تیوال بهار گراوندی | دیوار
S3 : 21:06:12
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
٦٠ دقیقه نمایش، ٦٠٠٠ عکس D:
آه، آه ها شنیدم...
اشک دیدم... خانمى که به پهناى صورت اشک میریخت...
لشکرِ شکست خورده دیدم من!
آدم هایى که مثل هر نمایش؛ واسه بیرون رفتن عجله نداشتن. چقدر آدما توو این ٢ ساعت عوض شده بودن!
دیدن این نمایش یه جور ژوئیسانس بود.
*(ژوئیسانس=لذتِ توام با درد)
چى بنویسم که قبل از من بهترشو نوشتن.
____________
از عزیزى که بلیتشو به من داد و باعث شد نطلبیده به دیدن این نمایش برم خیــــلى ممنونم، کاش خودش از بلیتش استفاده میکرد، آرزوى حال خوب دارم براش .
______
*پ ن: معناى ژوئیسانس خیلى خیلى فراتر از چیزى که من نوشتم هست و شاید سرچ کردن در موردش به درک بهتر نمایش کمک کنه.
بهار جان صحرای کربلا اومد جلوی چشمم..
۱۸ دی
بهار جان چقدر دلم میخواست منهم مثل شما از درک ژوییسانس دراین نمایش لذت میبردم .. البته در مواردی کوتاه قابل حس بود ..
۱۹ دی
نیلوفر جان بعید میدونم من هیچ نمایشى رو بیشتر یا حتى هم اندازه با شما درک کنم، گواهش هم نقد هاى زیباى شماست که همیشه از خوندنشون لذت میبرم.
خیلى از جاهاى نمایش براى من گنگ بود، مثلا جایى که یوهان به مارى میگه هیچى بدتر از کودک آزارى نیست، ارتباط این جمله ... دیدن ادامه » رو من با باقى نمایش نفهمیدم، آیا میخواست به مخاطب بفهمونه که دلیل این بن بستى که الان بهش رسیده کودکى تلخش بوده؟ آیا دلیل بى توجهیش نسبت به فرزندانش کودکى خودش بود؟
یا در واقع میخواست به کودکِ درونِ یوهان اشاره کنه که از این پیوند زناشویى در عذاب هست؟
۱۹ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"تُف به این نقشى که من بازى میکنم!"
نمیدونستم بدون بلیت ٢٠٠ تومنى هم میشه یه همچین گروهى رو جمع کرد و همچین صحنه اى رو طراحى کرد.
یکى از بهترین طراحى صحنه هایى بود که تا حالا دیدم.
بازى ها همگى خوب بود. گروه موسیقى عالى بود.
هم من و هم مهمان هام نمایش رو دوست داشتیم و خدا رو شکر پیش مهمان هام سربلند شدم :)
______
بازى ها: ١٠ از ١٠
گریم: ٩ از ١٠
طراحى لباس: ٨ از ١٠
نور: ١٠ از ١٠
کارگردانى: ١٠ از ١٠
متن نمایش: ٥ از ١٠
موسیقى و طراحى صحنه: ٢٠ از ١٠ !
________
کاملاً مشخص بود که همگى چقدر تمرین داشتند و واقعاً حیفه که این سالن حتى ١صندلى خالى داشته باشه. خصوصاً فکر میکنم به همه دانشجوهاى تئاتر دیدن این نمایش واجب باشه.
بنرِ نمایش، شدیداً شبیه پوستر نمایش "دیگرى" محمد حاتمى هست.
کاش یه کم طراحان گرافیک از خودشون خلاقیت بیشترى ارائه کنند. (البته اگر اون پوستر، خودش شبیه پوسترِ دیگه اى که من در جریان نیستم نباشه!)
اصلا این دست پوسترها که به عنوان پوستر اولیه ست زیاد شده بهارجان... یک زمینه ی سیاه و چهره هایی از بازیگران یا کارگردانان ... همین چندوقت بیش از چندین وچند مورد باهمین طراحی وجود داشته
۱۵ دی
:)))))
۱۶ دی
حالا یه .... گفت شد حرفهای زشت خانم دشتی.کلمه شو نگفتم که برای انها که ندیدند سورپرایز باشه . در کل تاتر کودکان نیست و جای بچه نیست.
البته سلایق متفاوته ولی بازی شومون و جدای از خوبی های دیگه کار دوباره دوست دارم ببینم
۲۶ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
براى منى که خودم نقاشم، اون تابلوى نقاشى واقعاً دوست داشتنى بود.
اپیزود دوم رو بیشتر از ٢تاى دیگه دوست داشتم.
نمایش خوبى بود، همگى خسته نباشید.
اون آهنگ سنتى اى که پخش شد اگه کسى میدونه لطفا بهم اسمشو بگه، ممنون.
از خون جوانان وطن؟
۰۸ دی
سرکار خانم گراوندی سلام
ممنون از شما
اسم آهنگ این هستش
Tu Kafardel
Shajarian & Olafur Arnalds
۰۹ دی
سلام آقاى داغستانى.
ممنون از پاسخگویى تون. زنده باشید.
۰۹ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"هنرمندا قهرمانن.
اعتراف میکنم من عرضه شو نداشتم..."
.
خرده نان من رو یاد افراد جامعه انداخت.
افرادى که خرده نان هاى کف زمین براشون مهم تر از جون آدم هاى اطرافشون هست.
آدم هایى که درظاهر دوست داشتنى و آروم هستند ولى حاضر نیستند به خاطر دیگران کوچکترین زحمت و دردسرى براى خودشون ایجاد کنند.
و آدم هایى که شاید در ظاهر به محیط اطرافشون بى توجه باشند ولى در موقعیت هاى حساس تغییر ماهیت میدن.
و واى به روزى که این دو قشر مجبور باشند کنار هم باشند.
.
آقاى سلیمانى برخورد محترمانه شما و اهمیت به مخاطب از ابتداى شروع تبلیغاتِ نمایش و همینطور معرفى کارنامه هنرى تون، براى من نشون دهنده حرفه اى بودن و شخصیت والاى شماست و از امروز اسم شما براى من مثل یک برند معتبر هست.
امیدوارم همیشه موفق باشید.
* از اینکه امکان سانس ساعت ٥ رو فراهم کردید که باعث شد با خیال ... دیدن ادامه » راحت و آرامش به منزل برگردم واقعاً ممنونم.
__________________________
خانم هاى محترم ردیف چهارم، صندلى ٦ و ٧ (سانس ساعت٥) صحبت نکردن در سالن نشون دهنده ى فرهنگِ افراد و احترام به وقت و هزینه ى دیگران و همین طور احترام به گروه نمایش هست. و مطمئنم حدود ٦٠ دقیقه سکوت کردن کارى سختى نیست و باعث حفظ احترام خودمون بین جمع خواهد شد.
خانم گراوندی گرامی؛
ممنونم از نظرات خواندنی و دقیق شما ... و نیز از لطف شما ... پاینده باشید ...
۰۸ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نکات مثبت نمایش:
١. نمایش راس ساعت شروع شد (قاعدتاً باید اینجورى باشه ولى خب از بس که هیچ نمایشى سر ساعت شروع نمیشه من یکى کلى ذوق کردم و جزو محاسن کار حسابش میکنم)
٢. پاکتى که به عنوان اطلاعات کار در اختیارمون گذاشتن ایده ى جالبى بود.
٣. بازى وحید آقاپور و مهدى حاجیان با توجه به نمایشنامه خوب بود.
نکات منفى نمایش:
١. کمدى؟ من حتى یک لبخند ساده از کسى ندیدم، بهتره ژانر نمایش تغییر پیدا کنه.
٢. نمیدونم من گیج بودم یا واقعا نمایش بد تموم شد؟ به هر حال من نفهمیدم تموم شده! حتى وقتى اولین نفر دست زد باز هم من شک داشتم که باید دست بزنم یا نه! :|
٣. ایده ى نمایشنامه جالب بود ولى به نظرم جا داشت بازنویسى بشه.
* از نظر شخصى من "ایستگاه ابرى" یکى دو درجه از نمایش قبلى وحیدآقاپور بهتر بود و بازیش هم بهتر از نمایش قبلى بود.
___________
در مورد سالن:
١. چرا صندلى ها ... دیدن ادامه » کجه؟ مشکل من کج بودن صندلى ها نیست! مشکل اینه که وقتى سمت چپ سالن میشینید و صندلى ها هم به سمت چپ کج هستند و بازیگران سمت راست سالن قرار میگیرند، عملاً دچار پارادوکسِ فیزیکى در بدن و کله تون میشید!
٢. درب سالن راس ساعت باز میشه پس اگه از بیرون بودن تو سرما اذیت میشید از نیم ساعت زودتر دم در حاضر نباشید.
مینا، مرتضی سوری، امیر و محمد جواد این را خواندند
رضا تهوری، فرزاد جعفریان، بابک و زهره مقدم این را دوست دارند
چه عجیب واقعا از اینکه تماشاگران حتی یک لبخند هم نزدن !!! دیده شده در نمایشی که درام به تمام معنا بوده تماشاگران ما رو با قهقهه هاشون حسابی به فیض رسوندن !!!
۰۲ دی
این ژانر کمدی که درج میشه مثلا قراره همون مخاطب قهقهه دوست رو به سالن بکشه.
۱۰ دی
دقیقا فکر میکنم هدف همین باشه.
این مخاطب قهقهه دوست، اگه من بدونم به چى انقدر عمیق و شدید میخنده، شاید منم بتونم اونقدر از اعماق وجود بخندم.
۱۰ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
...حتی اگر نباشی، می آفرینمت
چونانکه التهابِ بیابان، سراب را...
*قیصر امین پور
با دیدن این نمایش یاد این بیت قیصر امین پور افتادم.
آرزوى موفقیت براى گروه دارم.
خواب میبینم تو تیمارستان بسترى شدم؛
بالاخره...
به صورتم دست میکشم ولى صورت ندارم، یه گچِ (خمیر؟) سفید صورتمو پوشونده
.
اى کسانى که عاشق زندگى در تیاتر شدید،
یه کم جمع تر بشینید منم جا شم :)
.
نمیتونم بگم رابرت و بیشتر دوست دارم یا جان، ولى میدونم از کسایى که فحش میدن خیلى زیاد خوشم میاد :)
از همه ى کسایى که اینجا نوشتن و تعریف کردن و باعث شدن من تصمیم به دیدنِ این نمایش بگیرم خیلى خیلى ممنونم.
دیدن این نمایش در جوار خانم گلاب آدینه افتخار خیلى بزرگى بود و خوشحالم که امشب رو انتخاب کرده بودم.
پینوشت: خوشحالم که راه زندگیمو عوض کردم و دیگه قرار نیست منتقد بشم، اونم یه منتقدِ حرومزاده :))
بفرمایید بفرمایید خوش اومدین... جا برای همه هست...
۱۹ آذر
مرسى نفیسه جان ❤️
۱۹ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باورم نمیشه تو ایران با همه ى سختگیرى هاش بتونم تو همچین کنسرتى شرکت کنم.
خدا امثالِ کاوه رو واسه ما حالا حالاها حفظ کنه.
با اختـــلاف بهترین کنسرتى بود که تا حالا شرکت کردم. در صورت تمدید یا اجراى مجدد اصلاً از دستش ندید!
"ژان پل سارتر" اسمى نیست که من بتونم به راحتى ازش عبور کنم و احتمالاً من رو به سالن حافظ میکشونه تا ببینم این فیلسوف اگزیستانسیالیسم چجورى قرار هست با نمایشنامه اش سورپرایزم کنه.
.
"سارتر مى نویسد: من زندگى مى کنم براى اینکه بمیرم؛همه ى ما وجودهاى مجهولى هستیم که در یک دنیاى مجهول زندگى مى کنیم." مسئله اى که به خوبى در این نمایشنامه به آن پرداخته و ابعادش را شکافته است.
رگه هاى کمرنگى از فمنیسم در این نمایش وجود دارد که احتمالاً بى ارتباط با "سیمون دوبووار" شریک مادام العمر و همراه همیشگى "سارتر" نیست.
.
اگه بخوام از نمایش بگم: طراحى صحنه ساده ولى در عین حال مناسب با حال و هواى کار بود. (البته کمى لغزنده بود)
بازى بازیگران خوب و باورپذیر بود به جز یه چندتا تپق از یکى از بازیگران که اسمشونو نمى نویسم در کل اجراى خوبى بود.
نورپردازى ... دیدن ادامه » خوب بود.
طراحى صدا که در واقع فقط یک نفر بود ولى خودش به تنهایى یک گروه بود! (تا نشنوید متوجه حرفم نمیشید) بسیار خوب و حرفه اى بود.
موزیک پایانى، ارتباط خوبى با کار نداشت ولى به تنهایى و در جایى دیگه بسیار زیبا و دلنشین بود.
اگه بخوام از نقاط منفى امشب بگم توجه تون رو به جمله اى که در سالن انتظار شنیدم جلب میکنم: "امشب نور رو بیشتر کنید میخوان عکاسى کنن" و خب در همینجا کار ما تماشاچى ها تمام و کار دو خانم عکاس که با قدرت، تمامِ لحظات به یادماندنى کار رو با چلیک چلیک خودشون ماندگارتر میکردند شروع شد.
اگه بخوام از سوتى هاى خودم هم بگم موقع خروج اشتباهاً به جاى درب خروج وارد بک استیج شدم. :)))) فکر کنم چون خروج ممنوع بود :))
.
فکر میکنم براى همه ى انسان ها دیدن این نمایش یا حداقل خوندن نمایشنامه اش واجب باشه. (شاید فقط به خاطر چند جمله ى آخرى که با صداى مسعودکرامتى میشنوید)
سرکار خانوم گراوندى، سیمون دوبوار همسر سارتر نبوده.... گرچه همواره و تا همیشه دوست و همراه باقى موندند اما هرگز ازدواج نکردند....
۲۲ آبان
خانم گراوندی عزیز درود بر شما
پیشنهاد میکنم در بخش آوای تیوال، گفتگو با خانم قاسمی رو بشنوید. نقطه نظرات جالب و شنیدنی در خصوص اجرای نمایش داشتند. سلامت باشید بانو
۲۶ آبان
حتما خانم محمدى عزیز. ممنونم از پیشنهادتون
۲۷ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"من به پایان رسیدم،
مرگ حتمى؛
صد در صد..."
چقدر هربار که بلیت فروشى شروع میشد و عین هربار هم من تصادفاً ازش جا مى موندم حسرت میخوردم و مطمئنم اگه امشب بالاخره موفق نمیشدم نمایش رو ببینم تا ابد حسرت میخوردم!
چه اسم برازنده اى داره "ستاره". واقعا ستاره بود.
یکى از بهترین بازى هاى هوتن شکیبا رو دیدم.
موزیک و نور چقدر مناسب کار بودن.
طراحى صحنه جالب بود.
تله ها عالى بودن؛ هرچند که تقریباً من تو هیچکدومش نیوفتادم (حتى تو آخرین تله) ولى از دیدنشون با همه ى وجودم لذت بردم.
ممنونم از همه ى عوامل کار و همینطور از همه کسایى که اینجا پست گذاشتن و منو در دیدن این نمایش مصمم تر کردن.
از آقاى ١٩٥ سانتى صندلى جلوییم هم سپاسگذارم که صحنه رو برام پوشش میداد :))
کاش بتونم دوباره هم این نمایش رو ببینم.
آقای 195 سانتی :)))))
من بیچاره هم همین ماجرا رو داشتم
۱۰ مهر
البته اگر حامد حدادی صندلی جلو بشینه تازه قدر 195 سانتی ها را میدونید
۲۸ مهر
بهاره خانم :))
۲۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک طنز فاخر، یک گروتسک جذاب!
نمایش خدایگان همه ى آنچه مورد علاقه ى من بود یکجا در دل خودش داشت.
فلسفه، هنر، زیبایى شناسى، اسطوره پژوهى،
یونان باستان...
پیشنهاد میکنم این نمایش رو از دست ندید چون پر از سورپرایز و اتفاقات جالبه.
"تعادل" که خصوصیت بارز فلسفه و هنر یونان باستان هست در کل نمایش موج میزد.
طراحى صحنه خیلى زیبا بود،
گروه موسیقى بسیار زیبا مینواختند،
همسرایان، نور و از همه مهم تر بازیگران و کارگردان محترم واقعاً سنگ تموم گذاشتند.
ممنون.
شماهم همه چیزی که باب میل ما بود یه جا گفتی...دمت‌گرم...
۲۳ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب به تماشاى نمایش افرا نشستم.
واقعا لذت بردم از دیدن این گروه پر انرژى، این کارگردانى بى نقص، طراحى صحنه ى زیبا و چقدر زحمت داشت حفظ کردن اونهمه دیالوگ!
و نمیدونم چه سِرى داره که هرچى یک نمایش کم سلبریتى تر هست، من از اون کار بیشتر لذت میبرم و البته در عین حال تماشاچى هاى علاقه مندتر و بدون نور موبایل ترى در کنارم میبینم!
به سهیل ساعى نازنین خسته نباشید ویژه میگم.
"شخصاً ترجیح میدادم ریتم کار کمى تندتر بود که البته من کارشناس نیستم و این یک نظر شخصى محسوب میشه."
به همه ى دوستان؛ تماشاى این کار و پیشنهاد میدم چون واقعا براى تک به تک صحنه ها فکر و برنامه ریزى شده.
ممنون که به تماشا نشستید
۰۸ مرداد
دقیقا همینطور هست جناب غلامشاهى.
۰۸ مرداد
ممنون از محبتتون و ممنون از نظرات خوبتون ، به امید اینکه دوباره برگردیم به حقیقت زیبای تئاتر
۱۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زمانى که این سرعت در خرید بلیت رو دیدم با خودم خدا رو شکر کردم که زنده موندم و دیدم چقدر مردم به هنر فاخر تئاتر بها میدن، ولى از لحظه اى که تئاتر شروع شد و علیرغم تذکر اولیه مبنى بر خاموش کردن موبایل ها و حضور ٧٥ دقیقه اى نور موبایل نفرات کناریم در چشمم؛ کل باورهام دود شد و تبدیل به برداشت هاى دیگه اى شد!
از غر زدن که بگذرم باید بگم: دوست داشتن و دوست نداشتن این نمایش بستگى مستقیم به انتظارات شما و سلیقه تون داره.
اگه به دنبال یک ماجراى جنجالى و پر از هیجان و ماجراجویى و طراحى لباس هاى پر زرق و برق هستید، باید بهتون بگم احتمالا نمایش دلخواهتون نیست!
ولى اگه پوستر این تئاتر رو مبناى انتخاب قرار دادید (که به نظر من طراحى مناسبى داشته) میتونید حدس بزنید که با یک داستان ساده و به دور از پیچیدگى؛ طرف هستید و به احتمال زیاد از کار لذت خواهید برد.
براى شخص ... دیدن ادامه » من نمایش لذت بخشى بود. امیدوارم شما هم لذت ببرید.
دوست عزیز لطفا وقتی شاهد بی نظمی از طرف تماشاگران هستید بهشون تذکر بدین
شما اینهمه پول و وقتتون رو هزینه نکردین که یک نفر با نور موبایلش آزارتون بده
درسته که تذکر مداوم به افراد کار راحتی نیست ولی تنها راهیه که توسط اون میتونیم از حقمون دفاع کنیم
در ... دیدن ادامه » ردیف من هم دو تا خانم بودند که از همان ابتدا شروع به صحبت کردند و بنده هم بصورت جدی ازشون خواستم سکوت کنند، کمی بهشون بر خورد ولی خوشبختانه تا پایان اجرا رعایت کردند
پس خواهش میکنم نه سکوت کنید و نه تحمل!
حتما تذکر بدین
۲۷ تیر
متاسفانه گاهی هم با تذکر و تشر ما اوضاع وخیم تر میشه و علنی تر به کارشون ادامه میدن .... دوستان درجریان هستند ....
۲۷ تیر
راستش من خودم هم قبلا وقتى میدیدم دیگران در مورد موبایل هایى که خاموش نمیشه اعتراض میکنند، همیشه تو ذهنم بود که اگر نفرِ کنارى من همچین کارى کنه حتماً اعتراض میکنم ولى موقعى که براى خودم هم این اتفاق رخ داد و خواستم اعتراض کنم، ترسیدم صداى پچ پچ من باعث ... دیدن ادامه » بهم خوردن تمرکز بازیگران بشه و اجباراً سکوت کردم. (شاید هم کارم اشتباه بوده باشه.)
۲۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید