تیوال behrad rad | دیوار
S2 : 04:58:41
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
behrad rad
درباره نمایشگاه مه و خورشید i
پروژه‌های ۰۰۹۸۲۱ نیز در نمایشگاه جاری در زمان آثاری از خانم فرح اصولی را به نمایش گذاشته بود که توسط تیوال معرفی نشده بود

امیر مسعود این را خواند
بهراد عزیز متاسفانه خیلی از نمایشگاهها در تیوال برگه ندارند و براشون ساخته نمیشه
:(
۱۲ تیر
نیلوفر گرامی امیدواریم برخی از کارها که واقعا قوی هست اینگونه با بی توجهی مواجه نشود.
۱۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
behrad rad
درباره نمایشگاه افراد i
فضای گالری هم رس که کار خود را با آثار شاخص رضا هدایت آغاز کرده و در ادامه به نمایش کارهای شیوا بابایی در گرگ و میش پرداخته، شاهد نمایش آثار هنرمندانی است که گام های موثری را در جهت تحکیم هنرهای این مرز و بوم برمیدارند. مجموعه ای که هر اثر برای خود گفتمانی را از کنش های انسان و جامعه منتج به خود به دنبال دارد پیوند انسان و اجتماع در کشاکش رنج ها و شادی ها. تلاش و اندیشه دست اندرکاران این مجموعه که حس دلنشینی را از بدو ورود تا سیر زمان طی شده برای بازدیدکنندگان فراهم آورده قابل ستودن است.
نیلوفر ثانی، شکوه حدادی و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*تیوال گرامی این نمایشگاه تا 28 خرداد تمدید گردیده است لطفا در اطلاع رسانی دقت فرمایید*

مجموعه ای بی نظیر از بزرگان، پیش کسوتان و افراد شاخص عرصه هنری ایران زمین همچون اسفدیاری، زنده‌رودی، مسلمیان، محسس‌، لاشایی، آو، صنعتی، اعتمادی، ملکونیان، تناولی، امدادیان، تبریزی، اویسی و ... با نام برگزیده نمایشگاه همخوانی مضاعف دارد. اگر چه قدرت آثار، گذر زمان را در این نمایشگاه از معنی و مفهوم ساقط می نمیاد اما عدم نورپردازی مناسب و چیدمان های نامرتب و درهم، موجب سردرگمی بازدیدکنندگان در بدو ورود و خستگی آن ها در ادامه مسیر می شد. انعکاس لامپهای سقفی در تصاویر آثار موجود، به گونه ای است که گاه به نظر می رسد جزئی از اثر شده است و از سمت دیگر چیدمان هایی که تا سقف سالن ادامه دارد که امکان مناسبی را برای تماشای آن ها حاصل نمی آورد و مشخص نیست که بر چه اساس ... دیدن ادامه » کنار هم قرار گرفته اند چیدمان نه بر اساس نام هنرمند است، نه تاریخ خلق اثر و نه نوع تکنیک و مواد اثر. در داخل سالن کسی پذیرای پرسش های ذهنی شما نیست. نام خالقان اثر اگر توسط خالق اثر بر روی اثر ثبت نباشد و یا شما به آثار آن ها آشنا نباشید در دسترس نیست. اما با تمام این نواقص دیدن آثاری که شاید سال ها طول بکشد تا نوبت تماشای آن ها فراهم آید، فرصتی مغتنم است که تکرار آن سخت حاصل می گردد.
رضا غیوری این را خواند
نیلوفر ثانی و آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارند
بهراد عزیز تعداد کارها زیاده بهمین دلیل چیدمان اینطور هست که دراغلب نمایشگاههای عرضه فروش این سبک رایجه
این نمایشگاه صرفا جهت فروش اثاربوده
۲۸ خرداد
منم فکر میکردم تا ۲۸ ام هست ولی امروز رفتم درب نمایشگاه بسته بود و گفتند تعطیل .
۲۸ خرداد
خانم رویا من 27 رفتم و گالری فعال بود. البته با این مشکل بسته بودن گالری ها حتی در ساعات کاری نمایشگاه ها، بنده زیاد مواجه شدم. نمونه آن گالری باغ هنر ایرانی است که حتی رستوران کناری آن نیز تصدیق می نماید که ساعت باز و بسته بودن گالری تقریبا مشخص نیست. همچنین ... دیدن ادامه » به نگارخانه فلاح زاده که رجوع کردم متاسفانه بدون اعلام نسبت به بسته بودن آن با تعطیلی آن مواجه شدم جالب آنکه حتی از قراردادن یک پوستر نیز در آن مکان خودداری شده بود. به نظر میرسد اگر قبل از مراجعه تماس بگیرید بهتر باشد.
۲۹ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشگاهی در قامت دردها و فریادهای فرو خفته یک اجتماع که حقانیت خود را به وضوح فریاد بر می آورند اجتماع مردان و زنانی که در راه آزادی جان می دهند و مرگ را عاشقانه به آغوش می کشند تا قدرتهایی که برای منافع خود از یکدیگر سبقت میگیرند به چپاول و سرقت آزادی پیشی گیرند. چشم های ملتمس و دستان تنگ دستی که بوی سادگی آن در فریب کاری افراد مقدس مآب به تاراج می رود و خروش خشم انسان هایی که بی عدالتی را به عرش آسمانها غریو می زنند.
نمایشگاهی متفاوت با موضوعی کمتر دیده شده، و اما در این بین برای بنده بسیار قابل توجه بود که ممنوعیت عکسبرداری در دستور کار این گالری قرار گرفته بود مسلما عکس برداری از آثار هنری از قانون خاصی تبعیت نمی کند و به صورت سلیقه ای اقدام می شود اما نکته جالب توجه این بود که اگر دست اندرکاران این نمایشگاه این موضوع را در دستور کار قرار می ... دیدن ادامه » دهند حداقل های یک نمایشگاه ایجاب می کند که کاتولوگ یا فروشی عکس هایی از مجوعه فوق، در دسترس بازدیدکنندگان قرار گیرد. امری که متاسفانه در این گالری خصوصی با آن پیشینه و نام دیده نمی شود و با حرفه ای بودن یک گالری کاملا در تضاد است. همچنین جا داشت با پخش موزیک هایی از هیاهوی جنگ، بازدیدکنندگان به آن فضا سوق داده بشوند.
بهار گراوندی این را خواند
نیلوفر ثانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
behrad rad
درباره نمایشگاه آثار حسینعلی ذابحی i
آثار خلق شده در این نمایشگاه گویای قشرهای زخم خورده و لایه های ناهنجاریست که گاه به دلیل شرایط، خود را به صورت هنجارها نمود داده تا از بن مایه آن، شخصیت هایی رشد و نمو داده شوند که در تندباد ناکامی ها و رنج ها، چهره ای متفاوت از ظرفیت ها و استعدادهای بالقوه را به بلوغ بنشانند. چهره هایی که در ظاهر خندان اما پر از تشویش و نگرانی است. شادی که به تعبیر خالق اثر "شادی دلقک گونه ایست برای دل دیگران، دلقک های شریفی که نجات دهنده هم نوعان خود از غم و درد هستند" کثرت رنگ های تیره در آثار نشان از اتفاق های دردآوری است که با استاد کار همراه بوده و اکنون در خروش رنگ های سیاه و یا خاکستری خود را به رخ می کشد پس زمینه دردهایی که در ظاهر آن شادی ها زودگذر و در باطن آن غم های پر استقامت، آن را سرشار نموده اند.
امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
behrad rad
درباره نمایشگاه سالاد i
آثار آقای درم بخش گویی ورودی بود بر کودکی هایم که گام به گام از من رخت بسته بودند و اکنون در چشمان من به نقش می نشستند. خالق فروتنی که مصاحبت با او امید بود و دریغ و انعکاس دردهایی که به اندازه توشه یک عمر تجربه بر پیکر هنر این خاک نشسته است. دوام عمر، سرزندگی و شادی روزافزون را برای ایشان خواستارم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
behrad rad
درباره نمایشگاه تکثیرهای فواد شریفی i
مجموعه بسیار دیدنی و قابل ستایش با کلکسیونی از نام های افتخار آمیز و رنج کشیده ایران زمین ای کاش زمان اجازه تکثیر دیگر بار چشمهای بنده را بر این آثار میداد. سپاس از اندیشه گردآورندگان این مجموعه. راهشان مستدام باد.
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
behrad rad
درباره نمایشگاه منطقه‌ی گرگ و میش i
خطوط انتهایی اشکال، در مفهومی رازآلود، تو را به میان یورش رنگ ها می کشاند تا در کنکاش ذهن خسته، هوشمندانه، در ناخودآگاه سال های ابری غبار گرفته در زمان، غور کنی تا دریابی چه ثانیه ها که در تاخت و تاز زمان، با اندوهی از دردهای آشنا، بر این عمر گران مایه برفت و حاصلی جز ستم، بر دل خویش و هم جواران نیافت.
نیلوفر ثانی و شکوه حدادی این را خواندند
ابرشیر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر طرف می نگری شیحه اسب های بی سوار که تنها گرد راه را در طول این سالیان، بر تارک زخم خورده خود و در میان نشان های هویت ایرانی بر دوش می کشند، چشم را می نوازد و گاه و بی گاه جغدهای نشسته در خانه تو گویی آبشخور این شعر است:
گردی از راهی نمی خیزد، سواران را چه شد ؟
مرده اند از بیم یاران، نامداران را چه شد ؟
جز صدای جغدها چیزی نمی آید بگوش
قمریان آخر کجا رفتند، ساران را چه شد ؟
و خروس های منتظر که بر زمزمه های شاملو به تکرار آواز سر می دهند:
"سپیده دمان از پس شبی دراز
آواز خروسی می شنوم از دور دست
و با سومین بانگ آن در می یابم که رسوا شده ام "
تو گویی در انتهای بازدید، به توصیف یک وطن نشسته ای



امیر مسعود و پرند محمدی این را خواندند
محمدرضا مدیری، نیلوفر ثانی و رضا بهکام این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی با طعم بیهودگی، در نبرد سیاهی، آنجا که سپید بودن معصیتی است عظیم، راه می گشاید در رگهای سرد این مردم. توده هایی که با توشه های سنگین رنج ها، با زخم های پر تکرار ملالت، بر دوش می کشند خستگی ضرباهنگ نفس ها را تا باز دریابند آسایش بن مایه وجودی انسان در نبرد مرگ و زندگی
پرند محمدی این را خواند
نیلوفر ثانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
behrad rad
درباره نمایشگاه آثار علی گلستانه i
در هیاهو و غوغای شهر به دریچه های ساده ای می رسی که در کشاکش بی پیرایگی خود، وازگان گوهرباری را بر دوش می کشد که در قاموس فرهنگ هنجارنماهای این شهر و شهرنشینان آن نقش باخته است. تو گویی آن همه سادگی در پیچیدگی های روزمرگی همچون آواری است که گلوگاه نفس را بند می آورد
امیر مسعود و پرند محمدی این را خواندند
امیرعلی یکتا، آذرمهر و رضا بهکام این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
behrad rad
درباره نمایشگاه خارج از خانه i
میزهایی مملو از خلاء حضور، با نویدی از انتظار یک واقعه، در مصاف خوش آمدگویی انسانهایی که می آیند و می روند و نقش می زنند در پشت این میزها خاطره هایی دلربا یا نفرت زده را و گاه رج می زنند بر صفحات تاریخ حضور خود را در اتفاقی نادر
ابرشیر این را خواند
نیلوفر ثانی، آذرمهر، امیرعلی یکتا، امیر مسعود و عباس الهی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
behrad rad
درباره نمایشگاه باغ i
آن هنگام که فام لاجوردی عشق
ره می گشاید راه خود را
در تاخت وتاز لایه لایه های ظلمت
من در تلاشی بی حاصل
محبوس در زمان
می تازانم بر سدهای صف کشیده
بر دریچه های آزادی
تا شاید باز پس گیرم نبض خود را
از هجوم تازیانه های تطاول زمانه اندوه
97/11/07
آذرمهر، نیلوفر ثانی و ابرشیر این را دوست دارند
دادن چیزی که نداری
به کسی که نمی خواهد
به اشتراک گذاشتن
نداشته هاست عشق...
۰۹ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در را که می گشایی هجوم رنگ ها آواری می شود در بازی چشم ها و اندیشه. در سفر رنگ ها گاه در فروغی پر تحرک به شعله می رسی و گاه در سکونی لذت بخش در رخوتی عمیق سیر می کنی رنگ ها در تلالو میوه های بهشتی عطر لیمو و نارنج در فضا می گسترانند تو دانی هزار امید در لایه های رنگها به انتظار چشمان خالقی است که در مکاشفه ای بی بدیل دست به کشف راز آن ها بردارد من اما به دنبال کشف رنگ آزادی، به پرسش دیرین بر می خیزم کدامین رنگ، کدامین طیف حس زیبای تو را بر اندیشه های زمان می تازاند
بهراد گرانقدر سپاس بابت این نوشتار ترغیب کننده ... در اولین فرصت برای تماشای آثار خواهم رفت
۲۵ دی ۱۳۹۷
ابرشیر عزیز ممنون از زمانی که برای خوانش مطلب مذکور صرف نمودید امیدوارم شما نیز از این حض بصری و روانی حس ناب رنگ ها بهره ببرید
۲۶ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
behrad rad
درباره نمایشگاه سیزده منظره i
در واپسین روز و در ساعات پایانی نمایشگاه چشمانمان به تماشای مناظری نشست که حس نقاش را بی هیچ تفاخری به عرصه ظهور می گذاشت. مناظری که با رنگهای زنده تو را در بیشه زارها و سبزه زارها رها می کرد تا از این شلوغی اوضاع محکوم شده به سکوتی مبهم در بطن خویش رسوخ کنی گو اینکه تو اکنون در آن مکان به بازی رنگها قلم در دست داری. حس زیبایی که در تنت بپیچد و تو ناگزیر به تسلیم، ترک آن مکان در انتهای بازدید پر ثمر باشی
نفوذ تئاتر در تماشاگر یا تماشاگر در حیات تئاتر

تنها چیزی که هم ‌اکنون به آن عشق می‌ورزم، اندیشه‌ تکمیل وظایفم در قبال دیگران است.
فریدریش: وظیفه؟ آیا وظیفه می‌تواند بر عشق تو به خویشتن و تلاشت برای رسیدن به آزادی مطلق پیشی گیرد؟ تا به خویشتن دست نیافته‌ای، “وظیفه” کلمه‌ای توخالی خواهد بود.
یوزف، بهتر است انسان جرأت تغییر باورهایش را بیابد. وظیفه و ایمان فریبی بیش نیست، حجابی برای پوشاندن آنچه در پسشان است. (وقتی نیچه گریست)
با شتاب پذیری بی وقفه تکنولوزی، ارتباطات و صنعتی شدن جوامع، توده ای گسترده ای از مردم در تلاشی مذبوحانه به سعی در برون رفت از این طوفان سهمگین و دریافت بستری از آسایش روح و روان لحظه ها را می سایند. در این بین اما اجتماعی از این توده با اهداف و انگیزه هایی متفاوت در جلوه تماشاگران نمایش های اجرایی، صحنه های تئاتر را ... دیدن ادامه » مورد لطف خود قرار می دهند صحنه هایی که گرچه جان می دهند تا از هجمه های مضاعف تسخیر نظام سرمایه داری و بورژوازی شتاب زده رهایی یابند، اما در نهایت پس از این جهد فرساینده، در نگاه تماشاگر امروز، نبض رهایی خویش را خاموش می یابند. تماشاگرانی که می بایست با حضور و حمایت معنادار خود به دوام و استقرار جان مایه تئاتر، نقشی بسزایی را ایفا نمایند با انجام وظیفه در قبال تئاترهای بی محتوا ، حمایت هنرمندنمایان و گرفتاری در چنگال تبلیغات مؤثر آن ها در راستای اجرای تئاترهای لاکچری، موجبات رشد نابسامانی ها و تسریع در آسیب رسانی و تعرض به نمایش های اثربخش در عرصه فرهنگ می گردند. تماشاگرانی که با ژست های روشنفکرانه و تبختر اجتماعی از سالن های تئاتر خارج می گردند بدون آنکه تلاشی در تغییر باورها و عادت های نابهنجار روزمره خود نمایند و در مواردی اگر تفکر بر آنها مستولی گردد با پناه بردن به مکانیزم های دفاعی و نظریات فلسفی و روان شناسی سعی در اقناع افکار متعارض و فرار از اظطراب فشارهای ناشی بر رفتار و افکار خود بر می نمایند. با این روند تسریع اضمحلال، صحنه های تئاتر تا چه اندازه در تأثیر و تغییر هویت فرهنگی افراد جامعه ای که توده غالب آن در مقابل تغییر مقاومت می نمایند، نقش ایفا می کنند؟ چگونه تماشاگران تئاترهای نا بلد و بی هویت که تعریف خاصی از علت حضور خود در این نمایش ها ندارند، می توانند به حمایت و حیات تئاترهای پر محتوا بپردازند؟
متنی مؤلف و دغدغه مند و تاثیر گذار بود ، سپاس جناب راد
۲۴ دی ۱۳۹۷
سپاس آقای مدیری امیدواریم به ره یافت مشکلات در عرصه فرهنگی
۲۵ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این است عطر خاکستری هوا که از نزدیکی صبح سخن می‌گوید
زمین آبستن روزی دیگر است
این است زمزمه‌ی سپیده
این است آفتاب که بر می‌آید
تک‌تک، ستاره‌ها آب می‌شوند
و شب
بریده‌ بریده
به سایه‌های خرد تجزیه می‌شود
الف.بامداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خاموش گشته در من
آن پر شکوه شعله خشم ستاره سوز
ای خوبتر بیا
این شعله نهفته به دهلیز سینه را
چون آتش مقدس زردشت برفروز
ای خوبتر بیا
که محنت برادر من غرق در الم
کوهی ست بر دلم
گفتی که
آفتاب طلوعی دوباره خواهد کرد
اینک امید من تو بگو آفتاب کو ؟
در خلوت شبانه این شهر مرده وار
هشدار گام به آهستگی گذار
اینجا طنین گام تو آغاز دشمنی ست
یک دست با تو نه
یک ... دیدن ادامه » دست با تو نیست
....
حمید مصدق
عالی
۱۵ مرداد ۱۳۹۷
عاااالی
۱۶ مرداد ۱۳۹۷
ممنون دوست گرامی اینقدر این گنجایش هنر ژرف انگیز هست که انسان گاهی احساس میکنه زمان بدون دستیابی به این لحظات زیبا در حال نابود شدن است
۱۶ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز چه روزی است؟
ما خود تمامی روزهاییم ای دوست
ما خود زندگی‌ایم به تمامی ای یار
یکدیگر را دوست می‌داریم و زندگی می‌کنیم
زندگی می‌کنیم و یکدیگر را دوست می‌داریم و
نه می‌دانیم زندگی چیست و
نه می‌دانیم روز چیست و
نه می‌دانیم عشق چیست
ژاک پره ور / شاملو
behrad rad
درباره نمایشگاه بوی بادام i
اینجا تنها درد و سکوت
تنها غلط های مکرر
در هجمه های دستورات نامتعالی
به سخره بردن بشریت
صلح حرف تکراریست
عملی در واژگان خود نمی بیند
و درد شاید عمیق می نماید
در پس حنجره رو به آزادی
نیستی اینجا و باز می دانم
آتشی به جانم افروزی
در صدای خس خس خاموشت
پیش چشمان خیس فرزندت
در نگاه رو به اتمامت
قلب رو به تحلیلت
چشمان خسته ام اما
تاب ... دیدن ادامه » گریه ای ندارد باز
من گلوگاه توام این بار
با من امتحان کن نفس کشیدن را





برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید