کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال اشکان آرونی | دیوار
S3 : 17:39:50 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
به نظر من فیلم خوبی بود طوری روایت شد که ذهن من به سمتی بره که هر کاری هم که دختر کرده باشه لایق این طور کشته شدن نیست و به همین خاطر دلیل کشتن دختر توسط پدر بیان نشد تا تماشاگر تمرکز کنه روی جنایت پدر از طرفی کلا فیلم فاقد احساس گرایی است پدر و پسر همونطور که کارگردان در نشست فیلم گفت به ذات قاتل نیستند و به خاطر باورهای غلط مرتکب این قتل شدند. قربانی کردن دختر در این فیلم در چند نسل نشون داده میشه که اولیش همون کشتن ملوک بود و در نسل های بعد هم به طرق مختلف اتفاق افتاد. نوع روایت در چند نسل مختلف برام جذاب بود البته نکات زیادی وجود داره که در نقد های مختلف بهش اشاره شده در نهایت خسته نباشید میگم به آقای عیاری و همکارانشون
من از فیلم بدم نیومد چیزای خوب و بد زیاد داشت تعلیقات بکار گرفته شده در فیلم بعضی هاش خوب بود و بعضی هاش خیلی بد بود مثلا اول فیلم که تلفن زنگ خورد و گفتن نریمان (پژمان جمشیدی) میگه که جنازه یه بچه پیدا شده، جالبه وقتی هم که رفتن اونجا خود نریمان اونجا نبود، این تعلیق خیلی کلیشه ای و بدی بود به نظرم. فیلمنامه هم مشکلاتی داشت، پژمان جمشیدی هم اصلا بازی خوبی نداشت اصلا معلوم نبود کمدی هست یا جدی اما با توجه به تجربه اول بودن کارگردان بهتره خیلی مته رو خشخاش نزاریم سوژه فیلم سوژه خوبی بود که این سوژه توسط کارگردانان دیگه خیلی مورد استفاده قرار گرفته.
اما توی این مدل فیلم ها که تم خیانت دارند ما شاهد مساله ای تحت عنوان دبل آنیما یا دبل آنیموس هستیم (آنیما: زنانگی در روان مردها و آنیموس: مردانگی در روان زن ها)
در سکانسی که شهاب حسینی با ساره بیات داشت حرف میزد متوجه شدیم که شهاب حسینی به خاطر کم توجهی ساره بیات در زندگی به یک خانم دیگه رو آورده. این مساله با توجه به دیالوگ های بینشون به نظرم خوب از کار درومد که اتفاقا توی جامعمون ما این مساله رو زیاد داریم. در همه فیلم هایی که تم خیانت دارند این مساله به این وضوح باز نمیشه و فقط ما خیانت رو میبینیم مثل فیلم سعادت آباد اما در این فیلم و مثلا فیلم زیر سقف دودی مساله ای که منجر به خیانت میشه رو ما میبینیم که این به نظرم نکته قابل توجهی هست.
نمیدونم دقیقا فیلم چی میخواست بگه معمولا فیلم های آقای صدر عاملی قصه و داستان دارند این فیلم هم داشت اما این داستانه چی میخواست بگه جای بحث داره.
جدا از سن و سال، دانشجوهایی که ما دیدیدم به نظرم بیشتر به محصل های دبیرستانی میخوردند تا دانشجو. چیزی که از آوا متوجه شدم این بود که مدام به دوست پسرش گیر میداده حتی زمانی که با مشتری هاش صحبت میکرده میگفته که داری با مشتری های دخترت تیک میزنی و بعد طبق صحبت های مهتاب ما فهمیدیم که علی پسر وفاداریه و فقط به آوا فکر میکنه بعد میبینیم که رابطش با مهتاب بیشتر میشه تا جایی که مهتاب به آوا میگه من حس علاقه به علی پیدا کردم یا برو یا برگرد من دیگه نمیتونم این وضعیتو تحمل کنم الان فیلم داره به من چی میگه؟؟؟ میگه که اگر یک طرف نباشه طرف دیگه اگر در کنار کسی دیگه باشه احساس علاقه پیدا میکنه و میره؟ یا طبق حرفای مهتاب به آوا میخواست بگه که علی وفادار میمونه به آوا؟ که هردو مورد روی هواس. برخورد مسئول سفر (ویشکا آسایش) به نظرم خیلی مصنوعی و غیر واقعی بود که دقیقا مثل فیلم ورود آقایان ممنوع بود. مورد دیگه نامزد مهتاب اصلا از کجا فهمید که مهتاب با علی از اصفهان برگشته؟ و بعد در یک صحنه ای بهش گفت که ما دیگه فقط فامیلیم اما آخر فیلم دیدیم که دوباره مهتاب باهاش قرار گذاشته خب این تحولات چطوری اتفاق افتاد؟
یکی از نکات مثبت آقای صدرعاملی اینه که معمولا در فیلم هاشون از بازیگرهای تازه وارد استفاده میکنند به نظرم کار خیلی خوبیه و باعث میشه که استعداد های جدید کشف بشن دستشونم درد نکنه
با حفظ احترام به آقای صدرعاملی ولی این فیلمشون رو دوست نداشتم
به نظر من هم فیلم خوبی نبود چند تا مساله که به ذهنم اومد رو میگم:
اولین صحنه فیلمی رو دیدیم که علی مصفا تحت عنوان مستند ساخته بود که با توجه به اون فیلم برداری که دیدیدم اصلا به مستند شبیه نبود به فیلم داستانی میخورد تا مستند. از نظر شخصیت پردازی هم که هیچی علی مصفا یه آدم آروم یهو سر یه عطر قاطی میکنه و عکس العمل اونشکلی نشون میده از خودش ما نفهمیدیم که چطوری این شخصیت یهو اینطوری تغییر کرد. فرهاد اصلانی هم که ما نفهمیدیم کاراگاه بود پلیس بود یا .... که تو یه صحنه ای زنگ میزنه به علی مصفا میگه میام دنبالت ... انگار دو تا رفیق هستن کدوم کاراگاه یا پلیسی این مدلی میشه آخه؟ آخر فیلم هم یک مساله ای باز شد اون هم بحث فساد مالی شرکت امیر آقایی بود که نمیدونم آخر فیلم این مساله عنوان شد که چی؟ بعدم که اصلا معلوم نشد تکلیفش چی شد اگر قراره که مساله سوظن یا بحث پارانویید نشون داده بشه احتیاج به پرداخت بهتر و اصولی تری هست که مخاطب رو درست با خودش درگیر کنه
امیدوارم که بازیگر هامون هم به جایی برسن که هر فیلمی رو قبول نکنند
سید ساجد متولیان این را خواند
شاهین این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
اشکان آرونی
درباره فیلم روسی i
به نظرم فیلم دارای موضوع هست اما به خوبی ساخته و پرداخته نمیشه. فضاها و لوکیشن ها به نظرم خیلی خوب هستن بازی بازیگر ها خیلی خوب بود اما شخصیت پردازی وجود نداشت در فیلم همه در حد تیپ بودند اینکه یوسف چی کار کرده که انقدر عذاب وجدان داره معلوم نمیشه اینکه یوسف و ابراهیم با هم برادر هستن تا آخر فیلم مشخص نمیشه.فیلم ظاهرا میخواد بگه که گناهی که در گذشته انجام میشه در آینده گریبان فرد رو میگیره اما به نظرم این تصویر خوبی نیست از این مساله کاش نگاه به سمت جبران کردن گناه میرفت تا به سمت این که تبدیل به یک عقده بشه. در کل زحمت کشیده شده بود برای ساخت فیلم که خسته نباشید میگم به همه عوامل
امیر مسعود و سپهر این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
اول خسته نباشید میگم خدمت خانم خالقی و بقیه عوامل این نمایش
من دیشب یعنی دوشنبه این نمایش رو دیدم که میخواستم چند تا مطلب رو عرض کنم
همیشه بار روانی گذشته در تصمیم گیری ها و نظرات انسان ها دخیل بوده که به نظر خودم باید این بار روانی ( که اصطلاحا در روانشناسی تحلیلی و عمق نگر عقده یا Complex نامیده میشه) رو شناسایی و در نظر داشته باشیم این که یک بازیگر سینما برای کار تئاتر نمیتونه خوب باشه به نظرم منصفانه نیست فکر میکنم اگر یک نمایش رو بدون در نظر گرفتن پیشینه عوامل اون اعم از بازیگر یا کارگردان نگاه کنیم نظر بهتری بتونیم بدیم بازیگر سینما محکوم به بازی کردن همیشه در سینما نیست یا بالعکس شاید توانایی بازی به سبک تئاتر هم داشته باشه اگر هم نداره این فرصت رو میتونه داشته باشه که خودشو در این زمینه تقویت کنه.
من بازی خانم حجار و خالقی رو دوست داشتم قسمت همخوانی با آواز پیچک کار سختی بود برای بازیگر که به نظرم به خوبی اجرا شد اما یک چیزی در مورد بازی ها هست که دوست دارم بگم اونم بازی آقای مولانیا بود که با حفظ احترام به ایشون به نظرم خوب نبود و باید بیشتر کار بشه روش اینم چون خیلی به نظرم اومد گفتم
محمد جواد، مژگان خالقی، امیر مسعود و مینا سروش این را خواندند
میترا و محمدرضا دانش این را دوست دارند
سپاس از نظرتان
۰۲ مهر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
فیلم خوبی نبود به نظرم
فیلم نامه خوبی نداشت اما بازیگرای خوبی داشت که خوب هم بازی کرده بودند. اتفاقات فیلم خیلیاش غیر منطقی بود به نظرم توی صحنه تصادف یک برخورد شدید اتفاق میفته که حتی مسیر ماشین منحرف نمیشه و از سرعتش هم کم نمیشه و کمی جلوتر به اصرار پریناز ایزدیار امیر جدیدی ماشینو نگه میداره بعد صابر ابر میگه من میرم ببینم چی شده از ماشین پیاده میشه بدون اینکه به پشت سرش نگاه کنه میره جلوی ماشینو میبینه بعد دست خونیشو میاره بالا نشون میده ... خب با این سرعت شما به هر چیزی بزنی انسان یا حیوون انقدر سریع سپر ماشین خونی میشه؟؟؟؟!!!!!! بعد پریناز ایزدیار خونو میبینه حالش بد میشه پیاده میشه بعد میاد با یک حالت مضطرب و عصبانی و هیجانی میگه من میرم ببینم چی شده و در ماشینو میکوبه بعد از چند دقیقه برمیگرده و با آرامش کامل میشینه تو ماشین یکم آب میخوره بعد با یک چهره آروم به امیر جدیدی میگه چرا حرکت نمیکنی ... خب چی شد؟؟؟؟ چرا چیزی نگفت که چی شده؟ چرا هیچ کس ازش نپرسید که رفتی چی دیدی؟ چه اتفاقی افتاده بود؟ بعد اون حالت اضطراب و ترس چی شد که یهو از بین رفت؟؟؟ بعد رفتن جلوتر میگن بریم یه جا جمع شیم در موردش تصمیم بگیریم و یه فکری بکنیم ... خب چرا جمع شین؟ هر کی بره خونه خودش خب
بعد تو خونه پریناز ایزدیار به صابر ابر میگه بچه فلان فامیل تصادف کرد کدوم بیمارستان بردنش بعد زنگ میزنه به همون بیمارستان میپرسه که کسیو آوردن اونجا یا نه .... خب مگه قراره هر بچه ای تصادف میکنه ببرنش همون بیمارستان که این انقدر مطمئن زنگ میزنه به اون بیمارستان؟؟؟؟ بعدم بیمارستان میگه یه پیرزن آوردن بعد اینا میرن تو فاز که آره ما به یه پیرزن زدیم خب آخه یعنی چی؟؟؟؟
آخر فیلم صابر ابر و ماهور الوند این همه از هم دروغ و پنهان کاری پیدا میکنن با هم دعوا میکنن بعد به دقیقه نرسیده با هم آشتی میکنن چجوری میشه آخه....؟؟؟؟

اینا ... دیدن ادامه ›› چند نمونه بود که به ذهنم اومد

این که کارگردان هر چند دقیقه یه دروغ و پنهان کاری جدید رو میکرد و یه اتفاق جدید رو نشون میداد جالب و هیجان انگیز بود اما در کل فرم خوبی نداشت
یاسمن این را خواند
ماهرو رستمی، علیرضا آمیزطبع، نرگس، زهره مقدم، Sajad... و جهان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
خیلی بد بود
من نمیدونم چرا بعضی بازیگرای حرفه ای و با سواد قبول میکنن تو همچین فیلمایی بازی کنن حتی بعضیاشون تو مصاحبه ها میگن که ما دوست نداریم زیاد کار کنیم کم کار میکنیم اما کار قوی و به یاد ماندنی و تاثیر گذار حالا مثلا این فیلم خیلی قوی و تاثیر گذار و ماندگار بود؟
آخه این همه بازیگر حرفه ای چطور میان تو همچین فیلمی ایفای نقش میکنن؟ آقای پسیانی اگر تو فیلم نمیبود چی میشد مثلا؟ آخه یه بازیگر حرفه ای مثل ایشون تو همچین نقشی که بود و نبودش هیچ فرقی نداره؟ نمیدونم والا شایدم من دارم اشتباه میکنم
کیفیت فیلمها در حدی است که فقط بری بشینی تو سینما برا اینکه پف فیلی پفکی چیزی بخوری
۱۲ دی ۱۳۹۷
چرا؟
به خاطر پول.
۰۸ خرداد
به نظرم کلاً هرجا اسم آتیلا پسیانیو دیدید، توقعتونو از اون کار بیارید پایین،( مخصوصا در تیاتر). این تحربه چند سال اخیر من هست.
۰۸ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
به نظرم فیلم خوبی نبود
فیلم قصه نداشت اصلا یعنی فیلم نامه ضعیف بود تا دقیقه 85 ما نفهمیدیم دوتا آدم فرهنگی چه مرگشونه که با هم حرف نمیزنن. شخصیت پردازی هم که خبری نبود فقط یکم پیمان معادی شخصیتش درومد خیلی از بازیگرا حتی تیپ هم نشدن. دیالوگ بین پسر بچه و دختری که دوستش داشت به نظرم به سن و سالشون نمیخورد مثال جایی که دختر داشت دفتر پسر رو میدید و گفت: البته خط من مثل شما خوب نیست ... یکم غیر واقعی بود به نظرم یا صحنه دزد که وارد خونه پیمان معادی شد اصلا خوب نبود به نظرم نوع دیالوگ گفتنشون که همش شعار بود نوع برخورد پیمان معادی هم با دزده و درنهایت کاری که دزد کرد تو فیلم خوب نبود. اتفاقاتی که تو فیلم میفتاد به نظرم به قصه فیلم کمک نمیکرد که البته قصه ای هم وجود نداشت ولی خب یه سری صحنه ها پلان ها و سکانس ها اصلا حذف میشد اتفاقی نمیفتاد. بازی بازیگرها هم که سیامک انصاری خوب نبود تو این فیلم لیلا حاتمی هم که طبق معمول بقیه فیلم هاش شخصیتش تغییر نکرده بود و به تک نقشی خودش ادامه داد اکثر بازیگرا تو حاشیه و کلیشه به سر میبردن
در کل با وجود احترام وعلاقه ای که به آقای معادی دارم ولی فیلمو دوست نداشتم و تو سینما یه جاهایی خسته کننده و کسل کننده بود متاسفانه.
فیلم خوبی بود موضوع خوبی داشت بازی بازیگران خیلی خوب بود باران کوثری خیلی خوب بود ولی امیر جدیدی نه خیلی، مخصوصا جاهایی که روی آنتن بود و داشت به عنوان مجری برنامه اجرا میکرد. اصلا فیلم فمنیسیتی نبود نزدیکش شد اما فمنیستی نشد.یک معضل خوبی رو مطرح کرد که با عث تفکر میشه در بیننده یک قصه خوب که به سادگی به تصویر کشیده شده و باعث سوال در ذهن مخاطب میشه که جایگاه و حقوق زنان کجاس و حدش چیه اما در روند فیلم یکی به نعل یکی به میخ هم میزد
اشکالاتی در فیلم وجود داره مثل صحنه پاره کردن توافق توسط امیر جدیدی بعد از محضر و یا روی آنتن برنامه رفتن باران کوثری آخر فیلم یا نوع نمایش تیپ امیر جدیدی که البته هر فیلمی اشکالاتی داره اما در کل فیلم خوبی بود دوست داشتم دست کارگردان و عوامل فیلم درد نکنه
فیلم خوبی بود و بازی بازیگر ها خیلی خوب بود جمله اول و آخر فیلم (میگن اگه چوپان نباشه گوسفندا تلف میشن یا گم میشن یا گرگ بهشون میزنه یا از گرسنگی میمیرن چون مغز ندارن، هرکسی که مغز نداره به چوپان احتیاج داره، یه چوپان دلسوز) منو یاد کتاب کتاب نوجوان ابدی انداخت که تحلیل روانشناسی کتاب شازده کوچولو هست پیام خوبی داره فیلم کاش همه درک کنند و بهش توجه کنند خسته نباشید به اقای سیدی و همکارانشون
امیرمسعود فدائی، رضا غیوری و امیر این را خواندند
farhad riazi و سایه * این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید