تیوال روژین | دیوار
S3 : 19:39:39
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
روژین
درباره فیلم کلاشینکف i
از سعید سهیلى تنها فیلم چهار انگشتى رو دوست داشتم...به نظرم سعید سهیلى کارگردانیه که خیلى سعى مى کنه مسعود کیمیایى باشه!!!!!علت فارسى بودن فیلماش هم همینه!اما اصلا موفق نیست مخصوصا استفاده کردن از پسراش ساعد و سینا تو فیلماش باعث مى شه فیلم ضعیفتر هم بشه!اینکه کیمیایى از پسرش تو فیلماش استفاده مى کنه نه به خاطر اینکه پسرشه به خاطر اینه که حس نقشو خوب درک مى کنه و واقعا بازیش خوبه!اما ساعد و سینا از نابازیگر هم تصنعى ترن و اصلا بازیشون باورپذیر نیست
نمى دونم حتى شاید اینکه چهارانگشتى رو دوست داشتم و به دلم نشست هم به خاطر بازى خوب اندیشه فولادوند و بهرام رادان و جمشید آریا بود.
به هرحال اما تصمیم دارم این فیلمو ببینم....
کیمیا TAV، علی ژیان، نگاه سهرابی، مینا ابراهیمی، کامران م. و سعید این را خواندند
farzam gh این را دوست دارد
با نظرتون در مورد بازی پولاد کیمیایی (حس نقشو خوب درک مى کنه و واقعا بازیش خوبه) موافق نیستم
۰۲ مرداد ۱۳۹۳
با نظرتون در مورد مقایسه پیروی کارگردان از مسعود کیمیاییسم !!!!! کاملا موافقم و این جریان دامنگیر شماری از کارگردان دیگر نیز شده است. اما در مورد دفاع از مسعود کیمیایی و پسرش که در نوشته های شما بود بسیار متعجبم. بنظرم ساعد سهیلی همانقدر مصنوعی است که پسرجان ... دیدن ادامه » کیمیایی و در مقیاسی بزرگتر فیلم کلاشینک همانقدر فیلم فارسی بود که مترو پل.
۱۳ مرداد ۱۳۹۳
آخ آرههههه روژین وجدانا منم اونجاش این مدلی فکر کردم. دروغ چرا:)))
۲۸ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمو دیدم و نپسندیدم!البته همسر همیشه متضادم فیلمو دوست داشت!اما به عنوان یه کارگردان نوپا نظرم این بود که حداقل اگه کلا دیالوگها حذف مى شد و فیلم فقط با موسیقى و صحنه هاى فیلمهاى معروف پیش مى رفت مى تونست فیلم خیلى جذابى باشه متأسفانه دیالوگ و ضبط صدا روى این فیلم تأثیر مثبتى نداشت مسلما متوجه شدید که فیلم داستان نداره حتما بعضى ها هستند که همراهى کردن شخصیتى که حتى کاراکتر نیست رو با داستان فیلم اشتباه مى گیرن و مطمئنا در دفاع میان و حرف منو نقد مى کنن...اما فیلمى که داستان نداره و بیشترشو موسیقى تشکیل داده بیشتر شبیه به یه کلیپه!و اگه واقعا فیلمو شبیه کلیپ مى ساختن خیلیم جذاب مى شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روژین
درباره نمایش هوموریباس i
من دیشب با همسرم و دو دوست عزیز به دیدن این نمایش رفتیم من که براى همه بلیت گرفته بودم حسابى هیجانزده بودم و مدام نگران بودم که مبادا دیر برسیم یا جاى خوبى گیرمون نیاد...خوشبختانه به موقع رسیدیم و جامونم ردیف بالا افتاد که البته بهتر چون فکر نمى کنم قلب من تحمل داشت از زیر پام آدم بیاد بیرون یا آدمایى با گریمهاى عجیب و حرکات عجیبتر فیس تو فیسم زل بزنن به چشمام.در مورد داستان نمایش حقیقتا بگم شاید من اونقدر درگیر حرکات شده بودم که از داستان غافل شدم ولى نمى دونم چرا حس کردم آخر داستان معلق موند.
و خب صادقانه که بخوام بگم سه نفر همراه من اصلا از نمایش خوششون نیومد
خانم روژین عزیز
درود بر شما..

اول درمورد آخر متنتون چیزی می گم! :)
آخر داستان به یک معنی معلق موند و به یک معنی معلق نموند!
از نگاه اول معلق؛ چون نشون میداد که انسان در این دنیا موظف به انتخابه و گاهی این انتخاب چه انجام بشه و چه نشه (البته به انتخاب بستگس داره؛ انتخاب دنیا به عنوان مغز هستی و آفرینش باعث میشه سرگشته بشیم) بازهم پاندولی بین خوف و رجار رو به وجود میاره که همین باعث سرگشتی انسان در دنیا میشه، چون دنیا کلأ محلی نامطمئن و متغیره!!
از نگاه دوم نا معلق؛ چون دیدیم که "هومو" با وجود همه تلاشهای ملکه سفید پوش و البته در لحظاتی خودش ( دیدیم که یا موجودات جنگید و در صحنه های انتهایی وقتی از زیر اون حصار آویزان بود خیلی تلاش کرد که خودش رو نگه داره اما..) داخل مکعب مستطیلی ( که به معنای دنیای ماده و فیزیکال هست) که اون موجودات ازش بیرون میومدن افتاد و این یجورایی نشون میده که انسان در انتخاب دست به گزینه اشتباه می بره و با انتخاب دنیا مزمّت و اذیت رو برای خودش میخره!!

نکته:
اینها ... دیدن ادامه » دید من از این کار بود، میتونه درست نباشه..
نکته:
تئاتر زبان اِلِمانها و نشانه هاست و باید شش دونگ دیده بشه تا مفاهیم عمیقترش کشف بشه، مثلأ در صحنه ای ما دوتا از موجودات رو می بینیم که دقایقی بالای میله های آهنی کنار تماشاگر قرار می گیرند و میشه به جرات گفت بسیاری از تماشاگرها بعد از چند ثانیه اونهارو نمی بینند دیگه و فراموش میکنند!
اما همین نشانه داره اسارت و آشفتگی والبته نادیده گرفته شدن انسان ( که بیشتر موجودی روحانیست تا جسمانی) رو در این زمین فانی و درگیر وجود فیزیکال به نمایش میگذاره..
و نشانه هایی ظریف و عمیق دیگر..

ممنون که خوندید.
۳۱ تیر ۱۳۹۳
واقعا تجربه فوق العاده ای بود اون قسمت آدمهایی که از زیر پا می خزند!!!...مخصوصا اینکه اولین ردیفی باشی که این اتفاق قراره برات بیفته و همونطور که مبهوت گریم ها و صداها و حرکت ها هستی، حس کنی یه چیزی از زیر پاهات داره سعی میکنه بیاد بیرون!!!این یعنی ایستادن ... دیدن ادامه » قلب برای چند ثانیه!!! :-)))...من که لذت بردم با اینکه تا چند دقیقه قلبم تو دهنم می زد!!...
۰۱ مرداد ۱۳۹۳
خطاب به جناب تاج گرامی

وقتی در نمایش میگیم خیر و شر مطلق منظور اتصال موضوع به متافیزیک و امور بوده یا نبوده ی ماورایی نیست. منظور اینه که در یک نمایش یک طرف خیر دارین که انگار هیچ نقصانی نداره و در طرف دیگه شری دارین که هیچ زیبایی ای نداره و سراسر عیب ... دیدن ادامه » و وحشی گریه.

و درباره ی باقی داستان هم:

چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند...
۰۲ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
منتظر یک نمایش جدید از آقاى معجونى ام.کسى نمى دونه تا کى باید صبر کنم؟:(
niloofar.Lotus این را خواند
Shayan Panahi این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روژین
درباره فیلم اشباح i
این فیلم به نظر من خیلى عالى بود و از آقاى مهرجویى تشکر مى کنم که بعد اون فیلم گیشه پسند چه خوبه که برگشتى این فیلمو ساخت...فضاى فیلم تئاترى بود چیزى که خیلى از آدما تو سینما نمى پسندن ولى به نظر من عالى بود من عاشق تئاترم و اینکه برام تئاترى توى لوکیشن واقعى اجرا شد واقعا لذت بردم بازى آقاى معجونى مثل همیشه فوق العاده بود در کل من از این فیلم کاملا راضیم
اولین نقد مثبتی که راجع به فیلم دیدم
۰۱ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم خیلى خوبى بود کلا من علاوه بر مسعود کیمیایى طرفدار منوچهر هادى هم هستم و تاحالا هیچ فیلم بدى ازش ندیدم و اینم مثل بقیه عالى و خوب بود بازى یکتا ناصر محشر بود جا داشت به خاطر بازى عالیش جایزه بگیره
کیمیا TAV، رومینا خلج هدایتی، اوا.ت، elham و امید این را خواندند
سپیده و ازاده فراهانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روژین
درباره فیلم چ i
از حاتمى کیا واقعا بعید بود ساختن این فیلم پر از دروغ براى من که کردم و خیلى چیزارو حس کردم از نزدیک دروغاى فیلم کاملا ملموسه وقتى از سینما اومدم بیرون به حدى عصبى بودم که وقتى فیلم 300رو دیدم!ولى بازى مریلا زارعى عالى بود و لهجه اشم خوب بود
شما نمی تونید به حاتمی کیا که چند سال در مورد این فیلم تحقیق کرده این تهمت رو بزنید، مطمئنم سن و سالت اینقدری نیست که اون موقع رو یادت بیاد و درک درست از مسائل رو داشته باشی
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
نه عزیزم همونطور که گفتم من از نزدیک با تاریخ کردستان و اتفاقاتش رو به رو بودم اگرچه سنم کمه اما وقتى که نزدیکترین آدماى زندگیم مثل مادرم تو اون جریانا بودن و من تأثیرات اون دورانو هنوزم مى بینم مى تونم درک کنم فیلم چه قدر از نظر تاریخى و ثبت وقایع صحت ... دیدن ادامه » داره
۱۳ خرداد ۱۳۹۳
روژین لایک :-)
۱۳ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روژین
درباره فیلم طبقه حساس i
به نظر من کلا فیلم هیچ حرفى براى گفتن نداشت اصلا درک نمى کنم چرا باید بش جایزه بدن؟!واقعا حوصله سر بر بود به شدت
اوا.ت این را خواند
sara saghafi، نیما پیوندی، یگانه کربلایی، مهیا و کیمیا TAV این را دوست دارند
کرکر خنده بود، کلیم حرف داشت و قطعا براى اکثریت حوصله بر نبوده و گر نه پرفروشترین نمیشد
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
اینکه فروش فیلم خوب بوده دلیلى بر خوب بودن قطعى فیلم نیست خود من هم کسى بودم که پول دادم و این فیلمو دیدم و باید بگم نه داستانى دریافت کردم و نه حتى خرده لبخندى زدم
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
سخت گرفتید!وگرنه خنده دار بود دیگه...
البته من انتظاری نداشتم،صرفا همین جوری دیدمش!و خب خندیدم!
۰۸ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روژین
درباره فیلم متروپل i
دلم مى گیره وقتى نظراتونو مى خونم واقعا دلم واسه مسعود کیمیایى مى سوزه دوستانى که به نظرتون این فیلم بده و به خودتون اجازه مى دید نقدش کنید من مطمئنم اون فیلمهاى قبل انقلاب کیمیایى هم نفهمیدید و دوست نداشتید و فقط چون کلاس داشته نگاه کردید و به به و چه چه کردید...مشکل فیلم چیه؟اینکه یه کم فارسیه؟فیلم فارسى چه عیبى داره؟مگه قیصر فارسى نبود؟چه طور اون کلاس داره و این بده؟دوستانى که مى گین پولاد کیمیایى بد بازى کرده تاحالا عاشق سینما بودى تاحالا جاى اون کاراکتر بودى یا کسى شبیهشو دیدى تا بفهمى پولاد خود خود اون کسیه که باید باشه.در مورد رضا یزدانى هم من مطمئنم شما اونقدر نمى شینى که تیتراژو ببینى و بشنوى اما واقعا چه کسى بهتر از رضا یزدانى مى تونه اون حسو بت منتقل کنه هم رضا یزدانى هم مسعود و پولاد کیمیایى هرسه فوق العادن و البته نیازى به نقد من و ... دیدن ادامه » شما ندارن.از نظر من فیلم خوب بود فارسى بودن اصلا عیب نیست اگه فقط بدونیم فیلم خارجى دیدن ته شعور و کلاس نیست...مابچه ى همینجاییم باهمین سینما باهمین فیلماى فارسى که هنوز پسراى نوجوونمونو تو غیرت و مردى بندازه ما بچه ى همینجاییم باهمین لاله زار و سینماهایى که نابود شده!فیلم خیلى حرف داره اگه فقط گوش کنیم...
خوشحال شدم... ممنونم از احترامتون برای هنرمندی که برای خیلی از ما تا همیشه قابل احترام بوده و خواهد بود.
مشکل بعضی از این دوستان (با تکمیل و تایید حرف شما) عدم توجه به سبک کیمیایی در فیلمهای ظاهرا مورد علاقه شان (مثل قیصر و رضا موتوری و گوزنها) است.
انتظار تاثیرگذاری و حس مشترک و شبیه به هم دارند از: «متروپل» سال 1392 (که سال 93 آنرا دیده اند) و «قیصر» سال 1348 (که آنرا هم، انگار سال 93 دیده اند!)

اینطور بگویم : وزنه های دو طرف ترازویشان از یک جنس و ماهیت نیست اما انتظار برقراری تعادل دارند!
یک طرف این ترازو، بهروز وثوقی (آنهم بیشتر بخاطر نامش)، حس نوستالژیک و تهران قدیم و محله هایی که شاید بعضا پدرها و مادرهاشان ازآن خاطره هایی دارند، تصاویر سیاه و سفید، دوبله با صداهای آشنا، فرهاد و منفردزاده و کنارش کمی چاشنی حسرت و آه و «تونل زمان» و بعضا اٌفت داشتن تعریف نکردن از قیصر و ...
که هیچ کدام اینها «معیار» قابل استفاده ای برای ستجش فیلمهای آن دوران با فیلمهای ساخت امروز آقای کیمیایی نیست.

به عنوان مثال عرض میکنم : وسترنهای ساخت سالهای اخیر، هرگز با وسترنهای اسپاگتی و قدیمی تر از آن (دهه 50 و 60) قابل «قیاس» و سنجش نیستند. چرا که ابدا" نمیشود حس و حال و هوای نوستالژیک هنگام دیدن فیلمهای کلاسیک و قدیمی (در زمان حال) که برای بیننده ایجاد میشود را برای یک فیلم امروزی (که میدانیم همین پارسال ساخته شده) «ایجاد کرد». (موضوع خیلی فراتر از مقایسه فنی و تکنیکی و سبک فیلمسازی و حتی تفاوت سلیقه مردم آن زمان با الان است)

کیمیایی، ... دیدن ادامه » نه تنها ذره ای از مسیر همیشگیش، از تعهدش به خود، به سینما، به دوست دارانش منحرف نشده، که با ارادت بیشتر به سینما و با اراده تر از قبل «متروپل» را ساخته است.
مطمئن باشید، دانش کیمیایی از هویت سینما و ذات و ریشه آن، از مجموع دانش همه ما، خیلی بیشتر است
(مهم نیست... شما فکر کنید من دارم اغراق میکنم!)
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
از ته عمقم موافقم
درود بر شما
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
آقاى آرین واقعا خوشحالم که انقدر خوب و قشنگ در مورد کارگردانى که توى ذهن من و خیلى هاى دیگه همیشه قهرمان بوده و مى مونه صحبت مى کنید اى کاش مى شد خیلى کودکانه جلوى خیلیها ایستاد و گفت باشه تو برو از کیمیایى بهتر بساز فقط در سکوت لطفا
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید