تیوال فرزاد تقوی فرهی | دیوار
S3 : 21:29:26
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
باز پاییز است و دلم در گرو عشقی نامعلوم
از دردی پیام می دهد اما نا مفهوم
دوست گردردی می دهد درمانش نیز هم
عشق می ورزد و عاشقی می آموزد نیز هم
برای عاشق رسیدن به معشوقش
برای نقاش رنگ و بومش
برای خطاط قلم و مرکبش
برای موسیقی دان ساز و دفتر نتش
برای بازیگر متن و صحنه نمایشش
برای شاعر شعر و نوشته هایش
برای طراح دفتر و طرحهایش
زمان هاست می گذرد واین درد همراه من است
درشهر اتاقم
بهار به زمستان می رسانم
کودک نابالغ و جودم
... دیدن ادامه » چشم تب دارم را
می سپارم به کلامی بی پیرایه و بی استعاره
خیال را سوار براسب قلم می کنم تاآزادانه بر صفحه کاغذ به تازد
تا نوشتن مرهم دل باشد
نوشتن بهانه می کنم
با تمام وجودم فریاد می زنم
تا عشق هست در این دنیا که من زنده ام
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تمام در ها را باز کردم
تا قاصدک خبر خوش بیاورد
تا نوازش خوش عشق را حس کنم
و صدای خوش عشق را بهتر بشنوم
اما نشد...
امان از این راه دور که حتی قاصدک هم راه را گم میکند.
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار خوبی بود من دوست داشتم کار از نظم و ریتم خاصی داشت با توجه بالای حجم دیالوگ ها و فعالیت بدنی زیاد بازیگران خوب توانسته بودند از پوسته ضخیم کار کنارگذشته و عشق را به تماشاچی هدیه بدهند . من دست تک تک عوامل این کار میفشارم خدا قوت می گویم و بهترین ها را برایشان آروزمندم موفق باشید/

پرسیدند کدام هنر ماندگار نیست؟
گفتم هنری عشق نباشد هنر نیست وم چه برسد که ماندگار باشد.

این کار سرتاسر عشق بود و بس از بایگران تا کارگردان ...............
مریم رودبارانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دوست دارم این کار ببینم مطمئن هستم این کار مانند دیگرکارهای آقای امینی مفهومی نو و جدیدی به تماشاچی ارائه خواهدداد. با توجه به شناختی کهمن از دوتا بازیگران این مجموعه (آقای جور و خانم اسماعیل زادگان)دارم از جان و دل برای کار مایه می گذراند . به خصوص تجربه خوب آقای جور در نویسندگی و بازیگری ایشان و مطلعات سالیان متمادی وی میتواند بازی بسیار قوی شاهد خواهیم بود

آرزوی موفقیت روز افزون این گروه را از خداوند متعال خواستارم
الهام. ب و bahar z این را خواندند
سحر غنی زاده، ساناز پوردشتی آذر و afsoon66 این را دوست دارند
دوستان عزیز
اجرای مجدد هیپولیت در تئاتر مستقل
هرشب ساعت21
لینک فروش بلیط:http://tik8.com/theater/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%DB%8C%D9%BE%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-97/#/
مکان اجرا: تئاتر مستقل تهران - سالن اصلی (دو سویه)

نویسنده: ... دیدن ادامه » اوریپید
۲۹ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دروغ می گوید:
خیال می کند
کلامش با صداقت همراه است
هم دل نیست
همراه نیست
درمانش پوشاک و غذا است
فکر روح بیچاره نیست
روح را درقفس زندانی کرده است
همه نوازش او، نوازش تن است
از نوازش روح و جان خبری نیست که نیست
چرا که وسعت قلب را نمی فهمد
چرا که قدرت پردازش خیال را نمی داند
تنهایی مرا باور ندارد
تن بی آلایش و بی آرامشم را نمی فهمد
تمام خیانت ها و گستا خی هایش را
در ... دیدن ادامه » پوست گوسفند خیالش پنهان می کند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

سرو شدم
ایستادگی آموختم
غرور را آموختم
غرور آفرین شدم
سایه دیدم
سایه گستر شدم
آداب آموختم
ادیب شدم
آزاد شدم
آزادگی آموختم
سخت ساختم
سازندگی آموختم
پسرشدم
پدربودن را آموختم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شعری از خانم فروغ فرخزاد از کتاب تولدی دیگر

ای شب از رویای تو رنگین شده

سینه از عطر توام سنگین شده

ای به روی چشم من گسترده خویش

شادیم بخشیده از اندوه بیش

همچو بارانی که شوید جسم خاک

هستیم زآلودگی ها کرده پاک



ای ... دیدن ادامه » تپش های تن سوزان من

آتشی در سایهء مژگان من

ای ز گندمزارها سرشارتر

ای ز زرین شاخه ها پر بارتر

ای در بگشوده بر خورشیدها

در هجوم ظلمت تردیدها

با توام دیگر ز دردی بیم نیست

هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست



ای دل تنگ من و این بار نور؟

هایهوی زندگی در قعر گور؟



ای دو چشمانت چمنزاران من

داغ چشمت خورده بر چشمان من

پیش از اینت گر که در خود داشتم

هرکسی را تو نمی انگاشتم



درد تاریکیست درد خواستن

رفتن و بیهوده خود را کاستن

سر نهادن بر سیه دل سینه ها

سینه آلودن به چرک کینه ها

در نوازش، نیش ماران یافتن

زهر در لبخند یاران یافتن

زر نهادن در کف طرارها



آه، ای با جان من آمیخته

ای مرا از گور من انگیخته

چون ستاره، با دو بال زرنشان

آمده از دور دست آسمان

جوی خشک سینه ام را آب تو

بستر رگهایم را سیلاب تو

در جهانی اینچنین سرد و سیاه

با قدمهایت قدمهایم براه



ای به زیر پوستم پنهان شده

همچو خون در پوستم جوشان شده

گیسویم را از نوازش سوخته

گونه هام از هرم خواهش سوخته

آه، ای بیگانه با پیرهنم

آشنای سبزه زاران تنم

آه، ای روشن طلوع بی غروب

آفتاب سرزمین های جنوب

آه، آه ای از سحر شاداب تر

از بهاران تازه تر سیراب تر

عشق دیگر نیست این، این خیرگیست

چلچراغی در سکوت و تیرگیست

عشق چون در سینه ام بیدار شد

از طلب پا تا سرم ایثار شد



این دگر من نیستم، من نیستم

حیف از آن عمری که با من زیستم

ای لبانم بوسه گاه بوسه ات

خیره چشمانم به راه بوسه ات

ای تشنج های لذت در تنم

ای خطوط پیکرت پیرهنم

آه می خواهم که بشکافم ز هم

شادیم یک دم بیالاید به غم

آه، می خواهم که برخیزم ز جای

همچو ابری اشک ریزم های های



این دل تنگ من و این دود عود ؟

در شبستان، زخمه های چنگ و رود ؟

این فضای خالی و پروازها؟

این شب خاموش و این آوازها؟



ای نگاهت لای لائی سِحر بار

گاهوار کودکان بیقرار

ای نفسهایت نسیم نیمخواب

شسته از من لرزه های اضطراب

خفته در لبخند فرداهای من

رفته تا اعماق دنیا های من



ای مرا با شور شعر آمیخته

اینهمه آتش به شعرم ریخته

چون تب عشقم چنین افروختی

لاجرم شعرم به آتش سوختی.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شعری از استاد هوشنگ ابتهاج(ه.ا.سایه)
تقدیم به دوستان و بزرگواران

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت

کنج تنهایی… ما را به خیالی خوش کرد
خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت

درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد
آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت

خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد
که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت

رفت ... دیدن ادامه » و از گریه ی توفانی ام اندیشه نکرد
چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت

بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند
آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت

سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش
عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و ارادت خدمت بزرگوارن تیوالی عزیزو دست اندرکاران زحمتکش وبی منت سایت محترم تیوال

برای اعضا کارت عضویت صادر شود به این منظور که به علت مشغله زندگی و نداشتن دسترسی به اینترنت

به الخصوص ایام تعطیل می رود برای تماشای نمایش می بیند فرصت دارد ولی دسترسی ندارد و یا

نمایش دیگر ی راببیند

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید



پایان،آغاز راه است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تأملی بر شخصیت "آقای جیم"
آقای جیم خلق شد... آقای جیم محترم بود و در این پانزده شب احترام ش نسبت به تماشاگران احساس می شد و به همین خاطر پایداری اش همیشه در ذهن محفوظ خواهد ماند. چه قدم هایی که روی صحنه گذارد و چه نفس هایی که روی صحنه کشید، همه اش صادقانه بود و بدون خودنمایی و عرض اندامی عاشقانه حرف می زد. چه بی اندازه بود وسعت ذهن این شخصیت و چه قدر زیبایی در کلام و رفتارش پیدا بود و این همان شکل همیشگی در شخصیت های روزمره نیست بلکه شخصیتی است با رفتار و کردار نیک و خاص که در تمامی لحظه های زندگی نکته بینی هایش به زیبایی نمایان می شود و همه را شگفت زده می کند، گاهی آنقدر در عرض صحنه و در طول زندگی داستان ها را همانند طناب به یکدیگر می پیچد و به زیبایی بازی می کند که ذهن آدمی به تفکیک آن یاری نمی دهد و فقط باید لذت ببرد و لبخند بزند از اعجاز این شخصیت ... دیدن ادامه » که بی صبرانه زندگی و در عوض صبورانه فکر می کند .
به قول مجید جور عزیز شخصیت یک متفکر اجتماعی است و از نظر من یک انسان شریف و دوست داشتنی که همه را دوست می دارد و به دوستی سخن می گوید، یک انسانی که باید وجود داشته باشد که البته گاهی در وجود ما چنین حسی پدیدار می شود و سلول های فکری را فعال می سازد، آقای جیم تمام لحظه هایش را با شخصیت های دیگر در صحنه تقسیم می کند و سعی بر شناساندن محیط اطراف دارد و البته خیلی محترمانه و ملموس که همین نزدیکی و ملموس بودنش جذاب و دوست داشتنی است. اینک این اتفاق بزرگ و نیک افتاده است و ما باید بتوانیم با این شخصیت همراه باشیم و او را در عرصه ی زندگی تنها نگذاریم تا بتواند نفس بکشد و زنده بماند و زندگی کند، ما باید در صحنه ی بزرگ تئاتر این سرزمین از این شخصیت حمایت کنیم تا او بتواند به عشق ما در صحنه با خودش بجنگد و زندگی را زندگی تر کند و لطف هر کس از این ضیافت همیشگی به اندازه ی وسعت قلب اوست .
در کلام آخرم موظفم از کسانی که در این اجرا ما را همراهی کردند و کسانی که با ما رفیق بودند و بیشتر از همه از تماشاگران گرانقدری که با نگاه پر مهرشان نظاره گر این شخصیت بودند، سپاسگزار باشم .
به پاس این لطف بی کران تان سر تعظیم فرود می آورم .
ارادتمند
فرزاد تقوی فرهی
درود بر شما آقای تقوی بزرگوار :)
متن فوق العاده و پر محتوایی بود،سپاس :)
۱۹ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تأملی بر شخصیت "آقای جیم"
آقای جیم خلق شد... آقای جیم محترم بود و در این پانزده شب احترام ش نسبت به تماشاگران احساس می شد و به همین خاطر پایداری اش همیشه در ذهن محفوظ خواهد ماند. چه قدم هایی که روی صحنه گذارد و چه نفس هایی که روی صحنه کشید، همه اش صادقانه بود و بدون خودنمایی و عرض اندامی عاشقانه حرف می زد. چه بی اندازه بود وسعت ذهن این شخصیت و چه قدر زیبایی در کلام و رفتارش پیدا بود و این همان شکل همیشگی در شخصیت های روزمره نیست بلکه شخصیتی است با رفتار و کردار نیک و خاص که در تمامی لحظه های زندگی نکته بینی هایش به زیبایی نمایان می شود و همه را شگفت زده می کند، گاهی آنقدر در عرض صحنه و در طول زندگی داستان ها را همانند طناب به یکدیگر می پیچد و به زیبایی بازی می کند که ذهن آدمی به تفکیک آن یاری نمی دهد و فقط باید لذت ببرد و لبخند بزند از اعجاز این شخصیت ... دیدن ادامه » که بی صبرانه زندگی و در عوض صبورانه فکر می کند .
به قول مجید جور عزیز شخصیت یک متفکر اجتماعی است و از نظر من یک انسان شریف و دوست داشتنی که همه را دوست می دارد و به دوستی سخن می گوید، یک انسانی که باید وجود داشته باشد که البته گاهی در وجود ما چنین حسی پدیدار می شود و سلول های فکری را فعال می سازد، آقای جیم تمام لحظه هایش را با شخصیت های دیگر در صحنه تقسیم می کند و سعی بر شناساندن محیط اطراف دارد و البته خیلی محترمانه و ملموس که همین نزدیکی و ملموس بودنش جذاب و دوست داشتنی است. اینک این اتفاق بزرگ و نیک افتاده است و ما باید بتوانیم با این شخصیت همراه باشیم و او را در عرصه ی زندگی تنها نگذاریم تا بتواند نفس بکشد و زنده بماند و زندگی کند، ما باید در صحنه ی بزرگ تئاتر این سرزمین از این شخصیت حمایت کنیم تا او بتواند به عشق ما در صحنه با خودش بجنگد و زندگی را زندگی تر کند و لطف هر کس از این ضیافت همیشگی به اندازه ی وسعت قلب اوست .
در کلام آخرم موظفم از کسانی که در این اجرا ما را همراهی کردند و کسانی که با ما رفیق بودند و بیشتر از همه از تماشاگران گرانقدری که با نگاه پر مهرشان نظاره گر این شخصیت بودند، سپاسگزار باشم .
به پاس این لطف بی کران تان سر تعظیم فرود می آورم .
ارادتمند
فرزاد تقوی فرهی
تأملی بر شخصیت "آقای جیم"
آقای جیم خلق شد... آقای جیم محترم بود و در این پانزده شب احترام ش نسبت به تماشاگران احساس می شد و به همین خاطر پایداری اش همیشه در ذهن محفوظ خواهد ماند. چه قدم هایی که روی صحنه گذارد و چه نفس هایی که روی صحنه کشید، همه اش صادقانه بود و بدون خودنمایی و عرض اندامی عاشقانه حرف می زد. چه بی اندازه بود وسعت ذهن این شخصیت و چه قدر زیبایی در کلام و رفتارش پیدا بود و این همان شکل همیشگی در شخصیت های روزمره نیست بلکه شخصیتی است با رفتار و کردار نیک و خاص که در تمامی لحظه های زندگی نکته بینی هایش به زیبایی نمایان می شود و همه را شگفت زده می کند، گاهی آنقدر در عرض صحنه و در طول زندگی داستان ها را همانند طناب به یکدیگر می پیچد و به زیبایی بازی می کند که ذهن آدمی به تفکیک آن یاری نمی دهد و فقط باید لذت ببرد و لبخند بزند از اعجاز این شخصیت ... دیدن ادامه » که بی صبرانه زندگی و در عوض صبورانه فکر می کند .
به قول مجید جور عزیز شخصیت یک متفکر اجتماعی است و از نظر من یک انسان شریف و دوست داشتنی که همه را دوست می دارد و به دوستی سخن می گوید، یک انسانی که باید وجود داشته باشد که البته گاهی در وجود ما چنین حسی پدیدار می شود و سلول های فکری را فعال می سازد، آقای جیم تمام لحظه هایش را با شخصیت های دیگر در صحنه تقسیم می کند و سعی بر شناساندن محیط اطراف دارد و البته خیلی محترمانه و ملموس که همین نزدیکی و ملموس بودنش جذاب و دوست داشتنی است. اینک این اتفاق بزرگ و نیک افتاده است و ما باید بتوانیم با این شخصیت همراه باشیم و او را در عرصه ی زندگی تنها نگذاریم تا بتواند نفس بکشد و زنده بماند و زندگی کند، ما باید در صحنه ی بزرگ تئاتر این سرزمین از این شخصیت حمایت کنیم تا او بتواند به عشق ما در صحنه با خودش بجنگد و زندگی را زندگی تر کند و لطف هر کس از این ضیافت همیشگی به اندازه ی وسعت قلب اوست .
در کلام آخرم موظفم از کسانی که در این اجرا ما را همراهی کردند و کسانی که با ما رفیق بودند و بیشتر از همه از تماشاگران گرانقدری که با نگاه پر مهرشان نظاره گر این شخصیت بودند، سپاسگزار باشم .
به پاس این لطف بی کران تان سر تعظیم فرود می آورم .
ارادتمند
فرزاد تقوی فرهی
اااا مگه امروز اجرای آخر نیست؟ من واسه امروز بلیط گرفتم که !!
۱۰ تیر ۱۳۹۳
با سلام خانم عظیمی امروز روز آخر خواهد بود
۱۰ تیر ۱۳۹۳
بله خانم عظیمی امروز روز آخر اجراست... :(
۱۰ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تأملی بر شخصیت "آقای جیم"
آقای جیم خلق شد... آقای جیم محترم بود و در این پانزده شب احترام ش نسبت به تماشاگران احساس می شد و به همین خاطر پایداری اش همیشه در ذهن محفوظ خواهد ماند. چه قدم هایی که روی صحنه گذارد و چه نفس هایی که روی صحنه کشید، همه اش صادقانه بود و بدون خودنمایی و عرض اندامی عاشقانه حرف می زد. چه بی اندازه بود وسعت ذهن این شخصیت و چه قدر زیبایی در کلام و رفتارش پیدا بود و این همان شکل همیشگی در شخصیت های روزمره نیست بلکه شخصیتی است با رفتار و کردار نیک و خاص که در تمامی لحظه های زندگی نکته بینی هایش به زیبایی نمایان می شود و همه را شگفت زده می کند، گاهی آنقدر در عرض صحنه و در طول زندگی داستان ها را همانند طناب به یکدیگر می پیچد و به زیبایی بازی می کند که ذهن آدمی به تفکیک آن یاری نمی دهد و فقط باید لذت ببرد و لبخند بزند از اعجاز این شخصیت ... دیدن ادامه » که بی صبرانه زندگی و در عوض صبورانه فکر می کند .
به قول مجید جور عزیز شخصیت یک متفکر اجتماعی است و از نظر من یک انسان شریف و دوست داشتنی که همه را دوست می دارد و به دوستی سخن می گوید، یک انسانی که باید وجود داشته باشد که البته گاهی در وجود ما چنین حسی پدیدار می شود و سلول های فکری را فعال می سازد، آقای جیم تمام لحظه هایش را با شخصیت های دیگر در صحنه تقسیم می کند و سعی بر شناساندن محیط اطراف دارد و البته خیلی محترمانه و ملموس که همین نزدیکی و ملموس بودنش جذاب و دوست داشتنی است. اینک این اتفاق بزرگ و نیک افتاده است و ما باید بتوانیم با این شخصیت همراه باشیم و او را در عرصه ی زندگی تنها نگذاریم تا بتواند نفس بکشد و زنده بماند و زندگی کند، ما باید در صحنه ی بزرگ تئاتر این سرزمین از این شخصیت حمایت کنیم تا او بتواند به عشق ما در صحنه با خودش بجنگد و زندگی را زندگی تر کند و لطف هر کس از این ضیافت همیشگی به اندازه ی وسعت قلب اوست .
در کلام آخرم موظفم از کسانی که در این اجرا ما را همراهی کردند و کسانی که با ما رفیق بودند و بیشتر از همه از تماشاگران گرانقدری که با نگاه پر مهرشان نظاره گر این شخصیت بودند، سپاسگزار باشم .
به پاس این لطف بی کران تان سر تعظیم فرود می آورم .
ارادتمند
فرزاد تقوی فرهی
درود بر شما فرزاد تقوی فرهی بزرگوار :)
موفق باشید
۱۰ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آخرین روز های دیدار با آقای جیم
امروز وفردا چشم انتظار شما حامیان هنر
9و10 تیرماه ساعت 18 درتماشاخانه استاد جمشید مشایخی سرای کاووسیه
سام کیانی، علی قانعی، علی حلاجی و سامان خلیلی این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آخرین روز های دیدار با آقای جیم
امروز وفردا چشم انتظار شما حامیان هنر
9و10 تیرماه ساعت 18 درتماشاخانه استاد جمشید مشایخی سرای کاووسیه
اااا پس چرا تا سیزدهم تیوال بلیط میفروشه؟
۰۹ تیر ۱۳۹۳
قابل توجه دوستان احیاناً سایت باز نشدشما حضوری تشریف بیاورید تخفیف تیوالی دریافت کنید متشکرم چشم انتظار شما هستیم
۰۹ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به اطلاع می رسانم با توجه آغاز ماه مبارک رمضان ساعت اجرا 18 خواهد بود
چشم انتظار همه بزرگواران وعلاقمندان هستیم

8 و 9 و 10 تیر ماه 1393
ساعت اجرا:18
ضمن عرض تشکر از تمامی بزرگوارانی که تشریف آوردند و این کار دیدند وسپاسگزارم از کسانی پیام گذاشتند ونقد کردند

متاسفانه درروز چهارم تیرماه نتونستم حضور داشته باشم با دوستان تیوالی عزیزم ملاقات کنم( تصادفی درابتدای خیابان قبادیان) ولی باز هم متشکرم

به اطلاع می رسانم با توجه آغاز ماه مبارک رمضان ساعت اجرا 18 خواهد بود
چشم انتظار همه بزرگواران وعلاقمندان هستیم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به اطلاع می رسانم با توجه آغاز ماه مبارک رمضان ساعت اجرا 18 خواهد بود
چشم انتظار همه بزرگواران وعلاقمندان هستیم

8 و 9 و 10 تیر ماه 1393
ساعت اجرا:18
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به اطلاع می رسانم با توجه آغاز ماه مبارک رمضان ساعت اجرا 18 خواهد بود
چشم انتظار همه بزرگواران وعلاقمندان هستیم

8 و 9 و 10 تیر ماه 1393
ساعت اجرا:18
هما بابایی، نازنین بیگی، babak afshari و Aghaee این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید