آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال آرزو احمدیان | دیوار
S3 : 15:53:25 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
روز جهانی موزه مبارک🌹

همین دیروز بود که برای باغ موزه نگارستان هماهنگی میکردم .
گفتم برای اطمینان از دایر بودن آنجا برای فردا از صفحه رسمی شان پرس و جو کنم. لطف کردند و بسرعت پاسخ دادند و با کلی مبادی آداب بودن که جز از موزه داران انتظار نیست گفتند که تا اطلاع ثانوی تعطیل هستند.

از تماشای باغ موزه نگارستان و زیبایی اش گفتم و خدا قوت. با مهر جواب دادند و اینکه امید بزودی زود در خدمت نگارستان دوستان با سلامتی باشند.
اتفاق جالبی بود و یک تغییر ... دیدن ادامه ›› برنامه بموقع،

امروز ناگاه دیدم که نوشته اند :
29 اردیبهشت روز جهانی موزه بر همه مبارک

خوشحال شدم و گفتم باز دلم هوای چیزی را کرد که میمنت و مبارک بادش مثل نفحه خوش بهاری دل انگیز و چه نزدیک بود...

موزه آبگینه و سفالینه
باغ موزه نگارستان
موزه هنرهای معاصر
کاخ موزه نیاوران
(آنزمان.....)

از آنزمان که تو را دیده ام مدت طولانی می گذرد اما چهره ات از خاطرم پاک نمی شود. دلم شور عشق دارد و می ترسم که نکند خدای نکرده تو نباشی در صفحه سرنوشت من. بگویم عاشقت شده ام دروغ نگفته ام، بگویم میل تو را ندارم راست نگفته ام.
اگر بگویم دوستت ندارم به دلم پشت کرده ام.

مدت زمانیست پس از دیدار یک روزه تو ، بفکر توام و ماهها و روزهاست یاد تو و چهره و اندامت از خاطرم دور ... دیدن ادامه ›› نمی شود.

آنزمان که ندیده بودمت غصه داشتم که چه کسی می تواند عاشقم باشد و اضطراب آدمی که بیاید و که باشد....

«دوستت دارم از آنزمان»

نوشته یکشنبه 27 خرداد 1397
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
گاهی دلتنگ می شوم
اما هربار آرزو می کنم
که هرگز برنگردد
زیرا می دانم
نمی توانم طردش کنم
و از طرفی در زندگیِ لعنتی ام
راه دادن دوباره به او،
حماقت محض است.

آزار دهنده نیست
ربطی به ساعت های
نزدیک ... دیدن ادامه ›› به نیمه شب
یا بن بست های خاطره انگیز
که در طول روز از کنارشان میگذرم،ندارد.

آن قسمت از قلبم
که کنده شده
که گم شده،
که نیست
که دوستش داشت،
تیر می کشد

مثال موهای
تازه از ته زده شده دختری
که هنوز روی شانه هایش حس می شود
بدون آنکه اسمش را
به یاد داشته باشم
چون او می تواند هر کسی باشد
و من می توانم هیچ ‌کسی نباشم.

گاهی دلتنگ می شوم...

#مجتبی
۲۳ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عشق و لبخند....

سلام به تو که بهترینی
تو که خوبترینی

عشق دوباره صدایم میکند
عشق دوباره می خندد
و لبخند تو دوباره نصیبم می شود.

دوباره لبخند می زنی و غرق شادی می شوم.
عشق مرا می خنداند و لبخند تو مرا غرق خوشحالی می کند.

دوستت دارم به اندازه ... دیدن ادامه ›› تمام سالهای دوری ،
به اندازه دوری مان از آن روز تا به حالا ،
حتی دوستت دارم بیشتر از حالا و تا فرداها.

فرداهایی که به عشق تو نفس می کشم
و دلخوشم به آنوقت که تو روبرویم خواهی بود.

( دوستت دارم رفیق)

نوشته یکشنبه 1397/3/27
نازنین ص، آران ایرانی و حسین کوهی این را امتیاز داده‌اند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
روز جهانی تئاتر به همه مباااااارک !

گرچه تئاتر تعطیل است ولی روز، روز تئاتر هست و باید گفت!

قرنطینه وظیفه ماست تا سالم بمانیم ، تا باز هم زندگی کنیم و روزهای خوش آفتابی و بارونی رو ببینیم .

بنظرمن آدمهای بزرگ در خانه میمانند و به امید طلوع صبح سلامتی هستند. به امید فردایی که بسازند و تلاش کنند ...


اما وقتی مشکل بزرگی پیش اومد شاید بهتره با صبوری و تحمل پشت سر بگذاریمش . همیشه دنیا اینطور نمیمونه، همیشه کرونا نیست، تموم میشه!

این ما هستیم ... دیدن ادامه ›› که نقش آفرین زندگی خودمون ایم

نقش زندگی رو درست ایفا کنیم
زنده بمونیم ....

یادش بخیر تئاتر هایی که دیدیم ،

و
خوش بحالمون برای تئاترهایی که قراره بعد قرنطینگی ببینیم

زنده باد تئاتر و صحنه اجرا ....

خنده بر لب،
سال نو مبارک،

روز جهانی تئاتر بر شما مبارک!
با سلام و آرزوی سلامتی برای همه

دوستان عزیز لطف میکنید کارهای ترجمه خوب برای نمایشنامه های برجسته جهان و بمن معرفی کنید ، بیشتر نمایشهای کلاسیک مد نظرمه

همچنین اگر نمایشنامه کلاسیک خاصی حضور ذهنتان هست لطفا نام ببرید

کدام نقدپردازان از نظر شما بهترین هستند ؟

تشکر برای نظرات شما✨✨✨
پیشنهادات:
١- نمایشنامه "سفر طولانی از روز به شب" ،نویسنده: یوجین اونیل ،مترجم: بیتا دارابی ،انتشارات سبزان.
٢- نمایشنامه "چه کسی از ویرجینیا ولف می ترسد؟" ،نویسنده: ادوارد آلبی ،مترجم: سیامک گلشیری ،انتشارات مروارید.
٣- نمایشنامه "مرگ فروشنده" ،نویسنده: آرتور میلر ،مترجم: زهرا غلامرضا نژاد ،انتشارات سپهر ادب.
٤- نمایشنامه "باغ وحش شیشه ای" ،نویسنده: تنسی ویلیامز ،مترجم: منوچهر خاکسار ،انتشارات افراز.
۰۷ اسفند ۱۳۹۸
خانم احمدیان..
مترجم چیره دست نمی شناسم..
نجف دریابندری که البته الان آلزایمر داره.. مترجم خوبی
بود...
محمد قاضی هم همین طور...
ولی در کل نمی توان به یک مترجم خیلی اعتماد کرد..
۰۸ اسفند ۱۳۹۸
سپاس از شما
✨✨
۰۸ اسفند ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام به دوستان تیوالی و تئاتر دوستان

مدتهاست که به تئاتر علاقمند شدم و فقط یک نمایش دیدم. دوستانی رو می شناسم که هر ماه چند نمایش میبینند و این خییییلی عالیه. واقعا بی بهانه ، بهشون افتخار میکنم اینکه تئاتر علاقمند یشون هست و نقد میخوانند و ادامه میدهند . چنین همراهان همیشگی تئاتر به دیگران هم انگیزه و اشتیاق میدهند. در اینکه تئاتر زیباست شکی نیست ، در یک نمایش چیزهای زیادی یاد میگیری ، حس های بدیعی درک میکنی و خودت تنها هستی و صحنه اجرا ، آدم با خودش هست و احساسش. منکه اینطور بودم
شاید بگید شما که فقط یک نمایش دیدی چه حرفی داری بزنی؟؟
میخوام بگم شدیدا حسودیم میشه فقط شما وقت میکنید به تماشا برید ، نه من!

مدتهاست نظرات و میخونم و همیشه این حسادت رو حس میکنم. نترسید!!!!
این حسادت آسیب زا نیست. درواقع حرف از خووووبی تئاتر میزنه.

از تمامی گروههای اجرایی ... دیدن ادامه ›› خوب، بخاطر کارهای قویشون متشکرم.

و همه بدونید هیچوقت دیر نیست !



تئاتر باید به راه خودش ادامه بده ، افراد زیادی حتما هستند که در آینده برنامه هاشون مرتب میشه تا مخاطب نمایش باشند . امیدواری و تلاش بهترین کار میتونه باشه


این صفحه هم که نوشته‌های خیلی خوبی داره ، نقدهایی که میشه خوند و فکر کرد میشه راه درست و پیدا کرد


خود تئاتر فوق‌العاده است ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

صحنه سراسر مشکی تئاتر زندگیست ✨✨✨✨✨✨✨✨✨

زنده باشید و سلامت ❤
ما هم به عشق تاتر زنده ایم...
۲۰ دی ۱۳۹۸
از جمله کسایی که قراره بخونن و تاثیر مثبت بگیرن میتونم به خودم اشاره کنم :)
من معمولا حالم بده و غم عالم و آدم رو دارم
ولی امشب بخاطر خوندن چندتا متن با حساس
حالم خیلی خوبه
ممنون :)
۲۱ دی ۱۳۹۸
قابلی نداشت،
سلامت باشید
فقط درد و رنج و رها کنید که بیماری های سخت با خودش نیاره خدای ناکرده
اینروزها سلامتی بهترین حالیه که میشه آدم بخودش هدیه بده
۲۱ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
One of my friends who had gone to watch the play waiting for Godot , was narrated some audience didn't follow the rules of theatre hall and others were annoyed at the moments.
Separated of these troubles made by specific group which surely they must do the people's rights , in my opinion English plays are worthy.How nice it might be that they're performed in English! I always think about Persian works and English ones and I see they're different!

Transferring emotions,thoughts,and conception in English language isn't convenient. I mean it doesn't just mind the language.It needs to other presence with varied culture even varied thinking way or emotional from other dominion.

I think in this attitude and I don't know how tangible this issue is through ... دیدن ادامه ›› the plays.

Personally, I love such a particular audience that although they don't have enough knowledge of English , they're enthusiastic watching plays . I think their understanding should be remarkable .

Finally, this action is significant by smart viewers which has several advantages for themselves.

I wish the best for you
⭐⭐


بیادت که می افتم، می آیی
کنار دلتنگی ام می نشینی
بوی لبخندهایت بی پناهی ام را خانه میشود
و چشمان آبی ات تشنگی ام را دریا

ای هم آغوش باد،
مرا در ترنم موسیقی ات همساز کن
که جان من تاب مرگ احساس را ندارد ...

بیادت که می افتم، می آیی ....

❤❤❤❤❤
به‌به...خوشحالم که ازت عاشقانه خوندم( لایک)

چون عاشقانه‌ است به عشقت ، به حست و به جسارتت یه آسمون ستاره می‌دم...به قول ترانه‌سُرای ستاره‌بارون کن و داغون کن و ...( چشمک)

و اگه اجازه داشتم یه دستی به سر و گوش عاشقانه‌ات می‌کشیدم، نه اینکه عاشقم ، با عاشقانه‌ای به وجد بیام کمی دست میبرم توش بعد میگم خب حالا ای نامه که میروی به سویش ...بووووق!

بازگشتت خیلی قهرمانانه بود. آفرین بانو( گل)

۰۴ آذر ۱۳۹۸
مرسی سهای عزیز ❤
خیلی شیطونی ... ( در حال دست تکون دادن)
من عاشقانه دوست دارم بنویسم ،

بیا ، یه مصداقش خودتی...
تا بیادت می افتم سها جان، می آیی ...

آخرش هم ، من یکم عادت دارم گاهی خداحافظی کنم ، یعنی من رفتم فعلا. حالا هی تو بگو بازگشت قهرمانانه ات مبارک ...
خسته میشیااااا
۰۴ آذر ۱۳۹۸
مرسی جناب سید مهدی
دلنوشته عاشقانه است دیگه
۰۴ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از دل تئاتر در آمده، و سالهاست که تجربه ها اندوخته از این هنر جادویی . از بزرگان تئاتر و اجراست. کمتر کسی از جامعه تئاتری ها ندیدنش! بزرگوار است و متواضع. خودم از نزدیک او را دیده ام و رفتارش را زیر نظر داشتم. آدم بسیار خوش اخلاقی ست، محترم و اصلا به خودش اجازه نمیدهد کسی را اذیت کند.

هر که میبیندش عاشقش میشود،چه انسانی! چه آقاست!
چقدر هنرمند و تواناست! همونیکه فلان کاراکتر بود... آره خودشه.

و خدا وکیلی هنرمنده! کارش ... دیدن ادامه ›› درسته! ....

و اما قصه اینجا به دو سوی پخش میشود، به دو رویکرد، دو گروه، دو تیپ اشخاص متفاوت....
اولی طرفدارش میشوند ، کارهایش را دنبال میکنند . تحسینش میکنند، دعایش میکنند تا موفق بشود . و وقتی موفقیت او را میشنوند غرق شادی میشوند و به دیگران میگویند، افتخار میکنند و در آخر به خود آقای هنرمند نبریک میگویند.

و اما گروه دوم، انگار از کره ماه آمدند ! عاشقققتتم آقای ..... جان، عزیز دلم .... جان و..... آدم فکر میکند آنها آمدند تا سفیر عشششق باشند. یک خانواده میشوند، دوستدار همدیگرند و سر سفره عالیجناب... مینشینند .
هیچوقت از هنرمند نشنیدم چنین بگوید...
آنها خود میگویند، مینویسند و..... و نیز خود درک میکنند .

ما ایرانیها تا چه وقت در فضای مجازی میتازیم مثلا از عشق؟؟؟

یادمان باشد ما تمدن باستانی داریم ، ریشه داریم ، اصیلیم.



سلام به کاربران و تئاتر دوستان عزیز ، و نیز گروه های اجرایی گرامی

در ابتدا به شما پیشنهاد میکنم مطالب دوستانم را در این صفحه اجتماعی، هنری تیوال بخوانید و از درد دل هایشان بشنوید . گوش شنوا باشید برای حرفهای آنها که به صحنه تئاتر می آیند و گاها شاهد مسائل پیش آمده هستند. مگر بغیر از کسانیکه مخاطب قرار دادم ، اشخاصی دیگر مناسبتر ند تا بشنوند؟ درباره تئاتر، برای مخاطبانش، در مورد نحوه اجراها و چه کسی دلسوزتر از این جمع پیدا میشود کرد؟ ......

و سپس میخواهم بیان کنم چقدر خوب میشود که فرهنگ تئاتر دیدن ما پیشرفت کند و بتوانیم بهتر نمایش را ببینیم ! تئاتر دوستان باید از خودمان شروع کنیم، همین امروز ! اگر بگویی فردا شنبه ، از فردا صبح شنبه شروع میکنم !!! شاید فراموشت شود چون گاهی کنار گذاشتنهای ما ، باعث شده که هیچوقت آن صبح شنبه اول هفته نیاید .... اگر خودت بخواهی ، هیچ کس نمیتواند مشکلی بسازد ولی اگر تو نخواهی خوب و درست بنشینی و نمایش را ببینی و لذت ببری هیچ فایده ای ندارد ، گفتن و گفتن چه فایده؟
با بی اعتنایی تو ، فرهنگ غلط مزاحمت و درد سر در اجرای تئاتر ماندگار میشود.

بیائید به خود احترام بگذاریم و سپس به دیگران ! ترتیبش فرقی نمیکند ، پروسه ... دیدن ادامه ›› احترام مهم است.
اگر چنین شود بنظرمن دیگر، دوستی برای دوستش گاهی هدیه نمیخرد بلکه او را به تماشای تئاتری خوب دعوت میکند . به این صورت با ترویج و تعریف از تئاترهای ارزشمند و قوی ، استقبال مردم و تماشاگران بیشتر و بیشتر میشود. و کارگردانان و نویسندگان و نیز بازیگران انگیزه و حمایت بیشتری نصیبشان میشود. و من و شمای مخاطب ، حظ میکنیم از تماشای اثری خیلی خوب که بروی صحنه میرود .
بقول تیوالیها " احترام و نظر لطف شماست به بیننده برای وقتی که اختصاص میدهد و هزینه ای که پرداخت میکند "

سپاس از شما برای خواندن این مطلب

سلام بر گروه همیاری،
داشتم بخش درباره تیوال رو چک میکردم، چنان نوشته تأثیر گذاری دیدم از هنرمند کشورمون آقای سجاد افشاریان که چنین و چنان... چقدر عالی نوشتن،از مردم ،از تیوال و تاثیر موثرش و .... چقدر خوب هست که دوستان به نوشته ایشون توجه کنند که چقدر زیباست. گاهی وقتها فکر میکنم فقط خودم دنبال چنان ایده آل ها یی هستم بعد میبینم هنرمندانی چون سجاد افشاریان پنج سال پیش گفتند! خیلی خوشحالم که ایشون اواخر در سریالی که محبوب مردم بوده، برادر جان درخشیدند . بهترین تشکر برای شما ❤
گاهی چقدر زود دیر میشود!؟!!

گالری های هنری فوق‌العاده اند. یک چشم انداز بی نظیر.... هنر و از زمانیکه به هنر نگاه کردم، یک هنر دوست! تماشاگر هنر شده ام!

ولی افسوس! صد حیف که آخرین روز برپایی گالری" فرش بلوچ از رنج تا گنج" متوجه حضور چنین گالری شدم. نگاه به اصالت و هنر والای ایرانی ، ریشه های خودمان و اقوام و پیشینیان عزیزمان بهترین کارهاست. طرح های بی نظیر فرش بلوچی از وجود تا ظهور و درخشش بهترین منظر میتواند باشد.

بیائیم بیشتر از اصالت خودمان و سرزمین مان ببینیم و بفهمیم! ....

شخصا از ویترین تیوال، بخش گالری ها رو بازدید خواهم کرد و به شما هم توصیه میکنم دوست عزیز.....

... سیگار کشیدن در کلیسا غدغنه سرورم ! (ژاکوپ سیلواسی)
..... اینروزا خودمو به مریضی میزنم تا اعترافات آدمها ی گناهکار و نشنوم.(کاردینال)
...... امروز مجارستان دستخوش حوادث شده..... طبق گزارشها الیزابت باااتوری ملکه خون آشام تعداد زیادی دختر جوان و به وحشیانه ترین وجهه بقتل رسونده و در خون اونها استحمام کرده..... گریه کنییید ... (آندریاس)
..... صدای شما خیلی بلنده آقا، معلومه که حسابی غذا خوردید، من چند روزه که هیچی غذا نخوردم ..... یه تیکه نون بهم بدین...
یه آدم چند لیتر خون داره؟ هااا، من بهت میگم ... (الیزابت باتوری)
اون زن خونخوار خواهرتو کشته.... برو اتتقامت و ازش بگیر، یالا چرا وایستادی؟ (کراولی)
من تا حالا آدم نکشتم آقا ... دیدن ادامه ›› ..... (زندانی)
پدرم ،اسم قصاب خوک توی مزرعه مونو رو من گذاشت، ... پدرم از من متنفر بود چون باعث شدم مادرم بمیره، وقتی مادرم منو میخواست بدنیا بیاره، یکی از مادر یا بچه زنده میموند. پدرم زمینهای زیادی داشت و یه پسر میخواست ... منو به کلیسا بخشید ... (گابریل)

سرکار خانم احمدیان، عرض ادب
به شخصه برای بنده اینهمه جدیت و پشتکار سرکار عالی برای نشون دادن علاقه وافرتون به نمایش الیزابت باتوری عجیب و جالبه.
تقریبا هیچ کامنت حتی کمی منفی درمورد این نمایش نیست که شما بهش نتاخته باشید و برای چندمین بار نظراتتونو تکرار نکرده باشین، اینها غیر از چندین پست توصیه و ابراز علاقه به این نمایشه.
خوشحالم که این نمایش روزهای پایانیشه تا سرکار عالی فرصت کنید برای تماشای نمایشهای دیگه هم تشریف ببرید بلکه تمرکزتون از روی الیزابت باتوری برداشته شه
پاینده باشید
:)
۲۶ مرداد ۱۳۹۸
ضبط صدای تیاتر و پیاده کردن روی تیوال
۰۶ شهریور ۱۳۹۸


سه بار نمایش الیزابت باتوری و به تماشا نشستم و این دیالوگها ی دوست داشتنی من هست که در خاطرم مانده.
درود🎭
۰۶ شهریور ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام دوستان،
از سالها پیش ، به هنر علافمند بودم. هنر تجسم زندگی ماست. الهام بخش و آرامش دهنده بزرگی ست. هنر خطاطی، هنر موسیقی و آواز ، نقاشی و.... بی نظیرند، بی بدیلند. هر کدوم مثل یک تابلوی بزرگ نقاشی، نقاشی آفرینش ، از احساس و بودن ما حرف میزنند. آدم زنده است به عشق، به نفس و.... نفس از روح هنر میآید شاید، هر چه که باشد هنر اعتلای روح آدمی ست
و اما....
اما تئاتر، اسمش قبل از بار اول که اومدم ، زیبا بود ، شیک ، لاکچری ... در تاریخ همیشه اشراف و تحصیلکرده ها بهش سوق داشتن
اما بعضی چیزها رو باید یرای اولین بار احساس کرد....
یه اجرای زنده، این اجرا میتونه خیلی هیجان انگیز باشه....
همه چیز برای بار اول قشنگه ، اما سالن اجرا چیز دیگه ای بود....
مشکی و یکدست مثل شب تار، سیاه
اعجاز انگیز، هیچ معمولی نبود، رازهایش زیاد بود زیاااد ... دیدن ادامه ››
بعضی چیزها رو برای بار اول باید حس کنی مثل تئاتر ....
شبیه به بودن خود توست! یک اتفاق شگرف !
راستی شخصیت تو میتونه شبیه کدوم شخصیت نمایش باشه؟ میتونی حدس بزنی؟؟ بالأخره داره شروع میشه،
هیس..... نگاه کن، گوش کن.... یه لبخند و ..... جلوی رو صحنه جدیدی اومده....
نگاه در مقابل نمایشی ، سکوت......
من شبیه الیزابتِ صد در صد ام :)
۲۴ مرداد ۱۳۹۸
متاسفانه اون الیزابت رو هنوز ندیدمش
۲۴ مرداد ۱۳۹۸
شوخی کردم.....
الیزابت باااااتوری یه دونه اس!
۲۸ مرداد ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش الیزابت باتوری

من برای اولین بار روز جمعه 4مرداد برای دیدن این نمایش به پردیس تئاتر شهرزاد اومدم . همونطور که خیلی اشتیاق داشتم ، کار بسیار عالی دیدم، فوق‌العاده بود. اجرای بازیگران قوی، صداپردازی عالی، موسیقی ها رو دوست داشتم، کار بسیار ارزنده ای هست. باعث افتخار هست که اولین تئاتر رو بالاخره با چنین کار بی نظیری تجربه کردم. واقعا به دوستان عزیزم توصیه میکنم برای تماشای این نمایش تشریف ببرند و امیدوارم سالن در هر اجرا مملو از تماشاچی بشه
سپیده و مهدی حسین مردی این را خواندند
محمد لهاک ( آقای سوبژه ) و پوریا صادقی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید