کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال شهریار فرهادی | دیوار
S3 : 22:12:39 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
شهریار فرهادی
درباره نمایش است i
نمایش جالبی بود
به عنوان یک کار دانشجویی کار قابل تحسینی بود
اما ..
به عنوان یک کار حرفه ای ضعف های فراوانی داشت . از اون همه رفت و آمدهای بی حاصل و معماهای حل نشده ( به جز قضیه رابطه ) . زمان نمایش کوتاه بود و می توانست با اضافه کردن نیم ساعت زمان بیشتر و اضافه کردن چند داستانک هیجان آورتر در این داستان کار را قابل قبول تر کرد . کار تقریبا هیچ نقطه اوجی نداشت و تماشاگر رو خیلی غافلگیر نمی کرد .
بازی جوانان خوب و قابل قبول بود . تقریبا بدون نقص و خلاقانه .. حذف معلمان و ناظمها ایده جالبی بود .. برشهای جالبی از یک دبیرستان اقتدارگرای دخترانه ( تازه آن هم غیر انتفاعی ) ایجاد کرده بود . با توجه به موضوع داستان بیشتر من رو یاد نمایش لانچر 8 می انداخت که در همین سالن اجرا شده بود البته این بار در یک محیط دخترانه.. اما متاسفانه پازلهای گمشده این نمایش کم نبود . ( همچنین جای خالی موسیقی )
نمره من 3 از 5
.........
یک نکته هم در مورد سالن نمایش ( تئاتر مستقل ) . دوستان گرامی سالن شما تهویه مطبوع مناسبی ندارد و آدم در آن احساس خفگی می کند . این چندمین باره این رو گوشزد می کنیم اما کو گوش شنوا؟؟
امیرمسعود فدائی، امیر مسعود، مینا سروش، celine و زینب بابایی این را خواندند
فصیح این را دوست دارد
لانچر ۸ هنوز تولید نشده قربان .
اگه منظورتون اونجایی باشه که حداد و بویراحمدی کشته شدن، باید بگم لانچر ۵ بود
#لانچر۵ ♥️
۲۷ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
کاری که امشب دیدم یک کاری بسیار معمولی بود در حد تله تئاترهای تلوزیونی .
کلا داستان این بود : مردی که از زندگی روزمره اش خسته است به جای زندگی در هتل دلش می خواهد بدون آن که بیمار باشد به مدت نامحدود در یک بیمارستان خصوصی اوقات خود را سپری کند. تنها جمله مهمش هم همان جمله آخر است : مشکل من اینه که هیچ وقت هیچیم نبوده !
همین . هیچ چیز دیگه ای نه در بازیگری و نه در هیچ جای دیگه تئاتر به چشم نمی خوره که تماشاگر رو درگیر خودش بکنه . ضمن اینکه پایان داستان اصلا از ابتدای نمایش لو رفته . ظاهرا کارگردان محترم فراموش کرده اند که در هنرهای نمایشی یک چیزی وجود دارد به نام ریتم .. که باعث بشه تماشاگر خسته نشه .
بازیگری کارها هم چیز خاصی نداشت مخصوصا نقش اصلی که لحن حرف زدنش خیلی مصنوعی و اغراق آمیز بود . دکتر شیفت شب بد نبود .. همینطور سرپرستار .. ولی دو تا پرستار دیگه خیلی خیلی معمولی بودن .
نمره من 2 از 5
سلام شهریار فرهادی عزیز ... ممنونم که نمایش ما را برای دیدن انتخاب کردید. نظر شما هم برای ما محترم است هرچند با آن موافقت ندارم ... در مورد ریتم کار و شیوه ی مینی مالیستی بازی ها و غیره در چند کامنت به تفصیل نوشته ام ... اگر فرصت دارید نظر شما را به خواندن آنها که البته در بین نظرات متعدد شما عزیزان شاید دشواریاب باشد جلب می کنم ... برای تئاتر پاینده باشید ...
۲۶ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
درود.
با این همه نقد منفی که توی تیوال خوندم با گارد بسیار سنگینی رفتم که کار رو ببینم . حتی اینقدر ناامید شده بودم که می خواستم بلیطم رو بفروشم . اما الان که از سالن دراومدم پر از انرژی مثبت و احساس خوب نسبت به نمایش نشستم و کامنت می گذارم .
من متاسفانه یا خوشبخاته الیورتوییست رو ندیدم که بخوام با اون کار مقایسه کنم . اما مستقلا کاری که دیدم بسیار زیبا بود . هر چند ایراداتی داشت که باید حتما در نظر گرفته شود . اول از نقاط ضعف کار میگم تا بعد برسم به نقاط قوت بسیار فراوان تیاتر
بزرگترین نقطه ضعف البته بازی و آواز خوانی ضعیف دو تا سلبریتی معروف این نمایش یعنی پریناز ایزدیار و نوید محمد زاده بود . سوال اصلی اینجاست که اصلا چرا باید این دو نفر در این نمایش بازی می کردند در حالی که صدای خوبی برای آواز نداشتند. شاید این سوال رو باید از سرمایه گذاران و البته تماشاگران پرسید که اگر سلبریتی ها نباشند کار اینجوری و با این حجم گسترده فروش نخواهد داشت . دقیقا پاسخ همین است . این در حالی است که اتفاقا شخصیتهای فرعی داستان و برای مثال هنرپیشه های کوزت ، ماریوس و کشیش که بازیگران معروفی نبودند و البته خوانندگان زبردستی بودند بسیار عالی خواندند . حیف که هنرپیشه نقش کوزت کوتاه خواند که البته علتش رو می توان در محدودیتها جست و جو کرد .
ایراد دیگر البته صدا بود که ظاهرا در نمایشی که من دیدم کیفیتش بهتر شده بود به جز دو صحنه که از دستشون بدجوری در رفت و صدا سوت کشید . این هم ایراد بزرگی نبود . طراحی صحنه هم می توان گفت که در حد متوسط اما قابل قبول بود . اما طراحی لباس انصافا عالی بود .
اما می توان گفت که بقیه ارکان نمایش عالی بودند . هوتن شکیبا و ... دیدن ادامه ›› سحر دولتشاهی عالی بودند ( هنرپیشه های حرفه ای تئاتر در هر ژانری عالیند ) . پارسا پیروفر هم خوب بود . صحنه رقص و آوازها با وجود این همه محدودیت عالی درآمده بود .
بر خلاف دوستانی که انتقاد کرده بودند از ویدیو پروژکشنهای روی دیوار لذت بردم و بسیار به جا و زیبا طراحی شده بود .
موسیقی بسیار بسیار عالی بود .. فقط حیف که از طبقه اول روی این گروه بسیار حرفه ای و هنرمند از لحاظ دید تسلط کافی نداشتم .
شعرهای داستان خوب و قابل قبول از آب در اومده بود و آهنگ جذابی روی شعرها گذاشته شده بود و در کل همه عوامل نمایش کار قابل قبولی رو روی صحنه بردند.
بله قبول دارم این کار اصلا در حد و اندازه کارهایی نیست که در مسکو و پاریس و نیویورک و دیگر کشورهای اروپایی و غربی به نمایش در می آید اما سوالم از دوستان عزیز این است که این کار با این همه محدودیت تو ایران بعد از انقلاب چقدر سابقه و تجربه داره ؟
بله اگر محدودیتی نبود و رقصهای بالرینی به کار اضافه می شد جذابیت کار صد چندان می شد . اگر محدودیت صدای خانمها نبود کار خیلی کامل تر بود . اما با این همه محدودیت به نظر من کار بسیار عالی درآمده بود و بلیط 185 هزار تومنی ( یعنی در حدود 12 - 13یورو )برای این کار قیمت بالایی محسوب نمی شود . با این همه عوامل و هنرپیشه و موزیسین و طراحی و دکور . فراموش نکنیم که همچین کاری در اروپا در ردیفهای خوب حداقل بین 100 تا 150 یورو است و بلیط های آن هم در یک به چشم بهم زدن سولد اوت می شود .
یه سری از دوستان هم پرسیده بودند که چرا اینقدر موزیکال تئاتر زیاد بود و از داستان پرت شدیم و بیشتر به متن نپرداخته شده بود؟؟؟ اتفاقا من برعکس این رو می خواستم بپرسم ؟ ای کاش کل کار موزیکال بود و هیچ متنی وجود نداشت مثل همه تئاترهای موزیکالهای دنیا . داستان بینوایان رو کسی نیست که نداند تم این نمایش بهانه ای است برای یک پروموشن خلاق و هنرمندانه !
به هر حال نمره بنده به این کار 8 از 10 است . منتظر کارهای بعدی این گروه هستیم و امیدوارم این گروه به اندازه کافی محبوب و معروف شده باشد که نخواهند دوباره از سلبریتی های غیر تخصصی برای بالا بردن فروش کارش استفاده کند .
- راستی سوالی از دوستانی که از کمبود جای پارک گله کرده بودند دارم ؟ زمانی که برای دیدن نمایش در سالن اصلی تئاتر شهر تشریف می برید ، ماشین خود را کجا دقیقا پارک می کنید ؟
من شب دوم اجرای نمایش رفتم و ردیف هفت همکف بودم تا اونجا که یادمه . نقش کوزت اصلا نمیخوند فقط لب میزد. و یه خانمی جوان سمت چپ صحنه دیالوگ ها رو اجرا میکرد . حتی موقعی که اجرا میکرد نور افکنم روش بود . و الحق با صدای اشکان خطیبی ترکیب خوبی رو داشتند.

و به نظرم اینم یکی دیگه از نقطه ضعف ها بود که یک کارکتر فقط لب میزد و صدا برای یکی دیگه بود.

نمی دونم برای اجراهای بعدی هم اینجوری بوده یا نه.
۱۰ آذر ۱۳۹۷
با سلام جناب استفاده از سلبریتی ها به نظر برای جذب مخاطب انجام شده بود تا طرفداران این شخصیت ها را به دیدن نمایش دعوت کنند متاسفانه کار در مقایسه با تاتر های دیگر بسیار در سطح متوسط بود .من تاترهایی را به تماشا نشستم که اصلا سلبریتی نداشتید اما بسیار قوی تر بودند.
۱۰ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
دوستان کسی نمیدونه اسم خواننده یا اسم آهنگ این ترانه گاربیل گارسیا ماکرز که توی این نمایش خونده می شد چیه ؟
شهریار فرهادی
درباره کنسرت-نمایش یرما i
بازی خانم شیوا ابراهیمی عالللللللللللللللللللللللی بود... اولین یرمایی بود که دیدم و نمی دونم کس دیگه ای اینقدر یرما رو خوب بازی کرده یا نه ؟ اینکه کل بازی رو به شکل یک رقص فلامنکو در آورده بود شاهکار بود...چنان درد یرما رو در صدا و بازی و رقص خود ایفا کرده بود که تمام نمایش در حال اشک ریختن بودم.
موسیقی زنده فوق العاده عالی بود ... خوانندگی هر سه خواننده فوق العاده بود مخصوصا خانمی که متاسفانه اسمش به علتی که همه میدانیم توی تیترآژ نبود .
کار بی ادعایی بود ولی بسیار زیبا و دوست داشتنی و تاثیرگذار . ای کاش کارگردان های جوان و تازه کار این نوع کار کردن رو سرمشق قرار بدن. منتظر کارهای بعدی از این گروه هستیم
داستان این نمایش بسیار شبیه فیلم آلمانی شاهکاری به نام The Lives of Others است که در سال 2006 برنده جایزه اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان شد . به دوستان پیشنهاد می کنم حتما این فیلم را هم ببینند . اگر این فیلم را دیده باشید لدت دیدن این تئاتر دو چندان می شود . به احتمال زیاد دونرسمارک کارگردان آلمانی با نیم نگاهی به این نمایشنامه آن فیلم را ساخته است .
من نسخه اصلی نمایشنامه رو نخواندم اما به نظرم نسخه ایرانی آقای کیانیان هرگز نتوانسته بود به مفاهیم عمیقی که در این فیلم وجود دارد حتی نزدیک شود و به غیر از تیکه های سیاسی طنزآلود حرف دیگری در این نمایش به گوشمان نمی خورد . البته اگر از کنار بازی خوب خود ایشان بگذریم .
پرند محمدی و پوریا این را خواندند
بله حق با شماست. من این فیلم رو دیدم. البته فیلم علی رغم مشابهت های فراوان با این نمایش، تم تراژیک و غم آلودی داره.
۲۳ اسفند ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
کار فوق العاده ای که خیلی اتفاقی دیدنش نصیبم شد . برای اولین بار بدون اینکه بلیط اینترنتی بخرم رفتم گیشه و از قضا بلیط بود و جای خوبی هم نصیبم شد .
عاشق کارهای طنز با نقشهای اغراق شده هستم . بازی خانم شقایق دهقان فوق تصور عالی بود . بقیه بازی ها هم در حد عالی بود. نمایشنامه واقعا زیبا و بدیع بود . تنها نکته منفی کار بنظرم پایان نمایش بود که کمی سکته داشت . یعنی اون بخش راننده تاکسی کار رو یه ذره خراب کرده بود و خیلی صاف و ساده گفت که دیدن هاروی نشونه چیه .. کاش پایان داستان و سمبل هاروی با ظرافت بیشتری ساخته میشد . به هر حال خسته نباشید می گم . نمره من 8 از 10
این کار نشون میده که میشه یک کار ساخت که دو ساعت تموم آدم رو از خنده روده بر کنه اما یه ذره مزه پرونی و دلقک بازی و ادا و اطوارهای بچگانه رو چاشنیش نکنه که برعکس متنی قوی با اطلاعات سرشار از منابع تاریخی با دیالوگهای حسابی و کارشده و بازیهای فوق العاده تحویل آدم بده .. واقعا که لذت بردم.. ارزش چند بار دیدن دیگه هم داره..
راستی کاشکی در مورد اون صندلی نامرعی حمورابی و اون خم شدنهای مایکل جکسونیش ! یه توضیحی می دادن که از چه تکنیکی استفاده کرده بودن؟ خیلی جالب بود.
دوست خوبم فکر کنم کفش اهنی که پایینش سوراخ داشت و میرفت داخل مرکز استیج که از اول بیرون زدگی داشت به همین سادگی به علاوه ی خلاقیت و بدن اماده ی بازیگر
۰۱ اسفند ۱۳۹۴
نا مری . همزه است که در کیبرد تلفن نمی با شد.
۰۳ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
در مورد این تئاتر می تونم بگم که اجرای یک تئاتر فوق العاده در یک سالن بد .
متاسفانه هر چقدر محیط بیرون سالن زیبا بود محیط داخلش به جز دو سه ردیف اول دید مناسبی نداشت و تهویه مطبوع آن جوری تنظیم شده بود که آدم وسط اجزا احساس یخ زدگی احساس می کرد و باعث شد این سه ساعت رو با شکنجه مشکلات سالن سر کنیم .
اما خود تئاتر مسلما یکی دیگر از شاهکارهای آقای غنی زاده بود که با ابتکارات خودش به کالیگولای آلبر کامو فضای مخصوص به خود داده بود . انتخاب آشپزخانه و پخت و پز مداوم که بعضی وقتی مواد اولیه آن را انسان تشکیل میداد (!) ابتکار واقعا زیبا و بدیعی بود .
اما به سبک خاص آقای غنی زاده یک ایراد وارد است . ایشان کمی خودشان را در کارهای مختلف تکرار نمی کنند ؟ ظاهرا اشخاصی با لباسهای فانتزی و گریم سفید ، راه رفتن مربعی ، کشیدن صدا به صورتی خاص دیگر بخشی جدا ناپذیر از کارهای ایشان شده است . حتی آهنگ You Cut Her Hair تام مکری را هم که در تئاتر ملکه زیبای لی‌نین پخش شده بود در این تئاتر تکرار شد...
ایراد دیگه در مورد همین آهنگ و آهنگ taste of blood گروه آرکایو بود که در این تئاتر حدود چهار یا پنج بار تکرار شد . خوب این که این دو آهنگ بسیار زیبا هستند و فضای خاصی دارند شکی نیست ، اما تکرار و تکرار آن وسط تئاتر این مساله را تداعی می کرد که ایشان می خواهند فضای تئاتری خود را سوار بر این دو آهنگ بکنند که برای بنده خیلی جذاب نبود .
بازی آقای ابر بسیار عالی بود . اما می خواهم از بازی منحصر به فرد خانم پانته آ پناهی ها صحبت کنم که بازیشان فرای بازی تئاتر معمول در ایران است . خوابیدن ... دیدن ادامه ›› یک ربع بدون حرکت در وان حمام پر آب . شکسته شدن آن همه تخم مرغ واقعی بر روی سرش و ایستادن مثل مجسمه با دست های رو به بالا به مدت 20 دقیقه واقعا کاری نیست که هر هنرپیشه ای از پس آن بر بیاد و احتیاج به توان جسمی و تمرکز بسیار بالایی دارد . واقعا عجیب بود .
به هر ترتیب تئاتر کالیگولا بهترین تئاتر امسال بود و کارهای ایشان یک سر و گردن بالاتر از کارهای دیگر قرار داد به شرطی که ایشان خیلی در ورطه تکرار نیفتند .
موافقم بخصوص در مورد بانو پناهی ها واقعاً هنر بزرگی بود!
۲۸ مرداد ۱۳۹۴
دوستانی که قصد خرید بالکن دارن صندلیهای 20-25 دید بهتری با توجه به موقیعت بازیگرها در صحنه داره.
۲۸ مرداد ۱۳۹۴
خانم پناهی ها
۳۱ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
با این همه نقد بدی که اینجا راجب به تئاتر شده بود خیلی گارد گرفته بودم که تئاتر بدی ببینم . ولی انصافا کار خیلی بدی نبود و حرفهای زیادی برای گفتن داشت .
اینکه ارتش آزادی بخش ایرلند به مسخره گرفته شده بود یه ذره توی ذوق می زد . اما ظاهرا حدف طنزی درباره کل گروه های به ظاهر آزادی بخش و چریکیه که به خاطر اهداف به ظاهر بزرگ تمام انسانیت رو قربانی می کنند و برای خشونت حد و مرزی قایل نیستند . نظیر این جور گروه ها رو تو خاورمیانه و به خصوص داعش میشه مشاهده کرد .
کار طنز بسیار قوی داشت که اگر با لودگی بعضی از بازیگران هم قاطی نمی شد باز هم خنده دار بود .
بازی ها هم انصافا خوب بود . بعضی ها خوب و بعضی ها هم متوسط . بازی سعید چنگیزیان ، رضا بهبودی عالی. هوتن شکیبا متوسط .. نوید محمد زاده اصلا بازیش به چشم نیامد . عجیب
تنها مشکل کار به کارگردانی برمیگشت که خیلی حرفی برای گفتن نداشت .. طراحی صحنه دم دستی و عامه پسند کردن کار لطمه بزرگی به کار وارد کرده بود . با این همه ستاره تئاتر انتظار بیشتری از این کار می رفت. اما باز هم راضی کننده بود .
آقای معجونی بازیگر بهتری هست تا کارگردان .
آقای فرهادی من این اجرا رو ندیدم ولی متن رو خوندم و یه اجرای دیگه هم از این متن دیدم. میتونم حدس بزنم منظورتون از عامه پسند شدن کار چیه. باید بگم شوخی های متن خودش به اندازه کافی عامیانه و گاهی تند و زننده هم هست. میتونم مطمئن باشم جناب معجونی تغییری تو متن ندادن.
۲۱ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
این برنامه از دو جهت قابل بررسی است ..
اول از جهت موسیقیایی
دوم از جهت تئاتری
از لحاظ موسیقیایی می توان گفت کار واقع بدیع و منحصر به فردی بود که بعد از انقلاب بی سابقه بود . اپرای ایرانی با صدای دلنشین خانمها آن هم با شعر فردوسی که قابلیت بسیاری بالایی برای اپرا شدن ایرانی دارد .
واقعا از صدای هنرپیشه ها لذت بردم ..
تنها ایراد موسیقی این بود که حال و هوایش اصلا به شاهنامه نمی خورد ، در واقع موسیقی ایرانی نشده بود و کاملا غربی بود .مخصوصا گروه همخوان و پیانو که بیشتر موزیک رو شبیه موسیقی کلیسایی کرده بود . انگار داستان درباره تولد مسیح و اینها باشد ...
اما از لحاظ تئاتری
می توان گفت هر چقدر کار از لحاظ موسیقایی زیبا بود از لحاظ تئاتری توی ذوق می زد وبسیار پیش پا افتاده و ضعیف بود ... چیزی در حد تئاترهای ... دیدن ادامه ›› دبیرستانی ...
واقعا این کارگردان عزیز چیزی درباره طراحی صحنه به گوشش خورده بود ؟؟
یعنی کلا تئاتر طراحی صحنه نداشت .. یه فضای خالی بود پنج شیش تا توری شبیه مزون و دو تا تخته چوب و یه پرده .. وقتی آدم 70 هزار تومن پول بلیط میده دیگه انتظارش خیلی بالا میره ...
ترتیب و توالی داستانها بسیار ضعیف بود .. از یه شاخه می پرید یه شاخه دیگه ... در ضمن وقتی کار قرار موزیکال و اپرایی باشه دیگه چه جای دایلوگ های نثر ؟؟ این هم اینقدر طولانی ..
وارد کردن راوی هرچند لازمه اما بسیار این کار بد اجرا شد .. مخصوصا آخرش که راوی محترم خیلی شیک و مجلسی به تماشاگران گفت آره داستان اینجوری بود حالا شما برید بعد خودتون بیشتر در این زمینه مطالعه کنید !!!!!:)))
مگه واسه تماشاگران کتابخونه داری برنامه اجرا می کنی ؟؟؟
در کل با تمام ضعفهایی که کار داشت انقدر از صدای آوازهای خانمها که بسیار کارکشته و قوی هم بودند لذت بردم که راضی از سالن بیرون رفتم .. امیدوارم گروه در برنامه های بعدیش از یک کارگردان قوی تر برای صحنه های تئاتری استفاده کنه و کارهای اینجنینی اگه آقایون جلویش رو نگیرن بیشتر بشه ...
شاهین این را خواند
حسین پوریعقوب و سعید شفیعی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
بارها گفته ام و باز می گویم که نمایش فقط نمایشنامه و بازی نیست ... فرم ، طراحی صحنه و لباس و بالاخص موسیقی جزو جدانشدنی از یک تئاتره که در این نمایش به خوبی رعایت شده بود که با وجود یک نمایشنامه متوسط کاری ارزشمند خلق کرده بود که تماشاگر رو کاملا راضی به خونه می فرستاد ...
دقیقا چیزی که در نمایش مردی برای تمام فصول در آن جایش بسیار خالی بود ...
نمایش موضوع نخبه کشی را بسیار جسورانه به زمان حال کشیده بود و طعنه های فراوان به سیاستمداران فعلی می زد .. کار زیبایی بود .. هر چند شاهکار نبود ...
موسیقی و فرم یکی از بهترین کارهایی بود که تو چند سال اخیر دیدم ... حرکات موزون و تک خوانی زنها بسیار جسورانه بود...
رومینا خلج هدایتی و fatemeh rezaie این را خواندند
حسین پوریعقوب و سین الف این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
دوستان 2 تا بلیط کنسرت کامنت برای ساعت 18:30 دقیقه امروز دارم . اگر کسی می خواد در خدمت هستم .
موبایل من 09121982671
چند تومنیش هست؟
۰۸ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
24 ساعت گذشته و من هنوز مقهور و مست لذت از بازی رضا کیانیان هستم ... خیلی جالبه تئاتری بری که به داستان توجه نداشته باشی و فقط از بازیگری لذت ببری که هنر بازیگری را بلعیده است . بازی رضا کیانیان به گونه ای است که بازیگران دیگر هم در مقابلش خوب بازی می کنند .. بازی نقش کرامول و پادشاه هم عالی بود . همینطور بازی آقای احمد ساعتچیان...
اما برسیم به خود تئاتر به عنوان یک تماشاگر آماتور تئاتر نه خیلی دلچسب بود نه خسته کننده .. می شد کمی با موسیقی زنده یا حرکات موزون کمی تئاتر را جذابتر کرد .. البته مسلم است که محدودیتها هم کار خودشان را می کنند . در کل کار خوبی بود .
جمله آخر : آقای فرمان آرا تو رو امام زاده بیژن قسم تو فیلمها و تئاترهای خودت بازی نکن .. به خدا دوستت داریم اما بازیت رو نه .
آقای فرهادی !
دراستعدادِ بازیگریِ آقای کیانیان تردیدی نیست . چه بازیگری را بلعیده باشد(؟) یا هرگونه اصطلاحی که درقاموس شما برای تعریف قرارگرفته . آقای فرمان آرا هم هیچ نسبتی با بازیگری ندارد ویک کارگردانِ سینماست که بد نیست اگر به فوت وفنّ بازیگری آشنا باشد فلذا قسمِ شما به امامزاده بیژن بی فایده است ومانند قسم خوردن به امامزاده بی غیرتِ قزوین می ماند که مُراد نمیدهد وباقیِ قضایا !!!
۰۹ آذر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
نمایشنامه زیبایی که توسط یک گروه کارگردانی نسبتا ضعیف و متوسط در تئاتر شهر کار شد ... بازی هنرپیشه ها به جز هنرپیشه عموبیلی زیر حد متوسط بود و زمان نمایش شدیدا زیاد بود ... دیدن این نمایش را به دوستان توصیه نمی کنم ...
تنها نقطه های مثبت نمایش : فرم کار مخصوصا لحظه های توهمی شدن عمو بیلی نسبتا خوب درآمده بود ... موسیقی توهمی هم خوب بود ..
صداهای ظبط شده ای هم که وسط کار پخش می کرد واقعا تهوع آور بود ...
نکته مهمی هم که اخیرا متوجه شده ام این است که اکثر نقدهای مثبت مربوط به تئاترها در تیوال را دوستان و خود عوامل تئاتر مربوطه می نویسند .. دیگر به نقدهای مطرح شده در تیوال اهمیتی نمی دم . این بار چندمی است که گول نقدهای مثبت مطرح شده در تیوال رو می خورم ...
موافق نیستم ... چون شما می تونید از جاهای دیگه هم اطلاعات کسب کنید و تنها به تیوال بسنده نکنید !
۲۵ آبان ۱۳۹۳
سلام...
از حسن نیت شما متشکرم.
اما به نظرم این عبارت شما که"دیگر گول نقد های مثبت مطرح شده در تیوال را نمیخورم" عبارت مناسبی نیست...در واقع سلیقه ی شما با سلیقه ی اکثر تیوالی ها متفاوت است...همین.
۲۵ آبان ۱۳۹۳
منم متوجه هستم که شما نگفتید تمام نقد ها ولی وقتی گاهی مصداق ماجرا مشخص نمیشه خب خیلی ها به خودشون می گیرند. در واقع من خودم فکر می کنم این مساله ای که شما می فرمایید در تیوال خیلی خیلی کمه و در حد بسیاری از نقد ها نیست. اکثر دوستان مثل من اینجا کارشناس و دانش آموخته تئاتر نیستند و طبعا بر اساس حال خوب یا بدی که از کار می گیرند در موردش نظر میدن. هر کاری موافق و مخالفی داره و این کاملا سلیقه ایه.

منظورم از سابقه اون جوری که شما برداشت کردید نبود. صد در صد هر کارگردانی کار خوب و بد داره و نادر برهانی مرند هم از این امر مستثنی نیست فقط خواستم بگم در مورد کارگردان های جوان تر و ناشناس شاید این گمان بره که گروه اجرایی ممکنه از دوستان و آشنایانش بخواد تا نقد های مثبت بنویسند اما کارگردان شناخته شده خیلی بعیده این کار رو بکنه چون به واسطه شهرتش یه تعداد طرفدار داره و نیازی به این کار نداره.

ممنون از ... دیدن ادامه ›› احساس مسئولیت تون در قبال وقت بقیه تماشاگران و این که دغدغه تئاتر خوب دیدن دارید مطمئنا این مساله (فارغ از این که با سلیقه شما همسو باشم یا نباشم) قابل احترامه. موفق باشید
۲۶ آبان ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
اسم آقای محمد یعقوبی را که می شنوم یاد بوتان می افتم ( انتخابی مطمئن !)
وقتی تئاتری را از او انتخاب می کنی دیگه خیالت راحته که یه تئاتر درست و حسابی می بینی . یه تئاتر عالی با نمایشنامه ای قوی و حساب شده که مو لادرزش نمی ره و البته بازی های جذاب و به یاد ماندنی ... انتخاب موسیقی هم که در این نمایش بسیار عالی بود .
کارهای آقای یعقوبی بسیار عالی است تنها نکته ای که می توان گفت در مورد کارهای ایشان عالی نیست ( نه این که خوب نباشد ) فرم و دکور کارهای ایشان است . ظاهرا اینقدر که ایشان اینقدر روی نمایشنامه کارگردانی و بازی ها وقت می گذرانند . روی فرم و دکور بندی خیلی سرمایه گذاری نمی کنند . اگر ایشان به این مساله هم توجه داشته باشند سطح کارهایشان از این هم بالاتر خواهند رفت .
به هر حال آقای یعقوبی در کنار آقای غنی زاده به کارگردانانی تبدیل شده اند که کارهایشان را نمی شود دید . حتما باید رفت و دید و لذت برد . همسرشان هم مثل همیشه خوب بازی کردند .
جالب بود...

ولی اتفاقا من دکور کار رو خیلی دوست داشتم
نمیتونم جور دیگه تصورش کنم
البته بعد از خوندن کتاب تصور دیگه ای داشتم، ولی این طراحی صحنه و لباس به قول اجنبی ها نفسی از هوای تازه بود ) :)
۰۳ مرداد ۱۳۹۳
اتفاقا من اکثرا دکور های کاراشونو دوست دارم . مینیمال کار می کنند دیگه ، همه چیز در نهایت کم بودن ، معنیش این نیست که روش سرمایه گذاری نکردن یا بهش توجه کردن ، به سبک خاصی پایبند هستن
:)
۰۸ مرداد ۱۳۹۳
همون بوتان.
۱۳ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
کار جالبی بود و منحصر به فرد .. یعنی نمونه اش رو در جای دیگه ای نمی بینید . فضای تئاتر واقعا عجیب و غیر کلیشه ای بود و شبیه صحنه تئاترهای دیگه نبود .. همین باعث شده بود که بازی های جالبی با این فضا بشه ...
نقاط قوت :
همه عوامل نقاط قوت کار بود .. نمایشنامه انتزاعی ، کارگردانی ، طراحی صحنه ، بازی ها ، نور پردازی همه عالی بودند ... خسته نباشید می گم به عوامل کار ..
اینکه تئاتر تکه تکه بود و تکه ها به هم وصل می شدند خیلی جالب بود . نقص عضو تمام کارکترهای داستان واقعا جالب و سمبلیک بود ..
نقاط ضعف ..
پایان بندی کار رو دوست نداشتم .. این یکی از نقاط ضعف اکثر تئاترهای ما هست . پایان بندی خوبی ندارند . اینکه بازرس سرانجام به قاتل اصلی که کاملا انتزاعی و بی هویته در یک منبع آب می رسه و بعد با یک بمب آن را منفجر می کنند اصلا جالب در نیومده بود . ای کاش پایان بندی سمبلیک دیگری در نظر می گرفتند . ( منبع آبش جالب بود - آب سمبل آگاهی است- ... دیدن ادامه ›› اما بمب ؟؟)
سالن برای تماشاگران واقعا کوچک بود . اولا تاسف می خوردم که چرا تئاتر به این خوبی باید تنها برای 20 تا 30 نفر نمایش در بیاید و دیگر اینکه صندلی ها ناراحت و تنگ هم بودند و آدم دوست داشت کار زودتر تمام شود تا از دست صندلی ها راحت شود ..
در کل کار را به همه دوستان توصیه می کنم .
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
شهریار فرهادی
درباره اپرای عروسکی حافظ i
نمایش حافظ رو دیدم ..
در کل کار بسیار ارزشمندی است و این گونه کارها باید به شدت حمایت شوند .
واقعا که از دیدن این همه عروسکهای زیبا و هنرمندانه به وجد اومدم..عروسکهایی که هر کدام از یک مجسمه موزه مادام توسو هنرمندانه تر بود.
طراحی صحنه از صدها طراحی صحنه ای که در تئاترهای واقعی دیده بودم بالاتر و پرخرج تر بود .
موسیقی بسیار زیبا و هنرمندانه اما ای کاش امکان اجرای موسیقی زنده وجود داشت .
کار عروسک گردانها عالی بود واقعا نمی دانم چه جوری و با چند تا نخ می توانستند عروسکها را اینقدر ماهرانه به حرکت بیاورند ..
اما..
تنها ایراد کار برمی گشت به محتوی کار .. وقتی صحبت از حافظ و مولانا می شود انتظارها خیلی بالا می رود. فضا و داستان اصلا حال و هوای اشعار حافظ را نداشت ... دیدن ادامه ›› . اصولا شعر حافظ خیلی میانه خوشی با هنر نمایشی ندارد . شاید بهتر بود برای چنین کاری فقط داستانهای شاهنامه و مثنوی مولانا مورد استفاده قرار بگیرد . استفاده از اسب و جنگ و خونریزی برای بازسازی اشعار حافظ اصلا به جا و دلچسب نبود .
اما در کل واقعا از کار لذت بردم و احتمالا دو سه تای دیگه رو هم برم ببینم ...
جناب فرهادی ، به نظرتان قصد کار گروه آران ، تصویر سازی مصرع به مصرع اشعار حافظ بود؟
اگر بگویید : خیر ،
که جوابتان با استنباط شما از تصویر سازی اشعار در نمایش ،متناقض است.
پس به نظرم پاسختان آری هست.

اگر بگویید : آری
میگویم خیر! طبق استناد به گفته های کارگردان وصف الحال حافظ در شرایط آن موقع به طور گذرا و نمادین بوده است.(برداشت ... دیدن ادامه ›› بنده از بروشور)
و انتخاب و بازخوانی اشعار با موسیقی دستگاهی ایران به نظرم استنباط کارگردان در باره آن صحنه یا اتفاق بوده است.
موضوع تاکید بر تصویر سازی اشعار اصلا نبوده است.
و وجود جنگ و اسب و به قول شما خونریزی ، مولفه های آن روزگار هست.
در جایی این مطلب را دیدم شما هم ببینید :

===============================================
کتاب « شیراز در روزگار حافظ، شکوهمندی شهر ایرانی در قرون وسطی» در سال 2001در آمریکا به چاپ رسید و سال هشتاد و هفت در ایران، با ترجمه همایون صنعتی زاده منتشر شد و از سوی صاحب نظران مورد توجه بسیارقرار گرفت. گلی امامی، در نقد مفصلی که بر این کتاب نوشته است، می گوید

« کتاب می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که شیراز حافظ، چگونه شهری بود. جایی نا امن و سرشار از خشونت، در عین حال برج اولیاء و سرانجام مرکز درخشان و فروزان فرهنگ ایرانی و زبان فارسی بود.»
============================================================

عطف به این جملات،
به نظرم کار گروهی آران گریزی قابل توجه به این مولفه هاست.

به نظرم غزل که وصف الحال یا به تعبیری حدیث عشق و عاشقی است همانقدر پتانسیل نمایشی دارد که مثنوی در جایگاه داستان های عاشقانه یا صوفیـانه (مولوی ) و داستان های حمـاسی و تاریخی(شاهنامه)دارد.

گرچه خود ِ وصف الحال ، برگرفته از داستانیست ، مطمئنا شاعر بی قاعده و بدون داشتن داستانی نمیگوید :
بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی
خـــون خوری گـــر طلب روزی ننهــاده کـــنی
آخــرالامـــر گــــل کــوزه گـــران خواهــی شــــد
حالیـــا فکـــر سبــو کـــن کـــــه پـر از بـاده کنـــی

اگر بگویم اشعار حافظ نمایشی نیست، به نظرم اشتباه هست ، مخصوصا وقتی که بدانیم بعضی از اشعار پر از استعاره از آن روزگاران است .
به تصویر کشیدن این اشعار به نظرم قوه تخیل بسیار قوی و البته آگاه به شرایط که حافظ چرا و چگونه چنین ابیاتی را سروده است میخواهد که هنرِ جناب غریب پور حقیقتا یکه دار این میدان بوده است.


عذر میخواهم اگر مطلبی زیر نظرتان نوشتم ، برای آن نوشتم که بگویم به نظر من حتی اگر با دیدگاه شما که شعر را نمایش کردند باشد ، محتوی کار دور از حال و هوای اشعار حافظ نبود...
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
دوست داشتم ... مثل همه کارهای مرحوم اکبر رادی و جناب هادی مرزبان ...
گوشه هایی زیبا و بدیع از خرده فرهنگهای ایرانی ...
این که چگونه ایرانی ها در یک جهنم درون ساخته خود زندگی می کنند و هر کدام از شخصیتها یک کاراکتر از افراد مختلف ایرانی ...
درود بر روان اکبر رادی که چنین کارهای ارزنده ای را برای تئاتر ایران به جا گذاشت و درود بر علی نصیریان گرامی و خانم فرزانه کابلی عزیز که چنین بازی به یادماندنی بر جا گذاشتند . طراحی صحنه و بازی ها همه خوب و عالی بود .
...........
تنها ایراد کار به سالن نمایش بر می گشت .. سالن پر بود از آدمهای غیر تئاتری که با بچه آمده بودند . صدای گریه و جیغ و داد بچه از هر طرف می آمد و یکی دو نفر هم نبود که به آنها تذکر بدی ... و همچنین صدای هم همه ... در ضمن یک توصیه به همه .. بالکن های تئاتر شهر به خصوص ردیف های کناری اصلا جای مناسبی برای دیدن تئاتر نیست ...کنسرت شاید .. اما تئاتر هرگز ...
من که همیشه با ایده "تئاتر برای همه" مخالف بوده ام.چون اونموقع یا باید قید تئاتر رفتنو می زدم یا هر بار دعوا می کردم.
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
این هایی که با بچه میرن و شاید اولین بارشون هست که تماشای تیاتر رو تجربه میکنن اکثرا بلیط از جایی بهشون میرسه
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
اگر پول و وقت برایتان زیادی کرده ، اگر اعصباتان را از سر راه آورده اید .. اگر دنبال دیدن یه کار در حد دانشجویی یا دبیرستان هستید .. اگر دکوراسیون و صحنه پردازی اصلا برایتان اهمیت ندارد ... اگر دنبال دیدن تو مخی ترین نمایشنامه تاریخ هستید ... اگر از صدای داد و فریادهای ممتد و بدون دلیل سرتان درد نمی گیرد حتما به شما تئاتر سیاها را پیشنهاد می کنم که ببینید ..
فقط موقع رفتن به داخل سالن حتما یک عدد کولر یا اسپلیت هم همراه داشته باشید چون بادبزن اصلا جواب نمی دهد !
تنها نقطه قوت این تئاتر... موسیقی ... خسته نباشید می گم به آن خانم نوازنده که اگر نبود خدا می داند توی این یک ساعت چه بر سر من می آمد ؟
حدود 12 سال پیش توی شوفاژخونه تئاتر شهر یه تئاتر دیدیم به اسم سیاها ... اتفاقا اکثر بازیگرهاش هم آماتور و دانشجو بودند ... خرج چندانی هم برای صحنه پردازی نکرده بودند.. ولی این قدر این کار خلاقانه بود که هنوز بعد از سالها اثراتش توی ذهنم هست .. تشابه اسمی باعث شد که توی دام این کار نسخه آخر ! بیفتم .. هنوز در حسرت آن یک ساعت از دست رفته عمرم هستم.. پول بلیط فدای سر تک تک کاربران تیوال
شهریار فرهادی عزیز! یا شهرام فرمانی! یا هرچه که نام شما هست!

همیشه همون قدر که یک نمایش موافق داشته، مخالف هم داشته.
اگر نقدی دارین، بنویسین.
کار رو نکوبین!!!! به دور از جوانمردیه

هرچند اینجا محیط آزادی برای نقد کارها و گفتن خوشم اومد یا بدم اومد هست ولی نوشته ها باید پیرو ادبیات محترمانه تری باشن.
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
در مورد وقت و پول و اعصاب خب میشه نظر شما رو پذیرفت. اما در مورد دبیرستانی بودن و آماتور بودن شاید بهتر باشه بگیم اگه چیزی از اکسپرسیونیسم سر در نمیاریم بهتره سیاها رو نبینیم. خوش به حالتون که این همه ساعت های زندگیتون پر ارزشه بهتون حسودیم شد. من هیچ وقت تا این اندازه ساعت هام برام حیاتی نبوده که با این شدت حسرتش رو بخورم.
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
گفته اند:
شیخ ابو طاهر حرمی روزی بر خری نشسته بود و مریدی از آنِ وی،عنان خر وی گرفته بود،اندر بازار همی رفت؛یکی آواز داد که : «این پیر زندیق آمد».
آن مرید چون آن سخن بشنید،از غیرت ارادت خود،قصد رجم آن مرد کرد و اهل بازار نیز جمله بشوریدند.
شیخ گفت مر مرید را: اگر خاموش باشی تو را چیزی آموزم که از این محن باز رهی. مرید خاموش بود. چون به خانقاه خود باز رفتند،این مرید را گفت:
آن صندوق بیار. چون بیاورد، درزه هایی بیرون گرفت و پیش وی افکند. گفت:
نگاه کن از همه کسی به من نامه ایست که فرستاده اند؛ یکی مخاطبهء ... دیدن ادامه ›› « شیخ ِ امام» کرده است و یکی«شیخ ِ زکیّ» و یکی«شیخ ِ زاهد» و یکی«شیخ الحرمین» و مانند این و این همه القاب است نه اسم و من این همه نیستم؛ هرکس بر حَسَب اعتقاد خود سخن گفته اند و مرا لقبی نهاده اند. اگر این بیچاره نیز بر حسب عقیدت خود سخنی گفت و مرا لقبی نهاد،این همه خصومت چرا انگیختی؟؟!!
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید