تیوال فرنود | دیوار
S2 : 08:11:27
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فرنود
درباره نمایش نان i
حقیقتاً صحنه نهایی با تمام زیبایی‌هایی که داشت برای من سراسر استرس بود و قلبم تندتند می‌زد که مبادا این آجرها (جعبه‌ها)‌ بریزن. البته من ردیف دوم بودم ولی برای اینکه خود اجرا خراب نشه نگران بودم و این نگرانی رو هم خود بازیگرا با بازی‌های نه چندان هماهنگشون بوجود آورده بودن.
کاش گروه بیشتر تمرین می‌کرد و هماهنگی بیشتری داشت و به یه اجرای بسیار خوب تبدیل می‌شد. با این حال به چنین اجراهایی انقدر علاقه دارم که از همین هم راضی باشم. با آرزوی موفقیت بیشتر.
فرنود
درباره نمایش صد در صد i
عالی عالی. زیبا. ۵ ستاره نوش جان تو باد اسماعیل‌کاشی عزیز.
سحرناز قاسم نژاد این را خواند
زهره مقدم، فرزاد جعفریان و حمیدرضا مرادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرنود
درباره نمایش کالاندولا i
داشتم به جمله آقای سلگی که در ابتدای نمایش با چنین مضمونی گفتند: «نرید توی اون اتاقا تا تئاتر ببینید، من تئاترام رو قبلاً جای دیگه ساختم. کالاندولا یه تجربه دیگه‌ست و حرف دیگه‌ای داره.» فکر می‌کردم. راست می‌گوید، «هویت‌ پروانه‌های مرده» را قبلاً به بهترین شکل روی صحنه برده بود. ولی حقیقتاً هرچه بیشتر فکر کردم نتوانستم به مفهوم بهتری برای «کالاندولا» به جز «تئاتر» برسم. آیا تئاتر چیزی جز برای تاثیرگذاری است؟ و چه چیزی تاثیرگذارتر از «کالاندولا»؟
به جرأت کالاندولا نه‌تنها یکی از اثرگذارترین تئاترها، که یکی از موثرترین اتفاقات زندگیم نیز بود.
پایان اجرا هم از نظر من عالی بود. حداقل برای من لازم بود تا همان مسیر را مستقیم بروم به سمت خیابان و با ذهنی پر از درگیریِ نو شده.
«این یکی چیز خیلی ویژه‌ای نیست، توی شهر خودتونه...»

پی‌نوشت: با دوستان ... دیدن ادامه » که در مورد تجربه‌های مختلف این اثر صحبت می‌کردیم، متوجه شدم که روایت داستان‌های موجود در برخی از اتاق‌ها نسبت به دیگر اتاق‌ها کمی ضعیف‌تر هستند. جدا از اینکه چنین چیزی تا چه حد درست است، خوشحالم که دو داستانی که شنیدم به شکل فوق‌العاده‌ای اجرا شدند. خصوصاً داستان مربوط به «استخر» که با وجود بازی عالی بازیگرش مرا تا مرز نابودی کشاند.
خسته نباشید به آقای سلگی و تمامی بازیگران و دست‌اندر کاران کالاندولا.
فرنود
درباره نمایش سیزده i
اسم اون رقصه که باید انقدر همدیگه رو بزنن تا یکی بمیره چی بود؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرنود
درباره نمایش اتاق ورونیکا i
من با اینکه «اتاق ورونیکا»ی رضا ثروتی رو دیده بودم و به نظرم یکی از بهترین تئاترای اجرا شده در سال‌های اخیر توی ایرانه، باید بگم که این نمایش هم بسیار عالی بود. در مقاطعی کاملاً مو به تن آدم سیخ می‌کرد و ریتمش هم خیلی خوب بود. اینکه یه جاهاییش رو عوض کرده بودن به دل من نشست. شاید تا نیمه‌های نمایش از اینکه روند خطی نداشت زیاد راضی نبودم، ولی وقتی وقایع فلش‌بک رو دیدم و بعدش هم که دوباره برگشتیم به داستان، فوق‌العاده خوشم اومد. با همه‌ی این شرایط، بازی‌های بسیار حرفه‌ای و زیبایی رو دیدم و در کل می‌تونم بگم از همه لحظات نمایش لذت بردم. (گرچه هنوز که چند ساعتی از دیدن نمایش گذشته، هنوز بر اثر اون فلاش‌های شدید که صحنه‌های خیلی زیبایی رو هم درست کرده بودن، سرم به شدت درد می‌کنه!)
فقط یه تیکه‌هاییش خیلی برام یادآور نمایش ثروتی بود. مثلا نورپردازی ... دیدن ادامه » قرمز توی موقعی که سوزان تازه لباس‌های ورونیکا رو پوشیده یا تند شدن ریتم آهنگ توی همون صحنه. شاید هم چون خیلی توجه داشتم، این نکات به نظرم آشنا اومدن.
به هرحال خسته نباشید میگم به تیم اجرایی. کارشون عالی بود. امیدوارم همیشه چنین تئاترهای نوآورانه، جدید و بدیعی رو ببینیم.
فرنود
درباره نمایش شیطونی i
برای بار دوم به تئاتر مستقل رفتم تا «شیطونی» را بار دیگر با پوست و گوشت و استخوانم لمس کنم. در نوآورانه بودن تئاترهای مهدی کوشکی دیگر شکی نیست. دریدن مرزهای رایجی که خصوصاً در تئاترهای کلاسیک به وفور دیده می‌شوند، پیش‌ پا افتاده‌ترین بخشی است که کوشکی آن‌ها را به راحتی کنار می‌زند. او ابایی ندارد که تک‌خوان زن را با بازخوانی ترانه‌های فرانسوی و در نقش ضبط ماشین، زنگ موبایل و روایت کننده مکالمات تلفنی، روی صحنه بیاورد و در عین حال «دختر»ی رپر، به بیان اتفاقاتی بپردازد که به هیچ‌عنوان در نمایش به صورت فرم در نمی‌آیند.
استفاده از حداقل فرم در عین خلاقانه بودنشان، آن هم صرفاً توسط دو بازیگر زن و بک‌گراندی مصور (متشکل از آیکون‌هایی ساده برای روایت المان‌های داستانی) باعث شده تا آشنایی زدایی زیبا و بی‌بدیلی شکل بگیرد که کمتر مانند آن را در ... دیدن ادامه » کارهای صحنه‌ای دیده باشیم. حتی این کمبود فرم به اکت‌های بین دو شخصیت اصلیِ روی صحنه هم تعمیم می‌یابد و درست در زمانی که در تعلیقِ نبود هیچ حرکتی، به صحنه چشم دوخته‌ایم، بازی‌هایی روان و سریع (و بیشتر توسط مهدی کوشکی که استادانه اجرا می‌شوند)، نقش ضربه نهایی را به خود می‌گیرند.
«شیطونی» بیانگر واقعیات تلخی است که زیر پوست تهران (و صد البته هر شهر دیگری در هر کجای جهان) ریشه‌ دوانده‌اند. از معضلاتی می‌گوید که جز در صفحات حوادث روزنامه‌ها و در مقام ملامت‌کننده، بازگو نشده‌اند. «شیطونی» پر است از شوخی‌های تند و «دم‌ دستی» که مخاطب عام را به قهقهه وا می‌دارد و همان لحظه‌ است که سعی دارد تا از بُعد صحنه خارج شده تا خود «او» را نقد کند. نمایش می‌گوید که من تنها یک حرف جنسی را بازگو کردم ولی «تو»ی تماشاگر بدجور به آن خندیدی و کیفور شدی، گویی که از تئاتر من منتظر همین عمق اندک بودی. پس حرف اصلی چه شد؟ کوشکی برای این کارش هم با دقیق‌ترین و حساب‌شده‌ترین جزئیات، پیام خود را منتقل کرده است. شخصیت «دکتر» که در ظاهر نقشی کم‌اهمیت و کوتاه است، در واقع بار تمام مفاهیمی که باید منتقل شود را به دوش می‌کشد؛ در میان تمامی شخصیت‌هایی که در طول نمایش پرداخته شده‌اند و کوچک‌ترین اثری از آن‌ها نیست، مهدی کوشکی بار دیگر از سبک تئاتر روایی خود استفاده می‌کند و صحبت کردن با دکتری که در سالن تئاتر مشغول دیدن نمایش است و در عین حال ابتدایی‌ترین اصول تماشای نمایش را نیز رعایت نمی‌کند (لابد از تئاتری که می‌بیند خوشش نمی‌آید!)، ابزاری می‌شود تا مرز میان بازیگر و تماشاچیان از بین برود و کوشکی در نقش منتقد مخاطبانش ظاهر شود.
«شیطونی» روایتی دل‌نشین دارد، طنز تاریک و جالبی را عرضه می‌دارد و صدالبته در بسیاری از مواقع نفس‌گیر است. باید به مهدی کوشکی در مقام نویسنده و کارگردان هزاران بار احسنت گفت که چنین زیرکانه موضوعی تیز و ناهموار را به صحنه می‌آورد و همگان را میخکوب خود می‌کند. در کنار موارد ذکر شده، بازی زیبای شهروز دل‌افکار و سایر بازیگران و عوامل نیز در جای خود قابل تقدیر و ستایش است. مرحبا؛ پنج ستاره‌ی طلایی برای شما آقای کوشکی عزیز.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرنود
درباره نمایش این یک پیپ نیست i
آهای این کسانی که کاره‌ای هستید و این پیام رو می‌بینید، قسمتون میدم که بازم تمدید کنید ما هم بتونیم بیایم ببینیم :( شانس نداشتیم که. هر دو دفعه قبلی نشد که بیایم :(
فرنود
درباره نمایش ماجرای مترانپاژ i
خدا رضا بهبودی را برای تئاترمان نگه‌دارد.
نمایش را دیدم و بسیار بسیار لذت بردم. باقیِ نکات شاید در لختی دیگر!
فرنود
درباره نمایش ماراساد i
من هم دو بار نمایش رو دیدم. در کل لذت بردم، مخصوصا بازی آقای شجره که عالی و ماندگار بود. فعلا همین تا بعد!
خسته نباشید به خانم برزگر و عوامل اجرا.
celine این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرنود
درباره نمایش کالیگولا i
و این منی که هنوزم که هنوزه به این صفحه سر می‌زنم و خاطراتِ شیرینِ کالیگولا رو مزه مزه می‌کنم...
لازم به ذکر است که همچنان به حاضری زدنمان در این صفحه ادامه می‌دهیم، به این امید که دوباره این نمایش زیبا را روی صحنه ببینیم!
۰۸ فروردین ۱۳۹۷
دلتنگی
۱۳ فروردین ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرنود
درباره نمایش کالیگولا i
یعنی ممکنه برای دو-سه روز هم که شده این نمایش تمدید بشه؟! من یه بار اومدم ولی اگه آخر هفته آینده باز بذارنش خیلی خیلی خیلی دوست دارم بازم ببینمش. یعنی میشه؟ :)
مهیا این را خواند
علی کاظمی، صادق فراهانی، محمد سفید موی آذر و فریده چرخکار این را دوست دارند
کاش تمدید بشه تا 3 4مهر
۲۶ شهریور ۱۳۹۴
به احتمال زیاد تمدید میشه.چون خیلی استقبال ازش زیاده.به قول دوستان هرشب تالار وحدت رو داره پر میکنه.واقعا ارزش داره دوبار این نمایش رو ببینید.من که دوشنبه باز دوباره میخوام برم ببینمش.این تآتر فوق العادست.

۲۸ شهریور ۱۳۹۴
تا 4 مهر تمدید شد
۲۹ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید