تیوال | فرزاد جعفریان درباره نمایش اژدهای طلایی: نمایش در آشپزخانه شلوغ یک رستوران چینی تایلندی ویتنامی
S3 : 17:13:28
نمایش در آشپزخانه شلوغ یک رستوران چینی تایلندی ویتنامی (فکرکنم) آغاز میشه که قسمت اصلی دکور و طراحی صحنه روهم شامل میشه و طی مرور زمان متوجه میشیم کارگران اون رستوران قراره نقش های متفاوت دیگه ای از اهالی طبقات بالایی یا مجاور اون رستوران گرفته تا جیرجیرک و مورچه رو هم بازی کنن و حتی مقید به جنسیت هم نباشن، مثلن جوانی با ریش قراره نقش دختر گارسون زیبای رستوران و یا دو مرد زن پوش نقش مهمانداران هواپیما رو ایفا میکنن یا دختر جوانی که نقش پسرک کارگر رستوران رو داره نقش مرد الکلی همسایه رو هم بازی میکنه، نمایش یک داستان اصلی و چند داستانک فرعی رو بی هیچ قید و بند خاصی تنها با شرح صحنه و کاراکترها توسط راوی به پیش میبره ، روالی که دست‌کم در سلیقه من نیست و اسمش رو میذارم پرداخت داستانی مشوش(ایده و سکانس پل به نظرم عالی بود) شایدم بعضی از دوستان همچین ... دیدن ادامه » نظری نداشته باشن و اون رو هنر به نمایش درآوردن یک متن بکر بدونن ولی برای من با توجه به بازی‌های خوب و کاری زحمت کشیده شده، این رفت و آمد و کلید خوردن های مکرر بی نظم و عجیب بازیگران اصلن جذابیت نداشت و کلافه م کرد
عرض درود و خسته نباشید دارم خدمت عوامل نمایش
در مورد شلوغی و پریشونی اجرا موافقم. (البته نمیدونم ضعف کارگردانیه یا اقتضای متن.) ولی در مورد داستان، نقطه اتصالی بود بین داستان ها، که برای من از وسطای اجرا واضح شد و برام جالب بود. هرچند همه گره های داستان هم برام باز نشد.
در کل، تا وسطای اجرا نظرم به ... دیدن ادامه » نظر شما نزدیک بود :) ؛) اما آخراش ذهنم درگیر شد و جالب بود به نظرم.
خوشحال شدم نوشتین در موردش. اجرای کم نظریه!
۱۳ مرداد
درود فراوان ، درست میفرمایید وحدت داستانی وجود داشت و شاید نکته ابهام خاصی درنهایت باقی نمونه ولی به شخصه تو نمایش زیاد اهل تخیل کردن و اینکه 1 بازیگر رو با کاراکتر ها و جنسیت مخالف ببینم نیستم اونهم تازه بدون وحدت مکانی خاصی، مثلن از تو سکانس آشپزخانه ... دیدن ادامه » یهو 2 تا صندلی بذارن جلو صحنه و بازیگر خانم کت تنش کنه و تبدیل شه به مرد الکلی در خونه ی خودش ! این اگه 10 تا معنی و مفهوم هم در بر داشته باشه برای من چیزی جز کلافگی دربر نداره
البته این نظر شخصی منه و ممکنه خیلی از دوستان هم بپسندن این سبک رو :)
ارادت
۱۳ مرداد
بله بله. به هر حال اجرا اونقدری عجیب غریب هست که ارتباط برقرار کردن باهاش راحت نیست.
۱۳ مرداد
خیلی جالب باهاتون موافقم اگه داستانک ها کمی طولانی تر بود و تند تند نمی پرید بهتر بود ولی در کل بدم نیومد.گارسون خوشگل داشت آخه:))))
بازی آقایونم بهتر بود. راوی شهر ما اینجا هم بامزه بوذ
و یه قسمتهایی دیالوگها تو سرو صدای آشپزخونه نامفهوم میشد
۱۵ مرداد
پس باز هم با هم موافقیم :)) فقط چرا پاسخ نهایی مون فرق داره عجیب ناکه :))
پ ن : پسرک دندان خراب رو یهو رو گاز می‌خوابوندن واسه دندون کشی نمی‌سوخت بچه؟! :))) یا گاز یهو تبدیل به میز میشد؟!
در کل من با تخیل کردن در تئاتر همیشه مشکل داشتم و دارم :)
۱۵ مرداد
فرزاد جان الان گیرت فقط اینه که چرا طرف روو گاز نمیسوخت؟؟؟؟؟؟نه واقعا!!؟!؟؟؟؟؟
۱۵ مرداد
گیر سومم اینه :))
گیر اول و دومم تغییر جنسیت های عجیب و غریب شونه‌:)))
۱۵ مرداد
آخ اتفاقا من اون رو خیییییییلی دوست داشتم.. خییییلی..
۱۵ مرداد
خب چرا آخه؟ دلیل؟ یک دلیل یک نفر برای من بیاره من میرم سر خونه زندگیم :)))
۱۵ مرداد
:)))
اوا منم همینو گفتم ، گفتم خوبه نسوخت:))ولی مشکلی نبود پست مدرنیسم و در نوردیده مال اون:)
شاید خواسته بگه که راوی این نقش خانوم رو آقا بهتر بیان کرده. یا شاید خواسته جنسیت و در بنورده.
آقای کار گردان تو تیوال هست باید ازش بپرسیم
۱۵ مرداد
یین و یانگ شاید مد نظرش بوده
۱۵ مرداد
فرزاد جان اولا به عنوان یه نقطه ضعف، من کلا همه چیزم حسیه.. یعنی ابدا بلد نیستم توضیح در مورد چرایی بدم..این اعتراف من..
امااااااا کلا هر حرکتی که به قول رویا مرزهای جنسیتی رو دربنورده!! بسیار دوست دارم. اما باز نکته مهمترش بازیهای عاااااالی بود، هیچ کدوم ... دیدن ادامه » از نظر من اکت اضافی یا لوند بازی الکی یا عشوه مسخره
یا لودگی در ایفای نقش جنس مقابل نداشتن، که کار رو برام خییییلی دلچسب تر کرد..
(راستش نمایش الان یادم نیست،اگه چیز. دیگه ای واقعا یادم اومد میگم)
:))))
۱۵ مرداد
کمی برتابیدم :))
۱۶ مرداد
فرزاد جان اینا رو ول کن..
دقت کردی رویا زیر پست هر دومون نوشت:باهات موافقم؟؟؟
بالاخره با تو موافقه یا با من؟؟؟؟ واقعا سوال پیش میاد دیگه!!! آدم انقد دو رو؟؟ یعنی چی مثلا میخواد پیش هر دومون خودشو خوب نشون بده؟؟؟؟
والااااااع..
۱۶ مرداد
ینی دلیلش چی میتونه باشه این وقت صبح؟! :)))))
۱۶ مرداد
چه میدونم..من که انقد فکرم درگیر بود نصفه شب پا شدم این کامنت رو گذاشتم از شما بپرسم؟!
۱۶ مرداد
دلیلی جز ریا کاری. نداره:)))
۱۶ مرداد
نفرمائید :))
۱۷ مرداد
فرزاد جان میگم آوای تیوال این نمایش رو شنیدی؟گفتگو با کارگردان برای من جالب و شنیدنی بود..
یه چی بگم؟؟؟؟؟دعوام نمیکنی؟؟ فکر نمیکنی میخوام حرصتو دربیارم؟؟:))

میگم خیلی دوست دارم اگه وقت پیدا کردم دوباره این نمایش رو ببینم..
بله..
۱۹ مرداد
نیلوفر جان، حالا که گفتی منم بگم !! منم دوباره دیدنش توی برنامه ام هست :))))) (مخصوصاً که شب دوم دیدمشون، خیلی ناهماهنگی داشتن از اتاق فرمان و صدا و همه چی!) لازم شد منم آوای تیوالشون رو گوش بدم.
آقای جعفریان هم به تعددِ سلیقه ها اعتقاد دارن :)
۱۹ مرداد
آقا بخیلم مگه من :)))) خیلی هم عالی ، اگه خواستید بگید من براتون پلاس طوری بگیرم اصن :)
آوای اجدها رم گوش میدم :)) ممنان که گفتید :))
۱۹ مرداد
موزیک خوبی داشت اگه میدونید چیه برامون ادرس بزارید
۱۹ مرداد
بخیل نه،ولی خب..جدیدا زیاد برنمیتابید:))))
۱۹ مرداد
رویا خانم متاسفانه یادم نیست موزیک هاش
:))) نیلوفر خانم جان ، چیکار کنم خوو، بضی قرتی گیری ها رو ندوست :)))) به حفظ ساختار داستانی هم خیلی اعتقاد دارم :)
۱۹ مرداد
راستی اسم اون حرکت هم #آشنایی_زدایی بود..جالبه ها..حالا وقت کردین گوش بدید شاید قانع شدین..
۱۹ مرداد
آخرشم آقای جعفریان مجددن میره به دیدن این نمایش
۱۹ مرداد
فرزاد جان اگه اینم دوبار ندیدی،ولی همان چهار دقیقه رو بیا دوباره بریم!! :)
۱۹ مرداد
آشنا ها چه عیبی دارن که اینا افتادن به آشنا زدائی آخه :)))
بجان خودم اگه برم دوباره :)))
(سانس ها را در تیوال چک می کند :)))))
همان رو پایه م دوباره بریم :))) البته پلاس اگه بخوره :)) اوضاع خرابه :)))
۱۹ مرداد
آقای جعفریان عزیز. جهت مزاح یک ضرب المثل عربی هست که میگه " الاقارب عقارب»
۲۰ مرداد
آقا درود فراوان.. بله خب اینم نکته جالبی یه
اگه زدایش ها برای عقارب صورت بگیره عالیه :)
۲۲ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید