تیوال مریم اسدی | دیوار
S2 : 23:15:39
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
مریم اسدی
درباره نمایش اکوان دیو i
اکوان دیو ، سلفی امروز مبتذل و شاهنامه فخر ادب با هشتگ مَنیژ & بیژیست
خوردن کش لقمه ایام و آب معدنی کوهرنگ با فردوسیست
کوچه به کوچه کردن عبید در پی موش و گربه های امروزیست
MP4 کیخسرو و گرگین و تهمتن به هار دیسک هیاکل امروزیست
مسخ خرد از یک توووپ قلقلی به جام جهانبین و وادادنش به جام جهانی بی کافکاست
از چاه برآمدن عشق عروس فرنگی گیو ، دختر افراسیاب تورانیست

و تنهااااااایی غزلسرای قاطع تحریف پارسیست
این تحریف خرد به نابخردی نبود گرچه تابو شکنی تاوانش سنگسار است .
امروز اگر فردوسی همزمانمان می‌زیست ، موهایش را شاید با کشی می‌بست و با لباس های بنام هنری هفت رنگ بر تنش بود
شاید اگر امروز بود راک اند رول و رپ می‌شنید و کنسرت تتلو هم میرفت
شاید هم کت ... دیدن ادامه » و شلوار ایرانی هاکوپیان میپوشید و کفش های واکس زده ای داشت و دیپ هووس و سنتی گوش میکرد و کنسرت همایون خان شجریان را ترجیح میداد
اما هر چه بود و هر چه می‌شنید
انسان بود مثل همه ما
دیروز
جناب Ali
سپاس از خوانش متعهدانه و ممیزی مشفقانه تان
مانایی ادب و هنر به گره کردنش به جریان سیال زندگیست
در کوچه های شهر ، رگ زنی عرق ملی است
باید کسی بخیه به آوند فرهنگ ما زند
با آنچه آشنا و دیدنی و شنیدنیست

دستان دستگیر ،
مهرانه ها به قدم و کلام ها ، سازنده تر شود

پ ... دیدن ادامه » ن : آقا اجااااااااااااازه ، ماااااااااااااااااا قول می دهیم ، شَه نامه را بخوانیم بیشتر :)
دیروز
⁦❤️⁦(◍•ᴗ•◍)❤⁩
۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پروانه و یوغ ، خداشناسی در سطح شیبدار با حفر آبریزگاه رویااااا در حفره شکمی واقعیت عینیست
هرس گوش اضافه درخت گس ایمان پیچیده به هیاهوی آسمان تلخ حیات زردآبیست
کِشت دست های رسوای غریب اَطوار در باغچه انکار آفتابگردان است
و رنج ، بهای مقطوع شهود انفاس است
مریم اسدی
درباره نمایش هفت دقیقه i
هفت دقیقه ، اَکابر اندیشه ورزی توده گوسپند مسلک دغدغه مند در مسلخ منفعت طلبی شبان سلاخ کیش سیّاس است
روایت گذاااااااااار صندوق آرای خلق از شوووووور تا شعووووووور
جمع کردن عزت نفس مدنی با تِی از کف خیابان جمهوریست

هفت دقیقه ، عبادت هفتاد ساله ایمان بر باد رفته عابدیست که باااااااورش را نززززززیسته
ممنون برای قلم زیباتون
۵ روز پیش، یکشنبه
سپاس از یکایک شما که جانانه حاضر شدید.
امید که چرخه حیات هنر متعالی به مدد تعامل آرا تماشاگر شفیق و هنرمند متعهد ، مانا ماند
۵ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
غلامرضا لبخندی ، گریه لهجه دار ، بدون اشکیست که پیرمان کرده
احراز هویت و اعلام سوء پیشینه حسرت های دستکش پوش یک لنگه ای و سرخوردگی های تا خدا رسیده است
شنیدن ، هق هق نادیده گرفتن ها و دیدن ، تاول نشنیده شدن هاست
در مااااا غلامرضا لبخندی کم حرف و پر خشمی زندگی می کند که ترس پیری و تنهایی توران ، نافهمیده شدن پرند ، حسرت و ناباوری الهه ، بی پناهی منیر و اعظم و بی کسی قدم خیر را سوار پیکان سفید درماندگیش ، خفه و سلاخی می کند و با لاستیک روزمرگی ، آتش می زند.
غلامرضا خوشرو در انبار سر باز استادیوم زندگی زیر شلاق دردها می خندد و هر روز هفت بار جان می کند
غلامرضا و ستار و حمید رسولی ، گورکنند ، در گور دسته جمعی فراموشی ، قاتل و مقتول کنار هم چالند

یک عالمه قصه نگفته لباس خونی و چاقو به ما می گوید " ما بدهکار و طلبکار خودمانیم"


برای نقطه های خط نشده

مخاطب خاااص باید شناسنامه دار باشد
و مشمول توالی تولد ، طفولیت ، برنایی و میرایی
و آنقدر جاااااااندار که به چرخه تناسخ راه یابد

گاهی برای مخاطب عااااام بنویس :)
مختار بایزیدی و عباس الهی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زنگوله تبتی، زنگوله پای تابوت صدق بی صداق وامانده است که علیرغم همت عاااالی سگ شانس های جفت معنوی یافته ، عقیم و بی عقبه می ماند
جهد را توفیق و خام را پختگی ، آرزومندیم
و تیاتر را عزت به حفظ حرمت تماشاگر و عکاس و بازیگر
افسوس که تئاترمان چقدر پسرفت کرده است ..
۱۷ فروردین
عااالی عاااالی :)))))))))))))
۱۷ فروردین
جناب رزمجو جلیل القدر
مسئلت داریم توالی تعالی در بدیع السنه جاری جهت حضرتعالی
۱۷ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینجا کسی آستیگمات خیر و شر دارد
هر چه موازی هست را مقطوع می خواند
لیزیک و لازک ، اعوجاج فکر را نَگرفت
تقطیع رگ ، با تیغ بُرّان چاره درد است
:))
سرِ همین شعرتون مجبور شدم کل نوشته های قبلتون رو هم همین الان یکجا بخونم
معرکه بود .. لحن و قلم با هم :)
۲۶ اسفند ۱۳۹۷
فرا و فرو ، فروعست
بر مدار دایره حیات به کَرات ، کُرات اغلاط ، طی کنیم
۲۷ اسفند ۱۳۹۷
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۰ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موی سیاه خرس زخمی ، نیشتری به زخم خرس به خواب زمستانی رفته با افیون خور و خواب و خشم و شهوت است که با سیاهی رُسته از جانش ، کفن می شود تا حکومت سربندداران گورکن سپاه، پایدار بماند
بود هاااااا و حلقه اُخوت و کینشان به توبه رستگااااااار نمی شوند


سپااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااس ، ایجاز تقدیر از گردهمایی در هم تنیده معنای مصور و مصوت است
عاااالی :))))))))))))
۱۱ اسفند ۱۳۹۷
عنایت متقدمین
مایه مباهات متاخرین است :)
۱۱ اسفند ۱۳۹۷
❤️❤️❤️
۱۱ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مریم اسدی
درباره نمایش تابستان i
صیف است و وقت جوشش و غلیان
این قصه دارد راوی پنهان
تُنبان به پا در رخوت و غفلت ، زمین می گشت
امیال سرکش با کولر آبی ، خُنک می گشت
لیل و النهار معرفت ، لامپ ادیسون بود
ولتاژ استاندارد حول خواب و خور می بود
خودکامه قیدِ لالِ استمرار ، سیب جویده باز تف می کرد
نهضت گران بانی اخلال ، اوهام شورشگر به راه انداخت
اصلاح گر ، با دعوی تعمیر ، تخریب را گسترده تر می ساخت
تخریبچی ، دیرآشنای ما ،زاییده سرریز احساس است
از بستر تنهایی افسرده یک نسل ، افسوس های نیمه جان ، یکباره بالا زد
افسوس را شستند و جان دادند،
افسانه دامن فشان سرخ رعنا گشت
این لعبت رقصان چه دلها بُرد ، ایمان ترسان را به یغما بُرد
باور کنی یا نه ولی یکروز ،ما عاشق سرکوبگر بودیم
از ... دیدن ادامه » بس که اینجا روزها ، شب بود
ما عاشق قصاب ها بودیم
این عامل ارعاب و استیصال ،
یک روز در تخت خودش گم شد
از زور حیرانی و نادانی
ماندیم ما ، چشم انتظار ناجی و منجی
:)))))))))
۱۹ بهمن ۱۳۹۷
سپااااااااااااس
۱۹ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کالبدشکافی ، کالبدشکافیتان می کند ععععجییب

من را شکم دریده احساسات با روده های باور آویزان
در چهارراه بهت و حیرانی و هراس بی هیچ مهر و مهریه
مطلقه خود ز زوجه خودم کردند
ما مردمان روان کبوووووود تسمه شلواریم
ما چشممان دچار بی اختیاری ادرار است
تف می کنیم به صورتمان درون هر چه آیینه است
و بععععععد و باااااااااااااااز هم
مااااا مردماااااان عااااااااقل این شهریم

ای کااااش هر کسی خودش بود ، خودِ خودش
نه مررررد بود و نه زززززززن ، تنها خودِ خودش


سپااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااس ... دیدن ادامه » ما از تمااااااااااااام شما که تماااااااااااااااااام خودتاااان را در صحنه بارگذاری کردید

عاااالی :)))))))))
۱۴ بهمن ۱۳۹۷
مایه خوشحالی ، اخذ عنایت حضرتعالی :)
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی خروس غلط می خواند ، روایت غیرخطی ، غلط کاری خطی ، سیرالملوک است

زمین بی "می" بی عصمت به خواب غفلت ،
الحاقی به اَندرونی فاتحان ساقط شده
متعفن از بوی فساد گوشت و خون ِ خاک تعرض شده
و زکات معرفت داده به اندوهی عمیق
آگااااااه است
زمان را چه افقی و چه عمودی
چه از سر به ته و چه از ته به سر ، گَز کنی فرقی نمی کند
بند ناف و ورژن زنانه و مردانه توفیری ندارد
ملوکان آدم نمی بینند ملوکان عدد می بینند و نیرو
و این بلیه مرحمتیست از
شااااااه براندازان ، دیکتاااااتور برافراز

- از آقازاده "مینووور کارتاژی" بجای مانده در زهدان ماتیلدا چه خبر ؟
• فنقیایی ... دیدن ادامه » اش از پدر بهتر است و تعطیلات به رم می رود

از این عقب مانده هاااااااااا بیشتر بزاییید :)

با سلام خانم اسدی, گرامی مسلئه نور که اذیت کننده بود بر طرف شد؟
۱۳ بهمن ۱۳۹۷
مینا &۱۲ عزیز
ضمن پوزش از تاخیر در پاسخ ، عارضیم
آزار نور صحنه که معنا فزون و در خدمت ادای مضمون بود کمتر از نور و صوت دورگوی همراه حرمت شکنان جایگاه تماشا بود

منضم به عینک دودی به دیدار "خروس غلط خوان" بروید :)
۱۴ بهمن ۱۳۹۷
سپاس از, شما خانم اسدی گرامی
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هزار و یک تو ، رخت کردن سهل البیعی امید زن دوز بر تن رنجوری روانی اعصار بشری دندان گرد مردانه پوش است.
تجویز قصه تراپی شهرزاد الف لیلة و لیلة در بستر وهم کابوس و رویای انیما ، انیموسی یونگی
خدای خواسته ، زن نخواسته
زایش بی صبرانه، عشاق بی اعتماد است

علیرغم حمد بر طرح و طراحی واژه و حرکت و چینش و نور و صوت و توالی همگون ضربآهنگ
عارضیم تیمار زخمه ها ، زنانه ، مردانه و بچگانه دارد :)
سرکار خانم اسدی نازنین
عااالی :))))))
هرچند که من به شخصه چندین مرتبه متن شما و ادبیات شیرینتان را میخوانم تا دقیق متوجه منظورتان شوم :)))) ولی بسیار لذت میبرم و مانند همیشه عالی بود مطلبتون :)
۰۶ بهمن ۱۳۹۷
جناب رزمجو فخیم
ادب و آداب دانی ما ختم به سرگیجه واژه است
صابریتان ستودنیست :)
۰۶ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مریم اسدی
درباره نمایش اوبو i
اوبوووووو، خوانش نقیضه گونه تاریخ معاصر است
زایش دردناااااااااک تفکر از دامان ناپاک نرینه پدر اوبو
در بزنگاه غنی سازی گنجینه ملی درجیب شخصی مادینه ارغوانی اغواگر
سلاخی تعقل سازنده و مسندنشینی نااهلان
نَقل مجاهدت مجاهدین کاسب کار
لعن ، وطن فروشی به نرخ روزانه
و مدح وطن پرستی آشپزان طباخ است
با چشمداشت فتح فرانس و زایش فتنه ای قریب به امر سایه ها


سپاس قلبی مقدور یک محسور از تعهد و تعامل و تفکر یکایک ارکان مصور و منور و ملبس و مسکوت این تیاتر متهور ، متاسفانه مهجور را پذیرا باشید.
یک دقیقه سکوووووت به یااااد رفتگان
مریم اسدی
درباره نمایش خرده نان i
خرده نان ، استیهزای خانگی ، تفکر منفعل مصلحت اندیش اجتماعی ، سیاسیت.
زنگ اندیشیدن به پشت درهای تمیز منفعت اندشی فردی با قفل های ضد سرقت مدنیت جمعیست.
سوگواری بر گور رویاها و آرمان های جوانی یک نسل است
که زیر اخبار خرده جنایات و ارقام درشت قبوض مدفون است
و هر از چندی دچار حمله عصبی وجدان است
سَرای دار متصدی رفاه و امنیت یک دست، لباس شخصی های ارعاب گر
دگراندیش بی هویت برچسب و سکووووووووووووووووووووت
خلاف عادت ، جوشانده امشب را با دو قند می خوریم و به رختخواب می رویم
شاید فردا ، مردمان شجااااااااعتری از خواب بیدار شویم

بهبودی روز افزون برای رضـــــــــــا بهبودی
اقبال بلند برای آنـــــــــاهیتا اقبال نژاد
و تخت سلیمانی برای کوروش سلیمانی
آرزوی کسی است که با وجدان درد به خانه فرستادید :)
چقدر آرزوهای زیبایی .
امید که هیچوقت عذاب وجدان نگیرید
سپاس از گروه بیستون که اندیشه ورز است
۲۴ آذر ۱۳۹۷
درود و آفرین .... و سپاس از شما
۲۴ آذر ۱۳۹۷
جناب سلیمانی عزیز
سپاس از شما و میهمان ناخوانده ای که پشت در غفلت هامان فرستادید :)
۲۴ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پرومته / طاعون ، زیارت پابرهنه پاییزی تمام پرستش گاه های هستی با زمزمه اوراد مقدس است
پرومته / طاعون ، نام دیگر عشق و نفرت ، جبر و اختیار، و هم آغوشی هر چه محاااااال
سرپیچی و عصیان از سر ایثار و انفاق
دردنامه دردهای نامیرا که ذابح و ذبیح و درد را به تصلیب فراموشی می کشد ،
درد از یاد درد می رود و این نسیان ، صورت متعالی رستگاری دردمندانه است
وعده ایزدان به سعادت است که به نیم بهشت هم محقق نمی شود
و وعده آدمیان به شقاوت که به کمال دوزخیش مثبوت می شود
بند بندگیِ ناخوشی و مرارت و ملال آدمیان و حیلت خدایگان مستمند ستایش و پرستش است
و قاطع بند ، شادی و سرور و طرب
طاعون در چشم آدمیست و آدمی ، خودِ طاعووون
و آدمی امتناع ورز از جبر، آخرین درب رستگاری به روایت ایزدان سیّاس را با اختیار انتخاب سُرور مصائب زندگی طاعون زده ، پشت سر می بندد


طاعونی ... دیدن ادامه » برافروخته را علاجی جز ابتیاع بلیط آدینه نیست :)
پس از برخورد جسم سخت ، هذیان فردی ، اجتماعی ، سیاسی پس از چاییدن اقتصادیست

پس از برخورد جسم سخت، بالرین باباکرم خوان بی بابا پی خلاصی از شوهر ننه هرزه اش ، هرجایی افکار عمومی میشه تا در صف تولد ذکورش ، ارسی های رقاصیش رو از درخت لیمو عمانی سر قبر آقای قرمه سبزی خورش، بیاویزه

پس از برخورد جسم سخت ، رویای نانخور ، نمکدان شکن زیرلفظی بگیر اسماعیل فروزش ، چفت شاهین ، جفتش میشه تا مایکل شب پره صورتی واله به خواب رفته ، 10 ، بیستا ، دویستا ، روزه چیستیش رو سر چاه کیستیش با پس گردنی افطار کنه و کلاه غیرتش رو به دیوار گوه مالی زندگی بندازه

پس از برخورد جسم سخت ، تو 28 مرداد ، ننه 29 اسفندیش با دست گل به آب دادش از صدقه بی بلاگردون ، دزد زده، اشک میریزه برای مصدق پاچک ملی مذهبیون خورده ، هووووو شده شهر نویی های فامیل شعبون بی مخ که تو زمین خودی ،انگشت نمای ... دیدن ادامه » اجنبی شده تا نفت بجای نون به سفره ، خون به دل کنه

پس از برخورد جسم سخت ، تو چراغونی تیاتر ستاره دار سجاد داغستانی ، داغ بی فرهنگی مازاد ظرفیت در اماکن فرهنگی بی کیفیت، عجیب می سوزه
ممنون از حسن توجه و نقد و نظر شما ...
۱۸ آذر ۱۳۹۷
به به خانم اسدی نازنین و یک نقد جذاب دیگه ، بنده به شخصه از فالوران پرو پا قرصتون هستم :)
۲۱ آذر ۱۳۹۷
جناب رزمجو بزرگوار
خوانش و التفاوت مرشدانه تان مایه مباهات است
خاطره نگاری می کنیم برای ایام بی سویی چشم و جیب :)

۲۱ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باشگاه مشت زنی ، خونبازی خودِ مغلوبِ مرعوبِ مادونِ دست به یقه با خویشتن آنارشی قلچماق هست.
ترک اعتیاد خمار روزمرگی به حَب بیخوابی ،
تخریب اتاق امن منیّت و رهایی به قیمت تفریق خود از فحوا شناختی و مواجهه با "خود بیخود از خود"
طی طریق از صداقت به وقاحت متعالی به کثافتِ پسرِ پدرِ قهرمان قاطی برگشته
و مادرانه صبور ترسیده ی زیر مشت و لگد رفته ، خشمِ فون فوبیایی زاییده
دررررررررررررررررردهای "جهان" "مانا"یند
ما به دردهای مزمن معتااااااااااااااادیم
ژلوفن دااااری ؟

پ ن :
ثنا بر خالق ردیف واژگان باشگاه و سپاس از سایر وابستگان مشت زنی :)
زندگی در تاتر ، میز شام سه نفره ناقد و اکتر و شاهد است
با کلاه گیس و لباس های عاریه ای فهم و کمال
رنگ و لعاب مالیده شده با سگ ها و سمورهای قلمو شده
با منوی چشم های شوووووووووور ، شووووووووووور نمک سود شده ،
مغزهای گیج یخماااااااااالی شده
با چاپستیک چوب های رااااااااااااست به کج رفته
با موسیقی زنده ، خبره میزانسنی که صدای دیالوگ هاش از توووووووووووی تووووووووووووی باورهای درونیش دراومده
دنیااااا طویله نیست ، گندکاری زندگی رو باس پاااااااااااک کرد سنجاق به دست
زندگی همش همینه ...

توی جهنم شما را نمی بینم ، کاربلدها به بهشت می روند :)
سرکار خانم اسدی نازنین
چقدر از نقدهای شما لذت میبرم و سپاس از اینکه با ما هستین و مارا در نقدهای دلنشینتون شریک میکنین. :)
۰۸ آذر ۱۳۹۷
ما مفتخریم به اعطای حق شهروندی بلاد تیوالستان
سپاس از التفات زعیمانه شما
۰۸ آذر ۱۳۹۷
:))))))))))))))
۰۸ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مریم اسدی
درباره نمایش سیزده i
سیزده ، وعده پیامبر معجزه شیطونی تئاتر بد به ارض الموعود اتحاد جماهیر سیئات است که به حیاط پشتی مجمع منافع مشترک ، مختومه می شود.
ما به طمع صعود به نظاره هبوط نشستیم.

گاهی پیامبران هم به بیراهه می روند :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مریم اسدی
درباره نمایش چسب هایش i
چسب هایش ، خودسوزی هویت به گرو نان رفته ، عرق ملی به فنا رفته با اختناق شرافت جیره خوار زیرنویس دار است.
عاشق یابو چشم بسته ، آدم معشوق تابوت فولادی مسواک دار نیست و هیچ چهارصدو پنجی از مرز آدمیت انسانی با عشق عبور نخواهد کرد.

خارج ز دایره انصاف ، کارگران هفت تپه دفن می شوند.