تیوال فریبا غضنفری | دیوار
S3 : 16:11:41
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اگر یکسره زمستان هم باشی
آنقدر کاج می کارد عشقم
که سرمای دشت برفی ات
به گرمای نفسشان آب شود .... !!!

#فریبا_غضنفری_آرام
Telegram: delanehaye_aram
Instagram: f.gh.aram
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ترک آسمان می کند خورشید ،
پشت میغ سرما...

بهانه اش به نوک،
پر می کشم
در پهنه ی استوایی آغوشت....
بانو دلتنگتون بودم...

۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
عالی بود فریباجان دوست مهربان...
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
فدات عزیز دل همیشه مهربانم
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برشیشه ی چشمان
بخار قهوه گرفته ات
چه آرام و بی صداست
سیل سیاست مخملی ات ... !!

فریبا غضنفری (آرام)

کانال شعر :
https://telegram.me/sepidsara
بسیار زیبا....مانا باشید...
۲۶ بهمن ۱۳۹۴
جناب آتشبار عزیز،
آرزو بانوی نازنین،
جناب جاهد بزرگوار،
جناب قهرمانی گرامی،
رویا بانو جانم،
جناب مهدی خوش قلب

بی نهایت از لطفتان سپاسگزارم،

سبز باشید و مانا بر صفحه روزگار
۲۷ بهمن ۱۳۹۴
به به خیلی خوب و زیبا
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
انتظار

صدای قلقل
آب مجنون!
چه هنرمندانه می نواخت
ساز دلتنگی
بر کوبه ای
آهنین....

راهی نبود
جز حباب شدن
نرم شدن
دل کندن از هست
پر دادن روح ....

تا ... دیدن ادامه » شاید ،
درآمیزد
ذره ای
از وجودش
با بی کرانگی
آسمان!

در مه نرم سیالش
عروسی مست
رقصان و چرخان
در لباسی سفید

با هر طنازی اش
عشق باران می کرد
داماد آرزوها
با نوای ...
دوستت دارم ها،

رزی سفید بود
در تنگ بلورین
جادویی وصال،
در امان از پر پر شدن
با اعجاز عشق ......!!!!

هر جمعه ،
با رقص سمای
عروس دلداده
با موسیقی شیداگر
فناشدنش

در انتظارت
با هر نفسم،
بوسه ها به راه
بو سه ها به در
باج می دهم

تا که بیاورند ،
مژده ی .... آمدنت !!!

فریبا غضنفری (آرام)
زیباست...
۰۶ دی ۱۳۹۴
فریباجان بانوی مهربان عالی...

چه هنرمندانه می نواخت
ساز دلتنگی
بر کوبه ای
آهنین....
۰۹ دی ۱۳۹۴
ممنوووونم آرزو بانوی نازنینم....

احساس شماست که عالیست

:-*
۰۹ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

چه کرده ای در آسمان ستاره عاشقت شده؟

دوصد هزاره سوخته دوباره عاشقت شده

سر ِ کلاس ِ درس ِ خود اجازه ای گرفته ای

معلم ِ تو با همان اشاره عاشقت شده

دَم ِ اذان که رد شدی از آستان مسجدی

موذّنش که جای خود، مِناره عاشقت شده

هنوز در تعجبم که شیخ ِ مسجد ِ محل

چه ... دیدن ادامه » دیده که زمان استخاره عاشقت شده!

از عشوه ی لبان ِ تو که گفت: "عاشقم تویی؟"

"نهاد ِ جمله" مُرده و "گزاره" عاشقت شده...!!!


روح الله عسگری
مرسی از انتخابتون بانو
۰۵ آذر ۱۳۹۴
مرسی عنایتتون بانو جان
۰۶ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ستاره باش



دیگر نمی خواند
در آن سوی پنجره
کلاغ بام همسایه

کور کرد
وهم خرافاتی تو،
ذوق نشاط خوانی هر صبحگاهش


خزید و پناه گرفت
رود ،
در ... دیدن ادامه » بستر چشمه ی مادر!!

به خاک سپرد،
شوق بوسه چینی از
گونه ی نحیف سبزه ها !!!

از زمزه های ...
«مبادا مبادا»ی
سراب کویر تو


و هنوز .....
می پاشد ستاره ،
نقره نقره امید
از دل تیرگی
به دامان خفته در افسردگی !!!!

بی اعتنا ،
به زه کشیده ی
نگاه شب تر از آسمان شب کمان چشمان تو

آنکه ،
می زند نبضش
از جریان نور آرمیده
در ژرفای دل ‌.....


فریبا غضنفری (آرام)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

زخم


دلم و زبانت هر دو زخم دارند

این می گرید و آن می گریاند

این از زخم آن نالان

آن از زخمه بر زخم این شادان



فریبا غضنفری (آرام)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجل عشق



نمی فهمد....
دل نرمینه ام ،
در لاک سخت بی خیالی نیست

نمی داند ....
که با هر خنده ی پر لذتش
بعد از مزاحی سرد
دلم آرام می میرد

چه می داند ....
نفس گیری به زیر ابر بی مهری
چنان ... دیدن ادامه » اعدام بی اتمام می ماند

نمی بیند ....
نرم نرمک جاری سرخی عشق
بر بستر سرد و زمخت و سنگی خاک فراموشی


هوای عشق آدم ها ،
چه آسان رنگ می بازد!!!
همه معشوق ها گویی
که نسیان را
صلاح کار می بینند!!
نمی دانند روزی
عاشق دیرینه ای بودند
رسوا گشته ی
این عاشق شیدای امروزی !!!


تو ای معشوقه ی درگیر لذت ها
تو که غرقی میان هفت ها دیوار
از «من من منم هایت»
نمی دانی؟
که مشک عشق شیرینت
به ترکش ها مزین کرده ای
باید بخوانی فاتحه
هر جمعه چون دیگر
نخواهی دید ، هرگز
سرخی پر تاب شوقش را
معطر گشته با مهر و صداقت
در کنار خود .... ؟!؟!؟!؟!
هوای عشق آدم ها ،
چه آسان رنگ می بازد!!!
همه معشوق ها گویی
که نسیان را
صلاح کار می بینند!!

فریبایِ جان فوق العاده زیبا...مرسی
سبز باشی بانو.
۲۱ آبان ۱۳۹۴
ممنونم آرزو جان

محبت شما همیشه سرشاره

مانا باشی عزیزم
۲۲ آبان ۱۳۹۴
رویا بانوی عزیزم

بودن در کنار نازنین هایی چون شما سعادت بزرگی برای من است.

احساستون همیشه سبز و لطیف مهربانو
۲۲ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

بی نظیر نادیده

ندید ،
قامت راست کردن
گلبرگهای بی نظیرش !!!

در امتداد
بلندای ساقه ی
یگانه شکوفای
دلربای دیروزی

باغبان بیدار ، خفته ... !!!!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و عرض ادب
متاسفم ، در اینجا فقط به به و چه چه گفتن مجازه. اگر حرفی از اصول و قواعد شعری بزنیم کودتایی به پا میشه.
چشم به احترامی که برای همه ی عزیزان قایلم دهانم و می بندم و فقط سکوت می کنم چون اصلن روحیه دیگرآزاری ندارم.
موقعی التماس می کردم کسی نکات رو بهم یادآور بشه الان دلیل سکوت دیگران رو می فهمم، الان می فهمم که چرا کسی چیزی نمی گفت.
مهم نیست، اینجا صفحه ایه فقط برای گفتن و شنفتن حرفهایی که از دل و احساس نشات می گیره .
من از همین جا عرض احترام و ادب به همه شما دارم، صمیمانه عذرخواهی میکنم بابت تصور اشتباهم
همه شما رو به یگانه پرمهر آسمانها می سپارم.
برای همیشه موید و شاد باشید.
بانوی مهربان این چه حرفیه..باور بفرمائید
موضوع مطرح شده توسط جناب کلانی کاملا جامع و کلی بیان شده بود و
بی احترامی به محضرتان نشده(خود بزرگواران صحبت خواهند کرد)استدعا دارم ناراحتی را به دلتان راه ندهید و به هیچ وجه دلگرفته نباشید..امید که حضورتان ... دیدن ادامه » همیشگی باشد در تیوال و به شخصه چشم به راه اشعار و نوشته های شما و همه ی بزرگواران و عزیزان هستم..
با نهایت احترام به شما تقاضا دارم که(فقط در این مورد) بر اساس احساس تصمیم گرفته نشه..مرسی
۰۹ مهر ۱۳۹۴
جناب رضایی عزیز درود برشما وتمام دوستان بزرگوار..

لیلا هزاران بار هم بگذرد خواهد گفت که نقدهای شما برایم ارزشمندست چونان درسهای پرارزش تمام بزرگوارانی که در کلاس تدریسشان نشسته ام و آموخته و می آموزم..
بانو فریبای عزیز..
من ..شما وتمام دوستان کنار هم ... دیدن ادامه » واز هم یاد میگیریم..
در جلسه رونمایی آقای رضایی جمله ی زیبایی را گفتند که در خاطرم ثبتش کردم من باب آویزه ای بر گوش..فرصت شنیدن بهم بدهیم..
جمله ی ساده اما پر معنائیست..امیدوارم جمع دوستانه ای که در اینجا تشکیل شده دوباره دچار اینگونه سوء تفاهمات نشود و بانوی عزیز دلگیری نداشته باشند..
موید باشید و برقرار.
۱۱ مهر ۱۳۹۴
درود بر همه شما مهربانان.

جناب مهدی عزیز، جناب رضایی عزیز ، بانو رویای نازنین، بانو عبدی نازنین
از همگی قدردانم. باز هم عذر تقصیر ....

۱۱ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در استقبال قدم هایت


آنگاه که
نوسانی شدید دارد
چراغ خانه قلبم
در دامنه ی دهلیزها!!!

آنگاه که
به رانش وامی دارد
رعشه ای جسور
زادبوم قلبم را !!!

آنگاه که راه
به گوش دلم می رساند
پژواک ... دیدن ادامه » قدم هایت را !!!

آرام «می میرم»...

می میرم ،
تا مغلوب سازم
زمان!

بی قرار و ناصبور
قربانی قدم هایت می کنم
این جسم سنگین ...

بال گشوده
در آنی،
به رقص
می آیم
گام به گام تو
در جشن پیشوازی ات!!!
درود بانو غضنفری.
بسیار دلنشین و زیبا
از تک تک واژه های آن لذت بردم ...سرافراز باشید
۰۸ مهر ۱۳۹۴
رویای عزیزم خیلی به هم ریختم دیدم شعرتونو پاک کردین. به خدا غرض نداشتم اگه می دونستم ناراحت میشید اصلن اصلن حرف نمیزدم.
معذرت می خوام. ببخش اگه دلت رو مکدر کردم.
قلم شما همییییشه زیباست فدات شم
۰۸ مهر ۱۳۹۴
عالی:)
۰۸ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کودک دل


از ته دل می خندد
کودک ساده ی قلبم
به عشوه گری
تار موهای سرک کش
بر کوی پیشانی
که با تشر آرام فوتی
می جهند و
باز می گردند
شیطنت وار

زود می گرید
به شکن های ریز
حضور
نگاهی ... دیدن ادامه » تیز

اما....

نمی شکند !!
کودک است دیگر
باور ندارد
بدی را

وقتی هم که شکست ،
«می میرد».......

کودکم همچون
گل خود رووی
ظریف و رنگین
نشسته بر بستر
زمخت و بی حفاظ
سنگهای آفتاب گیر،
چشم نواز
اما
به بوسه ی
شهوت شبنمی
میراست

طفلم ،
راه رفتن نمی داند
اما
مست می شود
به بوی سکر نوازش

غرق سرخی عشق
بی خبر از سیاهی،
ابریشم سینه
می سپارد
بی اختیار...
به زخم سیخهای
نرمینه پوش فرش
به شوق آغوش گرم

چه بی ریا دل بست
به واژه های تراوا
از زبانی هم بیان

نمی داند
آنکه
در قلبت
کودکانه
زبان میریزد

بالغ مردی است
سپید کرده
گیس دلربایی
در آسیاب‌ تجربه ی
دلبرکان سیاه گیسو
که شیشه ی عمر
عایق می سازد
با تکه های بلورین
قلبهای شکسته....

افسوس
کودکم‌ دیگر،
نخواهد چشید
طعم گس بلوغ

ببین،
آماده اند
زیر بلندترین درخت بهشت
بالهای فرشته ی کوچکم ....



فریبا غضنفری (آرام)
کودک است دیگر
باور ندارد ، بدی را
وقتی هم شکست
(میمیرد)
درود وسپاس از شما بانو غضنفری.
واژه های بسیار زیبا مرا مجذوب کرده
چندین بار مطالعه کردم....پیروز باشید
۰۱ مهر ۱۳۹۴
زیبا احساس و نگاه شماست جناب مهدی عزیز

سودابه بانو ، نه به زیبایی لطف شما...

ممنون hifive عزیزم

از همه شما بزرگواران سپاسگزارم
سبز سبز سبز باشید
۰۱ مهر ۱۳۹۴
کودک است دیگر
باور ندارد
بدی را

وقتی هم که شکست ،
«می میرد».......

لذت بردم
۱۳ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چشمه و دریا

به من خندیدی و گفتی که دریام
بلندآوازه و رقصان و زیبام
منم بخشنده ای با سفره ای باز
که روزی دادنم را نیست اتمام
منم چون آینه در قاب خاکی
برای آسمانیها معمام
که سلطان جهان در کهکشانها
به لطف من شده زیبایی اش تام
اگر سبزی و شادابی ببینی
به دست رود خادم دادم انعام
اگر ماهی کوچک را پناهم
نهنگ پر ز هیبت را کنم رام
برای شاعران ، مهتاب دارم
برای ... دیدن ادامه » عاشقان شبهای آرام
در این دنیا نمی بینم نظیری
که همسر واژه ایست در حد دشنام
برو دیگر نخندانم به گفتار
که عشق تو از اول بوده اوهام
ولی افسوس تو هرگز ندیدی
منم یک چشمه ی بی تاب و خوشنام
ز من سیراب گردد جان تشنه
برای پاک ماندن هستم الهام
اگر جایی ندارم بهر سکنی
نگردد هیچکس در جانم اعدام
که من تصویر نابودی ندارم
طلوع نور را ، هستم چو یک جام
تو گاه بخشی و گاهی کینه ورزی
من اما بخششم بوده است مادام
اگر خردم، اگر بی ساحل و موج
ولی هر لحظه پرمهر و مصفام
تو در عشق به خود روزت به سر کن
من از عالم بگیرم روز و شب کام
درود فریبا جان ...
عالی قلمت نویسا...ماناباشی


که من تصویر نابودی ندارم
طلوع نور را ، هستم چو یک جام
تو گاه بخشی و گاهی کینه ورزی
من اما بخششم بوده است مادام
اگر خردم، اگر بی ساحل و موج
ولی ... دیدن ادامه » هر لحظه پرمهر و مصفام
۲۸ شهریور ۱۳۹۴
سپاس رویا بانوی نازنین
۲۹ شهریور ۱۳۹۴
فریبا جان فوق العاده اس ممنون
برای آسمانیها معمام
۳۰ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ارزش بودن

به هیاهو می گذاشتند
بازی دلدادگی
با ابر و باد
در حیاط آسمان،
کبوتران سفید

قصه ی با هم بودنشان
تکراری و بی رنگ،
همچون لالایی هر شب مادر
در گوش کودکی بازیگوش

هر شب
مشغول رویایی،
دود ... دیدن ادامه » می کردند
خواب را،
در فکر بازی فردا

غافل از صاعقه
که ناگاه
روزی
پر نرم
به خشم اجل سوزاند
..............

روزی دیگر
باری دیگر
بازی ...... و ......

جای خالی یک دل
یک دلداده

جای صدایش هم
خالی
در هیاهوی آسمانی

راستی .....
چه کسی می داند
شعر پروازش را؟

افسوس...

فریبا غضنفری (آرام)
زنده باد!
عالی بود
۲۶ شهریور ۱۳۹۴
ممنون مرجانه بانوی همیشه مهربان

سبز سبز سبز باشید
۲۶ شهریور ۱۳۹۴
درود بر شاعر توانا
۲۷ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توهم

اتاقی پر ز زیبایی
درون بستری رنگین
نفسها ، میهمانان
پر از مهر و وفاداری
شکسته است قفل آغوشم
همیشه باز و دریایی
چه در سرما چه در گرما
اجاق سینه ام پرسوز و گرمازا
برای کوچک بکر و
همیشه پاک و نورانی

ولی افسوس و نفرین ها
بر این دنیای طوفانی
ندارد ... دیدن ادامه » تاب آن بیند
بهشتی بی قفس
از بهر انسانی

کنون
رویا تو را باید
نه کابوس و توهمها
چرا همبازیت، بابا
شده طفلی هیولایی؟
به جای قهقهه از تو
صدای جیغ می آید
هراست گشته طولانی
ز من هم تو ، پریشانی

منم بابا
منم آرام جان من، پناه تو
پناه ترس های تلخ و پنهانی
ببین ، ببین بابا
ببین دستان لرزانم
ببین باران چشمانم
ببین قلبی که می میرد
به هر فریاد و بی تابیت

خدایا، عاجزم کردی
نمی بینم که گیرم
حلق آن ظالم
نفس بندم به رویش
جان دهد در پیش چشمانم

کجایی که ز دوزخ آمدی
تا انتقام خود
ز کوچک زندگان گیری؟
تویی آتش، تویی دوزخ
تویی همزاد شیطانی
که بوی پاکی طفلم
تو را شوریده و زاری

ز بیزاری
در آرامش و خنده
به روی کودکم بستی

نمی بینند چشمانم
نه خاکستر نه دودت را
نه آتش نه حضورت را

ولی از من بترس ابلیس
منم از عشق ، اقیانوس
همه ذرات من همراه چشمانم
شوند ابری و بارانی
چنان رگبار می گریند
که از دوزخ نماند هیچ
حتی دوده ای ناچیز

دوباره طفل شیرینم
به آغوشم،
درون شهر رویاها
به پروازی پر از شادی
کنم راهی ...

پ.ن. شرایط خاص hifive عزیز مرا با اشک به بداهه گویی سوق داد.
امیدوارم همین روزها دلنوشته نوید بخش شفای کودکش را بخوانیم.

فریبا غضنفری (آرام)
کجائی که ز دوزخ آمدی
تا انتقام خود
ز کوچک زندگان گیری.....

درود بر شما بانو غضنفری بسیار پر احساس و کنایه ای بی بدیل
که من در عین ناراحتی برای کودک دوستمان ..از این سروده
لذت بردم ....پیروز باشید
۲۴ شهریور ۱۳۹۴
دوستان عزیز از لطف شما بینهایت ممنونم.
۲۴ شهریور ۱۳۹۴
دوست گرامی ممنونم بدون هیچ آگاهی از مشکلاتم موج دلنوشته امو دریافت کردی
واقعن چه زیبا گفتی
"ولی از من بترس ابلیس
منم از عشق ،"
همیشه عشق بودم ولی دنیا خیلی عجیبه
ابلیس پیروز و عشق مغموم
متاسفم برای خودم که تو این دنیا اسیرم
۲۵ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درد اما عشق

سیل شده اند
اشکهایم در رگهایم
به دار کشیده
اندوه، توانم را
خزیده ام،
سردرگم
در زیر درخت تنهایی
بی نوایی هنوز امیدوارم
خسته از عشق
و هنوز
عاشق

خواستم
حسرت ... دیدن ادامه » نشود
خواسته ای ناچشیده،
در برگ خاطراتت
پتک وار
کوفتم
بر جسم و روح،
هر نیاز و لذتم

رو به تمام می رود جسم
سراپا زجرم
و کنون،
به عادت آموخته ات
زمان به بازی
به زیر پا می کشی
بی خبر از حال من
که از درد
به پرواز راضی ام

گناه آهم به دوش کیست؟
قربانی ات کردم
خودم را،
یقینم بود
سرمنشا عاشقی
نمی نشاند
آه،
بر جان عاشق


شاید،
باید عاقل بود نه عاشق
عاشق میراست و بی نصیب
عاشق ،
درد است و اشک
عاشق ..... تنهاست‌‌ ...

کودکانه بود
رویایم
جرم عشق
سنگین است و
نابخشودنی
حفاظ نخواهد شد
هیچ دست آسمانی
در برابر تازیانه های تعزیری
آری،
باید که جان داد .


عشق باغی است
پوشیده از خارهای شمشیری
قد کشیده
به بلندای تا قلب جان نثار

اما
عشق ذاتی است
آنکه سرشتش به عشق است
می سوزد
با عشق
تبخیر می شود
بی عشق

حال،
همصدای ناله ی دردم
عمیق تر و رساتر
فریاد می کشم
عشقت را
بی هیچ لکه‌ی پشیمانی
بر دامن مهر بی دریغم

شاد بمان
عشق بی زوال
که اکسیر حیات من
درخشش شاد چشمان توست

شادی ات جاودان ...

فریبا غضنفری (آرام)
درود بر شما بانو غضنفری..
من قبلاً نمیدانستم که شعر نو هم میتواند چنین زیبا و پر احساس
باشد باز هم درود من بسیار لذت بردم...
ای دریغا لشگر عشق با هزاران غمز و ناز
دل به مسلخگاه کشاند و دردِ ما را پرده در شد
پایدار باشید
۲۳ شهریور ۱۳۹۴
درود بانو جان...

۲۳ شهریور ۱۳۹۴
درودها بر‌شما بانوی‌احساس
۲۴ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرگ عشق

«هر نبض ثانیه
نفس نفس قلب من است
در تکرار
دوستت دارم هایی پیوسته»

می بینی؟
هنوز به خاطر دارم
تیک تاک های عاشقانه ات را

نمی دانم
کوک ساعت عشقت
چگونه به خواب رفت

مگر ... دیدن ادامه » می شود
از زمان عاشقی غافل شد؟!
مگر میشود
ساز عشق را کوک نکرد؟!

از روزی که ساعت عشقت خوابید
روحم مرد
جسم متحرکم
چون عقربه های هرز
بی‌هدف تلو تلو می خورد

سرد و متلاشی
به انتظار
معاد زمان عاشقی
که بدمند در صور
کوک شوند
ساعتهای در خاک مدفون
شاید
باز
شنوم
تیک تاک های عاشقانه ات را
در هیاهوی زمانها...

فریبا غضنفری (آرام)
بسیار زیباست این شعر . درود بر شما .
۱۱ شهریور ۱۳۹۴
جناب کلانی بزرگوار
جناب مهدی عزیز
جناب بابایی بزرگوار
آرزوی نازنین
از لطف و توجهتان سپاسگزارم
همچنین از‌همه دوستانی که خواندند و همراهی کردند
۱۲ شهریور ۱۳۹۴
بسیار دلنشین بود
۱۵ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سفری بر ساحت رخسار

آسمان بی غروب
ابرهای تبعید شده
دو تک ستاره ی درخشنده در نور
غنچه رز همیشه شکوفا
دو گنجشک پر گشوده در دوردست
با فاصله ای نه دور ، نه نزدیک

هوایی مطبوع
دم به دم
عطرفشان نفسی گرم و سبک

هرچه زیبا ، هرچه بعید
حاضر و ممکن
در ... دیدن ادامه » سیمای بهشتی تو...


پ.ن. در وصف رخسار فریبای دخترم دلارام


فریبا غضنفری (آرام)
زیبا بود . خدا حفظش کند
۱۰ شهریور ۱۳۹۴
جناب مهدی عزیز لطف شما همواره سبب دلگرمی من بوده و هست
سپاااس بزرگوار
۱۰ شهریور ۱۳۹۴
از همه شما بزرگواران و لطف سرشارتان سپاسگزارم
۱۰ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهار زندگی

سالها دفتر من بود
پر از خط سیاه
سالهاهمدم من بود
فقط غصه و آه
روزهایم
همه در دام کسوف
شب
پر از قهقه ی ابر سیاه

سی زمستان پر از سوز
که خشکاند
رگ و گرمی خون
همه شب با تب و لرز
استخوانهای ... دیدن ادامه » وجودم
ترکاند

خواب را
وسوسه بود
سوز و سرمای نهان
تن من خسته و رنجور
ز سختی زمان

بی هوا خورد به من
بچه باد بی حواس
آنکه با بازی پروانه
کنون گم کرده راه
در پی پروانه
از هر سو به هر سو
می خزید
شادمان و غافل از
دستی که هر جا می کشید

یک شکوفه عاشق پروانه بود
در پی معشوق خود
بر باد تکیه کرده بود
بی هوا در پای من
از چین دامانش فتاد

ناز آن زیبا
دل از سرما ربود
آب شد سردی او
چون شمع
در عشقش گداخت

شد بهاری
در پس آن عاشقی
سبز رخت نو
به اندامش کشید
زندگی
همراه من شد
در بهار
بعد آن
دیگر زمستانی ندید


فریبا غضنفری (آرام)
دوستان معذرت میخوام کسوف و نوشتم خسوف نمی دونم چرااا؟؟
۰۹ شهریور ۱۳۹۴
بسیار ممنونم جناب قاسمی عزیز
سبز باشید و همیشه شاعر...
۰۹ شهریور ۱۳۹۴
لیلا بانوی عزیزم زیبا شمایید و نگاه شما
درودها بر شما
۰۹ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هرگز نگو هرگز


شود هر شب چو خواب آیی به چشمانم؟نگو ..... هرگز
شود گویی همیشه با تو می مانم؟ نگو ..... هرگز
وجودم خسته از غرقه شدن در ورطه غصه
تمنا می کند گیری تو دستانم٬ نگو ..... هرگز
تبرک کن لبم را ضامن هستیم با بوسه
به بوسه بیمه کن عشقی که خواهانم٬ نگو ..... هرگز
سلامی با گل قاصد فرست با مهر و دلگرمی
رهان از دام دلتنگی دل و جانم٬ نگو ..... هرگز
به هر جای تنم داغی ز حسرت های پنهانی است
نشو داغی دگر بنشین به درمانم٬ نگو ..... هرگز
نمی خواهی رود عکسم به روی حجله ی رنگین
بیا در حجله ی بختم شو سامانم، نگو ..... هرگز
ولی ... دیدن ادامه » دیگر کنم همت٬ به دست آرم دل جانان
تو بعد ازین به من گویی که : «جانانم » نگو ..... هرگز

فریبا غضنفری (آرام)
بسیار زیباست . درود بر شما .
۰۸ شهریور ۱۳۹۴
جناب جاهد عزیز از لطف و عنایت شما سپاسگزارم
۰۸ شهریور ۱۳۹۴
جناب معصومی بزرگوار محبت و لطف شما را هرگز فراموش نمی کنم
سبز باشید
۰۸ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید