تیوال الهه هدایتی | دیوار
S3 : 20:40:19
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
الهه هدایتی
درباره نمایش بچه i
دیشب با ۶ تا از دوستانم کار را دیدم. متن نغمه ثمینی و بازی های درخشان سعید چنگیزیان و خانم معتمداریا واقعا ما رو شیفته کرد. سه زن مهاجر از لیبی و افغانستان و عراق با نوزادی وارد خاکی امن شده بودند... خانم معتمداریا انقدر نقش سه زن را متفاوت و خوب بازی کردند که مثل همیشه لذت بردیم. مشکل ما با آخر کار بود. این نمایش شروعی خوب میانه ای دررررخشان و پایانی بسیار بسیار بد داشت. فرم کار به صورتی است که یک صداپیشه خانم نقش مترجم عربی و فارسی و کوردی رو بازی می کنهو ما تا اخر کار چهره اش رو نمی بینیم. البته صداپیشگی این کار بسیار بسیار به جا و عالی بود ، منتها چرا واقعا اون خانم اونم با گریم و بدن و بیان انقدر ضعیف، باید آخر کاری بیاد و شروع کنه به دیالوگ با بازیگر مرد. شاید در جایی که اوج کار بود یعنی وقتی زن لیبیایی می افته، پایانی درخشانتر داشت، نحوه چینش تماشاگرها ... دیدن ادامه » دوسویه است و ما در باکس بی بودیم و اتفاقا دید خیلی خوبی داشتیم منتها صدا پیشه که میاد شروع می کنه به دیالوگ رو به ما بود و این باعث شد حظی که تا پایان بردیم را کم کند. ایده های صحنه هم جالب بودند. حتی نوع تغییر لباس خانم معتمداریا بسیار ساده و جذاب و کاربردی بود.


چقدر هم خوب که خود کارگردان در جلوی در وردپودی چک می کرد گوشی تماشاچیا همه خاموش باشد. و این واقعا هم به سکوت سالن کمک می کند و هم احتمالا این مدلی دیگا باید فرهنگ سازی بشه، چون افرادی با این حال هم گوشی روشن کرده بودند و اخر کار فیلم می گرفتند... نویز روی بلندگو هم دیده نشد که جای شکرش باقیه...

درباره متن اگر بخواهم بنویسم، یک متن زنانه ی مردانه بود، منظورم این است که زنانه بود اما پر از سانتی مانتالیسم و شاعرانگی بیجا نیست. اتفاقا وقتی می خوایم از زخم تن و روح یک زن عراقی بنویسیم شاعرانگی به چه کاری می اد؟ عدم قطعیت خوبی در متن بود که هر کدام از این زنها می توانست مادر باشد و نباشد که من واقعا حسش کردم.
راستی ، بلیت خارج ظرفیت رو از گیشه می تونید بخرید از ساعت ۵ به بعد. دو نفر از دوستان من خریدند و نمایش رو دیدند.
الهه جان ببخشید خارج از ظرفیت قیمت بلیط ش چقدر بود؟
۳ روز پیش، دوشنبه
الهه جان در مورد پایان کار و دیدن خانم مترجم باهات موافقم! یک ساعت و ۲۰ دقیقه تقریبا صداشو داشتم و تو ذهنم خیلی تصور بهتری از مترجم داشتم. کاش آخر نمایش نمیومد و اصلا اون قسمت حذف میشد
۲ روز پیش، سه‌شنبه
سحر جان
اگر اشتباه نکنم نصف قیمت میشه معمولا تو تئاتر شهر.
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دست نریزاد می گم اول از همه به سهند خیر ابادی که من رو شیفته ی قلم خودش کرده
تابستان امسال مختلف الاضلاع رو دیدم از قلم اش و الان دراماتورژ رو و برای دراماتورژ و عواملش خوشحالم که یک متن به قول خودشون با اصالت دارند. چقدر حس می کنه مخاطب این رو که برای متن روزها و ساعت ها و سالها مطالعه شده و کم فروشی نیست این بلیت ۲۵ هزار تومنی....
بازی ها خوب بود نه عالی ، ولی قابل قبول بود. صحرا خانم ررو توی برخورد جسم سخت به سر دیده بودم اون جا هم خوب بودند،
من رودیت هایی که داشت رو پسند کردم
رورانس هم عالی بود.
کاش تناشاچی ها یک رو ز یاد بگیرند همه ، تا نور روی سصندلی ها نیومده کف مرتب نزنند.
کندی کار جالب و به جا بود. توهین امیز نبود و می تونید حتی با نوجوان ۱۰ ۱۲ ساله کار رو ببینید.
البته ارجاعات فراوانی به نمایش مختلف الاضلاع داره اما ندیده باشید هم لذت می برید. ... دیدن ادامه » یه جاهایی توهین به شخصیت زن داشت که یکی دو تا از همگروهی های ما بدشون اومده بود.
نمایشی است که براش زحمت کشیده شده ۰ برای لباس و صحنه نه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش را شب اول اجرا دیدیم و بیشتر بچه ها و من دوستش داشتیم. در حد اولین اجرای یک کار ، خیلی خوب بود. قصه ای که مهدی زندیه نوشته و مهدی زندیه خوب می داند که چی را کجا بگذارد که تماشاچی در لحظه به آن نیاز دارد چی را کجا نگذارد که تماشاچی و درام و قصه به آن نیازی ندارد. از صحنه اول مخاطب حس می کند که با یک کار هایپر رئال و خوب طرف است. قصه از تاریکی و شک شروع می شود و در تاریکی و شک هم به پایان می رسد. شخصیت های این نمایش هر کرپدام خرده روایت هایی برای خودشان دارند که بدنه یک روایت خانوادگی و اجتماعی را می سازد. بازی ها تا حد زیادی خوب و قابل قبول است مخصوصا آقای شیخ الاسلامی که ۴ تا کار بعد عید ازش دیدیم که همه با هم متفاوت بود . رضا نه شبیه شاهد در عزازیل است و نه می سوده در لانچر و نه نقشی که در گرگها کراوات نمی زنند داشت و نقشی است متفاوت. بازی اقای حسینی ... دیدن ادامه » و اقای نادری هم خیلی رضایت بخش بود ( نسبت به شب اول اجرا خوب بود واقعا )
ریتم کار جاهایی کن می شد اما خب حوصله سر بر نبود اصلا و طنز تلخ کار باعث شده بود که برای مخاطب جذاب باشد. مگ طراحی نور را ابتدای کار دوست داشتن اما در ادامه خیلی با نور کار نشد. طراحی صحنه خیلی به نظرم می خورد به کار و واقعا زیر زمینی بدد که حسش می کردی.
آموزنده هم بود واقعا نمی دونستم کوکایین رنگش اون رنگیه ف ر می کردم باید مثل نمک باشه....
شخصیت خاله ، بسیار جا افتاده و خوب بود و بار پذیر،
دستشون درد نکنه هیچ چیزی روی کره زمین ایده آل نیست و این کار هم ارزش دیدن حتما دارد . خدایی دمشون گرم که بروشور دادند چون باید با عوامل آشنا شد و تبلیغات کارشون رو به بقیه کرد. راستی . مخاطبای خوبی هم امشب بودند . واقعا سالن پر بود و هیچ کار خلاف مقررات سالن از قبل حرف زدن و .... مدیدیم . چه خوب. که همیشه هم غر نزنیم گاهی خوبی ها رو بگیم دلگرمی بشه برا تیم اجرایی....
نیل عباسی این را خواند
فاطیما و Soodabeh Salehi این را دوست دارند
ممنونم از نگاهتون و نظرتون
۱۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه هدایتی
درباره نمایش میمون i
نگاهی نو به موضوعی دست مالی شده. تئاتر مستند که هم خیلی درام خوب شکل گرفته و هم بازی بسیار خوبی شاهد هستیم.
مونولوگی که اگر اسمش را کار دانشجویی بگذاریم ، سطح بالاست و از ثانیه اول، تماشاگر را درگیر می کند. خیلی وقت بود توی سالن کوچک مولوی ندفته بودیم و اونجا همیشه کارهای خوب دیدیم و این کار هم بی ادعا بود . خیلی ممنون که زاس ساعت شروع می کنید. خیلی ممنونیم که بروشور و یک بروشور اضافی اطلاع رسانی درباره موضوع می دهید و این که توجه تئاتر این روز ها به سلامت هست شایسته تقدیر است . نمایش های خوبی امسال دیدیم که درباره بیماری ، اعتیاد ، خودکشی، سلامت روان و .... بود و این یعنی رسالت تئاتر ( یکی از رسالت هاش ) آموزش و ایجاد دغدغه سلامت جسم و روان که شاید ما جهان سومی ها نوجهی بهش نداریم.
طراحی نمایش و کارگردانی را استاندارد و خوب دیدیم چون واقعا تا لحظه اخر ... دیدن ادامه » این کشمکش درونی برای من ایجاد شد که شاید من هم....
موضوع را لو نمی دهم برید و این نمایش بی ادعا و نگاه خیلی خاصش به ایدز ببینید...

میترا، ریحانه گنجی (reihaneh_ganji) و نیل عباسی این را خواندند
Soodabeh Salehi این را دوست دارد
ممنون از نظرتون
۰۵ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه هدایتی
درباره نمایش آواز قو i
نمایش آواز قو در سالن ناطر زاده این شب ها اجرا دارد. با ۱۵ تا از دوستان قرار داشتیم و دیشب در سانس ویژه به تماشای خانم سیف و اقای پور صمیمی نشستیم. من خیلی دوستش داشتم. از لحظه ورود اقای پورصمیمی با ان مورپزیک خوب تا پایانش ... متن نمایشنامه با ان چیزی که من خوانده ام یه کوچولو فرق داشت. ولی خیلی بازی و طراحی نور و موزیک و همه جیز عالی بود. مثل همیشه سر ساعت شروع و سر ساعت پایان. نظم فکق العاده و سکوت تماشاچی های گل... از دیدن یک تئاتر خوب لذت بردیم. و بعد کار که با دوستان گپ می زدم اکثرا خیلی دوست داشتند. البته من شخصا بخاطر خود استاد پور صمیمی رفته بودم. واقعا هم دوستشان داشتم. در طراحی دکور و صحنه شاید می شد بهتر عمل کنند. اما در کل دوستش داشتیم.
مرسی که ساعت ویژه گذاشتند تا ما هم بتوانیم ببینیم
انید دارم بارها و سالها اقای پور صمیمی رو ببینیم در صحنه ... دیدن ادامه » ... ارزوی تندرستی و شادکامی و برکت دارم برای همه گروه های تئاتری و تماشاچی های خوب ...
پ.ن ارزو دارم همه سالنها مثل سالن دیشب پر باشد. کیفیت کارها عالی باشد و همه راضی
میترا این را خواند
راضیه فیض آبادی، بهاره خالقی، ساناز و کاوه علیزاده این را دوست دارند
سپاس از شما و دوستان تان که وقت گذاشتید و نمایش مارا دیدید.فکر می کنم رضایت تماشاچی فرهیخته تئاتر باید سرلوحه وظایف گروه های هنری باشد.گروه نمایش آواز قو مفتخرست که توانست بعداژظهر خوبی را برای شما و دوستان تان رقم بزند.
۳۱ شهریور
بسیار لذت بخش بود ان شالله شنبه بعد گروه دیگری از دوستانمان می ایند
۰۳ مهر
ممنون الهه عزیز.قدم شما و دوستان تون به روی چشم
۰۳ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حدسم درست بود. یک بازی بسیار بسیار بسیار درخشان دیدیم امشب از سه بازیگر خوب این نمایش . شکیب شجره که اصلا مدهوش کرده . بود همه را... طراحی لباس و گریم بسیار جالب و در خدمت اجرا بود... طراحی نور و صدا هم عالی بود.متن نمایش اما کمی سخت فهم است و احتمالا باید دوبار ببینیم تا جاهای خاصش را درست درک کنیم، صدای سالن نوفل لوشاتو ( این نکته مربوط به سالن است نه گروه اجرایی ) ماه هاست که خراب است باعً آزار . امشب به عوامل سالن گفتم. دیشب هم گفتم. پریشب هم گفتم (دیشب و پریشب هم عمل و هم فولاد زنگ نمی زند را دیدم و این صدای سالن باعث ازار بود جدا بار چندم است که می نویسم )
کارگزپردانی کار هم درخشان بود و طراحی حرکات بدن و نور و .... را بسیار بسیار حرفه ای انجام داده بودند.
اگر مدت هاست تئاتری که منسجم و مفهومی ندیدید و دنبال کار خیلی خاص هستید اعتماد کنید و این کار را ... دیدن ادامه » ببینید. برای همه گروه های اجرایی که الان اجرا دارند آرزوی موفقیت دارم
هومن شهباز، میترا، سپیده و حسین تاجیک این را خواندند
Soodabeh Salehi، Sahar Akbarzadeh و شاهین این را دوست دارند
کاملا موافقم ....اجرا و بازی عالی بود...کسی که دوست داره یه کار بینظیرو خیره کننده ببینه نباید این اجرارو از دست بده
۲۹ شهریور
من درباره بازی ها و کارگردانی و صحنه گفتم. متن برام مبهم بود سری اول ولی بار دوم کمی درک بهتری پیدا کردم.
۰۸ مهر
ممنونم که جواب دادین. ازشما سوال کردم چون نقدهاتون نشون میده که بصورت حرفه ای تاتر میبینید.اما باید بگم صحنه که چیزی نداشت نه طراحی مینیمال دیدم نه اجزای درست صحنه نه نور مناسب و نه چفت وبستی بین داستان و صحنه و بازیگران.متاسفانه استفاده از فرقون وشطرنج ... دیدن ادامه » هم توی صحنه ها مد شده نمیدونم چرا(شاید چهارمین تاتری باشه که یا فرقون یا شطرنج جز اصلی و فرعی صحنه بوده.-آخه این شد طراحی صحنه؟!!!). از نظر کارگردانی هم بنظر آقای شکیب همه کاره بودن و برای اینکه قدرت بازی خودشو به رخ بکشه(که البته توی این تاتر این بازی بعداز یک ربع به ضدخودش بدل میشه) مایل به بازی در این اثر شده و عملن بنظر میاد کار برای آقای شکیبِ تا کارگردان اثر.هرچند که اثر چیزی برای گفتن نداره نه فرمی نه محتوایی و باید بازی آقای شکیب خیلی بیشتر کنترل میشدو از تکرار درمیومد اما کارگردان منفعل عمل کرده که شاید از ضعف متن بوده باشه.هرچند یک دلیل مهم برای دیدن این کار کارگردان خانومِ این اثر بود که درسته این کار رو نپسندیدم اما آرزوی قلبی من اینه که زنها بخصوص کارگردان این کار با تموم تنگناها و فشارها که توی کاروجامعه براشون هست صحنه رو خالی نکنن ومطمئنم از این کارگردان و زنان هنرمندودانشمند جامعه-مون در آینده ی نزدیک حرفهای زیباوافتخارآمیز زیادی خاهیم شنید. اگه راهنمایی-ئی برای بنده دارید سپاسگزار میشم اگه بگین بازم ممنونم
۱۰ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه هدایتی
درباره نمایش چشم مرکب i
نمایش را روز اول با دوستانم دیدم . بازی ها و طراحی صحنه و لباس عاااالی بود. اما متن کار را نپسندیدم ( سلیقه من نبود شاید! ) طولانی بود و اخرش کمی خسته شدم. موضوعات جالبی را مطرح کرد که خیلی دوستش داشتم مثلا اتانازی
کلینیک خاصی که کمک می کنه خودتون بکشید
یا مثلا ایجاد پرسش های مهمی می کرد
اگه سگ دوست داری چرا نداری
چرا گربه ای ک دوست داری می زاری تو قفس
چرا اگه ناراضی هستی خودت نمی کشی
و....
اجرای این نمایش ساعت ۵ هست که باتوجه به شروع مدارس و دانشگاه ها از مهر خیلی ساعت خوبیه برا افرادی که می خوان زودتر برن کار ببینیند از این موضوع غافل نشیم که پاییز ساعت ها جا بجا می شه رفت و امد سخت...
میترا شریفی این را خواند
سلام. ممنون که کار ما رو دیدین.
۲۹ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش پاتریک کلایورت را با جمعی از دوستان دیدیم. کمدی و بامزه است و بازی های خوبی ارائه می دهند. چیزی که خیلی این روزها همه از من می پرسند این که اگر بخواهیم خانوادگی بریم یه کمدی که توهین و کلام زشت و شوخی جنسی نداشته باشد و بچه های ۸ تا ۱۶ ساله را ببریم ... کدام است. من پیشنهاد می دم اگر می خوایید ۱ ساعت بخندید و از سالن با روی خوش بیایید بیرون و بچه ها رو هم ببرید گروهی ، پاتریک کلایورت براتون مناسبه. اتفاقا فصای فرهنگسرای نیاوران هم بسیار جالب و فرهنگی است و بچه ها قطعا خوش می گذرانند. البته نمایش برای کودک نیست اصلا. کمدی بزرگسال است. ما دوستش داشتیم و کلی خندیدیم . موزیک و نور خوبی استفاده کرده بودند . ساعت اجرای خوبی هم دارد.
Poorya Abdi، masoomeh alipoor، Arshia Abdi و امیر عسگرزاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه هدایتی
درباره نمایش عمل i
چه پارادوکس جالبی دارد این اسم
عمل!
البکه خب در حد یک جراحی کوچک ، سخت است ، باید رگ را پیدا کنی ، جنس را بری و پیدا کنی و ، مکان عمل کردن را پیدا کنی و در آخر اگر زنت هم مشکلی ندارد با هم بنشینید به عملکرد رو خودتان....

اول کار که اسم نمایش را می شنوی شاید ذهنت نرود سمت این قضایا( مثل من اما اگر ذهنت برود هم شک می کنی ! )

یک قصه ی ابد و یک روزی و یک خانواده ی خیلی کِیسِ خاص ( این ترکیب در نمایش بسیار پر کاربرد است ) . قصه ای که از ثانیه اول محاطب را میخکوب می کند و ریتم و تمپویی که تا ثانیه آخر میخکوب می شوی ، نور تماشاگران را که انداخت من گفتم، حیف که تمام شد. همه زندگی سمانه و حامد و دیگران را دیدیم و باز هم کم بود...
طراحی فرم اجرا بسیار بسیار بسیار به جا و حرفه ای است. من ، شخصا از صحنه ای که بازیگری اکت ندارد و در ان صحنه می ماند و در و دیوار را نگاه می کند خوشم نمی آید ( سلیقه من است هااا تعمیم نمی دهم ) اما یک لحظه نمی شود که صحنه ای پِرت برود. مخصوصا که با توجه به کوچکی سالن، ( ای کاش در تمدید کار این نمایش در سالن بهتر و بزرگتری اجرا شود و بیاییم و لذت بیشتری ببریم جا تنگ بود انصافا ) سعی کرده بودند نظم در بیان و حرکات رعایت شود. دست مریزاد اساسی هم می گم به عرفان ابراهیمی عزیز که هر شب نمایش رگ را دارد و بلافاصله این نمایش عمل را دارد و چقدر هر دو را عالی اجرا می کند . امسال ۳ تا کار از ایشون دیدم هر سه درخشان یکی هم بی پنج بود که اونم کمدی و متفاوت و جذاب ... شخصیت پردازی هر شش کاراکتر نمایش عمل به نظر م خوب بود. پدری که شاید باعث و بانی این گند و کثافت است، مادری که حامد می گدپوید مادیپری نکرده ، ( مفهوم زندگی خانوادگی را چقدر خوب نشان می داد ) برادری که ....
این نمایش، از هر جهت برای من نو بود، قصه موضوعش (اعتیاد ) شاید نو نباشد اما جنبه ای از آن که زوج مصرفی است را من ندیده بودم نه در فیلم و نه در تئاتر و نه حتی در رمان و داستان ( به این شکل البته که دو نفر ... )
عشقی که بین حامد و زنش تباه می شود به خاطر مواد ، دل مخاطب را شاید بسوزاند اما هدف این نمایش این نیست.
استفاده از کلمان و واژگان مخصوص این قضایا بسیار به جا بود،
کیلو کشی
خرج عمل
و...
چیز دیگری که برایم جالب بود هویت شهر تهران بود از پل مدیریت و شمشادهای پشت اتوبان تا مفت آباد و درمانگاه بروجردی و کمپ زوج درمانی در حومه شهر... چقدر این نمایش را دوست دارم در قالب سینمایی ببینیم، یا رمانش را بخوانم و کِیف کنم...
از ... دیدن ادامه » تک تک المان های شخصیت پردازی به خوبی استفاده شده بود. مادر نماز خوانی که بچه هایش قانل و معتاد می شوند اما نه قانل بالفطره.
میزانسن و اکسسوار صحنه واقعا به کار بُد داده بود از صحنه غذاخوردن سر سفره تا اون قداره و تا گلدون رز قرمز که آب تهش برا خودکشی کافیه....
دست مریزاد می گم به خانم کارگردان و تیم خیلی خفنشون. انصافا هر چی بخوام بگم باز هست.... پیشنهاد می کنم این نمایش رو که شب های اولش هم هست برید و با اطمینان ببینید و لذت ببرید...
محمد حسن موسوی کیانی این را خواند
عرفان ابراهیمی و فصیح این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

دیشب با گروهی از دوستانم به تماشای دو در ۶۰ رفتیم.
دو در ۶۰ مونولوگی از زبان یک پسر روشن دل است که خیلی جاها مخاطب را به شدت درگیر ( از نظر احساسی ) می کند و قصه زندگی اش و این که چرا حالا این جاست را می گوید. بازی بازیگر تا حد زیادی درآمده بود ( هرچند اولین شب اجرا بود و طبعا جای پیشرفت داشت) استفاده از نور و موسیقی در ادمت داستان بود و به پررنگ شدن درام ماجرا کم می کرد. این اجرا در حوزه سلامت حائز اهمیت است و جای تقدیر دارد که یک گروه ، دغدغه این بخش را دارند. من دوستان روشندل زیادی دارم، که حس های بسیار قوی و خوبی دارند. این نمایش تا حد زیادی سعی کرده بود نزدیک به واقعیت باشد،
گریم و لباس هم خیلی طبیعی و مینیمال و ساده بود. برای من که داستان نویسم و همیشه دنبال قصه های ناب برای شنیدن، جذابیت زیادی داشت، چه بازیگر خوش صدایی هم هست مسعود محمدی و تحریر ... دیدن ادامه » های آواز سنتی را تا حد زیادی اجرا می کرد. کارگردان و نویسنده کار خانم هستند و باعث افتخار من بود دیدن جوان هایی به این ذوق و شوق و هیجان ، که جای پیشرفت خیلی زیادی دارند. خوشحالیم که شب اول کارشان را دیدیم و گپ زدیم با گروه و دلگرمی برای ما و آنها شد. شخصا از این که دنیای این پسر را درک کردم ( تا حد امکان ) و پرده هایی جدید از زندگی یک روشن دل برایم ملموس شد، این نمایش را دوستش داشتم .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه هدایتی
درباره نمایش رگ i
الان که به بروشور ساده رگ نگاه می کنم اون سه تا ادم رو می بینم که دار زده شدند به قول راوی ، سی تا سیصد تا و ،..
رگ غیرت یه ملتی توی برحه حساسی از تاریخشون میزنه بیرون و سه نفرشون وای میستند جلو یه لشکر بزرگ. بابت انتخاب سوژه دست مریزاد می گم به نویسندگان این نمایشنامه.
طراحی صحنه خصوصا در قسمت پل و اون اتاقک و حتی دراوردن تلگرافخانه تبریز و مسافرخانه خیلی خوب بود بنظرم.
استفاده از نور مخصوصا ابتدای نمایش و میانه ای که سه سرباز درگیری دارن با لشگر اون طرف ارس ( مرز ) خوب بود. حتی اون ماه اون وسط هم تو چشم من پرسپکتیو و فضا می داد به کار.
لباس ها هم خوب بود ، به باورپذیری اثر کمک می کرد.
اما بازی خانم ها اصلا خوب نبود . هرچی عرفان ابراهیمی و وحید اقاپور لهجه و زبان ترکی ( آذری ) را حرفه ای دراورده بددند خانم ها اصلا خوب نبودند. الهه شه مرست عزیز هم مثل بازی ... دیدن ادامه » های قبلی که ازش دیده بودم نبودند،
استفاده از راوی و پیوند زدن قصه به زمان حال و شصت سال گذشتن ( ۷۸ سال می شه از ۱۳۲۰ تا ۱۳۹۸ نفهمیدم چرا گفت ۶۰ سال ) را بدم نیامد اما انگار جاهایی که الکن می شد سرباز راوی می اومد.
موزیک هم در خدمت داستان بود استفاده از صدای زیر متن خیلی عمق و فضا می داد به کار قشنگ حس مس کردم چوپان و شب و جیرجیرک و هنگ مرزی اش رو....
در کل عرفان ابراهیمی عزیز و وحید اقاپور خوب و درخشان بودند و کاملا متفاوت با نقش های اخیری که ازشان دیدم.
راستی اگر خواستید بلیت بخرید ردیف ۶ و ۷ بهترین جاست اونم صندلی های وسطی
جلوی جلو نگیرید
سلام
ممنون که کار رو دیدید و نظراتتون رو با ما درمیون گذاشتین.
و ممنون بابت نکته ای که راجع به جایگاه ها گفتین.
۲۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شنیدم که
طرح متن «من تاجی ام » از رمان بلند نیمه تمامی از محمد زعفرانی به نام “تاجی” برداشت شده و بصورت کارگاهی همراه با محمد شبدار و راضیه بهرامی دراماتورژی شده است.
با دیدن تیزر و پوستر فکرش را هم نمی کردم که این انسجام خیلی حرفه ای رو ببینم. موزیکی شنیدیم و بازی ای دیدقم که سالها در ذهنم ماندگار خواهد شد. اول نمایش از این که مردپوش بودند سه تا از بازیگرها کمی حس بد گرفتم اما جلو تور که دیدم آوازی بسیار دل نشین و بازی و هماهنگی خوب نور و صحنه و موسیقی است، فهمیدم احتمالا مردپوش بودن خانمها دلایلی دارد. بازی راضیه بهرامی بسیار سطح بالا و بی تقص بود و طراحی لباس برای شخصیت اصلی پر از مفهوم... لباس صندوقچه ای که جواهراتش می ریخت بیرون شااااهکار بود. دست مریزاد به کارگردان و طراح لباس. فقط من قصه و داستان جذبم نکرد. شاید حجم موسیقی و اکت زیاد گیجم کرد ... دیدن ادامه » و شاید هم گسیختگی متن بود که باعث شد نخ داستان را گم کنم. نوازنده قانون ( اگر اشتباه نگم اسم ساز رو ) چقدر خوب بود.... واقعا از این نمایش هایی که دوست دارم تمدید بشه پدرومادر عزیزم را ببرم حظ کنند...
نیل عباسی این را خواند
امیر مسعود و مریم اسدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش را چند شب پیش با گروهی از دوستانم تماشا کردم. اتفاقا خانم نونهالی عزیز هم کنار ما نشستند و کمی گپ زدیم بعد کار با ایشان. به نظرم وقتی می رویم که مونولوگ نمایش تک پرسوناژ ببینیم، انتظار داریم خیلی خوب و حرفه ای روی المان های تصویری و درام و ... کار شده باشه. البته کار مبین عزیز ( با توجه به سن پایین و تلاشی که مشخص است انجام شده ) تا حدی قابل قبول است. اما استفاده از صحنه، نور، موزیک به نظرم در خدمت پیش برد نمایش نبود. داستان تیم برتون را نخوانده ام اما کارگردان در این اثر تلاش کرده بود که فضای سورآل یا ذهنی کار را بسازد ، چقدر خوب که می نویسند اقتباس از فلان اثر هنری. ممکن است یک نفر هم تیم برتون را نخوانده باشد اما وقتی می نویسند ادپتیشن از فلان کار هم اعتبار کارشان بالا می رود( به نظر من ) هم حق کپی رایت رعایت می شود. هم مخاطب بهتر همراه می شود.
من ... دیدن ادامه » اول کار که محکم در را می کوبه با کار همراه شدم و تا نیمه هم خوب بود اما انگار در انتها کمی ریتم و تمپو هماهنگی نداشت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول تشکر کنم از سجاد تابش عزیز که تخفیف گذاشتند و ما تونستیم ۱۵ تایی کار رو ببینیم امشب و لذت ببریم. دوم این که سر ساعت شروع شد و بروشور خوبی داشت، احترام به مخاطب جذابیت کار رو می بره بالا.

متنی جالب که موضوعی شاید دستمالی شده را بسیار خوب پرداخته. خوابگاه و مسول و دانشجو وجنین...

پایان ، یکی از بهترین های چند وقت اخیر بود برام. چیزی که اصلا فکرش را هم نمی کنیم....

در بستر ریالیستی کار پیش می ره جاهایی فضا به سورآل پهلو می زنه اما نیست به نظرم. مخاطب کاملا درگیر پرسوناژ ها می شه و جابجایی دیالوگها و نقش ها و مورد قصاوت قرارگرفتن جفت کارکترها جالب بود خیلی. ترانه و جهانگیری که نیستند اما ....
در میزانسن جابجایی ها جالبه
موقعیت که عوص می شه خیلی خوب می ره جلو...
ریتم و تمپوی جالبی داره. ریتم کند و تمپو های درونی که بازیگر خیلی خوب از عهده اش برمیاد . ... دیدن ادامه » سارا محمدی درخشان بود و خانم صدر عرفایی هم عالی بود. دو کاراکتر برخورد کلامی جالبی دارند.
کشش بسیار بالایی داره و موزیک خیلی خوبی برای کار ساخته اند. نور و موسیقی کلا در خدمت کاره و با مضمون درونی اش می خوند. این قطره چکونی اطلاعات دادنه خیلی حس تعلیق می ده به کار و درست در نقاط دقیقی درام شکل می گیره به نظرم می دونسته که کجاها تغییر بده ریتم رو و درست در نقطه خوبی شروع می شه و در نقطه درست تری هم پایان داره.
در فرم، نور ابی و قرمز و طیف گسترده اش به فضاسازی کمک می کنه . وارد سالن که می شی و می شینی حس می کنی اوه! با کار خاصی روبروشدم.
اسم نمایش هم اصطلاحی است بین پزشکان زنان که برام جالب شد برم بشنوم و بخونم درباره اش.
بعد نمایش کلی سوال برام پیش اومد و با دوستان که گپ می زدیم دیدم هر کدوم از دوستانم دید جالبی به کار داشته اند. ارزش یک بار دیدن رو حتما حتما حتما داره. خوشحالم که ایجاد پرسش کردید برای من و دعوت به تفکر...

الهه هدایتی
درباره نمایش دریم لند i
اعتراف می کنم نمایش دریم لند برایم چیز تازه ای بود البته این کار صامت به معنای بی کلام یا بی موزیک نیست. اما خب به سبک فیلم هایی که از چاپلین عزیزمان دیده ایم انگار ساخته شده.
طراحی لباس ها چقدر خوب بود حتی حالت سیاه و سفید فیلم چاپلین را در ذهن تداعی می کرد.
بازی نقش چاپلین اول کار کمی به قول مشهدی ها خُنُک بود ولی کم کم انگار دوستش داشتنی شد.
ایده ی تغییر زبان تایتل را خیلی خوشم اومد از این نظر که اون حرف رو تعمیم می داد به همه نژاد ها.پانتومیم هم جالب بود...
انتخاب بازیگرها به لحاظ ظاهر و یک دستی بازی ها بالاتر از تد تئاتر دانشجویی بود.
شروع نمایش تا یک سوم اولش برای من خیلی خیلی جذاب بود، اما یک جاهایی از ریتم می افتاد و شاید اگر کمی کوتاه شود بهتر باشد.
برای این گروه درخشان آرزوی پیشرفت و درخشیدن بیشتر دارم.
البته بارها دیدم که وقتی در تیوال ... دیدن ادامه » برچسب کمدی می زند افرادی به تناشا می آیند که بندگان خدا به تصور تئاتر های خیابا دماوند به سالن قدم رنجه کرده اند و با خنده های بیجا و مورد داشتیم یارو حتی کف زده و حرکات دیگر... البته اسم نوید محمد زاده هم برای هجوم اوردن تماشاگرنماها به سالن بی تاثیر نیست...
اما خب تقصیر هیچ کس نیست... باید تحمل کنیم لابد...
این که کار خودتان را با بهرام بیضایی عزیز ، قیاس می کنید و کارهای ایشان را بدون درام می بینید و با اعتماد بنفس زل می زنید تو چشم مخاطب، واقعا افتضاح است....


این ها را من نمی گم. ۶ نفر از دوستان که همراهم بودند گفتند و خواستند این را به گوشتان برسانم که زین پس اسم این کارگردان را بشنوند فقط پوزخند می زنند و ...
حدف منم البته همین بود. سعی کردم کمی محترمانه به عرضتان برسانم وااااقعا ضعیف بودید و پرمدعا و به ساحت بزرگان توهین کردن ، از اعتبار خودتان می کاهد، از ما گفتن
دیشب نمایش را دیدم و دوست داشتم. راستش با انتظار خیلی خیلی حیلی بالا رفته بودیمو اول نمایش که مخدی کوشکی با همان بازی همیشگی اشان اند جلو کمی خورد تو ذوقم ولی کم کم با امدن اقای نوروزی و بعد مهدی ماکدل بیشتر به دلم نشست. شهروز دل افکار چه بازی خوب و ماندگاری داشت، بازی خاطره حاتمی یک جا می دیدی عالی! یک جا بسیار بد، یک دست نبود، ۸ مااااه تمرین کردن به نظرم باید بازی خیلی بهتری روی کار بیاورد. تپق هایی می زدند و جاهایی ناهماهنگی بود.
طراحی دکور و صدا از لحظه ورود بی شک جذبمان گرده بود. خود نمایشنامه کا شاهکار است و از نشر بیدگل می تونید تهیه اش کنید. در کل نمایش خوبی بود و ای کاش تخفیف گروهی و تیوال پلاس یا لااقل وفاداری میذاشتن که بتونیم به همه توصیه کنیم برید.
کف سالن چشمم را اذیت می کرد، البته من چشمم آستیگمات بود و عینک نزده بودم. من به نسبت تبلیغات ... دیدن ادامه » که کردند و هزینه بلیتی که دادم و بازیگرهایی که انتظار داشتم ۴ از ۵ می دهم ، خسته نباشید
خوب امتیاز دادین خدایی :)

نکته مثبت کار به نظرم فقط شهروز دل افکار بود .
شبی که من دیدم پر بود از سوتی و تپق آقایان پاکدل و کوشکی :/
۰۴ خرداد
این همه تپق اون هم از بازیگرانی که رزومه خوبی در تیاتر دارند و به قول خانم الهه عزیز، با هشت ماه تمرین یه کم غیر قابل قبول بود.
۰۴ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمره ای که به کار می دهم ۱ از پنج
و بی تعارف اگر صفر هم داشتیم صفر می دادم
با شش نفر از دوستانم کار رادیدیم و به قول یکی از دوستان، کفاره گناهان مان بود
بازی ها اصلا هماهنگی نداشت
ایمان اشراقی ، که ازش بازی تئاتر ندیده بودم، بنظرم از بچه های دبیرستانی که تیاتر ۲۲ بهمن بازی می کنند بدتر بود.
رفت و امد بازیگرها به صحنه واقعا بی نطم
دکور خیلی خیلی بد بود،
از همه مهمتر خود نمایشنامه بود که کارگردان اخر سر می رن بالا و می گن که سانسور شده و این کار را به نظرم خرابتر می کنه
نه درام کار دراومده و نه تیکه ی رمانتیک کار( خودمونی گفتم )


امیدوارم پاک نکنید نظر من را
چون واقعا در سالن ناظر زاده انتظار کار بهتری داریم
چه نظر پرراز حسادت و کینه ای
۳۱ اردیبهشت
خانم رویا عالم با شما معنا میشه
۰۳ خرداد
آقای مرادی موفق باشین و سپاسگذارم از توضیحاتتون.
۱۰ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش را در شب دوم ، دیدیم و برای من هم یاداور جای خالی سلوچ بود از دولت ابادی هم شخصیت بابک از لحظه ای که اومد بسیار بسیار عمیق بود. بازیها اینقدر یه جاهایی رئال بود انگار که نمایش نبود... دوست دارم باز گار رو ببینم و از بازی درخشان اقای محمد علی و بقیه عزیزان لذت ببرم کاری که از ثانیه های اولش درگیر میشی و طنز بجا رو بازیگرای خوبش با بازی خوب دراوردند.
تکرارهایی که میشه در انتقال مفهوم و جذابیت نقش داشت.

توهم بارداری رو چقدر زیبا نشون داده بود ... چیزی که من تا حالا تو هیچ داستان، فیلم یا نمایشی ندیده بودم. یکی از دوستان خودم این مشکل را داشت و خیلی اطرافیانش درگیر بودند
سالن باران رو هم از اون حالت دخمه که توهین بود به مخاطب دراوردند و لذت دیدن رو دوچندان کرده.
حیف که صحنه کوچک بود
کاش در سالنی مثل ناظر زاده بازی می شد و اون حالت دو اتاق در می اومد
یک ... دیدن ادامه » جای کار هم اول گفتند چه شب سردی! بعد در صحنه بعد مهرداد گفت داره شب میشه! کاش اصلاح کنند
صدای سالن هم کیفیت خوبی نداشت
الهه عزیز
سپاس از حضورتان
و ممنون از این دقت تان در تماشای پروانه های الجزایری
۳۱ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه هدایتی
درباره نمایش تراس i
شب اولِ نمایش بود اما بازی ها واقعا به نطرم خوب بود ( به جز یکی دوجا که جواد یحیوی تپق زد ) ولی پیش میاد... نمایشنامه را دوست داشتم. طنز را خوب دراورده بود. بازی اقای دلاوری و خانم فرجاد واقعا به دلم نشست. طراحی صحنه هم برایم چشم نواز و خوب بود. لباس و گریم هم ازهرنظر استاندارد بود
در کل از ان نمایش های حال خوب کن بود گه ادم حسش برانگیخته میشه
هرچند کمی ثابل پیش بینی بود بغضی جاها.
چقدر بازی اقای کرامتی بانمک بود واقعا دوستشان دارم.
مرسی از زحمتی که کشیده اند و حس خوبی از اینکه سالن لب به لب تماشاچی بود....
امیدوارم تیوال پلاس و تخفیف وفاداری برای اجراهای بعدی بزارن که خیلی از دوستان من با شنیدن تعریفهای من خواهند اومد....
منتظریم...
سلام
خانم هدایتی همه حرف رازدند. ممنون ازهمه بازیگران و کارگردان و آقای ژان کلود کری یر با متن زیباشون
۲۳ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید