تیوال فرح ناصری | دیوار
S2 : 04:26:34
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
کاری که بهنام شرفی عزیز را دارد قطعا ارزش دیدن دارد.
فرح ناصری
درباره نمایش عمل i
دیشب شاهد یک نمایش عالی از همه جهت بودم. داستان، متن، دکور عالی .
بازیها در حدی زیبا که لحظاتی چنان محو بازیها میشدم داستان رو از دست میدادم.
اوج بازیها صحنه عروسی بود. خدای من چقدر زیبا چند موضوع مختلف با حسهای متفاوت رو همزمان تونستن به نمایش بذارن.
دست مریزاد گروه خوب نمایش عمل آقای عرفان ابراهیمی معرکه بودید.
فزون باد چنین کارهای حال خوب کنی .
دوست دارم دوباره و چندباره این کار زیبا رو ببینم.
مه و شید این را خواند
ش.طاهری، نوید آغاز و عرفان ابراهیمی این را دوست دارند
ممنون از نظر لطفتون
۱۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راستش من میخواستم امتیازی بین سه و چهار بدم که خوب امکان نداشت. به خاطر بازی هومن برق نورد این کارو انتخاب کردم ولی نقداش روکه خوندم یه کم مردد شدم. خوشحالم که باز هم یه کار قشنگ از اقای برق نورد این دفعه تو تئاتر دیدم و ای بسا اگر بازیگر طرف مقابلش توانایی بالاتری داشت کار اقای برق نورد بهتر هم میشد. متن و دیالوگای نمایش عالی و همونطور که دوستان گفتن داستان با اندکی تغییر همون شبهای روشن بود. موسیقی زنده اونم با این تایم بالا تو کار واقعا جای سوال داشت. یه وقتایی دیگه حوصله سربر میشد، البته که در مهارت نوازندگان علی الخصوص نوازنده چنگ و هنگ درام جای هیچ حرفی نیست.
و در آخر جناب اقای مدیر تئاتر شهرزاد خیلی خوبه که ادم وقتی اول نمایش با تحکم وظایف تماشاچی رو گوشزد میکنه بابت تاخیر 25 دقیقه ای مجموعه خودش هم یه عذرخواهی کوچیک بکنه.
امیر مسعود این را خواند
میترا و آیه مرادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرح ناصری
درباره نمایش آواز قو i
استاد پورصمیمی بی تردید دیدن شما روی صحنه یکی از بزرگترین لذتهای زندگی هر ادم تئاتری است و دیشب این خوشبختی نصیب من شد. 70 دقیقه مات و مبهوت بازی بی نظیر شما بودیم. پایدار باشید و فزون باد چنین بازیگرانی در عرصه تئاتر.
امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرح ناصری
درباره نمایش من عجیب i
امکان تمدید هست؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدن یه تئاتر خوب آخر هفته خیلی حال ادمو خوبتر میکنه. حالا بماند که خیلی کارای پرفروش و پر استقبال رو رفتیم و حالمون خوب که نشد بدتر هم شد. از تماشای میرغضب لذت بردم. متن، کارگردانی، انتخاب بازیگر و بازیها همه عالی بود. هم خندیدیم و هم وقتی از سالن اومدیم بیرون به مفهوم عمیق نمایش فکر کردیم.
فقط دوباره تشویق حضار وسط اجرا بد جور رو اعصاب بود یا من اینطوری هستم آیا؟ ادم یاد تبارک الله و از این حرفا میفته !!!بگذریم.
نقطه عطف کار مونولوگ سیاه در انتها بود.
آی جنازه ها نترسید، جنازه ها دوباره جنازه نمیشن!
راستی مرسی از سالن استاندارد و آن تایم سنگلج (ناگفته نماند بر خلاف خیلی سالن ها گرم که نبود حتی زیادی خنک بود).
خوشحالم هنوز نمایشهایی برای بچه ها هست از جنس غم و شادی در کنار هم. با شادی اش بچه ها شاد میشوند و ته دلشان قند اب می شود از اینکه بچه ای مثلا توانست با یک کنترل جادویی پدرش را کنترل کند. و با غمش می آموزند زندگی غم هم دارد و در ورای غم و شادی درسهای قشنگی است برای آموختن.
جناب آقای آویژه عزیز چه خوب شل سیلور استاین رو به بچه ها معرفی کردید با بازیهای زیبا، دکور عالی، موسیقی لذت بخش مخصوصا ترانه برف که حتی ما بزرگترها رو برد به دنیای کودکی.
حین اجرای تئاتر خیلی از بزرگترها رو دیدم که محو صحنه شده بودند غرق در رویای شیرین کودکی.
و چه زیباست کودکی کاش قدرش را بدانیم و قدر ادمهایی مثل ناصر آویژه را.
خواهش میکنم بچه ها رو به دیدن این تئاتر ببرید بهتون قول میدهم راضی از سالن برمی گردید.
امیر مسعود و صفورا این را خواندند
مریم اسدی این را دوست دارد
سلام وبسیار خرسندم از حسن نظر والتفات شما نسبت به نمایش،من نیز بسیار مسرورم بخاطر وجود مخاطابانى چون شما که حضورشان ودلگرمى هاشان،باعث تلاش درجهت خلق آثار هنرى دیگرى خواهد شد.
۰۹ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پوستر نمایش من رو یاد نمایش مالی سویینی انداخت. کاری زیبا با بازیهای درخشان آقایان ابر و آقایی و خانم کردا. کاش تو یکی دو خط در مورد نمایش توضیح میدادن. خیلی تجاریه که فقط به مخاطب بگیم هر دو رو حتما باید ببینی.
دقیقن.. چرا مثلا نمیشد هر دو نمایش با هم و یکی در ادامه ی دیگری اجرا بشه؟ نه اینکه دو تا نمایش مجزا باشه.
۳۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آبی
صورتی
آبی مایل به صورتی
صورتی مایل به آبی
اصلا هر چی، فقط انسان فقط با شرف
سپاس خانم بیان و گروه خوب آبی مایل به صورتی که در این جامعه به شدت قضاوت محور که حاضر نیستیم هیچ تفاوتی رو تحمل کنیم و همه را با سنگ محک خودمان میسنجیم و اعتبار می دهیم، جور دیگر نگاه کردن و دیدن رو به ما آموختید.
ای کاش فرزندانمان هم می توانستند آبی مایل به صورتی را تماشا کنند.
فقط انسان فقط باشرف :))
۰۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرح ناصری
درباره نمایش شاه ماهی i
می دونید چرا همه از بازی خوب امیر جدیدی تعریف میکنند و لذت برده اند؟
چون نقشی بود که واقعا جا برای کار داشت. هر جوره امکان مانور روی سن رو داشت.
به نظر منم دکور قایق که عمده نقاط عطف اجرا در اون اتفاق میفتاد کمی از نقطه دید تماشاچی دور بود و صدای صحنه هم در جاهایی غیر قابل شنیدن.
درگیر کردن تماشاچیان در اجرا رو قبلا در تئاتر به شکل زیباتری دیده بودم (یک دقیقیه و سیزده ثانیه) ولی در این نمایش هر جوری فکر میکنم به نظرم بهتر میومد این نیروی کمکی از خارج نبود.
مفاهیم عمیق و پرکشش این نمایش و به صحنه در آوردن یک رژیم توتالیتر کوچک در یک جزیره دورافتاده بسیار تلخ و گزنده بود.
در مجموع با چشم پوشی از زمان طولانی و بعضی صحنه های کش دار شاه ماهی رو پسندیدم.
فرح ناصری
درباره نمایش مار بازی i
مار بازی رو دوست داشتم. اعتقاد دارم گاه تاثیر یک اثر هنری سهل و آسان از پیشرفته ترین جلسه های تراپی بیشتره. اجرای خانم رهنما و اقای دیرباز هم زیبا بود. به ساده ترین شکل نقشها را باورپذیر و دلنشین کردند. اما در عجبم از کم کاری آقای دیرباز در تئاتر، توانائی بالائی دارند. مثلا از دیشب چند تا تئاتر تو ذهنم اومده که اگر کامبیز دیرباز تو فلان نقش بود چقدر خوب می شد.
مساله ای که من در این اجرا برام عجیب بود سیر کار از کمدی به جدی و تلخ شدن خیلی یکباره و یهوئی بود. (تقریبا نزدیک پنج دقیقه آخر البته اگه در محاسبه زمان اشتباه نکنم). یعنی تماشاچی یکباره از یک فضای شاد پر از خنده (بخوانید قهقهه) میفته تو یه فضای غم انگیز.غم انگیز صرف که کفه ترازو رو به نفع زن میبره بالا و باعث میشه با احساس دلسوزی در مورد زن سالن رو ترک کنیم. کاش پایان معقولتر و منصفانه تری داشت.
خانم ... دیدن ادامه » رهنمای عزیز لطفا یه کم صندلیتون رو بکشید عقبتر، ماها که تو منتهی الیه باکس E بودیم فقط صدا داشتیم از میمیکهای بامزه صورتتون محروم بودیم.
پس چرا من و دوستام با احساس دلسوزی برای مرد رفتیم بیرون؟:)
۰۱ خرداد
اصلا می شد هم دلت برای زن بسوزه هم مرد هم هر دوتا.
ولی من دلم سوخت چون زنه دیگه هیچی نداشت بعد از اون همه سال زندگی البته خوب به روش ناعادلانه ای بود این دل سوختن قبول دارم.
۰۱ خرداد
دقیقا!آخرش جفتشون یه جورایی مظلوم واقع شدن..
ولی آقا باز هم علت جدایی رو درک نکرده بود و فکر میکرد پای شخص دیگه ای درمیونه..فکر می کرد خانمش بهش خیانت کرده و بخاطر نفر سومی زندگیشونو ول کرده رفته برای همین به شدت داشت عذاب می کشید..اون حال و روز خیلی ناراحت ... دیدن ادامه » کنندس..
۰۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیشب به اتفاق دو تا از دوستام به دیدن این نمایش رفتم این نکات به نظرم رسید:
1- اگر تاکنون به تالار محراب نرفته اید باید بگویم اصلا در حد سالنهایی مثل شهرزاد، مستقل، سالنهای خیابان شهریار و پارک هنرمندان نیست. از لحظه ورود با سیستم جایگذاری دستی مامور گیشه بهت زده میشوید تا صدای چیپس و پفک تماشاگران و چراغ قوه ماموران سالن که خیلی از اجرا گذشته و باز ادم میارن تو سالن.
2- متن و موضوع نمایش زیبا و پرمحتوا بود. طنز کلامی نمایش عالی بود. بعضی از حرفها طنز ظریف، دلچسب و کنایه امیزی داشت ولی در حیرتم از این حجم فعالیت بدنی، از این همه سنگ تموم و انرژی جسمی گذاشتن واقعا در بعضی از صحنه های زدوخورد نگران بودم اتفاقی برای بازیگرا بیفته. به نظرم با نصف این انرژی گذاشتن و جسم رو داغون کردن هم میشد نقشهای این نمایش رو باورپذیر و ملموس از کار درآورد. شاید صحنه ... دیدن ادامه » های زدو خورد و درگیری فیزیکی در این نمایش برای پسربچه های نوجوان که با این مدل حرکات به وجد و هیجان و خنده میان لذت بخش باشه.
بازیگر نقش مادر خانواده بازی قشنگتری نسبت به بقیه داشت.
4- چند تا از دیالوگها رو به خاطر تشویق و هیجان زدگی تماشاگرا وسط اجرا از دست دادیم. ای کاش یا کارگردانها برای این موقعیتها فکری بکنن مثلا بازیگر در اون لحظات استاپ کنه (نمی دونم البته از نظر فنی امکان داره یا نه) یا تماشاگرا همه ی انرژی برای تشویق رو بذارن آخر نمایش. اینطوری بهتر نیست؟
5-در نهایت خوشحالم از این گروه تئاتر حمایت کردم. با اینکه بعد از یک هفته پراسترس هوس یک نمایش طنز کردم و انتظارم برآورده نشد. اعتقاد قلبی دارم دیکته نانوشته هست که اشتباه ندارد و امیدوارم انقدر تئاتر ساخته شود و انقدر کارشناسی و کار شود تا به سطحی برسیم که دیگر چراغ به دست دنبال طنز فاخردر تئاتر نباشیم.
ارادتمند
یک مخاطب عادی تئاتر
سلام و عرض ادب خانم ناصری عزیز. ممنونم از اینکه تشریف آوردید و اینکه نظرتون رو در مورد کار فرمودید متشکرم بابت تعاریفتون از نمایش ما.
در مورد سالن بزارید این رو بگم که به نظرم از سالنهایی مثل محراب یا مولوی یا سنگلچ و هنر باید به شدت حمایت کرد چون اینها ... دیدن ادامه » سالنهایی هستند که خون تاتریها رو در شیشه نمیکنن البته که زشته سیستم بلیط دستی اما خانم ناصری اون سیستم بلیط پیشرفته ای که در فلان سالن تاتر خصوصی هست با عرق تن بازیگرانی ساخته شده که وقتی گروهشون شبی یک ونیم ملیون تومان به سالن داده دیگه دستمزدی براشون نمونده تا لااقل کرایه ماشین شون در بیاد.نمیگم همیشه اینجوریه ولی خدا شاده که بسیاری از موارد همینه.سالنهایی که برای اجرا دادن حداقل 10 ملیون تومن از کارگردان طلب میکنن که پیش بده. خب شما رفیق مایی یا رفیق اونا؟ من فکر میکنم صد البته ما. خب پس خواهش میکنم به قیمت یه مقدار راحتی کمتر از این سالنها حمایت کنید چون رفیقاتون تو این سالنها شب خوابشون میبره و از ترس اینکه پول سالن در نیاد آزارهای روحی و جسمی نمیبینن. در مورد وارد شدن دیر هنگام گویا دیشب مهمونای عزیزی وجود داشتن که بچه ها مانع ورودشون نشدن و بنده از شما و دیگران که در اجرا بودن به دلبل این مزاحمت عذر خواهی میکنم و میپذیرم اشتباه مون رو. و خوردن چیپس و وپفک و خدا میدونه از شما میشنوم ما اصلا همچین قراری نداشتیم. حتما بنده پیگیری میکنم که این موارد تکرار نشه.
اما در مورد خود کار بنده به شدت به یک اصل معتقدم و اونم به کار گیری اساسی بدن بازیگر در اجرای نمایش و معتقدم بازیگر واقعی کسی است که بتونه کاری رو انجام بده که تماشاگر نمیتونه از هر جهت. شما نگران نباشید این بچه ها بارها برای انجام اون حرکات تمرین کردن و زمین خوردن و دوباره شروع کردن. و حرف آخر اینکه تمام تلاش من از ساخت این نمایش این بود که تماشاگر بعد از دیدن این کار حال خوبی رو تجربه کنه..... حال خوب...... فکر میکنم تا میزان زیادی به خواسته ام رسیدم اما در مورد شما گویا در نهایت این گونه نشده و من از این بابت از شما عذر خواهم. باز هم ممنون از دیدن نمایش ما و کامنت مثبتتون.
۲۸ اردیبهشت
ممنون از حسن نظر و احترامتون جناب آقای رفیعی
۲۹ اردیبهشت
برقرار باشید جناب تهوری عزیز.
۲۹ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ژوله قدرت سحرآمیزی در خنده گرفتن از مخاطب داره اصلا نمیدونم چطوریه راه رفتن این موجود روی صحنه نمایش هم خنده داره به قول دوستی موندم بین قلم ژوله و بازیش کدوم رو انتخاب کنم. یک ساعت ارامش موضوع قشنگی هم داشت. انقدر برای خودمون دغدغه درست کردیم که نمی تونیم حتی برای یک ساعت بریم تو غار تنهاییمون و در اخر ما میمونیم و و باز هم تنهایی تلخ در حالیکه هیچ دستاوردی در زندگی نداشتیم. ممنون از همه به خاطر بازیای خوبشون اصلا تحت تاثیر بازی ژوله نبودن و همه عالی از بازی پاول لذت بردم و السا هم زیبا بازی کرد. موسیقی ابتدا تماشاگر رو تههیج میکنه به دیدن یک کار زیبا و موسیقی پایان هم لذت تماشا رو دو چندان کرد. ولی باز هم ای امان از تماشاگرایی که هنوز فهم تماشای تئاتر ندارن دیشب سه تا خانم با هم حرف میزدن موبایل چک میکردن رفتن بیرون برگشتن و خنده هایی چندش(ببخشید ... دیدن ادامه » اینطوری میگم). آها یه چیز دیگه چرا وسط اجرا دست میزنیم؟ این یعنی چی؟ یعنی به قیمت تشویق بازیگر حواسشو پرت کنیم؟
فرح ناصری
درباره نمایش اکوان دیو i
چون در صفحات نقد این نمایش ذکر شد که مناسب دیدن با بچه هاست من فقط شفاف سازی کنم به عنوان یک مادر نظرم اینه که اصلا مناسب دیدن با بچه نیست. بیست دقیقه خون خونم رو خورد که پسرم داره حرفهایی که مناسب سنش نیست رو میشنوه و چون تماشاگر متعهدی هستم دوست نداشتم بی نظمی در سالن ایجاد کنم ولی در نهایت و با پوزش از گروه اجرایی حس مادرانه ام بر حس هنردوستی غلبه کرد و مجبور به ترک سالن با پسرم شدم. ای کاش همه تئاترها رنج سنی تماشاگر رو مشخص کنن میدونم خیلیا هم این کارو انجام میدن. در نهایت بیست دقیقه دیدن اثری اونم با استرسی که داشتم مجالی برای نقد نمیذاره.
با درود
کاملا موافقم
پیشنهاد میگنم به همراه فرزندتون سیمین و فرزان را ببینید.
فکر میکنم شما پنج شنبه در سالن حضور داشتید چون دیدم مادر فرزندی سالن را ترک میکردند .
۳۱ فروردین
بله جناب پنج شنبه در سالن بودیم. ممنون از پیشنهادتون
۳۱ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرح ناصری
درباره نمایش سالگشتگی i
قطعا اگر 12سال پیش فرصت و توفیق دیدن رقص روی لیوانها رو داشتم الان سالگشتگی برام قابل درک تر بود. نفهمیدم چرا اگر یک اثری خوب از آب درمیاد 12 سال بعد باید در مورد اون دوباره یه کار ساخت. هر چند از بازی زیبای آقای معجونی و دیالوگهای ناب زن و شوهری (البته از نوع سابق) لذت بردم.
محسن جوانی و ناهید حدادی این را خواندند
فرزاد جعفریان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیشب پسرم و کودک درون خودم رو به دیدن این نمایش بردم. کار خوبی بود، روان و زیبا به یکی از دغدغه های اساسی والدین پرداخته بود. شاید انتخاب عروسک برای نقش کودک و پدربزرگ نمایش رو برای بچه ها جذابتر کرده بود و بازی شیرین اقای عطایی هم (البته نه به شیرینی ماهی سیاه کوچولو) . ولی در مورد متن نمایش چیزی که خیلی مشهود بود درسته به خیلی از سوالات اساسی بچه ها پاسخ داده شد ولی به نظر من باز هم یک سری از بچه ها رو گذاشت با سوالاتشون. فراموش نکنیم با افزایش اموزه های روانشناسی والدین در این روزگار خیلی از بچه ها با همین اطلاعاتی که از کجا امدیم داد پا به سالن گذاشته بودند و توقع داشتند مقداری (البته مقداری در حد فهم کودکانه) جزئی تر جواب سوالشون رو بگیرند.
با همه اینها باز هم کاری با موضوع عالی و بکر بود بود. ممنون از اقای عاقبتی و تیمشون.
به امید کارهای بیشتر ... دیدن ادامه »
و در پایان ای کاش ای کاش مسئولین تالار هنر فکری برای نظم سالن بکنند.
شب گذشته با چند تا از دوستام و بچه های ده ساله مون به تماشای این نمایش نشستیم. قبلش یه کم استرس داشتم که نکنه برای بچه ها سنگین باشه و حوصله شون سر بره. ولی به محض شروع اجرا ارامشی عجیب همراه با لذت احساس کردم و مطمئن شدم بچه ها تا لحظه اخر میخکوب به تماشا میشینن. برداشتی ازاد از داستان صمد بهرنگی عزیز. پسر من کتابایی رو که قبلا خونده بعدا که نمایشش رو میبینه یه کم شاکیه از اینکه یه جاهاییش با کتاب تفاوت داره ولی این اجرا چنان برداشت ازاد شیرینی بود که در انتها جز رضایت هیچی توچهره اش نبود. طراحی لباس ماهی سیاه کوچولو بسیار رئال و هوشمندانه بود و پیامهای تربیتی روانشناسی نمایش عالی و مناسب حال این روزهای ما. محمد هادی عطائی عزیز (که از نمایش آبی مایل به صورتی احترام خاصی براش قائلم) چقدر زیبا و طناز ماهی سیه کوچولو رو امروزی کرد.
ممنون از همه عوامل ... دیدن ادامه » و مرسی از اینکه این نمایش زیبا رو تو سالن پالیز روی صحنه بردید شاید اگر تو تالار هنر اجرا میشد به لحاظ بی نظمیهای اونجا انقدر وزین نمیشد.
باشد که زین پس شاهد اجرای نمایشهای این چنین از اثار ادبی فاخر باشیم.
به نظرم بعد از دیدن چندتا تئاتر مفهومی و جدی باید به خودمان استراحت بدهیم. اگر تئاتر نمود عینی زندگی است طنز هم یک شق آن است. البته که بعضی المانهای این نمایش قدری زیاده روی بود مثل انتخاب اسم نامناسب برای افسر نازی. ولی در کل تئاتری بود که خنداند و منبسط خاطر بود. بازی خانم پرور و جزایری را همیشه دوست داشته ام.
فرح ناصری
درباره نمایش زهرماری i
یه طنز تلخ بسیار بجا . یعنی هم اونی که اومده بود سالن که فقط بخنده راضی بود و هم اونی که نیتش یه نمایش پرمفهوم بود. چقدر جامعه امروز ما نیاز داره به شکستن بعضی تابوها مثل الفقر فخری و تو این نمایش چه خوب نشون داده شد که فقر فلاکت و تباهی است نه فخر.
ممنون از بازیهای خوب، دکور زیبا
علی شادمان تو عالی هستی داشتم فکر میکردم بزرگ بشی چی میشی.
من هم تماشای این نمایش را توصیه میکنم به دوستان به دشمنان به همه. امیرعلی نبویان ادبیاتی بسیار دلنشین دارد. درسته مونولوگ توی این تئاتر زیاد بود و گاهی در تئاتر کثرت مونولوگ خسته کننده هست ولی در پس هر جمله، طنز (گاهی تلخ) بسیار زیبایی بود که ادم به وجد میومد. قدرت تخیل امیرعلی عالیست موضوع مهمی به اسم تناسخ رو زیرکانه وارد شرایط زندگی این روزگار ادمها کرد و اینکه انسانها هیچ ارزشی ندارند وقتی پای منافع از ما بهتران در کار باشه. حتی لوگوی اون شرکت طراحی بسیار هوشمندانه داشت.
مرسی امیر علی نبویان با این متنهای زیبا غنی و پرمفهوم
مرسی هومن حاج عبدالهی عزیز که ولقعا اینجا هم ناپلئونی لازمی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید