تیوال اشکان حامد غلامشاهی | دیوار
S3 : 06:15:26
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دیشب کورونوس را دیدم و هنوز لحظه ای ذهنم آروم نگرفته. تمام مدت تو فکر ارتباط این نمایش با زندگی عادی خودمون هستم. حتی هنگام خواب و بعد از بیداری به فکر مفاهیم فرامتنی این نمایش بودم. کورونوس به یکی از باور های من صحه گذاشت. این که انسان همواره ویران میکند و به امید ترمیم ادامه میدهد و اشتباهاتش را تکرار میکند و این چرخه ی اشتباهات و ویرانی رو دائما تجربه میکند. اینکه انسان به اسم بقا و کمک به این مثلا بقا همواره جنایت میکند . ادعای انسان برای حرکت رو به جلو جهت سازندگی و بقا هرگز تمامی ندارد و همیشه یک نتیجه ی تکراری داشته است. خرابی.

پدربزرگ همواره من رو یاد خودمون انداخت. کسی که به اسم کمک به بقا همه چیز رو برای خودش میخواست و در طی زمان همه کس رو به خاطر خودخواهی خودش نابود کرد. کسی که همه چیز و همه کس رو ابزاری میدید تا به اهداف خودش برسه. اما همه ... دیدن ادامه » ی اینها پشت نقاب کمک به بقا و بزرگ خانواده بودن پنهان شده بود. اما پدربزرگ نمیدانست که همیشه یافی وجود داره. همیشه دستی بالا تر و آگاه تر وجود داره.

همیشه بر این باور بوده ام که انسان ذات ویرانگر دارد. هر جا و هر زمان که انسان پا گذاشت خرابی و ویرانی به بار آورد. از زمان آدم و حوا که کلا دو نفر بودند بگیر تا هابیل و قابیل و انسان های اولیه و نهایتا امروز خودمون. کافیه نگاهی به تاریخ و رفتارهای انسان داشته باشیم تا به این باور برسیم که انسان همواره مخرب بوده نه سازنده. این در حالی هست که ما همیشه ادعا و توهم سازندگی داریم. همیشه مدعی هستیم که در حال ساخت آینده و کمک به دیگران هستیم. این در حالی است که حتی سازندگی های ما، خود مخرب هستند و فقط ظاهر سازندگی دارند. مثال واضح تکنولوژی هست که هر چی جلوتر میره ویرانگر میشه. اما این ویرانی پشت نقاب پیشرفت و سازندگی مخفی شده. انسان در طول تاریخ دست به دست هم داده و این همکاری تا بدین لحظه نتیجه ای جز ویرانی زمین با خود نداشته. از آب شدن یخ های قطب و انقراض گونه های فراوان تا خشکسالی و از بین رفتن بخش عمده ای از طبیعت. جالب اینجاست که انسان امروز هرگز خودش و پیشینیانش رو عاملی بر این خرابی نمیداند. این در حالی است که بشر خود را اشرف مخلوقات میداند اما تعریف درستی از این لقب ندارد. اشرف مخلوقات بودن برایشان صرفا جوازی هست که همه چیز را برای خود بداند. کل هستی و موجوداتش. و همین جواز خیالی باعث ویرانی های متعدد شده. این در حالی است که ما اگر هم اشرف مخلوقات باشیم، وظایفمون سنگین تر میشه و مثل پدر خانواده موظف به حمایت از بقیه اعضای خانواده هستیم. از نظر من اشرف مخلوقات باید از همه ی موجودات محافظت کند نه این که همه ی اونها رو نابود کند. اما انسان هیچوقت این را نفهمید و نخواهد فهمید تا روزی که همه چیز برای همیشه نابود شود.

میخوام از همه ی عوامل این نمایش تشکر کنم که شهامت ساخت همچین اثری رو داشتند. کرونوس برای من هنوز تموم نشده و نخواهد شد. همیشه با من خواهد موند.
بازی همه ی بازیگران رو دوست داشتم. دکور به نظرم بینظیر بود. از موسیقی زنده لذت بسیاری بردم. نورپردازی سطح بالایی داشت. همه چیز عالی بود. فقط ای کاش نمایش بروشور داشت. به امید دیدن کارهای بیشتر از گروه عزیزتون.
بروشورم داشت نمایش آقا اشکان، ولی مثل اینکه نرسیده بود به آخرای نمایش
ما بار اول گرفتیم بروشور
۲۲ تیر
دوستان عزیز ممنون از لطف شما، واقعیت امر در قبال چاپ بروشور ما روزهای پایانی نداشتیم بروشور بنا به دلایلی اما در کل نبود بروشور در تئاتر کاملا به قیمت روز کاغذ بر میگرده، و کمی باید حق را به سمت گروه داشت، به تازگی کیو آر کد طراحی شده برای برشور بعضی آثار ... دیدن ادامه » اما در کل یک بروشور معمولی تئاتر برای هر نفر در سال جدید به مبلغ بسیار عجیبی نزدیک به دو هزار تومان رسیده که در تعداد بالا واقعا منطق چاپش را زیر سوال می بره، نه تنها بروشور بلکه این اتفاق کم کم در چاپ پوستر کاغذی هم رواج پیدا کرده، امیدوارم چپاولات فرهنگی عزیزان بالادست کمتر بشه تا بتونیم بروشور همه آثار را با رقمی منطقی در اختیار مخاطبان قرار بدهیم.
۲۲ تیر
ممنون از پاسخگویی شما جناب صفری عزیز.
راستش من مستقیما تو کار چاپ هستم و کاملا به قیمت ها واقفم. درست میفرمایید در چند ماهه گذشته هزینه های چاپ چندبرابر شده. اما جنس های مختلفی تو بازار موجود هست. نیاز نیست حتما از کاغذ گلاسه یا کتان استفاده شه. میشه از ... دیدن ادامه » کاغذ های تحریر استفاده کرد. به نظرم وجود بروشور با کیفیت کمی پایین تر بهتر از نبودنش هست. لذا تحریر رو با قیمت خیلی مناسبی میشه تهیه کرد. همانطور که نمونه اش رو توی خیلی از نمایش ها دیدم.
راستش من از یک نمایشی با بلیط 40 هزار تومان(برای نمایش شما هیچ بهایی رو نمیشه گذاشت، زیرا اثری شدیدا ارزشمند هست و حاضر بودم بیشتر از اینها بپردازم. این رو کلا میگم) انتظار بروشور دارم. اگه نمایشی از گروهی کاملا مستقل با بلیط های خیلی ارزون باشه، کمتر انتظار دارم که البته همین گروه های مستقل هم اکثر بروشور دارن اا با کیفیت های پایین تر.
و اینکه طراحی لوگو و پوستر شما خیلی زیبا بود و حیف بود که بروشور نداشته باشه. در کل ممنون از پاسخگویی شما. از نمایشتون لذت خیلی زیادی بردم.
۲۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مختلف الاضلاع یکی از دنج ترین و صمیمی ترین نمایش هایی بود که دیدم.
دلم میخواست دو ساعت بشینم و این نمایش و تماشا کنم و لذت ببرم.
بازی های هر دو بازیگر برام دلنشین بود. متن و خیلی دوست داشتم.
دکور با اینکه خالی به نظر میرسید اما در کل در خدمت اجرا بود و من دوست داشتم.
فقط حیف این نمایش که تاخیر نیم ساعته باعث میشه قبل از شروع نمایش، کلافه از گرما و شلوغی جلوی ورودی پا به سالن بزاریم.
البته که لطف فرمودند و عذرخواهی کردند. فقط ای کاش از قبل اطلاع رسانی میشد که این سانس به خاطر فیلم برداری نیم ساعت دیرتر اجرا میشود. باور بفرمایید که وقت ما هم برامون ارزشمد هست.
در نهایت ممنون از عواما اجرایی این نمایش که یک ساعت دلنشین رو برامون رقم زدند.
پنجشنبه موفق شدم که نمایش سیزیف رو تماشا کنم.
از نکات مثبت کار به اندازه کافی گفته شده.
من میخوام از سختی هایی که هتگام تماشای این نمایش کشیدم بگم.
از خنده های گاه و بیگاه با صدای خیلی بلند تا نور گوشی ها.
هنوز باورم نمیشه که همزمان با یک مونولوگ کاملا جدی دو نفر با اون صدای بلند خندیدن
یه دوستی هم بغل ما بود که انقدر حوصله اش سر رفته بود که من نگران سلامتیشون شدم.
همه ی اینا رو به تهویه ی خیلی داغون سالن اضافه کنید.بروشور هایی که تق تق کنان در حال باد زدن بودن.
اما تیر آخر رو یک خانم نسبتا محترم(بخوانید نامحترم) به من زد.
فکر میکنم اکثر دوستان سیزیف رو دیدن و با دکور آشنا هستن. کنار ورودی سالن دو پنجره با پرده های سفید قرار گرفته
دقیقا زمانی که بازیگر زن کنار پنجره سمت راست بود این خانم به قصد ترک سالن بلند شد(انقدر نمایش از نظرشون بد بوده که نتونستن ... دیدن ادامه » صبر کنن بازیگر جا به جا شه)
بعد خیلی با اعتماد به نفس رفتن جلو پنجره سمت چپ. با اسرار پرده رو تکون میدن که خارج شن. حال بازیگر رو نمیتونم اون لحظه درک کنم. این خانم عملا عضوی از دکور شد دیگه.
باز خوشحالم که زود متوجه شدن و راه خروج رو پیدا کردن.
خلاصه که یکی از بهترین نمایش های زندگیم رو این دوستان سعی کردن خراب کنند.
اما سیزیف انقدر خوب هست که هیچ چیز مانع لذت بردن ازش نشه. و من هنوز از تماشای این نمایش سرمستم.
بدبین نباشیم... شاید پیامی داشته برای این کار. مثلن اینکه در چند ثانیه کوتاه، جذابتر از مولایی می‌تواندآشفتگی روحی را اجرا کند! به نظر می‌رسه اون خانم اجرای بداهه جذابی داشتن که با این اوصاف شایسته است برهمنی جایی در متن برایشان اضافه کند! ^__^
۱۵ تیر
الان که دارم فکر میکنم میبینم که درست میگید. ایشالا تو اجرای آینده از این خانم استفاده خواهد شد. حالا یا به عنوان بازیر یا به عنوان دکور.
۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خوشحالم از اینکه ساناز بیان تصمیم به ساخت این نمایش گرفت
نمایشی که اجتماع ما سخت به اون احتیاج داره
نمایشی که سطح خوبی از آگاهی رو به تماشاگر منتقل میکنه
فقط امیدوارم تاثیر این نمایش طولانی مدت باشه
از بازی ها واقعا لذت بردم و تحت تاثیر قرار گرفتم
توی میزانسن ها رد پای حمیدرضا آذرنگ عزیزم دیده میشد که از این بابت خیلی خوشحالم
به نظرم دکور کافی بود و کاملا در خدمت نمایش بود.
خوشحالم که دیدن این نمایش رو از دست ندادم
با شناختی که از حسین کیانی عزیز داشتم بلیط این نمایش رو تهیه کردم.
و باید بگم که بر خلاف یک سری از نظرها این نمایش رو جز بهترین های حسین کیانی میدونم.
در طول نمایش همواره متعجب بودم که بعضی دوستان گفته بودن از دیدن نمایش خواب آلود شده اند.
من یک ثانیه چشم بر نداشتم.
این نمایش میزبان یکی از بهترین مونولوگ هایی بود که تو زندگیم دیده بودم.
من از بازی ها خیلی رضایت داشتم. دکور و میزانسن ها به نظرم عالی بودند. نورپردازی خوب بود.
شوخی ها خیلی خوب و اندازه بودند.
امشب با این نمایش هم خندیدیم و هم گرییستیم و هم تاسف به حال و روز خودمون خوردیم
اما ناراحت کننده ترین موضوع صندلی های خالی نمایش بود. واقعا حیف این نمایش که با صندلی های خالی شروع میشه.
به عنوان یک عضو کوچک عاشق تئاتر به همه ی تئاتر دوستان دیدن این نمایش شدیدا دغدغه مند رو پیشنهاد میکنم.
من از دوستانی که کار رو دیدن شنیدم که حدود 20 دقیقه نسبت به روزهای قبل کوتاه تر شده
۱۰ تیر
سلام جناب غیوری.
اگه اینجوری بوده من خبر ندارم. دیشب حدود 100 دقیقه نمایش بود.
قبلا رو 2 ساعت بوده؟
۱۰ تیر
عرض ادب
من ندیدم کار رو
نمیتونم دقیق صحبت کنم، ولی فکر کنم بلندتر بوده و حتی مهمانان روز اول رو هم کلی کلافه کرده
۱۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرد ارمنی: همونایی که میز اول کافه ی من مینشستن الان همه جا صف اول ان.
(اگه جمله ایراداتی داره پوزش میطلبم. یه این شکل در خاطرم موند)
این جمله خودش به تنهایی خیلی معنی داشت. خیلی ها ژانر این نمایش رو دفاع مقدس می پنداشتند اما اصلا این نمایش در مورد دفاع مقدس نبود.
و از این بابت خیلی خوشحال شدم. این نمایش ضد جنگ بود و به قربانی های بی گناه جنگ و عقب ماندگی هامون می پرداخت. و چقدر هم خوب از پس این موضوع بر اومد.
از اینکه چقدر خنداند و گریاند به قدر کافی همه گفتند. اما برای من برجسته ترین قسمت غمناک، اپیزود مرد ارمنی بود و ماجرای پدر جون. که قلبم و به درد آورد.
مخصوصا با بازی زیبای حمیدرضا آزرنگ. حمیدرضا آزرنگ هم تو بخش نویسندگی هم کارگردانی و هم در مقام بازیگر درخشید.
مثل همیشه از دیدن نمایش های آزرنگ بزرگ، لذت بردم و راضی از سالن بیرون اومدم.
اما یکی ... دیدن ادامه » از طلایی ترین لحظه ها برای من بعد از نمایش اتفاق افتاد. جایی که حمیدرضا آزرنگ بعد از نمایش شروع به انتقاد از مسائلی کرد که همیشه نسبت بهشون دغدغه مند بوده.جایی که با صراحت و بدون وحشت لب به انتقاد گشود.
در نهایت همه جوره از این نمایش لذت بردم. ممنون از همه ی عوامل اجرایی کار.
فقط ای کاش بلیت های خارج از ظرفیت مثل همیشه آزارمون نمیداد. وقتی بلیت ردیف اول میگیریم اما کسانی دیگر جلوتر مینشینند واقعا آزار دهنده هست. نیم ساعت تاخیر به خاطر همین خارج از ظرفیت ها به وجود آمد.
زندگی در تئاتر و خنکای ختم خاطره نمایش های اخیری بودند که در آنها ردیف اول بودم و به خاطر خارج از ظرفیت ها رورانس نمایش رو از دست دادم و هیچی نتونستم ببینم. و این واقعا درد آور هست. چون بیشترین آزار رو به ردیف اول میرسونن به دلیل هم سطح بودن. امیدوارم هرکس از خودش شروع کنه و این بلیت ها رو خریداری نکنه. چون تو همین تیوال شاهد دوستانی بودیم که اعتراض به این موضوع داشتند اما خودشون گاها خریداری کردند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جمعه ی گذشته هتل کوهستانی رو تماشا کردم و لذت بسیاری بردم.
هتل کوهستانی نمایشی بود که دوست دارم بلیطش رو برای خیلی از اطرافیانم تهیه کنم.
کسانی که اسیر روزمرگی هستند.
همیشه گفتم که هیچ چیزی کشنده تر از روزمرگی نیست و هتل کوهستانی به خوبی این پدیده رو نمایش داده بود
نمایشنامه فوق العاده و سخت بود. اجرای این نمایشنامه شجاعت میخواست. کارگردان با شجاعت تمام این نمایشنامه رو به بهترین نحو ممکن به اجرا در آورده بود.
دکور نمایش رو خیلی دوست داشتم. بازی ها عالی بودن. مخصوصا که بازیگرها میزانسن های زیادی رو باید عوض میکردن و این بخش هم به نحو احسنت انجام شد.
و اما چی بگم از بازیگر نقش نویسنده که بدون دیالوگ فوق العاده کار کرد و خیلی خیلی از بازیش لذت بردم.
کارگردانی و بازی ها در انتهای کار به اوج پختگی رسید.
هتل کوهستانی نمایشی عالی با حرف های زیادی هست ... دیدن ادامه » که دیدنش رو به همه پیشنهاد میکنم.
از همه ی عوامل اجرایی ممنونم.
تایپیسته فوق‌العاده بود
۱۵ دی ۱۳۹۷
بزرگوارید آقای نشتایی عزیز
ایشالا محکم و دقیییق همینطوری برید جلو..آرزوی موفقیت دارم براتون و چشم انتظار کارهای دقیق و دلچسب بعدیتون
۱۵ دی ۱۳۹۷
هیچ چیزی کشنده تر از روزمرگی نیست

متشکرم از دقت نظر شما در خصوص اجرای بازیگران و نگاه پر مهرتان بر "هتل کوهستانی"
لطف عالی متعالی
۱۷ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب به تماشای نمایش خرده نان نشستم و خیلی راحت میتونم بگم که صمیمی ترین نمایش زندگیم و تجربه کردم.
نمیدونم چجوری حسم رو به خرده نان باید بگم.. یک ساعت این نمایش برای من یک ثانیه هم نگذشت. خیلی راحت تو صندلی های تنگ سالن به تماشا نشسته بودم.
نمایش خیلی ساده، صمیمی اما عمیق بود. از نظر من پیام های زیادی رو نمایش منتقل میکرد. بدون اینکه درگیر کوچکترین شعارزدگی ای بشه.
زوجینی که یک عمر در زندان هم زندگی میکنند و کلید زندان رو به دور گردن می اندازند و به تعداد آنها در اطراف خود ما هر روز اضافه میشه. زوجینی که بعد از تشکیل زندگی مشترک، هیچ ارزشی برای حریم شخصی یکدیگر قائل نمیشوند. مشکلات کهنه و قدیمی ای که مانند لکه های زمین که با هیچ شوینده ای پاک نمیشوند، همیشه ماندگار می مانند. بحث کمک یا عدم کمک به هم نوع که به بهترین شکل بهش پرداخته شد. خرده نان ثابت ... دیدن ادامه » میکنه که یک زندگی آرام و بی سر و صدا به تنهایی ضامن خوشبختی نیست
خلاصه همه چیز تو این نمایش عالی و اندازه بود. و از بازی ها چی بگم که در یک کلام درخشان بودند. آناهیتا اقبال نژاد فوق العاده بود و رضا بهبودی هر ثانیه من رو همراه خود برد. انقدر واقع پذیر نقش و اجرا کرد که از درد معده ای که داشت من درد معده گرفتم. دکور خیلی ساده اما به اندازه و کاربردی بود. احساس کمبودی حس نکردم.
رفتار کارگردان نیز به حس صمیمیت نمایش افزوده بود. اما یک حرکت خیلی خوبی که انجام شد معرفی همه ی عوامل اجرایی نمایش بود. کسانی که بیشترین زحمات و میکشند و معمولا ناشناخته می مانند. این حرکت جناب سلیمانی به نظرم درخور ستایش بود.
خلاصه با خرده نان به چنان لذتی رسیدم که تا مدت ها ازش سرشار خواهم بود.
از همه ی عوامل این اجرا سپاسگزارم.
در نهایت انتهای اجرا بغض ما همراه با بغض آناهیتا اقبال نژاد و رضا بهبودی نازنین ترکید.
درود بر شما و ممنونیم از یادداشت پر از لطف و دقیق تان ... پاینده باشید ...
۱۵ دی ۱۳۹۷
من بعد از تمام شدن نمایش ، به دوستام گفتم انگار اومده بودیم مهمونی خونه این زوج دوست داشتنی :)
۱۵ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب به تماشای نمایش محترم تن شوری نشستم. مدت ها بود که منتظر نمایشی از رضا ثروتی بودم و به محض باز شدن گیشه بلیط و تهیه کردم. مخصوصا که دو تا از بهترین بازیگران ممکن قرار بود این نمایش و اجرا کنند.
مدت نمایش 2 ساعت بود و به هیچ عنوان گذر زمان رو متوجه نشدم. یکی از تکان دهنده ترین داستان های زندگیم رو در این نمایش تجربه کردم. داستان ندانستن ها و نادانی ها. داستان تلخ بلد نبودن عشق. داستانی که خیلی ها تجربه اش میکنند اما ازش آگاه نیستن
از بازیگری چیزی نگم بهتره. به قدری این دو هنرمند درخشان بودند که اصلا نیازی به تعریف و تمجید من ندارند.
یکی از درخشان ترین قسمت های نمایش زمانی هست که دیوار چهارم شکسته میشه و به قدری این کار حرفه ای و زیبا انجام شد که هنوز از لذتش سرشارم.
کارگردانی رضا ثروتی مثل همیشه دقیق و پر از جزییات بود. از دقیقه اول اجرا تا لحظه ... دیدن ادامه » آخر همه چیز دقیق و حساب شده بود.
موسیقی بسیار بسیار بجا و تکان دهنده بود.
بعد از ورودبه سالن متوجه شدم که علت کنسل شدن باکس های کناری چی بود. بهترین تصمیم و گرفته بودن. در واقع اجرای نمایش با اون باکس ها امکان پذیر نبود مخصوصا در صحنه ی آخر.
از این که بلیط خارج از ظرفیتی فروش نرفته بود هم لذت بردم.
و اما نوبت میرسه به گلایه بزرگم که هنوز به خاطرش عصبانی هستم. شخصا علاقه ی بسیاری به جمع آوری بروشورهای نمایشهایی که میبینم دارم. و همیشه با اشتیاق زیاد وارد سالن میشم و برشور رو دریافت میکنم. اتفاقا نمایش های رضا ثروتی همیشه بهترین بروشورها رو داشته. کافیه به بروشور های فهرست و اتاق ورونیکا نگاهی بندازید. دیشب در کمال ناباوری هیچ بروشوری برای ارائه وجود نداشت. وقتی که از مسئولان طلب بروشور کردم گفتند که هنوز حاضر نیست.
خب گناه کسی که هفته ی اول یک نمایش بلیط میگیره این هست که بروشور نداشته باشه؟ مگه میشه نمایشی که حداقل از یک سال یا شش ماه قبل برنامه اش هماهنگ شده هنگام اجرا بروشور نداشته باشه؟
ساده ترین نمایش مستقل هم از بروشور از همون اجرای اول بهره میبره. این بی احترامی بزرگی به من که از خانواده تئاتر و طرفدار رضا ثروتی بودم و هستم ، بود.
امیدوارم این بروشور به دستم برسه
در نهایت از همه ی عوامل این اجرا ممنونم. یکی از بهترین نمایش های عمرم رو دیشب تجربه کردم و دیدن این نمایش رو به همه پیشنهاد میکنم
آقا ارادت ⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️❤️
بسیار نقد جامع و کامل و عالی ⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️❤️
۱۲ دی ۱۳۹۷
مخلصیم جناب غلامشاهی نازنین
یه مقدار درگیر کارهای روزمره و یه مقدار درگیر پیش تولید دوتا کار برای تابستان و مهر 98 بودم و یه کمی هم خودم بی حوصله شده بودم ، ولی دیگه خدارو شکر کارها رو روال افتاده ، به امید خدا دیگه فعال خواهم بود :)))))))
آقا همچنان ارادت ... دیدن ادامه » و امیدوار به سعادت دیدار زودهنگام شما ⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️❤️
۱۲ دی ۱۳۹۷
به به. پس ما چشم انتظار تابستان و مهر میشینیم.
امیدوارم همیشه با حوصله و شاد و پر انرژی باشید.
امیدوارم فرصتی پیش بیار که خدمتتون برسم و از هم صحبتی باهاتون لذت ببرم.
۱۲ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب به تماشای زندگی در تئاتر نشستم. قبلش تصمیم داشتم که چیزی ننویسم. با خودم گفتم که به اندازه کافی همه نوشتن و نیازی به نوشته دیگری واسه این نمایش نیست.
اما بعد از نمایش دیدم که نمیشه ننوشت.
برای اولین بار تو زندگیم نمایشی رو دیدم که از ته قلبم دوست دارم دوباره ببینمش. نمایشی که همه ی استانداردها رو داشت. هنوز هم از اون همه دقت به جزییات شگفت زده هستم.
به کوچکترین موارد توجه شده بود.
زندگی در تئاتر من رو خیلی خندوند. و خیلی گریوند. در حال خنده به خودم میومدم که لبخند رو لبم خشک شده و احساساتم غلیان کرده و ناگهان دوباره لبخند و رو لبم میدیدم.
لذتی که از بازی ها بردم غیر قابل وصف هست. ای کاش از این دست نمایش رو بیشتر بتونیم ببینیم.
یک موضوع خیلی جالب قیمت بلیط هست. اثری با این درجه ارزش 40000 تومان قیمت گزاری میشه. بابت این موضوع باید ممنون تهیه کننده ... دیدن ادامه » باشیم. این روزها کافیه از یک نمایش تمجید بشه تا بلیط تا 200 تومان بالا بره. خلاصه از همه نظر گروه اجرایی حرفه ای عمل کردند.
زندگی در تئاتر فراتر از شاهکار هست. زندگی در تئاتر خود زندگیست.
از همه ی عوامل گروه اجرایی ممنونم.
نمایشی که اکثریت تماشاگران به فوق العاده بودنش در تمام زمینه های هنری اذعان دارند
۱۷ آذر ۱۳۹۷
من هر چقدر ذهنم رو مرور میکنم یادم نمیاد گه توی هیچ نمایش یا فیلمی تغییرات شخصیتی کاراکترها به این زیبایی و ملموسی بیان شده باشه و بیننده با چند دیالوگ و اکت ساده اوج غرور دوران موفقیت کاراکترو حس و بعد در صحنه های پایانی (گذشت فقط یازده سال) با چند دیالوگ ... دیدن ادامه » و اکت ساده تر همه زوال و انحطاطش رو درک و لمس کنه و با تک تک لحظه هاش همزاد پنداری داشته باشه. واقعا یگبار دیدنش کمه کم.
۱۷ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب در سالن نیمه خالی باران به تماشای مسئله غامض نشستم.
اولین و قطعی ترین مسئله اینه که لیاقت این نمایش سالن های پر از تماشاچی هست.
نمایشنامه بسیار قوی و چند لایه هست. داستان غیر از چند مورد، به خوبی اجرا شد.
دکور کاملا مناسب اجرا بود و به جزییات به خوبی توجه شده بود. تنها مشکل زمان زیاد میان پرده ها بود که با توجه به شرایط دکور تا حدی اجتناب ناپذیر بود.
بازی ها به جز یک نقش خیلی خوب بودند. ضمن اینکه با توجه به محتوای سنگین نمایشنامه کار همه ی بازیگران خیلی سخت بود.
مهمترین موضوع در رابطه با نمایش، فراموش نشدنی بودنش هست. مسئله غامض تا مدت ها ذهنتون رو مشغول خواهد کرد. و این دستاورد بسیار بزرگیست.
در نهایت از نمایش بسیار لذت بردم. به امید کارهای درخشان تر از گروه محترم اجرایی.

جناب غلامشاهی نازنین ، ارادت
لذت بردم از نقدتون.
آقا جاتون خالی بود ، خوشحالم که برگشتید :)
۱۸ مهر ۱۳۹۷
جناب رفیعی نازنین
امشب با افتخار به تماشای شاهکار شما خواهیم نشست :)
۱۸ مهر ۱۳۹۷
جناب رزمجو محبت فرمودین
۱۹ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جمعه ی گذشته به تماشای صد در صد نشستم و صد در صد از نمایش لذت بردم و راضی بودم.
نمایشنامه رو خیلی دوست داشتم. اجرای این نمایشنامه به نطرم کار خیلی سختی بود. پایان کار واقعا سورپرایز شدم و لذت بردم.
موسیقی و صدابرداری در بهترین سطح بود به نظرم. دکور تقریبا ساده اما کاملا در خدمت نمایش بود.
شخصا با دکور ارتباط خیلی خوبی برقرار کردم. و از کارگردانی فقط یک کلمه میتونم بگویم. خارق العاده.
برسیم به اصل مطلب و بازیگران. از ستاره پسیانی قبلا چند نمایش دیده بودم که بهترین اونها اتاق ورونیکا بود.
به نظرم این اجرای ستاره پسیانی با اختلاف یکی از بهترین اجراهاش بود. و درخشش هوتن شکیبا از نیمه ی دوم نمایش شروع شد و من رو شگفت زده کرد. در کل بازی ها درخشان بودند.
نهایتا صد در صد تجربه ای لذتبخش برایم رقم زد.
تنها چیزی که از شروع نمایش به شدت توی ذوقم زد استفاده ... دیدن ادامه » از میکروفن بود. اما بعد از دقایقی عادت کردم.
تنها چیزی که بهش عادت نکردم گرمای غیر قابل تحمل سالن شهرزاد بود که واقعا آزار دهنده بود.
دیدن این نمایش به شدت پیشنهاد میشه
امشب به تماشای خانه نم زده نشستم و میتونم بگم که نه تنها از نمایش راضی بودم، بلکه لذت بسیار زیادی از نمایش بردم
خانه نم زده داستانی عمیق و چندلایه داره. مخاطب میتونه تا مدت ها به نمایش فکر کنه و جنبه های مختلف اون رو واکاوی کنه.
داستان نمایش از جهت دیگری هم ملموس بود. شاکله ی نمایش چیزی هست که به سادگی میتونه برای هرکسی اتفاق بیوفته.
و به نظرم تنها عامل نم زده شدت خانه، ساکنین خانه هستند.
و البته یک نکته ی مثبت دیگه این بود که، به نظرم هر شخص میتونه برداشت شخصی خودش رو از داستان داشته باشه که این یکی از نقاط قوت کار هست.
پایان بندی نمایش من رو شدیدا به یاد پایان بتدی فیلم "بردمن" انداخت.
بازی ها رو خیلی دوست داشتم. با همه ی نقش ها ارتباط برقرار کردم. مخصوصا نقش موری که عالی در اومده بود.
دکور ساده بود اما در خدمت نمایش بود.
امشب مهمان این نمایش ... دیدن ادامه » بودم. از جناب آقای رزمجو عزیز بابت دعوت سپاسگزارم و مهم تر از اون از برخورد گرم و صمیمانه ی ایشان لذت بردم و ممنون هستم.
روزهای پایانی نمایش هست و به همه دوستان تئاتری دیدن ابن نمایش رو پیشنهاد میکنم.
جناب غلامشاهی نازنین سپاس از تحلیل زیبایتان و اینمه انرژی مثبتی که به ما هدیه کردید.
بسیار سپاسگزاریم که قبول زحمت فرمودید و به خانه نم زده ما آمدید.
آشنایی با شما نازنین افتخار بزرگی برای بنده و گروه بود و خدا را شاکریم که توانستیم از شما سرور ارجمند ... دیدن ادامه » نمره قبولی دریافت نماییم.
در این وانفسای تنهایی تئاتر مستقل،حمایت شما سروران و اهالی هنر بالاترین و تنها سرمایه ماست .
۰۵ شهریور ۱۳۹۷
ممنون جناب غلامشاهی عزیز.
و خوشحالم که نمایش رو دوست داشتین. ممنون از محبتتون
۰۵ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ریچارد سوم اجرا نمیشود ، یک نمایش تمام عیار است. همه ی چیزهایی که از یک تئاتر انتظار داشتم داخل این نمایش بود. داستان عالی. کارگردانی خوب. نورپردازی خیلی خوب. بازی های فوق العاده که از حمید رحیمی کمتر از این انتظار نداشتم. دیالوگ ها بی نظیر بودند. از فضای سالن چهارسو به نظرم به خوبی استفاده شده بود.
در نهایت بهترین قسمت کار پایان بندی بود که به بزرگترین سوال، به بهترین شکل پاسخ داد.
اما امان از کسانی که به امید دیدن نمایش های درجه سه پا به سالن گذاشته بودند و بعد از مدتی حوصلشون سر رفت. هر لحظه صدای برخورد گوشی یک نفر که تمام مدت دستش بود، با زمین حواس همه رو پرت میکرد. انگار قرار نیست یک ثانیه از گوشی دور باشن.
جایی از نمایش خیلی درد آور بود.
یک دیالوگ سنگین درباره ی سکوت گفته میشه و سالن برای مدتی در تاریکی و سکوت فرو میره.
این سکوت قرار من تماشاگر ... دیدن ادامه » رو بعد اون دیالوگ ها در خودش غرق کنه.
اما اتفاقی که میوفته چیه؟ عده ای گوشی ها رو در میاورند و تلگرام چک میکنن. و من دیگه نمیدونم در این رابطه چی باید بگیم. فقط متاسفم.
در نهایت از همه ی عوامل این نمایش ممنونم. بسیار بسیار از دیدن ریچارد سوم اجرا نمیشود لذت بردم. و دیدن این نمایش رو به همه توصیه میکنم.
از انتقال نظرتون ممنونم :-)
انقدر با عشق نوشتید که اگر فرصت کنم حتماً به دیدنش برم.

اما در مورد گوشی دروردن و این داستانا
بنظرم ما مخاطبا دیگ نمیتونیم کاری کنیم اما مسئولین سالن و نمایش چرا
اثری از خانم فرزانه کابلی به اسم چنین میانه میدانم آرزوست ... دیدن ادامه » در فرهنگسرای نیاوران داره اجرا میره که فقط مخصوص خانم هاست، قبل از ورود به سالن گوشی موبایل همه رو میگیرن. داشتم فکر میکردم اگر این اتفاق برای همه نمایش ها بیوفته واقعاً پنجاه درصد مشکلات تئاتر دیدن حل میشه :-)
به هرحال کاش این مشکلات حل شه چون واقعاً ناراحت کنندست...... :-(
۲۱ مرداد ۱۳۹۷
جناب غلامشاهی نازنین سپاس از شما
فردا حتما پیگیری خواهم کرد.
بسیار بسیار سپاسگزارم که در این ترافیک و حجم گرفتاری ها ، قبول زحمت فرمودید و به خانه نم زده ما آمدید.
آشنایی با شما بزرگوار افتخار بسیار بزرگی بود که امشب نصیب بنده و گروه شد ، بنده را عفو ... دیدن ادامه » بفرمایید که به دلیل حضور مهمانان در پایان اجرا نتوانستم بیشتر در خدمتتان باشم.امیدوارم که از شما سرور گرامی نمره قبولی گرفته باشیم و رضایتتان حاصل شده شده باشد.
به امید دیدار شما در کارهای بعدی.
مهر و حمایت شما سروران و اهالی هنر بزرگترین سرمایه ماست.
۰۵ شهریور ۱۳۹۷
سلامت باشید جناب رزمجو عزیز. امیدوارم فرصتی پیش آید تا بیشتر از هم صحبتی شما استفاده کنم و لذت ببرم. موفق و پیروز باشید
۰۵ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وای به مملکتی که معلماش نمونه ی فسادن!!!!!!!
مترسک، نمایشی که هرگز تمام نخواهد شد.
امشب به تماشای این نمایش نشستم و به جرأت میتونم بگم که این اثر یک شاهکار بود.
الان ساعت ها از نمایش گذشته و حتی یک ثانیه از ذهنم خارج نشده. این نمایش تا مدت ها در ذهنم خواهد ماند.
چقدر کارگردانی این نمایش درخشان بود. چقدر همه چیز حساب شده بود. چقدر میزانسن ها دقیق بودند.
بازی ها فوق العاده بودند. همه ی نقش ها باور پذیر بودند. نمایش انقدر روان بود که گذر زمان رو هرگز من و همراهانم متوجه نشدیم. و نمایشنامه، نمایشنامه بی نظیر بود. برداشت آزادی فوق العاده از چهار صندوق بهرام بیضایی. دوست دارم از نمایشنامه خیلی صحبت کنم امابرای جلوگیری از اسپویل در این مورد سکوت میکنم.
این نمایش تبدیل شد به یکی از سه نمایش برتر زندگیم.
از گروه اجرایی واقعا بابت ارائه ی این تجربه ی شیرین ممنونم و مخصوصا اقای خامنه ای که همیشه با ... دیدن ادامه » آثارشون ما رو شگفت زده میکنن.
در نهایت جا داره از این گروه بابت طرح مردمی بلیط تشکر کنیم که به همه ی اقشار جامعه این فرصت رو میدن تا به تماشای این شاهکار بنشینند.
به همه ی تئاتر دوستان دیدن این نمایش رو پیشنهاد میکنم و قول میدم تجربه ای فراموش نشدنی براتون رقم خواهد خورد.
جناب غلامشاهی عزیز
بسیار مفتخر و خوشحالم که کار ما مورد توجه شما قرار گرفت. ممنونم از شما.
۰۶ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب به تماشای این نمایش نشستم و با حساسیت خاصی نمایش و دنبال کردم. علت حساسیت جوی بود که تو بخش نظرات این نمایش به وجود اومد و تمجید کامنت اولی ها باعث مشکوک شدن دوستان شده بود و این موضوع به من نیز سرایت کرد.
اما باید بگم که هرچی از نمایش گذشت خیالم راحت تر شد تا جایی که کلا موضوع رو فراموش کردم.
در این نمایش با طنزی طرفیم که به نظرم طنز خیلی تلخیه و بعضا حاوی نکات اجتماعی عمیقی هست. اسم نمایش خیلی با موضوع ارتباط خوب و ملموسی داره. تغییر میزانسن ها خیلی خلاقانه بود و باعث میشد رشته ارتباطمون با نمایش قطع نشه.
تیم بازیگری رو جوانانی تشکیل میدادن که مشخص بود به خوبی تمرین کردن.
کلا این نمایش رو یک نمایش حال خوب کن میدونم که نود دقیقه ما را خندوند و همزمان یکی از مشکلات جدی فرهنگی رو مورد نقد قرار داد.
بوتولیسم به خوبی نشون داد که چه سمی در ریشه ... دیدن ادامه » های فرهنگ ما رخنه کرده.
به همه ی گروه اجرایی خسته نباشید میگم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بدون غرور چطور می شه یک ملت بود؟ اون چه که آلمان رو ساخته غرور با شکوه ملتیه که حاضر نیست سرش رو پایین بگیره
ولی کشور شما پر از آدم های سرخورده ای هست که چون نمی تونن چیزی رو عوض کنن، پذیرفتنش
چون توان ایستادن ندارن، زانو زدن . شما زانو زدید دوست من
شما زانو زدید و این هیچ ربطی به اون کشوری که من می شناسم نداره . این کشور مرده
سکوت این کشور ، سکوت شما ، تدفین آرام و محترم سرزمینی هست که دیگه وجود نداره
باید این سکوت رو شکستسکوت شما تایید نابودی سرزمینیه که دیگه نیست


چقدر شبیه حال و روز خودمونه!!!!!
بعد از یک مدت طولانی دوری از سالن های نمایش، دیشب به تماشای خاموشی دریا نشستم.
بعد از مدتی نمایش ندیدن، اولین نمایشی که میبینیم خیلی مهمه.خاموشی دریا من رو هم سیراب کرد هم تشنه ی دوباره دنبال کردن نمایش ها.
کارگردانی به نظرم خیلی دقیق و پر جزییات بود. میزانسن ها ساده اما گیرا بودن.
موسیقی به جا و فوق العاده کار شده بود. و از نظر بازی ها دو تا موضوع جالب بود
از یک نظر بار نمایش روی دوش شهرام حقیقت دوست بود که البته سربلند ازش بیرون اومد و همه رو افسون کرد.
اما از نظری دیگر، دو بازیکر دیگه با میمیک های صورت و اکت های ریز و دقیق بار زیادی از نمایش و به دوش میکشیدند.
و از بازی شهرام حقیقت دوست بگم که در یک کلام بی نظیر. تو قسمتی که با یک نفس و صدای بلند دیالوگ ها رو یکی پس از دیگری میگه مو به تن من سیخ شد.
خلاصه که از این نمایش لذت وافری بردم و هرگز اون رو ... دیدن ادامه » فراموش نخواهم کرد. مخصوصا پایان خارق العاده اش رو.
اخ که چقدر کیف کردم امشب از تماشای این اثر خارق العاده. چه انرژی فراوانی از بازیگرهای پر تلاش جذب کردم. نمایش در اوج هماهنگی پیش رفت. موسیقی متن بی نظیر بود. میزانسن ها کاملا بدون نقص. روایتی پیچیده که ذهن بیننده را به تلاش وا میداشت. این نمایش تا مدت ها در ذهن من باقی خواهد ماند. بازگشت به خانه پس از اتمام، تمام نخواهد شد. ای کاش تمام نمیشد و قادر به پیشنهاد اون به دوستانم بودم