تیوال بهزاد بهزادی | دیوار
S3 : 13:00:34
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
انتخاب نام شی آف به نظر برگرفته از نام داروی شیاف می باشد که اثری موضعی برای معالجه درد در بدن دارد هر چند که نوع بیان این نام متفاوت از برداشت اینجانب است.
پدر با آهنگی از معین که آن را "قاری قرآن" می خواند به دنبال لحظه ای شنگول شدن است و یا دختر خانواده که در پی ازدواج با یک وکیل به قصد فرار از مشکلات روحی و معضلات اقتصادی است و حتی حاضر می شود با فرد مورد نظرش پیش از موعد نامزد کند و پسر پسر خانواده نیز در محلول خوش گویی و بی سروپایی گرفتار است و همگان دردخویش را می خواهند به هر روشی فراموش کنند. در اینجا تنها مادر است که ظاهرا به دلیل اعتقادات مذهبی چیزی تسکینش نمی دهد جز یک برداشت از نمایش فیلم شعله تا ثانیه ای همه دردهای پیرامونش را فراموش کند.
گرچه ادبیات مورد استفاده بازیگران در نمایش کاملا با طبقه اجتماعی مورد نظر نمایش هماهنگ است اما ... دیدن ادامه » تپق های برخی از آنها زیاد بود ولی با توجه به اینکه فاصله ی زمانی اجرای این نمایش با اجرای قبلی کم است و زمانی برای متمرکز شدن برای اجرا وجود ندارد کمی معقول به نظر می رسد.
مادر خانواده یک شوهر معتاد با دو فرزند بزرگ دارد و با توجه به اینکه هر کدام ساز خود را می نوازند و مادر علاوه بر فرزندان درگیر مشکلات خانواده است و زیر این بار سنگین خم و شکسته می شود بهتر بود یک گریم در خور فردی شکسته و افسرده داشته باشد اما از نگاه من گریم استفاده شده بیانگر چنین فردی نبود.
دکور مینیمال مورد استفاده تا حد امکان به سبک نمایش نزدیک و فوق العاده بود. این پایه های چوبی را به هر نحوی که مخاطب بخواهد می تواند برای خودش تفسیر کند. از آینه درون فردی گرفته تا چارچوب خانه ای بی در و پیکر.آهنگ ها و نوع آن ها در جای خودش خوب بود و ریتم نمایش را از شروع کار و در زمان تغییر دکور تا پایان نمایش حفظ می کرد.
عملکرد طراحان لباس خوب بود ولی با توجه به شناختی که داشتم توقع جسارت بیشتری می رفت. زن همسایه که شخصیتی خاله زنک حراف و خودنما دارد در حد توان بازی خیره کننده ای داشت و انتخاب لباس با نمایش زرق و برق با توجه به شخصیتش بسیار هوشمندانه بود. انتخاب چادر زنان و شلوار مجید خوب و نزدیک به رفتار فردی ایشان بود. البته طراحان لباس می توانستند با انتخاب عناصر بیشتری برروی لباس و یا حتی استفاده از گردنبندی شبه طلا یا زنجیری در دست مجید شخصیت لات غیرتی مآبانه وی را بهتر نشان دهند.
در پایان می توان رساندن پیام این نمایش به گوش های مخاطبانش را موفقیت آمیز دانست.
امیر و صدف اسمعیل پور این را خواندند
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
البته گوشی آیفون و اساسا لباس نقش خواهر به زعم من مناسب نبود اما تلاقی عالی بودند
۱۰ دی ۱۳۹۷
درود بر نگاه تیزبینانه شما جناب لهاک. درباره استفاده از گوشی آیفون نظر من مثبت است. به شخصه میبینم کسانی را که به سختی کار می کنند حتی شده 3 شیفت کاری و آیفون دست می گیرند تنها برای نمایش.(تناقضات میان واقعیت و ایده‌آل‌های اجتماعی)
۱۳ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش به لطف فروختن بلیت های "خارج از ظرفیت" اصطلاح مد شده راس ساعت 4.30 شروع شد.

یک دنیا تحسین و تشویق برای مجموعه بازیگران که ظاهرا کار اول آنها بود و این مهم فقط با یک کارگردان و هماهنگ کننده کاربلد امکان پذیر است.

شروع کار تا کشتار ششم ریتم خوبی داشت ولی از آنجا به بعد مشخص بود کسانی که اطراف من نشسته اند نیز خسته شده و اینستاگرام و تلگرام خود را بررسی می کردند تا نزدیک پایان کار که به یکباره نمایش جان گرفت.

تبریک به طراح لباس محترم برای پرهیز از رنگ های متنوع و انتخاب لباس های یکدست یکرنگ برای نمایش عدم تمایز شخصیتی و پوشیدن جامه های سفید رنگ برروی لباس ها که نشانی از مرده بودن آنها از ابتدا بود و بسیار پخته می نمود.

پخش آهنگ های فرنگی که من و هم نسل های من با آن خاطره ها داریم جالب به نظر می رسید. شاید دلیل انتخاب آن هم نهادینه شدن خشونت در اجتماع کنونی بین نسل هایی است که طعم جنگ انقلاب و خشونت را ابتدای نونهالی تا سنین جوانی در مدرسه و فضاهای دیگر روزمرگی زندکی خود چشیده بودند.(شاید)

این خارج از ظرفیت فروختن بلیت آخر بخیر و خوشی تمام نمی شود. اگر کسی نیاز به خروج فوری در شرایط اضطراری داشته باشد و یا آتش سوزی اتفاق بیافتد و در حالت بهترش زلزله ای چیزی.... نمیدانم مسولین سالن ها چه فکری می کنند و یا اصلا فکر می کنند؟

انتقاد از هم قطاران مخاطب نیز ظاهرا فایده ای ندارد. عزیزی در هنگام پخش موسیقی مشغول به همخوانی با آهنگ های فرنگی شده بود و از آن بدتر با تکان دادن پاهای خود به چپ و راست در پشت ما ذکر لالایی گونه نیز داشتند. باور بفرمایید من نیز تمام آهنگ ها را از بهر بودم ولی سعی کردم تمرکز دیگران را تا حد ممکن برهم نزنم.

یا خانم محترم دیگری که دیالوگ های شیرین بیگانه را همزمان برای دوست خویش به فصاحت ترجمه فارسی می کرد. خانم دیگری که از شدت خشونت احوالش برهم ریخته بود و از یار خویش درخواست خروج می کرد. حالا خوب است از ابتدا تذکر دادند هرکس نمی تواند تحمل کند از سالن خارج شود. ولی ایشان هم به لطف بلیت های خارج از ظرفیت امکان خروج نداشت و تا پایان نمایش روی نرو ما و یار خویش بود.

از ... دیدن ادامه » روشن شدن مرتب گوشی ها و یا پاسخ به تماس هم که بگذریم به نظر بیشتر از اینکه به فکر فروختن بلیت باشیم بهتر است کمی به فکر فرهنگ سازی این اپیدمی و موج جدید تئاترچیان که تماشای تئاتر را برای خود فخر فرهنگی و نشان تجمل می دانند باشیم.
من این هفته که قراره برم مستقل حتما قبل از ورود به مسئولین سالن اعتراض خواهم کرد. پیشنهاد میکنم بقیه هم حتی شده در حد یک جمله چیزی بگن قبل از ورود یا بعد از خروج. وقتی تعداد اعتراض ها زیاد بشه ممکنه احساس کنن لازمه گوش بدن بهمون.
واقعا انگار منتظرن یه حادثه ... دیدن ادامه » ای رخ بده بعد لطف کنن بیخیال اون چند تومن اضافه بشن.
حالا ده نفر بیست نفر اضافه رو میتونم بپذیرم ولی ۶۰_۷۰ نفر واقعا ظالمانه ست.ظلم به هرکسی تو اون سالنه... و سود برای اونایی که بیرونن...
۲۳ آذر ۱۳۹۷
:|||||||||||
هی دارم فکر میکنم چی باید بگم ... هیچی به ذهنم نمیرسه... هیچی
۲۴ آذر ۱۳۹۷
بانو نفیسه نوری, لطفا اگر مطلبی برای بیان یافتید با ما نیز به اشتراک بگذارید. ما که به هر دری زدیم تخته بود.
۲۴ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این کار به هیچ عنوان دید من مخاطب را نگرفت.
1- در شروع کار که کمی تمرکز جمع کرده بودیم عکاس محترم که نزدیک ما نشسته بود چکه کانی و شات بازی می کرد تا یک محترم عاقایی به ایشان تذکر داد و در آخر ختم بخیر شد.
2- من در پایان متوجه نشدم که این کار عواملی به نام کارگردان و آهنگساز و بخصوص طراح لباس داشت! مسیر تالار تا منزل خیلی فکر کردم ولی الان که اسامی رو دیدم متوجه شدم اشتباه از من بوده و چنین دست اندرکارانی وجود داشتند.
3-انتخاب سبک اجتماعی شاید بیشتر وصله می شد تا با کمدی سیاه به این نمایش پینه زد.
3- با احترام به جامعه هنری تیاتر و تئاتر بازان به نظر اینجانب یا مخاطبان آب رفته اند و یا خود هنرمندان قیور مخاطبان را به این حال و روز انداخته اند.
4-یک مدل خنده هایی می شنیدم که شک کردم شاید به بیماری دچار شده ام که نمی خندم!
5-عکس دسته جمعی خوب بود اگر نمونه ... دیدن ادامه » آن را به خودمان هم بدهند یرای یادگاری
سپاس