تیوال گلبرگ کامروز(گافکا) | دیوار
S2 : 10:27:21
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

اردیبشهت ۹۷ سالن سمندریان، قیمت بلیط : ۲۰ تومان
شهریور ۹۸ سالن سایه، قیمت بلیط : ۳۰ تومان
شهریور ۹۸ سالن مستقل، قیمت بلیط: ۳۵ تومان!
مهر ۹۸ سالن مستقل، قیمت بلیط: ۴۵ تومان!!!!
زیبا نیست؟؟!!!
همین الان خواستم منم در مورد قیمت بنویسم، که شما نوشتی. ای کاش حداقل یه تخفیف وفاداری بذارن.
۲۷ مهر
خانم ناصری عزیز متاسفانه تیاتر مستقل اصلا حرفه از عمل نمی کنه
به شخصه در هیچ زمینه ازشون راضی نیستم
۰۱ آبان
عزیز من ۳۰ دیدم تیاتر شهر..
سالن مستقل همیشه قیمتش بالاتره..
۳۰ هم پایین ترین قیمت تیاتر شهر بود..
سالن های خصوصی فرق می گنه...
تیاتر مزخرف ۵۰ قیمتش هست
الان ۸۰ بداهه را قیمت گذاشتند
یا اسلو را ۵۰ گذاشتند..
به نظرم زود قضاوت کردی..
بهر حال میل خودت هست ... دیدن ادامه » چه واکنشی
نشان دهی..
۰۵ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

به این میگن نمایش! نه کاری که فقط برا فروشش صحنه رو پر از سبلریتی می کنن و قیمت بلیط رو خداد تومن میذارن که مثلا کار لوکس جلوه کنه و انقدددد به حواشی می پردازن که تهش نه داستان درست حسابی ای وجود داره نه کارگردانی خوب نه بازی درخور!
به قولی آفتابه لگن هفت دست ولی شام و ناهار هیچی!!!

همه تحلیل های موجود رو دوستان به بهترین شکل گفتن و من دیگه قلم فرسایی نمی کنم.

به نظرم این نمایش همه چیزش به جا بود.. همه چیزش حرفه ای بود ..
انتهای کار نه تنها مجبورمون نکردن برای یه سری "مهمان" دست بزنیم بلکه حتی خود بازیگرا هم ترجیح دادن بخاطر خراب نکردن فضای پایانی فوق العاده، تک به تک تشویق نشن!!
واقعا آفرین!
خیلی حرفه ای هستید رفقا!
ممنون از همتون به شدت چسبید ❤❤❤

#زنده_باد_تیاتر_دانشجویی
تا حالا مهرگان رو با ۵ عکاس حتی تصور هم نکرده بودم که به لطف این نمایش به واقعیت پیوست!
صادقانه بگم اصلا کار رو دوست نداشتم و هی منتظر بودم یه اتفاق غیرمنتظره تو کار بیفته تا به خودم بگم آهاان!پس اینهمه شوخی های لوس تهش به جای خوبی رسیده!ولی متاسفانه نشد!

البته شاید حضور ۵ عکاس در سالن و صداهای وحشتاک اعصاب خورد کن شاترهاشون در گوشم هم بی تاثیر نبوده باشه!

پ.ن: از آقای طاها محمدی عزیز(یکی از کارگردانان اثر) تشکر میکنم که بعد از کار به اعتراضمون گوش دادن و سعی بر دلجویی داشتن..ولی واقعا انقد عصبانی بودم که قابل جبران نبود..
ممنونم از نظراتتون
۱۶ مهر
خانم گلبرگ دقیقا درست میفرمایید چیزی برای گفتن ندارم چون کاملا حق با شماست و فقط فقط میتوانم بگویم که تمام تلاشم رو خواهم کرد که دیگه تکرار نشه
۱۶ مهر
تشکر
امیدوارم از این به بعد این اتفاقات ناخوشایند حین هیچ اجرایی رخ نده..
۱۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقد آقای رحمتی خوب بود..قشنگ صحنه رو روی انگشتاش چرخوند!
پ.ن: باورم نمیشه امشب تماشاگرنما کم بود
از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم!
چرا هیچ نظری در مورد این نمایش وجود نداره؟!
من امشب اونجا بودم اتفاقا نظر شمارو دیده بودم و گفتم برم ببینم چجوریه این نمایش.
که یدفعه هنگام ورود به سالن دیدم یه اقای عکاس محترمی که اتفاقا عکاس خود حوزه هنری هم بودن وارد سالن شدن.
لذا بنده همونجا بلیطمو پس دادم و گفتم یه وقت دیگه میرم که نه عکاس ... دیدن ادامه » باشه و نه من از صدای شاتر دوربین رنج ببرم.
۱۰ مهر
به نظرم بهترین کار رو کردید اعصابتون رو برداشتید و در رفتید.
۱۰ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#هیس_تماشاگرها_فریاد_نمی زنند!!

به شخصه وقتی می بینم در اتفاق هایی مشابه اتفاق دیشب، جای ظالم و مظلوم عوض می شه به شدت ناراحت و عصبی می شم!!!
دقیقا مثل اینه که یکی ناغافل به شما چاقو بزنه و شما از درد شدید داد بزنی بعد حاضران در صحنه بگن درسته کار شخصی که چاقو زد زشت بود ولی کسی که چاقو خورد هم کارش درست نبود و باید خیلی آروم و طبق آداب اعتراض خودشو اعلام می کرد و آرامش بقیه رو به هم نمی زد!!!!
استدلال دوستانی که به تماشاگر اعتراض کردند همینقدر خنده دار و بی منطق بود!

کارگردانان محترم، بازیگران و دست اندرکاران عزیز ما تماشاگرهای همیشگی تیاتر از دست عکاس ها خسته ایم و کارد به استخوانمان رسیده!
تا الان که هربار اعتراضمون رو محترمانه بعد نمایش به گوش شما رسوندیم چه ترتیب اثری دادید؟!!!چه تغییر مثبتی ایجاد کردید؟!
هیچی!!
ما وقت و پولمون رو هزینه نمیکنیم ... دیدن ادامه » که بیایم رقص نور بیینیم و صدای شاتر بشنویم و برگردیم! فکر نمیکنید وقتشه یه راهکار عملی مفید برای این مشکل ارایه بدید؟!
اگر شما فکری نکنید تماشاگرها خودشون با عوامل مزاحم برخورد خواهند کرد و متاسفانه ممکنه مثل قضیه دیشب برای اجرا ایجاد مشکل کنه! پس تقاضا می کنم قبل از اینکه شاهد اتفاقات مجدد و شاید به مراتب شدیدتر بشیم از ورود عکاس به اجراهای همگانی جلوگیری کنید و اجرایی مخصوص عکاس های عزیز در نظر بگیرید.
با تشکر

#حقم_ضایع_شود_صدا_می شوم!
متاسفانه در این مملکت به ما یاد داده اند که سکوت کنیم و تحمل کنیم. بنده تمام قد از دوستانی که با صدای رسا اعتراض میکنن دفاع میکنم. حق گرفتنیست. ما فهمیدیم که با مماشات و تذکر در آرامش به جایی نمیرسیم. به نظرم وقتشه تا روشمون رو عوض کنیم. شاید گروه های اجرایی ... دیدن ادامه » واسه آبروشونم که شده رعایت کنن. که بعید میدونم براشون مهم باشه
۰۴ مهر
اگر از روز اول سکوت و عدم اعتراض را از نشانه های با فرهنگی جا نمی انداختند اوضاع و احوال جامعه ما در همه امور بسیار بهتر از امروز بود.حق گرفتنی هست شد با زبان و رفتار خوش نشد با زور و فریاد بگیریم یاد بگیریم از حق مان کوتاه نیاییم
۰۴ مهر
کاملا درست می فرمایید
جالبه حق خوری رو از نشانه های بی فرهنگی و بی شخصیتی جاننداختند..
همینطور برچسب زدن به کسی که از حقش دفاع میکنه!
متاسفانه تو جامعه ما همه چی برعکس شده
۰۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آقا توروخدا بیاید پولامونو بذاریم رو هم و برای عکاس سالن مستقل یه دوربین بخریم که شاترش رو بشه سایلنت کرد!!
این دومین نمایشه که نزدیکم میشینه و عکس میندازه و سفارشی و با صدای بلند میخنده و کل نمایش رو زهر میکنه!
برادر من خودخواهی هم حدی داره!وقتی یه نفر مراعات میکنه و بهت تذکر نمیده کار آزاردهندتو ادامه نده و نرو رو اعصاب بقیه!

پ.ن:واقعا از دست عکاس ها و تماشاگرنماها خسته شدم و ازین به بعد خجالتو کنار میذارم و در لحظه از حقم دفاع میکنم و با لحن درخور بهشون تذکر میدم ..
چقدر این نمایش رو دوست داشتم!
چند جا در نمایش حس کردم یه چیزی به اعماق قلبم نفوذ کرده!
لازم به ذکره این کار منو به شدت یاد نمایش "پروانه الجزایری" انداخت (از لحاظ موضوع که عبارت است از "ناتوانی در تشخیص واقعیت و قصه" ،تلاقی زمانها و مکانها، صحبتهای راوی از بلندگو در ابتدای نمایش.. سردرگمی تماشاگر در بین سناریونویسی یک نویسنده.. پایان باز و در نهایت هم تشابه در محل اجرای هردو که هامون بود!)
از قضا اون کار هم خیلی دوست داشتم..
به همگی عوامل خسته نباشید میگم و براشون موفقیت های بیشتر آرزومندم.

پ.ن: خوشحالم که فاطیما بهارمستِ بازیگرِ تیاتر، کاملا متفاوت با کاراکتر بچگیش ظاهر شد و دیگه نه تنها از اون لوس بودن و نچسبی گذشته خبری نیست بلکه توانمندی و جذابیت قابل قبولی از خودش ارائه داد. به نظرم با همین فرمون جلو بره در آینده کارهای خوبی به نمایش ... دیدن ادامه » خواهد گذاشت.
الان برخورد کنم باهات که انقدر بی سر و صدا کار میبینی؟؟
۰۱ مهر
ممنونم :) ❤️
۰۴ مهر
موفق باشید :) ❤
۰۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند شب پیش این نمایش رو دیدم و در مجموع ازش راضی بودم.
موضوع جالبی داشت و لایه های روانشناسانه و جامعه شناختی متن مشهود بود ولی به نظرم باید بیشتر به جزییات و ریزه کاریها پرداخته می شد تا تماشاگر به خوبی متوجهشون بشه و براش گنگ نمونن( مثل قضیه آینه یا دیدن شبح توسط قاضی و ..)
من نمایش رو به دو نیمه تقسیم می کنم. نیمه اول شروع تا قبل از مونولوگ دادستان و نیمه دوم هم مونولوگ تا انتهای نمایش.
کار در نیمه اول ریتم کندی داشت و کم کم داشت تکراری می شد ولی وقتی به قسمت مونولوگ دادستان رسید ورق برگشت و جذابیت کار زیاد شد.
به شخصه فکر می کنم مجتبی بیات(دادستان) پتانسیل خیلی خوبی داره، نمی دونم چرا وقتی نقطه اوج بازیش رو می دیدم یاد اسماعیل گرجیِ سیزیف افتادم!!
فکر می کنم به زودی کارهایی در همون حد یا حتی بهتر از ایشون خواهیم دید و مطمینم اگه با همین فرمون ادامه ... دیدن ادامه » بدن آینده درخشانی در انتظارشونه.
با اینکه اکثر بازیگرهای این نمایش در ابتدای راهشون هستند ولی اکثراً بازیهای خوب و قابل قبولی ارائه دادند.
به نظرم چون کار قسمت های بداهه زیادی داشت و در تعامل با تماشاگرها جلو می رفت مهارت و تمرکز زیادی می طلبید تا یه موقع از کنترل خارج نشه..شب اجرای ما که خوب جمع شد.
در انتها به بازیگران، کارگردان و همگی عوامل خسته نباشید می گم و براشون آرزوی موفقیت می کنم.
سلام و درود
من این کار رو زمانی دیدم که پای خانم صمدی شکسته بود و آقایان کی منش و ژوله بازیگر کار بودن.
تقریبا سه سال پیش! ولی دوست داشتم بازی خانم صمدی رو هم ببینم بنابراین دوشنبه هفته پیش مجددا به دیدن کار رفتم.
متاسفانه اجرای قبلی خیلی به نظرم جذاب تر اومد. هیپولیتای کار قبلی (فکر کنم خانم نظری) خیلی بیشتر با نقش مچ بودند. نبودِ آقای کی منش هم به شدت محسوس بود..
هفته پیش یه آقای عکاس نامحترم اومد روی پله ردیف سه و کنار صندلی جلویی من نشست و از ابتدای نمایش تا آخر نمایش صدای شاتر دوربینش یه طرف و خنده های منزجر کنندش از طرف دیگه باعث شد به شدت بهم سخت بگذره.
سه سال پیش اولین بار با این کار با سالن مستقل آشنا شدم و خیلی این سالن رو دوست داشتم تا اینکه خارج از ظرفیت فروشیش شروع شد!
کاش برای دیدن دوباره کاری که دوستش داشتم و باهاش خاطره داشتم به مستقل ... دیدن ادامه » نمی رفتم!
الان دومین باره اجرایی رو که قبلا دیده بودم، تو مستقلِ این روزا دیدم و به قدری شرایط سالن بد بوده که باعث شد نه تنها هیچ لذتی از اون نمایش ها نبردم، بلکه خاطره های قبلیشون هم حسابی خراب شد!
دفعه اول سیزیف بود که تو ایرانشهر عاشقش شده بودم و تو مستقل به لطف خارج از ظرفیت ها تمام لذت قبلی شسته شد رفت!!اون شب خارج از ظرفیتی که روی پله و کنار صندلیم نشسته بود رسماً دیوانم کرد! خانمی پله کنار صندلیم نشست ولی طوری که حس می کردم تو دهن من نشسته!! یک ثانیه یک بار جابجا می شد و توی کیفش دنبال چیزی می گشت..یه لحظه هم که آروم می گرفت موهاشو که بلند بود با فاصله زیاااد از سرش (تا هرجا می رسید) می کشید و دور انگشت سبابش انقد میپیچوند تا برسه به کف سرش!! بازش می کرد و دوباره از اول!!!و از قضا تمام این کاراش تو دید من بود که کنارش نشسته بودم!!بقیه خارج از ظرفیت ها هم که سه ردیف جلوی سن بودن و تو دهن اسماعیل گرجی بودند!!
من معمولا صندلیم رو دو سرِ ردیف می گیرم که یک طرفم خالی باشه تا احتمال اینکه گیر یه تماشاگرنما بیفتم کمتر بشه ولی تو سالن مستقل که رو پله ها هم به زور آدم میچپونن نمیشه این تدابیر رو اندیشید!!

آقای کوشکی عزیز خارج از ظرفیت های مستقل بدجور داره توی ذوق می زنه..لطفا فکری براش بکنید.
انصافا چقدر بهتون سخت گذشته منم که وسواس این اتفاقات کاملا همذات پنداری کردم باهاتون-))
۱۶ مرداد
بازم خدا رو شکر :)
۱۷ مرداد
آره خب D:
۱۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
لطفا اجرا رو تمدید کنید یا روزانه یک سانس اضافه کنید!
چون سالن خیلی کوچیکه و ظرفیتش کمه، تعداد زیادی هستند که دوست دارند کار رو ببینند ولی موفق به تهیه بلیط تهیه نشدند..
موافقم، متاسفانه من هم نتونستم بلیط تهیه کنم
۰۶ مرداد
متن شاید سوزناک نباشه ، اما میدونم چقدر دوست داشتی باهامون میومدی :(((
من میگم بیا دم گیشه حضوری میگیریم. اگر ندادن تعدادمون زیاده ، پیروز دعوا ما هستیم شک نکن :))
۰۷ مرداد
آخی ممنون محمدجواد مهربون:)
پس واجبه بگم نفیسه جان نانچیکوشو بیاره D:
۰۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی آقای هاشمی رو خیلی دوست دارم ..قشنگ میدونه طنز رو تا کجا ببره..بلده مخاطب رو بدون شوخی جنسی بخندونه!
متن رو هم خیلی دوس داشتم ..اون حالت استیصال آقای هاشمی رو در تشخیص دروغ از حقیقت، با تموم وجود درک کردم و خیلی ازش لذت بردم...و در نهایت اون پایان باز کار رو خیلی پسندیدم.

پ.ن:ممنون از کارگردان عزیز و گروه محترم که بعد از نمایش توی نشست شرکت کردن و فرصتی برای گپ و گفت و تبادل نظر راجع به نمایش و مشکلات تماشاگرها پیش آوردن.
همگی خسته نباشید
این اجرا رو دو هفته پیش دیدم ولی نظری نذاشتم چون نمیتونستم با خودم کنار بیام که این نقد رو بنویسم یا نه!اما بالاخره تصمیم گرفتم بنویسمش!
اول اینکه بسیار موضوع خوبی برای کار انتخاب شده و ممنونم از ذهن دغدغه مند کارگردان عزیز ..به نظرم اینکه هدفشون حمایت از قشریه که در جامعه مظلوم واقع شدند، بسیار ارزشمنده اما روش این حمایت رو اصلا دوست نداشتم!
چرا باید حقمون رو از موضع ضعف بگیریم؟!
انسانهایی هستند که بنا به دلایلی اقلیت شدن و بهشون ظلم شده!اینکه بیایم براشون مراسم روضه راه بندازیم شرایطشون رو بهبود میده؟!نخیر!فقط باعث میشه بعد ازین به جای نگاه "تمسخر آمیز"، نگاهی "ترحم آمیز" بهشون داشته باشیم که فکر نمی کنم هیچکدوم از این عزیزان خواستار چنین چیزی باشن!

من یه دخترم و تو جامعه ای هستم که حقوقم دائم در حال تضییعه و بخاطر مردسالار بودن ... دیدن ادامه » جامعم همیشه تو الویت دوم قرار می گیرم!نمی گم اندازه ترنسها ولی تا حد خیلیییی زیادی به دختر ها و زن ها هم در همین جامعه ظلم شده و میشه و خواهد شد!ولی من ترجیح میدم این بی عدالتی ها رو با "صدای رسا" فریاد بزنم و حقوق از دست رفتمو با "قدرت" طلب کنم نه اینکه با چشم گریان اونا رو از کسانی که ازم دزدیدنش گدایی کنم!!
اینکه شما به ظالم التماس کنی تا بهت ظلم نکنه اصلا اسمش احقاق حق نیست!!!

پس برادر و خواهر ترنس من!حقت رو با قدرت بگیر!کسی بهت توهین کرد بکشونش دادگاه!ازش فیلم بگیر!آبروشو ببر!!برای حقت مبارزه کن و حقتو از کسی گدایی نکن!
همین کارها خودش فرهنگ سازیه...تا وقتی از ترس قضاوت ها و تمسخرها فرار کنی و ضعیف و مظلوم نشون داده بشی کسی شما و مطالباتتون رو جدی نمیگیره !!این جامعه همونقد که برای منه برا تو و هر اقلیت دیگه هم هست!

پ.ن:به جرأت میتونم بگم بدترین لحظات رو در این تیاتر داشتم!!یکی اون بالا روضه میخوند و چن نفر هم کنارم جوری اشک میریختن و بین اشک ریختن هاشون بینی هاشونو میکشیدن بالا!!! که اگه اخلاقیاتم اجازه میداد همون وسط بلند میشدم و صحنه رو ترک میکردم!!
شبی که اجرا رو دیدم، بیرون سالن دوتا دختر جوان با هم حرف میزدن، یکیشون گفت:
«من کل نمایش هی دماغمو کشیدم بالا که هم فکر کنن گریه میکنم، هرهرهر»
میخوام بگم بازم به معرفت اونی که واقعا اشک ریخته، بعضیا که جز لودگی، هیچ هنر دیگه ای ندارن
۱۰ تیر
خیلی کامنت آخرت خوب بود گلبرگ جان
آفرین :)
۱۱ تیر
ممنونم علیِ عزیز :)
۱۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این سه شنبه دسته جمعی داریم میایم زیارت! :)))
امضا: جمعی از تیوالیون :)
تازه ما از اتاق فرمان میبینیم:))))))
خدایی تصمیم دارم هرجا نشنیدم بلند بگم دوباره بگو:))))))))
تا بقیه باشن ردیفهای جلو برن و ما عقب بشینیم.والا:)
۰۱ تیر
سپهر شما رو کروات من شعر نوشتی؟؟؟؟ :I
۰۴ تیر
The game is on
Let's begin :)
۰۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه خبرهای بد تو "بی دفاع ترین لحظات زندگیت" داده میشه!
آخ که چقدر عاشق این نمایش هستم من
۰۱ تیر
شما ریاضی هستید،بچه های تجربی خارپشت میشن بعد از مدتی:))))))
۱۰ تیر
:))))))
۱۰ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دو تا بلیط کچل کفتر باز برای امروز ۱۹:۳۰ دارم اگه کسی میخواد بگه هدیه کنم :)
عههههه
نیم ساعت زودتر دیده بودم با مخ میگرفتم ازت.همونطرفا هم هستم آخه...

به قول ابلوموف
شانس چیه؟
هیچی
۳۱ خرداد
پاک کردن اشک از گوشه چَشم.
۰۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دو هفته پیش که فیلمو دیدم هم ازش لذت بردم هم از دست سوتی هاش حرص خوردم!
به نظر من مشکل اصلی فیلمنامه "نپرداختن" کامل به یه موضوعه!
یه توک به یه چیز میزد و سریع میرفت موضوع بعدی!
مثلا عشق آتشین بین نوید محمدزاده و پریناز ایزدیار رو فقط تو همون قسمت بولد میکنه و تمام!تو قسمت های بعدی هیچ اثری از این عشق تو نگاه ها، لحن و اعمالشون دیده نمیشه!
یا مثلا زندان رو پر دود میکنن و بعدش نه در مورد نتیجش صحبت میشه نه چیزی نشون داده میشه!
و مثال های دیگه که اگه بخوام همشونو بگم خیلی متنم طولانی می شه!
کلا انگار نویسنده خیلی هیجان داره تمام ایده هایی که ازینور اونور جمع کرده رو توی کار بچپونه!
من هر صحنه از فیلم رو که می دیدم برام آشنا بود و انگار قبلا تو یه فیلم دیگه دیده بودم!
یاد لباس سیندرلا افتادم که موش ها رفتن هر تکه ش رو از یه جا آوردن ولی خبر خوب این ... دیدن ادامه » بود که در نهایت لباس زیبایی شد!

یکی از نکات مثبت کار از نظر من بیرون آوردن نوید محمدزاده از اون کاراکتر بدبخت بیچاره همیشگیش بود ..دیگه کم کم داشت دچار تکرار می شد .. به نظرم توی تیپ جدیدش خوب جا افتاده بود و قشنگ بازی کرد.
نکته بعدی طراحی صحنه و لوکیشن خوب فیلم بود.
در نهایت اینکه من حیث المجموع کار رو دوس داشتم شاید بخاطر اینکه هر تکه از کار یه کار دوست داشتنی و قوی رو برام تداعی میکرد!!
شایدم چون یه کار هپی اندینگ بود به مذاقم خوش اومده!
"کی از نکات مثبت کار از نظر من بیرون آوردن نوید محمدزاده از اون کاراکتر بدبخت بیچاره همیشگیش بود"

با این بخش از نقدتون خیلی زیاااااد موافقم
۲۸ خرداد
اونجا فقط ۵ سانت از اتاق فرمان جلوتره :))
میشه برای تبلیغ بگی تجربه ای تکرار نشدنی!! این نمایش زیبا را از اتاق فرمان ببینید:)))
۳۱ خرداد
:))))))) یادم باشه اینو بنویسم؛)
۳۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیراندازی در محوطه تیاتر شهر تهران!!!/ایسنا
اون منطقه فقط درگیری مسلحانه کم داشت!
باجلیقه ضدگلوله ازاین پس باید برای دیدن نمایشها به تاترشهر بریم ..
۲۰ خرداد
متشکرم. دقیقا با شما موافقم و معتقدم منظر شهری پیش آمده روبروی تیاتر شهر نیز خیلی زشت شده است. جسارتا تصور بفرمایید فردی فرهیخته از نمایشی فاخر در تالار شهر بیرون می‌آید، لباس زیر و دمپاییش را از دست‌فروش می‌خرد، جلوتر بال کبابی و چایش را می‌زند و مابقی ... دیدن ادامه » خریدش را در راه منزل در مترو انجام می‌دهد. ظاهرا اسباب راحتیش از هر گونه محیا شده است!
۲۱ خرداد
:)))
درست می فرمایید اسباب راحتی فراهم شده ولی تهش یکی یه تیر هوایی میزنه تمام این آسایش دود میشه میره هوا D:
۲۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و عرض احترام
از این کار خوشم اومد چون از اون کارهاییه که هنوز درگیرشم و هنوز پازلش تو مغزم تکه های گمشده داره!
به نظرم باید یه بار دیگه به دیدنش برم بلکه بشه فکرش دست از سرم برداره! :)

پ ن:سالن هامون تمیز و خوشگل شده ممنون ولی متاسفانه مشکل اصلی سالن باران رو حل نکردن!صندلی ها!!
جزو بدترین صندلی هاییه که دیدم!حیف نبود همه چیز سالن رو بهتر کردند ولی کیفیت صندلی ها رو بالا نیاوردند؟؟!
گلبرگ عزیز
سپاس از حضورتون
و خوشحالیم که نمایش و دوست داشتین
۱۸ خرداد

مریم جان به خاطر عملکرد حرفه ای شما و گروه محترم در تمام زمینه ها سپاسگزارم
آرزوی موفقیت
۱۹ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پریشب این نمایش رو دیدم
قبل از اینکه نظرم رو در مورد کار بگم دو تا سوال برام پیش اومده که ممنون میشم اگه کسی میدونه جواب بده :)
1-یه جا بابک( افشین زمانی) توی اتاق بود و نازنین (که میگفتن دوس دختر سابقشه) بهش زنگ زد ولی یه جور با نازنین حرف زد که انگار نازنین دوست دختر قبلی آرش (مجتبی پیرزاده) بوده و دوستاش الکی به دوس دختر آرش (نینا یا همون گلنوش قهرمانی خودمون!) گفتن نازنین دوس دختر قبلی بابک بوده!
..کسی متوجه شد اینجای داستان رو؟
2- یه جا نینا(گلنوش قهرمانی) با بابک( افشین زمانی) تو اتاق بود و بهش گفت : "صدامو شنیدی موقع حرف زدن ؟" و بابک گفت:" نه! وقتی داشتی با تلفنت حرف میزدی من خواب بودم!" .درصورتیکه اون صحنه هیچوقت اتفاق نیفتاده بود چون بابک تو خواب فوت کرده بود و نمیتونسته بعدش دیالوگی داشته باشه!این قسمت مفهومش چی بود؟آینده بوده؟اتفاقات ... دیدن ادامه » محتمل موازی بوده؟!چی بود جریان؟
تازه تو همون قسمت بابک به نینا جریان بارداری فیک رو هم میگه!اگه اون سکانس قبلی (اتاق )وجود نداشته پس صحنه بعدیش هم که نینا رفت به آرش (مجتبی پیرزاده) و فواد (امیراحمد قزوینی) در مورد خبر داشتنش از فیک بودن بارداری گفت هم وجود نداشته!!
گیج شدم :|
گلبرگ عزیز، نکته اول رو متوجه نشدم. فکر نمیکنم این منظور تو نمایش بود. ولی نکته دوم همون جهان موازیه. و احتمالا در مورد اثر پروانه ایه. که ممکنه یه واقعه به وجود بیاد یا نه.
۱۴ خرداد
مفهومش این بود که زندگی مثل تئاتر نیست... تئاتر رو میشه تکرار کرد، زندگی رو نه
۱۹ خرداد
درسته ممنون مفهوم کلیش دقیقا همینه که می فرمایید
من حس کردم دی کد کردن هر صحنه هم میتونه یه سری حرف داشته باشه..
۱۹ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید