آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال اشکان خطیبی | دیوار
S3 : 08:26:36 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نمایشنامه ى "دلکنده" از سام شپارد با ترجمه ى بنده از انتشارات نیلا منتشر شد.
براى سفارش آنلاین به سایت
Nilabook.com
مراجعه کنید.
❤️
براى برگشتن روى صحنه و ادامه دادن زندگى مون بى صبرانه منتظریم
(بازیگران نمایش)
❤️
سخت در انتظار بازگشت به روى صحنه هستیم
(بازیگران نمایش)
❤️
ما تماشاگران هم همینطور
امیدوارم بزودی دوباره همگی سالم و سرحال برگردیم به سالنهای تاتر ...
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
—ایشون فرمودند شکم یه روس هر چیزی رو می تونه هضم کنه! بعد هم از خاطرات چرنوبیل گفتند!!
— خدایا ! دعا می کنم پسرم هیچوقت هوس نکنه بیاد تو‌این حرفه .
— مامان تو منو کشتى! خون من رو دستاته و خدا شاهده تمام عطرهاى عربستان هم نمی تونه این بوى خون رو از دستات بشوره!!
-سعى کنید با رعایت اصول اخلاقى مراقب ش باشید تا آلوده ش نکنید!!!
-چرا نگذاشتید همدیگر رو ببوسن؟
-نمی شه ژنرال.
-یه بوس کوچولو که این حرفا رو نداره!
-یه بوس کوچولو تو روسیه این حرفا رو نداره! این جا خیلی حرف داره!!
به نظرم به خاطر جمله آخرتون که هم شده باید دکمه گزارش رو بزنم :))
۱۹ بهمن ۱۳۹۸
ممنون بابت روحیه پذیرای نقد
امیدوارم دفعات بعد متن ها با کیفیت تر باشن
که گزینش‌ها بهتر باشه
موفق باشید :)
۱۹ بهمن ۱۳۹۸
در جامعه اونا فکر کردن جرمه همه ما متفکریم! فکر می کنیم که فکر می کنیم
۲۲ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
-ببخشید؟ می شه رو سنگ قبرم بنویسید :
“هستی ؛ بازیگری که برای نقشش جان داد؟!”
-هربار ازش نقش خواستم یه چرتی تحویل م داد! شب اول ...هیچی! شب دوم...هیچی!! شب سوم...الان شب دهمه ، منم زدم به سیم آخر!!!
-همه ی نمایش های ایرانی تو مطب روانکاوی می گذره؟
-نه!وقت همه ی اعضای این گروه تو مطب روانکاوی می گذره!
این نمایش رو از دست ندید
به عنوان یه مخاطب نفرین زده فقط خواستم بگم
فارغ از خوب یا بد بودن این کار
فارغ از ، از دست دادن یا ندادن این کار
راستش برای چند دقیقه، غیر ارادی زل زده بودم به پوستر و چهره ی ادم های داخلش
و اون لبخندی که بازم فارغ از تصنعی بودن یا نبودن، ثمره ی انجام یه کار گروهی هست که ادم های اون پوستر عاشقش هستن
بهش علاقه دارن ... دیدن ادامه ›› و براش هر کاری میکنن و حالا یه نفر پیدا شده که وسطشون ایستاده داره بهشون کمک میکنه تو این مسیر برن جلو، بجنگن و بدرخشن
از طرف من لطفا به همه شون و خودتون بگین که

دمتون گرم :)
۰۸ بهمن ۱۳۹۸
من به شما و حضور شما در تاتر افتخار میکنم، جایگاهتون پایدار
۰۵ اسفند ۱۳۹۸
آقای خطیبی مثل همیشه درجه یک بودید ولی ای کاش این علی محمدی در واقعیت هم میمرد و تو قاب میبود. که این همه دهن ما رفیقاش رو سرویس نکنه
ولی در کل همگی عالی بودین و هستین به خصوص آقای محمدی
انشاءالله شاهد موفقیت های روز افزون شما و هنرجویان عزیزتون باشیم
۰۷ اسفند ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام
خوشحالم که بلیت فروشى اجراى نسخه ى دوم این نمایش در سایت تیواله
ما نیز خوشحالیم رفیق جان
۱۲ بهمن ۱۳۹۸
سلام جناب خطیبی
این ترجیح شما نشانه دغدغه مندی برای تئاتر و مخاطبینش هست، مانا باشید
۱۴ بهمن ۱۳۹۸
خوشحالم که هستید و اینگونه هستید آقای خطیبی :)
۱۴ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام
دلتنگ نفس مخاطبان نفرین زده!!!
به زودى با نمایش جدید خدمت می رسیم
خدمت از ماست :)))
۰۸ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام به مخاطبان نمایش پستچی پابلو نرودا
اول تشکر می کنم از استقبال تون در طول ۳۴ اجرا
دوم امشب نمایش ما به پایان می رسه.
سوم هیچوقت نفهمیدم اون اعضایی که گزینه ی می خواهم ببینم رو فشار دادند دقیقا کی می خواهند ببینند :) همین الان در این صفحه ۱۵۹ نفر می خواهند ببینند:)))
و اما...
این بخش از یادداشتم خطاب به اعضای همیشه شاکی تیوال از رفتار تماشاگران غیر حرفه ای یا بی ادب است:
دیشب در صحنه ی پایانی نمایش و لحظه ی مرگ پابلو نرودا ، تماشاگری مزه پراند که :”من یقرا فاتحه مع الصلوات”
و همراهان ش هم به این خوشمزگی خندیدند. مخاطبان دیگر تایید کردند که در طول اجرا از رفتار این گروه به ستوه امده بودند.هر چند در پایان اجرا علیرغم میل باطنی ... دیدن ادامه ›› م تذکری سخت و خشن دادم اما خواستم به اطلاع برسانم که پروژه ی تماشاگر بی ادب ، بی فرهنگ ، تماشاگرنما یا هر اسمی که براش بذاریم وارد فاز جدیدی شده. فازی که دیگه تنها به چک کردن گوشی و حرف زدن و شلیک خنده های بی معنی و تخمه شکستن و ساندویچ ژامبون و چیپس خوردن بسنده نمی کنه و به سیاق جنگ های شادی آور به اجرا کنندگان هم تکه می اندازه. اجرا کنندگانی که تیاتر رو بر زندگی ارجح دونستند و تقدسش رو به نان به نرخ روز ترجیح دادند.
تماشاگری که نمی دونه دقیقا در کجا و برای چه حضور پیدا کرده.
با عرض ادب و احترام خدمت تک تک تماشاگران مون باید بگم :
«هرکس بلیت خرید تماشاگر تیاتر به حساب نمی آد!»
سرتون سلامت
ماریو خیمنز/ ا.خ
الان ما و شما دیگه دقیقا تو یک جبهه ایم جناب خطیبی و چقدر دردناکه که دیگه هیچ چیز جایگاه خودشو داره و ارزشهای فرهنگی همگی بی ارزش شدن:(
واقعا به کجا داریم میریم؟
۰۶ شهریور ۱۳۹۸
در ادامه متن زیبای آقا محمد جواد . :شاید تصمیم دیگری گرفت ...
خدا از همون اول تصمیم درستی گرفت .به همه ما اجازه حیات داد که به هم محبت کنیم از همدیگه درس بگیرم زندگی کنیم و زندگی کنیم. و مهم تر از همه حال همو خوب کنیم .
خدا تصممیش این بود اما این وسط ما طور دیگه ای عمل کردیم .
کسایی هستن که نه برای خودشون که برای مایی که تو این آشوب جامعه یه ساعت نیاز به حال خوب داریم بدون هیچ دریغی و هیچ چشم داشتی از جانشون بر صحنه مایه میذارن تا قدری ما رو از دنیای پر از خشم و بی رحمی بیرون بیارن ولی به قول آقای خطیبی همون تماشاگر نماها فقط برای یه لحظه ... دیدن ادامه ›› خندیدن حاضرن دلشونو بشکونن و خستگی رو به تنشون بذارن با اینکه میتونن فقط یا یه کار که اونم هیچ کاری نکردن و سکوته بهشون احترام بذارن :(((
.میدونم تیوال جای حرفای خوبه و با هم لذت بردن از این هنر بینظیر اما آقای خطیبی من خبر بدتری دارم این پروژه بی فرهنگی از تئاتر گذشته حالا به سطح شهرمون و جامعمون رسیده .حالا دیکه خیلیا هستن که دلیل اصلی بودنشون تو این دنیا رو یادشون رفته به راحتی آرامش رو از همدیگه میگیرن و تنها بهانشون برای این همه بی فرهنگی ، بی رحمی و....اینه که حالا مگه کی با این کار دردش میگیره .بیخیال بابا دنیا دوروزه تا میتونی باید حالشو ببری یا اینکه حالا اگه من این کارو نکنم مگه کس دیگه ای نیست بدترشو بکنه!!!!!!!؟
بله حتی حاضر نیستن بهشون تذکر بدی و بشنون . تا میبینن داری حرف درست رو میزنی سریع شروع میکنن به داد و هوار کردن که یعنی هرکی داد میزنه حق باهاشه...
فقط یه مثال ساده میزنم و بعد این همه پرحرفی رو تمومش میکنم ..
توی این شهر هزارها آدم هستن که ساعت چهار صبح شایدم زودتر دارن جای دست از این دسته آدما رو پاک میکنن تا ما فرداش که رفتیم توی خیابون آسایش داشته باشیم و از تمیزی شهرمون لذت ببریم اما در طول روز ده ها برابر اون هزاران نفر زحمتکش ، دوباره زباله هاشونو توی خیابون ول میکنن و دوباره شب .. و ... این داستان هر روز ادامه داره . حالا من و دوستان با یکی از این انسان نماها روبرو شدیم و نمیدونم کار درستی کردیم یا نه ولی تذکر دادیم و فقط با احترام خواهش کردیم که لطفا پوست تخمه هاتونو نریزین تو خیابون(یه همچین جمله ای ) و اونا فقط شروع کردند به خندیدن و بعد شیشه پشت رو هم پایین دادن و این بار کسایی هم که پشت نشسته بودنم ادامه دادن . بعلهههههه .اونقدر ناامید شدم و حالم بد بود از اون اتفاق که از اون به بعد میترسم که به کسی چیزی بگم و کار از خنده بگذره و بد تر هم بشه .
دلیلم از این همه پرحرفی شاید حتی بی ربط به موضوع مطرح شده این بود که ..
آقای خطیبی خودتونو اذیت نکنین با تذکر دادن و عصبی کردن خودتون اونها نه تنها قبول نمیکنن که بدتر میکنن..
این آدما کم نیستن در سالن های سینما پایشان را به صندلی میکوبند در تئاتر مزه میپرانند در شهر ......... همدیگر را می آزارند و ذره ای نمیترسند از خدایی که مخلوق هایش را دوست دارد و ..این قصه سر دراز دارد .
عذر منو بخاطر این دل پر بپذرین و ببخشید منو بابت طولانی شدن متن

۱۰ شهریور ۱۳۹۸
جمله ی آخرتون عالی بود جناب خطیبی !
۱۳ شهریور ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام
در خصوص تقاضای مخاطبان مبنی بر تدارک اجرایی زودهنگام (در عصر) و اختصاص نوبت تخفیف داری دیگر ، هماهنگی های مورد نظر با تهیه کننده ی نمایش صورت گرفته و به زودی اطلاعات کامل تر را به عرض خواهم رساند
❤️
مثل همیشه ممنون از شما
پس قطعا حماسه ای دیگر رو کلید خواهیم زد
۰۵ مرداد ۱۳۹۸
ممنون از توجه و پیگیری شما و گروه محترم
۰۹ مرداد ۱۳۹۸
لطف کنید ساعت مناسبی بزارید اگه بتونید ۱۷ برگزار کنید سانس ویژه در اخر هفته ها خیلی خوب میشه
۱۰ مرداد ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
و اگر دیدی به ناگاه
خون من بر سنگفرش خیابان جاری ست
بخند ، زیرا خنده ی تو
برای دستان من
شمشیری ست آخته.
(پابلو نرودا/ترجمه ی احمد پوری)
آقااااااا
کی خدمت برسیم برای زیارت ؟
بغل تیر رو دادین ، بغل مرداد مونده :))
۰۲ مرداد ۱۳۹۸
به امید دیدار ♡♡♡
با یه دنیا آرزوهای خوب ...
۰۲ مرداد ۱۳۹۸
به امید اجراهای بهتر.....
۲۰ مرداد ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش «پستچی پابلو نرودا»
در سال ۱۳۸۶ نمایش پستچی نرودا به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی از بین ۳۰۰ نمایش کاندید بهترین اجرا در شهر کلن، آلمان شناخته شد.
«قطعهای شاعرانه و سیاسی – ۱۱ سپتامبری دیگر در تاریخ، زیباترین روایت عاشقانه جهان.» به نقل از «ماهنامه آلمانی تئاتر زبرینگ ارگ»
«اثری در ستایش پابلو نرودا و خلق شیلی که در شرایط دشوار نیز شادی را وسیله سپریکردن زندگی میدانستند. نمایشی درباره دوستی و عشق، شعر و لذت، آزادی و سیاست.» به نقل از «ماهنامه آلمانی تئاتر زبرینگ ارگ»
«کوشک جلالی با این کار نشان داد که نه تنها یک نمایش سیاسی با ادبیات شاعرانه در تضاد نیست، بلکه ایندو در بسیاری از موارد مکمل یکدیگر نیز هستند. نمایشی در مورد دوستی و عشق، شعر، آزادی و سیاست. به راستی که زیباترین قصه عشقی جهان.» به نقل از «ماهنامه آلمانی اشتاتلر روو»
«فیلمی که میشائیل ردفورد1 بر اساس رمان صبر آهنین یا پستچی نرودا ساخت، ۱۴ جایزه بین المللی را از آن خود کرد. اینبار علیرضا کوشک جلالی این رمان را به صحنه تئاتر کشیده است. چهره مردمی و رابطه انسانی پابلو نرودا در این جا نیز به شکلی کاملا شاعرانه تصویر شده است.» »ماهنامه آلمانی ... دیدن ادامه ›› چیسز شهر کلن»
«در نیمه راه زندگی خواهم بود من همیشه دوشا دوش دوست رو در روی دشمن با نام تو بر لب و بوسهای که هرگز از لبان تو جدا نشد.» پابلو نرودا
در این نمایش ما شاهد تاثیر عمیق نرودا بر تودهها هستیم. او آموزگار عشق است ماریو پستچی در اثر ارتباط با شاعر بزرگ به رمز و راز عشق پی میبرد و مانند یک بیمار مسری عشق را در سراسر شیلی شایع میکند، نسلی را عاشق میکند، عاشقانی که پس از کودتای 1٩٧٣ ناجوانمردانه قلع و قمع شدند. پابلو نرودا درست 1٢ روز پس از مرگ دوستش سالوادور آلنده دق مرگ
شد.
(این یادداشت رو به نقل از آقای کوشک جلالی نشر دادم.)
آرزوی موفقیت :)
۳۰ تیر ۱۳۹۸
سلام
ما (من و دوستانم) امیدواریم سانسهایی هم در ساعتهای عصر برای علاقه مندانی که نمیتونن ساعت 21 بیان، در نظر گرفته بشه.

با تشکر
۰۴ مرداد ۱۳۹۸
بسیار مشتاقیم ببینیم چه کردید به امید بهترینها برای این گروه خوب و بخصوص شما ❤️
۰۴ مرداد ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام به همه گی.
چهارشنبه ی این هفته اجرای ما به ایستگاه پایانی می رسه.خوشحالم که این اجرا آغازگر نوع دیگری از تعامل بین نمایشگر و تماشاگر بود.
به اصرار من بلیت نمایش جدید آقای کوشک جلالی هم در همین سایت ارائه خواهد شد.
پستچی پابلو نرودا بازتولید اجرایی با همین نام است که بیست سال پیش به روی صحنه رفت و بسیار مورد توجه قرار گرفت.
منتظرتونیم
ارادتمند شما
سرپرست قحطی زده گان
اشکان خطیبی
۲۴ تیر
بیصبرانه منتظر دیدار مجددیم.
مرضیه
با احترام فائقه
۲۴ تیر ۱۳۹۸
بزودی غزل جان :)
۰۳ مرداد ۱۳۹۸
مرسی مریم جون مهربون❤️
۰۳ مرداد ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بخشی از توضیح صحنه ی نمایش نامه ی غرب حقیقی سم شپارد:
تمام ورود و خروج ها از سمت چپ صحنه انجام خواهد شد.هیچ دری وجود ندارد.
طراحی صحنه باید واقع گرایانه و بدون هیچ تلاشی برای تغییر در ابعاد ، اشکال ، اشیا و رنگ ها باشد.
-اگر بخواهیم مفهومی سبک گرایانه را به طراحی اثر سنجاق کنیم فقط و فقط چرخش تدریجی موقعیت شخصیت ها که مهمترین تمرکز نمایش بر آن است را مخدوش کرده ایم.همچنین لباس ها هم باید دقیقا نماد چگونگی شخصیت ها باشند ...
(و بعد به تفضیل صحنه و لباس ها و حتی رنگ سبز موکت کف آلاچیق را هم تشریح کرده.گمانم صحیح ترین راه اجرای شپارد وفادارا بودن به متن است.حساسیت او در جزییات و تاثیر آن بر روند نمایشنامه و شخصیت ها بسیار بالاست.)
با سلام جناب خطبیی گرامی در مصاحبه رسانه ای به نکته ای راجب طراحی دکور که چرا مجبور به ساخت دمور بصورت پرتال شدید ابتده بله این متاسفانه اشکال از تماشاخانه ها است واقعا هم دو اجرای بودن باعث زحمت افتادن گروهای شده است بعد متاسفانه گاهی بعضی از تماشاخانه ها وافعا سه اجرا وچه ساعتی جالب ساعت اجزای اول ساعت 7.30وبعد بدتر اخری اخر ساعت 10.30شب نمی دانم این گروها برایشان مسائل مالی گروه حتما اهمیتی نداره وپزنه با انکه دکور مختصری هم دارند ویک ساعت است تایم شان. وفقط 30%ظزفیت اجرا نمی رفتند ضمن تشکر بعد طراحی دکو, خوبتان وهم رعایت ساعت مناسب. اجرا تان پوزش اگر کمی پر حزفی کردم.
۱۳ تیر ۱۳۹۸
اشکان خطیبی نشان میدهد که راه برای همه باز است.مترجم ،کارگردان و بازیگر....الگویی است برای علاقمندان به این رشته.یعنی تئاتر.اشکان خطیبی توانسته نمایشنامه ی نفرین قحطی زدگان را طبق حوصله تماشاگران هوشمندانه مقداری کوتاه کند و به اجرا در آورد. بازی بازیگران خصوصا هامون سیدی در نقش وستون کاملا مخاطب را به وجد می آورد.با نقش آفرینی اش رنگ و جلایی متفاوت به نمایش میدهد.بازیگر نقش وسلی هم کاملا خوب و حیرت انگیز از پس نقشش برآمده.خصوصا پرده آخر.کرخت بودن را خوب به حس مخاطب تزریق میکند.آقای خطیبی از شما هم به دلیل ترجمه ی این اثر و کارگردانی تشکر میکنم.کار بی نظیری است.مخاطبان تیوال امیدوارم این اثر را تماشا کنید.
۱۵ تیر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید