تیوال آذین حجازی | دیوار
S2 : 03:42:45
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
گفتنی ها را تک تک دوستان درباره زیبایی این نمایش و یک اجرای بی نقص و روان و بازی بسیار خوب آقایان میرسعید مولویان و ایمان صیادبرهانی در تک تک نوشته های پای برگه این نمایش کفته اند و من هم به نوبه خودم بسیار لذت بردم از این نمایش ، دست مریزاد، یک شب به یادماندنی با یک نمایش بسیار عالی،
اما
روی سخنم با سایت تیوال و مسئولین سودجو و طماع مجموعه پردیس تاتر شهرزاد است
اول اینکه در بلیط اینترنتی بنده به شماره 770163 مورخ نهم آذرماه 96 ساعت اجرا 20:30 ذکر شده بود و متاسفانه بعد از اینکه با هزار بدبختی راس ساعت 8:25 شب خودم را به سالن رساندم متوجه شدم ساعت اجرا به 20:45 تغییر یافته که آنهم با 20 دقیقه تاخیر شروع شد بدون هیچگونه پوزش و عذرخواهی از مثلا مسئولان داخل سالن ،
جالب اینکه خبری از اطلاع رسانی توسط سایت تیوال بابت تغییر ساعت اجرا به بنده صورت نگرفته بود که ... دیدن ادامه » جای تاسف دارد برای مجموعه ای که ادعایش رضایت کاربران و اعضایش است ولی در همین مدت کوتاه شخصا به بنده ثابت شده که رضایت در دید آن نهاد اولویت بندی دارد ، اول مسئولان سالن اجرا ، بعد کارگردان اجرا ، سپس بازیگران اجرا ، در جایگاه بعدی عوامل اجرا ، در پی آن شرکت اسنپ و و و ، ، شخصا جایگاهی برای خودم به عنوان کاربر و " مشتری " این مجموعه پیدا نکردم .
امیدوارم روزی برسد که شاهد این باشیم که اگر امثال من که مشتریهای ثابت تیوال هستیم در رده نخست احترامشان نباشیم ، دیر یا زود قید این چند هزار تومن تخفیف را هم میزنیم و بیخیال کاربری ویژه بودن هم خواهیم شد و ترجیح میدهیم جایی خرید کنیم و پول بی زبان خود را خرج کنیم که حداقل احترام را در عمل ببینیم .
پردیس تاتر شهرزاد ...
وقتی نگاه مدیریت نصبت به تماشاگران و کسانی که هزینه های تقریبا بالایی را می پردازند تا ساعتی را از یک اجرا و دیدن یک نمایش لذت ببرند از بالا باشد و فقط به فکر جیب ته ندار خود بوده و طماعی و سودجویی سرلوحه کارشان باشد نباید انتظاری از اون چند نفری که مثلا مسئول سالن هستند داشت ، صحنه هایی که در سالنهای پردیس تاتر شهرزاد آدم میبینه در هیچ سالن دیگری نمیتوان دید ، غصب صندلیهایی که مالکیت آن در اختیار اشخاص دیگری است به بهونه دیر آمدن ، جابجا کردن تماشاچی های آشنا و قراردادنشان بر صندلیهایی که متعلق به دیگران است ، فروش خارج از ظرفیت ، یک عادت بسیار زشتی که هر روز بیشتر از دیروز بی قانون تر میشود تا آنجا که در شب اجرا من که در ردیف دوم بودم عملا جایگاهم به ردیف پنجم تبدیل شد و سه ردیف تماشاچی تا تو دل بازیگران نشسته بودند به گونه ای که بازیگران در پاره ای از اوقات خیلی مراقب بودند با تماشاچیان برخوردی نداشته باشند !!!!
نه پوزشی بابت تاخیر ،نه تذکری برای موبایل ، نه اخطاری برای عکس نگرفتن و فیلمبرداری نکردن ، جوری که چند نفر تا آخر اجرا با آرامش کامل فیلمبرداری کرده یا عکس میگرفتند ، شاید هم آزاد بود ، نمیدانم !!!!؟؟؟
و متاسفانه در این اجرا کم نبودند تماشاچیانی که یادشان رفته بود در سالن تیاتر هستند نه پای تلویزیون خانه خودشان ، حرف حرف حرف ، جواب موبایل میدادند ، نقد میکردند ، غرغر های مکرر
امیدوارم حداقل یک گوش شنوا پیدا شود تا به حقوق من تماشاچی احترام بگذارد .
شاید این خانه از پای بست خراب است ،!!!!!!!!!!!
چه بگویم آذین عزیز که تمام کلامت حرف دل ما است...
کاش گوش شنوایی پیدا شود...
۱۳ آذر ۱۳۹۶
گروه همیاری عزیز ، شما در تک تک موارد از شروع خرید ، تا هر اتفاقی که در حین اجرا چه خوب ، جه بد بیافتد یکی از پاسخگویان هستید و حتی پاسخگوی اصلی شمایید ،
شخصا با اعتماد به شما ، بلیط خریداری کرده ، عضو تیوال + شده ، و به سالنهایی می روم که شما پیشنهاد آنرا ... دیدن ادامه » در سایت خود قرار داده اید ، اینکه بگویید فقط متاسفید ولی هیچگونه مسئولیتی قبول نفرمایید ، این شانه خالی کردن است ، اینکه اینهمه انتقاد از مدیرت یک سالن و حتی مواردی دیگر در سالنهای دیگر که توسط کاربرانتان اعلام میشود را میخوانید اما از آن میگذرید بدون اینکه قدمی برای اصلاح بردارید ،این یعنی شانه خالی کردن ،
چندین مورد دیگر هم بوده که شما به من پاسخ داده اید که متاسفید و " امیدواریم در ادامه بیش از پیش رضایت شما را جلب نماییم. " ولی در حد همین حرف مانده است ،
پیگیریهایی که گفته اید انجام داده و خبر میدهید ولی خبری نیامد
وعده هایی که انجام نداده بودید و گفتید جبران میکنید ، جبرانی نکردید.
حداقل شما گوش شنوای این همه تماشاچی فخیم و مشتریان ثابت خود باشید، پیگیر مسائل و مشکلات ما باشید .
مطمئن باشید اگر به منافعتان مدتی لطمه ای وارد شود بهتر از آنست که روز به روز وجاهتتان را نزد کاربران خود بیشتر از دست بدهید.
شما مسئولید .
۱۴ آذر ۱۳۹۶
به شما اطمینان می‌دهیم هرگز نسبت به این مسایل بی‌تفاوت نیستیم و گام‌هایی برای اصلاح بر می‌داریم هرچند ممکن است نمود آن را به سرعت یا خیلی علتی نبینید.

همچنین لطفا مواردی که منتظر گزارش ما یا گام جبرانی خاصی بوده‌اید بفرمایید تا رسیدگی و ریشه یابی ... دیدن ادامه » شود.
۱۴ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از مدتها دیدن یک نمایش با بازی خوب یکی از بهترین بازیگران عرصه تیاتر واقعا دلنشین بود ، درود بر شما جناب امیرخان جعفری عزیز و درود بر دیگر هنرمندان خوب این نمایش .
کاملا موافقم
۲۳ آبان ۱۳۹۶
متاسفانه موافق نیستم،چون با توجه به همه جوانب انتظار بیشتری میرفت از این تئاتر،ولی اینطور نبود.
این تئاتر با توجه به موضوعی که داشت خیلی بیشتر جای کار داشت،ولی متاسفانه چیز خاصی برای گفتن نداشت...
۲۳ آبان ۱۳۹۶
جناب یکانی عزیز با درود خدمت شما ، بیان من از ابراز رضایت خودم ، بیان یک تماشاچی معمولی فارق از هر نگاه نقادانه و موشکافانه است ، البته از شما و دیگر هنردوستانی که بتوانند مرا یاری دهند تا بیشتر از "همه جوانب کاری" و کمبودهای این نمایش آگاهی یافته ... دیدن ادامه » و از زاویه ای دیگر به این اجرا نگاهی داشته باشم کمال سپاسگذاری را دارم .
۲۵ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آذین حجازی
درباره نمایش فالومی i
در این نمایش بسیار خوش رنگ و خوب، از آغاز ورود تا لحظه خروج با استقبال گرم و مشایعت پر محبت جناب کورش خان سلیمانی قرار گرفتیم ، رفتاری بسیار خوب که بیانگر شخصیت والای این چهره آشنای عرصه هنر است ،
به دنبالم بیا ( فالو می ) به زیبایی تمام به لب پرتگاه رفتن روابط دو زوج را بیان میکند ، و بازیگران به خوبی با ایفای نقش خود این کم شدن شعله عشق و اشتیاق را به نمایش در آوردند ، و چه زیبا بود شروع عاشقی با پر حرفی و ترمیم عشق ورابطه با سکوت ....
استرس ، تیکهای عصبی ، فریادهای ناگهانی مرد داستان دقیقا نکاتی است که در اکثر رابظه ها ترکهای بزرگی را به مرور ایجاد میکند و به زیبایی و خوبی در این نمایش نشان داده شد .
بازیهای روان ، صحنه پردازی خیلی خوب ، نورپردازی به جا ، همه ارکان یک نمایش خوب ، در این نمایش به خوبی و بهترین وجه در جای خود قرار داشت ، سپاس فراوان از ... دیدن ادامه » تک تک بازیگران این نمایش که حس خوب ، همون حسی که بعد از دیدن یک نمایش خوب به تماشاچی دست میدهد را با هنرمندی خوب خودشان در وجودم نهادند .
.1396.06.22
پی نوشت 1 : اجرا با دقایقی تاخیر شروع شد ولی برخلاف دیگر اجرا ها که انگار تاخیر جزو صحنه های درخشان اجرا است قبل از شروع نمایش جناب کورش سلیمانی با متانت فراوان از تاخیر پیش آمده پوزش خواستند و احترامی که تماشاگر لیاقت آنرا دارد را به بهترین وجه ممکن نشان دادند ، درود بر شما جناب کورش خان سلیمانی عزیز .
.
پی نوشت 2 : یکی از مسئولین سالن قبل از شروع اجرا از خانم و آقای مسنی که در ردیف دوم تقریبا در وسط ردیف قرار داشتند درخواست کرد برای راحت بودن به ردیف اول و دو صندلی خالی در انتهای ردیف تشریف ببرند که بلافاصله آقای محترمی که در ردیف اول و جلوی اون بزرگواران نشسته بود از جایشان بلند شده و دوست خود را هم بلند کردند و جایشان را دادند به آن دو تماشاچی و خودشان به جای آنان نشستند ،
در آخر اجرا معلوم شد که آون آقای محترم از گروه اجرا بودند ، جدا از اینکه این جوانمردی به جای خود ارزش فراوانی دارد شخصا به نوبه خودم بابت این رفتار و انسانیت از ایشان سپاسگذارم .
آقاى آذین عزیز، در برابر شما دوست و تماشاگر عزیز و سایر تماشاگران محترمى که با این همه لطف براى دیدن نمایش ما آمدید و چنین ما را به مهر نواختید هیچ ندارم جز اینکه بگویم؛ خدارا و شما را شاکرم ... خوشحالم فضاى تئاتر ما على رغم حواشى کاسبکارانه و غیر هنرى که ... دیدن ادامه » این سالها دامنگیرش شده هنوز از وجود تماشاگران هنرشناس و قدرشناسى چون شما که همچنان در پى "تئاتر" هستید _ و این بزرگترین نعمت براى هنر تئاتر این سامان است _ بهره مند است. گرچه تئاتر کار کردن این روزها خیلى سخت شده و از جهات مختلف خسته مى کند ما را اما کسانى چون شما با این بلندنظرى، دقت نقادانه و محبتى که نسبت به ما مبذول مى کنید خستگى را از تن ما بر مى گیرید. خدا یارى کند جوابگوى این همه لطف با پدیدآوردن نمایش هاى خوب براى شما باشیم، درود بر شما و پاینده باشید بزرگوار ...
۲۳ شهریور ۱۳۹۶
جناب کورش خان عزیز
در روابط اجتماعی قانونی هست که میگوید اولین برخورد بین دونفر مهمترین برخورد است ،شخصا مفتخرم در اولین برخوردم با شما یک انسان بسیار متواضع و با شخصیت با نگاهی گرم و محبت فراوان را دیدم که بی شک هرگز این رفتار و شخصیت را فراموش نخواهم ... دیدن ادامه » کرد
امیدوارم در همه کارهای هنریتان پیروز باشید و علی رقم مشکلات فراوان و بی مهری های زیادی که در این وادی هست مطمئن هستم شما به سلامت قایق خود را به ساحل رسانده و با متانت و درایت و مهری که در وجودتان دارید پیروز میدان خواهید بود ،
از شب گذشته که پر بودم از حس خوب دیدن اجرای تیاتری که شما بزرگوار کارگردان آن بودید با خود عهد بستم اگر چه که دیر به دیدن تیاتر علاقه مند شدم ولی تا زمانی که این علاقه در وجودم هست هرگز هیچکدام از کارهای شما را از دست ندهم .
باز هم از شما و تیمتان بسیار سپاسگذارم که در کنار اجرای یک نمایش خوب و زیبا ، اخلاقیات خوب فراوانی را هم به نمایش گذاشتید ، چیزی که واقعا در این روزها دیدنش لذت بخش است . سپاس فراوان
۲۳ شهریور ۱۳۹۶
با افتخار براى شما و تماشاگران بلندنظر و بزرگوارى چون شما روى صحنه مى مانیم ... ماییم که از شما مى آموزیم، ارادتمندم عزیز ...
۲۳ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آذین حجازی
درباره اشتراک تیوال+ i
گروه همیاری
درود
جز دو اجرا ، هیچ پیامکی جهت بازگشت بعد از اجرا از اسنپ دریافت نمی کنم ، لطفا پیگیری بفرمایید .
معین علیزاده این را خواند
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
درود بر شما
جناب حجازی، این مسئله در حال پیگیری می باشد.
با سپاس
۲۳ شهریور ۱۳۹۶
گروه همیاری عزیز شب گذشته هم پیامک بازگشت از سالن به دستم نرسید
۲۶ شهریور ۱۳۹۶
درود بر شما
برای بررسی بیشتر با شما تماس تلفنی گرفته شد، که در دسترس نبودید، دوباره تماس گرفته خواهد شد.
۲۶ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آذین حجازی
درباره نمایش شک i
با پیش زمینه ای که از دیدن فیلم شک داشتم به دیدن این نمایش رفتم ، بازیها بسیار روان و و بیان دیالوگها خیلی خوب بود ، تقریبا خیلی از صحنه ها کاملا برای من تداعی میشد ، کارگردان محترم بخوبی توانسته بود در انتقال حس شک به تماشاچی عمل کند و البته بازیگران خوب این نمایش هم بخوبی نقش خود را بازی کردند ،
شک یه نمایش تاثیر گذار است که بی گمان میتواند برای هرکداممان یک چراغ باشد ، چراغی که ببینیم تا کجا میبرد باد ،پرهای بالش را ، یک روح بدذات تا چه اندازه میتواند آزار دهد انسانیت انسانهای اطرافش را.
شب خوب با یک حس خوب پس از اجرا .
سپاس فراوان از کارگردان محترم این نمایش و بازیگران خوب این اجرا بابت رقم زدن یک خاطره خوب از یک اجرای خوب.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آذین حجازی
درباره نمایش شک i
خواهر روحانی- پدر من میخوام باورتان کنم !!!
پدر روحانی - خوب باورم کن خواهر
خواهر روحانی- ولی اونی که باید باورتون کنه من نیستم !!!!!!!!!!!!!!!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دختر سردشت ،
دردش را با تمام وجود حس کردم ، شاید تصاویری که در آن سالها از تلویزیون دوکاناله اون موقع مدام پخش میشد و در حین اجرا در ذهنم بازپخش میشد در این درد کشیدن از بیان عاشقانه های دختر کرد روی صحنه دردآورتر بود ،
درود بر شما خانم هانا کامکار
پرده دوم با بازی خانم آزاده صمدی یک اجرای متوسط بود و یک داستان نچسب ، شاید اگر دختر داستان عراقی نبود ، لهجه عربی نبود ، لباس عربی نبود ، شاید، شاید ، ارتباط بهتری برقرار میشد... شاید
و اما پرده سوم ، اوج نیاز یک تماشاچی تسخیر روح و فکر و تمرکزش توسط بازیگر و صحنه است،
سرکار خانم پانته آ پناهی ها همچون جادوگری همه وجودم را به تسخیر کشید حتی بر جاروی جادویی اش سوار شد ، پرواز کرد و جادو کرد همه نگاهها را ،
به به ، به این هنر، به این اجرا ، به این تسخیر روح و فکر و تمرکز .
به به ، به این حس خوش سرخوشی از دیدن یک بازی ناب ،
خانم پناهی ها تو از طاهره و زیبا و و افسون گفتی و من ؛
سهیلا ،
سارا و
ندا به ذهنم می آمدند
تو از افغانستان گفتی و من اصفهان و ایران به خاطرم آمد ، تو از درد گفتی من زجر دختری که هموطنم است ، ایرانی است و بی رحمانه در اوج جوانی سوخت تمام زیبایی روی ماهشان از افکار سیاه و دستهای آلوده به اسید، خاطرم پر از اندوه شد و آسمان دیدگانم بارانی،
و همه اینها حاصل اوج هنر اجرا و هنرمندی شما بانوی محترم صحنه بود که رخ داد،
به امید آنکه حق زندگی را برای هم محترم بدانیم و انسانیتمان یادمان نرود نه اینکه فقط انسان باشیم،
سپاس ... دیدن ادامه » از شما سپاس فراوان
96.06.15
پی نوشت : از من پرسیدند که این اسامی آیا اسم خاص هستند یا خیر ؟
ندا ، سارا و سهیلا اسم کوچک سه قربانی از دخترانی هستند که در اصفهان دستهای آلوده ،آلود صورتشان را به اسید .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

بعد از 30 دقیقه کشتار وقتم وارد سالن شدیم سه شنبه 96.06.14
در تنها شب اجرای این نمایش به سالن قشقایی رفتم و به معنای واقعی با بند بند وجودم تاراج را دیدم ، شنیدم ، حسش کردم و به تاراج رفتم !!
گروه بازیگران با بازی خیره کننده اشان و بیان دیالوگهای سخت جناب بهرام خان بیضایی به بهترین وجه ممکن این اولین دیده من از اجرای نمایشنامه های استاد را به شبی خاطره انگیز و وصف ناشدنی مبدل کردند ،
درود بر تک تک این عزیزان و درود فراوان به جناب احسان مالمیر که بی گمان تاثیرشان بر این اجرای خوب و زیبا و بی نقص بسیار بوده ، درود بر تک تک شما عزیزان و همچنین بر جناب غفاری عزیز ،
تاراج نامه من از شب اجرا
شب اجرا پر بود از مهمان ، که در میانشان کم نبودند "انسان" هایی که نه به قصد دیدن اجرای یک اثر ارزشمند بلکه جهت وقت گذرانی و استفاده از صندلی مفتی که به چنگشان افتاده ... دیدن ادامه » بود به سالن آمده بودند ، آمده بودند تا به تاراج ببرند لذت اجرا را ، بکشند شوق تماشا را،
درپشت سر باموبایل حرف میزدند و بلند بلند از اجرایی که جذبشان نکرده بود انتقاد میکردند، در تلگرام سیر میکردند و با گوشیهایشان عکس میگرفتند هم سلفی هم از اجرا آنهم با فلش!!!!!!!!!!!
به تاراج بردن این قوم تاتار شعور حاکم بر صحنه تیاتر را ....
دختر خانم و آقا پسری که بالای 30 سال سن داشتند در ردیف جلوی من( ردیف 4 )، دائم به پچ پچ و خنده و شوخی و گاهی هم بوسه هایی از جنس گونه ، گاه نمیدانستم به کدامین صحنه اجرا خیره شوم به آنکه هزینه کرده بودمش برای دیدن یا به این که در حال تاراج بردن همه تمرکز من و جذابیت اجرای اصلی بود ....
در پیش گفتار جلد سوم کتاب بیشعوری خاویر کرمنت خوانده بودم که این روانشناس قصد تالیف جلد سوم را هرگز نداشته و از دیدگاهش همه مباحث در این موضوع درهمان دو جلد کامل شده بودند تا روزیکه در آسانسور با مورد جدیدی از بیشعوری مواجه میشوند و همین تجربه کافی بود تا متوجه گردد جلد سومی را آغاز باید کرد ،
میدانم اگر از ایشان خواهش کنیم به ایران تشریف بیاورند و سری به سالنهای اجرای تیاتر بزنند بیگمان نه تنها جلد چهارم که شاید مثنوی ای در ادامه آن سه جلد تالیف کنند.
با تمام حقوقی که به تاراج رفت توسط این ناتماشاچیان ولی باز از اجرای خوب این عزیزان بازیگر تا جایی که توانستم لذت بردم ، و درکش برای منی که درحال دیدن تاراج نامه همزمان درحال به تاراج رفتن حقوقم بودند بسیار زیاد بود .
چقدر زیبا توصیف کردید.
۱۵ شهریور ۱۳۹۶
لطف دارید جناب تهوری عزیز
۱۷ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب که به دیدن این اجرا رفتم با توجه به تعریفی که یکی از دوستان بسیار قابل اطمینان در عرصه تیاتر با دیدی که نه همیشه ولی در بیشتر مواقع همسو با سلیقه من و البته هرگز ندیده و هرگز مفتخر به آشنایی رو در رو نشده از این نمایش داشت با شوقی بسیار به شهرزاد رفتم ، اجرا آنقدر با تاخیر شروع شد که دچار شک و تردید شدم که شاید یا دیر آمده ام یا بسیار زود ...
شروع با زیبایی و تشبیه بسیار عالی ای از بادکنک و ...(بووووق) بود ؛-)و در ادامه شاهد یک تلاش و یک بازی طاقت فرسا در سالن بسیار گرم شماره 3 از سوی هنرمندان عزیز بودم ، تقریبا چیزی که ذهن مرا خیلی مشغول کرده بود تعداد کوتوله های داستان بود ، متوجه نشدم چرا 5 کوتوله نه 7 کوتوله ؟؟؟
شاه دخت فراری از خشم ملکه و آیینه زیبا بینش حضورش را با ساقی کشیده و کفشی پاشنه بلند به رخ کشید و لذت بودنش را در تک تک این 5 کوتوله میشد ... دیدن ادامه » به زیبایی دید البته در چهارچوب ارشادی.
نمیدانم این کوتولگی در این نمایش همان کوتوله های داستان بودند یا آن قشر 96درصدی معروف جامعه که در زندگی و عمرشان اسیر حرفه ای گری بازیگران بازی و حقوق بده های ایام و راهنماهای اشاره گران اجتماع ؟؟؟!!!!
بگذریم
از دیدگاه آذین،اجرا خوب و مفرح بود ، هنرمندان هرکدام با نهایت سعی و تلاش زحمت خود را کشیدند
برای تک تکشان و همه عوامل اجرا آرزوی پیروزی در همه کارهای هنریشان دارم

پی نوشت : امشب مفتخر شدم که کاملا تصادفی در کنار دوست عزیز تیوالی که دیگر با افتخار ایشان را دوست عزیز خودم میدانم امیر فدایی این اجرا را ببینم ، بسیار مایه مباهات و شادی بود این حسن تصادف .
امیدوارم سالهای سال در کنار این دوست عزیز خاطرات خوش و زیبایی رقم بزنیم .
به امید دیدار و دوستی تک تک عزیزانی که در تیوال وجود نازنینشان گرما بخش و به قول جناب افشین هاشمی افتخار اجرا و تیاتر می باشند.
96.06.13
Ali این را خواند
امیرمسعود فدائی، کیان و نیلوفر این را دوست دارند
درود جناب حجازی متاسفانه این تاخیرات زیاد گروه اجرایی گویا همچنان ادامه دارد .. در شب اول اجرا( 5 شنبه) با تاخیر یکساعته و پس از ورود ، نرسیدن بموقع دکور ، عامل ِکنسل شدن اجرا شد در یکشنبه ی بعد نیز با کماکان یکساعت تمام تاخیر وجود داشت و آنقدر آزار دهنده ... دیدن ادامه » شد که اصولا تمرکز لازم برای دیدن یک احرای خوب را مانع میشد ...و عذرخواهی جناب ملکی جو بابت تاخیر و ناهماهنگی هم التیامی را بهمراه نداشت چراکه مشکلات سالن و گروه اجرایی به مخاطب مربوط نیست آنهم با دوبار تکرار پیاپی و برای یک نمایش 30دقیقه ای بالغ بر دوساعت تاخیر و دوبار صرف وقت و هزینه برای رفتن به سالنی با حجم ترافیکی بالا ..
متاسفم که برای شماهم تاخیر وجود داشته و رفع نشده ...
۱۴ شهریور ۱۳۹۶
درود بر شما سرکار خانم ثانی عزیز
در این مدت کوتاهی که به وادی هنر تیاتر و تماشای آن کشیده و یک جورهایی معتاد این زیبای هفت رنگ خوش بر رو شده ام شاید یک اجرا دقیقا راس ساعت اعلام شده دربهای سالن را به روی تماشاچی باز نمود باقی همه با تاخیر های کوتاه وبلند ... دیدن ادامه » بودند ، انگار که این تاخیر یکجور قانون نانوشته و الزامی در همه اجرا ها می باشد، یک بدعت شوم.
مجموعه شهرزاد هم که دیگر در این راه یکجورهایی با افتخار و سری بالا بدون هیچ شرمی سرقدم هستند و اجرا به اجرا تاخیرهایشان بیشتر میشود ،
تا زمانی که بی ارزشترین کالا در این سرزمین زمان است و سخت ترین کار پاسخگویی و عذرخواهی و سعی در تکرار نشدن یک اشتباه ، چاره ای نیست مگر همین چند خط اعتراض و ابراز تاسف .
با سپاس از شما بانوی گرامی بابت ابراز همدردیتان.
۱۴ شهریور ۱۳۹۶
فرمایشتون کاملا صحیح هست جناب حجازی گرامی ... سپاس از نظرتون
۱۴ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آذین حجازی
درباره رپرتوار عصر تجربه i
لطفا اطلاعات بیشتری در مورد این اجراها در اختیار کاربران قرار بدهید
درود بر شما
جناب حجازی اطلاعات هرنمایش به طور کامل در برگه هر نمایش وجود دارد.
با سپاس
۱۳ شهریور ۱۳۹۶
متوجه شدم ، سپاس از شما
۱۳ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شب گذشته به دیدن آخرین اجرای رفقا رقبا رفتم
برای شب اختتامیه شب شلوغی بود ،
نمایش با بازی بسیار خوب بازیگران اجرا شد ، بداهه گویی های جناب جمشید صفری عزیز هم به زیبایی کار و نشاندن لبخند به لبان تماشاچیان در کنار اجرای خوب دیگر هنرمندان عزیز این نمایش کمک بسیاری می کرد.
شاید از لحاظ پیوند داستان ضعفهایی دیده میشد ولی بشخصه بعنوان یک تماشاچی بسیار عادی ،فارق از هر دید هنری و موشکافانه از دیدن این اجرا لذت بسیار بردم ،
اتفاق بسیار خوبی که پس از اجرا افتاد رفتار بسیار گرم تک تک بازیگران ، و عوامل اجرا با تماشاچیان مانده در سالن اجرا بود ، حس خوبی داشت این برخورد ،
امیدوارم این گروه خوب در همه فعالیتهای هنریشان پیروز باشند و سپاسگذارم از منش خوب و دلپذیر تک تک این عزیزان.
96.06.12
جناب فدایی عزیز
مشتاق دیدار دیگر و لذت همراهیتان هستم
سرافرازم کنید امیر خان عزیز
۱۳ شهریور ۱۳۹۶
ارادتمندم قربان،حتماً در آینده‌ی نزدیک یک قراری میذاریم ببینیم همدیگه رو.خیلی مخلصیم.
۱۳ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند دقیقه ایست که دارم فکر میکنم که درباره حس و حالم از دیدن این نمایش چند کلمه بنویسم ولی نمیدانم چرا توان تبدیل حسم به کلمه و نوشتنش را ندارم ،تقلب کرده و نقل قول میکنم از دوست عزیز و گرامی جناب حسین مردی " یک اجرای خاص" ... و اضافه میکنم خیلی پر رمز و راز
٩٦.٠٦.٠٩
.
پی نوشت 1 : اگر هنوز بلیط نگرفته اید جایگاه A و B ردیف 3 به بالا دید بهتر و مسلط تری دارد ولی بهرحال چیدمان اجرا جوریست که احتمالا تصویر خوبی از بعضی از بازیگران در هر صورت نخواهید داشت پس موقع ورود حتما بازیگران جناح طرف خود را بخوبی تماشا کنید.
پی نوشت 2 : اگر بلیط گرفته اید و در ردیف اول هستید و آنهم وسط ردیف مراقب باشید ممکن است از صحنه غذا به لباستان پرتاپ شود ، متاسفانه پیراهن و شلوار من محکوم به خشکشویی شدند :)
پی نوشت 3 : سپاس از مسئولین محترم سالن که درباره روشن بودن گوشی موبایل ... دیدن ادامه » تذکر خیلی جدی ای دادند و حتی چند نفر از تماشاچیان را قبل از اجرا مجبور به خاموش کردن گوشی کردند .
جالب است که هرچه دقت کردم شما را ندیدم . اگر اشتباه نکنم جناب اشکان خیل نژاد و همچنین خانم بهناز جعفری میهمانان اجرای امشب بودند .
۰۹ شهریور ۱۳۹۶
خوشحالم که این لذت نصیب شما دوست عزیز شده است . :)
۱۰ شهریور ۱۳۹۶
سپاس از مهرتان جناب پوریا و به امید دیدار و دیدن نمایش در کنار شما و دیگر دوستان فرهیخته و گرامی تیوالی
۱۰ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب فراموش نشدنی است
یک نمایش ؟
یک اجرا ؟
نه یک شب خوش در یک سالن خوش بر رو با اجرایی به یادموندنی از صحنه ای موزون ، موزون به معنی ارتباط فیزیکی با موسیقی تندی که در حال پخش بود ،به معنی بازی ای که باذهن من تماشاچی شد، یک شب شعر ، گنگ مثل فروغ ، عمیق مثل کامو ، باقی اسامی برایم غریب بودند ، نمیشناختمشان ، نه اینکه معروف نباشند ،نه ،من در وادی ذهنشان قدم نزده بودم ...بسی تاسف
امیدوارم این اجرای زیبا با استقبال خوب هنردوستان عزیز در همه اذهان اثر عمیق خودش را بگذارد ...
بی شک برای باردوم هم به تماشایش مینشینم ، اینبار فقط به افتخار گروه محترم و اجرای بی نقصشان و به احترام فروغ عزیز.
درود بر تک تک شما هنرمندان عزیز و جناب حسینی عزیز
برقرار باشید و مانا
٩٦.٠٦.٠٩
دوستان محترم تیوالی
از این نمایش حمایت کنید ، واقعاً حیفه این نمایش با صندلی های خالی اجرا بشه
۰۹ شهریور ۱۳۹۶
جناب حسین مردی وقتی اجرا تمام شد بهت زده بودم از زیبایی اجرا و اثری که بر روانم گذاشته بود ولی متاسفانه وقتی تعداد نفرات حاضر در سالن را دیدم حسم به شوک تبدیل شد،
شوک از خلوتی سالن ، ندیدن این نمایش به مانند هنرمندیست که تا زنده است گمنام است و آثارش کم ... دیدن ادامه » ارزشند ولی پس از مرگش همه حسرت نبودش را میخورند و آثارش قیمت پیدا میکند ، بی گمان اجرایی است که دیدنش جزو افتخارات دفتر خاطرات ذهنمان از صحنه و اجرا خواهد بود.
۱۰ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آیا فیلم این اجرا ، جایی عرضه میشه ؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اوقات خوبی در این اجرا سپری شد ....
پی نوشت : بعد از شروع اجرا متاسفانه درب سالن باز و چند تماشاچی در حین اجرا به سالن وارد شدند ، این دومین اجرایی بود که در تماشاخانه باران شاهد این اتفاق بودم از 3بار حضورم در این تماشاخانه . بار اول در واتسلاو.
من یک بار برای اجرایی در ساعت 5 به تماشاخانه باران رفتم و چون ساعت 5 و یک دقیقه رسیدم و اجرا شروع شده بود، گروه اجازه ورود ندادند.
البته کارگردان لطف کردند و بلیطم برای روز بعد پذیرفته شد. میخوام بگم به شانس هم بستگی داره
۰۹ شهریور ۱۳۹۶
بنده روز چهارشنبه متاسفانه دیر رسیدم و مسئول سالن اجازه ورود ندادند ولی لطف کردند و برای روز جمعه تمدید کردند بلیطم رو
۱۹ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز عصر که به دیدن این نمایش ( گمانم این بود که نمایش است ) رفتم فکر میکردم یک اجرایی شبیه به یک دقیقه و 13 ثانیه باشد ، مشارکت در حد همراهی کلامی با عوامل اجرا ،
سابقه دیدن برلین را هم نداشتم ، سفر کردن (دیدن تیاتر ) نمیدانستم!
96.06.06
جالب بود این خداحافظ ، این کلمه را به یاد داشته باشید به سراغش باز خواهم گشت . خــــــداحــــــافــــظ
بعد از یک سخن کوتاه صحنه گردان یا شومن یا هر اسم هنری ای که این اجراکننده در طول اجرا داشت و من آنرا بلد نیستم یک نمایش تک پرده ای را شاهد بودیم ، اکثر تماشاچیان محترم یا زوج آمده بودند یا خانم بودند ،کمتر از انگشتان یک دست آقای تنها در میان تماشاچیان حضور داشت ،
بعد از اتمام این تک پرده سوالات مجری نمایش شروع شد و پاسخها گوناگون بودند به اندازه تک تک ذهنهای حاضر در سالن پاسخ بود ،
نکته جالب بازی گرفتن از پاسخ دهنده ... دیدن ادامه » ها به جای دو بازیگر خانم و آقای زوج داستان بود و جالبتر از آن بازی کردن خانم به جای قهرمان مرد داستان و آقا به جای قهرمان زن داستان در پاره ای از اوقات بود ،
شخصا اعتقاد دارم آن دسته از تماشاچیانی که جهت اجرای دیدگاهشان به صحنه رفتند انسانهای شجاعی هستند ، خیلی شجاع ،
ناگفته نماند نحوه برخورد دو بازیگر خانم و آقای نمایش با هر کدام از تماشاچیان منحصر به فرد بود ، بداهه گویهایشان عالی بود ،بازخوردشان به نحوه اجرای تماشاچی ای که بی برنامه سخن میگفت ، بازی میکرد ، بسیار مسلط بود و این از دیدگاه من بسیار جای تقدیر دارد .
می ماند یک نکته که آنهم توسط آقای بسیار محترمی که در کنار من نشسته بودند که در آخر اجرا بیان شد و آنهم اینکه تماشاچی از هر راهی که میخواست گره مشکل را باز کند بازیگر محترم خانم یا آقای حاضر در نقش مقابل هر جور بود مانع تراشی میکرد و به قول ایشان پاسخ و اکشن بازیگر کاملا فریز ( یا بسته و غیر قابل انعطاف) بود ، در هر صورتی خداحافظ پایان بود ، آخرین نتیجه بین اختلاف و تنها راه بین این زوج مورد مناقشه .
امیدوارم در اجراهای بعدی این فضا را به داستان بدهند که مشکل قابل حل باشد نه پایانش همیشه خداحافظ.
در کل نمایش خوبی بود ، اتفاقات و شادیها و افکار خوبی در آن رقم خورد .
درود و خدا قوت به همه عوامل اجرا
ممنون از نظرتون
۰۶ شهریور ۱۳۹۶
شبی که من اجرا را دیدم مشکل حل شد و به "خداحافظی" ختم نشد!
۱۳ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آذین حجازی
درباره نمایش چل گیس i
چرا اکثر صندلیها از همین شروع بلیط فروشی بسته است؟
جناب حجازی
در اکثر جشنواره‌ها مرسوم است که بسیاری از صندلی‌ها برای میهمانان هر گروه اجرایی، دیگر گروه‌های اجرایی، خبرنگاران ثبت می‌شود و ناگزیر بخشی که برای خرید عموم می‌ماند درصد کمتری از سالن است.
۰۶ شهریور ۱۳۹۶
سپاس از پاسخگوییتان ، در بخش گفتگو پسران تاریخ کماکان در انتظار پاسختان هستم .
۰۶ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه همیاری لطفا پیگیر و پاسخگو باشید
امروز 96.06.04 جهت دیدن پسران تاریخ با در دست داشتن بلیط خریداری شده از تیوال وارد چهارسو شدم و در همان ابتدا اسم مرا در لیست ورود تیک زدند ولی وقتی وارد سالن شدم دقیقا روی صندلی ای که بلیط آنرا داشتم جناب افشین هاشمی کارگردان و بازیگر محترم نشسته بودند ، معلوم شد بلیطی که مدیریت سالن در همان شب برای دیدن اجرا به ایشان داده اند دقیقا شماره صندلی من را داشت !!!!
البته ایشان با بزرگواری و متانت و فروتنی از صندلی برخواسته و حتی برای مدتی روی بالشتک های پایین صحنه نشستند و البته هرچقدر اصرار کردم که به جای من بر روی صندلی قرار بگیرند قبول نکردند و گفتند این حق شماست و خوب خدا را شکر بالاخره یک جایی در ردیف 2 و در گوشه سالن برای ایشان فراهم کردند.
معلوم شد این فقط صندلی من نبود که به اشتباه توسط مدیریت سالن به فروش رفته ... دیدن ادامه » و در ردیف 3 شماره های 10 به پایین دوباره فروشی شده اند و مسولان سالن ایراد را تقصیر تیوال انداخته و چند نفر را مجبور به برخواستن از صندلیهایشان و نشستن بر روی تشکچه ها کردند.و کسانی که در همان روز بلیط تهیه کرده بودند آنهم از گیشه بجای آنان نشستند.

این دومین روز پیاپی و دومین اجرا بود که بلیط در دست به سالن رفتم ولی صندلیم اشغال یا دوباره فروشی شده بود و اگر فروتنی افشین خان هاشمی نبود بی گمان من هم یا روی تشکچه نشسته بودم یا به اعتراض سالن را ترک میکردم.
برای تکرار نشدن اینگونه موارد درخواست دارم به جد پیگیر باشید و علت را توضیح دهید .

پ.ن : صدای شاتر عکاس خانم و آقای حاضر در سالن تقریبا هر 6 ثانیه یکبار شنیده میشد و شدیدا روی اعصاب بود ،وقتی در آخر اجرا از صدای شاتر این دوعکاس نزد خودشان ابراز ناراحتی کردم با لبخند گفتند تذکر بجایی بود !!!!! از دفعه بعد تکرار نمیشه!!!! نمیدانم جزو طنز پایان اجرا بود یا....
من هم امشب شاهد این اتفاق بودم. و جالب اینکه مسئولین سالن به راحتی میگفتن دوستان ردیف سوم بیاین رو زمین بشنید!! انگار اشتباه از طرف کسانی بوده که از روزها قبل بلیط خریده بودن نه مسئولین محترم!!
۰۴ شهریور ۱۳۹۶
2 روز گذشته و هنوز گروه محترم همیاری و سایت تیوال هیچگونه جوابی نداده اند !!!!!!!!!!!!
البته روز گذشته با دفتر تیوال هم درباره پیگیری این موضوع تماس داشتم، فرمایش کردند تماس خواهند گرفت ولی هیچ تماسی تا این لحظه برقرار نشده است !!
۰۶ شهریور ۱۳۹۶
درود بر شما
با پوزش برای پاسخ دیرهنگام این پیام...
در این باره تذکر جدی به مجموعه محترم داده شد و امیدواریم زین پس شاهد چنین اشکالی نباشیم.
۰۶ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در نمایش مفیستو بانو گلاب آدینه را زیارت کردم که برای دیدن اجرا آمده بودند ، بعد از پایان اجرا و خوش و بش با دوست دارانشان همه را به دیدن این تیاتر دعوت کردند و از آن روز من چشم به راه شروع اجرا بودم ، انتظاری که آدینه 96.06.3 به سر رسید.
بانو گلاب آدینه را از سلطان و شبان میشناسم سریالی که در نسل من کوچک و بزرگ برای دیدنش در آن وانفسای جنگ لحظه شماری میکرد تا ساعتی را به لبخند بگذراند ، در میان آنهمه سریال تلخ مانند آینه و ... این تنها سریالی بود که با لبخند میشد تمامش کرد.
به راحتی در این اجرای بسیار خوب میشد 43 سال تجربه را دید ، صحنه کاملا در اختیار بانو بود ،مسلط به همه جوانب اجرا، در تمام مدت ارتباطشان را با تماشاچی حفظ میکردند ، بداهه گوییهای شیرین و بجا و مکرر ، هر چه از اجرای این بانو بگویم کم گفته ام و البته این همه تسلط و هنر اجرا در کنار اجرای بی ... دیدن ادامه » نقص و عالی تک تک بازیگران حاصلش یک اجرای مفرح و شاد و کمی تامل آور بود ...اندکی آشنا بود آن سرزمین !!!
جناب افشین هاشمی از شما سپاسگذارم بابت این نمایش ، بابت زیبایی اجرایتان ، بابت هرآنچه که دیدم در این اجرا...
و درود فراوان به تک تک بازیگران این نمایش که همگی بغایت عالی بودند
و سپاسگذارم از ولشدگان عزیز که عالی بودند در کنار همه خوبان.
به به
۰۵ شهریور ۱۳۹۶
وای خدایا گروه ولشدگانم هست .دیگه همه خوبها هستن باید حتما دید .
۰۸ شهریور ۱۳۹۶
دوست بزرگوار و با محبت تیوالی عزیز جناب بهراد راد ، این از راد مردی شما نیک اندیش است که چنین آرزوی نیکی نثار این بزرگواران مغفول و جور دیده این سرزمین (نقل از گفته شما) دارید با تک تک سلولهای وجودم فریاد آمین سر می دهم . آمـــــــــــــــــــــــین
۰۸ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
96.06.03
برای گذر از دروازه راشامون باید دل را بسپاری به راوایان داستان و سخنانشان که هر کدام هایکوای بود (هایکو همون دوبیتی خودمونه ولی کوتاهتر ،با همان قدرت نفوذ و برندگی)
یک رونین (سامورایی طرد شده) و یک دلداده دلسپرده که جسم به دیگری داده ولی دل هنوز در گرو عشق قدیم دارد...
دوست عزیزی در وصف این نمایش گفته بود "یک عاشقانه آرام ...." آرام بودن عاشقانه را درک کرده بودم ولی اون نقطه های در پیش بیشتر منو کنجکاو کرده بود برای دیدن اجرا،
فضای اجرا همچون قدم زدن در مه غلیظ بود ، فقط میشد همان لحظه را دید هر حدسی برای بعدش بی شک احتمال خطایش بسیار بود ، دیالوگهای آهنگین و موزون هم فضا را عاشقانه کرده بود هم رمز آلود ، آهنگ اجرا آرام بود ولی آرام بودنش جزوی از هایکو بود ، هایکوهایی که در وصف جدایی بودند ، در وصف وصال بودند ، در وصف عشق بودند... عشق چه واژه غریبی است... عشق هرجا عمق پیدا کرد که دلداده و دلبر به خون فرو رفتند ،

تنها زمانی کوتاه کنار هم بودیم

و فهمیدیم که عشق

هزاران سال می‌پاید!

(احمد شاملو)

96.06.03
پ.ن.1: ... دیدن ادامه » صحنه گردانان به زیبایی با آهنگ خاص حرکاتشان جزوی از اجرا شده بودند ، انگار بیانگر سیاهی افکاری بودند که در اطراف ذهن این دو دلداده بود ، از آغاز بودند ،تا پایان ماندند.
پ.ن.2: شماره صندلی که بلیط آنرا داشتم یک فیلم بردار اشغال کرده بود !!!! و در اشغال ماند

رضا تهوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید