تیوال فرهاد ریاضی | دیوار
S3 : 13:15:38
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سلام. یک بلیط این نمایش برای اجرای روز دوشنبه 20 آبان، ساعت 19 به هزینه 30 هزار تومان در ردیف 5 موجود است که متاسفانه قادر به استفاده از آن نیستم.
لطفا در صورت تمایل از طریق شماره 09359524420 با من در ارتباط باشید.
با تشکر.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سقوط آزاد فرزاد موتمن، این کارگردان با استعداد..
سخته تصور اینکه، این فیلم رو خالق "شب های روشن" ساخته.
و بازگشت دوباره امین حیایی به جنس بازی های "مهمان" و کمدی های ضعیف گذشته اش(در حالی که با "شعله ور" و "درخونگاه" به فضای بسیار متفاوتی وارد شده بود)
.
متاسفانه دوست نداشتم و غمگینم از تماشای فیلم و دیدن افت افرادی که روزی، دستاوردهای مهمی در سینمای ایران داشتند.
من به خاطر آقای موتمن میخواستم برم ببینم
مطمئن بودم توو کار کمدی ام ایشون قطعا موفقن
حیف شد
۴ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لذت دوباره "نمایش ایرانی"...
سایه تون مستدام استاد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساده و دلنشین و محترم.
آرزو احمدیان این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"گروه نمایش افرا" تقدیم می کند:

اجراخوانی
"غمنومه فریدون"
( به اسماعیل بخشی و یاران، فعالین محیط زیست، فرهاد میثمی و همه فریدون هایِ در سایهِ همه زمان ها)

نویسنده: پیمان قدیمی
موسیقی: حسین علیزاده


- سرپرست گروه: فرهاد ریاضی
- نقش خوانان: مهدی زرکشان، مونس پورشعبان، فهیمه تفرشی، الهام نجفیانی، سینا سیدی، شهروز الستی
و صدای غایبِ مرتضی احمدی

- طراح پوستر: احمد راهداری(با الهام از طرح اولیه زنده یاد محمد پرنیان)

و ... دیدن ادامه » با سپاس از همراهی:
پرستو حق گوی، فاطمه درستی، بهزاد صفری، شایان رحیمی، سارا میرآخورلی، رضا هدایتی، سجاد درگاهی، محمدعلی زمانیان، نوید گلکار، کیمیا یارمند، مجید حسینی

شنبه 20 مهر، ساعت 20, شهرکتاب ابن سینا(شهرک غرب)
* بلیط فروشی، سی دقیقه قبل از اجرا در محل انجام می شود.
-------------

از همه دوستان عزیز سایت تیوال جهت حضور در این برنامه دعوت به عمل می آوریم.
با آرزوی بهترین ها
میترا این را خواند
*مریم*، امیرمسعود فدائی و شاهین این را دوست دارند
یعنی آهنگی که آقای علیزاده ساختن و تمام اون افکتا وجود دارن و صدای این افراد جایگزین صداهای اصلی می شن؟
مدت زمان اجرا چقدره؟
هزینه بلیت؟
ظرفیت اجرا؟
غمنومه ی فریدون به بهترین شکل و با بهترین صداها اجرا شده و چه کار سختی رو انتخاب کردین!
تردید دارم ... دیدن ادامه » بیام یا بذارم با همون صداهای ناب توو ذهنم بمونه.
ولی بهرحال امیدوارم موفق باشین بخاطر اسم هایی که بهشون کارو تقدیم کردین.
۱۷ مهر
با عرض عذرخواهی اجرا لغو و به زمان دیگری موکول شد
۱۹ مهر
سپاس
منتظر اطلاع رسانی بعدیتون هستم :-)
۲۰ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من متاسفانه فیلم اول آقای ابراهیمیان رو ندیدم("ارسال آگهی تسلیت برای روزنامه") ولی فیلم دوم شون "عادت می کنیم"، اثری ارزشمند بود برام. به نظرم رسید خالق اثر داره از دل این داستان های زیاد گفته شده این سال های سینمای اجتماعی مون با بسترهایی مثل خیانت و...به طرح موضوعی تازه می رسه.
فیلم "پیلوت" رو دیروز دیدم و این فرضیه و حس برام بیشتر تقویت شد که ابراهیمیان، رو می شه کارگردانی قابل اعتنا قطعا دونست و آثارش رو با جدیت دنبال کرد ولی به نظرم این فیلم محترم، شبیه فیلم قبلی از این الگوی نسبت آدم ها با مرگ و غافلگیری هاش داره استفاده می کنه. الگویی که خودش داره به یک موتیف در آثار ایشون تبدیل می شه که به نظرم ادامه اش می تونه یک تکرار رو به وجود بیاره.
چیز دیگری که به نظرم در فیلم، مانع رشد شده بود بازی گردانی و شخصیت پردازی کاراکتر جواد عزتی ... دیدن ادامه » بود. یعنی به شخصه در چنین درامی، این بازی که پهلو به پهلوی بعضی از نقش های طنز این بازیگر توانا می زد رو نمی تونستم ارتباط برقرار کنم. مثل انتخاب نامناسب میلاد کی مرام در "روسی"، به نظرم این جا هم، این انتخاب احساس مخاطب در فیلم رو دچار سکته می کرد. و یا اگر فیلم چند لحنی بوده من متوجه اش نشدم. چون در سالنی که من فیلم رو دیدم، در بسیاری از گره های دراماتیک، تعدادی از مخاطبین می خندیدند.
پایان فیلم، ما را قطعا به آینده این کارگردان امیدوار نگه می داره.
من تماشای اون رو به شما پیشنهاد می دم.
فهیمه و امیر مسعود این را خواندند
محمد کارآمد، زهره مقدم و ماهرو رستمی این را دوست دارند
ارسال اگهی تسلیت ... قطعا از آااادت نمی کنیم جلوتر بود و ارزش دیدن داره بهتون توصیه میکنم
۰۷ مهر
خیلی ممنونم
۱۰ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش ایرانیِ دیدنی با بازی بسیار عالی آقای مجید رحمتی.
به نظرم پیشنهاد این متن برای چگونگی بازخوانی وقایع و گمشده های فراموش شده تاریخ در قالب یک اثر تماما ایرانی رو می شه خیلی جدی مورد بررسی قرار داد.
رضا بهرامی، پوریا و میترا این را خواندند
امیر مسعود، فصیح و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من مدت هاست فراتر از متن یک اثر هنری، به فرامتن اون و شیوه پرزنت اعضای اون گروه و نوع تعامل شون با مخاطبین شون و در حقیقت اون پکیج فرهنگی، خیلی توجه می کنم. و من از زمانی که اجرای قبلی، با بچه های دانشگاه مون به تماشای کار این گروه نمایشی نشستیم، به وضوح حس اهمیت فعالیت گروه و رویکرد ویژه شون به مقوله هنر و نسبت اش با اجتماع در قالب یک اثر فرمال هنری رو حس کردم. و خودم رو از همون جا یک عضو گروه حس کردم.
دیشب این نمایش رو دیدم و بسیار بسیار از سادگی، و اتفاقا بداعت فرمیش در بیان مضمون جهان شمولش لذت بردم.
کارهای این گروه مثل کارهای آقای محمد رضایی راد و معدود گروه هایی یک "پروژه فرهنگی"ئه که تنها یک ساحت اش، اون چیزیه که روی صحنه می بینیم.
دیدن "خلاقیت" در این روزگار سخت، امیدبخش و دلگرم کننده است.
ممنونم
امیر مسعود، نیلوفر ثانی و میترا این را خواندند
mahaya این را دوست دارد
سلام
ممنون از توجهتون و نگاهتون
۲۸ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حسن:
میگن مزد کارگرو تا عرق اش خشک نشده باید داد ما که کل بدن مون نوچِ عرقه..
محمد جواد این را خواند
لیلا مظاهری، حمیدرضا مرادی، آذرنوش و مرال حسین زاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.
یک بلیط بالکن این کنسرت(به قیمت 40 هزار تومان) موجود می باشد. تاریخ اجرا سه شنبه 29 امرداد، ساعت 19:30 در تالار اندیشه حوزه هنری می باشه.
در صورت تمایل لطفا به من اطلاع بدید.
شماره تماس:
09359524420
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. وقت تون بخیر.
بلیط های ردیف هایی که در تیوال غیرفعال هست، در همون روز توسط گیشه فروخته می شه؟
من پرسیدم گفتن بله اونجا بلیط میفروشن
۲۱ مرداد
سلام بله گیشه میتونید بلیت تهیه کنید.
۲۱ مرداد
با سلام و تشکر
۲۱ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلنشین و برآمده از دل و دردها.
حمیدرضا مرادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- اینجا آخر دنیاست دفتر بازرسی...
- نه، آخر دنیا لانچر 5..
به جرات سزاوار همه تحسین هایی که شد.
نمایشی درخشان، با فضاسازی دیدنی، با یک گروه بازیگری عالی و یک متن چند لایه، رادیکال و تند.
آفرین به این گروه نمایشی که "تئاتر" دیشب به من نشون دادند.
مشتاقانه منتظر آثار دیگر این گروه هستم.
ممنون از لطف و توجهتون. خوشحالیم که توقعات‌تون برآورده شدن
۱۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هذا البحر لی

هذا الهواء الرٌطْب لی

هذا الرصیف وما علیْهِ

من خطای وسائلی المنویٌ“ لی

ومحطٌة الباصِ القدیمة لی . ولی

شبحی وصاحبه . وآنیة النحاس

وآیة الکرسیٌ ، والمفتاح لی

والباب والحرٌاس والأجراس لی

لِی ... دیدن ادامه » حذْوة الفرسِ التی

طارت عن الأسوار “ لی

ما کان لی . وقصاصة الورقِ التی

انتزِعتْ من الإنجیل لی

والملْح من أثر الدموع على

جدار البیت لی “

واسمی ، إن أخطأت لفْظ اسمی

بخمسة أحْرفی أفقیٌةِ التکوین لی :

میم / المتیٌم والمیتٌم والمتمٌیم ما مضی

حاء / الحدیقة والحبیبة ، حیرتانِ وحسرتان

میم / المغامِر والمعدٌ المسْتعدٌ لموته

الموعود منفیٌا ، مریض المشْتهی

واو / الوداع ، الوردة الوسطی ،

ولاء للولادة أینما وجدتْ ، ووعْد الوالدین

دال / الدلیل ، الدرب ، دمعة

دارةٍ درستْ ، ودوریٌ یدلٌِلنی ویدْمینی /

وهذا الاسم لی “



ولأصدقائی ، أینما کانوا ، ولی

جسدی المؤقٌت ، حاضرا أم غائبا “

مِتْرانِ من هذا التراب سیکفیان الآن “

لی مِتْر و75 سنتمترا “

والباقی لِزهْری فوْضویٌ اللونِ ،

یشربنی علی مهلی ، ولی

ما کان لی : أمسی ، وما سیکون لی

غدِی البعید ، وعودة الروح الشرید

کأنٌ شیئا لم یکنْ

وکأنٌ شیئا لم یکن

جرح طفیف فی ذراع الحاضر العبثیٌ“

والتاریخ یسخر من ضحایاه

ومن أبطالِهِ “

یلْقی علیهمْ نظرة ویمرٌ “



هذا البحر لی

هذا الهواء الرٌطْب لی

واسمی

وإن أخطأت لفظ اسمی علی التابوت

لی .

أما أنا وقد امتلأت

بکلٌ أسباب الر حیل

فلست لی .

أنا لست لی

أنا لست لی “


This sea is mine. This fresh air is mine.

This sidewalk, my steps and my sperm on the sidewalk are mine.
The old bus station is mine.
Mine is the ghost and the haunted one.
The copper pots, The Throne Verse, and the key are mine.
The door,the guards and the bell are mine.
The hors hoe that flew over the walls is mine.
Mine is all that was mine.
The pages torn from the New Testament are mine.
The salt of my tears on the wall of my house is mine.
And my name, though I mispronounce it in five flat letters, is also mine.
This name is my friend’s name, wherever he may be, and also mine.
Mine is the temporal body, present, and absent.
Two meters of earth are enough for now.
A meter and seventy-five centimetres are enough for me.
The rest is for a chaos of brilliant flowers to slowly soak up my body.
What was mine: my yesterday.
What will be mine: the distant tomorrow,
and the return of the wandering soul as if nothing had happened.
And as if nothing had happened:
a slight cut in the arm of the absurd present.
History mocks its victims and its heroes.
It glances at them in passing and goes on.
The sea is mine. The fresh air is mine.
And my name, thought i mispronounce it over the coffin, is mine.
As for me, filled with every reason to leave,
I am not mine.
I am not mine.
I am not mine.
(محمود درویش/ جداریه)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از دوستان عزیز آیا کسی شعر، ترجمه و یا خوانش صوتی شعر محمود درویش که در این نمایش پخش و خونده شد رو دسترسی دارند؟
خیلی ممنونم.
حدیث سیدی و Ali این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این ایده جذاب- جوان ساقی مشروب که غیرارادی با مشروب مسموم موجب مرگ چند نفر می شود- حیف که درست پرداخته نشده بود. و پایانی که نبود شبیه بقیه اثر..
این ایده و دغدغه حق اش بیشتر از این بود.
حتما ارزش دیدن داره این فیلم و کمک برای رفع اشکالات اش.
خسته نباشید آقای معصومی گرامی. به امید آثار آینده تون هستم.
امیر مسعود و مهشاد این را خواندند
رضا تهوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدت هاست که خیلی روایت شخصی تری از هنر پیدا کرده ام. یعنی بیشتر از اینکه دلیل تماشای یک اثر، "همه می گن خوبه" یا "از دستش بدی نصف عمرت بر فنا" باشه، دلیلش "میل قلبی" و کشیده شدن به سمتی که حرمت و عزت نفس ام در اونجا محترم شمرده می شه، شده.
بعد از تجربه تماشای "فعل" و میزان احترامی که گروه چه در مراحل پیش از اجرا(بلیط فروشی، بروشور و...) و چه در مرحله اجرا- اجرایی درخشان و نفس گیر- انجام دادند، مشتاقانه اندیشه های آقای رضایی راد رو در صفحه شخصی شون در اینستاگرام دنبال کردم. با چشم غیرمسلح هم می شد فهمید که ایشون نه صرفا یک کارگردان توانا و یک نویسنده خلاق، که یک پژوهشگر فرهنگی- اجتماعی کشورمونه که هر اثرشون، فراتر از کیفیت اش، یک "پروژه فکری" ئه که می شه در له یا علیه اش، بحث های زیادی را دنبال کرد.
خبر اجرای "فرشته ی تاریخ" ... دیدن ادامه » برای من ای که اتفاقا برای اولین بارها بود که اسم والتر بنیامین رو شنیده بودم، شور و اشتیاقی را برای دوباره شریک شدن در یک پروژه و جهان فکری تازه در من ایجاد کرد.
و حالا که دو بار سعادت و فرصت پیدا شد که بتونم این نمایش را تماشا کنم می تونم بنویسم که نمایشی در نزدیک ترین حالت به تعریفی که از "تئاتر کامل" در ذهنم نقش بسته، دیدم. یک اجرای پر فراز و نشیب و پر از نقاط دراماتیک با بحث های جدی و چالش برانگیز پیرامون تاریخ، مسئولیت فردی انسان ها، عشق، امید و...
و در دومین بار به جنبه دیگری از این نمایش هم علاقه مند شدم و اون هم "تئاتر در ستایش تئاتر" بود. چیزی شبیه کاری که مثلا بهرام توکلی در پایان "اینجا بدون من" با سینما کرد یک جور بازتعریف جایگاه والای خود هنر در تبیین مسائل مبتلابه(نگاه متن به بحث تئاتر اپیک/حماسی و نقش «روایت» در جامعه امروز)
حتما به همه دوستانم در سایت تیوال، تجربه مشارکت در این دستاورد تازه فکری محمدرضایی راد را پیشنهاد دارم.
این رندشدن سالگرد اتفاق های مهم زندگی، ناخودآگاه آدم را به سمت بازخوانی بیشتر آن واقعه و روزهایش و تاثیرش بر اکنون زندگی مان انگار می کشاند.
مستند "میدان جوانان(سابق)" نام اثری از مینا اکبری، روزنامه نگار باسابقه است که این روزها در گروه سینمایی "هنر و تجربه" اکران شده است. روایتی از یک عکس، در دوران شکوفایی مطبوعات کاغذی در بازه سال های 76 تا اوایل دهه هشتاد شمسی. دوران گشایش پس از دوم خرداد که باعث شد کمتر روزی، روزنامه ای تا ظهر روی پیشخوان بماند! دوران روزنامه های حجیم با ویژه نامه های آخر هفته پر و پیمان و. تیراژ چند صدهزار تایی روزنامه شرق و میلیونی همشهری و درخشش روزنامه های جامعه و طوس و عصر آزادگان و....از روشن ترین تصاویر آن روزها بود. آن زمان نوجوان بودم و طبعا فهم ام دور از التهاب آن ایام. اما همان دورادور نسیم زندگی اش به زندگی ... دیدن ادامه » من هم می رسید. مینا اکبری، در این مستند تاثیرگذار انگار آن روزهای خودش و یاران موافق را جستجو می کند با بازسازی همان عکس میدان جوانان، که اکنون اسم اش به یاد دکتر معتمدنژاد تغییر پیدا کرده است. بازخوانی قصه زندگی یاران کوچ کرده(کوچ داده شده), یاران دربند، یاران بازنشسته و یاران خاموش. او از 48 ساعت عجیبی می گوید که به دستور قاضی مرتضوی، 25 روزنامه همزمان توقیف شدند و....زندگی ها به پایان رسید. او از آرزوهای جوانان آن روزها می گوید.
قصه این مستند را این روزها، در گذر ایام گذشته از آن روز، خیلی می شود لمس کرد و دوباره خواند. دروغ نمی گویم اگر بگویم بعد از خروج سینما، برای ادامه نشریه "کاف" مان مصمم تر شدم. که بشود دوباره روزی را دید که کنار پیشخوان ها، عده ای منتظر آمدنت باشند. انتهای فیلم شرمنده بودم از خودم که از تبار خونی گل ها که ما را به زیستن متعهد کرده بود، چقدر دور شدم. از جستجوی بی وقفه زندگی در هجوم بی امان تاریکی های فیلم، انتهایش خیلی به مفهوم "آزادگی"- این مفهوم غریب و دیریاب- فکر کردم و می کنم.
راستی دیروز بیستمین سالگرد واقعه "کوی دانشگاه تهران" است هجده تیر با سرانجامی رویاها... #با_هم_برای_هم
کار که به پایان رسید و قاب نهایی نقش بست جاهای خالی در میان عکس چقدر پررنگ بودند !!!
۱۹ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان.
من دو بلیط اجرای روز پنجشنبه 13 تیر، ساعت 21 رو تهیه کردم که متاسفانه به خاطر مشکلی امکان حضور ندارم.(ردیف 3، صندلی 7 و 8).
اگر تمایل به استفاده از این بلیط ها داشتید لطفا به من در تلگرام یا پیام کوتاه بدید که خدمت تون بفرستم و استفاده کنید. شماره تلفن: 09359524420
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید