تیوال مریم اسدی | دیوار
S2 : 17:28:28
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
مریم اسدی
درباره نمایش جان و جو i
از تتمه بلیط بخت آزمایی حیات اقشار اجتماعی با کسر صورتحساب کلاه سفارشات آرمانی ، کت و شلوار مطالبات اجتماعی و درخواست های معقول قهوه و آب بی معنی و خواهش های التماسی شراب قرمز و آلو ، آنچه می ماند " دوست " است ، تنها "دوست"

"جان و جو " را در معیت یک دووووست ببینید :)
ناقوس ها می نوازند
چراغ ها سوسو می زنند
و اندوه را تکه پاره می کنند
و تو با تیرِ نگاهت
شاه توت دلم را نشانه می گیری

این زخم تا ابد
در من لانه می کند
همچون عطری بر تن گل
همچون ... دیدن ادامه » مستی بر خاصیت شراب
همچون خورشید بر پیکر آسمان

تو نمی دانی
خودت را نشانه گرفته ای
فردا شهر عطر تو را تن می کند
و همه می دانند سرو روییده از درون سینه ام قامت توست

تو رسوا می شوی
و از پیله ات بیرون می آیی
تو می آیی
و غنچه سلام بر گردی لبانت
شکوفه می زند

تو می آیی
و من شکارچی لب هایی می شوم
که نام من را فتح خواهد کرد
و برای آن روز
با تمام هنرم شعر می گویم

تا از عطر شعرهایم
وطنت را بشناسی
وطنی که در آن عشق موهبت است
شعر موهبت است
بوسه موهبت است

و ما
متمدن ترین ساکنینش
خواهیم بود
که با هم اشتباهمان می گیرند.



#مجتبی
۰۱ بهمن
خوش به حال اینجانب که چنین دوستانی دارم ، هماهنگ کنیم پس محمد جواد جان ، بر احوالات شیخ میثم نیک بنگرید ایشان را که یافتیم به تماشاخانه در آییم:))
۰۲ بهمن
محمد جواد و میلاد جان
ممنون از لطف و محبت تون
۰۲ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مریم اسدی
درباره نمایش نسخ i
نسخ، شگون اَکسپت اَکتوری خواهر به عزای برادر خوانده به تله نابرادری میرانده است برای آینده زمینگیرِ آرمان مرده ای که گزافه شِکَر خورانش به مستجاب الدعایی معدومی پدر گربه سان شیرنشانش به تحفه خرافه موش عمه فرنگی، ویرانی خانه بود زیر عصای مادر نااامادر بی پدر عباپوش

سپاااااااااااس از پیاز هزااااااااار لای اندیشه تان که هاضم آبگوشت تاریخ معاصر بود :)
دیر زمانیست که از افاضات سرکار عِلّیِه بی نصیبیم ...
منت نهاده بیش از این خرامان قدم نهاده بر گلستان تیوال ..
۱۴ دی
ایضاً در تایید میثم جان: فزونتر بنگار ای نگارا !!
۱۴ دی
اَموات چشم دوخته به فردای لب دوخته را معذبِ فاتحه غیر جمعه می کنید :)

لنگان قدمِ مغفوریم به مروت مزیدتان مولااااا هنزکی
و ناسور قلمِ مدیون به mahaya دُختِ نگارین نُطق
۱۴ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مادرم به نـــــــــــــفـــت حساسیت داشت ، من به بنــــــــــزین
خودســــــــــوزی ، علاااااااج این درد است ،
نسل سوختهِ خاکستر زای ، آنتی آلرژیک است

عااالی
۳۰ آبان
به چشم های رفته
به رفته های از چشم

به حرف های نگفته
به نگفته های حبس شده

به دردهای بی علاج
به بی علاج های تکراری

به ... دیدن ادامه » باران زمستانی عصر
به عصر بارانی پُر صبر

به علامت سوال جلوی چرا
به چرایی بی حساب و ادعا

به آمدنی که فقط خوب بود
به خوبی که فقط حرف بود

به خون های ریخته شده
به ریخته شده بی ملاحظه

به التماس ثانیه آخر
به آخرِ شاید و باید...

فکر می کنم.


#مجتبی
۰۴ بهمن
بی شاید و باید
بی التماس ثانیه آخر
گاهی فقط بی فکر ، زندگی کن

چرایی علامت سوال دار زندگیت قشنگ :)
۰۴ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

روزی سه بار ، تشنج بی وقت می کنم
دنیا سرش گیج می رود
من زمین می خورم
عُق می زنم تمام خودم را زیر خط فقر
هول می کند منحنی شاخص ارز ، پشت در
نسخه گران کُن است ، ناصرِ خسرو ، پای دَخل
سیل تورم ، راه توسل بسته است روی ما
محض فرج ، مُنکر تحریم ، دور می زنید
روزگاری ست
که آتش را
به هوس کشیدند
هوس را
در نفس چشیدند

وسط قلب من
کنار درد های تو
میان تردید آدمهای شهر
بغلِ ... دیدن ادامه » سکوت بی صدای غم

خسته ایم
شبیه زن هایی
که شب ها را
‏در آغوش مرد هایی می گذرانند
‏که دوست شان نداشتند.


#مجتبی
۰۹ مهر
برایت انباری از نور و ستاره آرزو می کنم
بی جرقه و باروت
آتش نشان سوخته پلاسکو که دیر می رسد

نقد و نغز قلمت برقرار ، نازنین نیلو
۰۲ بهمن
در سکوتم
بغض ها سراسیمه می هراسند
بهت زده خیره می شوند
ساعت زنگ دار کوچک
روی اخرین دیدار با تو مانده
به گمانم خیلی خوب فهمیده
که بی تو زمان برایم فرقی ندارد
و تمام لحظه های شبانه روز را
روی نوار تکراری تنظیم می کند

بیچاره ... دیدن ادامه » دلم
صدای تیک تاک با تو بودن را
زیبا می نواخت
نظم را از تپش های قلبم حذف
موج شادی در چشمانم به راه می انداخت
و صدای بودن تو را
هر ثانیه به تمام دنیا إرسال می کرد

حال
گرد سفید لانه کرده بر
زلف های پریشانم
صورت چین خورده جوانی
لمس تلخ زمان بی تو بودن را
به من می آموزد
مدام تکرار می کند
اگر تو نباشی
سکوت زندگی،زمان ندارد
و در تلخی ها چه غریبانه می گذرد.


#مجتبی
۷ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شب بخیر مادر
ساندویج مغز تنهایی باروتی صرع دارِ مامان پیچ است
برای عاقبت بچه ای که بچه بی عاقبت می زاید

تَرک شده بدون شرحی که برای تَرک گفتن ، شرح می گوید
شب بخیـــــــــــــــــــــــــر مـــــــ ــ ـ ..ا د ر
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این یک اعتراف است
از سیاه مستی فلسفه عشق و مرگیدن با مُسکِر وایتکس در کف عفونی کاشی حمام مضرب 3 وسواس
و رویت بو و بَر آینده از اوووووج مواااال فرنگی از پَسِ تهویه دوّااااار
عُق زدن خود حین زاییدن ترس ها از رحم نفرین مادرانه آفت زده خیانت نسل دچار بی اختیاری ادرار خاطره
در مواجهه نزدیک با موت هشتادساله جذام مغزی مغروق در وان خشم داغ تیزابی ، پدرانه معیوبِ باغبان گل تحقیر
و به هرزگی رفته در اتاق تحتانی با مادر چااااق ، دختر همسایه خووووش صدای برگر زغالی شده عکس های اتاق فوقانی

اوووووووف که نمایشگر سوراخ کلید بی عیب است
شکلات دسته دار سیاهت را با پوست بِمَک
عمووووووو ، پام رفت روی خط
سووووووووووختم
دوباااااااااااااااره از اوووووووول

سپااااااااااس از یکایک شمااااا که از بس خوووووووووووووب بودید ، حالمان بدددددددددددددد شد
خانم اسدی محبت کنید بعضی دیالوگ ها رو بنویسید
خیلی دوست داشتم
۰۷ مرداد
مغلوب به قلمم و محکوم به حفظ و انتقال
تقلید طوطی واره ای ناچار
که قلم هدیه ای هستی ست به نیکان
شه بانو اسدی قلمت مستدام ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۵ مرداد
جناب لهاک
به روزگار وَر افتادن میراث داری و رواج میراث خواری
فاتح قلم و ناشر اندیشه اید ، عنقا وار
حافظ و خاطرتان به "و ان یکاد" بی گزند


کنیز جارو به دست و طالع سیندرلایی :)
۱۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مریم اسدی
درباره نمایش نان i
نانِ تنور پرفورمنس نصیر ملکی جو ، اسپشال ویژن کارتونیستیست به سیر و سلوک – شما بخوانید سقوووووط- ناااااااان
از قوت لایموت بزم و طرب و شور
تا کُرنش به شهوت و نخوت و زور
و بدل به گیوتین و تورم نان کور

پ ن :
ناااااااان آجرررررر شده ، زندان ساز است
جان میدهید به کلمات و اثر میگذارید بر مخاطبین آثار
نفستون گرم قلمتون روان
۲۷ خرداد
:)))))))))
۰۳ تیر
سیگار فروشِ دایره زنگی به دستِ ، شهرک الفباییم
فرمانیه نشین قلم، حضرت لهاک، عیاااااارید
ما منتهای دَخلمان، دو بیتیِ آبدوغ است
پول خُرد ذوقتان ، غزل قیمه نثاست
خوش عطر مطبختان ، زبانزد تیوال است

آقاااااااا، دو ماه حقوق شما می شود چند قرص شعر ... دیدن ادامه » و بربری؟ :)
۰۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من از تمامی پل های عابر این شهر پریده ام
من با تمام شاهتوت های له شده ، فامیل خونی ام
من سائل پلاویکس های قلب دراگ استورم
من مُرده ام و خواب دیده ام ، زنده ام
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۲ خرداد
تمام پیامبران
وعده ی دروغین
به من بشارت دادند،
بهشت چشمان تو بود
که من در آن
رستگار شدم،رستگار.

#مجتبی
۲۳ شهریور
بهشت کذب رسولان
به دااااااغ ، سوزاندم
حدائق اَبصارَم ، نذر رستگاریتان
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مریم اسدی
درباره نمایش بی صدایی i
بی صدایی ، بازیابی پژواک خفقان کبود عدالت بی ادّله جیغ در سلسله جبال اعصار بی تاریخ است
و محروم از ارث کردن جنین آینده از طالع منحوس مظلومیت بی عقوبت جبار سفاک

و چه خوووووووووووب که می شود درووووووووغ گفت

پ ن :
پی یس مذکور بعلت اوردوز روایی بی اَکت، نیااااااااااز به تنفس مصنوعی سِنس دارد
سایه بازی عاشقانه کودکانه کاغذی ماست که از آتش نمرودی حسرت و زیر موشک باران مصائب صدام روزگار به الطاف تار لطفی و تنبک مانا و نوای دلکش فهیمه و صادق از گلستان ابراهیم به مجلس عروسی سیمین و فرزان می رسد

از این مرهم ها برای کودکانه های سوخته بیشتر بسازید
⁦❤️⁩⁦❤️⁩این مرهم را برای کودکان سوخته بیشتر بسازید
۰۶ اردیبهشت
درووووووووود پیشکش سپااااااااااااااااااااااااس از جهد متعهدانه و مسئولانه شما در ارض التیوال است
جهدتان مظفر و منتج به تامین نظر
۱۳ خرداد
:)))))))))))
۱۳ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مریم اسدی
درباره نمایش اکوان دیو i
اکوان دیو ، سلفی امروز مبتذل و شاهنامه فخر ادب با هشتگ مَنیژ & بیژیست
خوردن کش لقمه ایام و آب معدنی کوهرنگ با فردوسیست
کوچه به کوچه کردن عبید در پی موش و گربه های امروزیست
MP4 کیخسرو و گرگین و تهمتن به هار دیسک هیاکل امروزیست
مسخ خرد از یک توووپ قلقلی به جام جهانبین و وادادنش به جام جهانی بی کافکاست
از چاه برآمدن عشق عروس فرنگی گیو ، دختر افراسیاب تورانیست

و تنهااااااایی غزلسرای قاطع تحریف پارسیست
این تحریف خرد به نابخردی نبود گرچه تابو شکنی تاوانش سنگسار است .
امروز اگر فردوسی همزمانمان می‌زیست ، موهایش را شاید با کشی می‌بست و با لباس های بنام هنری هفت رنگ بر تنش بود
شاید اگر امروز بود راک اند رول و رپ می‌شنید و کنسرت تتلو هم میرفت
شاید هم کت ... دیدن ادامه » و شلوار ایرانی هاکوپیان میپوشید و کفش های واکس زده ای داشت و دیپ هووس و سنتی گوش میکرد و کنسرت همایون خان شجریان را ترجیح میداد
اما هر چه بود و هر چه می‌شنید
انسان بود مثل همه ما
۲۹ فروردین
جناب Ali
سپاس از خوانش متعهدانه و ممیزی مشفقانه تان
مانایی ادب و هنر به گره کردنش به جریان سیال زندگیست
در کوچه های شهر ، رگ زنی عرق ملی است
باید کسی بخیه به آوند فرهنگ ما زند
با آنچه آشنا و دیدنی و شنیدنیست

دستان دستگیر ،
مهرانه ها به قدم و کلام ها ، سازنده تر شود

پ ... دیدن ادامه » ن : آقا اجااااااااااااازه ، ماااااااااااااااااا قول می دهیم ، شَه نامه را بخوانیم بیشتر :)
۲۹ فروردین
⁦❤️⁦(◍•ᴗ•◍)❤⁩
۳۰ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پروانه و یوغ ، خداشناسی در سطح شیبدار با حفر آبریزگاه رویااااا در حفره شکمی واقعیت عینیست
هرس گوش اضافه درخت گس ایمان پیچیده به هیاهوی آسمان تلخ حیات زردآبیست
کِشت دست های رسوای غریب اَطوار در باغچه انکار آفتابگردان است
و رنج ، بهای مقطوع شهود انفاس است
مریم اسدی
درباره نمایش هفت دقیقه i
هفت دقیقه ، اَکابر اندیشه ورزی توده گوسپند مسلک دغدغه مند در مسلخ منفعت طلبی شبان سلاخ کیش سیّاس است
روایت گذاااااااااار صندوق آرای خلق از شوووووور تا شعووووووور
جمع کردن عزت نفس مدنی با تِی از کف خیابان جمهوریست

هفت دقیقه ، عبادت هفتاد ساله ایمان بر باد رفته عابدیست که باااااااورش را نززززززیسته
ممنون برای قلم زیباتون
۲۵ فروردین
سپاس از یکایک شما که جانانه حاضر شدید.
امید که چرخه حیات هنر متعالی به مدد تعامل آرا تماشاگر شفیق و هنرمند متعهد ، مانا ماند
۲۵ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
غلامرضا لبخندی ، گریه لهجه دار ، بدون اشکیست که پیرمان کرده
احراز هویت و اعلام سوء پیشینه حسرت های دستکش پوش یک لنگه ای و سرخوردگی های تا خدا رسیده است
شنیدن ، هق هق نادیده گرفتن ها و دیدن ، تاول نشنیده شدن هاست
در مااااا غلامرضا لبخندی کم حرف و پر خشمی زندگی می کند که ترس پیری و تنهایی توران ، نافهمیده شدن پرند ، حسرت و ناباوری الهه ، بی پناهی منیر و اعظم و بی کسی قدم خیر را سوار پیکان سفید درماندگیش ، خفه و سلاخی می کند و با لاستیک روزمرگی ، آتش می زند.
غلامرضا خوشرو در انبار سر باز استادیوم زندگی زیر شلاق دردها می خندد و هر روز هفت بار جان می کند
غلامرضا و ستار و حمید رسولی ، گورکنند ، در گور دسته جمعی فراموشی ، قاتل و مقتول کنار هم چالند

یک عالمه قصه نگفته لباس خونی و چاقو به ما می گوید " ما بدهکار و طلبکار خودمانیم"


برای نقطه های خط نشده

مخاطب خاااص باید شناسنامه دار باشد
و مشمول توالی تولد ، طفولیت ، برنایی و میرایی
و آنقدر جاااااااندار که به چرخه تناسخ راه یابد

گاهی برای مخاطب عااااام بنویس :)
مجتبی مهدی زاده این را خواند
مختار بایزیدی، عباس الهی و سایه * این را دوست دارند
وزش باد
رقص بادبادک
بوسه ابر بر گلدان
سکوت زمین و سوال آسمان

کوچه های خاطرات
چراهای بی انتها
واژه های سرگردان
سر به هوایی آدمها

بغض ... دیدن ادامه » باران
نگاه های ناتمام
بی قراری و انتظار
صبر با چاشنی تلخ

مفرد
از جمعِ جنایتکاران
سلاح سردِ بی تفاوتی
همچنان در راه

دورترین نقطه
تاریک میان اعماق ذهن
مُرده ایی وسط راه
کمی دلسرد

آخرین بارِ گناه
کشتن با دست خالی
نگاه پر درد
سرخوشیِ بی منطق

باور سخت
منتظر یک جواب
یک سلام ساده
همیشه امیدوار.

#مجتبی
۰۶ مهر
تو در دلت جنگ
من در دلم صلح،
ماییم
شاهکار تولستوی.

#مجتبی


ممنون مریم جان
برای ... دیدن ادامه » این مشاعره مجازی
لذت بردم
برقرار باشی
۰۷ مهر
ردیف و قافیه زندگیت موزون ، مجتبی عزیز
۰۷ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زنگوله تبتی، زنگوله پای تابوت صدق بی صداق وامانده است که علیرغم همت عاااالی سگ شانس های جفت معنوی یافته ، عقیم و بی عقبه می ماند
جهد را توفیق و خام را پختگی ، آرزومندیم
و تیاتر را عزت به حفظ حرمت تماشاگر و عکاس و بازیگر
افسوس که تئاترمان چقدر پسرفت کرده است ..
۱۷ فروردین
عااالی عاااالی :)))))))))))))
۱۷ فروردین
جناب رزمجو جلیل القدر
مسئلت داریم توالی تعالی در بدیع السنه جاری جهت حضرتعالی
۱۷ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینجا کسی آستیگمات خیر و شر دارد
هر چه موازی هست را مقطوع می خواند
لیزیک و لازک ، اعوجاج فکر را نَگرفت
تقطیع رگ ، با تیغ بُرّان چاره درد است
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
:))
سرِ همین شعرتون مجبور شدم کل نوشته های قبلتون رو هم همین الان یکجا بخونم
معرکه بود .. لحن و قلم با هم :)
۲۶ اسفند ۱۳۹۷
این سوگواره دلتنگِِ سَر تراشیده، عاقبت بخیر
۰۷ بهمن
در هیاهوی میدان مسابقه
یال های سفیدِ خاطرات
میان‌موهای سیاه
در افکار روزهای جوانی موج می زند

دلتنگی های یورتمه شبانه
برای سوار کردنِ ماه
از تپه های تاریکی
آهسته و آرام،بالا می رود.

نعل ... دیدن ادامه » های نقره
خوش شانس بوده
برای تک تک سواران اش،
جز من که تکه آهنی
به استخوانِ ذهنم میخ شده

در میانِ عربده های
دورویی و نیرنگ روزگار
کفشِ آهنی ام به تکه سنگی
گیر کرده و پایم شکسته است.

پس خلاصی
شانس بزرگی ست
که سَرِ پیچ
لای زانوانم پیچیده

میدانم
که عاقبت روزگار
مرا به ضرب یک گلوله
خواهد کشت.

همیشه
با شیهه آخر من
از خواب
خواهد پرید

صدای شیهه ایی که می گوید
از تو ممنونم
برای رهایی
برای اول شدن در آزادی.


#مجتبی
۰۷ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موی سیاه خرس زخمی ، نیشتری به زخم خرس به خواب زمستانی رفته با افیون خور و خواب و خشم و شهوت است که با سیاهی رُسته از جانش ، کفن می شود تا حکومت سربندداران گورکن سپاه، پایدار بماند
بود هاااااا و حلقه اُخوت و کینشان به توبه رستگااااااار نمی شوند


سپااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااس ، ایجاز تقدیر از گردهمایی در هم تنیده معنای مصور و مصوت است
عاااالی :))))))))))))
۱۱ اسفند ۱۳۹۷
عنایت متقدمین
مایه مباهات متاخرین است :)
۱۱ اسفند ۱۳۹۷
❤️❤️❤️
۱۱ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مریم اسدی
درباره نمایش تابستان i
صیف است و وقت جوشش و غلیان
این قصه دارد راوی پنهان
تُنبان به پا در رخوت و غفلت ، زمین می گشت
امیال سرکش با کولر آبی ، خُنک می گشت
لیل و النهار معرفت ، لامپ ادیسون بود
ولتاژ استاندارد حول خواب و خور می بود
خودکامه قیدِ لالِ استمرار ، سیب جویده باز تف می کرد
نهضت گران بانی اخلال ، اوهام شورشگر به راه انداخت
اصلاح گر ، با دعوی تعمیر ، تخریب را گسترده تر می ساخت
تخریبچی ، دیرآشنای ما ،زاییده سرریز احساس است
از بستر تنهایی افسرده یک نسل ، افسوس های نیمه جان ، یکباره بالا زد
افسوس را شستند و جان دادند،
افسانه دامن فشان سرخ رعنا گشت
این لعبت رقصان چه دلها بُرد ، ایمان ترسان را به یغما بُرد
باور کنی یا نه ولی یکروز ،ما عاشق سرکوبگر بودیم
از ... دیدن ادامه » بس که اینجا روزها ، شب بود
ما عاشق قصاب ها بودیم
این عامل ارعاب و استیصال ،
یک روز در تخت خودش گم شد
از زور حیرانی و نادانی
ماندیم ما ، چشم انتظار ناجی و منجی
:)))))))))
۱۹ بهمن ۱۳۹۷
تقاص شعرهای سانسور نکرده، اوین بی ملاقاتیست
حوالی آزادی، قاصدکی، کشف حجاب کرده است
۰۶ بهمن
‏این روزها
‏برای قطع دست ها
‏مجوز رسمی صادر می کنند

‏اما
‏نمی توانند
‏بیشتر تر از این ها

‏اندیشه قلم
‏نوشتن ... دیدن ادامه » واقعیت را
‏به مجسمه ایی بی خطر
‏تبدیل کنند،

‏ای پرنده ی خوشبختی
‏لنگر آزادی را
‏به کدام سو می بری؟

‏در سرزمین من
‏چهل و یک سال است
‏که خواب و خیالش را می بینند.

‏⁧#مجتبی⁩
۰۷ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کالبدشکافی ، کالبدشکافیتان می کند ععععجییب

من را شکم دریده احساسات با روده های باور آویزان
در چهارراه بهت و حیرانی و هراس بی هیچ مهر و مهریه
مطلقه خود ز زوجه خودم کردند
ما مردمان روان کبوووووود تسمه شلواریم
ما چشممان دچار بی اختیاری ادرار است
تف می کنیم به صورتمان درون هر چه آیینه است
و بععععععد و باااااااااااااااز هم
مااااا مردماااااان عااااااااقل این شهریم

ای کااااش هر کسی خودش بود ، خودِ خودش
نه مررررد بود و نه زززززززن ، تنها خودِ خودش


سپااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااس ... دیدن ادامه » ما از تمااااااااااااام شما که تماااااااااااااااااام خودتاااان را در صحنه بارگذاری کردید

عاااالی :)))))))))
۱۴ بهمن ۱۳۹۷
مایه خوشحالی ، اخذ عنایت حضرتعالی :)
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید