تیوال فرهاد ریاضی | دیوار
S2 : 00:25:53
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
شاید اولین موضوعی که اهمیت این نمایش را برای من بیشتر کرد، تحصیل کارگردانان این نمایش در رشته های فنی و مهندسی و طبعا سختی مسیر رسیدن به این مرحله از مسابقات است.
نمایش، با تنظیمی الکترونیک از صدای محمود درویش، شاعر بزرگ عرب، آغاز می شود و با بخش هایی از حماسه گیلگمش، ادامه پیدا کند. تا یک سوم متن، شاید ادامه مسیر نمایش کمی پیش بینی ناپذیر به نظر می رسید ولی از آن جا، کم کم مسیر و خط سیر اصلی داستان مشخص شد. تلاشِ شاید یک دیکتاتور، تمامیت خواه و یا شاید حتی یک انسان معمولی برای رسیدن به "ابدیت". به چیزی که از ازل تا ابد، بشر به دنبال آن بوده است.
نیمه دوم نمایش با ورود کاراکتر پسر جوان، دچار یک تغییر لحن شده و باری طنز/ کنایه آمیز به نمایش اضافه شده و قصه در سمت دیگری ادامه پیدا کند.
و با پایانی، نمایش بسته می شود که من نتوانستم متاسفانه با این ... دیدن ادامه » شیوه پایان بندی ارتباط برقرار کنم.
نمایش در مجموع، برای من دیدنی و قابل تامل و بسیار قابل احترام بود. قابل احترام از شیوه اجرایی که مشخص بود زمان های زیادی صرف تمرین آن شده.
بازی شخصیت اصلی داستان، گیل گمش، با فراز و فرودهای بسیار زیاد حسی و فیزیکی و دیالوگ های تاثیرگذار پایانی اش، از نقاط بسیار به یادماندنی این نمایش برای من بود.
مشتاق دیدار آثار این گروه خواهم ماند.
امیر مسعود و عباس الهی این را خواندند
*مریم*، حنیف سلطانی سروستانی و احمد سلگی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کهبد تاراج بعد از تجربه درخشان "عبدل میمون..."، در فضایی کاملا متفاوت، قصه زندگی غلامرضا خوشرو، ملقب به «خفاش شب» رو روایت می کرد.
متن ای تاثیرگذار که به دلیل نزدیکی خانوادگی به یکی از مقتولین این واقعه تلخ، برای من تاثیرگذارتر هم شد.
طراحی صحنه درخشان و بازی های دلنشین و برآمده از احساس هم به این فضاسازی بیشتر کمک کرده بود.
در جاهایی نمایش روایت تاریخ رو می کرد- که به دلیل اهمیت موضوع به خودی خود بسیار با ارزش بود- و در جاهایی که متن اوج بیشتری می گرفت، به ریشه یابی این مساله و تاثیر فرهنگی- اجتماعی این واقعه بر اون روزگار و مردم و خانواده هاشون پرداخت.
من صرفا با پایان نمایش(به رغم متفاوت بودن)، مشکل داشتم و لحن اون رو دور از لحن باقی اثر می دیدم.
با آرزوی روایت های بیشتری از وقایع مستند کشور که به دلیل سرپوش گذاشتن، حقیقت هایی رو با خودشون ... دیدن ادامه » به سایه بردند..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرهاد ریاضی
درباره نمایشنامه‌خوانی اثبات i

"اثبات"
یک نمایشنامه خوانی
کاری از گروه هنری افرای دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

{دومین دوره جشنواره تئاتر نماوا/ دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دوشنبه 2 اردیبهشت، ساعت 10}

- نویسنده: دیوید اوبِرن(با برگردان شهاب الدین عادل)
- سرپرست گروه: فرهاد ریاضی
-طراحی و ایده پردازی اجرا: خلق گروهی
- تهیه کننده: بنیاد فرهنگی کاف

-نقش خوانان(به ترتیب حروف الفبا): فریبا ابراهیمی، بابک حیدری، فاطمه درستی، محمدرضا ظریفی
-صحنه خوان و دستیار اجرا: نگار تختکش ها
-دستیار نور و صدا: درسا جلالی
-موسیقی: ... دیدن ادامه » انتخابی
-طراح پوستر: احمد راهداری

* با همراهی کورش سلیمانی
و دیگر اعضای گروه هنری افرا: پرستو حق گوی، مهدی زرکشان، زهرا حمیدی زاده، سید مجید حسینی، سیده سارا مدنی


"آیا می شود یک روز از یک اثبات ریاضی، به درون یک انسان راه یافت؟"

#گروه_هنری_افرا_دانشگاه_صنعتی_خواجه_نصیر_الدین_طوسی
#با_هم_برای_هم
عباس الهی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.
جسارتا تخفیف وفاداری این نمایش، اعمال می شه؟
فکر کنم برای من این اتفاق نمی افته هر تلاشی می کنم.
درود بر شما
پیرو هماهنگی تلفنی درخواست شما پیگیری شد.
با سپاس
۲۵ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با تشکر از همراهی تک تک شما عزیزان در اولین اجرای نمایش "مکالمات"، امروز از ساعت 18:30 در دومین و آخرین اجرای این نمایش افتخار میزبانی تان در آمفی تئاتر پردیس ونک دانشگاه خواجه نصیر خواهیم داشت.
امروز هنرمندان ارجمند آقایان بهروز بقایی و کورش سلیمانی مهمان ما خواهند بود.(به دلیل تقارن با اذان، به جای ساعت 18, از ساعت 18:30 در خدمت شما عزیزان خواهیم بود).
امکان تهیه بلیط تا پیش از شروع برنامه از طریق سایت "تیوال" برقرار خواهد بود.
ممنون که خانواده تئاتر دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی را تنها نمی گذارید...

با احترام
امیر مسعود این را خواند
آقای سوبژه (محمد لهاک)، پرستو حق گوی و omid.drn این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرمین: سؤال که تو سینه باشه، مثل موریانه ایمان رو می‌خوره. (از نمایشنامه شب روی سنگفرش خیس)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«اکبر رادی» مصداق بارز صحبت‌های شایگان است. کسی که از درد اجتماع و مردمش نوشته و شخصیت‌های نمایشنامه‌هایش آدم‌هایی از پیرامونمان هستند. او معتقد بود که همین دور و بر خودمان آنقدر مسئله وجود دارد که از هر کدام این‌ها می‌توان یک درام پدید آورد و لزومی ندارد برای نوشتن به جوامع دیگر یا به مرمت متون کهن روی آوریم. رادی باور داشت اگر هنرمند با مضامین ساده زندگی مردمان جامعه معاصر خود درامی خلق کند، دِین خود را ادا کرده است.

رادی، ‌زاده شمال بود و تحولات پرشتاب اجتماعی سال‌های دهه ۲۰ و ۳۰ تاثیری عظیم در آثارش گذاشت. قلم رادی به عنوان یکی از پیشگامان نمایشنامه‌نویسی ایران در آن سال‌ها سرشار از جوهر درد مردمی است که نفس می‌کشند و حقیقت دارند. سبک رئال او برگرفته از مشاهدات عینی اوست. رادی درباره اولین نمایشنامه جدی‌اش به نام «روزنه آبی» که در ... دیدن ادامه » سال ۱۳۴۱ به چاپ رسید، می‌گوید: «این اثر عصیان نسل علیه حاکمیت فرسوده اما مستقر پدر سالارانه است.» روزنه آبی، شکاف عقیدتی بین دو نسل قدیم و جدید را بیان می‌کند و از تاریخ چاپ این اثر، رادی به عنوان نمایشنامه نویس مطرح می‌شود. با اینکه اولین نمایشنامه رادی «از دست رفته» است ولی خودش این نمایشنامه را اثری خام می‌داند. درواقع، همه «روزنه آبی» را اولین کار جدی و حرفه‌ای وی در دوران پربار کاری‌اش می‌دانند.

حضور او به قدری پررنگ است که پس از نمایشنامه «افول» جلال‌آل‌احمد درباره‌اش می‌گوید: «رادی در افول حسابی طلوع کرد.» از اینجاست که یکی از بزرگ‌ترین نمایشنامه‌نویسان تئا‌تر ایران ظهور می‌کند، مردی خوش‌فکر با قلمی شسته و روفته.

بسیاری رادی را چخوف ایران می‌دانند. شخصیت‌ها در نمایشنامه‌های رادی، با داشتن مسلک روشنفکری، خصلت‌هایی شبیه طبقه مرفه آثار چخوف دارند که اکثراً افرادی منفعل محسوب می‌شوند و مأیوسانه نشسته و دست به عمل نمی‌زنند.
درباره اکبر رادی چخوف معترض
بیشترشان در یک فضای نوستالژیک به سر می‌برند و با فلسفه بافی و حرف‌های بیهوده، خود را مقید و مجبور کرده‌اند که تنها انزوا و دوری گزیدن از دیگران را برگزینند. در نتیجه، ضربه‌های روحی ناشی از تقابل و مواجهه با دیگر طبقات را در کنج عزلت تحمل می‌کنند. او مانند چخوف‌ تنها نویسنده‌ ماست‌ که‌ نوشته‌هایش‌ قهرمان‌ ندارد. همه‌ آدم های‌ او بحران‌ زده‌اند و او همه‌ را مورد بررسی‌ قرار می‌دهد.
رادی، با تجربه و ادراک قوی و تعهدش نسبت به زبان و فرهنگ مردمانش، جلوه‌ای را از ایران معاصر برای صحنه تئا‌تر به ارمغان می‌آورد که هم متناسب تئاتری است که وظیفه‌اش، بازتاب آینه وار اجتماع روز است و هم برازنده صحنه‌ای است که سخت به دنبال هویت ایرانی خود می‌گردد. هرچند این جلوه، بیشتر در محدوده جامعه شهری و ترجیحاً تهران و استان‌های شمالی قابل تعمیم باشد.
زنده‌یاد اکبر رادی در حالی در ۵ دی ماه سال ۱۳۸۵ چشم از جهان فروبست که در طول حیات خود بیش از ۳۵ نمایشنامه به رشته تحریر درآورد
---------------
ما در مکالمات قرائت و برداشت شخصی خود را از "رادی" ارائه کرده ایم.
این رادیِ ماست...
امیر و مهرداد کیا این را خواندند
آقای سوبژه (محمد لهاک)، بهزاد هندی و پرستو حق گوی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش، برداشت شخصی ما از اندیشه های استاد اکبر رادی است کُلاژی از جهان فکری این نمایشنامه نویسِ جریان ساز تاریخ ادبیات نمایشی کشورمان به روایتِ خودمان با متن هایی که توسط خود بازیگران به نگارش در آمده است.
به مهمانی ما بیایید تا با هم به رشتِ باران زده دهه بیست سفر کنیم..

با احترام
کانون تئاتر دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی
امیر مسعود و عباس الهی این را خواندند
آقای سوبژه (محمد لهاک) و پرستو حق گوی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از شش سال بالاخره شد آنچه باید.
بعد از شش سال، بالاخره توانستیم نمایش خودمان را به روی صحنه بیاوریم.
نمایشی که ماحصل "کارگاه تولید تئاتر به سرپرستی استاد کهبد تاراج" و با بازی دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی است و بعد از 4 ماه تمرین مداوم، حالا برای شما عزیزان به روی صحنه می آید.
این نمایش، برداشت شخصی ما از اندیشه های استاد اکبر رادی است کُلاژی از جهان فکری این نمایشنامه نویسِ جریان ساز تاریخ ادبیات نمایشی کشورمان به روایتِ خودمان با متن هایی که توسط خود بازیگران به نگارش در آمده است.
"این نمایش ماست".
"این مکالمات ماست"
لحظه شماری می کنیم برای دیدارتان...

با احترام
کانون تئاتر دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی
جناب ریاضی خدا قوت ⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۰ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و تشکر از حضور همه همراهان گرامی
به امید دیدارتان در رویدادهای آینده هستیم...

با احترام
کانون تئاتر و انجمن دانش آموختگان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی
16 اسفند1397
سپاس از زحمات شما
۱۶ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چشم انتظار دیدار تک تک شما عزیزان هستیم.
در سفر به سیاره 612 ب...
سعید و celine این را خواندند
رضا تهوری و نفیسه نوری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه ى مردم ستاره دارند اما همه ى ستاره ها یک جور نیست:
واسه آنهایی که به سفر مى روند حکم راهنما را دارند
واسه بعضی دیگر فقط یک مشت روشنایی سوسوزن اند .
براى بعضى که اهل دانشند هر ستاره یک معما است
واسه آن باباى تاجر طلا بود .
اما این ستاره ها همه شان زبان به کام کشیده و خاموشند .
فقط تو یکی ستاره هایی خواهی داشت که تنابنده اى مثلش را ندارد ...
امیر مسعود این را خواند
نفیسه نوری، عباس الهی، یلدا معصوم و محمدرضا مدیری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در این هنگام بود که روباه پیدا شد.
روباه گفت: سلام!
شازده کوچولو سر برگرداند و کسی را ندید،‌ ولی مودبانه جواب سلام داد.
صدا گفت: من اینجا هستم،‌ زیر درخت سیب...
شازده کوچولو پرسید: تو که هستی؟ چه خوشگلی!...
روباه گفت: من روباه هستم.
شازده کوچولو به او تکلیف کرد که بیا با من بازی کن. من آنقدر غصه به دل دارم که نگو...
روباه گفت: من نمی‌توانم با تو بازی کنم. مرا اهلی نکرده‌اند.
شازده کوچولو آهی کشید و گفت: ببخش!
اما پس از کمی تامل باز گفت:
- "اهلی کردن" یعنی چه؟
روباه گفت: تو اهل اینجا نیستی. پی چه می‌گردی؟
شازده کوچولو گفت: من پی آدمها می‌گردم. "اهلی کردن" یعنی چه؟
روباه گفت: آدمها تفنگ دارند و شکار می‌کنند. این کارشان آزارنده است. مرغ هم پرورش می‌دهند و تنها فایده‌شان همین است. تو پی مرغ می‌گردی؟
شازده کوچولو گفت: نه، من پی دوست می‌گردم. نگفتی "اهلی کردن" یعنی چه؟
روباه ... دیدن ادامه » گفت: "اهلی کردن" چیز بسیار فراموش شده‌ای است، یعنی "ایجاد علاقه کردن..."
- ایجاد علاقه کردن؟
روباه گفت: البته. تو برای من هنوز پسربچه‌ای بیش نیستی. مثل صدها هزار پسربچه دیگر، و من نیازی به تو ندارم. تو هم نیازی به من نداری. من نیز برای تو روباهی هستم شبیه به صدها هزار روباه دیگر. ولی تو اگر مرا اهلی کنی، هر دو بهم نیازمند خواهیم شد. تو برای من در عالم همتا نخواهی داشت و من برای تو در دنیا یگانه خواهم بود...
شازده کوچولو گفت: کم‌کم دارم می‌فهمم... گلی هست... و من گمان می‌کنم که آن گل مرا اهلی کرده است...
تمامی عواید این اجرا، صرف امور خیریه خواهد شد.

https://www.aparat.com/v/5DXeJ
زهره مقدم و نرگس جورابچیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرهاد ریاضی
درباره نمایشنامه‌خوانی شازده کوچولو i

افتخار خواهیم داشت که برای چهارمین بار، میزبان شما عزیزان در رویداد خیریه "قصه خوانی شازده کوچولو" به روایت و کارگردانی استاد میکائیل شهرستانی خواهیم بود.
تمامی عواید اجرا، صرف درمان کودکی شش ساله خواهد بود.
چشم انتظار دیدارتان هستیم..

"کانون تئاتر دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی"

https://www.tiwall.com/p/littleprince5/tags/all
عباس الهی و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

افتخار خواهیم داشت که برای چهارمین بار، میزبان شما عزیزان در رویداد خیریه "قصه خوانی شازده کوچولو" به روایت و کارگردانی استاد میکائیل شهرستانی خواهیم بود.
تمامی عواید اجرا، صرف درمان کودکی شش ساله خواهد بود.
چشم انتظار دیدارتان هستیم..

"کانون تئاتر دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی"

https://www.tiwall.com/p/littleprince5/tags/all
حمیدرضا مرادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
افتخار خواهیم داشت که برای چهارمین بار، میزبان شما عزیزان در رویداد خیریه "قصه خوانی شازده کوچولو" به روایت و کارگردانی استاد میکائیل شهرستانی خواهیم بود.
تمامی عواید اجرا، صرف درمان کودکی شش ساله خواهد بود.
چشم انتظار دیدارتان هستیم..

"کانون تئاتر دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی"
سلام آقای ریاضی
خسته نباشید و ممنونم از زحماتی که برای این اجراها میکشید.
امیدوارم شما و کانون تئاتر موفق باشید :)


فقط یک سوال
چرا تایم اجرای امشب اینطوری شد؟ فکر میکنم حدود ۱۸:۳۰ شروع شد و حدود ۱۹:۴۵ تموم شد. در صورتی که اینجا دو ساعت اعلام شده بود ... دیدن ادامه » زمان اجرا. حذفیات خیلی غم انگیز بودن و همچنین کمی هم باعث ناهماهنگی شده بودن.
۱۵ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرهاد ریاضی
درباره نمایشنامه‌خوانی شازده کوچولو i
به زودی و در آستانه بهار و نو شدن، با چهارمین "رویداد خیریه قصه خوانی شازده کوچولو" به روایت و کارگردانی استاد میکائیل شهرستانی، سعادت میزبانی تان را خواهیم داشت.

"کانون تئاتر دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی"
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به زودی و در آستانه بهار و نو شدن، با چهارمین "رویداد خیریه قصه خوانی شازده کوچولو" به روایت و کارگردانی استاد میکائیل شهرستانی، سعادت میزبانی تان را خواهیم داشت.

"کانون تئاتر دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی"
نفیسه نوری و علی ابراهیم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

هنرمند گرامی
جناب آقای محسن امیریوسفی

با سلام
ساعتی از تماشای فیلم شما، "آشغال‌های دوست داشتنی" گذشته. اشک چشمانم را پاک کرده‌ام و آبی به صورتم زده‌ام. گذاشتم کمی از پایان فیلم بگذرد تا احساس‌هایش کمی در من ته‌نشین شود و رسوب کند و بعد این کلمات جاری شود.
در تعریف "جُستار خوب" روزی در جایی می‌خواندم: "کلماتش از صداقت آمده و تمایل به آسیب‌پذیری روی کاغذ دارد". کلمات فیلم شما هم صادق بودند و رنج‌دیده. بالاخره هنرمندی توانست از سد سنگین سانسور و قیچی تیز و برنده توقیف بگذرد و از "روزهای ملتهب 88" بگوید. اشتباه نشود، فیلم شما اصلا مختص آن واقعه و روزهای تلخ و شیرین بعدش نیست. نه فیلم شما، بر بستر آن روزها، به سراغ قصه‌هایی غریب از مردمان این سرزمین رفته که چقدر این روزها به آن نیاز داشتیم.
یک کارگردان روزی با فیلمی به نام ... دیدن ادامه » «قلاده‌های طلا»(پیش‌تر از ناحق بودن فیلم، توهین‌آمیز بودن حتی عنوان فیلم را بر من ببخشید) از آن روزها حرف می‌زند و یکی مثل شما، با همان نگاه لطیف و طناز همیشگی‌تان در "آشغال‌های دوست داشتنی".
کمتر مخاطبی است که به نظرم حتی بتواند حدس بزند که شان نزول اسم فیلم شما چیست و چرا این اسم عجیب برایش انتخاب شده است. تا نرود ببیند که شما در این فیلم از چه نگاهی به تاریخ این سرزمین پرداخته‌اید. روایت‌هایی غریب از مادرانِ چپ‌ها، به مادرانِ شهدا، مادرانِ خاوران، مادرانِ هشتاد و هشت، مادرانِ پناهندگان سیاسی، مادران کوچانده شدگان اجباری، مادرانِ فعالین محیط زیست دربند و....همه آنان که در گذرگاه تاریخ این سرزمین، خانه‌هایشان جای خالی عزیزانی را حس می‌کرد که شاید روزی تندروی‌هایی، اشتباه‌هایی در عقایدشان، در آرمان‌هایشان داشتند، ولی فصل مشترک همه آنان "مظلومیت" بود. شما، در این روزگار دوقطبی‌ها و چندقطبی‌ها، از نزدیکی دل‌ها حرف می‌زنید. از چشمانی که هنوز برای مظلومیت این سرزمین و آدم‌هایش، نمی‌تواند پر از اشک نشود.
امروز با احساسی شبیه پایان "اینجا بدون من" عزیزم از سالن سینما خارج شدم و دوان دوان خودم را به خانه رساندم.
امروز با فیلم شما، به اندیشه تا مغز استخوان انسانی اش، به فرداهای روشن این سرزمین و آدم‌های مظلوم و رنج‌دیده و آسیب‌پذیرش بیشتر ایمان آوردم.
لطفا خسته شوید ولی از پا ننشینید.
فرهنگ شریف این سرزمین شریف، به شما بسیار نیازمند است.

ارادتمند شما
برادر کوچک‌تان
درودها بر آقای ریاضی عزیز
۲۷ بهمن ۱۳۹۷
عالی بود
۲۹ بهمن ۱۳۹۷
جانا سخن از دل ما گفتی !
۱۰ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید