تیوال گلبرگ کامروز(گافکا) | دیوار
S3 : 10:00:58
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چند شب پیش این نمایش رو دیدم و در مجموع ازش راضی بودم.
موضوع جالبی داشت و لایه های روانشناسانه و جامعه شناختی متن مشهود بود ولی به نظرم باید بیشتر به جزییات و ریزه کاریها پرداخته می شد تا تماشاگر به خوبی متوجهشون بشه و براش گنگ نمونن( مثل قضیه آینه یا دیدن شبح توسط قاضی و ..)
من نمایش رو به دو نیمه تقسیم می کنم. نیمه اول شروع تا قبل از مونولوگ دادستان و نیمه دوم هم مونولوگ تا انتهای نمایش.
کار در نیمه اول ریتم کندی داشت و کم کم داشت تکراری می شد ولی وقتی به قسمت مونولوگ دادستان رسید ورق برگشت و جذابیت کار زیاد شد.
به شخصه فکر می کنم مجتبی بیات(دادستان) پتانسیل خیلی خوبی داره، نمی دونم چرا وقتی نقطه اوج بازیش رو می دیدم یاد اسماعیل گرجیِ سیزیف افتادم!!
فکر می کنم به زودی کارهایی در همون حد یا حتی بهتر از ایشون خواهیم دید و مطمینم اگه با همین فرمون ادامه ... دیدن ادامه » بدن آینده درخشانی در انتظارشونه.
با اینکه اکثر بازیگرهای این نمایش در ابتدای راهشون هستند ولی اکثراً بازیهای خوب و قابل قبولی ارائه دادند.
به نظرم چون کار قسمت های بداهه زیادی داشت و در تعامل با تماشاگرها جلو می رفت مهارت و تمرکز زیادی می طلبید تا یه موقع از کنترل خارج نشه..شب اجرای ما که خوب جمع شد.
در انتها به بازیگران، کارگردان و همگی عوامل خسته نباشید می گم و براشون آرزوی موفقیت می کنم.
سلام و درود
من این کار رو زمانی دیدم که پای خانم صمدی شکسته بود و آقایان کی منش و ژوله بازیگر کار بودن.
تقریبا سه سال پیش! ولی دوست داشتم بازی خانم صمدی رو هم ببینم بنابراین دوشنبه هفته پیش مجددا به دیدن کار رفتم.
متاسفانه اجرای قبلی خیلی به نظرم جذاب تر اومد. هیپولیتای کار قبلی (فکر کنم خانم نظری) خیلی بیشتر با نقش مچ بودند. نبودِ آقای کی منش هم به شدت محسوس بود..
هفته پیش یه آقای عکاس نامحترم اومد روی پله ردیف سه و کنار صندلی جلویی من نشست و از ابتدای نمایش تا آخر نمایش صدای شاتر دوربینش یه طرف و خنده های منزجر کنندش از طرف دیگه باعث شد به شدت بهم سخت بگذره.
سه سال پیش اولین بار با این کار با سالن مستقل آشنا شدم و خیلی این سالن رو دوست داشتم تا اینکه خارج از ظرفیت فروشیش شروع شد!
کاش برای دیدن دوباره کاری که دوستش داشتم و باهاش خاطره داشتم به مستقل ... دیدن ادامه » نمی رفتم!
الان دومین باره اجرایی رو که قبلا دیده بودم، تو مستقلِ این روزا دیدم و به قدری شرایط سالن بد بوده که باعث شد نه تنها هیچ لذتی از اون نمایش ها نبردم، بلکه خاطره های قبلیشون هم حسابی خراب شد!
دفعه اول سیزیف بود که تو ایرانشهر عاشقش شده بودم و تو مستقل به لطف خارج از ظرفیت ها تمام لذت قبلی شسته شد رفت!!اون شب خارج از ظرفیتی که روی پله و کنار صندلیم نشسته بود رسماً دیوانم کرد! خانمی پله کنار صندلیم نشست ولی طوری که حس می کردم تو دهن من نشسته!! یک ثانیه یک بار جابجا می شد و توی کیفش دنبال چیزی می گشت..یه لحظه هم که آروم می گرفت موهاشو که بلند بود با فاصله زیاااد از سرش (تا هرجا می رسید) می کشید و دور انگشت سبابش انقد میپیچوند تا برسه به کف سرش!! بازش می کرد و دوباره از اول!!!و از قضا تمام این کاراش تو دید من بود که کنارش نشسته بودم!!بقیه خارج از ظرفیت ها هم که سه ردیف جلوی سن بودن و تو دهن اسماعیل گرجی بودند!!
من معمولا صندلیم رو دو سرِ ردیف می گیرم که یک طرفم خالی باشه تا احتمال اینکه گیر یه تماشاگرنما بیفتم کمتر بشه ولی تو سالن مستقل که رو پله ها هم به زور آدم میچپونن نمیشه این تدابیر رو اندیشید!!

آقای کوشکی عزیز خارج از ظرفیت های مستقل بدجور داره توی ذوق می زنه..لطفا فکری براش بکنید.
انصافا چقدر بهتون سخت گذشته منم که وسواس این اتفاقات کاملا همذات پنداری کردم باهاتون-))
۱۶ مرداد
بازم خدا رو شکر :)
۱۷ مرداد
آره خب D:
۱۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
لطفا اجرا رو تمدید کنید یا روزانه یک سانس اضافه کنید!
چون سالن خیلی کوچیکه و ظرفیتش کمه، تعداد زیادی هستند که دوست دارند کار رو ببینند ولی موفق به تهیه بلیط تهیه نشدند..
موافقم، متاسفانه من هم نتونستم بلیط تهیه کنم
۰۶ مرداد
متن شاید سوزناک نباشه ، اما میدونم چقدر دوست داشتی باهامون میومدی :(((
من میگم بیا دم گیشه حضوری میگیریم. اگر ندادن تعدادمون زیاده ، پیروز دعوا ما هستیم شک نکن :))
۰۷ مرداد
آخی ممنون محمدجواد مهربون:)
پس واجبه بگم نفیسه جان نانچیکوشو بیاره D:
۰۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی آقای هاشمی رو خیلی دوست دارم ..قشنگ میدونه طنز رو تا کجا ببره..بلده مخاطب رو بدون شوخی جنسی بخندونه!
متن رو هم خیلی دوس داشتم ..اون حالت استیصال آقای هاشمی رو در تشخیص دروغ از حقیقت، با تموم وجود درک کردم و خیلی ازش لذت بردم...و در نهایت اون پایان باز کار رو خیلی پسندیدم.

پ.ن:ممنون از کارگردان عزیز و گروه محترم که بعد از نمایش توی نشست شرکت کردن و فرصتی برای گپ و گفت و تبادل نظر راجع به نمایش و مشکلات تماشاگرها پیش آوردن.
همگی خسته نباشید
این اجرا رو دو هفته پیش دیدم ولی نظری نذاشتم چون نمیتونستم با خودم کنار بیام که این نقد رو بنویسم یا نه!اما بالاخره تصمیم گرفتم بنویسمش!
اول اینکه بسیار موضوع خوبی برای کار انتخاب شده و ممنونم از ذهن دغدغه مند کارگردان عزیز ..به نظرم اینکه هدفشون حمایت از قشریه که در جامعه مظلوم واقع شدند، بسیار ارزشمنده اما روش این حمایت رو اصلا دوست نداشتم!
چرا باید حقمون رو از موضع ضعف بگیریم؟!
انسانهایی هستند که بنا به دلایلی اقلیت شدن و بهشون ظلم شده!اینکه بیایم براشون مراسم روضه راه بندازیم شرایطشون رو بهبود میده؟!نخیر!فقط باعث میشه بعد ازین به جای نگاه "تمسخر آمیز"، نگاهی "ترحم آمیز" بهشون داشته باشیم که فکر نمی کنم هیچکدوم از این عزیزان خواستار چنین چیزی باشن!

من یه دخترم و تو جامعه ای هستم که حقوقم دائم در حال تضییعه و بخاطر مردسالار بودن ... دیدن ادامه » جامعم همیشه تو الویت دوم قرار می گیرم!نمی گم اندازه ترنسها ولی تا حد خیلیییی زیادی به دختر ها و زن ها هم در همین جامعه ظلم شده و میشه و خواهد شد!ولی من ترجیح میدم این بی عدالتی ها رو با "صدای رسا" فریاد بزنم و حقوق از دست رفتمو با "قدرت" طلب کنم نه اینکه با چشم گریان اونا رو از کسانی که ازم دزدیدنش گدایی کنم!!
اینکه شما به ظالم التماس کنی تا بهت ظلم نکنه اصلا اسمش احقاق حق نیست!!!

پس برادر و خواهر ترنس من!حقت رو با قدرت بگیر!کسی بهت توهین کرد بکشونش دادگاه!ازش فیلم بگیر!آبروشو ببر!!برای حقت مبارزه کن و حقتو از کسی گدایی نکن!
همین کارها خودش فرهنگ سازیه...تا وقتی از ترس قضاوت ها و تمسخرها فرار کنی و ضعیف و مظلوم نشون داده بشی کسی شما و مطالباتتون رو جدی نمیگیره !!این جامعه همونقد که برای منه برا تو و هر اقلیت دیگه هم هست!

پ.ن:به جرأت میتونم بگم بدترین لحظات رو در این تیاتر داشتم!!یکی اون بالا روضه میخوند و چن نفر هم کنارم جوری اشک میریختن و بین اشک ریختن هاشون بینی هاشونو میکشیدن بالا!!! که اگه اخلاقیاتم اجازه میداد همون وسط بلند میشدم و صحنه رو ترک میکردم!!
شبی که اجرا رو دیدم، بیرون سالن دوتا دختر جوان با هم حرف میزدن، یکیشون گفت:
«من کل نمایش هی دماغمو کشیدم بالا که هم فکر کنن گریه میکنم، هرهرهر»
میخوام بگم بازم به معرفت اونی که واقعا اشک ریخته، بعضیا که جز لودگی، هیچ هنر دیگه ای ندارن
۱۰ تیر
خیلی کامنت آخرت خوب بود گلبرگ جان
آفرین :)
۱۱ تیر
ممنونم علیِ عزیز :)
۱۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این سه شنبه دسته جمعی داریم میایم زیارت! :)))
امضا: جمعی از تیوالیون :)
تازه ما از اتاق فرمان میبینیم:))))))
خدایی تصمیم دارم هرجا نشنیدم بلند بگم دوباره بگو:))))))))
تا بقیه باشن ردیفهای جلو برن و ما عقب بشینیم.والا:)
۰۱ تیر
سپهر شما رو کروات من شعر نوشتی؟؟؟؟ :I
۰۴ تیر
The game is on
Let's begin :)
۰۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه خبرهای بد تو "بی دفاع ترین لحظات زندگیت" داده میشه!
آخ که چقدر عاشق این نمایش هستم من
۰۱ تیر
شما ریاضی هستید،بچه های تجربی خارپشت میشن بعد از مدتی:))))))
۱۰ تیر
:))))))
۱۰ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دو تا بلیط کچل کفتر باز برای امروز ۱۹:۳۰ دارم اگه کسی میخواد بگه هدیه کنم :)
عههههه
نیم ساعت زودتر دیده بودم با مخ میگرفتم ازت.همونطرفا هم هستم آخه...

به قول ابلوموف
شانس چیه؟
هیچی
۳۱ خرداد
پاک کردن اشک از گوشه چَشم.
۰۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دو هفته پیش که فیلمو دیدم هم ازش لذت بردم هم از دست سوتی هاش حرص خوردم!
به نظر من مشکل اصلی فیلمنامه "نپرداختن" کامل به یه موضوعه!
یه توک به یه چیز میزد و سریع میرفت موضوع بعدی!
مثلا عشق آتشین بین نوید محمدزاده و پریناز ایزدیار رو فقط تو همون قسمت بولد میکنه و تمام!تو قسمت های بعدی هیچ اثری از این عشق تو نگاه ها، لحن و اعمالشون دیده نمیشه!
یا مثلا زندان رو پر دود میکنن و بعدش نه در مورد نتیجش صحبت میشه نه چیزی نشون داده میشه!
و مثال های دیگه که اگه بخوام همشونو بگم خیلی متنم طولانی می شه!
کلا انگار نویسنده خیلی هیجان داره تمام ایده هایی که ازینور اونور جمع کرده رو توی کار بچپونه!
من هر صحنه از فیلم رو که می دیدم برام آشنا بود و انگار قبلا تو یه فیلم دیگه دیده بودم!
یاد لباس سیندرلا افتادم که موش ها رفتن هر تکه ش رو از یه جا آوردن ولی خبر خوب این ... دیدن ادامه » بود که در نهایت لباس زیبایی شد!

یکی از نکات مثبت کار از نظر من بیرون آوردن نوید محمدزاده از اون کاراکتر بدبخت بیچاره همیشگیش بود ..دیگه کم کم داشت دچار تکرار می شد .. به نظرم توی تیپ جدیدش خوب جا افتاده بود و قشنگ بازی کرد.
نکته بعدی طراحی صحنه و لوکیشن خوب فیلم بود.
در نهایت اینکه من حیث المجموع کار رو دوس داشتم شاید بخاطر اینکه هر تکه از کار یه کار دوست داشتنی و قوی رو برام تداعی میکرد!!
شایدم چون یه کار هپی اندینگ بود به مذاقم خوش اومده!
"کی از نکات مثبت کار از نظر من بیرون آوردن نوید محمدزاده از اون کاراکتر بدبخت بیچاره همیشگیش بود"

با این بخش از نقدتون خیلی زیاااااد موافقم
۲۸ خرداد
اونجا فقط ۵ سانت از اتاق فرمان جلوتره :))
میشه برای تبلیغ بگی تجربه ای تکرار نشدنی!! این نمایش زیبا را از اتاق فرمان ببینید:)))
۳۱ خرداد
:))))))) یادم باشه اینو بنویسم؛)
۳۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیراندازی در محوطه تیاتر شهر تهران!!!/ایسنا
اون منطقه فقط درگیری مسلحانه کم داشت!
باجلیقه ضدگلوله ازاین پس باید برای دیدن نمایشها به تاترشهر بریم ..
۲۰ خرداد
متشکرم. دقیقا با شما موافقم و معتقدم منظر شهری پیش آمده روبروی تیاتر شهر نیز خیلی زشت شده است. جسارتا تصور بفرمایید فردی فرهیخته از نمایشی فاخر در تالار شهر بیرون می‌آید، لباس زیر و دمپاییش را از دست‌فروش می‌خرد، جلوتر بال کبابی و چایش را می‌زند و مابقی ... دیدن ادامه » خریدش را در راه منزل در مترو انجام می‌دهد. ظاهرا اسباب راحتیش از هر گونه محیا شده است!
۲۱ خرداد
:)))
درست می فرمایید اسباب راحتی فراهم شده ولی تهش یکی یه تیر هوایی میزنه تمام این آسایش دود میشه میره هوا D:
۲۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و عرض احترام
از این کار خوشم اومد چون از اون کارهاییه که هنوز درگیرشم و هنوز پازلش تو مغزم تکه های گمشده داره!
به نظرم باید یه بار دیگه به دیدنش برم بلکه بشه فکرش دست از سرم برداره! :)

پ ن:سالن هامون تمیز و خوشگل شده ممنون ولی متاسفانه مشکل اصلی سالن باران رو حل نکردن!صندلی ها!!
جزو بدترین صندلی هاییه که دیدم!حیف نبود همه چیز سالن رو بهتر کردند ولی کیفیت صندلی ها رو بالا نیاوردند؟؟!
گلبرگ عزیز
سپاس از حضورتون
و خوشحالیم که نمایش و دوست داشتین
۱۸ خرداد

مریم جان به خاطر عملکرد حرفه ای شما و گروه محترم در تمام زمینه ها سپاسگزارم
آرزوی موفقیت
۱۹ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پریشب این نمایش رو دیدم
قبل از اینکه نظرم رو در مورد کار بگم دو تا سوال برام پیش اومده که ممنون میشم اگه کسی میدونه جواب بده :)
1-یه جا بابک( افشین زمانی) توی اتاق بود و نازنین (که میگفتن دوس دختر سابقشه) بهش زنگ زد ولی یه جور با نازنین حرف زد که انگار نازنین دوست دختر قبلی آرش (مجتبی پیرزاده) بوده و دوستاش الکی به دوس دختر آرش (نینا یا همون گلنوش قهرمانی خودمون!) گفتن نازنین دوس دختر قبلی بابک بوده!
..کسی متوجه شد اینجای داستان رو؟
2- یه جا نینا(گلنوش قهرمانی) با بابک( افشین زمانی) تو اتاق بود و بهش گفت : "صدامو شنیدی موقع حرف زدن ؟" و بابک گفت:" نه! وقتی داشتی با تلفنت حرف میزدی من خواب بودم!" .درصورتیکه اون صحنه هیچوقت اتفاق نیفتاده بود چون بابک تو خواب فوت کرده بود و نمیتونسته بعدش دیالوگی داشته باشه!این قسمت مفهومش چی بود؟آینده بوده؟اتفاقات ... دیدن ادامه » محتمل موازی بوده؟!چی بود جریان؟
تازه تو همون قسمت بابک به نینا جریان بارداری فیک رو هم میگه!اگه اون سکانس قبلی (اتاق )وجود نداشته پس صحنه بعدیش هم که نینا رفت به آرش (مجتبی پیرزاده) و فواد (امیراحمد قزوینی) در مورد خبر داشتنش از فیک بودن بارداری گفت هم وجود نداشته!!
گیج شدم :|
گلبرگ عزیز، نکته اول رو متوجه نشدم. فکر نمیکنم این منظور تو نمایش بود. ولی نکته دوم همون جهان موازیه. و احتمالا در مورد اثر پروانه ایه. که ممکنه یه واقعه به وجود بیاد یا نه.
۱۴ خرداد
مفهومش این بود که زندگی مثل تئاتر نیست... تئاتر رو میشه تکرار کرد، زندگی رو نه
۱۹ خرداد
درسته ممنون مفهوم کلیش دقیقا همینه که می فرمایید
من حس کردم دی کد کردن هر صحنه هم میتونه یه سری حرف داشته باشه..
۱۹ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عرض سلام و احترام
همیاری عزیز این نمایش تخفیف نداره؟
من گفتم بگم، میگن باز دوباره این شروع کرد.. :(
۱۴ خرداد
دیگه سه روز چیه که انقد خسیس بازی در میارن؟! :|
۱۴ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دو شب پیش این نمایش رو دیدم ولی متاسفانه قسمت نظرات مدام در حال لود شدن بود و نشد زودتر نظرم رو بنویسم.
اول از همه خسته نباشید میگم به جناب رفیعی ارجمند و گروه خوبشون.
به نظرم دوستی که واژه "شریف" رو برای این کار انتخاب کردند، حق مطلب رو به درستی ادا کردند.
سادگی کار خیلی بهم چسبید..از اینکه برای خندادن تماشاگران به هر خفتی تن ندادند و در اوج، از مخاطبین خنده میگرفتند هم بسی لذت بردم.
به وضوح همه بازیگرها داشتند از جون و دل مایه میذاشتند دم همتون گرم ..دست مریزاد..

یه انتقاد هم به قسمت غمناک کار دارم.. یه جورایی ضدحال بود و دوسش نداشتم.
نکته آخر اینکه سر صحنه های درگیری به شدت نگران بودم خدای نکرده سر یا چشم یکی به گوشه میز یا سرامیک کف بخوره..خیلی خطرناک بود کاش این قسمت ها یه مقدار محافظه کارانه تر و با تدابیر بیشتری انجام میشدن..
در انتها ... دیدن ادامه » تشکر میکنم از همه عوامل این کار "شریف" ،
آرزومند موفقیت های روزافزونتان هستم :)

سلام و عرض ادب خانم کامروز عزیز. خیلی لطف کردین. خوشحالم از اینکه کار رو دوست داشتید حقیقتا فکر میکردم از کار خوشتون نیومده و به خاطر رودربایستی با بنده نظری ننوشتید و یه جورایی ملاحضه مارو کردید چون انتهای نمایش هم افتخار آشناییتون رو نداشتم. اما وقتی ... دیدن ادامه » نظرتون رو دیدم جدا خوشحال شدم.
در مورد صحنه های اکشن ما من قبلا هم توضیح دادم که ما بارها این صحنه ها رو تمرین کردیم تقریبا تمام تماشاگران ما در مواجهه با این صحنه ها حس شمارو دارن (نگرانی) اما بازیگران ما بارها تمرین کردن تا ریسک آسیب پذیری رو به حداقل برسونیم. ما حتی تماشاگرانی داشتیم که برای بار دوم اومدن کار رو ببینن که چک کنن اون میزان سن ها اتفاقی اون شکلی اجرا شدن یا نه قرار بوده همینجوری باشن ((:
خیالتون راحت باشه شکر خدا تا الان تو هیچکدوم از اجراها مشکلی از ابن بابت نداشتیم البه تو تمرین ها تا دلتون بخواد که اونم طبیعی هست.
یه دنبا سپاس بابت مهربونیتون و ثبت نظرتون.
۱۲ خرداد
بله درست میفرمایید و من هم نگرانی رو توی تماشاگران کنار دستی خودم میدیم و حس میکردم، ولی اعتقاد دارم جذابیت اون لحظه ها در همین طبیعی بودنشون بود.

ممنون از شما
۱۴ خرداد
بزرگوارید
درسته ما هم لذت بردیم هم نگران شدیم:)
۱۴ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عرض ادب و احترام
همیاری عزیز چرا برای یک سانس، تخفیف رو از خرید اولین بلیط نمیذارید؟!
الان من بلیط دو تا نمایش "خانواده دوست داشتنی" و "پروانه الجزایری" رو گرفتم بعد دیدم بعد از خرید من، برای هردو نمایش و دقیقا همون سانسهایی که من خریدم تخفیف گذاشته شده!
خب اگه قراره تخفیفی برای یک روز و سانس مشخص گذاشته بشه وسط خریدش که نباید اعلام کرد!!
وقتی نصف سالن یک سانس بی تخفیف خریداری کردن و نصف سالن با تخفیف یه جورایی اجحافه!
درود بر شما
در مورد نمایش پروانه الجزایری تخفیف از سمت سالن محترم دیشب اعمال شد؛ شنبه با خریدارن قبلی تماس گرفته می شود و مبلغ اضافی برگشت داده خواهد شد.
در مورد نمایش خانواده دوست داشتنی من از سمت پشتیبانی بررسی خواهد شد.
با سپاس
۱۰ خرداد
گلبرگ عزیز
بابت این مشکل عذرخوهی ما را بپذیرید
ممنون ازینکه نمایش پروانه های الجزایری را برای تماشا انتخاب کردید
۱۱ خرداد
ممنون خانم رودبارانی عزیز :)
۱۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صادقانه بگم با توجه به کامنت هایی که خونده بودم، قبل از نمایش خودمو برا دیدن یه کار لوس آماده کرده بودم ولی وقتی کار شروع شد و جلو رفت دیدم داره خوشم میاد!
حتی با اینکه تماشاگرا پشت هم میخندیدن و در تئاترهایی که دیدم عموما این مسیله رو اذیت کننده میدونستم ولی این بار اصلا اذیت نشدم و فقط سعی کردم از کار لذت ببرم..
طراحی صحنه به دلم نشست، اکثر لحظات بازی آقای دیرباز و خانم رهنما رو دوست داشتم.
دو برداشت متفاوت از یک ماجرا برام خیلی جذاب بود..فهمیدم برای اینکه یه زندگی مشترک خوب جلو نره لزوما نیازی به مقصر نیست!
میشه دو طرف بهترین خودشون رو برای همدیگه بذارن ولی باز نشه..حتی میشه عاشقانه همو دوس داشته باشن ولی باز نشه!!
فهمیدم ازدواج موفق ممکنه کلی شرط "لازم" داشته باشه ولی متاسفانه هیییچ شرط "کافی" ای رو نمیشه براش متصور شد!

به قول شاعر ... دیدن ادامه » :
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود

پ.ن: خوشبختانه این سری کسی با ورود بازیگرا دست نزد و خبری از چیپس و پفک هم نبود!حتی موبایلی هم زنگ نخورد!!
فکر می کردم دارم خواب میبینم:))
این که پروژه ی دست بازی نداشتید که عالی بوده گلبرگ خانم ولی کدوم طراحی صحنه رو دوست داشتید؟ درکل دوتا صندلی این ور و اون ور صحنه بود که عزیزان روش نشست و برخواست میکردن دیگه با یه بچه میز کنار صندلی آقا دیرباز ، چی داشت دیگه ؟
۳۰ اردیبهشت
:)))
سشوار صحنه؟!:)))
دقیقا!!! فک کنم چون منتظر یه سری اتفاق وحشتناک بودم و رخ نداد انقد شنگول شدم:))
۳۰ اردیبهشت
:)))
۳۰ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب اجرا رو دیدم.بازی بازیگرها خوب بود طراحی صحنه زیبا بود.به نظرم از اون نمایشنامه ها بود که باید از قبل یه بار میخوندیش یا بعد از نمایش باید حتما یه بار بخونیش تا مفهومشو کامل متوجه بشی..
خانم سپاه منصور رو خیلی دوست دارم و خیلی دلم میخواست از نزدیک کارشون رو ببینم.
متاسفانه اجرا ده دقیقه دیر شروع شد و قبلش هم ازدحام جمعیت بیرون سالن خیلی آزاردهنده بود..اصلا هوا نبود..
یه چیزی که بسیار رو اعصاب بود صدای شاتر دوربین های دو خانم عکاس محترم در ردیف اول بود که هر دو ثانیه یه بار عکس میگرفتن!!رسما تجاوز به حقوق تماشاگرها بود..
آخ آخ بعضی عکاسا که رسماً نامردند، قشنگ تمرکز آدمو بهم میریزند و ولم نمیکنن، هزارتا فریم میگیرند، خیلی بده
۲۵ اردیبهشت
صد درصد D:
۲۵ اردیبهشت
:))))
۲۵ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام همیاری عزیز
اجرای فردا سر جاشه؟
زهره مقدم این را خواند
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
خیر
اجرای یکشنبه کنسل شده
از دوشنبه اجراشون شروع میشه
۲۱ اردیبهشت
ممنونم ..الان اطلاعیه تیوال رو دیدم
۲۲ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سعید دشتی یکی از دو کارگردان نمایش «مار بازی»، از توقیف این نمایش؛ دو روز مانده به آغاز اجرای عمومی؛ خبر داد.

دشتی با اعلام این خبر افزود: چند روز پیش «مار بازی» توسط شورای ارزشیابی و نظارت اداره‌کل هنرهای نمایشی بازبینی شده و بدون حتی یک مورد اصلاحیه، مجوز اجرا گرفته بود اما دو روز مانده به آغاز اجرای عمومی نمایش؛ از سوی اداره‌کل هنرهای نمایشی به ما اعلام کردند نمی‌توانید اجرا بروید.

این کارگردان تئاتر با بیان اینکه گروه نمایش «مار بازی» یک ماه و نیم برای اجرای این اثر تمرین کرده است، گفت: از سوی اداره‌کل هنرهای نمایشی علت این توقیف را به ما «دلایل غیر هنری» اعلام کردند و توضیح بیشتری ندادند.

کامبیز دیرباز و بهاره رهنما دو بازیگر نمایش «مار بازی» به نویسندگی صحرا فتحی و کارگردانی مشترک او و سعید دشتی هستند که قرار بود از ۲۰ اردیبهشت ... دیدن ادامه » اجرای خود را در سالن استاد سمندریان مجموعه ایرانشهر آغاز کند.
دستشون درد نکنه ! آقایون جنتلمنن جنتلمنن ، همه شون عشق منن عشق منن ، کارا رو توقیف کنین جون بابا صحنه رو بلرزونین بابا ... :(
۲۰ اردیبهشت
سلام و عرض ادب
گویا خانم بهاره رهنما همان جریان سلبریتی بانفوذ رو استوری کردن که از قضا همون شاکی خصوصیه.
اینم متن خبر :
نمایش ماربازی با بازی بهاره رهنما و کامبیز دیرباز که قرار بود از ۲۰ اردیبهشت ماه در سالن سمندریان اجرا شود بنا دلایلی که گفته میشود اختلافات بهنوش بختیاری و صحرا فتحی کارگردان نمایش از اجراهای گذشته است باعث ممنوع الکاری این کارگردان تئاتر شد و نمایش اخیر وی توقیف شد.

این نمایش با بازی بهاره رهنما و کامبیز دیرباز آماده اجرا شده و ابتدا در کنار سعید دشتی، نام صحرا فتحی هم به عنوان کارگردان روی پوستر نمایش نقش بسته بود. از دو روز پیش، نام صحرا فتحی از پوستر این نمایش درآمد و از فهرست عوامل کار هم حذف شد؛ اقدامی که نشان می‌داد همکاری او با «مار بازی» دچار مشکل شده است. با این‌حال، بلیت فروشی نمایش «مار بازی» از دیروز متوقف و نخستین زمزمه‌ها درباره مشکلات پیش روی اجرای آن شنیده شد.

امروز در حالی که مسوولان اداره‌کل هنرهای نمایشی بدون نام بردن از صحرا فتحی، دلیل عدم صدور مجوز اجرا برای «مار بازی» را ممنوع‌الفعالیتی یکی از عوامل آن ذکر کرده‌اند، معلوم نیست چرا با حذف نام این هنرمند از تبلیغات، «مار بازی» بازهم دچار مشکل شده است. در این راستا، صحرا فتحی در گفت‌وگو با خبرآنلاین، تنها به توضیحی کوتاه اکتفا کرد و گفت: «به من گفته‌اند کار نکن و من هم تبعیت می‌کنم.»

با ... دیدن ادامه » توجه به کناره‌گیری صحرا فتحی از این پروژه، تنها دلیلی که برای عدم صدور مجوز اجرا برای «مار بازی» باقی می‌ماند، وجود یک شاکی خصوصی است؛ کسی که حقوق مادی این اثر را از خود می‌داند. رد پای این شاکی را می‌توان در استوری اینستاگرام بهاره رهنما پیدا کرد. رهنما که بازیگر «مار بازی» است، دیروز نوشت: «مار بازی با نشر اکاذیب توسط یکی از سلبریتی‌های به خیال خودش با نفوذ، توقیف شد. به زودی در جریان جزییات قرارتان خواهم داد. برای من و آقای دیرباز کار بسیار است. اما «کارمای» بیکار کردن ۲۵ نفر به خاطر دشمنی شخصی، بی‌شک پاگیرش خواهد شد. مدارکی هست و قانون و همکاران خوب وزارت ارشاد به زودی رسیدگی خواهند کرد.»

برای پیدا کردن نام این سلبریتی، نیاز نیست زحمت زیادی کشید، کافی است یک جستجوی ساده انجام داد و نام و عکس صحرا فتحی را در کنار او پیدا کرد که سال گذشته (تابستان و زمستان ۹۷) یک نمایش را دو بار در ایران و کانادا روی صحنه برده بودند.

منبع: خبر آنلاین
۲۱ اردیبهشت
درود جناب دانش
به کی و کجا اعتراض کنیم؟
اگه مسیله مالکیت معنوی کار باشه داره از طریق دادگاه دنبال میشه و اعتراض ما تاثیری در روند پیگیریش فک نکنم داشته باشه.
۲۱ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هنوز شروع نشده جلوی اجرا گرفته شده؟!
ما برای یکشنبه بلیط گرفته بودیم. تیوال جان کی قراره خبر کنسلیش رو بدی؟!
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
درود بر شما
در صورت لغو این نمایش بلیت های خریداری شده بدون کسر هیچ مبلغی به خریداران محترم بازگشت داده خواهد شد.
لطفاْ‌ منتظر اعلام های پیش رو در این مورد از سوی تیوال باشید.
۱۹ اردیبهشت
سلام
ممنون از لحاظ مادی که تیوال همیشه خوش حساب بوده :) ولی مشکل الان حس بلاتکلیفیه.. معلوم نیست اجرا میشه؟؟ نمیشه؟؟ .. چه روزی؟؟ چه ساعتی؟؟تاریخ و ساعت اعلامی میتونیم؟؟ نمیتونیم؟؟ این اتفاقا برنامه ریزیها رو به هم میریزه.
۱۹ اردیبهشت
دقیقا
۲۰ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید