تیوال بهار | دیوار
S2 : 04:03:03
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دیوار یاد نوشته های من از تو
پرچینی از جنس رس ،
بیش تر نیست .

چه می شد ؟ ....
_ تو که آمده بودی .... _

چه می شد ؟
با سبزینه ی نگاهت
آذین می زدی
بر خاکم ،
و
یادت نمی کردم به تنهایی
و نمی سوزاندم
عطر پیراهنت را .



... دیدن ادامه »

از: خودم
به به بانو
۱۳ تیر ۱۳۹۴
بسیار زیبا
۱۳ تیر ۱۳۹۴
سپاس فروان ، بامداد عزیز
۱۵ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
..........

حالا که آمده ای
تازه می فهمم ، احساس آن دهقان پیر را
و
مزه ی دعای باران را .
ما
من و تو ؛ فقط مهربانی می خواهیم .
بمان .

* عبدالرضا ملکیان
. آرش و کمان عشق

آرش گفت : زمین کوچک است . تیر و کمانی می خواهم تا جهان را بزرگ کنم .
به آفرید گفت : بیا عاشق شویم . جهان بزرگ خواهد شد ، بی تیر و بی کمان .
به آفرید کمانی به قامت رنگین کمان داشت و تیری به بلندای ستاره ؛ کمانش دلش بود و تیرش عشق .
به آفرید گفت : از این کمان تیری بینداز ، این تیر ، ملکوت را به زمین می دوزد .
آرش اما کمانش غیرتش بود و جز خود تیری نداشت .
آرش گفت : جهان به عیاران محتاج تر است تا به عاشقان . وقتی که عاشقی تنها تیری برای خودت می اندازی و جهان خودت را می گستری . اما وقتی عیاری ، خودت تیری ؛ پرتاب می شوی ؛ تا جهان برای دیگران وسعت یابد .
به آفرید گفت : کاش عاشقان همان عیاران بودند و عیاران همان عاشقان .
آن گاه کمان دل و تیر عشق را به آرش داد .
و چنین شد که کمان آرش رنگین شد و قامتش به بلندای ستاره .
و تیری انداخت . تیری که هزاران سال ... دیدن ادامه » است می رود .
هیچ کس اما نمی داند که اگر به آفرید نبود ، تیر آرش این همه دور نمی رفت

* عرفان نظر آهاری
لطفا در یک روز فقط یک پست بگذارید


با تشکر
۱۱ تیر ۱۳۹۴
سلام آقای فرشید عزیز . بله حتما .
مرسی .
۱۳ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای روشنی بخش چشم ها برای دیدن ...
به چشمان زندگی
این چهار دیواره
روشنی ببخش .
ای تنها
تنهایی ام را تنها نگذار
اینجا بمان و گرمم کن .
...
باز تنهاتر از تنهایی شدم
مانند همیشه و این دقایق سرد ....
سکوت
باز هم سکوت و سایه ی تاریکی
تمام دقایق روشنی ام را می کشد ...
***
کاش می شد
سادگی همیشه زیبا می بود
و آسان همیشه آسان می بود .

و تو
تو همان می بودی
که همیشه می گفتی ...
بسیار لطیف و زیباست بانو
۱۱ تیر ۱۳۹۴
درود بر شما و سپاس از توجه شما خانم فربیای عزیز.
۱۳ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست


دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست


سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست


ای داد، کس به داغ دل باغ دل نداد
ای وای ، های های عزا در گلو شکست


آن ... دیدن ادامه » روزهای خوب که دیدیم ، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست


" بادا " مباد گشت و " مبادا " به باد رفت
" آیا " ز یاد رفت و " چرا " در گلو شکست


فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست


تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا .... در گلو شکست



قیصر امین پور
یکی از بهترین و دلنشین ترین غزل های قیصر
درود بر شما با این انتخاب زیبا
۰۸ تیر ۱۳۹۴
فوق العاده زیبا..و دل نشین
مرسی برای انتخب بسیار خوبتون..
۰۸ تیر ۱۳۹۴
درود بر شما . خواهش می کنم .
۰۹ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

امانت خدا بر زمین مانده بود . آدمیان می گذشتند بی هیچ باری بر شانه هایشان .
خدا پیامبری فرستاد تا به یادشان بیاورد ، قول نخستین و بیعت اولین را .
پیامبر گفت : ای آدمیان ، این امانت از آن شماست . بر دوشش کشید ، این همان است که زمین و آسمان را توان بر ودش کشیدنش نیست . پس به یاد آورید انسان را و دشواری اش را .
اما کسی به یاد نیاورد .
پیامبر گفت : عشق است . عشق است . عشق است که بر زمین مانده است .
مجال ، اندک است و فرصت کوتاه .
شتاب کنید و گرنه نوبت عاشقی می گذرد . اما کسی به عشق نیاندیشید .
پیامبر گفت : آنچه نامش زندگی است ، نه خیال است و نه بازی .امتحان است . و تنها پاسخ به آزمون زندگی ، زیستن سات ، زیستن.
اما کسی آزمون زندگی را پاسخ نگفت .
و در این میان کودکی که تازه پا به جهان گذاشته بود ، با لبخندی پیامبر را پاسخ گفت . زیرا پیمانش را با خدا به یاد می آورد .
آنگاه ... دیدن ادامه » خدا گفت : به پاس لبخند کودکی ، جهان را ادامه می دهیم .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه ما ،
برگ های مختلف یک درخت هستیم .

این جمله به یادمان می آورد که همه ما از یک مبدا بوجود آمده ایم . اگرچه ظاهر ، زبان تکلم و منطقه جغرافیایی زندگی مان متفاوت است ولی تا حدودی ماهیت واحدی داریم . همه ما این مساله را می دانیم ، ولی نیاز داریم تا به ما مجددا یادآوری شود .
ما مانند برگ های مختلف روی یک درخت ایم که منشاء مشترک داریم .


* شل سیلور استاین
بی نهایت زیبا و فوق العاده با ارزش و والا..
مرسی..
۰۴ تیر ۱۳۹۴
درود بر شما .
خواهش می کنم .
۰۸ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید جمله ی من گستاخانه باشه اما خیلی دور از امروز سینمای ما نیست .
این فیلم هم یک شاهکار عامه پسند بود با کمی چاشنی .
البته فیلم ضعیف و بی محتوایی نبود ، باید این موضوع رو هم مد نظر داشت که محصول سال 86 هست . در کل خوب بود و چاشنی طنزش رو دوست داشتم مزه داشت واسم .
فیلم اصلا و ابدا شاهکار نیست یه متوسط
واقعا چرا کلمه شاهکار برای هر فیلمی استفاده می کنید این کلمه خیلی ارزشمنده
فیلم به هیچ وجه عامه پسند نیست من واقعا نمی دانم کجاش عامه پسند تکنیکش فرمش یا طنزش !!!
۳۱ خرداد ۱۳۹۴
آقای محسن نظر شما قابل احترام .
دوست عزیز از واژه ی شاهکار بصورت مستقل یادنکردم و همچنین عامه پسند ، این دو مکمل یکدیگرند برای تعریف من از این فیلم .
همین دوست عزیز .
اکثر فیلمنامه های پرداخته و ساخته شده برای عام است نه خاص برای فروش گیشه . سینمای ایران ... دیدن ادامه » از سینمای روز جهان بسیار فاصله ها دارد آقای محسن و همچنین تماشاگر . چند نفر فیلم شناس خوب با اندیشه و تفکر و بینش میشناسیم در بین مخاطبین و تماشاگران گیشه ی هر روز سینما ؟
۰۳ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

از شب ریشه سر چشمه گرفتم ،
و به گرداب آفتاب ریختم بی پروا بودم :
دریچه ام را به سنگ گشودم
مغاک چنبش را زیستم هوشیاری ام شب را نشکافت ، روشنی ام روشن نکرد:
من تو را زیستم ، شبتاب دوردست!
رها کردم ، تا ریزش نور ، شب را بر رفتارم بلغزاند بیداری ام سر بسته ماند :
من خوابگرد راه تماشا بودم



زنده یاد * سهراب سپهری *
سلام و خسته نباشید . من ساکن مشهد هستم ، به چه صورت میتونم در تورهای گردشگری شما شرکت کنم ؟
درود بر شما
شما می توانید با برقراری تماس با شرکت برگزار کننده، هماهنگی‌های لازم را انجام دهید.
اطلاعات تماس در انتهای برگه‌ی گردش درج شده‌است.
۰۵ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهار
درباره فیلم نهنگ عنبر i
نهنگ عنبر
فیلم خوبی بود . به ظاهر هدف کمدی خنده و تفریح است اما در حقیقت مسائل جدی در پردهٔ شوخی نموده می‌شود . این فیلم ، کمدی موقعیت بود که حاصل از گرفتار آمدن قهرمان در شرایط ناطلبیده و گاهی متضاد با موقعیتش است . من با خانم الهه الف موافق هستم فیلم ارزش یکبار دیدن رو دارا هست .
اونقدرا خوندم و شنیدم - بسیار متفاوت - اما ای دریغ از آنچه می پنداشتم . تدوین فلیم ضعیف ، شاید تنها نقطه ی شفاف و روشن این فیلم عاشقانه ی تکراری و کلیشه ای ؛ موسیقی این اثر مثلا ناب بود .
باب شده که فیلم نامه نویس ها و کارگردانان به سمت و سوی ساخت آثار مستند بلند در قالبی از زندگی افراد با نام های متفاوت اما موضوع و سوژه شبیه هم " عشق بچه نقاش فقیر به دختر پولدار بابا هنرمند مامان دکتر ، میریم فرنگ - برمیگردی - نمی دونم ، شاید یه روزی " فیلم بسازند . چرا از دهه چهل و پنجاه تا دهه هفتاد سینما موج می زد از تماشاچی اما امروز روز ؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید