تیوال آیدا طاهرزاده | دیوار
S3 : 12:58:14
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
آیدا طاهرزاده
درباره نمایش فرایند i
احسنت به خودم که این کارو تماشا کردم..با ذهنی آشفته به تماشای |فرایند| نشستم .. اما انقدر غرق شدم توش که همه مشغله ذهنیم و فراموش کردم...
فقط من بودم و آقای کا..

بنظرم کوچکترین ایرادی به این کار وارد نیست..
طراحی صحنه و ایده ی اون در متحرک،عالی بود...
در همه صحنه ها فقط آقای کا با در حرکت میکرد و در صحنه آخر خانواده با در ....


خب ، علی سرابی همیشه عالیه..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آیدا طاهرزاده
درباره فیلم امیر i
اگر بخواهیم بگوییم «امیر» ریتم کندی دارد، خطا رفته‌ایم.
«امیر» اساساً ریتمی ندارد و قصه فقط وصله پیله، سیگار کشیدن‌های شخصیت اصلی و سروکله زدن‌هایش با خانواده و سکوت بی‌معنا و اعصاب‌خردکنش است.
امیر به‌مانند فیلمش، خنثی است و فقط روی پرده پرسه میزند و به بیننده کدها و پیام‌های تصویری اشتباهی می‌دهد که انگار قرار است اتفاق مهمی روی دهد اما نه اتفاقی روی می‌دهد و نه اصلاً اتفاقی در میان بوده است که بیننده انتظارش را بکشد.
در «امیر» نه باشخصیت پردازی خاصی روبرو هستیم و نه پیش‌زمینه‌ای از قصه آدم‌هایی که روی پرده می‌بینیم، می‌دانیم.
درنهایت اگر بخواهم را جمع‌بندی کنم، باید بگویم با فیلم‌سازی طرف هستیم که پتانسیل بالایی برای خلاقیت و آفرینش هنری دارد اما فعلاً زیادی مدهوش خودش و توانایی‌هایش است که اولین ساخته‌اش، متوسط است، نه ... دیدن ادامه » متوسط رو به بالا و نه متوسط رو به پایین، فقط متوسط.

#از بلاگ نماوا
چقدر این فیلم بد و کسالت بار بود و فقط ما در این فیلم فهمیدیم جناب کیمرام چقدر خوب سیگار میکشند!
۱۶ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موضوع فیلم خیلی جدید و خوبه..
اما فضا سازی ضعیفه...
اکثر دعواهای زن و شوهری حالت تصنعی و کلیشه داره...
البته با این حال فیلم از ریتم نمیافته و شما نگاهتون به ساعت نمیره..در هر حال از فیلمهای قبل کارگردان چد پله بالاتره.
چقدر این فیلم همه چیش به جاست
۱۶ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از دوستان نوشته بود اگه پول ندارید،قرض کنید،اگر کار دارید بذارید برای فردا ...اما....برید و اینکارو ببینید.

این کار از اون تیاترهایی شد که تو ذهنم باقی میمونه.

ایمان صیاد برهانی مثل 3تیاتری که ازش تاحالا دیدم "درخشید"
و میر سعید مولویان ..... واو....بی نظیر...متاسفانه من نتونستم صفحه ایشون و توی اینستاگرام پیدا کنم:(

کوچکترین ایرادی به نمایش وارد نیست.
کمدی که بدون کوچکترین کلیشه و لوس بازی تورو بخندونه،شریفه
کمدی که تورو به فکر فرو ببره،شریفه


دوشینکف: بابام همیشه میگفت...
کلاشینکف:تو که گفتی بابات وقتی بچه بودی مرد....
دوشینکف:از اول که نمرده بود ..زنده بود،حرف میزد..لال که نبود...:))
**
کره بز ....... ننویس این یه فحش نیست فقط اسم یه حیوونه!!!
الاغ .........
"کلاه آهنی‌ها به صحنه باز می‌گردند"
سلام:
بی‌شک شما دوست فرهیخته آگاهید که در روزگار مدرن امروز، هیچ محصول و اندیشه‌ای بدون پشتوانه‌ی مردمی، نمی‌تواند به بقای خود ادامه دهد. تئاتر نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ برای مخاطبش آفریده می‌شود و تئاتر ... دیدن ادامه » بی‌مخاطب هرگز وجود نداشته است. به عبارت دیگر، تماشاگر تئاتر فقط مصرف کننده نیست؛ بى تردید یکى از ارکان اصلى آن است.
گروه نمایش "برای کلاه آهنی‌ها" به خود می‌بالد که موفق شده در اجراهای پیشین نمایش خود، بهترین، مهربان‌ترین و دلسوز‌ترین تماشاگران را پذیرا باشد. باور این مهم را، شما و دیگر عزیزان دوستدار تئاتر با یادداشت‌های پرمهر و حمایت‌های بی‌دریغ‌تان به ما ارزانی داشته‌اید.
حال، ما سرخوش و دل‌گرم به حضور شما و دوستان‌تان، دوباره از روز ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ (برای آخرین بار) و فقط به مدت ۱۵ شب به صحنه بازخواهیم گشت، تا دیگربار لذت وصف‌ناپذیر هم‌نفسی با تماشاگران‌مان را تکرار کنیم.
به امید آن‌که بار دیگر ما را لایق حمایت مهربانانه‌ی خود بدانید.
کوچک شما
پژمان عبدی
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
9.5 از 10 ____وحید جلیلوند |بدون تاریخ،بدون امضا| را چـــــــــند پله بهتر از |چهارشنبه 19 اردیبهشت| میسازد____

بدون تاریخ بدون امضا داستانی جدید و نو و گفته نشده در سینمای ایران دارد،که علی رغم صحنه های کشدار و ریتم کند فیلم اما حس کنجکاوی بیننده را برمی انگیزد و او را با فیلم همراه میکند...
در هر حال شما در حین تماشای فیلم ساعت را نگاه نمی کنید و با گوشی خود بازی نمیکنید...:)

نوید محمد زاده متفاوت تر از ابد و یک روز و خشم هیاهو و دیابولیک خدای کشتار ... عصبانی میشود...دیگر رگ گردنش برجسته نمیشود.. بازی نوید بسیار کنترل شده است
مسائل جنایی،پلیسی،پزشکی قانونی فیلم حساب شده و بدون ضعف و گاف است..

در هر حال بیننده این فیلم را دوست خواهد داشت...شاید کسی بیشتر و دیگری کمتر...اما دوست خواهد داشت..
شب گذشته به پیشنهاد دوستان تیوالی |بازی یالتا| را دیدم..کار دلنشینی بود..

بعد از مدتها نمایشی عاشقانه دیدم ، عاشقانه ای که برای همه ی ما ملموسه.. بعضی وقتها انقدر عاشقیم که همه ی مواقعیتهای زندگیمون مثل خانوادمون،کارمون،تحصیلمون میشه |خواب و رویا| و زندگی با عشق خیالیمون تبدیل به تنها واقعیت زندگیمون میشه..باهاش عششششق میکنیم،زندگی میکنیم....

همیشه بر این باور بودم تیاترهای بی ادعا و ساده کارهای خوبی از آب درمیان و دیشب هم دوباره به این حرفم ایمان آوردم.

بازی یالتا نمایشنامه منسجمی داره،طراحی صحنه ساده ست اما به تماشاگر اجازه می‌دهد که باقی ماجرا را با تخیل خودش بسازد. کافی است نمایشنامه به شما بگوید این‌جا آبشار است و شما آبشار را تصور می‌کنید.
وحید رهبانی فوق العاده،بدون توپوق و خطا....

به هرحال اگه میخواید 1کار ساده بدون بازیگرهای معروف ... دیدن ادامه » و دور از هیاهو ببینید این کار پیشنهاد میشه...
بعد از مدتها و قیمتهای نجومی تیاتر بلخره دل به دریا زدم و این کارو دیدم.

موسیقی این کار شمارو جادو میکنه،تلفیق موسیقی کلیسایی و مذهبی با نی انبان به تنهایی باعث میشه شما این کارو دوست داشته باشی ولو اینکه بهرام افشاری با بارونی مشکی بلند و کلاهی که صورتشو پوشانده تورو یاد فیلمهای قدیمی آمریکایی بندازه، نوید اما روی صحنه دلبری کنه و یاد محسن ابد و یک روز بیافتی و با خودت بگی واقعا نوید هر جا باشه |خوبه| حتی اینجا، با موهای قهوه ای روشن با قمه ... گاهاً موسیقی کار باعث میشه تصور کنی بالای سالن سمندریان ریل قطار بوده و تو بی خبر بودی ....

اصغر پیران در نقش کشیش بهترین بازی این کارو داشت.

درکل دیدنش پیشنهاد میشه.:)
وقتی متن استاد محمد چرمشیر توسط جناب آتیلا پسیانی به صحنه میره . مطمئنا یکی از بهترین کارها میشه
سپاس از پیشنهادتون
۰۲ دی ۱۳۹۵
آقای کیان@ ردیفهای بالای باکس وسط مناسب هستند،بنظر من تا جایی که میتوانید صندلی انتخاب کنید که وسط باشد .
۰۴ دی ۱۳۹۵
متشکرم بانو
۰۵ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آیدا طاهرزاده
درباره نمایش فردا i
از تئا‌تر ابزورد نباید پرسید درباره چیست؟ و چه خواهد شد؟ تئا‌تر ابزورد به تماشاگر، تجربه بیهودگی را نشان می‌ دهد
.
بی شک همه ی ما تو زندگی "شماره چهار" ی داریم که میهراسیم از به یاد آوردنش،که فرار میکنیم از روبرو شدن با آن
بی شک همه ی ما بارها به یک دارو برای فراموشی فکر کرده ایم...فراموشی مطلق یا نسبی....
""فراموشی""گاهی مرض نیست بلکه ""علاج"" درد است.

فـــــردا بی نظیر بود ... میخکوبم کرد...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من شدیداً جلوی خودمو گرفتم که حین اجرا نرم رو سن و ایلیا رو بغل نکنم .
.
تیاتر دوست داشتنی ای بود، ازونا که همیشه تو یاد آدم میمونه.
سپاس از حضورتون
۲۲ خرداد ۱۳۹۵
بازی ایلیا نصرالهی روان ، دلچشب و دوست داشتنی بود و نقطه قوت و ارتباط دهنده تمام شخصیتها بود
۲۳ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آیدا طاهرزاده
درباره نمایش بوقلمون i
تمامی جوایزی که از سوی جشنواره سال گذشته نصیب این کار شده حلالشون باشه....
"بوقلمون" عالــــی بود!
مه لقا باقری ، خوش درخشید.
موسیقی این کار و تسلط بازیگران،قابل تقدیره.
.
فقط کاش 1 گلریزونی کنیم و برای سالن "چهارسو" یک دستگاه فن بخریم،سالن چهارسو به معنای واقی توهین به شعور مخاطب تیاتر میکنه،در مورد صندلی هاش که اصلا صحبت نمیکنم،اما معمول ترین نیاز یک انسان
"اکسیژن" ه که خداروشکر این 1 قلمم در این سالن به سختی پیدا میشه.
آیدا طاهرزاده
درباره نمایش بیضایی i
شـــــاهکار (به توان 1000)
از خانه.وا.ده به بعد حسی که دیشب داشتم و تجربه نکرده بودم.......
قطعا فقط مساوات میتونه حال تیاتری منو خوب کنه...

خسته نباشید به همه بازیگرا برای تمرین سختی که داشتن،برای حفظ مونولوگ های سخت،حفظ میزانسن ها ...با توجه به شب اول اجرا، حتی 1 توپوق هم نزدن....

#شدیداً توصیه میشود#
آیدا جان
مشکل شنیدن صدا نداشتید؟
۲۲ مهر ۱۳۹۴
اجرای جشنواره 90 دقیقه بود .
۲۳ مهر ۱۳۹۴
با سپاس :)
۲۳ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در طول مدت نمایش مدام از خودم میپرسید
«اگر خود من در چنان شرایطی قرار می‌گرفتم چقدر واکنشم متفاوت با این قربانیان محکوم به اعدام می‌بود؟»
صحنه با شیشه‌های تمام‌قد قاب‌دار است واستفاده درست از شفافیت و بازتابندگی این شیشه‌ها در نور کم صحنه، تصویری وهم‌آلود و برزخی (دقیقا به همان معنای توقف در منزلگاه بلاتکلیفی) از شخصیت‌های قصه به دست می‌دهد.
و اشاره به دو شخصیت نهادینه در وجود هر زن فرشته‌وارگی‌/ابلیس‌وارگی ...
.
بایـــــد دیـــــد.
صـــابــر ابــر ی متفاوت !
.
عطا(صابر ابر): آقا من 4ساله دندونپزشکی نرفتم،انقدر آب نمک کردم،شدم بلال !
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

« بـــیزارم از نـــهان شدن، کـــاری که گــور با مــن میــکند»

.
یک تیاتر بی نظـــیر ، فوق الــعاده
به صحنه بردن متن بیضایی جرات میخواد.
آیدا طاهرزاده
درباره نمایش شنیدن i
دیــدن،شــنـــیدن،حالا هـــرچـــــی
.
شنیدن از اون دسته تیاترهایی هست که زمان میبره بفهمی "دوستش داشتی یا نداشتی"
گنگی و مبهمی بیش از حد کار و نمیپسندم
ترجیح میدادم با فلش بک هایی که زده میشه گره ها باز بشه،اما بازهم مبهم گونه گره گشایی شد.
.
رنگ کتونی سمانه با رنگ کفش پاشنه بلند او بعد از سالها یکی بود
.
بازی الهام کردا خیلی معمولی بود و نقش ایشون خیلی جای مانور نداشت و در بعضی قسمتها لحن مهین صدری و دوست نداشتم. همچنین موزیک پایان و تم مذبی آخرش خورد تو ذوقم.
شنیدن از اون دسته تیاترهایی هست که زمان میبره بفهمی "دوستش داشتی یا نداشتی"

من هم همین حس رو داشتم ولی با گذر زمان فهمیدم که دوست داشته ام کار را.
۱۹ مرداد ۱۳۹۴
من که دوست نداشتم

چه در این زمان

چه در زمان های بعد
۲۲ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مگه میمون بودن عیبه؟ شما فقط 2 تا کروموزوم بیشتر از من دارید.
.
آهان 5شنبه ها فریزه.
.
و بالاخره " سه جلسه تراپی " از فهرست خواسته های من بیرون اومد.
پرده سوم و دوست نداشتم،
وارد شدن تراپیست توی جریان خوب نبود،اگر هم قرار بود وارد بشه،باید بیشتر بهش پرداخته می شد،
اتمام نمایش با چند مونولوگ از تراپیست و گلهای صورتی و موزیک خوب نبود.
اما
گره خوردن داستان پرده اول و دوم ،خلاقانه بود.
.
الهام کردا 3>
فیلمی بدون موسیقی
موسیقی متن ، موسیقی تیتراژ اول و آخر.
آخرین فیلمی که یادمه موسیقی نداشت فیلم روز روشن حسین شهابی بود
۲۷ خرداد ۱۳۹۴
چه با موسیقی و چه بدون موسیقی فیلم خوبی نبود
۲۷ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آیدا طاهرزاده
درباره نمایشنامه‌خوانی دیروز، امروز، فردا i
قبل از هرچیز خسته نباشید میگم به دوستان عزیزم،و اینکه چقدر قشنگ و لذت بخشه که به پاس هنر دوستانت تمام قد بایستی و کف بزنی.

1- چه ایده خوبی بود که جمله ای که خانم عظیمی به ترکی گفتند،توسط آسو یونسی به اون شکل ترجمه شد،تنها شعار کار همان جمله بود که شاید باید میدیدیم تا بیشتر در خاطرمان بماند.

2-"چرم شیر,پر کاه" را متاسفانه ندیدم،بدون هیچ مقایسه ای میتونم بگم شاهین نصیری بی نقص اجرا کرد و تسلط عالی داشت و مثل نوشته هایش بیان روان وساده ای داشت.

3-تبریک به آریو راقب کیانی برای زحمات چندین ماهش و ساختن 50دقیقه خوب برای ما.



و چیزی هم که من میتونم در رابطه با شاهین جان نصیری بگم اینه که : رابرت دنیرویی اجرا میکرد ! :)) و سرشار از احساس :)

۱۷ خرداد ۱۳۹۴
در مورد شاهین من هم باید بگم از انرژی و احساس خارق العاده اش به شخصه حیرت کردم.. تاتر چنین نیروی عشقی می طلبد
البته فراموش نکنیم باید سابقه ی چند دهه ای رابرت را داشته باشید تا بتوانی سدی محکم ایجاد کنی در برابر این سونامی احساس ناب و بی شائبه و بسیار ... دیدن ادامه » قدرتمند درونی روی صحنه !
۱۷ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید