تیوال مریم اسدی | دیوار
S2 : 02:30:36
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
شب بخیر مادر
ساندویج مغز تنهایی باروتی صرع دارِ مامان پیچ است
برای عاقبت بچه ای که بچه بی عاقبت می زاید

تَرک شده بدون شرحی که برای تَرک گفتن ، شرح می گوید
شب بخیـــــــــــــــــــــــــر مـــــــ ــ ـ ..ا د ر
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این یک اعتراف است
از سیاه مستی فلسفه عشق و مرگیدن با مُسکِر وایتکس در کف عفونی کاشی حمام مضرب 3 وسواس
و رویت بو و بَر آینده از اوووووج مواااال فرنگی از پَسِ تهویه دوّااااار
عُق زدن خود حین زاییدن ترس ها از رحم نفرین مادرانه آفت زده خیانت نسل دچار بی اختیاری ادرار خاطره
در مواجهه نزدیک با موت هشتادساله جذام مغزی مغروق در وان خشم داغ تیزابی ، پدرانه معیوبِ باغبان گل تحقیر
و به هرزگی رفته در اتاق تحتانی با مادر چااااق ، دختر همسایه خووووش صدای برگر زغالی شده عکس های اتاق فوقانی

اوووووووف که نمایشگر سوراخ کلید بی عیب است
شکلات دسته دار سیاهت را با پوست بِمَک
عمووووووو ، پام رفت روی خط
سووووووووووختم
دوباااااااااااااااره از اوووووووول

سپااااااااااس از یکایک شمااااا که از بس خوووووووووووووب بودید ، حالمان بدددددددددددددد شد
خانم اسدی محبت کنید بعضی دیالوگ ها رو بنویسید
خیلی دوست داشتم
۰۷ مرداد
مغلوب به قلمم و محکوم به حفظ و انتقال
تقلید طوطی واره ای ناچار
که قلم هدیه ای هستی ست به نیکان
شه بانو اسدی قلمت مستدام ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۵ مرداد
جناب لهاک
به روزگار وَر افتادن میراث داری و رواج میراث خواری
فاتح قلم و ناشر اندیشه اید ، عنقا وار
حافظ و خاطرتان به "و ان یکاد" بی گزند


کنیز جارو به دست و طالع سیندرلایی :)
۱۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مریم اسدی
درباره نمایش نان i
نانِ تنور پرفورمنس نصیر ملکی جو ، اسپشال ویژن کارتونیستیست به سیر و سلوک – شما بخوانید سقوووووط- ناااااااان
از قوت لایموت بزم و طرب و شور
تا کُرنش به شهوت و نخوت و زور
و بدل به گیوتین و تورم نان کور

پ ن :
ناااااااان آجرررررر شده ، زندان ساز است
جان میدهید به کلمات و اثر میگذارید بر مخاطبین آثار
نفستون گرم قلمتون روان
۲۷ خرداد
:)))))))))
۰۳ تیر
سیگار فروشِ دایره زنگی به دستِ ، شهرک الفباییم
فرمانیه نشین قلم، حضرت لهاک، عیاااااارید
ما منتهای دَخلمان، دو بیتیِ آبدوغ است
پول خُرد ذوقتان ، غزل قیمه نثاست
خوش عطر مطبختان ، زبانزد تیوال است

آقاااااااا، دو ماه حقوق شما می شود چند قرص شعر ... دیدن ادامه » و بربری؟ :)
۰۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مریم اسدی
درباره نمایش اکوان دیو i
اکوان دیو ، سلفی امروز مبتذل و شاهنامه فخر ادب با هشتگ مَنیژ & بیژیست
خوردن کش لقمه ایام و آب معدنی کوهرنگ با فردوسیست
کوچه به کوچه کردن عبید در پی موش و گربه های امروزیست
MP4 کیخسرو و گرگین و تهمتن به هار دیسک هیاکل امروزیست
مسخ خرد از یک توووپ قلقلی به جام جهانبین و وادادنش به جام جهانی بی کافکاست
از چاه برآمدن عشق عروس فرنگی گیو ، دختر افراسیاب تورانیست

و تنهااااااایی غزلسرای قاطع تحریف پارسیست
این تحریف خرد به نابخردی نبود گرچه تابو شکنی تاوانش سنگسار است .
امروز اگر فردوسی همزمانمان می‌زیست ، موهایش را شاید با کشی می‌بست و با لباس های بنام هنری هفت رنگ بر تنش بود
شاید اگر امروز بود راک اند رول و رپ می‌شنید و کنسرت تتلو هم میرفت
شاید هم کت ... دیدن ادامه » و شلوار ایرانی هاکوپیان میپوشید و کفش های واکس زده ای داشت و دیپ هووس و سنتی گوش میکرد و کنسرت همایون خان شجریان را ترجیح میداد
اما هر چه بود و هر چه می‌شنید
انسان بود مثل همه ما
۲۹ فروردین
جناب Ali
سپاس از خوانش متعهدانه و ممیزی مشفقانه تان
مانایی ادب و هنر به گره کردنش به جریان سیال زندگیست
در کوچه های شهر ، رگ زنی عرق ملی است
باید کسی بخیه به آوند فرهنگ ما زند
با آنچه آشنا و دیدنی و شنیدنیست

دستان دستگیر ،
مهرانه ها به قدم و کلام ها ، سازنده تر شود

پ ... دیدن ادامه » ن : آقا اجااااااااااااازه ، ماااااااااااااااااا قول می دهیم ، شَه نامه را بخوانیم بیشتر :)
۲۹ فروردین
⁦❤️⁦(◍•ᴗ•◍)❤⁩
۳۰ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
غلامرضا لبخندی ، گریه لهجه دار ، بدون اشکیست که پیرمان کرده
احراز هویت و اعلام سوء پیشینه حسرت های دستکش پوش یک لنگه ای و سرخوردگی های تا خدا رسیده است
شنیدن ، هق هق نادیده گرفتن ها و دیدن ، تاول نشنیده شدن هاست
در مااااا غلامرضا لبخندی کم حرف و پر خشمی زندگی می کند که ترس پیری و تنهایی توران ، نافهمیده شدن پرند ، حسرت و ناباوری الهه ، بی پناهی منیر و اعظم و بی کسی قدم خیر را سوار پیکان سفید درماندگیش ، خفه و سلاخی می کند و با لاستیک روزمرگی ، آتش می زند.
غلامرضا خوشرو در انبار سر باز استادیوم زندگی زیر شلاق دردها می خندد و هر روز هفت بار جان می کند
غلامرضا و ستار و حمید رسولی ، گورکنند ، در گور دسته جمعی فراموشی ، قاتل و مقتول کنار هم چالند

یک عالمه قصه نگفته لباس خونی و چاقو به ما می گوید " ما بدهکار و طلبکار خودمانیم"


پس از برخورد جسم سخت ، هذیان فردی ، اجتماعی ، سیاسی پس از چاییدن اقتصادیست

پس از برخورد جسم سخت، بالرین باباکرم خوان بی بابا پی خلاصی از شوهر ننه هرزه اش ، هرجایی افکار عمومی میشه تا در صف تولد ذکورش ، ارسی های رقاصیش رو از درخت لیمو عمانی سر قبر آقای قرمه سبزی خورش، بیاویزه

پس از برخورد جسم سخت ، رویای نانخور ، نمکدان شکن زیرلفظی بگیر اسماعیل فروزش ، چفت شاهین ، جفتش میشه تا مایکل شب پره صورتی واله به خواب رفته ، 10 ، بیستا ، دویستا ، روزه چیستیش رو سر چاه کیستیش با پس گردنی افطار کنه و کلاه غیرتش رو به دیوار گوه مالی زندگی بندازه

پس از برخورد جسم سخت ، تو 28 مرداد ، ننه 29 اسفندیش با دست گل به آب دادش از صدقه بی بلاگردون ، دزد زده، اشک میریزه برای مصدق پاچک ملی مذهبیون خورده ، هووووو شده شهر نویی های فامیل شعبون بی مخ که تو زمین خودی ،انگشت نمای ... دیدن ادامه » اجنبی شده تا نفت بجای نون به سفره ، خون به دل کنه

پس از برخورد جسم سخت ، تو چراغونی تیاتر ستاره دار سجاد داغستانی ، داغ بی فرهنگی مازاد ظرفیت در اماکن فرهنگی بی کیفیت، عجیب می سوزه
ممنون از حسن توجه و نقد و نظر شما ...
۱۸ آذر ۱۳۹۷
به به خانم اسدی نازنین و یک نقد جذاب دیگه ، بنده به شخصه از فالوران پرو پا قرصتون هستم :)
۲۱ آذر ۱۳۹۷
جناب رزمجو بزرگوار
خوانش و التفاوت مرشدانه تان مایه مباهات است
خاطره نگاری می کنیم برای ایام بی سویی چشم و جیب :)

۲۱ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باشگاه مشت زنی ، خونبازی خودِ مغلوبِ مرعوبِ مادونِ دست به یقه با خویشتن آنارشی قلچماق هست.
ترک اعتیاد خمار روزمرگی به حَب بیخوابی ،
تخریب اتاق امن منیّت و رهایی به قیمت تفریق خود از فحوا شناختی و مواجهه با "خود بیخود از خود"
طی طریق از صداقت به وقاحت متعالی به کثافتِ پسرِ پدرِ قهرمان قاطی برگشته
و مادرانه صبور ترسیده ی زیر مشت و لگد رفته ، خشمِ فون فوبیایی زاییده
دررررررررررررررررردهای "جهان" "مانا"یند
ما به دردهای مزمن معتااااااااااااااادیم
ژلوفن دااااری ؟

پ ن :
ثنا بر خالق ردیف واژگان باشگاه و سپاس از سایر وابستگان مشت زنی :)
مریم اسدی
درباره نمایش چسب هایش i
چسب هایش ، خودسوزی هویت به گرو نان رفته ، عرق ملی به فنا رفته با اختناق شرافت جیره خوار زیرنویس دار است.
عاشق یابو چشم بسته ، آدم معشوق تابوت فولادی مسواک دار نیست و هیچ چهارصدو پنجی از مرز آدمیت انسانی با عشق عبور نخواهد کرد.

خارج ز دایره انصاف ، کارگران هفت تپه دفن می شوند.
استیو جابز، اعترافات گاوی با سرطان لوزالمعده و نشخوار از کارافتاده غیرقابل همانندسازیست که علیرغم بلع کمیت دو، دویی از هضم کیفیت درونی عاجزه

لاکپشت آخر دنیا دیده به گاوی که چهل رو میفهمید از میهمانی بالماسکه دنیایی گفت که فاحشه عدالت ، رفیق فربه دوست رو به رختخواب نجاست پدر بی پدری می کشونه که نگهبان سوخته اش برای شوهر ملیندا از باغبان بهشت ، آدرس فایتر قاتلی رو سوال می کنه که سوژه خواهر رمان نویس ، مرد برنامه نویسی شد که شهردار زنش رو به ازاء یک قبر ازش گرفت تا جبر نزاره بیش از این گاوبازی دربیاره
چه موسیقی و نورپردازی و طراحی لباسی
حکم برائت ابلیس و گندم
سیب مقصررررره

قبل از اخراج ، سیب دووووووست داری :)
براوو سرکار خانم اسدی نازنین
بسیار از نقدتون لذت بردم ، خیلی زیبا بود.
۲۶ آبان ۱۳۹۷
سپاس منضم به ارادت ، جناب رزمجو
۲۶ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داری،داری،داری؛ داری یا نداری ، مجلس ترحیم اقتصاد وطنی است با آهنگ شش و هشتی و رقص پا
با ممیزی کارشناسانه شصت و کروات و سرخاب برای مخاطب خاص هیات وزیران و مجلس نمایندگان که به اکران عمومی اهالی تیاتر در آمده.

من یقرا فاتحه مع صلوات
برای نساجی مازندران که یک عمر رخت و لباس تن ننه ، بابای ما کرد و کفن پوشه
برای ارج بی ارج و از نفس افتاده
برای آهو عروس قبرستان
برای پیکان جوانان مرعوب نیسان آبی
برای فیل سر به زیر به خاک نشسته ملی

و تبارک الله
به سوسن پرور که هنوز آدامس شیک دارچینی میخره
به آقای هماهنگی و تدارکات که بی هماهنگی و تدارکات رفت و نفهمید نسل جدید فتوژنیک ، لنز داره یا نداره

راستی وجداااااااااااان داری یا نداری :)