تیوال مریم اسدی | دیوار
S3 : 04:24:05
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
صیف است و وقت جوشش و غلیان
این قصه دارد راوی پنهان
تُنبان به پا در رخوت و غفلت ، زمین می گشت
امیال سرکش با کولر آبی ، خُنک می گشت
لیل و النهار معرفت ، لامپ ادیسون بود
ولتاژ استاندارد حول خواب و خور می بود
خودکامه قیدِ لالِ استمرار ، سیب جویده باز تف می کرد
نهضت گران بانی اخلال ، اوهام شورشگر به راه انداخت
اصلاح گر ، با دعوی تعمیر ، تخریب را گسترده تر می ساخت
تخریبچی ، دیرآشنای ما ،زاییده سرریز احساس است
از بستر تنهایی افسرده یک نسل ، افسوس های نیمه جان ، یکباره بالا زد
افسوس را شستند و جان دادند،
افسانه دامن فشان سرخ رعنا گشت
این لعبت رقصان چه دلها بُرد ، ایمان ترسان را به یغما بُرد
باور کنی یا نه ولی یکروز ،ما عاشق سرکوبگر بودیم
از ... دیدن ادامه » بس که اینجا روزها ، شب بود
ما عاشق قصاب ها بودیم
این عامل ارعاب و استیصال ،
یک روز در تخت خودش گم شد
از زور حیرانی و نادانی
ماندیم ما ، چشم انتظار ناجی و منجی
:)))))))))
۱۹ بهمن
سپااااااااااااس
۱۹ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کالبدشکافی ، کالبدشکافیتان می کند ععععجییب

من را شکم دریده احساسات با روده های باور آویزان
در چهارراه بهت و حیرانی و هراس بی هیچ مهر و مهریه
مطلقه خود ز زوجه خودم کردند
ما مردمان روان کبوووووود تسمه شلواریم
ما چشممان دچار بی اختیاری ادرار است
تف می کنیم به صورتمان درون هر چه آیینه است
و بععععععد و باااااااااااااااز هم
مااااا مردماااااان عااااااااقل این شهریم

ای کااااش هر کسی خودش بود ، خودِ خودش
نه مررررد بود و نه زززززززن ، تنها خودِ خودش


سپااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااس ... دیدن ادامه » ما از تمااااااااااااام شما که تماااااااااااااااااام خودتاااان را در صحنه بارگذاری کردید

حمیدرضا مرادی این را خواند
امیر، مهدی (آرش) رزمجو، فرزاد جعفریان و kati mohamadi این را دوست دارند
عاااالی :)))))))))
۱۴ بهمن
مایه خوشحالی ، اخذ عنایت حضرتعالی :)
۱۵ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی خروس غلط می خواند ، روایت غیرخطی ، غلط کاری خطی ، سیرالملوک است

زمین بی "می" بی عصمت به خواب غفلت ،
الحاقی به اَندرونی فاتحان ساقط شده
متعفن از بوی فساد گوشت و خون ِ خاک تعرض شده
و زکات معرفت داده به اندوهی عمیق
آگااااااه است
زمان را چه افقی و چه عمودی
چه از سر به ته و چه از ته به سر ، گَز کنی فرقی نمی کند
بند ناف و ورژن زنانه و مردانه توفیری ندارد
ملوکان آدم نمی بینند ملوکان عدد می بینند و نیرو
و این بلیه مرحمتیست از
شااااااه براندازان ، دیکتاااااتور برافراز

- از آقازاده "مینووور کارتاژی" بجای مانده در زهدان ماتیلدا چه خبر ؟
• فنقیایی ... دیدن ادامه » اش از پدر بهتر است و تعطیلات به رم می رود

از این عقب مانده هاااااااااا بیشتر بزاییید :)

با سلام خانم اسدی, گرامی مسلئه نور که اذیت کننده بود بر طرف شد؟
۱۳ بهمن
مینا &۱۲ عزیز
ضمن پوزش از تاخیر در پاسخ ، عارضیم
آزار نور صحنه که معنا فزون و در خدمت ادای مضمون بود کمتر از نور و صوت دورگوی همراه حرمت شکنان جایگاه تماشا بود

منضم به عینک دودی به دیدار "خروس غلط خوان" بروید :)
۱۴ بهمن
سپاس از, شما خانم اسدی گرامی
۱۵ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هزار و یک تو ، رخت کردن سهل البیعی امید زن دوز بر تن رنجوری روانی اعصار بشری دندان گرد مردانه پوش است.
تجویز قصه تراپی شهرزاد الف لیلة و لیلة در بستر وهم کابوس و رویای انیما ، انیموسی یونگی
خدای خواسته ، زن نخواسته
زایش بی صبرانه، عشاق بی اعتماد است

علیرغم حمد بر طرح و طراحی واژه و حرکت و چینش و نور و صوت و توالی همگون ضربآهنگ
عارضیم تیمار زخمه ها ، زنانه ، مردانه و بچگانه دارد :)
سرکار خانم اسدی نازنین
عااالی :))))))
هرچند که من به شخصه چندین مرتبه متن شما و ادبیات شیرینتان را میخوانم تا دقیق متوجه منظورتان شوم :)))) ولی بسیار لذت میبرم و مانند همیشه عالی بود مطلبتون :)
۰۶ بهمن
جناب رزمجو فخیم
ادب و آداب دانی ما ختم به سرگیجه واژه است
صابریتان ستودنیست :)
۰۶ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اوبوووووو، خوانش نقیضه گونه تاریخ معاصر است
زایش دردناااااااااک تفکر از دامان ناپاک نرینه پدر اوبو
در بزنگاه غنی سازی گنجینه ملی درجیب شخصی مادینه ارغوانی اغواگر
سلاخی تعقل سازنده و مسندنشینی نااهلان
نَقل مجاهدت مجاهدین کاسب کار
لعن ، وطن فروشی به نرخ روزانه
و مدح وطن پرستی آشپزان طباخ است
با چشمداشت فتح فرانس و زایش فتنه ای قریب به امر سایه ها


سپاس قلبی مقدور یک محسور از تعهد و تعامل و تفکر یکایک ارکان مصور و منور و ملبس و مسکوت این تیاتر متهور ، متاسفانه مهجور را پذیرا باشید.
یک دقیقه سکوووووت به یااااد رفتگان
خرده نان ، استیهزای خانگی ، تفکر منفعل مصلحت اندیش اجتماعی ، سیاسیت.
زنگ اندیشیدن به پشت درهای تمیز منفعت اندشی فردی با قفل های ضد سرقت مدنیت جمعیست.
سوگواری بر گور رویاها و آرمان های جوانی یک نسل است
که زیر اخبار خرده جنایات و ارقام درشت قبوض مدفون است
و هر از چندی دچار حمله عصبی وجدان است
سَرای دار متصدی رفاه و امنیت یک دست، لباس شخصی های ارعاب گر
دگراندیش بی هویت برچسب و سکووووووووووووووووووووت
خلاف عادت ، جوشانده امشب را با دو قند می خوریم و به رختخواب می رویم
شاید فردا ، مردمان شجااااااااعتری از خواب بیدار شویم

بهبودی روز افزون برای رضـــــــــــا بهبودی
اقبال بلند برای آنـــــــــاهیتا اقبال نژاد
و تخت سلیمانی برای کوروش سلیمانی
آرزوی کسی است که با وجدان درد به خانه فرستادید :)
چقدر آرزوهای زیبایی .
امید که هیچوقت عذاب وجدان نگیرید
سپاس از گروه بیستون که اندیشه ورز است
۲۴ آذر
درود و آفرین .... و سپاس از شما
۲۴ آذر
جناب سلیمانی عزیز
سپاس از شما و میهمان ناخوانده ای که پشت در غفلت هامان فرستادید :)
۲۴ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پرومته / طاعون ، زیارت پابرهنه پاییزی تمام پرستش گاه های هستی با زمزمه اوراد مقدس است
پرومته / طاعون ، نام دیگر عشق و نفرت ، جبر و اختیار، و هم آغوشی هر چه محاااااال
سرپیچی و عصیان از سر ایثار و انفاق
دردنامه دردهای نامیرا که ذابح و ذبیح و درد را به تصلیب فراموشی می کشد ،
درد از یاد درد می رود و این نسیان ، صورت متعالی رستگاری دردمندانه است
وعده ایزدان به سعادت است که به نیم بهشت هم محقق نمی شود
و وعده آدمیان به شقاوت که به کمال دوزخیش مثبوت می شود
بند بندگیِ ناخوشی و مرارت و ملال آدمیان و حیلت خدایگان مستمند ستایش و پرستش است
و قاطع بند ، شادی و سرور و طرب
طاعون در چشم آدمیست و آدمی ، خودِ طاعووون
و آدمی امتناع ورز از جبر، آخرین درب رستگاری به روایت ایزدان سیّاس را با اختیار انتخاب سُرور مصائب زندگی طاعون زده ، پشت سر می بندد


طاعونی ... دیدن ادامه » برافروخته را علاجی جز ابتیاع بلیط آدینه نیست :)
پس از برخورد جسم سخت ، هذیان فردی ، اجتماعی ، سیاسی پس از چاییدن اقتصادیست

پس از برخورد جسم سخت، بالرین باباکرم خوان بی بابا پی خلاصی از شوهر ننه هرزه اش ، هرجایی افکار عمومی میشه تا در صف تولد ذکورش ، ارسی های رقاصیش رو از درخت لیمو عمانی سر قبر آقای قرمه سبزی خورش، بیاویزه

پس از برخورد جسم سخت ، رویای نانخور ، نمکدان شکن زیرلفظی بگیر اسماعیل فروزش ، چفت شاهین ، جفتش میشه تا مایکل شب پره صورتی واله به خواب رفته ، 10 ، بیستا ، دویستا ، روزه چیستیش رو سر چاه کیستیش با پس گردنی افطار کنه و کلاه غیرتش رو به دیوار گوه مالی زندگی بندازه

پس از برخورد جسم سخت ، تو 28 مرداد ، ننه 29 اسفندیش با دست گل به آب دادش از صدقه بی بلاگردون ، دزد زده، اشک میریزه برای مصدق پاچک ملی مذهبیون خورده ، هووووو شده شهر نویی های فامیل شعبون بی مخ که تو زمین خودی ،انگشت نمای ... دیدن ادامه » اجنبی شده تا نفت بجای نون به سفره ، خون به دل کنه

پس از برخورد جسم سخت ، تو چراغونی تیاتر ستاره دار سجاد داغستانی ، داغ بی فرهنگی مازاد ظرفیت در اماکن فرهنگی بی کیفیت، عجیب می سوزه
ممنون از حسن توجه و نقد و نظر شما ...
۱۸ آذر
به به خانم اسدی نازنین و یک نقد جذاب دیگه ، بنده به شخصه از فالوران پرو پا قرصتون هستم :)
۲۱ آذر
جناب رزمجو بزرگوار
خوانش و التفاوت مرشدانه تان مایه مباهات است
خاطره نگاری می کنیم برای ایام بی سویی چشم و جیب :)

۲۱ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باشگاه مشت زنی ، خونبازی خودِ مغلوبِ مرعوبِ مادونِ دست به یقه با خویشتن آنارشی قلچماق هست.
ترک اعتیاد خمار روزمرگی به حَب بیخوابی ،
تخریب اتاق امن منیّت و رهایی به قیمت تفریق خود از فحوا شناختی و مواجهه با "خود بیخود از خود"
طی طریق از صداقت به وقاحت متعالی به کثافتِ پسرِ پدرِ قهرمان قاطی برگشته
و مادرانه صبور ترسیده ی زیر مشت و لگد رفته ، خشمِ فون فوبیایی زاییده
دررررررررررررررررردهای "جهان" "مانا"یند
ما به دردهای مزمن معتااااااااااااااادیم
ژلوفن دااااری ؟

پ ن :
ثنا بر خالق ردیف واژگان باشگاه و سپاس از سایر وابستگان مشت زنی :)
زندگی در تاتر ، میز شام سه نفره ناقد و اکتر و شاهد است
با کلاه گیس و لباس های عاریه ای فهم و کمال
رنگ و لعاب مالیده شده با سگ ها و سمورهای قلمو شده
با منوی چشم های شوووووووووور ، شووووووووووور نمک سود شده ،
مغزهای گیج یخماااااااااالی شده
با چاپستیک چوب های رااااااااااااست به کج رفته
با موسیقی زنده ، خبره میزانسنی که صدای دیالوگ هاش از توووووووووووی تووووووووووووی باورهای درونیش دراومده
دنیااااا طویله نیست ، گندکاری زندگی رو باس پاااااااااااک کرد سنجاق به دست
زندگی همش همینه ...

توی جهنم شما را نمی بینم ، کاربلدها به بهشت می روند :)
سرکار خانم اسدی نازنین
چقدر از نقدهای شما لذت میبرم و سپاس از اینکه با ما هستین و مارا در نقدهای دلنشینتون شریک میکنین. :)
۰۸ آذر
ما مفتخریم به اعطای حق شهروندی بلاد تیوالستان
سپاس از التفات زعیمانه شما
۰۸ آذر
:))))))))))))))
۰۸ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیزده ، وعده پیامبر معجزه شیطونی تئاتر بد به ارض الموعود اتحاد جماهیر سیئات است که به حیاط پشتی مجمع منافع مشترک ، مختومه می شود.
ما به طمع صعود به نظاره هبوط نشستیم.

گاهی پیامبران هم به بیراهه می روند :)
چسب هایش ، خودسوزی هویت به گرو نان رفته ، عرق ملی به فنا رفته با اختناق شرافت جیره خوار زیرنویس دار است.
عاشق یابو چشم بسته ، آدم معشوق تابوت فولادی مسواک دار نیست و هیچ چهارصدو پنجی از مرز آدمیت انسانی با عشق عبور نخواهد کرد.

خارج ز دایره انصاف ، کارگران هفت تپه دفن می شوند.
استیو جابز، اعترافات گاوی با سرطان لوزالمعده و نشخوار از کارافتاده غیرقابل همانندسازیست که علیرغم بلع کمیت دو، دویی از هضم کیفیت درونی عاجزه

لاکپشت آخر دنیا دیده به گاوی که چهل رو میفهمید از میهمانی بالماسکه دنیایی گفت که فاحشه عدالت ، رفیق فربه دوست رو به رختخواب نجاست پدر بی پدری می کشونه که نگهبان سوخته اش برای شوهر ملیندا از باغبان بهشت ، آدرس فایتر قاتلی رو سوال می کنه که سوژه خواهر رمان نویس ، مرد برنامه نویسی شد که شهردار زنش رو به ازاء یک قبر ازش گرفت تا جبر نزاره بیش از این گاوبازی دربیاره
چه موسیقی و نورپردازی و طراحی لباسی
حکم برائت ابلیس و گندم
سیب مقصررررره

قبل از اخراج ، سیب دووووووست داری :)
براوو سرکار خانم اسدی نازنین
بسیار از نقدتون لذت بردم ، خیلی زیبا بود.
۲۶ آبان
سپاس منضم به ارادت ، جناب رزمجو
۲۶ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داری،داری،داری؛ داری یا نداری ، مجلس ترحیم اقتصاد وطنی است با آهنگ شش و هشتی و رقص پا
با ممیزی کارشناسانه شصت و کروات و سرخاب برای مخاطب خاص هیات وزیران و مجلس نمایندگان که به اکران عمومی اهالی تیاتر در آمده.

من یقرا فاتحه مع صلوات
برای نساجی مازندران که یک عمر رخت و لباس تن ننه ، بابای ما کرد و کفن پوشه
برای ارج بی ارج و از نفس افتاده
برای آهو عروس قبرستان
برای پیکان جوانان مرعوب نیسان آبی
برای فیل سر به زیر به خاک نشسته ملی

و تبارک الله
به سوسن پرور که هنوز آدامس شیک دارچینی میخره
به آقای هماهنگی و تدارکات که بی هماهنگی و تدارکات رفت و نفهمید نسل جدید فتوژنیک ، لنز داره یا نداره

راستی وجداااااااااااان داری یا نداری :)
دم خونه کلر و خانم کلفت ها ، سوار اتوبوس هوس که بشید، یکراست می برتتون به خوراکخانه سیزیف.
سیزیف خوراک فرهنگی سنگین چیستی و کیستی بخارپز ترس هاست با دورچین نور و موسیقی و دکور عالی که طعم بی نظیر بازی ها ، نمک گیرتون می کنه .
بعد سیزیف باید قدم زد و قدم زد و قدم زد ، بلانش دست از سرتون بر نمی داره
و در همین حین که به توالی زایش و مرگ و انتخاب بین تبر و چاقو و چکش فکر می کنید ، اعتراف می کنید ردیف بالای سمت راست جای خوبی برای نشستن نیست :)
واقعا دلم برای اون ... زاده ای که روی اخرین صندلی سمت راست نشسته بود سوخت.
۲۱ آبان
دل قوی دارید
روزگار همه را جزانده و تارانده
و برای ساکن کرسی منتهی الیه سمت راست ، به نام خودش شناسنامه گرفته :)
۲۱ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روز پزشک ، روپوش سفید کمال و دانایی را لک می کند بعد برای لکه بری آنرا خط خطی می کند ولی به نظر می رسد راه حل بدست کائنااااات است.
کائنات با شما یار باشد این نمایش را به همراهی نازنینی از روپوش سفیدان می بینید :)
با تشکر از سرور حاصل از این نمایش
امیرمسعود فدائی این را خواند
فرزام رنجبر و محمد لهاک این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید