تیوال بهاره فصیح پور | دیوار
S3 : 04:02:22
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
خلاصه بگم: نمایشنامه عالی + اجرای تمیز.
مثل بقیه کارهای آقای پارسا پیروزفر.
اما دلگیرم... به گمونم باید ترسید از زندگی کردن کنار کسانی که به تک تک فرازهای یک تراژدی می خندن. البته قبول دارم نمایشنامه تراژیکمدی هست، اما در لحظه ی جنایت شاید انتظار می رفت حضار حس دیگری به جز خندیدن رو تجربه کنن.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک سوال مهم دارم
به نظرتون از کجا باید شروع کنیم برای تغییر دادن این فرهنگ «تاخیر»؟
چرا به جایی رسیده ایم که نه تنها پرواز هواپیماها و حرکت قطارهامون، بلکه حتی شروع سانس سینما و تئاترمون تاخیر داره؟
به نظر من قشری که ادعای تاثیرگذار بودن و دارا بودن توان تغییر در جامعه رو داره، باید در همه جنبه ها سرآمد و الگو باشه. اگر از سوء مدیریت کلان گله مندیم، باید دست کم در جوامع فرهنگی نسبت به اصلاحش اقدام کنیم.
حیفه که نه تنها در تئاتر مستقل، بلکه در بیشتر سالن های تئاتر، تاخیر در شروع نمایش داریم... اون هم دست کم یک ربع ساعت.
این تاخیر به قدری ثابته که من جسته و گریخته می بینم و می شنوم که آدم ها حتی در برنامه ریزی شون برای راه افتادن و رسیدن به نمایش ها لحاظش می کنن.
گمونم همه (مسئولین سالن ها و تماشاگران) باید روی دیسیپلین و احترام به حقوق دیگران بیشتر ... دیدن ادامه » کار کنیم.
شما چی فکر می کنین؟
من فکر میکنم دغدغه های مسولین سالن شامل توجه به این نکته نمیشه و ما تماشاگران هم هر بلایی سرمون اوردن لب باز نکردیم . از حضور عکاس و افرادی که سالن رو با پیک نیک اشتباه گرفتن و بلیت های گرون قیمت و و و .
این مورد هم متاسفانه باعث تحریم از سوی تماشاگران نخواهد ... دیدن ادامه » شد. ما مردم عادت زده ای هستیم که دست ها رو در جیب فرو کردیم و سر رو در برف‌. حقمونه دیگه نیست؟؟
مایی که رو پله میشینیم که کار هفتاد هزار تومنی ببینیم از گروهی که برای ما یک ارزن احترام قایل نمیشه که اجرای عکاسان رو مجزا رو برگزار کنه. و اگر پای دردلش بشینی میگه سالن به من دو تا پروژکتور اضافه نداد که از جیب پول ندم بابت تجهیزات نداشته سالن حالا چرا باید یک شب اجرامو بسوزونم برای خبرنگار و عکاس؟!
همونطور پای صحبت مدیر سالن بشینی از صاحب ملک گله میکنه!
و هر چی بری بالا بیای پایین میبینی این سیستم معیوب و رو از هر طرفی جمع کنی باز از یک جای دیگه سر ریز میشه..
حالا این وسط به تماشاگر نوعی که از کار و زندگی و پنجاه هزار تومن پولش زده اومده یک شب یک اجرا ببینه میشه توقع تحریم و اعتراض داشت؟
واقعا نمیدونم چاره چیه.
مشکل یکی دوتا نیست.
۲۰ اسفند ۱۳۹۷
هر بار که میرم تئاتر مستقل، به خودم میگم این آخرین باریه که میام اینجا و دیگه پشت دستمو داغ میکنم که بیام . اما بار دیگه میام. جالبه هیچکس هم نیست توضیحی بده در این مورد.
۲۱ اسفند ۱۳۹۷
یکی از دلایل تاخیرهای این سالن نوع چک بلیتش هست که توسط یک نفر و در گیشه باید انجام بشه‌. مقایسه کنید با نوع چک بلیت سالنی مثل ایرانشهر که با یک دستگاه بارکد خوان ساده پیش از ورود هر کی میتونه خودش بلیتش رو به سادگی دریافت کنه‌‌.
عین این مصیبت در سالن ... دیدن ادامه » مولوی هم هست و هر شب همه مخاطب ها باید از قیف باریک یک نفر مسئول در گیشه رد بشند.
۲۲ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این کار آقای کوهستانی هم به لحاظ ایده و هم اجرا از کارهای قبلیشون بهتر از آب در اومده بود.
البته این بار هم من همون نقص همیشگی رو در کار آقای کوهستانی حس می کردم (لازمه بگم که من خودم رو مخاطب عام می دونم و نقدهام حسی هستن).
این که ایده از اجرا بهتر بود و با وجود جا به جایی هنرمندانه نقش ها، آمیختگی زمان ها و ... که بسیار جذاب بود، باز هم کار عالی نشده بود. یعنی در لحظه خروج از سالن باز هم ذهنم درگیر این بود که چنین نمایشنامه پیچیده و جذابی چه جوری می تونست جذاب تر اجرا بشه.
به هر حال دیالوگ های تاثیرگذار و لحظه های ماندگار توی کار کم نبودن و در مجموع خوشحالم که اجرا رو دیدم.
در ضمن مفرح بودنِ کار، آدم نمی دونست به این اوضاع باید بخنده یا گریه کنه.
علی سرابی مثل همیشه اون تیپِ روده بر کننده ش رو به نمایش گذاشته بود و از پسش هم به خوبی بر اومده بود.
نمایشنامه ایده ی خوبی داشت.
در مجموع یک کار قابل قبول از کار در اومده بود، اما حرف جدیدی چه به لحاظ اجرا و چه به لحاظ محتوا برای گفتن نداشت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نظر دادن در مورد این نمایش خیلی کار ساده ای نیست.
اگر بخوام خلاصه بگم- به عنوان یک مخاطب صرفاً هنردوست که زیاد تئاتر می بینه- نتونستم ارتباط خوبی با کار برقرار کنم. احساس می کنم ایده اولیه کار خیلی خوب بوده، اما ترکیبی از تمام عوامل شامل بازی ها، نمایشنامه، انتخاب بازیگر و غیره باعث شده بود که کار با وجود سوژه قابل تاملش، خیلی خیلی معمولی از آب دربیاد.
اکت های بسیار کم بازیگران روی صحنه و سکوت های غیر طبیعی بین دیالوگ ها من رو حقیقتاً خسته کرد و از طرفی به هیچ عنوان نتونستم با کاراکترها ارتباط بگیرم.
از وقتی نمایش رو دیدم همه ش ذهنم درگیره که چه طور می شد این سوژه ی لطیف رو جذاب تر در آورد.
حس می کنم کارگردان "گُنگ خواب دیده" بود... انگار چیز مهمی می خواست بگه و از گفتنش عاجز بود.

بازی خانم پناهی ها عالی بود.
در مجموع از کار لذت زیادی نبردم و انتظار نمایش نامه ای قوی تر داشتم. مدت زمان کار طولانی بود و نمایش با وجود بازی های بسیار خوب، خسته کننده از آب در آمده بود (کارگردان با اختصاص نصف این زمان هم می توانست رسالت هنری خود را به تمامی انجام دهد). نکته قابل نقد دیگر استفاده از افکت ها صوتی با بلندی غیر استاندارد بود که گوش را آزرده می کرد. در ضمن اصرار بر این موضوع که تماشاگر با قصه همراه شود و هم ذات پنداری کند (کاری که توسط بازیگران در میانه کار به شکل برقراری ارتباط مستقیم با تماشاگران انجام شد) به نظرم از جذابیت و تاثیرگذاری کار کاسته بود. تعمیم فروپاشی و تباهی کاراکتر های یک قصه ی خاص به تمام زندگی های مشترک کاری خام و به دور از اصول روانشناسی است.
مختار بایزیدی و امیر این را خواندند
زهرا خلیلیان، نیلوفر ثانی و جهان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار دلنشین و کم نقص بود
سپاس و خسته نباشید!
امیر، صدف اسمعیل پور و Kh Gh این را خواندند
آوا فیاض، سحرناز قاسم نژاد و نفیسه نوری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی آقای محدث بسیار خوب و قابل ستایش بود. نورپردازی حرفه ای و بسیار عالی بود.
دیالوگ ها خیلی کلیشه ای بودند و پیش از دیدن نمایش انتظار بالاتری داشتم.
ضمناً من شخصاً فکر می کنم خوب بود آقای رنجبر نقش استیو جابز رو به شخص دیگری می سپردند، چون به لحاظ فیزیک و چهره، هم خوانی با نقش نداشتند و در مورد مشاهیر این موضوع کمی اهمیت داره.
در مجموع کار متوسطی از آب درآمده بود.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید