تیوال فرزاد جعفریان | دیوار
S3 : 17:10:40
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ینی الان باید کار و زندگی مون رو ول کنیم بریم شهرستان بچه دار شیم ؟! و اونجا فرتی هم کار پیدا میکنیم تازه با حقوق و شرایط بهتر از تهران ؟؟؟؟؟ الان پیام فیلم همینه ؟ یا فقط باید اشاره به بازیهای خیلی خوب بکنیم تموم شه بره ؟ :))
هشتک عینک واقع بینی :((
آقای جعفریان عزیز کلی دیالوگ خوب داشت این فیلم بیچاره... نابودش کردین که :)))))))))
۱۰ مهر
درسته ، نیمه ی هدایت هاشمی طورش منطقی بود ، حس الهام کردا هم قابل درک و احترام بود
۱۱ مهر
فکر میکنم بخش پررنگی از جنبه انتقادی فیلم برمیگرده به سکانس اخر که هدایت هاشمی داره دیالوگ های فیلمش رو میشنوه: شهر من... تاول.. هر روز بزرگ تر میشود...، اگه قضیه مهاجرت از شهرستان ها رو در نظر بگیریم بنظر من پیام خوبی منتقل شده، درسته که در شهرستان ها کار ... دیدن ادامه » کمه ولی در عین حال میشه شغل هم ایجاد کرد.
کاراکتر هدایت هاشمی مقابل همه افرادی که بهش گفتن باید این قضیه رو رها کنه و بپذیزه مقاوت کرد و دلیلش هم برای خودش کافی بود اما حقوق زنش رو نادیده گرفت برای اعتقادی که خودش فکر میکرد درسته، و الهام کردا هم رفت و برای خودش جنگید، باز هم من پیام اشتباهی نمیبینم.
بازی های خوب که میفرمایید دلیلش متن خوب و جونداریه که هم رئال و ملموسه و هم دغدغه اجتماع حاضر‌.
بنظر من فیلم چیزی کم نداشت و قصه مردی بود که توی منحلاب افکارش (به حسب شرایط خیلی بد ) غرق شده بود.
یکی از بهترین قسمت های فیلم بزرگ شدن پسرش و شکل گیری تمنای ارتباط عاطفی با یک دختر هست در حالیکه خودش هر بار داره خودخواهانه تر(نابالغ ‌تر) رفتار میکنه.

قاعدتا خارج شدن از روتین زندگی و پذیرش تغییر برای هر کسی سخته. بیاد بیارید زن و شوهری رو که ناخوداگاه تابلوی روی دیوار و چین ملحفه رو صاف میکنند، حالا یکباره دومینویی که سال‌ ها روش کار کردند از جایی شروع به سر خوردن و از هم پاشیدن میکنه.
حالا الهام کردا میاد خونه و هراسان زودپز و توی سینک میگذازه .. هدایت به هر دری میزنه اوضاعش بغزنج تر میشه، در جایی دیگه کارکتر پسر خاله با وجود اینکه کاسبی عزیز دردانه ش و از دست میده مسافر کشی رو به چشم پایه ریزی رمان بعدیش میبینه، و نظریه فیلمساز اینحا مطرح میشه که من هم پذیرفتنی میبینم.
ماهیت دومینو ریختنه و ماهیت ما آدم ها ترس از تغییر.
۳ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مشق شب به نظرم کار خیلی خوبی هستش , و چند ویژگی خیلی خوب داره
دکور مینیمال واقعی : درسته تو صحنه فقط یک میز نهارخوری و چند صندلی دورش رو میبینید ولی همون ادوات تمام نیازات صحنه رو پوشش میدن و تماشاگر هیچ کمبودی رو احساس نمیکنه ، دو لوستر زیبای دو طرف میز هم با وجود اینکه کاربردی نداره جلوه و زیبایی خاصی به صحنه میده
تلفیق رئال و سورئال و بازیهای درک شده و اصولی از همه بازیگران به میزان لازم : اینکه با لحن و گویش و حرکات بدن مناسب بدون هیچ اغراق و زیاده روی بتونی همچین فضائی خلق کنی به نظرم خیلی هنرمندانه س ، به شخصه به بازی هر کدوم از کاراکترها دقت میکردم لذت میبردم و میگفتم کارش چقدر خوب بود ولی جالب اینجاس که با بازی هرکدوم نظرم به اون یکی جلب میشد و این تعادل کار شده ای بود که جذابیت کل کار رو تا انتها متعادل حفظ میکنه
نورپردازی هماهنگ و بجا که ... دیدن ادامه » اوجش چالش پایانی رو تکمیل میکنه
بهمراه متنی جذاب که تماشاگر رو مشتاقانه تا انتها با خودش همراه میکنه و از همه مهمتر کارگردانی ای خوب و خوش فکر که تمام این موارد رو بخوبی کنار هم قرار داده و حاصلش شده یک نمایش خوب و دیدنی
عرض درود و خسته نباشید دارم خدمت دوستان و امیدوارم موفق و پر بیننده باشید
آقا فرزاد بنظرم یه کوچولو اسپویل داره
احتمال کاهش جذابیت میخواد :)
۲۷ شهریور
جناب جعفریان دوباره لو رفتید دارید مزدوری یه کاریو میکنید!
دست بردارید از این کار زشتتون دیگه اه اه :)))))))
۰۲ مهر
لو رفتم باز :0
چش چش :)))
۰۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم با یک نمایش خوب روبرو هستیم که معلومه برای به بار نشستنش زحمات زیادی کشیده شده، دکور و طراحی صحنه و لباس در خور، متن با فراز و فرود و استفاده خوب از موسیقی و شعر (هرچند ممکنه اشعار خیلی ارزشمند نباشه) ولی در ایجاد فضای دل انگیز خیلی کمک میکنه ، فقط به نظرم متن در بعضی شخصیت پردازی ها چندان موفق عمل نمیکنه (مثل شخصیت پدر که معلوم نیست بخاطر شرایط اجتماعی فقیره یا تنبلی خودش چون بیننده هیچ قید و بند و تلاش خاصی رو هم در اون احساس نمیکنه یا شخصیت صاحب خانه و یا استعداد بچه ها که معلوم نمیشه آرزو شونه دوست دارن اون جوری باشن یا جدن خمیر مایه ای دارن که شرایط بد مانع به بار نشستن اونها شده ) و باعث میشه نمایش از یک کمدی اجتماعی خوب صرفن به یک فانتزی سرگرم کننده تبدیل بشه که البته همین هم با کشدار و تکرار شدن بی تغییر (مثل ورود و خروج های صاحب خونه) ... دیدن ادامه » مکنه باعث خستگی بیننده بشه
عرض درود و خسته نباشید دارم خدمت گروه و امیدوارم شاهد سالن های پر تری باشن تا اندکی از خستگی زحمت هاشون کمتر شه

نزدیک به 3 ستاره
به نظرم با یک نمایش آخرالزمانی جذاب و کار شده روبرو هستیم ، فضاسازی های عالی با خلق تیپ و تیک و لهجه های خاص مجرا برای هرکدوم از نقش ها ،استفاده مطلوب از ابزارهای هالیوودی که شاید موارد مشابه خارجی زیادی بتونیم براش مثال بیاریم ولی به تحقق رسوندنش تو سالن تئاتر اون هم با جزئیاتی درخور به نظرم قابل توجهه ، ناهماهنگی زیاد به چشم میخورد ( مثل همزمان نبودن صدای موج با باز شدن درب یا صدای شلیک با فاصله تپق های تک و توک ) ولی میتونست برای اجراهای اول طبیعی باشه ، شاید بهتر بود گریم سنی ی پدربزرگ کمی بیشتر میشد ولی رو پنجه راه رفتن هاش بیشتر نشون از آمادگی بدنیش میداد گویا :)
وجود موزیک زنده برای کار قطعن خیلی دلنشینه و زحمت زیادی رو بهمراه خودش داره ولی به نظرم در مقایسه با نمایش هجوم اثرش روی کار کمرنگ تر بود
از فضا سازی های وجد آور میتونم صحنه ابتدائی ... دیدن ادامه » تقسیم غذا (عملیات پیچ گوشتی پدربزرگ :)) ) شکار رفتن های Walking dead ای ، استارت صحنه بریدن دست و اصلن خود این پدیده موج که فقط با عنوانش Cloverfield طوری وهم لازم رو تو بیننده بوجود میاره اشاره کنم ، شاید اغلب بیننده ها منتظر هستن تا به جریان موج و علت آخر زمانی شدن دنیا در ادامه روند نمایش پرداخته بشه اما این اتفاق نمیفته و وارد مقوله ی ( شاید خیلی اشاره شده و نخ نما ) بازی با زمان و اتفاقات از این دست میشیم و این از جذابیت رمز و راز گشائی داستان بسیار کم میکنه ولی وقتی تو فرمول کرونوس که مارال خانم عزیز چند کامنت پایین تر گذاشته بودن قرارش میدی به نظرم همه چی رو اصول و با دلیل پایان میپذیره
عرض درود و خسته نباشید دارم خدمت دوستان

3/5 ستاره
آقا فرزاد خط اولو خوندم گفتم میرم حتما ستاره هارو دیدم دو دل شدم. چرا آدمو تو این موقعیت قرار میدید آخه :-)
۲۲ خرداد
درود فراوان
۲۲ خرداد
سلین خانم عاقبت دیدید کار رو؟ :)
۲۸ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توی جنگهای قومیتی، میدان نبرد میشه پیکر زن..
آنچه تاکنون از قتل میترا استاد، همسر دوم محمدعلی نجفی، شهر می‌دانیم:

محمدعلی نجفی 'به قتل همسرش اعتراف کرده است'

آقای نجفی با مراجعه به پلیس آگاهی در خیابان وحدت اسلامی تهران بازداشت شده و اسلحه‌ای که قتل با آن صورت گرفته هم کشف شده است.

رئیس پلیس آگاهی تهران گفت که آقای نجفی اعلام کرده که این اقدام به دلیل فشارهای روانی و مشکلات خانوادگی انجام شده و "تصور ما این است که این اتفاق زاویه پنهان دیگری نداشته باشد".

خبرگزاری قوه قضاییه گزارش داده است که "آقای نجفی همسر خود را با شلیک دو گلوله به قلب و دست او به قتل رسانده است."(البته همسایه ها صدای 5 گلوله رو عنوان کردن)

سرپرست دادسرای امور جنایی تهران پیشتر گفته بود که "همسر دوم آقای نجفی که زن جوانی بود، در خانه‌ای مسکونی در منطقه سعادت‌آباد تهران به قتل رسیده است."

خودویرانگری
یا پرتاب در بین گرگها
⁦⁦( ・ั﹏・ั)⁩
۰۸ خرداد
جناب عبدالهی ارادت آقا
۱۱ خرداد
خانم شکریان
هر واقعه ای ابعاد ورا تر و فراتر از دید ما داره به قول هانکه کارگردان اتریشی رسانه‌ها این توهم را در ما ایجاد می‌کنند که ما از همه چیز در همه جا با سرعت زیاد خبر داریم. درصورتی‌که در واقع ما هیچ‌چیز نمی‌دانیم
ما هیچ چیزی از این واقعه نمی‌دونیم ... دیدن ادامه »
بهر حال این اتفاق غمبار نام و درجه آقای کوشکی رو برای من عوض کرد ایشون نوستراداموس در ایران شدند فی‌الواقع
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرزاد جعفریان
درباره نمایش شهرت i
به شخصه از علاقمندان بازی های جناب دل افکار عزیز هستم از جمله درای کانتی و شیطونی ولی با نهایت احترام اولین کار کارگردانی ایشون از نظر من مافوق تصور بده، چند داستان کوتاه چخوف و نیل سایمون که یکی دوتاشون بارها و بارها تو این سالها با اسامی مختلف از جمله پزشک نازنین و شپش و چند اپیزود تو ماتریوشکا اجرا شده و این بار هم به بدترین نحو ممکن اجرا میشه مثلن از داستان عطسه چخوف یهو کار به مسابقه استعداد یابی میکشه و یکی صدای اوپس اوپس با حنجره و یکی ادای سوسک امشی خورده درمیاره... چرا؟؟ سطح طنز بسیار پایینه و بعضی جاها اصلن احساس توهین به آدم دست میده
بازم میگم به شخصه جناب دل افکار رو خیلی دوست دارم و اینکه جسارت کردم و این چند خط رو نوشتم برای این بود که امیدوارم کارهای بعدی شون تو این سبک و سیاق نباشه و خنده های اگزجره طوری بعضی دوستان گمراه شون نکنه
عرض ... دیدن ادامه » درود و خسته نباشید دارم خدمت دوستان
1 از 10 بی ستاره
دقیقا با شما موافقم...خندیدن بعضی از تماشاچیا خیلی اغراق آمیز و مصنوعی بود ..
۲۶ فروردین
درود
۲۸ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کلیت کار به نظرم قابل قبول بود، شاید گره و ایراد و شبهه هم تو داستان بود ولی برام قابل احترام بود که پایان رو قربانی نکرد و سر انتقال پیامش موند
عرض درود و خسته نباشید دارم خدمت دوستان، البته گناه بزرگی مرتکب شدید با سرو قرمه سبزی با سالاد شیرازی رو میز شام اونم ساعت نه شب جلو اینهمه دل خسته و گرسنه، عه عه عه عه... :))))))))
6.5 از 10 سه ستاره
درکل به نظرم کار خوب و استانداردی بود، بازیگر ها بخوبی نقششون و درک کرده بودن مخصوصن خانم جزایری در یک نقش متفاوت ، نور پردازی خیلی خوب بود مخصوصن نور قرمزی که روی پیکان بعضی وقت ها داده می‌شد، چون بیس کار مونولوگ گونه بود همون یه پیکان نصف شده هم میتونست بعنوان دکور مکفی باشه ، بازیگر نقش غلامرضا عالی و بسیار شبیه بود فقط هیکلی درشت تر بود و قسمت هایی که سوار ماشین بود بسیار رئال و وهم آلود بود اونهم تو فضای خالی و تاریک روشن سالن
متن هم بسیار وفادار به قصه اصلی بود چینش روایت و اعدام انتهایی و عنوان اسمی که باهاش نمایش تموم و صحنه تاریک میشه هم بسیار هنرمندانه بود ولی به دو دلیل از نمایش خوشم نیومد
اولی شاید به دلیل یک سلیقه شخصی باشه چون اصلا مونولوگ گویی رو نمایش قلمداد نمیکنم از دید من تئاتر یه چهارچوبی داره که دکور و چینش و بازی متقابل بازیگران ... دیدن ادامه » و راه انداختن داستان توش نقش بسزائی داره، حتی اگه اون متن درست و درمون نباشه و مورد اصلی اینکه ترجیح میدادم حالا اجرای نمایش هر جوری هم که باشه واکاوی مشکلات روحی احتمالی مجرم و داستان شخصی خودش باشه نه نقل روایت جنایت ها، چون این نقل به راحتی و با تمام جزئیات رو شما با دوتا سرچ اینترنتی میتونی در اختیار بگیری و من در پایان نمایش دانسته م نسبت به قبل هیچ تفاوتی نکرد فقط خاطره اون جریان برام زنده شد
https://www.asriran.com/fa/news/350479/ماجرای-خفاش-شب-تابستان-هولناک-1376-تهران-عکس

بعنوان مثال این یکی از اون لینک ها بود

عرض درود و خسته نباشید دارم خدمت دوستان
6.5 از 10 3.5 ستاره، قیمت 25 تا 30 مناسب
خب خدا رو شکر وقتی آقای جعفریان راضی باشه یعنی. غم به دلم راه ندم بابت خریدم
۲۱ فروردین
هر چی آقای جعفریان و رویا بانو بگن
❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️
۲۵ فروردین
هرچی رویا خانم و جناب لهاک بگن ❤️⁩⁦❤️
۲۵ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در کل به نظرم کار قابل احترامی بود ، شاهد بازیهای خیلی خوبی بودیم مخصوصن از خود خانم نصیر پور عزیز و خواهر تیلی که بازی بسیار مسلط و جون داری رو انجام دادن مخصوصن هنگام حملات عصبی همچنین خانم مهین فر گرامی با میمیک و بازی با چهره ی عالی شون، هرچند از دید من در اواخر اجرا زیادی غلو آمیز شد و اون مونولوگ طور پایانی با عنوان کردن اسم شون و بقیه ش همه چی رو خراب کرد ، طراحی لباس، صحنه ، نور و گریم و بخصوص دکور بسیار دقیق و با وسواس که جای تقدیر داره
آخر سر میرسیم به متن که به نظرم میتونه پاشنه آشیل کار باشه چون به نظرم خیلی مشوش و بی در و پیکره و از طرفی ریتم بسیار کند و ملال آوری داره که در نهایت حوصله ی صبور ترین تماشاگرش رو هم سر میبره و در نهایت هم آدم درد این خانواده رو درک نمیکنه که فقط از فقره ؟ بلاخره مادر و دختر ها هم رو دوست دارن یا از هم متنفرن ... دیدن ادامه » ؟ تیلی تو مسابقه علمی میون 500 نفر دیگه حریف تصویر ذهنیش میشه ؟ چراا ؟؟ در اواخر اجرا مادر با پرده از پله ها میاد پایین و روزنامه ها رو از پنجره میکنه و به تیلی میگه پونز بیاره این کار حاوی چه نکته ای باید باشه و اصلا چرا هست ؟ خلاصه چیزی که برای من مونده یک ذهن مشوش از این اجراس که بی شک با عنوانش نمیخوام چشم رو زحمت های بسیار مشهودی که براش کشیده شده ببندم
عرض درود و خسته نباشید دارم خدمت خانم نصیرپور گرامی و گروه شون
6 از 10 3.5 ستاره ، بها حداکثر 40 برای ردیف های جلو
در مورد متن کاملا موافقم
متن به قدری ضعیفه که جای بازی زیادی نمی گذاره
من فکر می کردم ایراد از من بوده به خاطر خستگی شاید ریتم برام کند بوده و شاید قصه رو درست نگرفتم ولی بعد از اجرا با دوستان که صحبت می کردیم به نظر همه متن مشکل اصلی کار بود
۱۹ فروردین
سپهر جان درود و ارادت
۲۰ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم هوراشیو برای آقای مولانیا بعد از تئاتر معقول و مقبول آمادئوس یک پسرفت تمام و کمال محسوب میشه ، ظاهرن داستان قراره پارودی ی هملت باشه ولی این کار با نخ نما ترین و دم دست ترین شوخی ها انجام میشه ، مثلن بگن : اوفلیا بیا نشونت بدم ، وای ! وای ! چی میخوای نشونم بدی ؟! نامه ی هملت رو ! یاه یاه یاه یاه !! یا اینکه شاه از لحجه ی شبیه بابلی استفاده کنه ! و مثلن بجای گفتن برووو بگه بیرووووو !! خب برادر من ! بخاطر این من اگه میخواستم 40 تومن بدم میرفتم تئاتر گلریز کار علیرضا پاپی رو میدیدم دو ساعت و نیم موزیکال به قطع نوآوری هاشون هم از شماها خیلی بیشتر بود ، البته فکر کنم خیلی ها هم تو سالن هم نظر من نبودن ! چون با همین شوخی ها غش و ظعفی میرفتن که بیا و ببین ! و سنت حسنه ی سوت و جیغ و دست زدن حین اجرا روهم بخوبی پیاده میکردن ! که خوبه از همین تریبون ازشون تشکر کنم ... دیدن ادامه » !! مخصوصن عزیز بغل دستیم که خنده سکسکه ای میزد خیلی شیرین :)))) خلاصه که سالن رو هوا بود و من حرص میخوردم :))) اتفاقن من خیلی هم خوش خنده و علاقمند پارودی هستم مثلن هملت دبستانی عالی بود یا همین الان تهی سران به مراتب قدرت طنز قوی تری داره

البته درکل بی حسن هم نبود این هوراشیو ، و بازی و هماهنگی بازیگرا ستودنی بود و معلوم بود براش خیلی زحمت کشیدن ، طراحی لباسها ، موزیک سر صحنه و چند شعر استفاده شده زیبا و دل انگیز بود
3.5 از 10 ، 1.5 ستاره ، قیمت پیشنهادی 30 تومن
خیلی خوبه که شما در بدترین حالت باز هم نکات مثبت کار رو میبینید و بیان میکنید.
درود بر شما جناب فرزاد جان جعفریان.
۱۵ فروردین
بله میثم جان.
واقعا لذت بخش بود.
ایشالله تا آخر سال کارهای خوب زیاد ببینیم و البته شما رو هم زیارت کنیم :)
۱۷ فروردین
باعث افتخار بنده ست
مخلصیم ❤️
۱۷ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عرض درود و خسته نباشید دارم خدمت بازیگران این نمایش ، بی شک برای حفظ کردن متن های طولانی شون و این که بی تپق و با اون سرعت اونها رو بیان کنن خیلی زحمت کشیدن ، ولی درکل که چی ؟؟ چرا هر کار عجیب غریبی که به ذهن دوستان خطور میکنه باید به اسم کار و نمایش هنری به خورد مخاطب داده بشه ؟ مثلن اینکه بازیگر متن یه نمایش رو با سرعت فراوان شروع به گفتن کنه اونم نان استاپ 20 دقیقه مسلسلی بطوری که اگه یه قسمت رو متوجه نشی اساسش از دستت در بره و یکی دیگه شون وقت و بی وقت هار هار هار بخنده چه حسنی داره ؟؟ اینکه بازیگر دیگه متنش رو تو تنگ آب بگه !!! و همزمان یکی سوت بزنه و اون یکی ترانه زمزمه کنه ، که چی ؟؟؟؟؟؟ آقا جان ! تمرین های کارگاهی شما به خودتون مربوطه ولی لزومی نداره همون رو به خورد مخاطب بینوا هم بدید .. واقعن برام اجرای اذیت کننده ای بود و اگه روم میشد همون 10 دقیقه ... دیدن ادامه » اول رفته بودم
3 از 10 بخاطر بودن طراحی لباس و صحنه و حفظ کردن اون متون شلاقی توسط بازیگران ، 1 ستاره چون کمترش وجود نداره ، مبلغ هم اصلن نباید میداشت چون بیننده لزومی نداره برای دیدن تز های تمرینی آقای صفری عزیز پول پرداخت کنه
یک شیرین یزدان بخش دوست داشتنی
جدال بی محابای قاب ها ، بدون قضاوت
تصویری نوستالژیک طور از یک عمر حمله ور شدن به درب منازل ملتی که از قضای روزگار همیشه گناهکارن ، همیشه هزینه میدن و باز همیشه مجرمن
و درنهایت از ترس قضاوت های کورکورانه مجبورن تکه های قلب شون رو به کیسه های زباله بسپرن

چی نوشتی ؟ شاناد ؟ شوند ؟شیند ؟؟ آهان ....... ش ن و د

10 از 10 5 ستاره
به به یه نمره ی کامل ... فردا شب می بینمش امیدوارم حس و حال شمارو داشته باشم آقای جعفریان عزیز وامیدبخش :)
۲۵ بهمن ۱۳۹۷
واقعا زیبا و کامل نوشتید
حرف دل خیلی از ماها
دمتون گرم
۲۵ بهمن ۱۳۹۷
درود بر شما آقا جهان عزیز ارادت
درود فراوان آقا مسعود ، دو سه خط شرح همون بغضی بود که خودت نوشتی، ارادت
۲۵ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم از خیلی لحاظ با فیلم جذاب و متفاوتی روبرو هستیم ، همین که عین دو ساعت بیننده مشتاق فیلم رو دنبال میکنه و محو داستان میشه یعنی کارگردان در ساختن فیلم موفق عمل کرده ، تو بازیها نوید محمدزاده به نظرم عالیه و نشون میده میتونه خارج از چهارچوب نقش های همیشگیش هم بدرخشه ولی پریناز ایزدیار حضور معمولی ای داره که شاید بخاطر پرداخت نامناسب نقشش باشه که بین رابطه عشقی و شغلی سردرگم مونده و درکل هم جای درخشش خاصی براش نگذاشته

اسپویل شدید و خفن فیلم ! ....... اسپویل شدید و خفن فیلم !

از نظر من همه چی فیلم عالی و تکمیله جز منطق پایانی ! معلوم نیست آقا سرهنگ تو اون شرایط وخیمش که بین رستگاری و انفصال از خدمت یه تار مو فاصله داره چرا و به چه انگیززه ای دومی رو انتخاب میکنه ؟ عشق و عاشقی یا متحول شدن روحی یا چی ؟ من هرجوری که فکر کردم و خودم رو جاش گذاشتم اونجا ... دیدن ادامه » که ممدکار خانم با ژیان میره تو در زندان ! بی شک دوتا چک ناقابل نثارش میکردم ! سرهنگ ! یعنی اونجا استارت تحولت رو زدی ؟! چرااا ؟؟! یا اصلن مددکار خانم تو اون شرایط آشفته چرا باید بره تو رخت شور خونه (فکر کنم ) با درو دیوار صحبت کنه جای عمو سرخپوست که عانی هم لو بره ؟ بعد اصلن اگه همونجا آقا سرخپوست میگفت من اینجام چه نقشه و داستانی برای فرارش داشت ؟؟ یاتو اون پایان مثلن قهرمانانه ! عمو راننده قاق بوده ؟! اون که فهمیده فراری رو هم با وسایل بار زده اشکالی نداره ؟ تازه اگه باور کنیم خود نگهبان ها انقدر قاق بودن که داداشمون رو تو اون گشتن خفن زندان زیر جا داری !! پیدا نکردن :)))
بعد اصلن آخرش چی میشه ؟ با این حرکت قهرمانانه ! مددکار خانم عاشق سرهنگ منفصل از خدمت میشه و سالهای سال بخوبی و خوشی باهم زندگی میکنن و مملک هم بی خیال عمو سرخپوست میشه و تامام ؟! من میخواستم فیلم به این خوبی بسازم داداشمون رو میگرفتم و تحول سرهنگ رو هم با پیگیری خفن طور بخشیدن و اثبات بی گناهیش با نفوذ بیشتر سرگرد مخصوصن با شغل جدیدش و اون شاهد هایی که بی خیال شهادتشون شده بودن نشون میدادم ، آقا ! قدرت رئیس شهربانی بیشتره یا یه کدخدای ده ؟! :)))
از دید من فیلم در انتها یا هدفش رو گم میکنه یا دست کم در پرداخت یک پایان شکیل مثل شروع و ادامه ش بسیار ناموفق میمونه

7 از 10 4 ستاره
ضعف فیلمنامه بیداد میکرد
۱۹ بهمن ۱۳۹۷
آخ جون
دعوا :))
۲۳ بهمن ۱۳۹۷
اخر فیلم رو اصلا دوست نداشتم یه چیزی تو مایه های بدون تاریخ بدون امضا بود ...واقعا هر کاری کردم نتونستم به مقام عالی رییس شهربانی شدن نه بگم ....
۲۲ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم هماهنگی و بازیها خیلی خوب و تمرین شده بود ، یکی از یکی بهتر ، مثلن اینکه خانم وکیل مدافع با اعتماد به نفس عالی به چشم بیننده ها خیره میشه و با راحتی و آرامش دیالوگ میگه ، یا قاضی با هماهنگی دست فوق العاده که جای تقدیر بسیار از بازیگر مکملش هم هست ، یا متهم که با وجود بی صحبتی حرکاتش بجا و فکر شده س یا دادستان با صداسازی دلنشین ، شاهدها مخصوصن آقای آ :))) ، طراحی صحنه و لباسها هم به قدر بضاعت راضی کننده س ، ایده ی همرنگی وسائل هم خیلی خوب و رنگ هم مناسب و تو چشمه
دراماتوژی کار هم به نظرم خیلی خوب بود ، جر اون بازیهای کلامی که برای خنده گرفتن از تماشاگر اضافه شده بود ، فینال نمایش رو هم خیلی خیلی دوست داشتم
صفحه نمایش هم که کامله ؛ خلاصه نمایش و تیزر خلاقانه هم داره ، در کل از دید من بعنوان یک کمدی سیاه و انتقادی کار استاندارد و قابل احترامیه
عرض ... دیدن ادامه » درود و خسته نباشید دارم خدمت دوستان
6 از 10 ولی برای شروع اجرای سر موقع ، قدرت بازی گروه و ارائه پکیجی کامل 7 از 10 میدم و 3/5 ستاره ، قیمت 18 پلاسی عالی و 25 معمولی معقول
بسیار عالی ، سپاس از نگاه زیباتون
۱۱ بهمن ۱۳۹۷
درود خدمت دوستان
پاینده باشید جناب کابلی عزیز ، زحمت کار شما با توجه به دید نداشتن به صحنه دوچندان بود و شما هم بخوبی از پس ش براومدید
امیدوارم موفق و پربیننده باشید ..
۲۱ بهمن ۱۳۹۷
ممنون از شما اقای جعفریان عزیز
۲۸ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تخفیف بذارید مام ببینیم ...
احتمال افشا :)))
۰۸ بهمن ۱۳۹۷
آقای جعفریان
اگر زحمت کلندرگری شو بکشین و روزش رو تعیین بفرمایید ممنون میشم :)
البته اگر مایل به تماشای کار هستین
۱۹ بهمن ۱۳۹۷
چش چش :))
۲۰ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار شروع و ایده ی خیلی خوبی داره ، اشارات و نشانه های سر راستی هم داره که بیننده سعی میکنه با شوق و دقت اونها رو دنبال کنه ولی اغلب اونها نیمه کاره رها میشه و در آخر آدم به این فکر میکنه که وجود اونها اصلن برای چی بوده ؟؟
بعد میرسیم به پیدایش گره اصلی نمایش که از دید من اون هم باز شروع خیلی خوبی داره ولی جای پرداخت بیشتری داره ، که نبرد این دو و علت مغلوب شدن آنیما رو بیشتر درک کنیم
من در کل نمایش رو دوست داشتم ولی حسی رو در من برانگیخته نکرد ، برام مثل دریافت دو خط خلاصه داستان بود که نبرد طوری بین دو نیروی درونی شکل گرفت و یکی پیروز شد ، همین !
عرض درود و خسته نباشید دارم خدمت دوستان
6 از 10 سه ستاره قیمت مناسب :)))
با سلام
تئاتر مقدس با نویسندگی و کارگردانی سعدی محمدی از تاریخ ۳ آذر ماه ۹۸لغایت ۲۵ آذر ماه ۹۸ در تالار مولوی واقع در خیابان انقلاب خیابان ۱۶آذر در ساعت ۸.۳۰ روی صحنه خواهد رفت
https://www.tiwall.com/p/moghadas3
۰۱ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش وقتی میخواین کلن ساختار شکنی کنین و همه اصول رو بهم بریزید و برای توضیح میفرمایید که این یک نمایش معمولی نیست که بیاید بشینید تو سالن و سالن تاریک شه و نمایش ببینید خب خیلی هم عالی ، این ساختار شکنی رو از یک مرحله جلوتر و از خرید بلیط آغاز کنید و مثلن بگید بیننده های ما شماره کارت بدن ما مثلن 5 تومن براشون واریز میکنیم یا اصن بلیط فروشی هم نداریم ، خلاصه از این قرتی گیری ها در نیارید یا اگه در میارید کامل درآرید :))))
این پاراگراف شاید شوخی بود شاید جدی بود شاید هیچی هم نبود این کار شما هرچی که بود خسته هم نباشید براش خیلی زحمت کشیده بودید ولی برای من ملال آور و کلافه کننده بود شاید باید اصن همینطوری میبود شاید هم نباید میبود آخرش ما و شما باید مثل هم بشیم ولی من فقط احساس اتلاف وقت کردم ، حلال کنید :))) کادو طور تون رو هم دم در نگرفتم بعد که دیدم ... دیدن ادامه » توش چی بوده کلی ذوق کردم که نگرفتم ! ولی دوستان یه دانه بهم دادن دست خالی نرم :)) دست هم اصن نزدم دلتون بسوزه کباب شه :)))

0 از 10 یک ستاره مجبوری ! :)))
اوه...
(آیکن قدم زدن)
۲۷ دی ۱۳۹۷
مرسی ممنون
۱۲ بهمن ۱۳۹۷
راستی آقای جعفریان مصاحبه ای که توی این مصاحبه درموردش حرف میزنن مربوط به آوای تیوال نمایش "مردی برای تمام فصول" هست.
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای دوستانی که علاقمند به داشتن اطلاعات راجع به این نمایش هستن ، الکی مثلن من از عوامل هستم و به صفحه ی کارم رسیدگی کردم :)))

تبرئه شده
جسیکا بلنک و اریک جنسون
ترجمه : منیژه محامدی
نشر افراز
اصلی ترین ویژگی نمایشنامه تک پرده ای «تبرئه شده» در پی تحقیق دو نویسنده کتاب درباره وضعیت افرادی تهیه شده است که به اشتباه در دستگاه قضایی ایالات متحده آمریکا مجرم شناخته شده و مدتی در زندان به سر برده اند و پس از اثبات بی گناهی شان ، تبرئه و آزاد شده اند .
جسیکا بلنک و اریک جنسون که در سال 2000 در سفری به دور آمریکا به تحقیق میدانی مسیع در این باره دست زده بودند ، سر انجام نمایشنامه «تبرئه شده» را با توجه به همین درونمایه و با دستاویزی از تجربه همین تحقیق به رشته تحریر در آوردند و جالب اینجاست که ساختار نمایشنامه آنها نیز مانند یک مستند تلویزیونی پی ریزی و به اجرا گذاشته شده است . پس مستند گونگی ای که در ابتدای این بحث بدان اشاره شد ، 2 وجه دارد : نخست آنکه شالوده درونمایه و موضوع اثر بر پایه مستندات بنا شده است و دیگر اینکه ساختمان نمایشنامه نیز مستند گونه است . در این وضعیت معمولا مخاطب با چند عامل پیش برنده رو به روست :
نخست روایت (narration) در یک روایت مستند معمولا شخص روایتگر ، خارج از دایره افراد مورد بحث (سوژه یا سوژه ها) قرار می گیرد و بخشی از روند تحقیق یا مسائل و پرسش هایی را که در آغاز و در حین اجرای طرح ،‌سازنده یا سازندگان در گیر آن بوده اند ، یادر پی یافتن پاسخی برای آن مطرح می کند . این وظیفه را در نمایشنامه «تبرئه شده» خود نویسندگان - یعنی جسیکا بلنک و اریک جنسون - به عهده گرفته اند (یا بازیگرانی با نام های آنها).
عامل دوم شخصیت هایی هستند که با موضوع ، رابطه مشترک دارند . در این بخش افرادی که سابقا مجرم شناخته شده و پس از چندی در پی اثبات بی گناهیشان آزاد شده اند ف به شرح ماوقع می پزدازد . سهم عمده درام بر عهده این افراد است ، چرا که بار اصلی پیشرفت داستان بر دوش آنها سوار می شود . در نمایشنامه«تبرئه شده »شاهد ورود و خروج شخصیت های متعهدی هستیم که هر یک از ابتدای در گیری شان در ماجرایی و اشتباه دستگاه پلیس و قضایی آغز می کنند و تا روشن شدن قضیه و تبرئه شدن شان به روایت ادامه می دهند. این گروه را ( که جانشین مصاحبه شوندگان یک مستند تلویزیونی هم هستند ) شخصیت های متعددی همراهی می کنند که وظیفشان اجرای دراماتیک طرحی است که نقل شده است . این افراد را می توان شخصیت های فرعی ماجرا نامید . پلیس ها ،‌وکیل ها ،‌خانواده ها ،‌ شاهدان و ... از این جمله اند . اما عامل سومی که معمولا در مستند ها به چشم می خورد ،‌تفسیر و تبیین ماجراست که در این بخش کاشناسان و منتقدان به اظهار نظر و دخالت در موضوع می پردازند و بعضا زوایای نا مشخص ماوقع را روشن می کنند یا تعبیر شخصی خود را از ماجرا بیان می دارند . این عامل سوم در نمایشنامه «تبرئه شده» به «دل برت تیبز» واگذار شده که در خلال روایت یا شرح ماوقع های شخصیت ها هرز گاهی خودی نشان می دهد و نظری ابراز می کند و نا پدید می شود. اما نقش او به همین جا خلاصه نمی شود . دل برت به جز آنچه گفته شد ، لا اقل دو نقش دیگر هم دارد .از اواسط کار ، مخاطب متوجه می شود که دل برت خود نیز قربانی سوء تفاهمی است که منجر به درگیری ،‌ حبس و حتی صدور حکم اعدام برای او شده است . با این حساب دل برت را باید در گروه دوم (ناقلان و مصاحبه شوندگان ) نیز به حساب آورد . نقش دیگر دل برت در نمایشنامه «تبرئه شده» نقشی میانجی است که در روایت های دیگر نیز مداخله می کند . در این سطح دل برت به مثابه یک مشاور روانشناس یا گرداننده جلسه هم دردان عمل می کند . در جای جای اثر مخاطب حس می کند در جلسه ای حضور دارد که افرادی از یک سنخ (مثلامعتادان به مواد مخدر که حالا ترک کرده اند یا مبتلایان به سرطان که نجات یافته اند) دور هم نشسته اند و درباره مشکلات مشترک شان یا شرح آنچه پشت سر گذاشته اند یا عواقب و پیامد های آن صحبت می کنند . نقش دل برت در این میان درست همانند کسی است که در مرکز این جمع قرار گرفته و وظیفه رهبری بحث را بر عهده دارد .
او ناگهان دنباله روایت یک بحث را می گیرد و از احساس او خبر می دهد یا احساسی که قاعدتا باید داشته باشد . به این قطعه توجه کنید :
دیوید : هنوز نمی دونم با ترس هایم ، چه جوری مقابله کنم ؟
کری : باید یاد بگیرم که تنها بودن برام خیلی وحشتناک نباشه .
دل برت : گاندی می گه : «وقتی تونستم خدا رو بشناسم ، موفق شدم با تمام ترس ها مقابله کنم . اگر قلبت پاک باشه ، می تونی با مشکلات و ترس راحت تر کنار بیای»
اما این دنیا واقعا ترسناکه ، چطوری مقابله کنم ؟ باید قلبم رو از بدی ها پاک کنم شاید بتونم آروم تر به زندگی ادامه بدم ...»(ص 55)
نتیجه ... دیدن ادامه » اینکه اگر در نمایشنامه «تبرئه شده» به عمل داستانی و روایت نمایش کمتر توجه شده و مخاطب شاهد حرکت چندانی نیست ، این مسئله را باید به حساب ساختار آن گذشت ؛ ساختاری که می کوشد هر چه بیشتر مستند گونه باشد تا نمایشی و نه از طریق به تصویر کشیدن درونمایه ، بلکه از راه ارائه آنچه که هست با زبان یک مستند تلویزیونی حرف بزندو این شاید ویژگی اصلی نمایشنامه «تبرئه شده» باشد .

http://adabiat.boomobar.com/contents/000597-naghde-namayeshnameye-tabrae-shode.php
جناب جعفریان تشریف بردید کار رو
۲۵ دی ۱۳۹۷
روز دوشنبه دیدم با ۴۵ دقیقه تاخیر
بیشتر به یک کار مستند تلویزیونی میخورد
سوژه ی آن جالب و جذاب بود
ولی
امان از بازی های مینمیمال با دکوری مینیمال
که می اندیشم به سبب نمایشنامه آن بود
به دیده ام میتوانست بهتر اجراشود
۲۶ دی ۱۳۹۷
درود و سپاس جناب شهباز عزیز
۲۶ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صحبت خاصی ندارم ،فقط بسیار خوشحال و پر انرژی یم که حداقل در سبک و سیاق مورد علاقه خودم یه کار کامل دیدم ، یک فانتزی سیاه پر پرو پیمون با کلی شخصیت جالب که بقول دوستم همه نقششون رو فهمیده بودن با بازیهای در خور تحسین بخصوص بود ! دست مریزاد به همه ! آقا ! اکت عالی قدرت بدنی عالی گویش و تلفظ همه عالی مخصوصن داکتر که مکث بین کلمات و جمله بندی هاش دیوانه کننده بود یا حرکات دقیق و بی نقص baby مخصوصن تو صحنه ی پایانیش صدای زیبای برادر ، ساقی ی سالار با موتور بی دودش ! جیران مخصوصن تو اون صحنه ی پایانی خیره کننده ، گورکن ها و صد البته بود که شخصیتی که خلق کرد لایق جایزه بود به نظرم
شاید ایرادی که برخی دوستان از کار بگیرن مبهم و نامفهوم بودن متن در خیلی جاها باشه ، ولی به نظرم لذت ورود به دنیای فانتزی مواجه شدن با همین ابهامات و آدم ها و محیط عجیب و غریبه و اینکه ... دیدن ادامه » هرکی با ذوق خودش به داستان شاخ و برگ بده و استنباط داشته باشه ، کل اینها هم اگه نبود باز کار این حسن رو داشت که یه داستان خطی واضح رو داشت که میشد از صحنه ها و افراد حظ بصری رو برد و اون داستان آشکار رو هم دنبال کرد
یک درود و دست مریزاد جانانه هم دارم خدمت جناب رمضانی و سعیدی ، که بی شک کارهای بعدی شون رو با اشتیاق صد چندانی دنبال خواهم کرد
فقط به نظرم کاش اتاق فرمان تو صحنه مشخص نبود و جاش رو عوض میکردن یا نورش رو کم میکردن تا اون دنیای فانتزی حالت بکر بودنش رو برای مخاطب حفظ بکنه و اون راهرو و پله های پشت صحنه طور هم برای بینندگان قابل دید نبود
10 از 10 و پنج ستاره
قیمت حدود 50 تومن هم حتی برای اینکار میتونه عادلانه باشه ولی 25 پایه عالی و 10 دانشجوئی نامردیه :)))