تیوال فرشید | دیوار
S3 : 20:13:15
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اینکه فیلم بتونه امکان همذات‌پنداری یا همدلی بیننده با ضدقهرمان را فراهم کنه الان چیزی نیست که من از سینما بخوام چون این ویژگی رو توی دهها فیلم تا به حال دیدیم.
این که نشون بدیم سیستمِ حاکم فقط می‌تونه مجرمین رو بگیره و مجازات کنه ولی نمی تونه مشکلات واقعی و ساختاری رو حل کنه یعنی مشکلاتی رو که مولد جرم و مجرم هستند، این هم کمه.
سینما الان دیگه باید چیز بیشتری را نشون بده.
حمیدرضا مرادی و آرش نیری این را خواندند
آقای سوبژه (محمد لهاک) و شیرین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تنها زنی که زبان طبیعت و جانوران را می‌دانست باشو را فهمید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک برادر بسیجی که تو جبهه شهید شده
یک دایی کمونیست که پس از انقلاب دستگیر و کشته شده
یک برادر که بعد از شهادت برادر دیگه و کشته‌شدنِ دایی از کشور مهاجرت کرده
و یک خواهر یا دوست‌دختر دایی (تو فیلم ارتباطش با دیگران معلوم نشد) که وارث و ادامه‌دهندۀ راه آنها است.
پدر خانواده بعد از انقلاب با سیستم جدید در ظاهر همراه شده و به فردی بهنجار بدل شده اما برعکس او مادر، با وضعیت هرگز کنار نیامده اما فشار مصیبت هم او را به شخصی بیمار بدل کرده.
این خلاصۀ داستان بود برای من.
شوخی‌های فیلم به‌جا بود و کمک می‌کرد تلخی شدید داستان کمی تعدیل شه.
اگر منظورتون کاراکتر هدیه تهرانی هست، اون دخترخاله کاراکتر مادر فیلم بود که دخترخاله کاراکتر دایی هم میشه طبیعتاً. اول فیلم گفته میشه.
۲۵ اسفند ۱۳۹۷
ممنون.
۲۶ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
1. به‌خلاف دوستانی که میگن فیلم قصه نداشت، این فیلم قصه داره، البته یک قصۀ ساده. ولی سادگی قصه عیب نیست. یک شاهکار سینمایی می تونه قصۀ خیلی ساده‌ای داشته باشه. چیزی که برای من در حین تماشای فیلم مهم بود این بود که گره شخصیت اصلی (معادی) چطور باید حل میشد و این گره با اتفاق خواندن نامۀ عاشقانۀ آن کودک باز شد. این مهمه که فیلم نشان بده گره چطور باز میشه. مثلاً نصیحت‌های پدر شخصیت اصلی ظاهراً بی‌اثر بود یا کاملاً اهمیت حاشیه‌ای داشت. همین طور گفتگوها با آن معلم ورزش. اینها زمینه‌سازی بود بیشتر. ولی اتفاق را نامۀ آن کودک رقم زد.
2. نکتۀ مهم دیگه اینکه فیلم علاوه بر قصه، حرف داشت. فیلمهایی را تماشا میکنیم که کلی قصۀ جالب و جذاب دارند اما آخرش فکر میکنی از تماشای فیلم چیزی دستگیرت نشده. فیلم بمب یک نقد اجتماعی خوب نسبت به سیستمی است که ریاکاری و چندچهره‌بودن ... دیدن ادامه » را ترویج میکنه.
3. صحنه‌های سرگرم‌کنندۀ فیلم مثل خواندن یکی از معلمها در دفتر مدرسه و گرفتن دزد، فقط سرگرم کننده نبود و در خدمت کل فیلم و حرف فیلم بود.
4. اما چند ایراد: اول اینکه سیامک انصاری برای آن نقش مناسب نبود. آن نقش را تبدیل به کمدی می‌کرد. شاید خواسته بودند زهر قصه را بگیرند و به جایی برنخوره. دیگر اینکه تأکید روی المانها و سمبلهای دهۀ 60 تو ابتدای فیلم اغراق آمیز بود. مثلاً تمرکز روی «زنگ اخبار» یا «شیر آب» یا «تیله». غیر از اینکه فیلم بخواد دقتش رو در بازسازی دهۀ 60 به رخ بکشه این تمرکزها نمی دانم چه هدفی داشتند. دست آخر اینکه ضرورت افتادن آن بمب روی خانه چه بود. ظاهراً قصه بدون آن هم به نظرم کامل بود.
الهه الف، رضا غیوری، امیر و الناز زالی این را خواندند
بهزاد هندی و حمیدرضا مرادی این را دوست دارند
شخصاً تنها اشکال فیلم رو روشنایی‌های گازی داخل منزل دیدم!! اون موقع گازکشی نداشتیم :))
۰۶ بهمن ۱۳۹۷
البته شنیدم که از قبل از انقلاب یک محله‌های محدودی گازکشی داشته‌اند. نمی‌دانم فیلم‌نامه‌نویس هم چنین دلیلی داشته یا سوتی داده به قول شما.
۰۶ بهمن ۱۳۹۷
مشکل فیلم نداشتن انسجام چه در قصه پردازی و چه در لحن است با دست گذاشتن روی المانهای مختلف و پراکنده به جای تمرکز و پرورش آنها
۰۶ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم دو دلیل برای دیدن این می‌شه داشت: یکی اینکه کسی که بخواد با اختلال شخصیت دوقطبی آشنا بشه. دوم اینکه کسی بخواد بازیهای خوب ناصر هاشمی و شهاب حسینی را تماشا کنه.
شخصاً از فیلم خوشم نیامد. چون مخاطب تخصصی سینما نیستم که دنبال بازی ها باشم. با اختلال دوقطبی هم از قبل آشنایی نسبتاً خوبی داشتم. بنابراین فیلم برام چیزی نداشت و خسته کننده بود و صحنه‌های خشونت و درگیری در فیلم هم آزار دهنده بود.
اگر هدف این بوده که مخاطب با یک کاراکتر با ویژگیهای روانی خاص آشنا بشه چه بهتر بود زندگی خسرو را با خواهرش در رشت نمایش می‌داد. آموزنده تر می بود.
فیلم بدی نبود و از دیدنش پشیمون نیستم، ولی حتم دارم دوباره نمیتونم ببینمش.
۲۸ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من هنوز این فیلم را ندیده ام. منتظر نمایش خانگی باشم یا امیدی به اکران دوباره جایی هست؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرشید
درباره فیلم هفت ماهگی i
میشه گفت یک فیلم سطحی بود. «کوچۀ بی نام» این کارگردان بهتر بود.
نه یک تراژدی قوی بود، نه کمدی بود، نه پیچیدگی‌های مسایل اجتماعی و خانوادگی را نشان داد. یک داستان ساده بود که شاید برای نوجوانها خوب باشه.
شیوا الف این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرشید
درباره فیلم روز روشن i
فوق العاده نبود ولی خوب بود. روان و خوش ساخت. کمی تأمل برانگیز اما نه زیاد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید