تیوال ناتالی | دیوار
S3 : 13:25:24
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
در روزهایی که زیاد تاتر می دیدیم خیلی کم‌ اتفاق می افتاد که نمایشی را دوبار ببینیم مگر اینکه واقعا ارزشش رو داشت..و من امشب برای دومین بار این نمایش رو دیدم؛این مرتبه با فکری کمتر به هم ریخته و پریشان و دلی آرامتر از بار قبل.
بدون تردید، این بار در آرامش بیشتر،شهد واقعی تری از نمایش به جانم ریخت و وجودم را گرم کرد..

در این دو ساعت ؛معجونی شیرین از موسیقی عاشقانه و پرسوز جنوبی،با دیالوگ هایی تاثیر گذار‌ را تماشا می کنی،متنی بی نظیر که حرف دارد،که درد دارد،دردی در نهایت آمیخته با امید..
و اینکه زندگی با تمام دردهایش همچنان جاری است و تو باید راهی بیابی و یا اگر نیست،خود بسازی...
محال است که بعد از دیدن نمایش فکرت درگیر نشود و به همه‌ی آنچه دیدی و شنیدی،ساعت ها فکر نکنی..

فکر می‌کنی ،فکر و فکر ،به لحظه لحظه آنچه دیدی و شنیدی،به عشق،به تنهایی و فراق ،به مهاجرت های بی بازگشت _که چه قدر مرا به یاد خواهرم انداخت که سالهاست در حسرت آغوشش گاه چه قدر دل تنگ می‌شوم_به استبداد و ظلم ،تبعیض و نابرابری و به جنگی که انسانهای زیادی را ویران کرد،حتی به آنها که جان و زندگی دادند در این جنگ،و جمله ای که همیشه برایم عجیب بود.. خرمشهر را خدا آزاد کرد!
و باز هم فکر می کنی،به کوتاهی عمر و اینکه باید پدر ها مادرها و بزرگترها را دریابیم تا هستند،بین بودن و برای همیشه نبودن مرز باریکی است.. و من با تمام وجودم تلخی این جمله را درک کردم...

می دانم با تمام تلاشم ،چون مهارتی در نقد نویسی ندارم،تنها سطوری پر از احساس می نویسم،و اگر می دانستم بی شک متن پربارتر و موثرتری بود،
در هر حال شما هم تا فرصت هست این نمایش ببینید و لذت ببرید..

آقای افشاریان عزیز،باز هم ،دنیایی ممنون بابت این شب خوب و به یادماندنی و خاطراتی ناب که جاودانه شد برایم،روزها و لحظه هایتان روشن و سبز...





سپیده این را خواند
علی جباری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول از اینکه نقد نوشتن بلد نیستم از دوستان فرهیخته سایت عذر خواهی می‌کنم؛ هرآن چه می نویسم به تمامی همان است که احساس می کنم..

دوسال بود که هیچ تاتری ندیده بودم ،درست بعداز شرقی غمگین،آخرین تاتری که قرار بود با پدرم ببینم ولی با تاخیر یک هفته‌ای من،در اوج ناباوری و حیرت من،پدر دیگر نبود..به همین سادگی و غمگینی و با بی‌رحمی سخاوتمند روزگار...

و زمانی که ناگهان،بعد از این همه مدت بغض و رنج ،هوای دیدن شرقی غمگین به سرم زده بود ،شنیدن خبر تاتری جدید از آقای افشاریان مصمم کرد برای شکستن این دیوارهای یخی لجاجت و قهر با خودم و علایقم..
اگر چه سخت و بسیار سخت بود،با حجم زیادی از پریشانی و بیقراری،با اشک هایی که مهارش در توانم نبود و با هجوم بی رحمی از خاطرات و تصویرها و صداها و با قلبی غمگین نمایش را به تماشا نشستم..

نمایش به آرامی آغاز شد؛وآن قدر؛قدرتمند و افسونگر بود که دستهای سرد مرا با مهر گرفت و چون کودکی سبکبال گویی بر فراز آسمان و در دنیایی دیگری پروازم داد،
تمام مدت،مسخ شده ،به هیچ چیز فکر نمی کردم جز بازیهای جذاب و پراز انرژی که با عشق می دیدم؛موسیقی دلنشینی که روح را نوازش می‌داد و دیالوگ های بی مانندی که چون از دل بر می‌آمد؛بی درنگ بر جان می نشست...

روایت هایی که باوجود خطی نبودن در پایان ماهرانه به هم می پیوست،روایت هایی که باید با تمام وجود شنید،داستان هایی از عشق، حسرت،رفتن ها،ازحرف های بر دل مانده، مبارزه برای زندگی،از انتظار و از خودِ خود زندگی....
و دختری که با وجود رکورد کوتاه در ایستادن؛ همه مان باید از او درس ایستادگی ،قدرت و شجاعت جنگیدن با زندگی بگیریم...
دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد؛وچه قدر ملموس بود برایم این جمله...

آقای افشاریان عزیز و نازنین؛
... دیدن ادامه » فقط و فقط متاسفم که فشار عصبی قبل از نمایش کار خودش رو کرد و حسرت و افسوس دیدن شما رو بعد از نمایش همچنان برایم باقی گذاشت،و صبوری باید تا شاید فرصتی دیگر...
من ‌حالا و همیشه،به احترامتون تمام قد می ایستم و براتون بهترینها رو آرزو می کنم ؛روزهاتون سرشار از شور زندگی و لحظه هاتون همه سبز همچون ..بهار....


عزیزین ممنون ام از نگاه و کلمات پر مهرتون / ارادت
۰۵ مهر
خانم احمدیان عزیز،ممنون از لطفتون
خیلی زیبا نوشتین،هنرمند توانا کسی است که تاثیر قوی میگذاره..
هنر باارزش و بزرگواری آقای افشاریان عزیز و ارادت من به ایشون،تاثیر زیادی در زندگی من و به خصوص در این چند ماه در لحظات غمگینم داشته،برای ایشون و تمامی اهل ... دیدن ادامه » هنر آرزوی سلامتی و موفقیت دارم...
۰۶ مهر
قربان شما، لطف دارید
حتما همینطور هست که میفرمائید ، ایشون رو از نزدیک دیدم معلوم هست فرد مثبت و محترمی هستند . البته که در سریال برادر جان هم درخشیدند. با استعداد اند و با آتیه،

امیدوارم غمها و غصه های زندگی پر بکشند و بروند ، بجایشان بهترین حال و ... دیدن ادامه » سرافرازی بیاید، زندگی تان سرشار از خوبی و امید و انگیزه باشد .
۰۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید