تیوال | مریم اسدی درباره نمایش نان: نانِ تنور پرفورمنس نصیر ملکی جو ، اسپشال ویژن کارتونیستیست
S2 : 23:45:42
مریم اسدی
درباره نمایش نان i
نانِ تنور پرفورمنس نصیر ملکی جو ، اسپشال ویژن کارتونیستیست به سیر و سلوک – شما بخوانید سقوووووط- ناااااااان
از قوت لایموت بزم و طرب و شور
تا کُرنش به شهوت و نخوت و زور
و بدل به گیوتین و تورم نان کور

پ ن :
ناااااااان آجرررررر شده ، زندان ساز است
جان میدهید به کلمات و اثر میگذارید بر مخاطبین آثار
نفستون گرم قلمتون روان
۲۷ خرداد
حضرت لهاک
ما سیاح لوح صورتیم و شما غواص بحر سیرت
قلم هادی تان ، ماناااااااا
۲۷ خرداد
خواندم ولی چیزی نفهمیدم
۲۷ خرداد
ندای عزیز
واخورده از این واژه های مُلحد دربه در نشوید
ایوان حافظ، قدمگه راوی «نان » به صحنه است

امید وقت یااار، حظ بصر و شوق نظر، مهیا شود تو را
۲۷ خرداد
:)))))))
۲۷ خرداد
سپاااااااااااااس
۲۸ خرداد
خانم من شنا نابلد کجا و بحر
شمایید که نقاش سیرت و صورت لغتید
به طراوت شبنم و به زیبایی رویش گل
سرتون سلامت
مهرتون مستدام
۲۹ خرداد
به شکسته نفسی ، شکسته بندی نابلدان می کنید ، ناخدا لهاک
زعامت تان مدااااام
۲۹ خرداد
⁦(◍•ᴗ•◍)❤⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
دون پروری میکنید
۰۱ تیر
مافوقِ مادون پرورید ، مقتدا لهاک
۰۱ تیر
خانم من مقلدتونم و در مکتبتون تلمذ میکنم ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۱ تیر
قبای مقتدایی ، قواره فعل شماست،
حرف الگو رخت مقلد است
قلم و قدمتان بی گزند
۰۱ تیر
سریال جدیدی که با شوق دنبال می‌کنم همین کامنت‌های شما دو عزیزه... دم‌تون گرم...
۰۱ تیر
به واریز یارانه لطف ، افزایش سرانه شوق دادید
بضاعت تک شات تجربه ما به هنر استاد لهاک و لطف جناب ، خوانش سریالی یافت
۰۲ تیر
:)))))
۰۲ تیر
جناب بولو در قسمت پایانی
دوربین از پشت سر یک مرد را نشان میدهد که روی زانو به زمین نشسته و دستانش را در موها گره کرده و با زجه ای توام با شرم جمله ای را وز وز میکند
صدا نامفهوم است
دوربین شروع به حرکت میکند از شانه چپ مرد میچرخد
صورت مرد معلوم نیست تنها محاسن سفید و سیاهش و موهایی صاف و عینکی که بر گردنش آویزان است از صورتش میبینیم
مرد که چاق است و بر زمین میخرامد و ناله میکند حالا صدایش را با وضوح بهتری میشنویم
ناله های که خدا را پیدا پی زجه میزند
خدااااااا خدااااااااخدااااااا
و نانی که بر زبان می آورد و انگار با التماس و درخواست تسلیمش میشود نام نام زنی است
خانم، ... دیدن ادامه » خخخخاااااانووووم ااااسسسسدیییی
من تسسسلیمم
و بعد گفتن این جمله بر زمین با صورت میخورد انگار هزار سال است که مرده
دوربین به کرین بسته شده و از مرد دور میشود و تنها جسد بی جان مرد تسلیم شده را نشان میدهد
۰۲ تیر
آقا رضا جان بلند شدی بی زحمت اون فرهنگ دهخدا جلد 214 رو بده بهم دیروز پیک واسم آورد رو میزه، خیر ببینی :0

شوخی ❤️⁩⁦❤️⁩⁦
۰۲ تیر
(◔‿◔)(◔‿◔)(◔‿◔)(◔‿◔)(◔‿◔)(◔‿◔)

۰۲ تیر
حتی میشه مجموعه این مکالمات و کامنت ها رو به صورت یک دفتر گَپ به چاپ رسوند در قطع جیبی تا همه جا همراه آدم باشه بسکه کِیف داره
۰۲ تیر
جناب جعفریان جلیل
مُجَلّدِ دهخداتان به سَرم
تهیه کنندهِ همداستانِ سوبژه خان سوپراستار
به قَلع و قَمع نقش فصل آخر ما شُدید
جنایت نان هنرور بریدن ، مکافات دارد :)

تجدید ارادت جناب لهاک
۰۲ تیر
جناب هنزکی
ارادتمان را به قطع رحلی جلد سخت ، طبع کرده ایم :)
۰۲ تیر
❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۲ تیر


قاعده ۱۳ از چهل قاعده شمس تبریزی

در این دنیا بیش از ستاره‌های آسمان، مرشدنما و شیخ‌نما هست. مرشد حقیقی آن است که تو را به دیدن درون خودت و کشف کردن زیبایی‌های باطنت رهنمون می‌شود. نه آن که به مریدپروری مشغول شود.

هیهات که مرشد راستین مریدانی به ... دیدن ادامه » مانند من را به طریقتش نپذیرد و راهم را باطل داند و نامم را به رهروی نخواند
پس برای دوری از نام و ننگم ، من را به سرداری مسلکی بشناساند و بر این کذب صحه گذارد ، تا از نفس منحوسم درامان بماند لاکن او هر چه کند من مریدم و هر چه سازد من گوش دار
و امامنا و قاعدنا السیده النسا مریم الاسدی
۰۲ تیر
به دریچه ای که گشودید ، مشق معرفت نفس می کنیم
و امامنا و قاعدنا السید محمد اللهاک
۰۲ تیر
ما بر نخ یک روزنه نور نشستیم و شما در مَطلَع بی سان خورشید
پس دلخوش کردیم به تنگی اگر چه بحر در پس دیوار بود
و شما چون بر حقیقت ما معرفت داشتید مرا را به دلخوشی هیچ نامید نکردید
هر چند که تا بود همین بود
ستاره ها نورانی اند اما از بازتاب خورشید
که نور ... دیدن ادامه » چون من ریز سنگی بر گستره آسمان سو سو میکند از حیثیت خورشید
۰۲ تیر
آبروداری بیچیزی ما میدارید
خورشید پولکیِ نخ کوکِ فیکِ چینی مان
بَدَل "والشمس و الضحی" اورجینال مکتب شماست
جغرافیای سیاهچاله ما ، جاعل پرور است
و تُنگ بلور استجابتمان خاااااالی از امید

مستدام به کیفوری حااااال و سلامت جااااان باشید :)
۰۲ تیر
توبه کننده گانیم نصوح وار و سر در گریبان خجلت فرو کرده گانیم از چونین خبط کودکانه ای ..
دفتر گپ در خیال طلب کردیم حالی که در ایوان دیوان سپید ایستاده ایم و مطلع نثر نوین پارسی از پشت دیوار این زاویه ی تیوال در حال بذل فروغ به دیده گانمان است ..
طفلیم در این ... دیدن ادامه » مکتب ، پا برهنه و دامان خاک آلوده ، نگاهمان به بخشش بزرگان و موهایمان تشنه ی نوازش ..
۰۲ تیر
ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ ....
به قلم و آنچه با آن مینویسند ...
من در کتابت سرمشق شما ای مرشد قلم عاجزم و خیل خیل کتاب و سال سال زمان را ملزوم این بندگی میدانم پس فرصت دهید تا رخصت بگیرم و بدانم و بخوانم تا بل بتوانم مریدی قابل باشم
سکوتم در مقابل ... دیدن ادامه » کلام فصیح و بلیغ شما جایز که آنجایی نتوان بود که بودن مفهوم والایی دارد خاموش میشوم که مدعی نورم اما با شمع واره ای در روزی مطلق
خطاب به مرشد قلم سیده النسا اسدی
۰۲ تیر
میثم جانم
بیا و مهری کن و دستش بر سر کودکی چون من بکش تا از بازی در کوچه باغ من نیز بهره ببرم
۰۲ تیر
بهادر هنزکی

عریضه به دستِ
ترقوه شکسته به ضرب قلمتان
به پشت دارالشِکوه تیوالیم
و به حیله صِغَرِ سن ، از دیه نگذریم :)


روح نوازی به ذاتِ قلم دارید


۰۲ تیر
جناب لهاک وهاب

واژه های لَنگِ ما به عکس کنار پورشه خِرَد و ادب تان ، کیفورند :)

سپاااااااااااااااس و قلم فضل و کراماتتان مانا
۰۲ تیر
عاشق این بده بستانم :)
۰۲ تیر
دست خرابست چرا سر کنم
آ س نشانم بده باور کنم
من باختم و این باخت به قَدَر قُدرَتی قلم توانمند بود
در این آزمون گرچه باخت قسمتم بود اما همکلامی با مرشد قلم باعث شد تا دیده شوم
و چه سودی بالاتر از این بهره
⁦(◍•ᴗ•◍)❤⁩
۰۲ تیر
این پُست، مشغول الذمه تاس جفت شیش مرام
و آس رفاقت دوستان می ماااااند

مَنشتان بی مثال
۰۲ تیر
این پست چقدر جذاب شده :))))) ادامه بدین لطفا :))))))))
درود و سپاس :)))) خانم اسدی به من رحم کنین من فقط همین دو تا کلمه رو بلدم :))))))))
۰۳ تیر
آقای رزمجو :))))
۰۳ تیر
مخلصیم میثم جان هنزکی :))))))))))))))
۰۳ تیر
عزیز الوجودید ،جناااااااااااب رزمجو
۰۳ تیر
:))))))))))
۰۳ تیر
و من به سوگند سکوت ، خموشم و در دنج خلوتی خود به کوچکی دایره لغاتم چنگ میزنم و نجوا کنان و ناله زنان با خودم زمزمه میکنم روزی می‌رسد که مرشد قلم را گیر بیندازم در گوشه ای و به پایش بیفتم وبگویم حقوق دو ماهم مال تو بزار جلوی تیوال من یکبار ازت بهترباشم ... دیدن ادامه » پس آهی میکشم و به یاد وثوقی در غربت غریبانه سیگاری آتش میزنم .....
۰۳ تیر
:)))))))))
۰۳ تیر
سیگار فروشِ دایره زنگی به دستِ ، شهرک الفباییم
فرمانیه نشین قلم، حضرت لهاک، عیاااااارید
ما منتهای دَخلمان، دو بیتیِ آبدوغ است
پول خُرد ذوقتان ، غزل قیمه نثاست
خوش عطر مطبختان ، زبانزد تیوال است

آقاااااااا، دو ماه حقوق شما می شود چند قرص شعر ... دیدن ادامه » و بربری؟ :)
۰۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید