، جدایی‌شان فقط از نظر فیزیکی است وگرنه از لحاظ روحی و درونی، هردو در ذهن و عواطف‌شان باهم و در نهاد هم باقی می‌مانند.

موضوع نمایش عبارت از "تفتیش عقاید" مردم توسط لباس شخصی‌پوش‌های دولتی است. بخش قابل توجهی از نمایش به بازجویی‌های جابرانه اختصاص یافته است: مأمور مورد نظر مرد عاشق را دستگیر و شدیدا مورد بازجویی قرار می‌دهد تا او درباره زنی که نویسنده است و دوستش دارد، اطلاعاتی به ماموران بدهد. در پایان نمایش، زن نویسنده به خاطر بازرسی ماموران و تهدیدهای‌شان و نیز بردن همه دست‌نویس‌هایش، مجبور به ترک خانه و دیار و نهایتا از مردی هم که در همسایگی‌اش به سرمی‌برد و عاشق اوست، جدا می‌شود و موضوع نمایش با یک پایان‌بندی نسبی به آخر می‌رسد.

مرد عاشق با خاطره‌های زن تنها می‌ماند؛ زن هم تنهایی و با عشقی در دل از مکان زندگیش می‌رود و نمایش "آکواریوم" که عنوانش هم تمثیلی و نشانگر زندگی در یک محیط بسته و بدون آزادی است، با ژانر "درام تلخ سیاسی و اجتماعی" به پایان می‌رسد. در این اجرا که اساسا سبک و سیاقی واقع‌گرایانه دارد، رگه‌هایی از عشقی نسبتا رومانتیک هم چاشنی موضوع شده و اجرا را نمایشی‌تر و محتوادارتر کرده است. ضمنا گرچه دیالوگ‌ها اغلب کاربردی و کارکردی‌اند، اما در کل، جنبه‌های عینی موقعیت، حوادث و پرسوناژها برتری بیشتری پیدا کرده‌اند.

طراحی ... دیدن ادامه » صحنه که اسکلت معماری مکان و فضاهای هندسی موجود را نشان می‌دهد و رنگ سیاهی که ماتم‌زایی فضای خفقان آلود مکان‌ها را به نمایش می‌گذارد و همه طراحی صحنه را در برگرفته، بسیار هنرمندانه و هوشمندانه است. ضمنا میزهایی که در عرض قسمت جلویی صحنه قرار دارند و همه فضای صحنه را از فضای نشستن تماشاگران جدا کرده‌اند، دقیقا در راستای همان محدودیت‌های جبرآمیز حاکم و غیرانسانی است که دو پرسوناژ اصلی (زن و مرد عاشق) را از هم جدا کرده است.

معمولا شروع کردن نمایش با نور موضعی، اغلب غافلگیرکننده و ناگهانی است و اغلب ذهن و احساس تماشاگر را پس می‌زند؛ در نمایش "آکواریوم" هم اجرا با نور موضعی آغاز می‌شود، اما احصایی به گونه‌ای هنرمندانه قبل از شروع چنین صحنه‌ای، کمی موسیقی پخش می‌کند و در نتیجه، برای ارتباط تماشاگر با صحنه زمینه‌سازی عاطفی می‌کند؛ به همین دلیل استفاده از نور موضعی در آغاز نمایش، ذهن و احساس تماشاگر را پس نمی‌زند و کاربردی و کارکردی شده است.

میزانسن‌ها در راستای رفت و برگشت‌های موضوعی، متناسب با نوع دکور و طراحی صحنه، هنرمندانه شکل‌دهی شده‌اند. سیامک احصایی به عنوان کارگردان روی همه عناصر، داده‌ها و داشته‌های موضوعی و اجرایی صحنه عمیقا فکر کرده و نمایشی موجز، ساختارمند و پر محتوا ارائه داده است.

بازی هر سه بازیگر نمایش ستودنی است؛ کاظم سیاحی، غزل شاکری و روح‌الله حق‌گوی لسان بازی‌های حساب شده و هنرمندانه‌ای دارند: تغییرات چهره، لحن و حالت بدن آن‌ها واقعا اندازه‌گیری شده و مساوی با تعریف نقش‌های‌شان است. ضمنأ بازیگران تا حدی آهسته دیالوگ‌های‌شان را بیان می‌کنند. لازم است کمی ُتن صدای‌شان را بالا ببرند، چون تماشاگران باید از همه واقعیت‌های رفتاری و گفتاری آنان بر روی صحنه آگاه شوند. مضافا این‌که صدای موسیقی به هنگام دیالوگ‌گویی بازیگران حداقل باید "یک پرده" پائین‌تر باشد تا کمتر با دیالوگ‌ها تداخل پیدا کند و دیالوگ‌ها قابل درک‌تر شوند. کاربری نور بسیار هنرمندانه است و موقعیت‌های بازیگران و میزانسن‌ها را قابل تأکیدتر کرده است.

نمایش "آکواریوم" به کارگردانی سیامک احصایی در همه حوزه‌های متن و داده‌ها و داشته‌های اجرایی، از طراحی صحنه و بازیگری گرفته تا کاربری نور، موسیقی و دکور، اجرایی تأویل‌آمیز به شمار می‌رود و برای تماشاگران فهیم تئاتر اجرایی دیدنی است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد لهاک این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تنها 3 اجرای دیگر باقی مانده
منتظرتون هستیم
محمد لهاک این را خواند
مریم رودبارانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هفته پایانی نمایش ریش فیدل غبغب مرکل آغاز شد
تشریف بیارید
منتظریم
محمد لهاک این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت هوشنگ گلمکانی عزیز در اینستاگرامش درباره نمایش ریش فیدل، غبغب مرکل به کارگردانی امیرعلی نبویان
دیشب دو نمایش پی‌در‌پی در تماشاخانه پالیز دیدم که حال خوبی داشتند. اولی، «ریش فیدل غبغب مرکل» (امیرعلی نبویان) که عنوان عجیب و بامزه‌اش هیچی از محتوایش را لو نمی‌دهد، یک نمایش مفرح آهنگین است با کلام مقفا، یادآور موزیکال‌های موفق دههٔ چهل، با استفاده از حال‌وهوای قصه‌های فولکلوریک، از نویسنده و کارگردانی جوان که از این پس پیگیر کارهایش خواهم شد. از آن نمایش‌هایی‌ست که این سال‌ها کم‌تر شبیهش را به یاد می‌آورم.
یادداشت کوروش سلیمانی نازنین در اینستاگرامش درباره نمایش ریش فیدل، غبغب مرکل به کارگردانی امیرعلی نبویان
با دوست عزیزم، امیرعلی نبویان که امشب نمایش " ریش فیدل، غبغب مرکل" به نویسندگی و کارگردانی او را در تماشاخانه پالیز دیدم و مثل همیشه از طنز هوشمندانه و ظریف اش لذت بردم ...
نمایشی با بازی های خوب، اندیشه ای شایسته در پس داستان و نگاه دلنشین ایرانی، ویژگی هایی که در تجربه مشترک قبلی من با او " ناگهان پیت حلبی " هم مشهود بود و خوشحالم که او به راه روشن اش دارد ادامه میدهد ...
ضمنا به گروه صمیمی و هنرمند همراهش، دوستان عزیزم هم خسته نباشید عرض میکنم
ثمانه چمنی و محمد لهاک این را خواندند
سپیده، نیلو، سیده عارفه حقایقی و امین فخار این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت کوروش نریمانی عزیز در اینستاگرامش درباره نمایش ریش فیدل، غبغب مرکل به کارگردانی امیرعلی نبویان
این روزها کم است نمایشی که رنگ و بوی اصیل ایرانی اش، تو را با خود ببرد به سادگی و دلنشینی روزهای فیروزه ای نه چندان دور که به راحتی کنارش گذاشتیم.
نمایش دوست نازنینم امیرعلی نبویان و گروهش، آهنگین و دلچسب، ناخودآگاه یاد و خاطره ی شهرقصه ی بیژن مفید و حسن کچل علی حاتمی را زنده می کند.
قلم و نگاه امیرعلی را خیلی دوست دارم چون میان گذشته و حال در نوسان است، موزون و آهنگین و شاعرانه.
بازی بازیگران نمایش هم به همین میزان ساده و بی تکلف و به قاعده است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
می دونی فرق من و تو چیه ؟
اینکه تو قصه می گی ، من قصه رو می سازم ...
#ریش_فیدل_غبغب_مرکل
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرش فصیح
درباره نمایش کولا i
ورک شاپ ٧ روزه
با همکاری مرکز مطالعات قشقایی
《از تمرین تا اجرا》
گروه اجرایی نمایش"هملت"به کارگردانی{نصیر ملکی جو}از تمامی علاقمندان به بازیگری دعوت به عمل می آورد.
تلفن هماهنگی: 09127266029
فهیمه کوشا و آرش فصیح این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرش فصیح
درباره نمایش هیپولیت i
نمایش هیپولیت
http://www.iscanews.ir/news/669259
بهرام، سرور و محمد لهاک این را خواندند
ژاندارک این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داگ: تاد اسکات داشت میروند و من روی فرمون دوچرخه بودم و داشتیم تو سراشیبی جاده ی نوبل سرعت می‌گرفتیم که پام توی پره های دوچرخه گیر کرد و از دوچرخه کله معلق شدم.... من مستعد تصادفم. این چیزیه که مامانم میگه.
کیلین: اگه روی فرمون دوچرخه بشینی و تو سراشیبی سرعت بگیری مستعد تصادف نیستی, عقب مونده ای.
داگ: نباید بگی عقب مونده. این کلمه واقعا برای عقب مونده ها توهین آمیزه.
کیلین: ببخشید بهت توهین کردم.

زخمهای وحشتناک زمین بازی ..........
ابرشیر و محمد لهاک این را خواندند
شبنم، آزاد مقیسه، وحید عمرانی و ذوق زده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرش فصیح  
درباره نمایش کافه فرانسه i
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرش فصیح  
درباره نمایش تونل i
گفتگو با سیامک احصایی - اعتماد
http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=184&PageNO=9

مجتبی مهدی زاده، احسان مشعل چی و محمد لهاک این را خواندند
محمد رحمانی و وحید هوبخت این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرش فصیح  
درباره نمایش تونل i
گفتگو با سیامک احصایی - فرهیختگان
http://farheekhtegan.ir/?nid=1694&pid=8&type=0
محمد لهاک این را خواند
وحید هوبخت این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرش فصیح  
درباره نمایش تونل i
نمایش تونل در تئاتر باران
http://www.honaronline.ir/Pages/PicNews-4430.aspx


محمد لهاک این را خواند
شکیبا، وحید هوبخت و شکوه حدادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرش فصیح  
درباره نمایش تونل i
تونل
کارگردان : سیامک احصایی
عکس : رضا معطریان
http://theater.ir/fa/photo_report.php?cat=3317
آرش فصیح  
درباره نمایش بیرون پشت در i
من فکر میکردم خیلی وقته پیش یکسری مسائل تو تیوال تمام شده اما میبینم یازم همون حرفها ادامه داره...
مثل : دوست گروه و فامیل و عوامل و...
فقط بگم منظورم با فرد خاصی نیست و کلی گفتم...
آدم دلگیر میشه از این حرفها و لذت میبره از نظر و نقد...
وحید هوبخت و محمد لهاک این را خواندند
آرمین محفوظی و مرضیه این را دوست دارند
"آدم دلگیر میشه از این حرفها و لذت میبره از نظر و نقد..." ؟!!!
تمام این حرفها یا نظره یا نقد. شما بالاخره دلگیر میشی یا لذت می بری از این نظرات و انتقادات؟!
۱۲ اسفند ۱۳۹۳
من هم با سیامک عزیز موافقم. گرچه به گروه های نمایشی و خصوصا کارگردان حق می دهم در برابر بی انصافی ها و حرف‌های مخرب و حاشیه هایی که گاه در پست های مخاطبین شاهدیم،دلگیر شوند ولی در شرایط کنونی به نظرم، شکیبایی بهترین راهکار است.
۱۳ اسفند ۱۳۹۳
ممنونم خانم نجاتی و آقای قلی زاده عزیز
بله حق با شماست
۱۳ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید