تیوال پیرزاد | دیوار
S3 : 04:19:44
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دست به دست من بده تا که از ابنجا برویم

از این سراب بی کسی به موج دریا برویم


شیشه ی شب به چشمک ستاره ی سحر زنیم

شبانه با طلوع تو به سوی فردا برویم


حریف ما نمی شود هیچ کسی در این دیار

دست به دست من اگر مست و فریبا برویم
پیرزاد
*****
۱۸ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مترسان زخمی خود را به تیغ و ضربتی دیگر

علی وار ازنگاه تو گذارم خنجرت بر سر



نگاه یوسفت ما را به تنهایی کفایت شد

مترسان این زلیخا را به زخم تیغ و انگشتر



خیالت را به آغوشم کشیدم خالی از غم ها

سر از این بستر خالی نشد با هم سری همسر

پیرزاد
*****
۱۸ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بیا ای دوست که افسرده حال و خسته ام دیگر
نفس در سینه می پیماید آهسته ره آخر

توانی نیست تا برخیزم و بگریزم از این شهر
بیا دستم بگیر و پای دار از خاک و خاکستر

بیا تا دست در دست هم از این شهر بگریزیم
بیا که چشم خیس انتظارم خشک شد بر در

پیرزاد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفسی به قصد احیا بده تا نفس بگیرم
مکن استخاره و لب بده تا تشنه نمیرم

گل گونه ات چه سرخ است و نگاه ناز پرشرم
بده فرصتی دوباره که تو را بغل بگیرم

سرو مو اگر نشسته به غبار و گرد پیری
به جوانی دل من بنگر نه روی پیرم
پیرزاد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ببار ای ابر خوش باران، که می سوزد دل از یاران
ببار و لاله برخیزان زخاک از بوسۀ باران

به خاک محنت افتادم، به آنچه بود تن دادم
شدم پامال بی رحمانۀ این قوم تاتاران

گل از باغم نمی روید دگر در جای این یورش
هزاران خار روییده به دامان چمن زاران

صداقت رخت بر بسته در این دنیای پوشالی
ریا پوشانده چون قابی ظواهرهای دلداران
پیرازد

www.sereghazal.blogfa.com
بسیاااار زیبا
۱۰ اسفند ۱۳۹۷
ممنونم بامداد عزیز
۱۱ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شکسته شد بت تو در تیشه ی بی صدای من
تا به سجود بندگی،باز شوی خدای من

هر آن زمان که بت شدی شکستمت تا که مگر
خیال خام بر کنی از دل پر خطای من

این دل و جان خسته ام با غم تو یکی شده
بوی تو پر کرده چه خوش هر وجب از سرای من

پیرزاد
نمیشد امتیاز داد ، احتمالن تیوال مشکل فنی داره
بهرحال اینجا ستاره ها رو تقدیم میکنم :)
**********************************************************
**********************************************************
**********************************************************
۰۸ اسفند ۱۳۹۷
*****
۰۸ اسفند ۱۳۹۷
ممنونم دوستان گلم منم قلبم را با مهر و محبت تقدیم شما می کنم
۰۸ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از دیدن چشمان تو قلب و جگرم سوخت
از آتش لب های تو پا تا به سرم سوخت

این سرخی لب های تو از خون دل ماست
از هرم نفس های تو چشمان ترم سوخت

چشمان سیاهت چه کند با دل بیمار؟
از عشق جگر سوزتو جانا پدرم سوخت
پیرزاد
sereghazal.blogfa.com


به به
مثل همیشه
دلپذیر و گرم
۲۸ بهمن ۱۳۹۷
ممنونم بامداد عزیز
۰۴ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تمام هستی مرا به یک نگاه دل نشین
بیا و جای آینه ،درون چشم من ببین

دلم بهانه ی تو را گرفته با زبان شعر
چو یک ترانه یا غزل،بیا و بر لبم نشین

بیا و بستر مرا در این شب خزان زده
به شرم بوسه ای بزن از آن لبان آتشین

پیرزاد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای دل بی نوای من چرا دعا نمی کنی؟
به حال و روزمان چرا خدا خدا نمی کنی؟

چاره ی چاره ساز را در این سکوت و بغض من
چرا به آه و ناله ای شبی صدا نمی کنی؟
پیرزاد
Www.sereghazal.blogfa.com
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی خدا هم از غم و ناله ی من خسته میشه
وقتی درای رحمتش یکی یکی بسته میشه

وقتی که گریه می کنه به خلوتش یه دونه مرد
وقتی که از پا میشینه به زیر بار کوه درد

دوباره بارونی میشه چشمای خیس آسمون
می باره اشکای خدا به لاله های بی زبون

غروبا وقتی که دلم میگیره از دست همه
وقتی که خسته می شم از شهر شلوغ وهمهمه

یه گوشه ای میشینم و با خدا خلوت می کنم
اون و با شعر تازه ای به خونه دعوت می کنم

می ... دیدن ادامه » گم خدای مهربون ،شاه زمین و آسمون
بیاو همراه من از غصه ی تنهایی بخون

تو که می دونی تنهایی درد و عذاب سختیه
این همه ناله های من بهای شوم بختیه

پس چرا دردای من و شبی دوا نمی کنی؟
برای رفع غصه هام من و دعا نمی کنی

بعید از تو ای خدا که گریه هام و می بینی
قطره به قطره اشکام و از گل چشمام میچینی

ولی من و با این همه مشکلا تنها میزاری
به جای بارون وفا عذاب و محنت میباری

خدایا آن کن که به از این شودم حال خراب
دوباره گل کند دل گم شده در صحن سراب

پیرزاد

www.sereghazal.blogfa.com
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر با سنگ بی رحمی شکسته قلب مجنون را
اگر رانده زآغوشش شبی این یار محزون را

جواب این بدی ها را ندادم با بدی زیرا
که عاقل هرگز از زخمی نمی شوید به خون ،خون را
پیرزاد
Www.sereghazal.blogfa.com
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتم که من ندانم بی تو چه آیدم پیش

گفتا که بی من اما تیغی که بر جگرشد



گفتم که پس میازار، این کهنۀ دل آزار

گفتا که بر دل من کی ناله ات اثر شد؟

پیرزاد

www.sereghazal.blogfa.com
مرتضی کلانی، محمدرضا مدیری، بامداد و Mary.57 این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فلسفه ی بودن

مارا به جای باده خون دلی نهادند
دور از سرای معشوق، سودای ناله دادند

درسینه لکه ای از یک خون بسته شد دل
تا جملۀ ملایک در سجده ایستادند

از جوهرگران بی رنگ و خالص عشق
بر دل نشان رویِ محبوبه ای نهادند

نوری نهفته بودم در عالم ذر اما
با زایشی زمهرش، بر خشت جان فتادند

بستند بر دل ما درهای شادی اش را
در ... دیدن ادامه » هجرت از سرایش درهای غم گشادند
پیرزاد
www.sereghazal.blogfa.com
محمدرضا مدیری، بامداد و Mary.57 این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صدایم کن که غیر از تو کسی ما را نمی خواند
از این انبوه درد دل کسی جز تو نمی داند

ازاین ویرانه ی تنگ و غریبانه رهایم کن
کسی جز تو به پای این دل ویران نمی ماند

بیا و هم صدایم شو در این شب های بارانی
به ساز نم نم باران کسی چون تو نمی خواند
پیرزاد
www.sereghazal.blogfa.com
قاصدک، آذرمهر و بامداد این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی وسوسۀ بودن و نابودن هاست
ضربانی است مداوم
گاه آهسته و گه گاه بلند

به سبک بالی و آزادی یک پر به نسیم
زندگی قاصدکی بی خبر از فردا هاست
پیرزاد
www.sereghazal.blogfa.com
قاصدک، محمدرضا مدیری، تیلا بختیاری و بامداد این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در نگاه سرد چشمان تو دیگر موج دریا نیست
ای صدای ماندگارم ،این هیاهوی سکوت از چیست؟

کو تلاطم های طوفان عظیم موج چشمانت
علت این سردی چشم غریب و بی فروغت کیست؟

زیر باران گریه کردم تا که اشکم را نبینی تو
چشم اشک آلود من را هم صدایی غیر باران نیست
پیرزاد
www.sereghazal.blogfa.com
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
عاشقم گر نیستی لطفی کن و نفرت بورز
بی تفاوت بودنت هر لحظه آبم میکند
"فاضل نظری"
۱۴ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مادر
تقدیم به تمام مادران سرزمینم


نگاهت انتظار خسته ای بر قفل در دارد
غریب کوچه های تو چرا میل سفر دارد؟

بمیرم من برای آن دل نازکتر از شیشه
که از زخمش شقایق هایی از خون جگردارد

بمیرم من برای این سکوت و بغض تنهایی
که زخم سیلی اش فریاد ها بر گوش کر دارد

سحر از گوشه ی سجاده ات بوی خدا آید
سکوت گریه ات آتش به قلب شعله ور دارد
... دیدن ادامه »
نگاه عاشقت در چشم من دزدانه می گرید
شب بارانی چشمان تو، پس کی سحر دارد؟

دوباره با نگاه عاشقت غرق دعایم کن
خدا از روزن چشم تو بر حالم نظر دارد

در این دنیا چه کم دارد،هر آن کس که تو را دارد
هر آن که مادری چون تو به باری از گهر دارد
پیرزاد
www.sereghazal.blogfa.com
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یلدا

به انتظار تو بودم که عاشقانه بیایی
امان از این دل تنگ و شبِ فراغ و جدایی

تو رفته ای و ندانم که بعد تو به چه سازم
نمی کند دل در بند تو، هوای رهایی

سحر به یاد دو چشمان مست و ناز نگاهت
به اشک دیده نوشتم خدا کند که بیایی

در این خزان شقایق به برگ لاله نوشتم
که ای بهار محبت ، عزیزمن تو کجایی؟

سحر به باد سپردم،که از خزانۀ زلفت
به ... دیدن ادامه » عطر و بوی تو آرد مرا به تازه هوایی

امید و عشق که هستی،به پای جام که مستی؟
که را به بوسه ی خلوت ،به خنده جلوه نمایی؟

به شب نشینی یلدا،چراغ شام که هستی؟
که را به آینه داری،امید صبح صفایی؟

هزار باره زمین خوردم و دویدم از پی ات
نمی دهی تو چرا به حال خسته بهایی؟

پیرزاد

www.sereghazal.blogfa.com
چه حال قشنگی داره
امان ازین دل تنگ...
۰۱ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سفره ی مردم شده خالی ز قوت لایموت
کدخدا نان از سرمنت به دهقان می دهد

واژه ی رحم و مروت گم شده در مشق شب
با فروش خون خود بابا به ما نان می دهد

مادردل سوخته هرشب به کنج اشک و آه
هم چو شمع از آتش دل نم نمک جان می دهد
پیرزاد
www.sereghazal.blogfa.com
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شبنم سرخ بوسه ای زغنچه ی لبان بده
لب به لبم رها کن و باز به مرده جان بده

دست به دست من بده تا که زخود برون شوم
دوباره پا به پا ببر،به ناتوان توان بده

مرا به سوی خود بخوان تا که تو را بغل کنم
به ناز یک نوازشی شادی جاودان بده

بهار من به اخم تو زردترین خزان شود
شکوفه های خنده را در دل این خزان بده

به عمق چشم خیس من نگاه عاشقانه کن
همچو زلال آینه مرا به خود نشان بده

... دیدن ادامه » برای حرف دل زدن گریه امان نمی دهد
بریده سینه از نفس،تو هم دمی امان بده

وزن و ردیف و قافیه جا نشود به شعر من
سکته ی شاعرانه را یک غزل روان بده

پیرزاد www.sereghazal.blogfa.com
سید فرشید جاهد، بامداد و Mary.57 این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید