تیوال مریم اسدی | دیوار
S2 : 03:11:54
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
مادرم به نـــــــــــــفـــت حساسیت داشت ، من به بنــــــــــزین
خودســــــــــوزی ، علاااااااج این درد است ،
نسل سوختهِ خاکستر زای ، آنتی آلرژیک است

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

روزی سه بار ، تشنج بی وقت می کنم
دنیا سرش گیج می رود
من زمین می خورم
عُق می زنم تمام خودم را زیر خط فقر
هول می کند منحنی شاخص ارز ، پشت در
نسخه گران کُن است ، ناصرِ خسرو ، پای دَخل
سیل تورم ، راه توسل بسته است روی ما
محض فرج ، مُنکر تحریم ، دور می زنید
روزگاری ست
که آتش را
به هوس کشیدند
هوس را
در نفس چشیدند

وسط قلب من
کنار درد های تو
میان تردید آدمهای شهر
بغلِ ... دیدن ادامه » سکوت بی صدای غم

خسته ایم
شبیه زن هایی
که شب ها را
‏در آغوش مرد هایی می گذرانند
‏که دوست شان نداشتند.


#مجتبی
۰۹ مهر
قلمتان مانا
فقط محض یادآوری عوق ( عق ) و هوول ( هول می کند )
چشمه شعرتان جوشان تر
۲۳ مهر
تیلا جان
عُق لهجه دار و هول ، هووووووول کَرده ما ، به ترکه مهرتان ، اصلاح و تربیت شد :)
سپاس از بذل توجه و نگاه سازنده شما
۲۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من از تمامی پل های عابر این شهر پریده ام
من با تمام شاهتوت های له شده ، فامیل خونی ام
من سائل پلاویکس های قلب دراگ استورم
من مُرده ام و خواب دیده ام ، زنده ام
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۲ خرداد
تمام پیامبران
وعده ی دروغین
به من بشارت دادند،
بهشت چشمان تو بود
که من در آن
رستگار شدم،رستگار.

#مجتبی
۲۳ شهریور
بهشت کذب رسولان
به دااااااغ ، سوزاندم
حدائق اَبصارَم ، نذر رستگاریتان
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینجا کسی آستیگمات خیر و شر دارد
هر چه موازی هست را مقطوع می خواند
لیزیک و لازک ، اعوجاج فکر را نَگرفت
تقطیع رگ ، با تیغ بُرّان چاره درد است
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
:))
سرِ همین شعرتون مجبور شدم کل نوشته های قبلتون رو هم همین الان یکجا بخونم
معرکه بود .. لحن و قلم با هم :)
۲۶ اسفند ۱۳۹۷
در ازدحام حروف
پر از سکوت می شوم
دلتنگی شبانه را
گناهِ مستی می کنم

دست هایم به چشمانت
چشمانم به دست هایت
راستی،نشانی قلبت
کدامین راه هست؟

شبیه ... دیدن ادامه » رود
شبیه فصل های خوب
احساس تو را
سرایش می کنم

از تو پُر می شوم
در خیالم
آواره ام،
آوره کوچه نگاهت.

باران که تمام شود
شعرهایم
آهسته و آرام
پیاده می شوند

شب هایم
دشمن توبه ها شده،
دلم سیب می خواهد
دلت پرستش شدن نمی خواهد؟

پشت پلک هایت
میان حرارت رگ ها
واژه ها را
جا می گذارم

چرا که
نمی خواهم
جای هرس باغ های سیب،
تمام شکوفه ها را سَر ببرم.

مثال سربازِ بی ستاره جنگ
که در یادها ماندگار است
حال،استوارم
همچون ستاره شب

نترس
دست خونی این اشعار
با زیتون و قطع نامه هایم
هیچ وقت پاک نمی شوند.

#مجتبی
۲۴ شهریور
پای ازدحام سکوت را فَلَک به معصیت مستی نکنید
ما سربریده احساسیم ، از ما نشانی قلب می پرسی ؟
سرایشت شبیه خودت ، بی همتاست ، بی رَد فصل و رود ، خودت باش
آوارگی و سیالی بهتر از واماندگی و عصاریست
آواره آزاده باش ، این کوچه ها ، کور بن بست اَند
نوش جانت سیب ، من بی دندان ، سیب خوردن چه دانم
کافرم و توبه کاره ایمان ، صَرف پرستیدن ، ندانم
جا بگذار واژه هایت را ، پشت پلک های رگ بریده ام ، جا داری
داغ سرباز گمنام می دانم ، من به هر چه ستاره ، شکاکم
کُشته ... دیدن ادامه » دستان خونی اشعارت ،
فایز است بی قسم به تین و الزیتون
پاک کن ، ترس های کورَت را ، مرگ ترسیدن دوباره ندارد
۲۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید