تیوال الهه هدایتی | دیوار
S3 : 13:21:00
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
حدسم درست بود. یک بازی بسیار بسیار بسیار درخشان دیدیم امشب از سه بازیگر خوب این نمایش . شکیب شجره که اصلا مدهوش کرده . بود همه را... طراحی لباس و گریم بسیار جالب و در خدمت اجرا بود... طراحی نور و صدا هم عالی بود.متن نمایش اما کمی سخت فهم است و احتمالا باید دوبار ببینیم تا جاهای خاصش را درست درک کنیم، صدای سالن نوفل لوشاتو ( این نکته مربوط به سالن است نه گروه اجرایی ) ماه هاست که خراب است باعً آزار . امشب به عوامل سالن گفتم. دیشب هم گفتم. پریشب هم گفتم (دیشب و پریشب هم عمل و هم فولاد زنگ نمی زند را دیدم و این صدای سالن باعث ازار بود جدا بار چندم است که می نویسم )
کارگزپردانی کار هم درخشان بود و طراحی حرکات بدن و نور و .... را بسیار بسیار حرفه ای انجام داده بودند.
اگر مدت هاست تئاتری که منسجم و مفهومی ندیدید و دنبال کار خیلی خاص هستید اعتماد کنید و این کار را ... دیدن ادامه » ببینید. برای همه گروه های اجرایی که الان اجرا دارند آرزوی موفقیت دارم
هومن شهباز، میترا و سپیده این را خواندند
Soodabeh Salehi، Sahar Akbarzadeh و شاهین این را دوست دارند
کاملا موافقم ....اجرا و بازی عالی بود...کسی که دوست داره یه کار بینظیرو خیره کننده ببینه نباید این اجرارو از دست بده
دیروز
حقیقتا کار عالی بود و هماهنگی حرکات بدن با دیالوگ های سخت و تسلط بازیگران مایه تحسین بود واقعا
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه هدایتی
درباره نمایش چشم مرکب i
نمایش را روز اول با دوستانم دیدم . بازی ها و طراحی صحنه و لباس عاااالی بود. اما متن کار را نپسندیدم ( سلیقه من نبود شاید! ) طولانی بود و اخرش کمی خسته شدم. موضوعات جالبی را مطرح کرد که خیلی دوستش داشتم مثلا اتانازی
کلینیک خاصی که کمک می کنه خودتون بکشید
یا مثلا ایجاد پرسش های مهمی می کرد
اگه سگ دوست داری چرا نداری
چرا گربه ای ک دوست داری می زاری تو قفس
چرا اگه ناراضی هستی خودت نمی کشی
و....
اجرای این نمایش ساعت ۵ هست که باتوجه به شروع مدارس و دانشگاه ها از مهر خیلی ساعت خوبیه برا افرادی که می خوان زودتر برن کار ببینیند از این موضوع غافل نشیم که پاییز ساعت ها جا بجا می شه رفت و امد سخت...
سلام. ممنون که کار ما رو دیدین.
۱۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش پاتریک کلایورت را با جمعی از دوستان دیدیم. کمدی و بامزه است و بازی های خوبی ارائه می دهند. چیزی که خیلی این روزها همه از من می پرسند این که اگر بخواهیم خانوادگی بریم یه کمدی که توهین و کلام زشت و شوخی جنسی نداشته باشد و بچه های ۸ تا ۱۶ ساله را ببریم ... کدام است. من پیشنهاد می دم اگر می خوایید ۱ ساعت بخندید و از سالن با روی خوش بیایید بیرون و بچه ها رو هم ببرید گروهی ، پاتریک کلایورت براتون مناسبه. اتفاقا فصای فرهنگسرای نیاوران هم بسیار جالب و فرهنگی است و بچه ها قطعا خوش می گذرانند. البته نمایش برای کودک نیست اصلا. کمدی بزرگسال است. ما دوستش داشتیم و کلی خندیدیم . موزیک و نور خوبی استفاده کرده بودند . ساعت اجرای خوبی هم دارد.
Poorya Abdi این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه هدایتی
درباره نمایش عمل i
چه پارادوکس جالبی دارد این اسم
عمل!
البکه خب در حد یک جراحی کوچک ، سخت است ، باید رگ را پیدا کنی ، جنس را بری و پیدا کنی و ، مکان عمل کردن را پیدا کنی و در آخر اگر زنت هم مشکلی ندارد با هم بنشینید به عملکرد رو خودتان....

اول کار که اسم نمایش را می شنوی شاید ذهنت نرود سمت این قضایا( مثل من اما اگر ذهنت برود هم شک می کنی ! )

یک قصه ی ابد و یک روزی و یک خانواده ی خیلی کِیسِ خاص ( این ترکیب در نمایش بسیار پر کاربرد است ) . قصه ای که از ثانیه اول محاطب را میخکوب می کند و ریتم و تمپویی که تا ثانیه آخر میخکوب می شوی ، نور تماشاگران را که انداخت من گفتم، حیف که تمام شد. همه زندگی سمانه و حامد و دیگران را دیدیم و باز هم کم بود...
طراحی فرم اجرا بسیار بسیار بسیار به جا و حرفه ای است. من ، شخصا از صحنه ای که بازیگری اکت ندارد و در ان صحنه می ماند و در و دیوار را نگاه می کند خوشم نمی آید ( سلیقه من است هااا تعمیم نمی دهم ) اما یک لحظه نمی شود که صحنه ای پِرت برود. مخصوصا که با توجه به کوچکی سالن، ( ای کاش در تمدید کار این نمایش در سالن بهتر و بزرگتری اجرا شود و بیاییم و لذت بیشتری ببریم جا تنگ بود انصافا ) سعی کرده بودند نظم در بیان و حرکات رعایت شود. دست مریزاد اساسی هم می گم به عرفان ابراهیمی عزیز که هر شب نمایش رگ را دارد و بلافاصله این نمایش عمل را دارد و چقدر هر دو را عالی اجرا می کند . امسال ۳ تا کار از ایشون دیدم هر سه درخشان یکی هم بی پنج بود که اونم کمدی و متفاوت و جذاب ... شخصیت پردازی هر شش کاراکتر نمایش عمل به نظر م خوب بود. پدری که شاید باعث و بانی این گند و کثافت است، مادری که حامد می گدپوید مادیپری نکرده ، ( مفهوم زندگی خانوادگی را چقدر خوب نشان می داد ) برادری که ....
این نمایش، از هر جهت برای من نو بود، قصه موضوعش (اعتیاد ) شاید نو نباشد اما جنبه ای از آن که زوج مصرفی است را من ندیده بودم نه در فیلم و نه در تئاتر و نه حتی در رمان و داستان ( به این شکل البته که دو نفر ... )
عشقی که بین حامد و زنش تباه می شود به خاطر مواد ، دل مخاطب را شاید بسوزاند اما هدف این نمایش این نیست.
استفاده از کلمان و واژگان مخصوص این قضایا بسیار به جا بود،
کیلو کشی
خرج عمل
و...
چیز دیگری که برایم جالب بود هویت شهر تهران بود از پل مدیریت و شمشادهای پشت اتوبان تا مفت آباد و درمانگاه بروجردی و کمپ زوج درمانی در حومه شهر... چقدر این نمایش را دوست دارم در قالب سینمایی ببینیم، یا رمانش را بخوانم و کِیف کنم...
از ... دیدن ادامه » تک تک المان های شخصیت پردازی به خوبی استفاده شده بود. مادر نماز خوانی که بچه هایش قانل و معتاد می شوند اما نه قانل بالفطره.
میزانسن و اکسسوار صحنه واقعا به کار بُد داده بود از صحنه غذاخوردن سر سفره تا اون قداره و تا گلدون رز قرمز که آب تهش برا خودکشی کافیه....
دست مریزاد می گم به خانم کارگردان و تیم خیلی خفنشون. انصافا هر چی بخوام بگم باز هست.... پیشنهاد می کنم این نمایش رو که شب های اولش هم هست برید و با اطمینان ببینید و لذت ببرید...
عرفان ابراهیمی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

دیشب با گروهی از دوستانم به تماشای دو در ۶۰ رفتیم.
دو در ۶۰ مونولوگی از زبان یک پسر روشن دل است که خیلی جاها مخاطب را به شدت درگیر ( از نظر احساسی ) می کند و قصه زندگی اش و این که چرا حالا این جاست را می گوید. بازی بازیگر تا حد زیادی درآمده بود ( هرچند اولین شب اجرا بود و طبعا جای پیشرفت داشت) استفاده از نور و موسیقی در ادمت داستان بود و به پررنگ شدن درام ماجرا کم می کرد. این اجرا در حوزه سلامت حائز اهمیت است و جای تقدیر دارد که یک گروه ، دغدغه این بخش را دارند. من دوستان روشندل زیادی دارم، که حس های بسیار قوی و خوبی دارند. این نمایش تا حد زیادی سعی کرده بود نزدیک به واقعیت باشد،
گریم و لباس هم خیلی طبیعی و مینیمال و ساده بود. برای من که داستان نویسم و همیشه دنبال قصه های ناب برای شنیدن، جذابیت زیادی داشت، چه بازیگر خوش صدایی هم هست مسعود محمدی و تحریر ... دیدن ادامه » های آواز سنتی را تا حد زیادی اجرا می کرد. کارگردان و نویسنده کار خانم هستند و باعث افتخار من بود دیدن جوان هایی به این ذوق و شوق و هیجان ، که جای پیشرفت خیلی زیادی دارند. خوشحالیم که شب اول کارشان را دیدیم و گپ زدیم با گروه و دلگرمی برای ما و آنها شد. شخصا از این که دنیای این پسر را درک کردم ( تا حد امکان ) و پرده هایی جدید از زندگی یک روشن دل برایم ملموس شد، این نمایش را دوستش داشتم .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه هدایتی
درباره نمایش رگ i
الان که به بروشور ساده رگ نگاه می کنم اون سه تا ادم رو می بینم که دار زده شدند به قول راوی ، سی تا سیصد تا و ،..
رگ غیرت یه ملتی توی برحه حساسی از تاریخشون میزنه بیرون و سه نفرشون وای میستند جلو یه لشکر بزرگ. بابت انتخاب سوژه دست مریزاد می گم به نویسندگان این نمایشنامه.
طراحی صحنه خصوصا در قسمت پل و اون اتاقک و حتی دراوردن تلگرافخانه تبریز و مسافرخانه خیلی خوب بود بنظرم.
استفاده از نور مخصوصا ابتدای نمایش و میانه ای که سه سرباز درگیری دارن با لشگر اون طرف ارس ( مرز ) خوب بود. حتی اون ماه اون وسط هم تو چشم من پرسپکتیو و فضا می داد به کار.
لباس ها هم خوب بود ، به باورپذیری اثر کمک می کرد.
اما بازی خانم ها اصلا خوب نبود . هرچی عرفان ابراهیمی و وحید اقاپور لهجه و زبان ترکی ( آذری ) را حرفه ای دراورده بددند خانم ها اصلا خوب نبودند. الهه شه مرست عزیز هم مثل بازی ... دیدن ادامه » های قبلی که ازش دیده بودم نبودند،
استفاده از راوی و پیوند زدن قصه به زمان حال و شصت سال گذشتن ( ۷۸ سال می شه از ۱۳۲۰ تا ۱۳۹۸ نفهمیدم چرا گفت ۶۰ سال ) را بدم نیامد اما انگار جاهایی که الکن می شد سرباز راوی می اومد.
موزیک هم در خدمت داستان بود استفاده از صدای زیر متن خیلی عمق و فضا می داد به کار قشنگ حس مس کردم چوپان و شب و جیرجیرک و هنگ مرزی اش رو....
در کل عرفان ابراهیمی عزیز و وحید اقاپور خوب و درخشان بودند و کاملا متفاوت با نقش های اخیری که ازشان دیدم.
راستی اگر خواستید بلیت بخرید ردیف ۶ و ۷ بهترین جاست اونم صندلی های وسطی
جلوی جلو نگیرید
سلام
ممنون که کار رو دیدید و نظراتتون رو با ما درمیون گذاشتین.
و ممنون بابت نکته ای که راجع به جایگاه ها گفتین.
۴ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شنیدم که
طرح متن «من تاجی ام » از رمان بلند نیمه تمامی از محمد زعفرانی به نام “تاجی” برداشت شده و بصورت کارگاهی همراه با محمد شبدار و راضیه بهرامی دراماتورژی شده است.
با دیدن تیزر و پوستر فکرش را هم نمی کردم که این انسجام خیلی حرفه ای رو ببینم. موزیکی شنیدیم و بازی ای دیدقم که سالها در ذهنم ماندگار خواهد شد. اول نمایش از این که مردپوش بودند سه تا از بازیگرها کمی حس بد گرفتم اما جلو تور که دیدم آوازی بسیار دل نشین و بازی و هماهنگی خوب نور و صحنه و موسیقی است، فهمیدم احتمالا مردپوش بودن خانمها دلایلی دارد. بازی راضیه بهرامی بسیار سطح بالا و بی تقص بود و طراحی لباس برای شخصیت اصلی پر از مفهوم... لباس صندوقچه ای که جواهراتش می ریخت بیرون شااااهکار بود. دست مریزاد به کارگردان و طراح لباس. فقط من قصه و داستان جذبم نکرد. شاید حجم موسیقی و اکت زیاد گیجم کرد ... دیدن ادامه » و شاید هم گسیختگی متن بود که باعث شد نخ داستان را گم کنم. نوازنده قانون ( اگر اشتباه نگم اسم ساز رو ) چقدر خوب بود.... واقعا از این نمایش هایی که دوست دارم تمدید بشه پدرومادر عزیزم را ببرم حظ کنند...
نیل عباسی این را خواند
امیر مسعود و مریم اسدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش را چند شب پیش با گروهی از دوستانم تماشا کردم. اتفاقا خانم نونهالی عزیز هم کنار ما نشستند و کمی گپ زدیم بعد کار با ایشان. به نظرم وقتی می رویم که مونولوگ نمایش تک پرسوناژ ببینیم، انتظار داریم خیلی خوب و حرفه ای روی المان های تصویری و درام و ... کار شده باشه. البته کار مبین عزیز ( با توجه به سن پایین و تلاشی که مشخص است انجام شده ) تا حدی قابل قبول است. اما استفاده از صحنه، نور، موزیک به نظرم در خدمت پیش برد نمایش نبود. داستان تیم برتون را نخوانده ام اما کارگردان در این اثر تلاش کرده بود که فضای سورآل یا ذهنی کار را بسازد ، چقدر خوب که می نویسند اقتباس از فلان اثر هنری. ممکن است یک نفر هم تیم برتون را نخوانده باشد اما وقتی می نویسند ادپتیشن از فلان کار هم اعتبار کارشان بالا می رود( به نظر من ) هم حق کپی رایت رعایت می شود. هم مخاطب بهتر همراه می شود.
من ... دیدن ادامه » اول کار که محکم در را می کوبه با کار همراه شدم و تا نیمه هم خوب بود اما انگار در انتها کمی ریتم و تمپو هماهنگی نداشت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول تشکر کنم از سجاد تابش عزیز که تخفیف گذاشتند و ما تونستیم ۱۵ تایی کار رو ببینیم امشب و لذت ببریم. دوم این که سر ساعت شروع شد و بروشور خوبی داشت، احترام به مخاطب جذابیت کار رو می بره بالا.

متنی جالب که موضوعی شاید دستمالی شده را بسیار خوب پرداخته. خوابگاه و مسول و دانشجو وجنین...

پایان ، یکی از بهترین های چند وقت اخیر بود برام. چیزی که اصلا فکرش را هم نمی کنیم....

در بستر ریالیستی کار پیش می ره جاهایی فضا به سورآل پهلو می زنه اما نیست به نظرم. مخاطب کاملا درگیر پرسوناژ ها می شه و جابجایی دیالوگها و نقش ها و مورد قصاوت قرارگرفتن جفت کارکترها جالب بود خیلی. ترانه و جهانگیری که نیستند اما ....
در میزانسن جابجایی ها جالبه
موقعیت که عوص می شه خیلی خوب می ره جلو...
ریتم و تمپوی جالبی داره. ریتم کند و تمپو های درونی که بازیگر خیلی خوب از عهده اش برمیاد . ... دیدن ادامه » سارا محمدی درخشان بود و خانم صدر عرفایی هم عالی بود. دو کاراکتر برخورد کلامی جالبی دارند.
کشش بسیار بالایی داره و موزیک خیلی خوبی برای کار ساخته اند. نور و موسیقی کلا در خدمت کاره و با مضمون درونی اش می خوند. این قطره چکونی اطلاعات دادنه خیلی حس تعلیق می ده به کار و درست در نقاط دقیقی درام شکل می گیره به نظرم می دونسته که کجاها تغییر بده ریتم رو و درست در نقطه خوبی شروع می شه و در نقطه درست تری هم پایان داره.
در فرم، نور ابی و قرمز و طیف گسترده اش به فضاسازی کمک می کنه . وارد سالن که می شی و می شینی حس می کنی اوه! با کار خاصی روبروشدم.
اسم نمایش هم اصطلاحی است بین پزشکان زنان که برام جالب شد برم بشنوم و بخونم درباره اش.
بعد نمایش کلی سوال برام پیش اومد و با دوستان که گپ می زدیم دیدم هر کدوم از دوستانم دید جالبی به کار داشته اند. ارزش یک بار دیدن رو حتما حتما حتما داره. خوشحالم که ایجاد پرسش کردید برای من و دعوت به تفکر...

الهه هدایتی
درباره نمایش دریم لند i
اعتراف می کنم نمایش دریم لند برایم چیز تازه ای بود البته این کار صامت به معنای بی کلام یا بی موزیک نیست. اما خب به سبک فیلم هایی که از چاپلین عزیزمان دیده ایم انگار ساخته شده.
طراحی لباس ها چقدر خوب بود حتی حالت سیاه و سفید فیلم چاپلین را در ذهن تداعی می کرد.
بازی نقش چاپلین اول کار کمی به قول مشهدی ها خُنُک بود ولی کم کم انگار دوستش داشتنی شد.
ایده ی تغییر زبان تایتل را خیلی خوشم اومد از این نظر که اون حرف رو تعمیم می داد به همه نژاد ها.پانتومیم هم جالب بود...
انتخاب بازیگرها به لحاظ ظاهر و یک دستی بازی ها بالاتر از تد تئاتر دانشجویی بود.
شروع نمایش تا یک سوم اولش برای من خیلی خیلی جذاب بود، اما یک جاهایی از ریتم می افتاد و شاید اگر کمی کوتاه شود بهتر باشد.
برای این گروه درخشان آرزوی پیشرفت و درخشیدن بیشتر دارم.
البته بارها دیدم که وقتی در تیوال ... دیدن ادامه » برچسب کمدی می زند افرادی به تناشا می آیند که بندگان خدا به تصور تئاتر های خیابا دماوند به سالن قدم رنجه کرده اند و با خنده های بیجا و مورد داشتیم یارو حتی کف زده و حرکات دیگر... البته اسم نوید محمد زاده هم برای هجوم اوردن تماشاگرنماها به سالن بی تاثیر نیست...
اما خب تقصیر هیچ کس نیست... باید تحمل کنیم لابد...
این که کار خودتان را با بهرام بیضایی عزیز ، قیاس می کنید و کارهای ایشان را بدون درام می بینید و با اعتماد بنفس زل می زنید تو چشم مخاطب، واقعا افتضاح است....


این ها را من نمی گم. ۶ نفر از دوستان که همراهم بودند گفتند و خواستند این را به گوشتان برسانم که زین پس اسم این کارگردان را بشنوند فقط پوزخند می زنند و ...
حدف منم البته همین بود. سعی کردم کمی محترمانه به عرضتان برسانم وااااقعا ضعیف بودید و پرمدعا و به ساحت بزرگان توهین کردن ، از اعتبار خودتان می کاهد، از ما گفتن
دیشب نمایش را دیدم و دوست داشتم. راستش با انتظار خیلی خیلی حیلی بالا رفته بودیمو اول نمایش که مخدی کوشکی با همان بازی همیشگی اشان اند جلو کمی خورد تو ذوقم ولی کم کم با امدن اقای نوروزی و بعد مهدی ماکدل بیشتر به دلم نشست. شهروز دل افکار چه بازی خوب و ماندگاری داشت، بازی خاطره حاتمی یک جا می دیدی عالی! یک جا بسیار بد، یک دست نبود، ۸ مااااه تمرین کردن به نظرم باید بازی خیلی بهتری روی کار بیاورد. تپق هایی می زدند و جاهایی ناهماهنگی بود.
طراحی دکور و صدا از لحظه ورود بی شک جذبمان گرده بود. خود نمایشنامه کا شاهکار است و از نشر بیدگل می تونید تهیه اش کنید. در کل نمایش خوبی بود و ای کاش تخفیف گروهی و تیوال پلاس یا لااقل وفاداری میذاشتن که بتونیم به همه توصیه کنیم برید.
کف سالن چشمم را اذیت می کرد، البته من چشمم آستیگمات بود و عینک نزده بودم. من به نسبت تبلیغات ... دیدن ادامه » که کردند و هزینه بلیتی که دادم و بازیگرهایی که انتظار داشتم ۴ از ۵ می دهم ، خسته نباشید
خوب امتیاز دادین خدایی :)

نکته مثبت کار به نظرم فقط شهروز دل افکار بود .
شبی که من دیدم پر بود از سوتی و تپق آقایان پاکدل و کوشکی :/
۰۴ خرداد
این همه تپق اون هم از بازیگرانی که رزومه خوبی در تیاتر دارند و به قول خانم الهه عزیز، با هشت ماه تمرین یه کم غیر قابل قبول بود.
۰۴ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمره ای که به کار می دهم ۱ از پنج
و بی تعارف اگر صفر هم داشتیم صفر می دادم
با شش نفر از دوستانم کار رادیدیم و به قول یکی از دوستان، کفاره گناهان مان بود
بازی ها اصلا هماهنگی نداشت
ایمان اشراقی ، که ازش بازی تئاتر ندیده بودم، بنظرم از بچه های دبیرستانی که تیاتر ۲۲ بهمن بازی می کنند بدتر بود.
رفت و امد بازیگرها به صحنه واقعا بی نطم
دکور خیلی خیلی بد بود،
از همه مهمتر خود نمایشنامه بود که کارگردان اخر سر می رن بالا و می گن که سانسور شده و این کار را به نظرم خرابتر می کنه
نه درام کار دراومده و نه تیکه ی رمانتیک کار( خودمونی گفتم )


امیدوارم پاک نکنید نظر من را
چون واقعا در سالن ناظر زاده انتظار کار بهتری داریم
چه نظر پرراز حسادت و کینه ای
۳۱ اردیبهشت
خانم رویا عالم با شما معنا میشه
۰۳ خرداد
آقای مرادی موفق باشین و سپاسگذارم از توضیحاتتون.
۱۰ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش را در شب دوم ، دیدیم و برای من هم یاداور جای خالی سلوچ بود از دولت ابادی هم شخصیت بابک از لحظه ای که اومد بسیار بسیار عمیق بود. بازیها اینقدر یه جاهایی رئال بود انگار که نمایش نبود... دوست دارم باز گار رو ببینم و از بازی درخشان اقای محمد علی و بقیه عزیزان لذت ببرم کاری که از ثانیه های اولش درگیر میشی و طنز بجا رو بازیگرای خوبش با بازی خوب دراوردند.
تکرارهایی که میشه در انتقال مفهوم و جذابیت نقش داشت.

توهم بارداری رو چقدر زیبا نشون داده بود ... چیزی که من تا حالا تو هیچ داستان، فیلم یا نمایشی ندیده بودم. یکی از دوستان خودم این مشکل را داشت و خیلی اطرافیانش درگیر بودند
سالن باران رو هم از اون حالت دخمه که توهین بود به مخاطب دراوردند و لذت دیدن رو دوچندان کرده.
حیف که صحنه کوچک بود
کاش در سالنی مثل ناظر زاده بازی می شد و اون حالت دو اتاق در می اومد
یک ... دیدن ادامه » جای کار هم اول گفتند چه شب سردی! بعد در صحنه بعد مهرداد گفت داره شب میشه! کاش اصلاح کنند
صدای سالن هم کیفیت خوبی نداشت
الهه عزیز
سپاس از حضورتان
و ممنون از این دقت تان در تماشای پروانه های الجزایری
۳۱ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه هدایتی
درباره نمایش تراس i
شب اولِ نمایش بود اما بازی ها واقعا به نطرم خوب بود ( به جز یکی دوجا که جواد یحیوی تپق زد ) ولی پیش میاد... نمایشنامه را دوست داشتم. طنز را خوب دراورده بود. بازی اقای دلاوری و خانم فرجاد واقعا به دلم نشست. طراحی صحنه هم برایم چشم نواز و خوب بود. لباس و گریم هم ازهرنظر استاندارد بود
در کل از ان نمایش های حال خوب کن بود گه ادم حسش برانگیخته میشه
هرچند کمی ثابل پیش بینی بود بغضی جاها.
چقدر بازی اقای کرامتی بانمک بود واقعا دوستشان دارم.
مرسی از زحمتی که کشیده اند و حس خوبی از اینکه سالن لب به لب تماشاچی بود....
امیدوارم تیوال پلاس و تخفیف وفاداری برای اجراهای بعدی بزارن که خیلی از دوستان من با شنیدن تعریفهای من خواهند اومد....
منتظریم...
سلام
خانم هدایتی همه حرف رازدند. ممنون ازهمه بازیگران و کارگردان و آقای ژان کلود کری یر با متن زیباشون
۲۳ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب اجرا رو دیدم . چقدر دوستش داشتم. طراحی لباس عالی. صحنه مقدر خوب و ساده. بازی ها همگی روان بود. وفادار بود به متن ترجمه نجف دریابندری بود. سالها میش نمایشنامه اش را خوانده بودم و وقتی اجرا را دیدم انگار که همان روزهایی بود که تازه با بکت آشنا شده بودم. حتی کلماتی که دریابندری استفاده کرده بود، کرسی(صندلی ) سابق(قبلا ) خوشیم(خوشحالیم ). بازی روان دی دی و گوگو از همان چند دقیقه اول جذبم کرد. تیک دی دی که دستش را به جلوش می برد، عالی بود. بازی اون بازیگر کودک که عاشقش شدم من. راه رفتنش با اون کلاه با مزه اش عالی بود. آخرای اجرا که کل کار با ریتم تند اجرا شد را خیلی خیلی دوست داشتم. فقط واااااقعا متاسفم برای عمارت نوفل لوشاتو که صدا باید این قددددر بد باشه، خیلی خیلی بد. انگار هندونه فروشی محل رو بلندگوش رو قرض گرفته باشی. باعث رنجش تماشاچی ها بود. حتی من ... دیدن ادامه » رفتم حضوری تذکر بدم کسی گوش نداد. نمایش مثل خاراندن هم دقیقا همین ایراد رو داشت و این که اسپیلت سالن انقدر سرد بود ....
کلا در شرایط بدی بازی رو می دیدیم.
کاش نمایش تعداد اجراهاش بیشتر بود. می شد به بقیه توصیه کنیم.
البته دیشب به یکی از دوستان تبلیغ کردم.
بابت نظرات با دقت و همراه مهربانی تون ، متشکرم
نجف دریابندری نابغه ای بود واقعا ، راستی اجرا هارو برای سه شب دیگه هم تمدید کردیم ، با خیال راحت و با افتخار دوستانتون رو دعوت کنید
۰۳ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب با ۱۸ تا از دوستان این نمایش را دیدیم. مرسی از گروه ،
که تخفیف گروهی می زارن که ما بریم
چیزی که آزار می داد صدای سالن بود. من دیشب هم در همین سالن ، نمایش دیگری رو دیدم که اون جا هم اذیت شدم. و چیز دیگر، سیستم سرمایش که روی دور اخر می زد، حدی که من رفتم جای دیگه سالن.

اما قصه را دوست داشتم، هرچند جدید نبود، اما با نگاهی نو به آن پرداخته بودند. طراحی نور ، لباس و انتخاب بازیگر خیلی خوب.
توصیه می کنم ببینید کار را. ما ۱۹ نفر که کار را دوست داشتیم. موضوع اصلی پنهان کاری همه افراد از هم بود.
بازهم ممنون از تخفیفات.

نمایش هایی که تخفیف می زارن، سالن پر می شه چقدر هم به تماشاچی و هم بازیگر حس خوب می دهد.

موافقم تخفیف گروهی عالیه و کولر گازی هم دشمن امثال من :)
۰۲ اردیبهشت
کلا تخفیف که میذازن ما میریم عموما گار بی تخفیف نمی ریم
۱۶ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه هدایتی
درباره نمایش مرده خور i
ما خیلی خندیدیم ، نمایشنامه خاصی نداشت ولی اگر می خواین کلی بخندین باید برید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیمه دوم نمایش برایم جالبتر بود. خیلی خندیدم. لاش موش رو خوشم اومد و اخر کار برایم یک پایان کمدی داشت
دستشون درد نکنه. فقط مامان لاش موش خوب نبود ، بازی ایستا و غیر کمدی و گریم جدی
در کل با بچه های زیر ۱۲ سال تشریف نبرید
من با لاشه موش ارتباط بر قرار نکردم اگه از پسر کم سن و سال تری که به پسر ژوله بودن بخوره استفاده میکرد بهتر بود
۲۹ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار را دوست نداشتم. از ابتدای نمایش که با لباسهای و موسیقی مواجه شدم ، حس کردم که شاید محتوای جاابی هم نداشته باشد، حدسم صحیح بود. خیلی سطحی و پر از اشتباه به متن شاهنامه نزدیک شده بود. گریم منیژه حداقل کاش موهای شرقی و مشکی داشت نه بلوند!
کات دادن وسط کار خیلی تو ذوق بزن بود. من نمره ۱ می دم از ۵ به این کار. . اشتباهم این بود که کارگردانی گه ازشان کارندیده ام را انتخاب کردم.
بعضی جاها که تماشاچی ها می حخندیدند من مونده بودم چرااااا؟
انالله و اناالیه راجعون چی بود اون وسط؟ متن عربی اخه توی شاهنامه؟
از سالن سمندریان که برای من پر از خاطره دیدن کارهای خوب است کمی انتظار بیشتری دارم.
امیدوارم که کارهای بهتری ببینیم امسال
بدجوری متوجه نشده بود شاهنامه‌اس نه هر چی خودش دوس داره باشه
مشکل اصلیش به نظر من این بود که اصن کانتکست رو درک نکرده بود دوست گل کارگردان، طراح، نویسنده‌مون
۲۹ فروردین
جناب لهاک گرانقدر ارادتمندم :)
۲۹ فروردین
عزیزید آقا
۲۹ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید