تیوال فرزین زمان خان | دیوار
S2 : 00:10:05
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به دو صورت میشه یک تئاتر رو بررسی کرد، یک، به صورت یک مجموعه. دو، به صورت جز جز که قطعا و قطعا به صورت یک مجموعه کار مفهموم پیدا می کنه و حقیقتا مجموعه برای من دوست داشتنی نبود.
اما اجزایی داشت که به صورت جداگانه حتی فوق العاده بودند.
طراحی صحنه بسیار جذاب و خلاقانه بود. جزو بهترین صحنه هایی بود که دیده بودم البته منهای برخی اکسسوار صحنه.
توانایی های فردی بازیگران در برخی صحنه ها خیلی خوب بود.
با اینکه کار کند جلو میرفت و تعلیق داشت ولی ریتم مناسب بود.
کدام توانایی‌های فردی آقای زمان خان؟
۴ روز پیش، پنجشنبه
من خودم به شخصه هنرجوی بازیگری هستم، هنوز اونچنان روی دیافراگم مسلط نشدم بعد از گذشت یک سال و اندی، اگر یک بار مثل بازیگرها فریاد بزنم صدام احتمالا میگیره و نمیتونم تکرارش کنم ٣٠ شب.
۴ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
معمولا وقتی زمینه سازی مثبت برای مسئله ای زیاده کمتر از حد توقع ادم ظاهر میشه و ناامید کننده خواهد بود.
من بالاخره دیدم این کار رو، نه تنها ناامید نشدم به نظرم تعاریف کم بود و کار در سطح بی نظیر قرار میگیره.
در ابتدا اعلام کنم که از نظر من جزو حتما ببینیدهاست.
تمامی عناصر کار نمره بالایی از من میگیرند.
ایده اصلی کار واقعا جذاب بود به طوری که کاملا با کار همراه میشید و لحظه ای براتون عادی نمیشه و در انتها همه چیز به زیبایی روشن میشود و سوال اساسی برایتان باقی نمی ماند.
بازی بازیگران مخصوصا مردان واقعا باور پذیر و تاثیرگذار بود.
طراحی صحنه خلاقانه که همراه با تعویض نور های به موقع و موسیقی فضای انتزاعی را به وجود اورده بودند.
چندین ایده نو در کار وجود داشت که حداقل من تابحال ندیده بودم و همه به کیفیت کار کمک می کردند. مخصوصا استفاده از رنگ.
عنصر تکرار در جذاب ترین حالت خود در این کار پادشاهی می کرد.
بازی مهدی ملک در نقش مسئول زندان حقیقتا فراتر از سطح کار بود و هر بار که روی صحنه می امد تماشای کار لذت بخش میشد، به نظرم از همه لحاظ کاملا در نقش خودش فرو رفته بود و هنرنماییش ارزش تحسین و دیدن دارد.
طراحی نور کار هم در برخی صحنه ها خوب بود.
موسیقی های استفاده شده جذاب و هیجان انگیز بود اما در بعضی صحنه ها تمام مسئولیت کار بر دوش نور و موسیقی بود و این کمی از ارزش کار کاست.
در بازی بقیه بازیگران عنصر تخیل که مهم ترین اصل بازیگری می باشد به چشم نمیخورد و کاملا واضح بود که شرایطی که در ان هستند را خودشان هم باور ندارند و در نتیجه حس ها درست شکل نمی گرفت و انتقال داده نمیشد و به شدت نادرست بود.
به قول خودشون، تئاتر باید حرفی برای گفتن داشته باشه، من متوجهش نشدم متاسفانه ولی سرگرم کننده بود.
موضوع بسیار جذاب بود و فضاسازی خوبی در راستاش انجام شده بود مخصوصا طراحی لباس که بینظیر بود و در اولویت بعدی طراحی نور.
موسیقی زنده بسیار ایده خوبی بود و زیبا نواخته میشد فقط کمی بلند بود.
بازی بازیگران متاسفانه یک دست نبود و این کمی به کار لطمه میزد به این معنا که خانم فیضی بی نهایت زیبا و سرشار از حس بود ولی دو خانم دیگر نه به اون میزان.
پیشنهادم به گروه اجرایی، اجاره پلاتو کناری می باشد، خیلی حیف بود
به عنوان فعال در زمینه تئاتر اولین چیزی که تو ذوقم زد استفاده از میکروفن برای پخش صدای بازیگران بود، انگار داشتم فیلم میدیدم!! من برای دیدن فیلم اونجا نبودم، در عین حال بیان بازیگران تعریفی نداشت.
جلوه های صوتی به شدت جذاب بود ولی با این حال فضا رو به فیلم نزدیک تر می کرد تا تئاتر.
ریتم به شدت عذاب اوری کند بود، که به فضای کار و درک بهتر ان کمک می کرد ولی برای من غیر قابل تحمل بود.
طراحی صحنه بی نظیر به معنای واقعی کلمه و بازی های بدن بسیار باورپذیر و عالی بود
عنصر هیجان به خوبی به کار گرفته شده بود
ولی در نهایت فقط از ٥ دقیقه اول لذت بردم، همین و بس
من البته دربارهٔ میکروفن‌ها با شما هم‌داستان نیستم!! واقعاً بدون اونها چه‌جوری میشد این دیالوگ‌ها رو با اون صدای آهسته شنید؟!؟ و اینکه من به قدری اتمسفر اولیهٔ کار رو دوست داشتم که اگه تا آخرش همون‌جوری ادامه پیدا می‌کرد و اون ماجرای سورئالی که به ... دیدن ادامه » سبب کمبود امکانات تبدیل به کمدی شد اتفاق نمیفتاد همچنان به لذت بردن ادامه می‌دادم!!! گرگِ کار رو خراب کرد!!!
۲۸ آبان
گرگ کت شلواری :))
۲۸ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم بزرگترین مشکل در خیلی از کارها اینه که صاحبان پول و سرمایه هیچ اطلاعاتی در رابطه با محل سرمایه گذاریشون ندارن ولی تصمیم گیری می کنند و این بزرگترین ضربه رو به اون کار و افراد داخلش میزنه!
سالن پر کردن به چه قیمتی؟
به قیمت زیر پا گذاشتن تمام ارزش ها و قوانین اولیه تئاتر؟
تماشاگر ٥ دقیقه مانده به اتمام کار وارد سالن میشه و به سمت صحنه حرکت می کنه نه به سمت جایگاه، منزوی ترین بازیگر همه تمرکزش رو از دست میده و کار لطمه میبینه!!
بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار زیبا بود
کاشکی تیوال نمره ٦ داشت.
پویا فلاح، شاهین، امیر مسعود و NetHunter این را خواندند
محمدعلی فمی تفرشی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فضای کار به نظرم برای حداقل تماشاگران ثابت تئاتر به وضوح قابل لمس نبود، به همین دلیل تجربه ای خاص و جذاب رو رقم میزنه با توجه به اینکه بازی برخی از بازیگرها به عنوان مثال خانم جعفری فوق العادست.
بازی با نور بسیار خوب بود و احساسات رو به خوبی به بیننده منتقل می کرد و در برخی صحنه ها ایده های نویی را به نمایش میگذاشت.
افسوس و صد افسوس که با موضوع کار اشنایی کمی دارم و به اندازه کافی درک نکردم و لذت نبردم که کوتاهی از جانب خودم بود، اما برخی نکات ساده ضربه های سهمگینی به کیفیت کار میزد.
برخی از بازیگران گویی زمانی که در نور بودند در نقششان بودند و لحظه ای که نور میرفت خودشان میشدند که به وضوح مشخص بود، یکی از سربازان تیمور مدت زمان زیادی به نمایش نگاه نمی کرد و غرق در افکار خودش بود یا شاگرد بور که ماسک دوم رو فراموش کرده بود چشم ازش برنمیداشت.
چهار شاگرد از لحظه اول یک صدا و یک بدن بودند، چطور یکی شروع به چرخش و حرکات اضافی می کند؟ اگر دستور کارگردان بوده که هم دلی را بهم زده است، اگر تلاشی برای دیده شدن و درخشیدن بوده، دیده شد و خودخواهی برداشت شد!
به طور کلی حرکات نظم کمی داشتند که از نظر من به تمرین بسیار بیشتری نیاز بود.

امیر مسعود، میترا و زهره مقدم این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من امشب کار رو به زبان فارسی هم دیدم، پیشنهاد می کنم حتما به هر دو زبان ببینید
میترا و مریم شریعتی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من با یه بهتی از سالن اومدم بیرون که برای من معیار خوب بودن کاری که دیدمه.
کار بازافرینی برخی ایده های قدیمی همراه با تزریق ایده های نو بود که به شخصه مجموعه دوست داشتنی شده بود.
طراحی نور و صحنه بسیار جذاب و نو بود.
بازی بازیگران زن رو در مجموع بهتر دیدم، یجاهایی با خودم گفتم ای کاش هممون یک بهار داشته باشیم.
به نظرم بازیگران مرد زیاد از حد بدون حس بودند، طراحی پشت لباس مرد جوانتر را هر چه کردم نفهمیدم و نفهمیدم .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم باید بار دوم رو ببینم تا بتونم نظری بدم.
میترا این را خواند
لیلا مظاهری، فرزاد جعفریان، سپهر، سیدمهدی، زهره مقدم، رویا، آذر و شاهین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من کار رو به انگلیسی دیدم، بعضی اوقات واقعا فراموش می کردم که دارم تئاتر میبینم و همه چیز زنده است، کاملا خودم رو در حال تماشای یک فیلم تینیجری هالیوودی که باهاشون بزرگ شدم، حس می کردم به طوری که اصلا متوجه گذر ١١٠ دقیقه نشدم.
به نظرم جامعه ما همواره به نقطه ای میرسد که جوامع غرب به ان رسیده اند و ممکن است برخی بخش های متن غریب به نظر برسد ولی مطمئنم که در اینده ای نه چندان دور کاملا اشنا خواهند بود و مسائلی مانند تبعیض بین نژادهای مختلف و به سخره گرفته شدن که همواره مسائل مهمی هستند به زیبایی مطرح میشوند. شاید دلیل اصلی اوریجینال بودن زبان کار است.
اسپانسر حتی اگر واقعی بود، باز هم قابل تقدیر و تبریک بود زیرا خودم به عنوان یک فرد فعال در تئاتر همواره با مسائل مالی دست و پنجه نرم می کنم و به نظرم برخی اوقات برای دیده شدن باید کارهای غیر متعارف کرد. ... دیدن ادامه » به نظر من ارزشش را داشت.
طراحی لباس بسیار عالی بود و در بخش اخر تفاوت بین افرادی که در طول نمایش یکسان مینمودند را نشان میداد.
بازیگران این کار اعجوبه اند!!!! مسلط به تمام ادوات بازیگری و برخی اوقات فراتر و انگار نه انگار که به زبان دومشان سخن می گویند، من معتقدم شماره ١٣ حتی به برق کشی منزل و پرشکی هم مسلط است.
ممنون از نظرتون دو دل بود که اجرای انگلیسی رو برم یا فارسی رو ..هرچند دلم برای یه اجرای خوب انگلیسی لک زده بود .نظرتون از دو دلی بیرونم کشید.سپاس.
۳۰ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مسئله ای نو و جذاب که با ریتمی تند جلو میرفت، به طوری که وقتی نمایش تمام شد من انتظار نیم ساعت بیشتر را داشتم.
هر سه هنرپیشه کاملا مسلط و عالی بازی می کنند با توجه به اینکه بسیاری از فضاسازی ها را باید خودشان انجام دهند و ان چنان بهره ای از صحنه نمیتوانند ببرند.
به هنرجویان تئاتر حتما پیشنهاد میکنم، ٣٥،٠٠٠ تومان برای یک دوره ١ ساعته تئاتر.
خیلی ممنون جناب زمان خان عزیز
۱۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از نظر من قوی ترین بخش کار بدون شک متن، موضوعی مهم در قالبی قابل لمس و جذاب.
طراحی نور بسیار عالی بود.
بیان بازیگرهای نقش های مارگارت و گروهبان بی نقص و به شدت تاثیرگذار بود.
اما مگر نه اینکه انزوا در جمع یکی از اصول بازیگریست؟
من خودم شاید بدترین و بی فرهنگ ترین تماشاچی امروز کار بودم، ایا واقعا باید به این شدت تاثیر روی بازیگران بگذارم؟
و مگر نه اینکه حتی بی فرهنگ، تئاتر به لطف تماشاگران زنده است؟
ایا واقعا امروز کم لطفی به ما بی فرهنگان لازم بود؟
سلام من جزو کاربران عضو تیوال نبودم و پس از خواندن نظر شما تصمیم گرفتم . عضو شوم تا بتوانم نظر خود را بیان کنم . من شب گذشته برای تماشای نمایش حضور داشتم . و لذت تماشای کار با خنده های نا به جا و آنطور که حس میشد مغرضانه دو تن از تماشاگران که از شانس بد در ... دیدن ادامه » نزدیکی بنده هم بودند و همینطور صحبت های مداوم آنها که نشان از عدم آگاهی آنان از آداب تماشای تئاتر داشت باعث شد که شیرینی تماشای آن نمایش به تلخی بگراید و تنها سخن پایانی کارگردان پس از نمایش ذره ای از خشم فرو خورده بنده را تسکین داد زیرا که نه تنها ما تماشاگران مورد آزار قرار گرفتیم بلکه بازیگران هم با وجود آنکه تمرکز خود را از دست نداده بودند ولی کلافگی را میشد در آنها حس کرد . دوست عزیز گاهی نیاز هست که برخی افراد به رفتار خود و رعایت آداب هر مکان آگاه شوند من بسیار افسوس خوردم که چرا پس از پایان نمایش خشم خود را فرو خوردم و سکوت کردم و خواستار دریافت حق خود که تماشای یک نمایش بدون مزاحمت های عمدی بود نشدم . اما مورد دیگر مفهموم انزوا در جمع به معنا ندیدن و نشنیدم و فراموشی خود بر روی صحنه نیست این مفهوم به معنای این است که بازیگران بتواند به گونه ای خارج از خجالت و خود سانسوری جوری اعمال نقش کند که گویی کسی شاهد اعمال او نیست . در این تعریف بازیگران مقابل نیز در زمان تمرینات به نوعی ناظر و تماشاچی در نظر گرفته میشوند و این ویژگی باعث میشود که بازیگر با آسودگی خاطر و بدون خجالت هر نقشی را که حتی شامل بخش های پنهان هر فرد در زندگی شخصیش میشود بر روی صحنه بیاورد . صحبت هایم طولانی شد ولی باید در مقابل این رفتار زشت که حق و حقوق من را بعنوان یک تماشاچی و حقوق سالن تئاتر که دارای حرمت خاص خودش می باشد و همینطور حقوق بازیگران را زیر پا گذشت صحبت می کردم . موفق باشید
۰۷ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی مقابل سالن استاد سمندریان دانشگاه تهران به معنای واقعی کلمه داشتم له میشدم هرگز نمیدونستم که دنیام قراره تکون بخوره، لحظه لحظه اش رو با تمام وجودم دیدم و لذت بردم ولی ارضا نشده بودم، اون لحظه خودخواهانه دست به دعا بردم که برنده بشن چون من باید بیشتر میدیدمشون، ... اتفاقی بازیگرهای کار رو دیدم و متوجه شدم که اونا به ارزوشون رسیدن و ناخوداگاه منو هم به ارزوم رسوندن.
تا امروز مورخ ٢٩ مرداد و به احتساب اجرای دانشجویی، ٦ بار کار رو دیدم که رکورد شخصی بنده برای دیدن یه کار می باشد.
در دنیای خاکستری امروز، این خاکستری پوشان باعث میشن مطمئن باشم به رویاهام میرسم و تمام سلول های وجودم رو به ذوق وامیدارند.
من کار رو هم از اخرین ردیف و هم از روی زمین چسبیده به صحنه دیدم از هر جایی لطف خودش رو داره، به نظرم دریم لند خودخواه نیست، مال قشر خاصی نیست، دریم ... دیدن ادامه » لند مال همست و این بی نظیره!!
تشکر می کنم از همه دست اندرکاران
پینوشت: واقعا چارلی چاپلین نباید منو یادش باشه موذب میشم.
مینا و رضا مدّاح این را خواندند
آوا تدین، المیرا آشفته و صبا نجاتی این را دوست دارند
ممنون از لطف شما ✨
۲۹ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید