تیوال ناهید حدادی | دیوار
S3 : 18:54:02
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
هتل کوهستانی
تصویر جامعه ای است کوچک اما با بار سنگینی از هستی انسان هایی نه در معنای زندگی که نه در زندگی .
واسلاو هاول با این نمایش انسان را به بازخوانی خود خوانده . و امروز براستی کاوش هویت و شناخت و انتظار انسان از خود چون هوا برای نفسی تمیز ، نیاز است
گمگشتگی ، نوسان و چرخش در خویشتن خویش و در روابطی سست با آدم ها ، می سازد از ما خسی بر آب و پری بر باد . براستی همه مثل هم هستیم ؟ گر نباشیم ، نبودنمان هم چندان دور نیست .
به کجای این شب تیره بیاویزم
قبای ژنده ی خود را
آریو جان درود ها بر شما نیک ورز فرزند اندیشمندم . توفیق به افزونت را می بینم عزیزم .
گروه دوست داشتنی نمایش ، فرزندان نکویم عشق و تلاشتان را می ستایم . صحنه ها را به صدق جان دهید .
از صمیم قلب آرزوی بهین روزان تئاتری برایتان دارم .
درود بانوجان چه خوب حضور و نعمت وجودتون رو از حمایت وهمراهی دوستان خوبمون دراین گروه دریغ نکردید
همیشه تندرست و سلامت باشید وماهم ازتون یادبگیریم و بهره ببریم
۱۹ دی ۱۳۹۷
آریو جان فرزند اندیشمندم از سخاوت و بزرگواریت ممنونم .
گاه آموختن من است از نگاه پیشرو شما و شمایان نکویم . تلاشت را در این عرصه ی ناب دوست دارم و تحسین می کنم .
آنقدر نمایشت در گیرم کرد که نوشتن در باره ی زیبایی دکور و لباس از دستم رفت . نیک دانی که از ... دیدن ادامه » صمیم قلب
توفیق شما فرزند عزیزم و همه ی اهالی این خانه ارزشی را آرزومندم .
۲۴ دی ۱۳۹۷
هستی جان ِماه تابانم ، دختر دوست داشتنی ام به قامت مهر و بزرگی نگاهتان ممنونم .
و خوشحال که در کنارتان همیشه نفسم جان می گیرد و تازه می شود
۱۲ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ناهید حدادی
درباره نمایش شیطونی i
با درود های گرم .
چون شیطونی ِآدم بزرگ ها به درد ، رنجم می داد . معلم شدم تا از شیطونی فرزندان جوان ِ هنوز زخم ، نخورده ، زیبایی های زندگی را هم ببینم .
زیرا تلخی ها که مدام در برابر چشمم رژه می روند .
مهدی جان کوشکی گوشه ای از جاری جامعه را بسیار موفق به نقش کشیدی .
تا اجرایی بر جان اندیشه ام ننشیند در گیرش نمی شوم و این نمایش بخشی از بطن نازیبای فرهنگی را که زندگیش می کنم چنانم با خود برد که در آخر احساس کردم
دیگر تاب تحملش ندارم . متن ، کارگردانی ، بازی ها و دکور ساده ی آن درست بود و بسیار خوب .و مخاطب را با خود همراه می ساخت
مهدی جان کوشکی فرزندم قلمت توانا و هر روزش غنی تر . نمایشی که بیننده اش را سِر از سالن بدرقه کند حتمن تئاتر نیست . اما شیطونیت تئاتر است . و من دوستش داشتم .
بچه ها ی هنرمندم چه بازی های عالی داشتید . منتقد نیستم اما یک نماش و ... دیدن ادامه » اجرایی درست به شدت مرا راهی خانه ی تیوال می کند . از تک تک تان ممنونم . توفیق بیشمارتان را در این عرصه ی ناب به نیایشم .
معلم بزرگوار تیوال خوشا به حال گروهی که لطف و مهر شما مشمول حالش باشد.... خوشحالم از وجود با برکت و اثربخش تان در تیوال ...وجود شما دلگرمی محض است
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
علی جان زحمتکش ممنونم از خوانش و لطف داری نکویم . اعتلای به افزون این هنر دوست داشتنی و فرهنگ ساز را به امیدم .
۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷
زنده باااااااشید،چقدر چیدمان کلمات شما زیبا و دلنشینه،پر از انرژی شدم

سپاسگذارم...
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ناهید حدادی
درباره نمایش درنیومده i
تالار مولوی را از برای انتخاب نمایش های خوب ، درست فکر شده و به خصوص از نسل جوان خلاق و خوش ایده بسیار دوست دارم .
" نمایش در نیومده " به نویسندگی و کارگردانی سعید زارعی عزیز از جمله انتخاب های درست این سالن است .
سعید جان زارعی نیک فرزند هنرمندم به جد تحسینت می کنم .
در اولین شب اجرا با خواهر عزیزم همیشه همراه تئاتری ام آمدیم و نمایشی دوست داشتنی را با بازی های بس بس خوب گروه دیدیم تبریک و ممنو ن .
دشواری های یک کار گروهی در این زمان و مکان و مایی که هر یک داعیه خود داریم چقدر خوب درآمده بود . باری " نمایش درنیومده " آنقدر خوب دراومده بود که حالمان را بی حد خوش نمود . با درودها و آرزوی توفیق به افزونتان .
.
ممنون از شما و انرژی خوبتون :)
۱۳ بهمن ۱۳۹۶
سحر جان دیدار شمایان ِدوستدار اندیشه و هنر قند مکرر است .
امید که فرصت دیدن نمایش را بیابی و بنویسی دختر مهربانم .
۱۶ بهمن ۱۳۹۶
سپاسگزارم ابرشیر عزیز و خردورزم
عزیزید و بزرگوار
قدردان بودنتان هستم که حقیقتا" باعث مباهات و افتخار است .

لیلی بانوی عزیز و گرانقدرم
با درود و سپاس
ممنون از لطف و مهر سرشارتان
وجودتان همیشه سبز
اندیشه تان همیشه مانا
... دیدن ادامه »
سحر جان نازنینم
ممنونم از محبتت
من و خواهرجان هم بینهایت خوشحال شدیم . دیدار گاه به گاه ، اتفاقی و غیر منتظره ی شما نازنینان همیشه باعث مسرت و شادی است .
به امید دیدار مجدد
لحظه هایت همیشه سبز و خرم باد


۱۷ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ناهید حدادی
درباره نمایش من ... i
جناب فرهاد تجویدی و جناب حمید ورد گرانقدر
امشب نمایشتان " من " را دیدم .
درود ها ، سپاس ها و تبریک برای متنی تأمل برانگیز .
جناب فرهاد تجویدی عزیز و گرامی
درود و سپاس و تبریکی دیگر که چنین جانانه مضمونی اجتماعی انتقادی را با اجرایی ناب را به صحنه بردید .
آن چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند .
نمایش های بسیاری را دیدم که دوستشان داشتم . اما این اجرا از جنسی دیگر بود و بسیار دوست ترش داشتم .
صحنه ای که بیشتر مناسب اجرایی مونولوگ است ، براستی طراحی و هدایت اجرایی بسیار توانمند می طلبد تا چهل بازیگر را هماهنگ و بر ریتم بسازد .
دست مریزاد استاد . بس بس لذت بردم . اثری که بازیگرانش علاوه بر حرکت بسیار و دیالوگ گویی نقش زن دکور و موسیقی نیز بودند . و به نور نیازی نه .
به تمامی فرزندان ِ جان ، هرمندان بازیگر نیز برای بازی دوست داشتنی شان صمیمانه تبریک ... دیدن ادامه » می گویم .
بعد از مدت ها دوری ِ به ناچار از تئاتر امشب نفسی تازه کردم و ممنونم از تمامی عوامل این نمایش .
و عزیزان ِ خانواده دوست داشتنی تیوال
فرزندان ِ جان ، قلم زنان و منتقدان باز هم دوست داشتنی این خانه خوب
به قوت تشویقتان می کنم این نمایش را ببینید
به جان نویدتان می دهم لذت خواهید برد و بس تحسین خواهید نمود .
توفیقتان به افزون .
محضر ِ گرم اندیشه ور و توانا قلم رقم زن ِ ژرف نگاه پرنده باز الکاتراز عزیز درود ی جانانه و مادرانه .
ارادت ها گرانسنگ ِ در دل و غایب ازچشم ِ . واژه واژه تان چون غزل بر دل نشیند . اگر چند ژرفای نگاهتان هراسم افزاید لیک چه باک که بر زیبایی اجرا پای می فشارم ... دیدن ادامه » و همه امیدم که بر وزین طبع ِصعب گزینتان نکوتر به جلوه آید . نمی دانید نواخت بزرگ اندیشان چه بی حد شیرین است حتا بر پیرانه سران .
۰۷ آذر ۱۳۹۶
پرنده باز ِآلکاتراز وزین اندیشمندم به گرمی سپاس که مشوّقید مرا بدان چه بایدم بودن.
ای خوب دو عالم مرا به نرد ِنظم تو قامت نرسد
آزمونم مکن که پرّ پرنده ، کجا به عنقا رسد .
امید که چون اجرا دیده شد ، قلم را به رد یا پذیره بکوبید یا بنوازید . ظرفیت درک ... دیدن ادامه » و شوق آموختنم سفره ای گسترده است .
هماره ، دوستدار وسعت دانش و خط شگرفتانم .
۰۷ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ناهید حدادی
درباره نمایش عمل کشتن i
مدتی این مثنوی تأخیر شد....
از پس ِ نبودن ها ، تا شور شیرین تئاتری درست را رقم زنم ...
نمایش خوب عمل کشتن برآنم داشت تا از یک نمایشنامه و کارگردانی و بازیگرانش ابراز خرسندی کنم .
پرده ها بس بس دوست داشتنی چیده شده بودند تا نقد و منتقدانش ، مشت نمونه ی خروار را نظارگر باشیم .
ندیده و نخوانده قضاوت می کنیم .
از روی خودخواهی و بل حسادت نفی می کنیم و خط بطلان می کشیم .
و آن چه مظلوم می ماند درستی ها وحقیقت است .
اگر نگاه ما ، به فیلم ، تئاتر ، کتاب و هر مقوله ی دگر ، تحسین سره و اصلاح ناسره باشد ، نشان از سلامت اندیشه ، تفکر و داشتن دانش ماست . اما هیهات ......
چه گویم که عمل کشتن از نامش گرفته تا درونمایه اش عالی ست . بس دوستش داشتم .
رضا جان جعفر مدار درود ها . انتقادت بسیار به جاست و ممنونم . قلم و کارگردانی ات را آفرینا .
منتقدان نمایش ها شما خیلی خوب بودید .
و ... دیدن ادامه » هنرمندان بازیگر شمایان نیز بس نکو بودید .
و چه بی حد حیفم آمد که فقط یک اجرا مانده .
امیدوارم یا تمدید شود ویا دگر بار به اجرا بروید که دوباره دیدنش را سخت دوست می دارم
معلم بزرگوارم چقدر خوشحالم که دوباره می خوانم تان... قلمتان سبز ..
سلامت باشید که حضورتان برکت و مهر و آگاهی است
۱۷ شهریور ۱۳۹۶
ابرشیر جان ، همیشه مشوق معلم دیرین سپاس ها .
امروز دانشی قلم هاتان را تصویر چشم ها می سازم . می آموزم . و به داشتنتان بی شمار به خود می بالم و خرسندم .
۱۷ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ناهید حدادی
درباره نمایش مستند شلتر i
از خودتان انسانیت به یادگار بگذارید ، نه انسان
تولید مثل را هر جانوری بلد است . _______ برتراندراسل ....روانشناسی برای زندگی
پرسنده : به نظر تو تقصیر کیه که امروز فاطمه در شلتر نیست ؟
(مسئول) یا مادر شلتر : من هر کاری از دستم بر می اومد کردم .شما برید ببینید چی میشه کار این بچه ها به این جا می رسه .
نقد و نگاه به نمایش شلتر به قلم فرزندان اندیشه مندم به درستی رقم خورده است و ممنونم .
نه فرا دستم و نه فرو دست ، برزخی هستم که درد را می فهمم و شرمم می آید که هستم اما بیهوده .
خوب هم می دانیم " چه می شود که کار این ......... " برای من این نمایش عالی بود تا به حال اجرایی چنین حال مرا از خودم متغیر نکرده بود . یا اکنون به خاطر ندارم .
ساناز بانوی بیان گرانقدر درود ها .
کارگردان عزیز و توانا امین جان میری تقدیر و تحسین .
عزیزان هنرمند دختران گلم بازی هاتان به حیرتم ... دیدن ادامه » انداخت . بس بس آفرینا بر شمایان جان .
گریم
لباس
چه بسیار خوب بود
با آرزوی توفیق روزافزون و سپاس بسیار از همه عوامل نمایش شلتر منتظر اجراهای دیگر گروه تئاتر احساس آبی هستم .
ممنون از این همه لطف و مهربانی و همدلی و همراهیتون ناهید بانوی عزیز
۲۸ اسفند ۱۳۹۵
امین جان میری ، نکو فرزند هنرمند ، ژرف نگر و عزیزم
سپاسگزار ، قدردان و بسی خرسندم که تئاتر این خاک خوب چنین عاشقان و تلاشگران نیک دل و اندیشه در دامنش دارد .
با تئاتر نفس می کشیم
باتئاتر زندگی می کنیم و زندگی می سازیم
تئاتر ما فرهنگ ما می شود .
درود ها ... دیدن ادامه » بر شما عزیزانم .
توفیق و بهروزیتان دعای قلبی من است .
۲۸ اسفند ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ناهید حدادی
درباره نمایش مافیا i
وقتی می خوابیدم صدای سفید شدن موهامو می شنیدم .
عاشق ادبیات این فوتبالیام
چقد بهش گفتم شهرام تو فقط مسئول خودت نیستی
مسئول منیر هم هستی
انقدر به خودت فکر نکن
گفت اگه می خواستم به خودم فکر کنم می شدم مثل شماها
یکم چشماتونو باز کنین دور رو برتونو ببینین
ناهید حدادی
درباره نمایش مافیا i
عزیزان دیشب نمایش مافیا را دیدم .
از صمیم قلب سپاسگزار و قدردان نویسنده و کارگردان بس بس ژرف اندیش و زیرک نگاه ،بانوی هنرمند و دوست داشتنی مان افروز فروزند هستم .
و ممنونم که می نویسید و عالی هم می نویسید.
کارگردانی می کنید و عالی هم ...
مافیا تصویر درد آور زندگی مدرن ماست . جسم و روحمان را به چالش می کشد درون تهی مان را به رخمان می کشد کوری چشم عقلمان را آینه سان نشانمان می دهد
ما را به زیبایی به سلامت زندگی می خواند .
بانو افروز فروزند درود ها بر شما که تئاتر ساز بزرگمان هستید . نه بهمن از خاطرم رفته و نه مافیا برود .
این نمایش هیچ کم نداشت از متن ، بازی های بس بس خوب ، و دکوری ملموس ، گریم و طراحی لباس .
چه بگویم که بی حد لذت بردم و اموختم .
به شدت دیدن این نمایش خوب را پیشنهاد می کنم . با هر زاویه دید آن را دوست خواهید داشت
درود بانوی فرزانه و دوست داشتنی تیوال ،افسوس که ساعت نمایش بسیار دیر هنگام است
۲۵ بهمن ۱۳۹۵
دوستان برای روز پنجشنبه 27 بهمن ؛ 4 بلیط ردیف 5 برای این نمایش (کابوس حضرت اشرف) داریم. اگر نیاز دارید لطفا به ma_sadeghi7@yahoo.com ایمیل بزنید.
۲۵ بهمن ۱۳۹۵
پرندیسم نازنین و باریک نگر دختر عزیزم
خدایم را شاکرم که لطف معلمی و مادرانگی را به ژرفا زیبائیش ایثارم نمود تا هستی را با رایحه خوش مهرانگی هاتان به جان نشانم .
من نیز امیدوارم گروه نمایش و سالن باران چنین امکانی را فراهم آورند .
دلنشین تر از دیدار فرزند فرزانه نیست ... دیدن ادامه » که نیست .
۲۶ بهمن ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ناهید حدادی
درباره نمایش لِ ته i
سلامی به گرمی مهربانی فرزندان نیکو خصال و نکو اندیشم
درود تیوال خانه ی عزیز و دل نشین .
مبادت از تلاشی سرشار از دوستی و پر ز مهر ذره ای نه میکرونی کوتاه شوی که خانه ای دوست داشتنی هستی .
قلم تاب نیاورد سپاس نگوید . له ته را چنان کالبد شکافی نمودید که بسیار دوستان را به دیدن این نمایش به اصراری شوق انگیز دعوت کردم و قبل و بعد نمایش به میهمانی این صفحه ی پر محتوا خواندم . زیرا دریافت مفاهیم از زبان بدن دانش و تفکر و خلق معنی می طلبد .و این مهم در این صفحه توانسته ادای دین کند .
و ادای دین من :
بانو عاطفه تهرانی ، کارگردان به حق ، خوب اثر سپاس ها .
هنرمندان بازیگر و بس بس عزیز
و دیگر عوامل این گروه نمایش
ممنون . خدا قوت و توفیقتان روز به روز افزون باد
عزیزانم دیدن این اثر را از دست ندهید .

به به قلم و حضور دوباره معلم بزرگوار و مهربانمان در تیوال مبارک باد...
با ارزوی سلامتی و مانایی برای شما و خاله شکوه گرانقدرمان... قلم تان سبز و جاری
۲۴ دی ۱۳۹۵
درود ها ابرشیر عزیزم . دوست داشتنی فرزند اندیشمندم .
هر قلم که می زنید ممد حیاتم می شود و رضایتمندی خاطر که شیرین است آموختن از فرزندان ژرف نگاهم .
.
۲۵ دی ۱۳۹۵
درود ها رضا جان تهوری نیک فرزند عزیزم .
حضور شمایان فرزندان هنرمند و هنر دوست این عرصه ی عاشقی و فرهنگ سازی بس بس به امیدم می سازد و خرسند .
مهربانیتان چون زمزم است و به جان ممنونم .
۲۵ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ناهید حدادی
درباره نمایش بریدگی ها i
چه خوب بود به جای خون ، تئاتر در رگه هامون جاری بود .
که نه سکون بود نه جمود .
امشب این نمایش را دیدم . و چه خوشحالم که دیدم .
متنی تأمل طلب که رضا جان شاهبداغی طرحی نو درانداخته بود . تبریک فرزند هنرمندم . برایم جذاب بود .
طراحی داستانی که در بطنش با امروز چندان غریبه نبود . در این بریدگی ها هم خود مقصریم و هم مقصرند
زبان اجرا جذاب و محکم و بازی ها بسیار ، بسیار خوب و از جنس نمایش ، دوست داشتنی .
اجرایی دیدنی و گیرا .
عزیزان دیدن این نمایش را قوین پیشنهاد می کنم و نمی توانم بازهم از بازی های بسیار خوب دختران هنرمندم نگویم
که حق مطلب را آنگونه که شایا ست ادا نکرده ام. .

.
چه خوب بود به جای خون ، تئاتر در رگه هامون جاری بود .

۰۸ آبان ۱۳۹۵
بانوی بی نظیر درود بیکران بر شما
نمیدونم چطور برای معرفی این نمایش تامل برانگیز و زیبا ازتون تشکر کنم،اگر نوشته شما نبود بی شک لذت دیدنش را از دست میدادم بعد از گذشت ساعتها هنوز به نمایش فکر میکنم و خواب از چشمانم ربوده شده
آرزو میکنم سایه ی پرمهرتان ... دیدن ادامه » همواره بر تیاتر،ما و نزیکانتان گسترده باشد و بماند
۱۰ آبان ۱۳۹۵
درود ها نازنین دختر وزین اندیشم پرندیس عزیزم .ممنونم و بسیار خوشحالم که نمایش را دیدید . درگیرش شدید و لذت بردید .
امید که تئاترمان جایگاه راستینش را بیابد . همراه مخاطبش گردد و سبب وجد و بصیرتش را فراهم آورد .
تا قلم نیکوی شما عزیزانم خط خط اجرا هامان ... دیدن ادامه » را می کاود امید هزاران نغمه هَزار است .
۱۰ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود ها عزیزانم .
با شوقی وصف ناپذیر و با نمایش جذاب انجمن بانوان مستقل آمدم .
امدم تا به رخ قلم کشم هرآن چه در یک نمایش به وجدم می آورد نه چون یک منتقد ، نه ، هرگز . که فرهیخته فرزندانم این مهم را به سرو قامتی نگاه فاخرشان بر منظر چشم دل و اندیشه می نشانند .
که درود ها باد آنان را .
انجمن بانوان مستقل . با متنی که راحتت نمی گذارد . به چالشت می کشد ، و آنقدر می کاویش تا به
سرچشمه اش رسی تازه آنوقت می بینی چه حرصی خورده ای .
من مدینه ی فاضله ام آرزوست .
کجا توانم یافت آن کوی را که همه ی اهالی اش صرف نظر از جنسیت ، کودک ، بزرگسال و دیرینه سال ، از یک جام معنایی و انسانی سهم گیرند. برای من فمنیسم و هر ایسم دیگری سنگری ست برای پر کردن کیسه ی آز تمام نشدنی صاحبان قدرت .
محمد امین عزیز قلمت توانا فرزندم . که در تمام طول نمایش به نبرد می خواندی مرا و من تو را .
سهیل میر زاده نکو کارگردان عزیزم تئاترمان را بذر امید می پاشی ، عالی ست .
فرزندان هنرمند و بازیگر دوست داشتنی ام آفرینا ، آفرینا .
بانوی اول
بانوی دوم
بانوی سوم
بانوی چهارم
بانوی ... دیدن ادامه » پنجم
من و ما هیچ یک از شما نیستیم . گر هستمان نموده اند ، باید هشیارانه دریابیم و همان باشیم که باید .

این انجمن را دوست داشتم عزیزان بدیدنش بنشینید شما نیز دوست خواهید داشت .
فمنیسم نه در نا کجاآباد که در همین جای نا آباد است .
درود بر مهربانی های بی وصف تان ... همیشه پرعشق و بزرگوارید
۲۸ خرداد ۱۳۹۵
فرزانه مادرم ناهید درود بر شما
توسط دوست خوبمان ابرشیر از بیماری شکوه بانو مطلع و محزون شدم.
برای حضرتشان آرزوی بهبودی دارم و چشم به راهِ حضور پربرکتشان در جمع فرهیختگان تیوال.
لطفاً سلام برسانید و سلامت باشید.
۳۱ خرداد ۱۳۹۵
درود ها کیان جان عزیزم .
ممنونم از لطف و مهرت گرانمایه اندیشه فرزندم .
به حتم عشق به تئاتر و شمایان ،فرزندان فرهیخته مان بهبودیشان را سرعت می دهد .
به چشم عزیزم درود و دعایتان را می رسانم .
۰۱ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر یک حقیقت ناب و
یک واقعیت گرانسنگ و تأمل برانگیز است .
تئاتر جریان سیال زندگی است و
لیلی اش ، نماد تار یا پود آن .
هستی بدون لیلی بافته نمی شود .
نمایش نامه ی لیلی .........
مثل هیچ اثر دیگری نیست که ، خود فرمی دیگر است .
رئالی ست که شور و نگاه عمیق امیر مهندسیان نویسنده و کارگردان عزیز و دوست داشتنی آن
به صحنه می بَرَدَش . فرزند عزیزم درودت باد .
بلی جنگ نمی تواند نقش تنیده به جان زندگی را از زندگی خط بزند ،
عشق ، امید ، همسر ، خانواده و آرزوها .
چارچوب هم ندارد ، همه در جهان انسانی مثل هم هستیم حتا نقاب هم نمی تواند ما را از آن جدا سازد.
چهار جوان چه از چهار نقطه ی جهان باشند یا از یک نقشه ی جغرافیایی مشخص ، انسانند ،
با تمام نیاز ها و آرزو ها .
این نمایش بعدی دیگر و ملموس از جنگ است و جالب است .

کارگردانی ... دیدن ادامه » هوشمندانه و بازی های بسیار خوب و طنّازانه ی هنرمندان بازیگرش اثر را خوش جذاب ساخته بود .
و فکر می کنم ، اگر متن بدون آسیب کوتاهتر می شد ، با تأمل بیشتری سالن را ترک می گفتم
خدا قوت عزیزانم و توفیقتان را به نیایشم .
ای خدا جون چقدر این نمایش ، گارگردانی ، بازی ها و اون دکور ساده ی پر از حرف و صمیمیت ،
لباس ساده ی هنرمندان بازیگر دوست داشتنی اش خوب خوب بود .
جادوی تئاتر و عشق به اون حس شیرینی به آدم میده .
احمد جان سلگی چقدر خوبی پسرم . مباد که ننویسی ؟
آری یک نمایش خوب پس از متن خوب ، بازی بازیگرانش اوجش را نشان می دهند .

" فقط اینجاست که میتونین زندگیتونو یه جور دیگه بسازین
نه اونجوری که بوده
اونجوری که شما دلتون می خواسته باشه "

عزیزانم هماره بدرخشید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ناهید حدادی
درباره نمایش سوراخ i
نمایش را دیدم .
احساس خوبی نداشتم .
چیزی مرا آزار می داد و از عزیزان همراه می پرسیدم چه دریافتید ؟
و هر یک نکته ای به اشاره که نگاهم را وسیع تر می کرد .

و من صدای آهسته ی برف را دیده بودم .
جابر رمضانی کارگردانی نیست که اجرایی در سطح ارائه کند .
نویسنده و کارگردانی ست که : مخاطبی چون مرا اول حیرت زده و کنجکاو و سپس به سرمنزل مقصود می برد .
درود ها جابر رمضانی بسیار عزیز .

سوراخ را دیدم . آدم هایی له شده در گریزاز خویشتن ،
در عدم مقابله با آن چه و یا آن که هستی شان را به تاراج می دهد .
آیا هویت قورت داده شده به زایشی نوین و روشنایی که باید می انجامد ؟
بسیار به امیدم .
دکور برایم جالب بود و بسیار همخوان با ساکنینش .
آنقدر ... دیدن ادامه » محو دکور و بازی و متن بودم _به ترتیبی که احساس کرده ام _ که موسیقی با آن بلندیش به خاطرم نیست
به امید باری دگر دیدن .
و
تئاتر مستقل تهران ورودتان را به سالن های تئاتر بسیار خوشآمد می گویم


خانوم حدادی عزیز و دوست داشتنی امیدوارم دوباره کنارتون به تماشای نمایش بشینم.
۲۱ فروردین ۱۳۹۵
دختر عزیزم نیلوفر جان ثانی
نگاه باریک و سر شار از تأملت که تصویر درست اندیشی و زیبا نگری است برای من درس هاست
و به اندازه سروده هایت دوستشان دارم . ممنونم که هم می سرایی و هم می نویسی .
۲۲ فروردین ۱۳۹۵
منت میذارید بانو توجه میکنید
زیر سایه ی شما مجالی باشد درس پس بدهیم
۲۲ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
all in the timing
همه چیز در زمان
نویسنده : ..Daivd Ives
برای دومین بار و با دعوت عزیزی نازنین بود که نمایشی به دیگر زبان می دیدم .
و نیز کنجکاو هم بودم که تا چه حد درک خواهم کرد.
اگر انگلسی شنیداری تان بد نباشد حتم دارم که از این اجرا لذت بسیار خواهید برد
نمایش در سه تابلو بود و هر تابلو بیانگر کنش ها ، واکنش ها و دریافت و عدم یافته های ما ،در جریان آن چه زندگی اش می نامیم .
اولین صحنه گفتگوی دختر و پسری ست در یک کافه ،
با بازی بسیار روان و زیبای عزیزان خسرو پسیانی , و اپریل بابایی
صحنه ی دوم مونولگی ست با بازی بدنی فوق العاده خوب روح الله حق گوی لسان که بس جذاب است ،
و با متنی بسیار تامل برانگیز
و پرده ی سوم ...که باید دیده شود و هر که فیلادلفیای خودش را بیابد .
به کارگردان نمایش شیوا جان اردویی و
دستیار کارگردان رضا مولایی عزیز از صمیم قلب تبریک می گویم و ممنونم .
و درود ها به فرزندان خوب بازیگر که به حق خوب بودید .
... دیدن ادامه » عزیزان توفیقتان افزون باد .
بانوی مهربان و نیک اندیشه...
بر دستان پرمهرت بوسه میزنم که یاریگر فرزندانت هستی و با انرژی مثبت زحماتشان را به نظاره می نشینید...مانا باشی مادر ناهید عزیزم که به معنای واقعی کلمه " مادر " مان هستید....
۲۰ دی ۱۳۹۴
علیرضا جان ممنونم. قلم همه از عشق شما فرزندان نکو و راستین دل و اندیشم توان می گیرد .
هست و مهرتان همه شوق زندگی ست .
روزگارتان به مراد مهربانم .
۲۲ دی ۱۳۹۴
نمایش همه چیز در زمان در سه صحنه با بازی خوب و قوی بازیگران عزیز، قادر به انتقال پیام این نمایش برای هربیننده با داشتن متوسط سطح دانش زبان انگلیسی خواهد بود. تسلط بازیگران بر زبان انگلیسی،اجرای نقش، طراحی صحنه، لباس، نور، موزیک همه چی عالی و چه حرفه ای ... دیدن ادامه » کار شده است. امید این است که از افراد خلاق و ایده های نو خیلی خیلی بهتر استقبال شده و بستر مناسبی برای فعالیتشان چه در داخل کشور و چه در خارج از ایران فراهم گردد.
شیوای عزیزم تبریک و خسته نباشی
بهترینها رو برات آرزو می کنم
۲۹ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ناهید حدادی
درباره نمایش بهمن i
ذهنم پرُ ، دستم پرُ ،
اما نمی توانم بنویسم .
در زیر درد ِ چون بهمن له شده ام .
ذرّه ای از اصل ، نه مشتی از خروار.
بهمن محتوا دارد ، حرف و پیام دارد .
درشت می نویسد ، ریز نشان می دهد .
من این مستندی از پشت صحنه ی تئاتر را نه بدان سطحی که دیدم ،
بل به عمقی که می خواست دریافتم.
این فرزند تا به دست پدر و مادر جان شسته و دلسوز پرورده نگردد ،نه تنها ارتقایی و ساختاری فرهنگ ساز نخواهد داشت که سقفش می ریزد،
کاربری اش تغییر می کند ، ......... و تا من ِ عاشق به درد نیایم به فنا می رود .
نویسنده و کارگردان گرانقدر بانو افروز فروزند عزیز ممنون .
هنرمندان بازیگر دوست داشتنی سپاس .
توفیقتان بی شمار همه ی عزیزان این اجرا .

درود بر شما بانو حدادی نازنین، چه زیبا و دلنشین می نویسید همیشه... سپاس..
۲۲ دی ۱۳۹۴
دختر عزیزم مهرناز نازنینم ممنونم .
لطف شما ، زیبا و دلنشین است که شوق بوسیدن قلم بر دستان مادر می دود .
و چه جالب است که من در حال دو دختر دوست داشتنی به نام مهرناز دارم .
مهرنازی بهروان و مهرنازی نوروزی . هر دو نَفَسید مرا چون دگر فرزندان تیوالی ام .
امیدوارم ... دیدن ادامه » صدای تیوال در نیاید ! که او جای خود دارد .
۲۲ دی ۱۳۹۴
سپاس فراوان از شما بانوی مهربان و دوست داشتنی..
۲۳ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صعود هماره سخت است ،
اما غیر ممکن نیست ،
این بسته به باور و تلاش ما دارد.
یأس خود نا باوری ست و چون روز روشن که پایان خوشی را هم رقم نمی زند .
و

شب آوازهایش را می خواند تا من ، تو و همه ی ما گوش دهیم .
این نجوا ها ، آواز ها و فریاد ها باز تاب زندگی ماست .
تصحیح کننده ی غلط های املای زندگی و پیام های سلامت اندیشی ماست .
من این نمایش را بسیار دوست داشتم .
سرنوشتی که برش می خورد و کوک ،
و دوخته می شود . به تن می رود و از تن کنده می شود .
برایم درگیر کننده و جذاب بود .پیرهن دو بودن را در آوریم و درون و برون را یکی کنیم .
درد را بشناسیم ، درمان را بجوییم
شب آواز...... قصه ی ما آدم هایی ست که ،
زیر ... دیدن ادامه » یک سقف زندگی می کنیم اما زندگی مشترکی نداریم .

درود ها بر رضا گوران عزیز با
انتخاب ، کارگردانی ، طراحی صحنه عالیش که خود ،
شگفتی و تأمل را چون وزنه ای بر چشم و اندیشه می نشاند .
درود ها بر عزیزان ِ هنرمند ِبازیگر که بس دوست داشتنی اند .
ممنونم از همه ی گروه که ، این نمایش را در خاطرم ماندگار ساختید .

سعید چنگیزیان گرامییم با سخنت بسیار موافقم که :
این نمایش خیلی زندگیه از این جهت که اَشکال زیادی از زندگی نشون داده میشه .
عزیزانم این اثر را ببینید .
چه توصیف زیبایی مادرناهید جانِ نازنینم :))
۱۴ دی ۱۳۹۴
مرسی که همیشه می نویسید و خوب می نویسید. زیر همه ی نمایش ها دنبال نظرات شما هستم. تمام چیزی که من از نمایش باید توی 100 خط می نوشتم شما توی چند خط بیان کردید. ممنون از قلم شیواتون.
۳۰ دی ۱۳۹۴
تو تمام نظراتی که خواندم فقط شما بودید که حق مطلب رو ادا کردید. نمایشی بود که بیشتر از اینکه دیالوگ ها روت تاثیر بگذاره و مفهوم رو برسونه رنگ بندی ها و تکامل یک لباس ساده بزرگترین مفهوم یک زندگی رو نشون میداد. و برتن کردن و درآوردن اون لباس تمام حس خواستن ... دیدن ادامه » ها و نخواستن های یک زندگی رو القا می کرد.
تمام جذابیت نمایش همین بود که همه چیز رو به سادگی و نامحسوس نشون میداد چون توی زندگی واقعی هم همه چیز همینطور اتفاق می افته و مهم اینه ک ما چقدرش رو می بینیم و اگر چشمامون رو ببندیم روزی میرسه که خیلی چیزها رو از دست میدیم و نمی دونیم چرا. قافل از اینکه چیزهای کوچکی رو که باید ندیدیم تا جلوش رو بگیریم و یا اگرم دیدیم می خواستیم صداش رو خفه کنیم مثل همین مرد که سامورایی ذهنش رو می خواست خفه کنه تا واقعیت رفتن زنش رو باور نکنه، اما لباس که کامل شد مجبور شد که قبول کنه که زنش هم رفتنی است.
۳۰ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای چهر تو همه رویا
ای نرگس تو همه نگاه
درد من آتش تو و
من اسیر هوی ( هوا )
تئاتر ، هنر نابی که رسالتش ، کمرش را خم کرده است و راست قامتی اش ، فخر ِهنر ِهر ملت ِآگاهی ست .
هنرمند عزیزمان جناب ابوالفضل حاجی علی خانی را "برف سرخ " در خاطرم ثبت نمود . و بر آن شدم تا نمایش "حکایت فین....." را در اجراهایی که باید ببینم قرار دهم .
چنین پیش آمد که ، در شب افتتاحیه به دیدن نمایش نشستم .اجرا برایم بسیار نو و بازی ها بس بس دوست داشتنی ،جا افتاده و قوی بود . سیر باروری اندیشه در رسیدن به منزل مقصود با فرم هایی از سنتی تا موج نو تجربه ی بسیارجالبی است.
جناب حاجی علی خانی ممنون . شرح آن زمان دیروزی و امروزی ست. و خدا ی رحمان نخواهد فردایی باشد . و مکان هم دنیایی است تفاوت تنها در صورت است . متن را دوست داشتم .
بازی ها برایم عالی بود . هنرمندان بازیگر تبریک و تحسین ... دیدن ادامه » .
گروه موسیقی خیلی خوب بودید . هماهنگی تان با هنرمندان بازیگر بس زیبا بود . سپاس ها .
تماشاخانه ی باران برقرار باشید . تلاش و عشقتان برای تعالی تئاترمان ستودن دارد .
عزیزانم نقد تئاتر شبکه ی چهار چه بر سرش آمد ؟ چرا نیست .
وحید هوبخت و علیرضا بابایی این را خواندند
بانو حدادی
برنامه روز شنبه به ساعت 21 منتقل شده است.
۰۶ دی ۱۳۹۴
عباس جان نیکویم من باید پوزش بخواهم که منظور خود را آن گونه که باید روشن بیان ننموده ام .
و ممنونم که لطف کرده و پاسخم دادی عزیز مادر ناهید .
۰۸ دی ۱۳۹۴
ابرشیر جان در مورد" کیفیت نقد تئاتر..... " ،دقیقن با شما عزیزم موافقم .
۰۸ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ناهید حدادی
درباره نمایشنامه‌خوانی عروسی خرده بورژواها i
به نام آنکه همه از اوست و اوست
و ای آنکه همه اویی و در رگ جانی
روشنای راه فرزندان صافی دل و درست و نیک نگاهم باش .
نکو یم آریو جان راقب کیانی عزیزم آهسته می روی و پیوسته ،
آری کارَت درست است .
خوب مادر این ره که می روی ، نشان صحنه ی اجرا ها ست که همه خاکش عطر عاشقی ست .
هر نفس توفیقت را به نیایشم .
تبریک و خدا قوت به عزیزان خوانش نمایش .
تا همیشه آینه ی توفیق در برابرتان .

مادر جان ناهید نازنینم، بوسه بر قلب بزرگ و مهربانتان . همیشه باشید مهربان مادر بی همتا :)
۰۶ دی ۱۳۹۴
به نام مهر و صفا
به نام مادر
برای این روح زیبا و قلب پر تپش جان دهنده و این همه مهر ورزی توصیف نشدنی
برای بخشش کاستی ها، که بر من ببخشایید
که می آیید برای نظاره این فرزند خرد با دیدگان پر بخششتان
که سخت است درس پس دادن مقابل معلم و مادر،
که میشود ... دیدن ادامه » پیشرفت کرد به مدد ارفاق نظر استاد و مادرانگی
دستان یاری بخش شما را میبوسم و هماره سر تعظیم فرود میاورم به رسم پاسداشت
که نمیشود هیچگاه پاس داشت شما را و آسمانی بودنتان را...
۰۷ دی ۱۳۹۴
آریو جانم ، عزیز دل مادر ناهید ، من این تلاش و عشق و دغدغه ی شیرین تعالی تئاترمان
را که جاری همه ی وجود نازنینت است ، با نفس نفس درک می کنم و می ستایمت فرزند هنرمندم .
هرگز ره گزافه نمی پویم ، که حس قوی مادری و معلمی ام می بیند و از وجد نمی تواند آرام باشد ... دیدن ادامه » .
آریو جان ِعزیز من ، نه خرد که خرد ورز و خردمند است . و نه با ارفاق که با مهندسی کارش ، عشق و پویایی اش تحسین مخاطبانش را ورق می زند .
سپاسگزار لطف بسیارت هستم مهربانم .
۰۸ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید