کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال آریو راقب کیانی | درباره نمایش صور اسرافیل
S3 : 23:05:48 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
دو قلو های افسانه ای

نمایش صور اسرافیل به کارگردانی عامر مسافر آستانه و با نگاهی به رمان "دفتر بزرگ" از تریلو‌ژی دوقلوهای آگوتا کریستوف ( مدرک ، دروغ سوم ) نمیخواهد درونمایه رویداد داستان خود را صرفا معطوف به زمان و مکان وقوع جنگ جهانی و جدا افتادن بچه ای از خانواده اش کند. نمایشی که در ترسیم دنیای باج گیری شخصیت هایش از هم، خود را محدود به زمان و مکان نمیکند و بیشتر از آنکه بر شخصیت های بی هویت خود تمرکز داشته باشد، مکاشفه داستانک های تو در توی خود را به چرخش زمان های مدور در مکان های مدور واگذار کرده است.
زمان و مکان در این نمایش منطبق با موضوعیت نمایش، وحدت های سه گانه ارسطوئی را به کمال خود میرساند. زمانی که همچون عقربه های ساعت در مکان های مختلف از جمله اتاق افسر، دفتر کشیش، خانه جادوگر و پناهگاه دیوانه مدام در حال چرخ خوردن است. زمان در این نمایش نسبت به خشونت طلبی و صلح جوئی مکان های مختلف بی تفاوت است و فقط پیش میرود. طراحی صحنه با استفاده از سکویی دایره وار و متحرک، چرخش ایام را با در هم تنیدگی منظر های نمایشی پیش میراند. اما در ثقلیت نمایش وجود دری که در ظاهر بی در و پیکر میماند، حکم ثانیه شمار لحظه های نمایش را دارد. دری که فقط خودش میداند که میخواهد اجازه ورود کارکترهای درمانده نمایش را از ناکجایی به ناکجای دیگر بدهد، یا اجازه خروج آنها را. دری هویت مند که شاید گشایشی بر رستاخیز شخصیت های نمایش باشد. دری که گذرگاهی موقت است که در پرسه های لحظه ای در به دری شخصیت هایش را میمراند و زنده ... دیدن ادامه ›› میکند.
شخصیت های بی اسم نمایش هویت خود را از القاب و تبعیت از اصناف خود میگیرند. دیوانه ای که لیلی وار جنون عشق افسر را در سر میپرواند، افسری که جنگ برای او هیچگاه به پایان نمیرسد، چه آنجا که با دشمن میجنگد، چه آنجا که با خود میجنگد و تکیه گاهش همان پای لنگش میشود، کشیشی که درستکاری را به بهای ناچیزی معامله کرده است و بازی را ( شطرنج ) در پیشگاه خودش باخته است، جادوگری که مادربزرگ بودن خود را با جاروی جادوگری، جارو میکند. تنها "لوکاس" و برادر دو قلویش "کلاوس" هستند که میتوانند در این ویرانه های به جای مانده از جنگ و منفک از یکدیگر، تشکیل ما دهند. صور اسرافیل انعکاس دهنده فاصله سرد پرسوناژ های بی کس خود در زمان ها و مکان های دوار است. هر چند که ریتم نمایش با کمی شتاب میتوانست در انتقال متقاون صحنه ای و تغییر مکان ها و تعویض دکور ها سرعت گذر زمان را بیشتر و بهتر به موقعیت های نمایش ببافد.
در نمایش صور اسرافیل زشتی های جنگ که گسست افراد ( خانواده ) را از هم در پی دارد، تا جائی پیش میرود که قربانی های خود به نوبت اعدام گاه میفرستد. هر آن چیزی را که در دفتر کوچک دوقلو های فرشته گون معنا پیدا کرده بود، رفته رفته به بی معنایی میرساند و خلق هر آن چیزی که توسط مخلوقات در شش روز پدید آورده بود، در روز هفتم هستی خود را به ورطه متلاشی شدن می سپارد. صور اسرافیل پایان دنیایی است که خشونت و بی تفاوتی انسان ها، خالقان اصلی آن بوده اند.


http://www.armandaily.ir/fa/Main/Page/1186/16/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%D8%A2%D8%AE%D8%B1


http://www.armandaily.ir/fa/Main/Detail/153135/%D8%AF%D9%88%D9%82%D9%84%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C
مرسى آریو جان
۱۲ خرداد ۱۳۹۵
@مریم خیابانی : سپاسگزار شما هستم مریم عزیز از خوانش برداشت هایم. امیدورام که حق مطلب را در خصوص مقایسه اثر و کتاب و الهام گرفتن نویسنده از مرجع را آنچنان که شایسته و بایسته است به جا آورده باشم. منتظر به اشتراک گذاشتن نگاه تحلیل گر و یافته های نابت در خصوص اجرا هستم.
برقرار باشی دوست گرامی ام
۱۵ تیر ۱۳۹۵
آریو جان ممنون از تحلیل بسیار خوب و وقتى که براى پاسخ به سوالم گذاشتید. سه گانه ى دوقلوها شامل سه کتاب "دفتر بزرگ"، "مدرک" و "دروغ سوم"، کتاب هایى هستند که درک آن ها فقط با خواندن یکى از آن ها میسر نیست و این که بگوئیم نمایش "صور اسرافیل" صرفا اثرى اقتباس شده از کتاب "دفتر بزرگ" هست، تا حدى درست مى باشد. اعتقاد دارم نمایش مذکور بدون توجه به دو کتاب دیگر، اقتباس شده است تا جذابیت عام آن افزایش یابد. به شخصه خیلى دوست داشتم که این نمایش زیبا، اقتباسى از هر سه کتاب باشد تا مفاهیم عمیق تر و خارج از تقدس گرایى آرمانى و بت سازى پدید آورد. گرچه نهان ما انسان ها، ذاتا به ابرقهرمان ها تمایل دارند لکن در اصل رمان چنین ساختارى وجود ندارد و به قول بسیارى از دوستان استحاله ى پاکى کودکانه به سنگدلى یک بزرگسال به وضوح دیده مى شود. البته اقتباس آزاد بوده است و لذا ایرادى بر آن وارد نیست. منظور من این است که اگر کارگردان چنین اثرى بودم، سعى مى کردم وفادارى بیشترى به این رمان خاص داشته باشم تا مفاهیم واقعى ترى از تاثیرات جامعه و جنگ و ملزومات زندگى را نشان دهم به جاى آنکه ابرقهرمان بسازم. البته فروش بالاى فیلم هاى ابرقهرمانانه ى سینماى بزرگ هالیوود هم حاکى از سو گرفتن کارگردانان از نفس اجتماع است. لذا با احترام کامل به نمایش زیباى "صور اسرافیل" و توجه کارگردان خوب آن به سمبل ها، امیدوارم در آینده بازخوانى متفاوتى از سه گانه ى دوقلوها را نیز ببینم. با تشکر از شما.
۱۵ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید