تیوال سمیه | دیوار
S2 : 16:01:03
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تماشای این نمایش رو توصیه میکنم.
این نمایش نه برای عموم، بلکه برای آدم های اهل تیاتر بسیار لذتبخش خواهد بود. با یک متن نسبتا خوب، بازی های عالی و اثربخشی زیاد روبرو خواهید شد.
به آقای کیانی و تیم بازیگران خسته نباشید میگم.
تنها نکته ای که دیدم زمان طولانی نمایش بود، فکر میکنم میتونست 20 دقیقه کوتاه تر از این هم باشه
مدتیه سعی میکنم نمایش هایی رو تماشا کنم که تم طنز داشته باشند. دیشب اما سنگلج و نمایشش بهم ثابت کردن درگیری ذهنی با نمایش ربطی به تم طنزش نداره.
تماشای این تیاتر دو وجه داشت، میتونستی غرق هنر بازیگرا بشی و لذت ببری و بخندی یا میتونستی از نگاه راوی به داستان نگاه کنی و مثل من اصلا نتونی بخندی من آخر نمایش غمگین بودم، همراهم انقدر خندیده بود که شاددد
از دید من نمایشنامه و داستان قوی بود و اجراش سخت. در کل نمایش زیبا بود.
با اسم بازیگران جستجو کردم تا از خانم فاطمه امینی تقدیر کنم بخاطر اجرای کامل و جذابشون -
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سمیه
درباره نمایش دلاک ها i
این اجرای زیبا رو دیشب تماشا کردیم. تم سنتی و طنز نمایش دلیل اصلی من برای انتخابش بود و از انتخابم راضیم.
موسیقی زنده و هماهنگ همراه با بازی های مسلط و روان که در کنار طنزپردازی خوب عوامل و داستان قرار گرفته بود یک ترکیب مناسب برای تماشا رو رقم زده بود. به آقای عبدلی و سایر عوامل کار خسته نباشید میگم. اینروزها که مخاطب تیاتر بیشتر به سمت آثار مدرن و نمایش نامه های سنگین گرایش داره، انتخاب تم و داستانی سنتی و ایرانی شجاعت و عشق خاص خودش رو میطلبید.
استقبال متوسطی از این نمایش شده که شاید یک دلیلش نداشتن فروش در تیوال باشه.. اما کار قطعا ارزش تماشا رو داره و پیشنهاد میکنم در ایام باقیمانده خصوصا شبهای وسط هفته ی گرم تابستان، این اجرا رو برای عوض شدن حال و لذت تیاتریش انتخاب کنید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سمیه
درباره نمایش کالاندولا i
ارزش تماشا داشت.
خسته نباشید به تیم جوان و جسور نمایش
من آخرین سیاه بازی سعدی افشار روی صحنه سنگلج را سالها قبل تماشا کردم.. پیرمرد جری لوییس را روی همین صحنه خندانده بود و حالا با صدایی لرزان در کنار پسرش آخرین سیاه بازی را روی صحنه ای به قدمت تیاتر ایران اجرا میکرد.
تصویر و صدای سیاه بازی سعدی افشار از زیباترین و ماندگارترین تصاویر ذهنی من از سیاه بازی بود و شب گذشته با تماشای بانوی توانمند هنر ایران خانم گلاب آدینه تصویر زیبای دیگری از هنر سیاه بازی ایرانی برایم خلق شد.
من از بازی تمام عوامل لذت بردم، گروه موسیقی "ول شدگان" زیبا اجرا کردند و تنظیم نور و صدا و حرکات دلنشین بود.
از گروه نمایش برای آفریدن یک شب تیاتری زیبا و اجرای نمایشی آمیخته از اشک و لبخند سپاسگزارم.
سمیه
درباره نمایش دو دلقک و نصفی‎ i
این نمایش را به تمام معنا دوست داشتم و لذت بردم و واقعا تیاتر دیدم.
نورپردازی آنقدر خوب بود که تاثیر مستقیم در اثرگذاری مفهومی نمایش داشت. موسیقی زیبا و به موقع و درست اجرا میشد. بعضی از صحنه ها از نظر قاب تصویری آنقدر زیبا بود که هنوز هم در ذهنم مانند تابلو جذابی نقش بسته. طراحی صحنه و دکور به نظر من عالی بود.
بازی ها خوب و روان و شخصیت پردازی ها دلنشین و درست بود. حقیقتا تمام عوامل به نظر حرفه ای و همه چیز در جای درستش قرار داشت.
در پایان خسته نباشید به آقای جلال تهرانی و آرزوی دوام و بهروزی برای ایشان ..
سمیه
درباره نمایش پسران تاریخ i
یک تئاتر به معنای واقعی تماشا کردیم.
نکات مثبت، دیالوگ های خوب و بازی های روان و نورپردازی به جا و موسیقی با تنظیم درست و .... در اکثر نوشته های کاربران آمده. این نمایش پر از نکات مثبت بود. زیبا اجرا شد و قابل ستایش بود.
نمایش را در آخرین شب اجرا دیدم و اگر زودتر کشف اش کرده بودم حتما ارزش دوباره دیدن و دریافت درک عمیق تر از نمایشنامه را داشت.

خسته نباشید به تیم "پسران تاریخ"
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سمیه
درباره نمایش هایلایت i
امشب اجرای زیبا و پر احساس خانم پرور و همکاران گرامی ایشان را به تماشا نشستم. بنظرم با اینکه مایه های طنز کار بالا بود اما نمایش خمیر مایه کاملا درام داشت.
بعنوان یک زن با تماشای این نمایش هم خندیدم هم گریستم، اما نمایش یک نمایش صرفا زنانه نبود و دیدم که آقایان هم از تماشای این اثر لذت میبرند.
این نمایش از زندگی حرف میزد و برای همراه نگاه داشتن مخاطب مایه های طنز جذابی در خود داشت.
تماشای نمایش را حتی به مادرم که تماشاچی تیاتر نیستند توصیه کردم.
با آرزوی ادامه راه و موفقیت همه هنرمندانی که به اصالت هنر وفادار ماندند.

زنی را می شناسم من
که می میرد ز یک تحقیر
ولی آواز می خواند
که این است بازی تقدیر
زنی با تار تنهایی
لباس تور می بافد
زنی در کنج تاریکی
نماز نور می خواند
زنی را می شناسم من
... دیدن ادامه » که هر شب کودکانش را
به شعر و قصه می خواند
اگر چه درد جانکاهی
درون سینه اش دارد

سمیه
درباره نمایش تنهایی پرهیاهو i
ابتدا به بازیگران پر انرژی و با استعداد این نمایش خسته نباشید میگویم.
بعد از نمایش "در بارانداز" و کارگردانی و اجرای خوب کار، وقتی متوجه شدم آقای آهنین جان تیاتر دیگری روی صحنه آورده اند سریع پیگیری کردم، نظرات این برگه را خواندم و موضوع کار هم که یکی از پنج کتاب اول من در لیست علاقه ها بود!
به دوستانم اطلاع دادم و دومین بودجه ماهانه تیاترم را به اینکار اختصاص دادم.
تنهایی پر هیاهو برای من بیشتر یک معنا است تا یک کتاب، در این نمایش این معنا تا مرز نابودی رفت، شاید متن خوبی داشت، اگر موفق میشدم میان آن همه داد و بیداد و صداهای بشدت بلند چیزی بفهمم درمورد متن نمایش حتما نظرم را میگفتم..
متن و داستان کتاب را که تقریبا حفظ بودم، تلاش برای فهمیدن حرف بازیگرانی که در حال فریاد زدن از عمق جگر بودند را متوقف کردم و فقط تصاویر و بازی ها را دنبال کردم... ... دیدن ادامه » اما باور کنید همان تصاویر و اکت ها هم مرا گیج میکرد و رشته داستانی که با آن زندگی کرده بودم را گاهی گم میکردم.
نه من و نه هیچکدام از سه نفر همراهانم در پایان نمایش از تماشای کاری که دیدیم کوچکترین لذتی نبردیم.
شاید اگر حجم صداهای نمایش کمتر و حداقل تنالیته مناسبتری داشت و در یک سالن با فضای اجرای بزرگتری هم اجرا میشد و چند شاید دیگر که در ذهن من شکل گرفته، نمایش بهتری از کار در میامد.
هماهنگی و تلاش و انرژی بازیگران کار را ارج میگذارم اما کمترین امتیازی که تا بحال به یک تیاتر داده ام را به این نمایش میدهم.
سمیه
درباره نمایش سه خواهر i
نمایش زیبایی بود، اجراها هم قوی بود و داستان روان پیش میرفت.. فکر میکنم گاهی دلم برای یک نقطه اوج در نمایش تنگ میشد، نه اینکه نباشه اما خیلی آرام و بی صدا مثل بقیه صحنه ها میگذشت اوج های کوتاهِ داستان..
خسته نباشید به تیم نمایش سه خواهر و آرزوی موفقیت های بیشتر برای شما عزیزان

- انتقاد: وقتی از تیوال بلیط تهیه میشه و من به عنوان خریدار چندروز صبر میکنم تا بتونم صندلی مورد نظرم رو در روز مناسب بخرم انتظارم برای نظم در نشستن در جایگاه بالا میره، وقتی وارد میشم و میبینم به همه میگن برید هرجا که جا هست بنشینید. و قطعا کسانی که زودتر وارد سالن شده اند تمام ردیف های جلویی که من چندروز منتظر خالی شدنشون در تیوال نشستم رو میگیرند و حالا صحبت و استرس اینکه یا جای خودت رو پس بگیری یا جای دیگری در گوشه دیگری پیدا کنی....
چه رفتار زشتی. واقعا باعث تاسفه.
۲۳ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سمیه
درباره نمایش آنتیگنه؟ i
با سلام
در یکشنبه باران به تماشای نمایش آنتیگونه نشستیم.. چندنفر از دوستان هم به دعوت من برای تماشا آمده بودند.
طراحی صحنه و لباس و هماهنگی موسیقی را دوست داشتم، به تلاش تیم نمایش خسته نباشید میگویم و برایشان فصلی پربار آرزومندم.
از نقطه نقد چند نکته هست که دیدگاه من است و البته همراهانم که شاید برای کارهای بعدی به کار تیم بیاید
- اولین نکته تکرار قصه بود، بارها و بارها از ابتدای نمایش تا به آخر.. قطعات قصه مرتب تکرار میشد ابتدا فکر کردم بخاطر تاکید روی بعضی نقاط برجسته و واداشتن تماشاگر به فکر است اما هرچه به پایان نمایش نزدیک شد از شنیدن تکراری داستان خسته شده بودم
- دومین چیز تفاوت میان حس بود و بازی... من بازی های خوبی دیدم اما حس ! جز در چهره پیرمرد و آن شخصیت جوکرمانند نتوانستم حس چندانی در سایر بازیگران خصوصا نقش کلیدی مادر( یوکاسته) پیدا ... دیدن ادامه » کنم - مجددا تاکید میکنم بازی ها و حرکات بدن خوب بود
- فلش بک ها زیاد بود، زیادددد.. و هربار بجای روایت ادامه داستان در فلش بک هم تکرار دوباره آنچه گذشت داشتیم.. اگر ترکیب مناسبی صورت میگرفت قطعا عالی بود اما ترکیب اسطوره ها و آدمها خوب صورت نگرفته بود و این رفت و برگشت های زیاد باعث شد تا پایان نمایش نتوانم روی ریتم قرار بگیرم و کاملا خودم را خارج از قصه احساس میکردم و یک ریتم ناموزون میدیدم
- من این نمایش را بیشتر نمایش کرئون دیدم و شخصیت پردازی این شخصیت چه در اسطوره و چه در زمان حال خوب انجام گرفته بود. داستان آنتیگونه و برادرش هم چیزی نیمه بود که بازیگرانش هم نتوانستند حق نقش را ادا کنند

در پایان علی رغم نکات بالا نمایش قابل تماشا و تامل بود و زحمت زیادی برای آن کشیده شده بود.
به امید تماشای کارهای آینده این گروه

سمیه
سلام....واقعا از حضورتون سپاسگذارم.....فقط یک سوال برام پیش اومد (چون نظرات دوستان برام مهمه) منظورتون از فلش بک زیاد چیه ؟ چون خود کار در کل یک فلش بک ...و من سعی کردم تکرار به جز دو یا سه دیالوگ اتفاق نیوفته.....و همه این دو یا سه بار تکرار توسط ادیپ گفته میشه.....ولی ... دیدن ادامه » ممکنه جایی باشه که من غافل شدم....در انتها از اینکه نمایش رو قابل دونستید و برامون نوشتید و دیگران رو تشویق به دیدنش کردین .... سپاسگذارم
۱۲ مرداد ۱۳۹۵
ممنون
خیلی مفید بود برا من
۱۶ مرداد ۱۳۹۵
جناب هدایتی عزیز
اگر بخواهم منظور را در یک جمله راحت بیان کنم، روایت یکبار در صورت مدرن و یکبار در صورت استوره ای اتفاق میافتاد.. تماشاگر در بین این سوییچ شدن ها قصه را گم میکرد. من که نه نویسنده ام و نه کارگردان اما از دیدگاه یک تماشاگر دوست داشتم ماجرا ... دیدن ادامه » یکجا شروع و جایی تمام یا ناتمام شود.. این سوییچ کردن بین دو دنیا اتفاق بیافتد اما در ادامه هم و خطی تر...
تاکید های اودیپ یا آنتیگنه چندان فلش بک به نظر نمیامد و همان حالت تاکید و یادآوری شخصیت را داشت برای من.. تنها گم شدن میان ماجرا آنهم چندبار بود که لذت نمایش را برایم کم کرده بود. و بقیه موارد هم که بالاتر گفتم

درپایان از اینکه شنونده حرف هایم بودید سپاسگزارم :)
۱۹ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آیا نمایش تمدید میشود؟
غلامرضا شایسته فر این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سمیه
درباره نمایش کمدی افسانه ببر i
سلام و خسته نباشید به عوامل نمایش زیبای افسانه ببر

نمایش یکی از بهترین مونولوگ هایی بود که دیده ام و قدرت اجرا و شخصیت پردازی آقای هاشمی بسیار جذاب و به جا بود. نمایش متن ساده و اجرای مفرحی دارد اما در پس زمینه تلاش میکند مفاهیم اجتماعی و سیاسی را هم در قالبی قابل قبول و سمپاتی به تماشاگرش نشان دهد.
در نهایت ساعت مفرحی را در تماشاخانه باران گذراندیم و نمایش خوب و با کیفیتی هم تماشا کردیم.
سپاس مجدد از مجموعه باران و عوامل اجرا خصوصا بازیگر توانا هدایت هاشمی :)

پیروز باشید
تشکر از مهربانی شما همراه گرامی و امید که لذت برده باشید
۰۵ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سمیه
درباره نمایش راه مهر راز سپهر i
نمایش را امشب تماشا کردیم، اجراهای انفرادی خصوصا اجرای آقای فلاحی پور در نقش رستم عالی بود، طراحی لباس و موسیقی هم در سطح خوبی قرار داشت، مشکل را فقط در ریتم دیدم که نمایش چندین بار از ریتم می افتاد و با توجه به زمان نسبتا زیاد نمایش برای مخاطب عام بازگشت مجدد به ریتم سخت میشد.
بخاطر متن و اجرا و دکور جالب از گروه تشکر میکنم و تماشای نمایش را توصیه میکنم.

سپاس
مهدی حسین مردی، شایسته محمدی و farhad riazi این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سمیه
درباره نمایش هفت خوان هملت i
خسته نباشید به گروه نمایش
نمایش پر تحرک و زنده ای را تماشا کردیم، از فرم و ریتم و موسیقی لذت بردیم، لحظات خوبی را برای ما رقم زد.

سپاس
سمیه
درباره نمایش قرار i
نمایش زیبایی بود، بازیگر نقش کودک اونقدر باور پذیر و جا افتاده بازی میکرد که تاثیر زیادی در قصه میگذاشت، اون شبی که ما به تماشا نشستیم حس میکردم بازیگرها کمی خسته هستند، ضمن اینکه دنبال روایت جدیدی از موضوع جنگ بودم که هرچه نگاه کردم در قصه چیزی نیافتم.. حکایت همان حکایت قدیمی بود اما خب نوع دکور و صحنه کمی فضا را متفاوت میکرد.
از نقاط قوت این نمایش به نظر من صحنه و دکور ساده و بازی با نور بود، موسیقی متوسط و کمک کننده بود و درکل بخاطر ساعت اجرا و کم هیجان بودن قصه گاهی خواب آلوده میشدم.

از عوامل بخاطر اجرای خوب و تسلط به اجرا سپاسگزارم.
وحید هوبخت این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سمیه
درباره نمایش در بارانداز i
به عنوان تماشاگر غیرحرفه ای تئاتر یکی از جالب ترین نمایش های امسال بود که به تماشایش نشستم.
تماشای نمایش در سالن حافظ که هیجان خاص خودش را دارد! و نورپردازی و افکت ها ی صحنه و شروع پرهیجان نمایش هم تماشاگر را در ابتدای کار خوب به کار جذب میکند، البته نمایش از نیمه راه جان میگیرد و ذهن تماشاگر را درگیر داستان میکند، تا قبل از آن من بیشتر جذب فضا و گریم ها و حرکت ها شده بودم.

در مجموع دیدن نمایش رو توصیه میکنم و احساسم بعد از اتمام نمایش این بود که حاصل زحمت گروهی این بازیگران جوان کار دلنشین و جالبی بود که شعور تماشاگر احترام میگذاشت.