تیوال اشکان حامد غلامشاهی | دیوار
S3 : 14:42:59
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دیشب با تماشای نمایش آواز قو بار دیگر قلبم به درد آمد.
دردی از همه ی بی عدالتی ها. همواره شاهد بودیم که مافیاهای زیادی در سینما تلوزیون و تئاتر وجود دارند که باعث برجسته شدن هنرمندانی با ارزش کاری کمتر هستند. و چه هنرمندان بسیار که به پای این جریان ها سوخته میشوند.
یکی از بزرگترین این اساتید استاد پورصمیمی هستند. ایشان خیلی کم کار تر از چیزی بوده اند که باید. دلیلش کاملا واضح هست. نمیخوام نام از بازیگران خاصی ببرم. بازیگرانی که بی دلیل اسم استاد رو یدک میکشند و اسم سالن به نامشان میشود. و در تمام کارنامه هنریشان، اجرایی با نصف حرفه ای گری استاد پورصمیمی در آواز قو را نداشته اند.
تو کل نمایش، فضای نمایشنامه رو با بازیگر اصلی یکسان میدیدم. بگذریم.
دیشب شاهد یکی از بهترین هترنمایی های زندگیم بودم و خوشحالم که این تجربه رو از دست ندادم. به جز بازی استاد ... دیدن ادامه » عامل دیگه ای که از اون لذت بردم نورپردازی بود. به نظرم نورپردازی با دقت و ظرافت هرچه تمام تر انجام میشد و نور صحنه با توجه به کم و زیاد شدن المان هایی مثل شمع یا فانوس تغییر میکرد.
در اجرای دیشب به اندازه ی همه ی نمایش هایی که امسال دیدم، تماشاگرنما در کنارم داشتم. از چرت زدن و خروپف بگیریم تا چت کردن از ابتدا تا انتهای کار. و دوستی که بی وقفه با صدای بلند خندید.
امیدوارم از این به بعد بیشتر و با نمایشنامه های قدرتمند تری جناب پورصمیمی رو روی صحنه ببینیم و لذت ببریم.
جناب غلامشاهی خوشحالم که راضی بودید
پیشنهاد میکنم نمایش مشق سب رو هم ببینید حتمن
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان.
ممنون میشم یک لیست از نمایش هایی که پیشنهاد میکنید رو داشته باشم.
پیشاپیش از راهنمایی دوستان تیوالی ممنونم
شاهین این را خواند
الهه الف و محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را دوست دارند
سلام فعلا من توصیه میکنم آواز قو رو ببینید، هنرمایی استاد پور صمیمی بی نظیره.
تا آخر هفته پنج شیش تا کار میبینیم، اگه دوس داشتم عرض میکنم خدمتتون
۳ روز پیش، یکشنبه
سلام. ممنون از راهنماییتون. آواز قو رو گرفتم. خیلی لطف میکنید.
۲ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب به تماشای این نمایش نشستم و چنان لذت وافری بردم که تا مدت ها فراموش نخواهم کرد.
عموی عجیب بزرگ کوچک من از بیشتر نمایش های بزرگسالی که امسال روی صحنه رفت محترم تر بود.
باید به ناصر آویژه مدال احترام به مخاطب داد. در حالی که مخاطب نمایشش کودکان هستند اما بهترین دکور، بهترین گریم و بروشوری با کیفیت رو برای نمایش در نظر گرفته بود. از این همه احترام لذت بردم.
بازی های همه ی بازیگر ها عالی بود. نقش سارا نیمی از نمایش رو جوری بدون دیالوگ و با میمیک صورت بدون کوچک ترین ایرادی بازی کرد که شگفت زده شدم.
متن نمایشنامه شگفت انگیز بود به نظرم.خط های داستانی به بهترین شکل ممکن کنار هم قرار گرفته بودند. خوشحالم که چنین نمایشنامه نویس های خوبی داریم.
به شکل عجیبی تو این نمایش به جزئیات پرداخته شده بود. از اونجایی که اتفاق داستان در کشور دیگری به وقوع می پیوست، ... دیدن ادامه » روزنامه، پول و همه ی جزئیات رعایت شده بود. گریم شخصیت ها در بالاترین سطح ممکن بود. مخصوصا گریم عمو که کاملا از دل داستان بیرون اومده بود و همون چیزی بود که باید باشه.
کلیپ های انیمیشنی عالی بودند. معلوم بود زحمت زیادی براش کشیده شده بود. موسیقی عالی و صمیمی بود.
این نمایش خیلی آموزنده بود. هم برای بچه ها و هم برای بزرگسال ها. به خوبی شوق خواندن کتاب رو تو بچه ها ایجاد میکنه نمایش. از برخورد محترمانه با کتاب خیلی خوشم امد. پیام نهایی نمایش نیز عالی دراومده بود و اصلا دچار شعارزدگی نشد.
با عموی عجیب بزرگ کوچک من، یک ساعت خندیدیم. در نهایت هم با چشم های خیس سالن رو ترک کردیم. خوشحالم آویژه هایی هستند که برای بچه ها تا این حد ارزش قائلند و نمایشی در این سطح روی صحنه میبرند.
از تک تک عوامل اجرایی نمایش ممنونم که همچین تجربه ی نابی رو برامون فراهم کردند. حیف که نمایش تموم شد و نمیتونم به کسی پیشنهاد کنم. امیدوارم که بار دیگه عموی عجیبمون رو روی صحنه ببینیم
بسیار با شما موافقم. "باید به ناصر آویژه مدال احترام به مخاطب داد"
به شخصه دوست داشتم نمایش برای ساعت ها ادامه پیدا میکرد و هیچ وقت تموم نمی شد.
۰۹ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برو سربازی مرد شی/ سربازی ازت یک مرد میسازه/ برو سربازی آدم شو
جملاتی که تقریبا همه ی ما شنیدیم و خیلی از ما به اجبار و تعدادی به اختیار بهش تن دادیم(خوشحالم که هرگز به این امر تن در ندادم)
همیشه با طرفداران این تئوری ها بحث داشتم. بهشون هشدار دادم که سربازی از پسرهاتون مرد نمیسازه. بلکه با خورد کردن غرور و شخصیت و عزت نفس اون، شخصیتی بله قربان گو و ضعیف تحویل جامعه و حکومت میده. پس چی بهتر از قانون سربازی اجباری برای به حرکت درآوردن چرخ دنده های کارخانه بله قربان گو سازی.
اما افراد زیادی مقاومت میکنن هنوز. تو نمایش سربازی داشتیم که میگفت من معاف بودم اما پدرم از اشناهاش استفاده کرد و من و فرستاد سربازی. همه خندیدیم. اما من در نزدیکی خودم عین این داستان رو دیدم. که پدر، پسر معاف شده اش رو به هر شکلی فرستاد خدمت که مثلا مرد شه.
هممون میدونیم که خروجی ... دیدن ادامه » پادگان ها چیه. این که کسی سالم از اون تو بیاد بیرون فقط به این بستگی داره که چقدر آدم قوی ای بوده قبل از رفتن.
تو نمایش آبی مایل به صورتی یک نمونه از این برو سربازی آدم میشی ها داشتیم که دیدیم چه فاجعه ای رقم خورد.
به شکل شگقت انگیزی شخصیت های شایگان و صادقی رئال بودند. صادقی دقیقا نماینده کسانی بود که با هدف پیشرفت و آرزوی استخدام در ارتش و ادامه دادن زندگی گیاهی(درس- کنکور-دانشگاه-سربازی-ازدواج-بچه) تبدیل به بچه مثبت پادگان میشن. و از هیچ بله قربان و توبیخ و اضافه خدمت برای دیگرانی سر باز نمیزنن. از اینکه خودشون مثبتن و بقیه مثلا منفی به خودشون میبالن و حتی با نگاه تحقیر به دیگران نگاه میکنن. شخصیت شایگان همان شخصیتی بود که همه دیدیم با زبان تحقیرگر خودشون چجوری آهن و ذوب میکنن و شخصیت سرباز ها رو تخریب میکنن.
پادگان داخل نمایش دقیقا همان چیزی بود که توی پادگان ها و خود اجتماع میبینیم. با دیدن نمایش به خودمون میگیم هر چی آدم داغونه تو این پادگانه. و جالبه که اگر هر پادگان دیگه ای رواز نزدیک ببینیم همین رو خواهیم گفت.
اما آدم های داخل پادگان ها داغون نیستن. پادگان جاییه که از اونها آدم های داغون میسازه. پادگان جاییه که دست رو ضعف هر کسی میزاره و اون ضعف رو تبدیل به شخصیت اصلی اش میکنه. تعداد کسانی که روحیه قوی دارند و مقاومت میکنند خیلی کمه به نظرم. نتیجه ی پادگان ها میشه اجتماع امروز. جایی که مردم نمیتونن تصمیم های بزرگ بگیرند. جایی که مردم دمدمی مزاجند. هر چی رو بورسه میگن. علایقشون وابسته به موج هست. مردمی که اهل حرف هستن و موقع عمل جور دیگه عمل میکنند.
نود درصد مشکلات یک جامعه از ریشه ی بچگی و از آموزش های غلط شروع میشه. تفکیک جنسیتی از همون بچگی، عقده ای شدید رو در بچه ها ایجاد میکنه که تو سن های بالاترین خودش و نشون میده. برای بعضی ها درمان میشه و برای خیلی ها تا ابد خواهد ماند. این عقده ها در مکان هایی مثل پادگان سر باز میکنه و اتفاق هایی به وجود میاره که همه ازش آگاهیم. همون اتفاق هایی که تو کشیش های کاتولیک به خاطر منع از ازدواج به دفعات دیده شده.
نتیجه اینکه جامعه ی امروز دقیقا همون چیزی هست که قرار بوده باشه. براش از بچگی هممون برنامه ریزی شده. و افسوس که هنوز خیلی ها این رو نمیدانند و بچه هاشون رو با آغوش باز تقدیم این سیستم میکنند.

در مورد ابعاد فنی نمایش بسیار گفته شده. بیشتر از این قلم فرسایی نمیکنم.
به امید درست شدن(بسته شدن) همه ی پادگان ها و لانچرها.
ممنون از همه ی عوامل نمایش. دیشب نفهمیدم چجوری 2 ساعت گذشت. البته جز اینکه صندلی های تنگ و گرما آه از نهانمان بیرون کشید.
❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️
چیزی نمیتونم به متنتون اضافه کنم و با تک تک جملاتتون موافقم
۰۹ شهریور
اقا من همه تقصیرها رو گردن میگیرم شما بنویس
۱۰ شهریور
هرجا سخن از اعتراض است .. نام محمد کارآمد می درخشد..
الان مطالب دوستان را خواندم
و دیدم مطالبم تکراری است و ارزش خواندن ندارد..
قسمت دبیرستانش خوب بود البته..
به هرحال همه مفصل گفتند حرفی نمانده..
هرچه تقصیر دارم مال تو...
هرچی حرف تند داری مال من..


۱۰ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با گذشت چند ساعت از نمایش هنوز تو بهت هستم. هنوز با فکر به نمایش مو به تنم سیخ میشه.
امشب یکی از تاثیرگزار ترین نمایش های زندگیم رو دیدم و از این بابت از عوامل نمایش ممنونم. این نمایش کلاس آموزشی هست که یاد میده چگونه با کنار هم قرار دادن همه ی اجزا در بهترین سطح ممکن، میشه یک نمایش درخشان روی صحنه برد.
بازی ها در بهترین سطح ممکن بود. کاملا باورپذیر. نورپردازی عالی بود. موسیقی شگفت انگیز بود. دکور در عین سادگی کاملا اندازه بود. نمایشنامه بی نقص بود و پایان نمایش من رو جوری مبهوت کرد که توان خروج از سالن نداشتم.
و اینکه امان از قانون مسخره ای به اسم قسامه که فقط برای راحت شدن از دست یک پرونه گذاشته شده.
امروز جدا از نمایش چیز دیگری هم من رو شگفت زده کرد. پنج دقیقه از اجرا گذشته بود که درب سالن باز شد و خانواده ای سه نفره خیلی شیک اومدن و نشستن. یکی از ... دیدن ادامه » اعضا بچه ای حدودا هشت نه ساله بود که با صدای بلندش توجه همه رو جلب کرد. جالب اینکه خانواده تا پایان نمایش خیلی راحت نشستند و تماشا کردند. در حالی که موضوع تلخ و سهمگین نمایش حتی واسه منم زیاد بود. چه برسه به بچه. نمیدونم اصلا چرا این خانواده رو با وجود تاخیر و همراه داشتن بچه راه دادند.
در نهایت از همه ی عوامل نمایش بابت این اجرای تمیز ممنونم. امیدوارم همه موفق بشن این نمایش رو تجربه کنن
سپاسگزار برای نگاه زیباتون
۲۹ مرداد
من هم دیدم وکاش اجازه ندن هرچیزی که مفت باشد خوب نیست (خطابم به همون خانواده سه نفره که دیراومدن)
۳۰ مرداد
بارها تاکید شده که از آوردن کودکان جدا خودداری کنید. در اکثر مواقع هم این مهم اتفاق می‌افته، اما گاهی دوستان بنا به محدودیت‌هایی که احتمالا دارن، رعایت نمی‌کنن.
ممنون از توجه شما
۳۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب به تماشای نمایش مرگ دیوانه نشستم.
وظیفه ی خودم میدونم که برای پیشرفت گروه اجرایی و عوامل نقد صادقانه بکنم.
به نظرم متن نمایشنامه کاملا خام بود. نمایش از همان ابتدا در سطح ماند و تا انتها پیشرفتی در آن حاصل نشد. نمایش های مستقل زیادی دیدم اما بازی های نمایش امشب جز ضعیف ترین بازی هایی بود که دیدم. البته که زحمت زیادی کشیده شده بود. اما به نظرم صرفا زحمت کشیدن کافی نیست. بازیگر نقش مرگ رو واقعا نمیدونستم چجوری قبول کنم. هم بد بازی کرد هم غیر قابل باور. لباس شخصیت مرگ رو اصلا دوست نداشتم. حداقل ای کاش لباس هنگام ورود شخصیت جور دیگری بود و در ادامه به این شکل تغییر میکرد. سایر لباس ها اوکی بود. گریم ها نیز از نظرم قابل قبول نبود مخصوصا شخصی که نماینده سیاهپوست ها بود. دکور کاملا نامربوط بود به همه چیز. موسیقی ها خیلی نخ نما و تکراری و نابجا بودند. ... دیدن ادامه » دیالوگ ها و لحظه هایی که قرار بود تاثیرگذار باشه اصلا در نیومده بود. نورپردازی نسبت به المان های دیگه خیلی بهتر بود. پرش های زمانی رو دوست داشتم. باعث میشد نمایش از خطی بودن بیش از حد دربیاد و از کسالت بیش از اندازه جلوگیری کرده بود.
همه ی عوامل گروه جوان بودند و امیدورم شاهد کارهای بهتری ازشون باشم.

شروع نمایش سر وقت از جمله نکات عالی امشب بود. و ممنونم که با وجود مستقل و جوان بودن گروه، بروشور تهیه شده بود. از گروه اجرایی و کارگردان محترم بابت دعوت ممنونم. همچنین رفتار جناب عبدی بسیار محترمانه و پسندیده بود
منم دیشب نمایش رو دیدم و با خیلى از نظرات شما موافقم.
۲۸ مرداد
درود جناب مجللی عزیز.
لطف دارید به من.
آقا ما درس پس میدیم.
همیشه از نقدهای شما لذت میبریم.
۰۲ شهریور
اختیار دارین آقا...
کمتر شکسته نفسی کنین :)
۰۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب با تماشای صدای خنده حضار سرشار از لذت شدم.
از نمایشنامه ی بی نظیری که توسط یک ایرانی نوشته شده. از بازی های بی نظیر و کاملا بی نقص. از دکور و نورپردازی و صداسازی عالی. و در نهایت از بروشوری که هم کیفیت عالی داشت هم طراحی خیلی زیبا که واسه من مثل خامه ی رو کیک بود.
متاسفانه این روزها به علت گرونی کاغذ خیلی از نمایش ها فاقد بروشور هستند. در حالی که به نظرم بروشور شناسنامه ی یک نمایش هست و به نظرم گروه اجرایی با دادن بروشور مناسب، به مخاطب احترام گذاشته و یک یادگاری خوب از خودش به جا گذاشته. از این بابت از گروه این نمایش ممنونم.
نمایش به چند تا از چالش هایی که این روزها سینما و تئاتر و تلوزیون خودمون سخت باهاش دسته پنجه نرم میکنند پرداخته بود.
تو همین صدا و سیما داریم برنامه ای که مجری، تماشاگر رو میاره بالا و تحقیر میکنه. و تماشاگر به قیمت دیده ... دیدن ادامه » شدن و یک تبلت تن به هر جور تحقیر میده.
سیت کام های زیادی تو تاریخ بوده که از همین فرمول ها واسه خنداندن زورکی استفاده کردن. و چه زیاد بازیگرهایی که با کمترین کیفیت جای بازیگرهای لایق رو میگیرن.
این فقط تعدادی از موضوع های مهمی بود که نمایش به اون پرداخت و همه ی اون ها به درستی اجرا شده بود.
دیدن این نمایش رو به همه پیشنهاد میکنم. و ممنون بابت تهویه خیلی خوب سالن. اصلا گرم نبود. امسال فقط سالن سنگلج و این سالن بود که تهویه مناسب داشت.
از گروه اجرایی و کارگردان عزیز این نمایش به خاطر لحظات خوبی که برامون ساختن ممنونم.
سلام و عرض ادب

ممنوم از لطفتون و توضیحات بجایی که در مورد اثر دادید .
خوشحالم که تونستیم رضایت جنابعالی رو جلب کنیم ...
اما بی نهایت سپاسگزارم که به مسئله ی بروشور اشاره کردید که حقیقتا از طراحی و چاپ و هزینه و‌... چالش بزرگی برایمان بود که الان با توجه ... دیدن ادامه » و رضایت شما خستگیمون زدوده شد و تلاشمون به امید خدا به بار نشست ...
با اجازه تون بنده با افتخار نظرت حصرتعالی رو در صفحه ی اینستاگرامم به اشتراک میگذارم چرا که حقیقتا مفتخرم که اثرم توانسته مخاطب فرهیخته و دقیقی چون شما داشته باشه .

ارادت .
۲۵ مرداد
لطف دارید جناب افسری عزیز. ممنون از شما که در کنار نمایش بی نظیرتون، تک تک نظرات رو با دقت خوانده و به اونها احترام گذاشته و پاسخ میدهید. کلا به نظرم خیلی از گروه های اجرایی خیلی از جزئیات رو باید از شما و گروهتون بیاموزند.
۲۵ مرداد
ارادتمندم ، انجام وظیفه میکنیم
ممنون از لطفتون
مستدام باشید
۲۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدتی بود که در تیوال فعالیت نمیکردم. اما امشب با تماشای نمایش کوریولانوس مجبور شدم سکوتم رو بشکنم.
واقعا برام عجیبه که این نمایش تقریبا هرشب با صندلی های خالی به اجرا میره.
مگه ما از یک نمایش خوب چه انتظاراتی داریم؟ درسته که سلیقه میتونه دخیل باشه. اما برام جالبه که کمتر کسی این نمایش رو تجربه کرده که دوست داشته یا نداشته باشه.
عدم استقبال از این نمایش دلایل زیادی میتونه داشته باشه مثل عدم حضور سلبریتی ها که شخصا از این امر خرسندم. اما یکی از دلایلی که به ذهنم رسید برمیگرده به یک دیالوگ در نمایش ریچارد سوم اجرا نمیشود که به کارگردان گفته شد؟ چرا نمایش های سخت و جدی تر رو میخوای0 روی صحنه ببری و ریسک کنی؟ مثلا رویای شب نیمه تابستان و اجرا کن و مطمئن باش که جواب میگیری.
این دقیقا اتفاقی هست که الان افتاده. دو نمایش با یک کارگردان و یک نویسنده ی نمایشنامه. ... دیدن ادامه » یکی سرشار از اقبال و یکی دیگه بدون اقبال. در حالی که دومی چیزی از اولی کم نداره. خلاصه امیدوارم تو روزهای باقیمانده استقبال بیشتری از این نمایش به عمل بیاد.
اما نظرهای خودم در مودر نمایش. به نظرم همه چیز به درستی و اندازه در این نمایش سر جای خودش قرار گرفته بود. متن نمایشنامه خیلی نظر من رو جلب کرد.جالبه که این نمایشنامه ی شکسپیر خیلی کمتر شناخته شده هست. فضای داستان کاملا روایت گره 5 دهه گذشته کشور و مردممون بود. از موسیقی سنتی آخر کار کمی شوکه شدم. اما با کمی فکر به دلایل منطقی رسیدم. با این موسیقی فضای داستان کاملا لوکالیزیشن شد و به خود ما و کشورمون تعمیم داده شد. صحبت موسیقی شد. واقعا از موسیقی زنده لذت بردم. مخصوصا در لحظه های جنگ. بازی همه ی بازیگرها رو پسندیدم و هیچ اشکال و کم کاری و ضعفی ندیدم. از این جهت از جناب کوشکی ممنونم که تو این دورانی که موفقیت اقتصادی نمایش ها به حضور سلبریتی ها وابسته هست استعدادهای جدید استفاده میکنن و به اونها فضا میدن. نمایش دکور خاصی نداشت و البته احتیاجی هم نبود. نمایش بر پایه ی میزانسن ها بود و کاملا به زیبایی میزانسن ها طراحی شده بود.
در نهایت خوشحالم که به دیدن این نمایش رفتم و یک تجربه ی لذتبخش دیگه از کارهای مصطفی کوشکی رو به دست آودرم. امیدوارم تو روزهای باقیمانده از این نمایش به اندازه ی لیاقتش استقبال شه.
دیشب کورونوس را دیدم و هنوز لحظه ای ذهنم آروم نگرفته. تمام مدت تو فکر ارتباط این نمایش با زندگی عادی خودمون هستم. حتی هنگام خواب و بعد از بیداری به فکر مفاهیم فرامتنی این نمایش بودم. کورونوس به یکی از باور های من صحه گذاشت. این که انسان همواره ویران میکند و به امید ترمیم ادامه میدهد و اشتباهاتش را تکرار میکند و این چرخه ی اشتباهات و ویرانی رو دائما تجربه میکند. اینکه انسان به اسم بقا و کمک به این مثلا بقا همواره جنایت میکند . ادعای انسان برای حرکت رو به جلو جهت سازندگی و بقا هرگز تمامی ندارد و همیشه یک نتیجه ی تکراری داشته است. خرابی.

پدربزرگ همواره من رو یاد خودمون انداخت. کسی که به اسم کمک به بقا همه چیز رو برای خودش میخواست و در طی زمان همه کس رو به خاطر خودخواهی خودش نابود کرد. کسی که همه چیز و همه کس رو ابزاری میدید تا به اهداف خودش برسه. اما همه ... دیدن ادامه » ی اینها پشت نقاب کمک به بقا و بزرگ خانواده بودن پنهان شده بود. اما پدربزرگ نمیدانست که همیشه یافی وجود داره. همیشه دستی بالا تر و آگاه تر وجود داره.

همیشه بر این باور بوده ام که انسان ذات ویرانگر دارد. هر جا و هر زمان که انسان پا گذاشت خرابی و ویرانی به بار آورد. از زمان آدم و حوا که کلا دو نفر بودند بگیر تا هابیل و قابیل و انسان های اولیه و نهایتا امروز خودمون. کافیه نگاهی به تاریخ و رفتارهای انسان داشته باشیم تا به این باور برسیم که انسان همواره مخرب بوده نه سازنده. این در حالی هست که ما همیشه ادعا و توهم سازندگی داریم. همیشه مدعی هستیم که در حال ساخت آینده و کمک به دیگران هستیم. این در حالی است که حتی سازندگی های ما، خود مخرب هستند و فقط ظاهر سازندگی دارند. مثال واضح تکنولوژی هست که هر چی جلوتر میره ویرانگر میشه. اما این ویرانی پشت نقاب پیشرفت و سازندگی مخفی شده. انسان در طول تاریخ دست به دست هم داده و این همکاری تا بدین لحظه نتیجه ای جز ویرانی زمین با خود نداشته. از آب شدن یخ های قطب و انقراض گونه های فراوان تا خشکسالی و از بین رفتن بخش عمده ای از طبیعت. جالب اینجاست که انسان امروز هرگز خودش و پیشینیانش رو عاملی بر این خرابی نمیداند. این در حالی است که بشر خود را اشرف مخلوقات میداند اما تعریف درستی از این لقب ندارد. اشرف مخلوقات بودن برایشان صرفا جوازی هست که همه چیز را برای خود بداند. کل هستی و موجوداتش. و همین جواز خیالی باعث ویرانی های متعدد شده. این در حالی است که ما اگر هم اشرف مخلوقات باشیم، وظایفمون سنگین تر میشه و مثل پدر خانواده موظف به حمایت از بقیه اعضای خانواده هستیم. از نظر من اشرف مخلوقات باید از همه ی موجودات محافظت کند نه این که همه ی اونها رو نابود کند. اما انسان هیچوقت این را نفهمید و نخواهد فهمید تا روزی که همه چیز برای همیشه نابود شود.

میخوام از همه ی عوامل این نمایش تشکر کنم که شهامت ساخت همچین اثری رو داشتند. کرونوس برای من هنوز تموم نشده و نخواهد شد. همیشه با من خواهد موند.
بازی همه ی بازیگران رو دوست داشتم. دکور به نظرم بینظیر بود. از موسیقی زنده لذت بسیاری بردم. نورپردازی سطح بالایی داشت. همه چیز عالی بود. فقط ای کاش نمایش بروشور داشت. به امید دیدن کارهای بیشتر از گروه عزیزتون.
بروشورم داشت نمایش آقا اشکان، ولی مثل اینکه نرسیده بود به آخرای نمایش
ما بار اول گرفتیم بروشور
۲۲ تیر
دوستان عزیز ممنون از لطف شما، واقعیت امر در قبال چاپ بروشور ما روزهای پایانی نداشتیم بروشور بنا به دلایلی اما در کل نبود بروشور در تئاتر کاملا به قیمت روز کاغذ بر میگرده، و کمی باید حق را به سمت گروه داشت، به تازگی کیو آر کد طراحی شده برای برشور بعضی آثار ... دیدن ادامه » اما در کل یک بروشور معمولی تئاتر برای هر نفر در سال جدید به مبلغ بسیار عجیبی نزدیک به دو هزار تومان رسیده که در تعداد بالا واقعا منطق چاپش را زیر سوال می بره، نه تنها بروشور بلکه این اتفاق کم کم در چاپ پوستر کاغذی هم رواج پیدا کرده، امیدوارم چپاولات فرهنگی عزیزان بالادست کمتر بشه تا بتونیم بروشور همه آثار را با رقمی منطقی در اختیار مخاطبان قرار بدهیم.
۲۲ تیر
ممنون از پاسخگویی شما جناب صفری عزیز.
راستش من مستقیما تو کار چاپ هستم و کاملا به قیمت ها واقفم. درست میفرمایید در چند ماهه گذشته هزینه های چاپ چندبرابر شده. اما جنس های مختلفی تو بازار موجود هست. نیاز نیست حتما از کاغذ گلاسه یا کتان استفاده شه. میشه از ... دیدن ادامه » کاغذ های تحریر استفاده کرد. به نظرم وجود بروشور با کیفیت کمی پایین تر بهتر از نبودنش هست. لذا تحریر رو با قیمت خیلی مناسبی میشه تهیه کرد. همانطور که نمونه اش رو توی خیلی از نمایش ها دیدم.
راستش من از یک نمایشی با بلیط 40 هزار تومان(برای نمایش شما هیچ بهایی رو نمیشه گذاشت، زیرا اثری شدیدا ارزشمند هست و حاضر بودم بیشتر از اینها بپردازم. این رو کلا میگم) انتظار بروشور دارم. اگه نمایشی از گروهی کاملا مستقل با بلیط های خیلی ارزون باشه، کمتر انتظار دارم که البته همین گروه های مستقل هم اکثر بروشور دارن اا با کیفیت های پایین تر.
و اینکه طراحی لوگو و پوستر شما خیلی زیبا بود و حیف بود که بروشور نداشته باشه. در کل ممنون از پاسخگویی شما. از نمایشتون لذت خیلی زیادی بردم.
۲۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مختلف الاضلاع یکی از دنج ترین و صمیمی ترین نمایش هایی بود که دیدم.
دلم میخواست دو ساعت بشینم و این نمایش و تماشا کنم و لذت ببرم.
بازی های هر دو بازیگر برام دلنشین بود. متن و خیلی دوست داشتم.
دکور با اینکه خالی به نظر میرسید اما در کل در خدمت اجرا بود و من دوست داشتم.
فقط حیف این نمایش که تاخیر نیم ساعته باعث میشه قبل از شروع نمایش، کلافه از گرما و شلوغی جلوی ورودی پا به سالن بزاریم.
البته که لطف فرمودند و عذرخواهی کردند. فقط ای کاش از قبل اطلاع رسانی میشد که این سانس به خاطر فیلم برداری نیم ساعت دیرتر اجرا میشود. باور بفرمایید که وقت ما هم برامون ارزشمد هست.
در نهایت ممنون از عواما اجرایی این نمایش که یک ساعت دلنشین رو برامون رقم زدند.
پنجشنبه موفق شدم که نمایش سیزیف رو تماشا کنم.
از نکات مثبت کار به اندازه کافی گفته شده.
من میخوام از سختی هایی که هتگام تماشای این نمایش کشیدم بگم.
از خنده های گاه و بیگاه با صدای خیلی بلند تا نور گوشی ها.
هنوز باورم نمیشه که همزمان با یک مونولوگ کاملا جدی دو نفر با اون صدای بلند خندیدن
یه دوستی هم بغل ما بود که انقدر حوصله اش سر رفته بود که من نگران سلامتیشون شدم.
همه ی اینا رو به تهویه ی خیلی داغون سالن اضافه کنید.بروشور هایی که تق تق کنان در حال باد زدن بودن.
اما تیر آخر رو یک خانم نسبتا محترم(بخوانید نامحترم) به من زد.
فکر میکنم اکثر دوستان سیزیف رو دیدن و با دکور آشنا هستن. کنار ورودی سالن دو پنجره با پرده های سفید قرار گرفته
دقیقا زمانی که بازیگر زن کنار پنجره سمت راست بود این خانم به قصد ترک سالن بلند شد(انقدر نمایش از نظرشون بد بوده که نتونستن ... دیدن ادامه » صبر کنن بازیگر جا به جا شه)
بعد خیلی با اعتماد به نفس رفتن جلو پنجره سمت چپ. با اسرار پرده رو تکون میدن که خارج شن. حال بازیگر رو نمیتونم اون لحظه درک کنم. این خانم عملا عضوی از دکور شد دیگه.
باز خوشحالم که زود متوجه شدن و راه خروج رو پیدا کردن.
خلاصه که یکی از بهترین نمایش های زندگیم رو این دوستان سعی کردن خراب کنند.
اما سیزیف انقدر خوب هست که هیچ چیز مانع لذت بردن ازش نشه. و من هنوز از تماشای این نمایش سرمستم.
بدبین نباشیم... شاید پیامی داشته برای این کار. مثلن اینکه در چند ثانیه کوتاه، جذابتر از مولایی می‌تواندآشفتگی روحی را اجرا کند! به نظر می‌رسه اون خانم اجرای بداهه جذابی داشتن که با این اوصاف شایسته است برهمنی جایی در متن برایشان اضافه کند! ^__^
۱۵ تیر
الان که دارم فکر میکنم میبینم که درست میگید. ایشالا تو اجرای آینده از این خانم استفاده خواهد شد. حالا یا به عنوان بازیر یا به عنوان دکور.
۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خوشحالم از اینکه ساناز بیان تصمیم به ساخت این نمایش گرفت
نمایشی که اجتماع ما سخت به اون احتیاج داره
نمایشی که سطح خوبی از آگاهی رو به تماشاگر منتقل میکنه
فقط امیدوارم تاثیر این نمایش طولانی مدت باشه
از بازی ها واقعا لذت بردم و تحت تاثیر قرار گرفتم
توی میزانسن ها رد پای حمیدرضا آذرنگ عزیزم دیده میشد که از این بابت خیلی خوشحالم
به نظرم دکور کافی بود و کاملا در خدمت نمایش بود.
خوشحالم که دیدن این نمایش رو از دست ندادم
با شناختی که از حسین کیانی عزیز داشتم بلیط این نمایش رو تهیه کردم.
و باید بگم که بر خلاف یک سری از نظرها این نمایش رو جز بهترین های حسین کیانی میدونم.
در طول نمایش همواره متعجب بودم که بعضی دوستان گفته بودن از دیدن نمایش خواب آلود شده اند.
من یک ثانیه چشم بر نداشتم.
این نمایش میزبان یکی از بهترین مونولوگ هایی بود که تو زندگیم دیده بودم.
من از بازی ها خیلی رضایت داشتم. دکور و میزانسن ها به نظرم عالی بودند. نورپردازی خوب بود.
شوخی ها خیلی خوب و اندازه بودند.
امشب با این نمایش هم خندیدیم و هم گرییستیم و هم تاسف به حال و روز خودمون خوردیم
اما ناراحت کننده ترین موضوع صندلی های خالی نمایش بود. واقعا حیف این نمایش که با صندلی های خالی شروع میشه.
به عنوان یک عضو کوچک عاشق تئاتر به همه ی تئاتر دوستان دیدن این نمایش شدیدا دغدغه مند رو پیشنهاد میکنم.
من از دوستانی که کار رو دیدن شنیدم که حدود 20 دقیقه نسبت به روزهای قبل کوتاه تر شده
۱۰ تیر
سلام جناب غیوری.
اگه اینجوری بوده من خبر ندارم. دیشب حدود 100 دقیقه نمایش بود.
قبلا رو 2 ساعت بوده؟
۱۰ تیر
عرض ادب
من ندیدم کار رو
نمیتونم دقیق صحبت کنم، ولی فکر کنم بلندتر بوده و حتی مهمانان روز اول رو هم کلی کلافه کرده
۱۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرد ارمنی: همونایی که میز اول کافه ی من مینشستن الان همه جا صف اول ان.
(اگه جمله ایراداتی داره پوزش میطلبم. یه این شکل در خاطرم موند)
این جمله خودش به تنهایی خیلی معنی داشت. خیلی ها ژانر این نمایش رو دفاع مقدس می پنداشتند اما اصلا این نمایش در مورد دفاع مقدس نبود.
و از این بابت خیلی خوشحال شدم. این نمایش ضد جنگ بود و به قربانی های بی گناه جنگ و عقب ماندگی هامون می پرداخت. و چقدر هم خوب از پس این موضوع بر اومد.
از اینکه چقدر خنداند و گریاند به قدر کافی همه گفتند. اما برای من برجسته ترین قسمت غمناک، اپیزود مرد ارمنی بود و ماجرای پدر جون. که قلبم و به درد آورد.
مخصوصا با بازی زیبای حمیدرضا آزرنگ. حمیدرضا آزرنگ هم تو بخش نویسندگی هم کارگردانی و هم در مقام بازیگر درخشید.
مثل همیشه از دیدن نمایش های آزرنگ بزرگ، لذت بردم و راضی از سالن بیرون اومدم.
اما یکی ... دیدن ادامه » از طلایی ترین لحظه ها برای من بعد از نمایش اتفاق افتاد. جایی که حمیدرضا آزرنگ بعد از نمایش شروع به انتقاد از مسائلی کرد که همیشه نسبت بهشون دغدغه مند بوده.جایی که با صراحت و بدون وحشت لب به انتقاد گشود.
در نهایت همه جوره از این نمایش لذت بردم. ممنون از همه ی عوامل اجرایی کار.
فقط ای کاش بلیت های خارج از ظرفیت مثل همیشه آزارمون نمیداد. وقتی بلیت ردیف اول میگیریم اما کسانی دیگر جلوتر مینشینند واقعا آزار دهنده هست. نیم ساعت تاخیر به خاطر همین خارج از ظرفیت ها به وجود آمد.
زندگی در تئاتر و خنکای ختم خاطره نمایش های اخیری بودند که در آنها ردیف اول بودم و به خاطر خارج از ظرفیت ها رورانس نمایش رو از دست دادم و هیچی نتونستم ببینم. و این واقعا درد آور هست. چون بیشترین آزار رو به ردیف اول میرسونن به دلیل هم سطح بودن. امیدوارم هرکس از خودش شروع کنه و این بلیت ها رو خریداری نکنه. چون تو همین تیوال شاهد دوستانی بودیم که اعتراض به این موضوع داشتند اما خودشون گاها خریداری کردند.
جمعه ی گذشته هتل کوهستانی رو تماشا کردم و لذت بسیاری بردم.
هتل کوهستانی نمایشی بود که دوست دارم بلیطش رو برای خیلی از اطرافیانم تهیه کنم.
کسانی که اسیر روزمرگی هستند.
همیشه گفتم که هیچ چیزی کشنده تر از روزمرگی نیست و هتل کوهستانی به خوبی این پدیده رو نمایش داده بود
نمایشنامه فوق العاده و سخت بود. اجرای این نمایشنامه شجاعت میخواست. کارگردان با شجاعت تمام این نمایشنامه رو به بهترین نحو ممکن به اجرا در آورده بود.
دکور نمایش رو خیلی دوست داشتم. بازی ها عالی بودن. مخصوصا که بازیگرها میزانسن های زیادی رو باید عوض میکردن و این بخش هم به نحو احسنت انجام شد.
و اما چی بگم از بازیگر نقش نویسنده که بدون دیالوگ فوق العاده کار کرد و خیلی خیلی از بازیش لذت بردم.
کارگردانی و بازی ها در انتهای کار به اوج پختگی رسید.
هتل کوهستانی نمایشی عالی با حرف های زیادی هست ... دیدن ادامه » که دیدنش رو به همه پیشنهاد میکنم.
از همه ی عوامل اجرایی ممنونم.
تایپیسته فوق‌العاده بود
۱۵ دی ۱۳۹۷
بزرگوارید آقای نشتایی عزیز
ایشالا محکم و دقیییق همینطوری برید جلو..آرزوی موفقیت دارم براتون و چشم انتظار کارهای دقیق و دلچسب بعدیتون
۱۵ دی ۱۳۹۷
هیچ چیزی کشنده تر از روزمرگی نیست

متشکرم از دقت نظر شما در خصوص اجرای بازیگران و نگاه پر مهرتان بر "هتل کوهستانی"
لطف عالی متعالی
۱۷ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب به تماشای نمایش خرده نان نشستم و خیلی راحت میتونم بگم که صمیمی ترین نمایش زندگیم و تجربه کردم.
نمیدونم چجوری حسم رو به خرده نان باید بگم.. یک ساعت این نمایش برای من یک ثانیه هم نگذشت. خیلی راحت تو صندلی های تنگ سالن به تماشا نشسته بودم.
نمایش خیلی ساده، صمیمی اما عمیق بود. از نظر من پیام های زیادی رو نمایش منتقل میکرد. بدون اینکه درگیر کوچکترین شعارزدگی ای بشه.
زوجینی که یک عمر در زندان هم زندگی میکنند و کلید زندان رو به دور گردن می اندازند و به تعداد آنها در اطراف خود ما هر روز اضافه میشه. زوجینی که بعد از تشکیل زندگی مشترک، هیچ ارزشی برای حریم شخصی یکدیگر قائل نمیشوند. مشکلات کهنه و قدیمی ای که مانند لکه های زمین که با هیچ شوینده ای پاک نمیشوند، همیشه ماندگار می مانند. بحث کمک یا عدم کمک به هم نوع که به بهترین شکل بهش پرداخته شد. خرده نان ثابت ... دیدن ادامه » میکنه که یک زندگی آرام و بی سر و صدا به تنهایی ضامن خوشبختی نیست
خلاصه همه چیز تو این نمایش عالی و اندازه بود. و از بازی ها چی بگم که در یک کلام درخشان بودند. آناهیتا اقبال نژاد فوق العاده بود و رضا بهبودی هر ثانیه من رو همراه خود برد. انقدر واقع پذیر نقش و اجرا کرد که از درد معده ای که داشت من درد معده گرفتم. دکور خیلی ساده اما به اندازه و کاربردی بود. احساس کمبودی حس نکردم.
رفتار کارگردان نیز به حس صمیمیت نمایش افزوده بود. اما یک حرکت خیلی خوبی که انجام شد معرفی همه ی عوامل اجرایی نمایش بود. کسانی که بیشترین زحمات و میکشند و معمولا ناشناخته می مانند. این حرکت جناب سلیمانی به نظرم درخور ستایش بود.
خلاصه با خرده نان به چنان لذتی رسیدم که تا مدت ها ازش سرشار خواهم بود.
از همه ی عوامل این اجرا سپاسگزارم.
در نهایت انتهای اجرا بغض ما همراه با بغض آناهیتا اقبال نژاد و رضا بهبودی نازنین ترکید.
درود بر شما و ممنونیم از یادداشت پر از لطف و دقیق تان ... پاینده باشید ...
۱۵ دی ۱۳۹۷
من بعد از تمام شدن نمایش ، به دوستام گفتم انگار اومده بودیم مهمونی خونه این زوج دوست داشتنی :)
۱۵ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب به تماشای نمایش محترم تن شوری نشستم. مدت ها بود که منتظر نمایشی از رضا ثروتی بودم و به محض باز شدن گیشه بلیط و تهیه کردم. مخصوصا که دو تا از بهترین بازیگران ممکن قرار بود این نمایش و اجرا کنند.
مدت نمایش 2 ساعت بود و به هیچ عنوان گذر زمان رو متوجه نشدم. یکی از تکان دهنده ترین داستان های زندگیم رو در این نمایش تجربه کردم. داستان ندانستن ها و نادانی ها. داستان تلخ بلد نبودن عشق. داستانی که خیلی ها تجربه اش میکنند اما ازش آگاه نیستن
از بازیگری چیزی نگم بهتره. به قدری این دو هنرمند درخشان بودند که اصلا نیازی به تعریف و تمجید من ندارند.
یکی از درخشان ترین قسمت های نمایش زمانی هست که دیوار چهارم شکسته میشه و به قدری این کار حرفه ای و زیبا انجام شد که هنوز از لذتش سرشارم.
کارگردانی رضا ثروتی مثل همیشه دقیق و پر از جزییات بود. از دقیقه اول اجرا تا لحظه ... دیدن ادامه » آخر همه چیز دقیق و حساب شده بود.
موسیقی بسیار بسیار بجا و تکان دهنده بود.
بعد از ورودبه سالن متوجه شدم که علت کنسل شدن باکس های کناری چی بود. بهترین تصمیم و گرفته بودن. در واقع اجرای نمایش با اون باکس ها امکان پذیر نبود مخصوصا در صحنه ی آخر.
از این که بلیط خارج از ظرفیتی فروش نرفته بود هم لذت بردم.
و اما نوبت میرسه به گلایه بزرگم که هنوز به خاطرش عصبانی هستم. شخصا علاقه ی بسیاری به جمع آوری بروشورهای نمایشهایی که میبینم دارم. و همیشه با اشتیاق زیاد وارد سالن میشم و برشور رو دریافت میکنم. اتفاقا نمایش های رضا ثروتی همیشه بهترین بروشورها رو داشته. کافیه به بروشور های فهرست و اتاق ورونیکا نگاهی بندازید. دیشب در کمال ناباوری هیچ بروشوری برای ارائه وجود نداشت. وقتی که از مسئولان طلب بروشور کردم گفتند که هنوز حاضر نیست.
خب گناه کسی که هفته ی اول یک نمایش بلیط میگیره این هست که بروشور نداشته باشه؟ مگه میشه نمایشی که حداقل از یک سال یا شش ماه قبل برنامه اش هماهنگ شده هنگام اجرا بروشور نداشته باشه؟
ساده ترین نمایش مستقل هم از بروشور از همون اجرای اول بهره میبره. این بی احترامی بزرگی به من که از خانواده تئاتر و طرفدار رضا ثروتی بودم و هستم ، بود.
امیدوارم این بروشور به دستم برسه
در نهایت از همه ی عوامل این اجرا ممنونم. یکی از بهترین نمایش های عمرم رو دیشب تجربه کردم و دیدن این نمایش رو به همه پیشنهاد میکنم
آقا ارادت ⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️❤️
بسیار نقد جامع و کامل و عالی ⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️❤️
۱۲ دی ۱۳۹۷
مخلصیم جناب غلامشاهی نازنین
یه مقدار درگیر کارهای روزمره و یه مقدار درگیر پیش تولید دوتا کار برای تابستان و مهر 98 بودم و یه کمی هم خودم بی حوصله شده بودم ، ولی دیگه خدارو شکر کارها رو روال افتاده ، به امید خدا دیگه فعال خواهم بود :)))))))
آقا همچنان ارادت ... دیدن ادامه » و امیدوار به سعادت دیدار زودهنگام شما ⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️❤️
۱۲ دی ۱۳۹۷
به به. پس ما چشم انتظار تابستان و مهر میشینیم.
امیدوارم همیشه با حوصله و شاد و پر انرژی باشید.
امیدوارم فرصتی پیش بیار که خدمتتون برسم و از هم صحبتی باهاتون لذت ببرم.
۱۲ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب به تماشای زندگی در تئاتر نشستم. قبلش تصمیم داشتم که چیزی ننویسم. با خودم گفتم که به اندازه کافی همه نوشتن و نیازی به نوشته دیگری واسه این نمایش نیست.
اما بعد از نمایش دیدم که نمیشه ننوشت.
برای اولین بار تو زندگیم نمایشی رو دیدم که از ته قلبم دوست دارم دوباره ببینمش. نمایشی که همه ی استانداردها رو داشت. هنوز هم از اون همه دقت به جزییات شگفت زده هستم.
به کوچکترین موارد توجه شده بود.
زندگی در تئاتر من رو خیلی خندوند. و خیلی گریوند. در حال خنده به خودم میومدم که لبخند رو لبم خشک شده و احساساتم غلیان کرده و ناگهان دوباره لبخند و رو لبم میدیدم.
لذتی که از بازی ها بردم غیر قابل وصف هست. ای کاش از این دست نمایش رو بیشتر بتونیم ببینیم.
یک موضوع خیلی جالب قیمت بلیط هست. اثری با این درجه ارزش 40000 تومان قیمت گزاری میشه. بابت این موضوع باید ممنون تهیه کننده ... دیدن ادامه » باشیم. این روزها کافیه از یک نمایش تمجید بشه تا بلیط تا 200 تومان بالا بره. خلاصه از همه نظر گروه اجرایی حرفه ای عمل کردند.
زندگی در تئاتر فراتر از شاهکار هست. زندگی در تئاتر خود زندگیست.
از همه ی عوامل گروه اجرایی ممنونم.
نمایشی که اکثریت تماشاگران به فوق العاده بودنش در تمام زمینه های هنری اذعان دارند
۱۷ آذر ۱۳۹۷
من هر چقدر ذهنم رو مرور میکنم یادم نمیاد گه توی هیچ نمایش یا فیلمی تغییرات شخصیتی کاراکترها به این زیبایی و ملموسی بیان شده باشه و بیننده با چند دیالوگ و اکت ساده اوج غرور دوران موفقیت کاراکترو حس و بعد در صحنه های پایانی (گذشت فقط یازده سال) با چند دیالوگ ... دیدن ادامه » و اکت ساده تر همه زوال و انحطاطش رو درک و لمس کنه و با تک تک لحظه هاش همزاد پنداری داشته باشه. واقعا یگبار دیدنش کمه کم.
۱۷ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب در سالن نیمه خالی باران به تماشای مسئله غامض نشستم.
اولین و قطعی ترین مسئله اینه که لیاقت این نمایش سالن های پر از تماشاچی هست.
نمایشنامه بسیار قوی و چند لایه هست. داستان غیر از چند مورد، به خوبی اجرا شد.
دکور کاملا مناسب اجرا بود و به جزییات به خوبی توجه شده بود. تنها مشکل زمان زیاد میان پرده ها بود که با توجه به شرایط دکور تا حدی اجتناب ناپذیر بود.
بازی ها به جز یک نقش خیلی خوب بودند. ضمن اینکه با توجه به محتوای سنگین نمایشنامه کار همه ی بازیگران خیلی سخت بود.
مهمترین موضوع در رابطه با نمایش، فراموش نشدنی بودنش هست. مسئله غامض تا مدت ها ذهنتون رو مشغول خواهد کرد. و این دستاورد بسیار بزرگیست.
در نهایت از نمایش بسیار لذت بردم. به امید کارهای درخشان تر از گروه محترم اجرایی.

جناب غلامشاهی نازنین ، ارادت
لذت بردم از نقدتون.
آقا جاتون خالی بود ، خوشحالم که برگشتید :)
۱۸ مهر ۱۳۹۷
جناب رفیعی نازنین
امشب با افتخار به تماشای شاهکار شما خواهیم نشست :)
۱۸ مهر ۱۳۹۷
جناب رزمجو محبت فرمودین
۱۹ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جمعه ی گذشته به تماشای صد در صد نشستم و صد در صد از نمایش لذت بردم و راضی بودم.
نمایشنامه رو خیلی دوست داشتم. اجرای این نمایشنامه به نطرم کار خیلی سختی بود. پایان کار واقعا سورپرایز شدم و لذت بردم.
موسیقی و صدابرداری در بهترین سطح بود به نظرم. دکور تقریبا ساده اما کاملا در خدمت نمایش بود.
شخصا با دکور ارتباط خیلی خوبی برقرار کردم. و از کارگردانی فقط یک کلمه میتونم بگویم. خارق العاده.
برسیم به اصل مطلب و بازیگران. از ستاره پسیانی قبلا چند نمایش دیده بودم که بهترین اونها اتاق ورونیکا بود.
به نظرم این اجرای ستاره پسیانی با اختلاف یکی از بهترین اجراهاش بود. و درخشش هوتن شکیبا از نیمه ی دوم نمایش شروع شد و من رو شگفت زده کرد. در کل بازی ها درخشان بودند.
نهایتا صد در صد تجربه ای لذتبخش برایم رقم زد.
تنها چیزی که از شروع نمایش به شدت توی ذوقم زد استفاده ... دیدن ادامه » از میکروفن بود. اما بعد از دقایقی عادت کردم.
تنها چیزی که بهش عادت نکردم گرمای غیر قابل تحمل سالن شهرزاد بود که واقعا آزار دهنده بود.
دیدن این نمایش به شدت پیشنهاد میشه